۱۰ روش قدرت‌مند برای دست‌یابی به نظم شخصی

همه‌ی ما بارها و بارها خوانده‌ایم و شنیده‌ایم و حتی تجربه‌ کرده‌ایم که برای موفقیت، نیازمند منظم بودن هستیم؛ اما کم‌تر آدمی را می‌بینیم که خودش را منظم بداند. البته مشکل اصلی شاید این باشد که به ما نگفته‌اند نظم یعنی چه و ما فکر می‌کنیم که نظم یعنی چیزی شبیه همان نظم و انضباطی که در مدرسه و دانشگاه و محل کار و حتی محیط خانواده از ما انتظار داشته و دارند. 🙂

اما واقعیت این است که “نظم شخصی” هیچ تعریف مشخصی ندارد و مثل هر الگوی رفتاری دیگری اگر چه می‌تواند دارای “به‌ترین تجاربی” برگرفته از الگوهای شخصی دیگران باشد؛ اما در نهایت مفهومی است که توسط تک‌تک ما در زندگی‌مان خلق می‌شود و توسعه می‌یابد. این یعنی یکی از پیش‌نیازهایی که برای حرکت در مسیر موفقیت به آن نیاز داریم، خلق همین الگوی شخصی از نظم است. من این‌جا تعریف شخصی خودم را از “نظم شخصی” ارائه می‌دهم: نظم شخصی یعنی کارهایی که برای تحقق اهداف زندگی‌م انجام بدهم را در زمان خودش جوری انجام دهد که نتایج مورد انتظار از آن‌ها به‌دست آیند.

با این تعریف، “نظم شخصی” بیش‌تر یک الگوی عمل‌کردی است. بنابراین برای دست‌یابی به نظم شخصی با چنین تعریفی، لازم است عمل‌کردمان را به‌بود دهیم یا به‌عبارت به‌تر، باید بهره‌ورتر باشیم. اما چگونه می‌توانیم بهره‌ورتر باشیم؟ دیپ پاتل در سایت مجله‌ی آنترپرنر ۱۰ پیشنهاد را در این زمینه مطرح کرده است:

۱- نقاط ضعف‌تان را در زمینه‌ی بهره‌وری بشناسید: چه چیزی باعث بازی‌گوشی شما و فرارتان از انجام مسئولیت‌های‌تان می‌شود؟ آن‌ها همان چیزهایی است که باید حواس‌تان به آن‌ها باشد و کنترل‌شان کنید. مثلا: اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی!

۲- محرک‌های نقاط ضعف‌تان در زمینه‌ی بهره‌وری را کنترل و حذف کنید: به‌عنوان مثال:کشف کنید که چه چیزی باعث می‌شود مدام در شبکه‌های اجتماعی در حال رصد پست‌های دوستان و غیردوستان‌تان (!) باشید؟ بی‌حوصله‌گی؟ بی‌کاری؟ تنبلی؟ یا عامل دیگر؟ 🙂 با حذف عوامل حواس‌پرتی، احتمالا می‌توانید واقعا به کارهای‌تان برسید!

۳- برای خودتان هدف‌گذاری دقیقی داشته باشید که با نقشه‌ی اقدامات مشخص و زمان‌بندی اهداف و اقدامات کامل می‌شود: این‌گونه شاید مجبور شوید که واقعا کار کنید!

۴- منظم بودن را تمرین کنید: بهانه آوردن ممنوع! خودتان را به انجام کارها سر موقع مجبور کنید. بعد از مدتی به این کار به‌جای بازی‌گوشی عادت خواهید کرد.

۵- عادت به منظم بودن را پیچیده‌ نکنید: قرار نیست برای منظم شدن خودمان شکنجه بدهیم! 🙂 هر جور که راحت‌ترید منظم باشید. ولی به همین نظمِ حداقلی متعهد بمانید! لطفا.

۶- غذای سالم و مقوی بخورید: خیلی وقت‌ها بی‌حوصلگی‌ها و تنبلی‌ها به‌خاطر الگوی نادرست تغذیه‌ی ما است.

۷- شما همان‌قدر قدرت‌مند هستید که فکر می‌کنید هستید: با عزم راخ، یا راهی خواهیم یافت یا راهی خواهیم ساخت!

۸- برنامه‌ی جایگزینی داشته باشید: نظم شخصی به این معنی نیست که کارها را همیشه از یک راه مشخص انجام دهید. فارغ از این‌که همیشه اوضاع آن‌طوری که فکر کردید پیش نمی‌رود و لازم است برنامه‌های‌تان را تغییر دهید، کمی خلاقیت در اجرای برنامه‌ها چاشنی خوش‌طعمی برای ترغیب شدن به ادامه دادن مسیر طولانی دست‌یابی به اهداف است.

۹- به خودتان جایزه بدهید: توضیحی لازم است؟

۱۰- خودتان را ببخشید و به آینده چشم بدوزید: هیچ‌کس عمدا اشتباه نمی‌کند. همیشه می‌شود از زمین برخاست و دوباره شروع کرد. 🙂 پس بسم‌الله.

امیدوارم بتوانید تعبیر خوبی از نظم شخصی برای خودتان خلق کنید که به شما در تحقق اهداف‌تان کمک کند.

دوست داشتم!
۸

۹ روش ساده برای افزایش بهره‌وری کاری

نویسنده: لیسا کوآست / مترجم: علی نعمتی شهاب

یکی از مشکلات بزرگ و روزمره‌ی همه‌ی ما، کم‌بود زمان و عدم تناسب آن با حجم کارهای‌مان است. همیشه از وقت نداشتن شکایت داریم و در آرزوی روزی هستیم که بتوانیم از زیر این بار گران رها شویم و بتوانیم اندکی زندگی کنیم! اما چه می‌شود کرد با دنیایی که هر روز، سبکی‌ تحمل‌ناپذیرش سنگین‌تر می‌شود؛ چرا که کارهای عقب‌مانده‌ی دیروز هم به کارهای امروز افزوده می‌شوند.

در دنیای حرفه‌ای‌ها برای این مشکل راهی وجود دارد: مدیریت زمان! اما چگونه؟ در این‌جا برای شما چند پیشنهاد ساده اما کاربردی داریم:

  1. ثبت: کشف کنید چقدر از زمان‌تان صرف چه کارهایی می‌شود؟
  2. برنامه‌ریزی: هر هفته به‌جای غصه خوردن بابت دل‌تنگی عصرهای جمعه، ۳۰ دقیقه وقت بگذارید و برنامه‌ی زمانی هفته‌ی آینده‌تان را تهیه کنید.
  3. اولویت‌بندی: کدام کارها ضروری‌اند و کدام‌ها نه؟ برای کارهای ضروری، زمان‌‌بندی بدون وقفه‌ای را در نظر بگیر!
  4. حذف: کدام کارها را واقعا می‌شود حذف کرد؟ همیشه کارهایی هست! (مثلا: کمی کم‌تر در شبکه‌ها‌ی اجتماعی چرخ بزن!)
  5. هدف‌گذاری: هر روز صبح که از خواب بیدار شدی، فکر کن “انتظار من از امروز چیست؟ چه چیزی را باید تمام کنم؟”
  6. محدود کردن: فعالیت‌های وقت‌گیر و دارای ارزش زمانی متوسط مثل چک کردن ایمیل را به زمان‌های خاصی از روز محدود کن (مثل: اول صبح، موقع ناهار و …)
  7. چندوظیفه‌گی ممنوع: در هر زمان، فقط یک کار را انجام بده! هر کاری که تمام شد، سراغ کار بعدی برو!
  8. مثل یک مشاور بودن: فرض کن مشاوری هستی که برای انجام گروهی کارها، پول دریافت می‌کنی و برای باقی کارها خیر. وقت‌ات را صرف چه چیز خواهی کرد؟
  9. نه گفتن: خیلی از کارها فقط برای این به‌عهده‌‌ی تو می‌افتند که نمی‌توانی بگویی: نه، وقت ندارم یا از عهده‌اش برنمی‌آیم. سختی گفتن کلمه‌ی “نه” از زحمات پیامد “آری گفتن” آسان‌تر است!

منبع

دوست داشتم!
۶

دعوت به رویداد آموزشی “آینده‌ی بهتر”

در هر کاری شروع کردن، سخت‌ترین کار است و درست شروع کردن، یکی از کلیدی‌ترین عوامل موفقیت! برای راه افتادن و طی کردن هر مسیر طولانی و دشواری نیازمند داشتن ره‌توشه‌ای هستیم. یکی از مهم‌ترین سفرهای هر کدام از ما در زندگی، سفری است به‌اندازه‌ی یک عمر که از روزهای آغازین جوانی آغاز می‌شود: مسیر زندگی حرفه‌ای! چگونه می‌توان این مسیر را به‌خوبی آغاز کرد و آن را طی کرد؟ انگیزه‌های ما در این مسیر چه باید باشد؟ به چه مهارت‌هایی باید مجهز باشیم؟ اصلا چگونه باید در مورد خودمان، دنیا و شغل‌مان فکر کنیم؟ در هر کجای مسیر زندگی حرفه‌ای‌مان که باشیم، پاسخ به این سؤالات می‌تواند ما را در انتخاب درست مسیر، سرعت بخشیدن به جریان پیشرفت‌مان و نزدیک‌تر شدن به رؤیای‌های‌ شغلی‌مان یاری دهد.

پاسخ این سؤالات و بسیاری سؤالات دیگر، موضوع رویداد آموزشی آینده‌ی بهتر است که این هفته پنج‌شنبه ۱۵ مهر ماه در مؤسسه‌ی نیکوکاری رعد به‌همت خیریه‌ی همگام برگزار می‌شود و من هم افتخار دارم در کنار دوستان خوبم از جمله امیر مهرانی عزیز، با دو سخنرانی کوتاه در زمینه‌ی “تفکر سیستمی” و “رزومه‌نویسی” در خدمت شرکت‌کنندگان باشم.

برای اطلاعات بیش‌تر و ثبت‌نام به سایت آینده‌ی بهتر مراجعه فرمایید. منتظر دیدارتان هستیم!

 

دوست داشتم!
۰

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۰۸): سه ذهنیت اشتباه در تفکر کاری

“راستش این شایعات باعث ایجاد انگیزه در من می‌شود چرا که اگر شما از حضور دائمی خود در یک تیم مطمئن باشید، ممکن است تمامی تلاش خود را در زمین مسابقه انجام ندهید و بهترین عملکرد خود را نداشته باشید. در هر فصل نقل‌و‌انتقالاتی این شایعات بخشی از کار ما محسوب می‌شود و ما همواره باید با این مسائل کنار بیاییم و فقط روی کار خود تمرکز کنیم. وظیفه‌ی من این است که بهترین عملکرد ممکن را برای تیمم ارائه دهم و تمام تمرکزم نیز روی همین مسئله قرار دارد.” (اولیویه ژیرو درباره‌ی شایعه‌ی خرید اوبامیانگ توسط آرسنال؛ این‌جا)

ژیرو از آن مهاجمانی است که بازی‌ش بگیر و نگیر دارد؛ گاهی در اوج است و گاهی هم “معمولی‌” توصیف زیاده از اندازه‌ای از کیفیت بازی او است! با این حال ژیرو در حرف‌های‌ش که شاید ساده هم به‌نظر برسند؛ درباره‌ی چند تا از مهم‌ترین اشکالات تفکر ما به‌عنوان “کارمند” صحبت می‌کند. توضیح این‌که “تفکر کارمندی” اگر چه در رسانه‌ها ـ به‌ویژه در سال‌های اخیر که ذهنیت خودکارآفرین‌پنداری و این‌که همه باید کارآفرین باشند فراگیر شده ـ بار منفی پیدا کرده؛ اما کارمند بودن در ذات خود خوب یا بد نیست و بستگی به انتخاب و شخصیت و ذهنیت خود ما دارد. “تفکر کارمندی” هم به‌همین شکل خوبی‌هایی دارد و بدی‌هایی که می‌توان با شناخت آن‌ها در هر شغلی که داریم ـ حتی به‌عنوان آزادکار (فریلنسر) و کارآفرین ـ موفق‌تر باشیم.

بیایید نگاهی بیاندازیم به نکاتی که ژیرو درباره‌ی آن‌ها حرف زده است:

۱- خوش‌بینی مطلق: جایگاه شغلی من دائمی است! بسیاری از ما وقتی به جایگاه شغلی خوبی می‌رسیم، فکر می‌کنیم “این‌جا جای من است و برای همیشه همین‌جا می‌مانم!” اما مشکل این‌جا است که همیشه هم اوضاع آن‌طوری که می‌خواهیم پیش نمی‌رود. در واقع وقتی در جایگاه شغلی قرار گرفتیم که مناسب ما و متناسب با شایستگی‌ها و تجارب ما ـ و از آن گذشته هماهنگ با رؤیاها و آرزوهای ما ـ است، نباید فراموش کنیم که: “قله، پایان راه نیست.” باید به فکر فتح قله‌های بالاتری باشیم که در ساده‌ترین حالت می‌تواند حفظ جایگاه فعلی‌مان با عملکردی مناسب باشد!

۲- بدبینی مطلق: باید همیشه حاشیه‌ها و ریسک‌های احتمالی باشم تا اتفاق بدی نیافتد! در بسیاری از سازمان‌ها متأسفانه عدالت سازمانی و شایسته‌سالاری آن‌چنان هم اصل اساسی در به‌کارگماری افراد نیست. این فقط خاص سازمان‌های دولتی نیست‌؛ بلکه شخصا طعم تلخ تبعیض را در شرکت‌های خصوصی چشیده‌ام و به‌عنوان مشاور نیز بارها شاهد چنین مشکلاتی در انتصاب‌های مدیران شرکت‌های خصوصی بوده‌ام. این مشکل حتی خاص سازمان‌های ایرانی هم نیست! (می‌توانید تنها به‌عنوان یک نمونه ردی از آن را در مباحث مطرح درباره‌ی درصد مشارکت زنان و اقلیت‌های نژادی در سطح مدیریت عالی شرکت‌های بزرگ دنیا بیابید!) اما این‌که همیشه فقط و فقط نگران از دست دادن جایگاه‌مان باشیم باید به یاد این بیفتیم که این “ماندگاری” البته قیمتی دارد که خیلی وقت‌ها می‌تواند به‌معنی نقض اخلاق باشد … یادمان باشد “نگران جایگاه خود بودن” جز وظایف سازمانی ما نیست! 🙂

۳- عملکرد من وابسته به وضعیت جایگاه شغلی‌ام است! این در حالی است که اغلب ما به صحیح بودن عکس این گزاره باور داریم!

دوست داشتم!
۱

هفت ویژگی افراد خسته‌کننده

بعضی از افراد را هر جور هم که بخواهی تحمل کنی، نمی‌شود! وقت گذراندن با این افراد سخت است. بدتر این است که خیلی وقت‌ها چاره‌ای جز وقت گذراندن با آن‌ها نداریم و نمی‌توانیم بگوییم چقدر خسته‌کننده‌اند. اما یک لحظه صبر کنید: از کجا که من یکی از آن‌ها نباشم؟

در این‌جا هفت ویژگی افراد خسته‌کننده را مرور می‌کنیم:

۱- آن‌ها یا کلا ساکت گوشه‌ای می‌نشینند و حرفی نمی‌زنند (چون معتقدند نظرشان گوش شنوا ندارد!) یا اگر تصمیم به حرف زدن بگیرند بیش‌تر از آن‌که گوش بدهند، حرف می‌زنند! (و در اغلب موارد اصلا به حرف دیگران گوش نمی‌دهند!)

۲- حوصله‌برها هر چقدر هم که تلاش کنند نمی‌توانند دیگران را بخندانند و لبخندی واقعی را بر لب دیگران بنشانند!

۳- آن‌ها همیشه کارهای محدودی را به‌همان شکلی که قبلا انجام داده‌اند، تکرار می‌کنند. تجربه کردن و کشف و امتحان راه‌های جدید در مرام آن‌ها نیست!

۴- آن‌ها هیچ‌وقت در مورد هیچ چیزی موضع‌گیری یا نظر شخصی ندارند. آن‌ها بلد نیستند فکر کنند و راه و روش تحلیل کردن را نمی‌شناسند. بنابراین آن‌‌ها نه موافق چیزی هستند نه مخالف‌ش!

۵- وقتی فرصت سخن گفتن در اختیار یک فرد خسته‌کننده قرار می‌دهید، نباید از این‌که او نمی‌تواند هیچ حکایت و خاطره و نکته‌ی سرگرم‌کننده‌ای را بیان کند، شگفت‌زده شوید!

۶- آن‌ها نمی‌توانند دنیا را از زاویه‌ی دید دیگران ببینند. جهان اطراف برای آن‌ها چیزی فراتر از تجربیات محدود خودشان نیست و نمی‌توانند درک کنند چرا دیگری مثل آن‌ها فکر یا زندگی نمی‌کند.

۷- آن‌ها نمی‌توانند هیچ ارزش جدیدی را برای گروه، سازمان‌ یا جامعه‌ای که در آن عضویت دارند به ارمغان بیاورند. موضع آن‌ها نسبت به دنیا و دیگران تنها بهره‌برداری یک‌طرفه است. آن‌ها افرادی خودخواه و خودمحور هستند.

خوب است با اطرافیان‌مان حرف بزنیم و بعد حتی اگر یکی از این ویژگی‌ها را داشتیم تا دیر نشده به فکر چاره‌ای باشیم.

منبع

پ.ن. این مطلب پیش از این در خبرنامه‌ی ایمیلی کار حرفه‌ای راه‌کاو منتشر شده است. برای ثبت‌نام و دریافت مطالب این خبرنامه به سایت راه‌کاو مراجعه فرمایید. متشکرم. 🙂

دوست داشتم!
۴

حرفه‌ای‌ها (۲۱): پی‌یر لومتر

پیر لومتر نویسنده‌ی فرانسوی و برنده‌ی جایزه‌ی گنگور ۲۰۱۳ برای به‌ترین رمان است. در مصاحبه‌ی جذاب او منتشر شده در روزنامه‌ی آرمان ـ نکات بسیار جالبی در مورد تفکر و رویکرد یک حرفه‌ای واقعی مطرح شده که آن‌ها را با هم مرور می‌کنیم:

ـ اگر به خوانندگان فکر نکنم نخواهم توانست سوال «آیا رمانم خوب است یا نه؟» را از خودم بپرسم. وانگهی، من برای خواننده داستان می‌سازم و آن را به او می‌فروشم. بنابراین «باید» آن را بپسندد. اما پرسش واقعی این نیست که بدانیم آیا خواننده از اثر خوشش آمده یا نه، بلکه این است که «آیا من توانسته‌ام احساساتی را در خواننده برانگیزم که می‌خواسته‌ام برانگیزانم؟ آیا خواننده من گریه کرده آن‌زمانی‌که من خواسته‌ام گریه کند؟» بنابراین، من به نوعی مجبور خواهم بود به خوانندگانم فکر کنم. وظیفه ادبیات، فهماندن مردم از طریق عواطف و احساسات است. هر کس شغلی دارد و شغل من نیز «تولید احساس» است.

ـ رمان‌نویس باید اعتماد زیادی به نوشتن داشته باشد؛ درعین‌حال باید حذر کردن نیز بداند. اگر شما داستان خود را بیش از حد بتن‌ریزی کنید، آنگاه نخواهید توانست به آنچه ممکن است در حین نوشتن پیش بیاید اطمینان کنید. برای مثال، احتمال دارد شخصیت شما به‌طور ناگهانی کار بزرگی انجام دهد که همه‌چیز را تغییر دهد و شما آن را فوق‌العاده ببینید. همچنین اگر شما در مرحله آماده‌سازی اصلاحات بسیاری انجام دهید، آنگاه جای زیادی برای «خیال» باقی نمی‌ماند. در نوشتن امکان وقوع اتفاقات زیادی وجود دارد، اما باید در نوشتن مراقب نیز بود و نباید تصور کرد که نوشتن همه مشکلات را حل‌وفصل خواهد کرد. من شخصا، تا زمانی‌ که طرح کلی و پایان را ندانم شروع به نوشتن نمی‌کنم. در این هنگام است که می‌دانم نوشتن می‌تواند خلأ باقیمانده را پر کند و دقیقا می‌دانم به کجا می‌روم.

ـ من به هیچ‌وجه مغرور نیستم، اما همان‌طور که می‌دانید، در زندگی نباید خود را دست‌کم گرفت. کارهایی هستند که به خوبی از عهده انجام‌شان برمی‌آییم و در مقابل کارهایی نیز هستند که کم‌تر در آن‌ها موفقیم. در مورد کارهایی که می‌توانیم انجامشان دهیم باید بتوانیم بگوییم: «من به خوبی از عهده انجام این کار برمی‌آیم.» ممکن است دیگران آن را بهتر از من انجام دهند و من بهترین نباشم، اما با تخصصی که من دارم، این کاری است که می‌توانم به بهترین وجه انجامش دهم.

دوست داشتم!
۳

پنج باور نادرست در مورد بهره‌وری فردی

بهره‌وری از واژه‌های زیبا و دوست‌داشتنی و پرکاربرد این روزها است. بهره‌وری حلال بخش عمده‌ای از مشکلات اقتصادی و کسب و کاری و حتی اجتماعی و فردی کشور دانسته می‌شود. همه‌جا سخن از پایین بودن بهره‌وری است. مدیران از بهره‌وری پایین نیروی انسانی خود شکایت دارند. در مقابل کارشناسان و کارمندان نیز همه‌ی مشکلات را بر گردن نظام‌های ضعیف سازمانی، در دسترس نبودن منابع مورد نیاز، تصمیمات اشتباه مدیران و چیزهایی شبیه این‌ها می‌اندازند. اما این بهره‌وری چیست که همه به دنبالش هستند و هیچ‌وقت نیست یا اگر هست کم است؟

بهره‌وری را می‌توان “انجام درستِ کارهای درست” تعریف کرد. در واقع بهره‌وری مساوی است با اثربخشی (انجام کار درست) به‌علاوه‌ی کارایی (انجام درست کار.) با چنین تعریفی می‌توان ایده‌هایی در مورد جلوه‌های بهره‌وری در دنیای واقعی کشف کرد. یک نکته‌ی بسیار مهم که نباید فراموش کنیم این است که بهره‌وری با همین تعریف در حوزه‌ی زندگی شخصی هم مثل دنیای کسب و کار معنادار است. ما در زندگی‌ شغلی و شخصی‌مان نیازمند این هستیم که کارهای درست را به‌شیوه‌ای درست انجام دهیم. با چنین برداشتی از بهره‌وری است که مشخص می‌شود بهره‌وری در واقع یک سبک زندگی است که باید خودمان در پیش بگیریم و در واقع خیلی هم به سازمان و مدیران‌اش ارتباطی ندارد!

اما شاید برای بهتر درک کردن مفهوم بهره‌وری در زندگی شخصی و شغلی بد نباشد چند باور نادرست در مورد بهره‌وری فردی را با هم مرور کنیم:

۱- بهره‌وری به‌معنی زیاد کار کردن نیست؛ اگر چه زیاد کار کردن در دوره‌ی زمانی کوتاهی شما را بهره‌ورتر خواهد کرد!

۲- شلوغ بودن‌ سر شما به‌معنی بهره‌وری نیست!

۳- این‌که حس می‌کنید بهره‌وری دارید، به‌معنی این نیست که بهره‌ور هستید!

۴- بهره‌وری به‌معنی حذف زمان استراحت و زندگی شخصی نیست!

۵- بهره‌وری به‌معنی این نیست که همیشه در حال برنامه‌ریزی کردن باشیم: کار کردن مهم‌تر است!

منبع

پ.ن.۱٫ این مطلب پیش از این در خبرنامه‌ی ایمیلی کار حرفه‌ای راه‌کاو منتشر شده است. برای ثبت‌نام و دریافت مطالب این خبرنامه به سایت راه‌کاو مراجعه فرمایید.

پ.ن.۲٫ رونوشت به خودم در همین روزها. 🙂

دوست داشتم!
۵

راه‌کاو: خبرنامه‌ی ایمیلی کار حرفه‌ای

هفت سال پیش وقتی گزاره‌ها را به‌عنوان وبلاگ شخصی آغاز کردم، هیچ‌‌گاه تصور نمی‌کردم که تا این حد منشأ خیر و برکت در زمینه‌ی زندگی شغلی و شخصی من شود. هدف از راه‌اندازی گزاره‌ها ایجاد یک تعهد بیرونی برای استمرار یادگیری و مطالعه و هم‌چنین تمرین برای متفاوت دیدن و ساده نوشتن درباره‌ی تجربیات و ایده‌های شخصی در حوزه‌های مدیریت و مهارت‌های شغلی حرفه‌ای بود. حالا با گذر از این هفت سال و اتفاقات جذابی که گزاره‌ها رقم زد و با در نظر گرفتن ماهیت کارکردی گزاره‌ها یعنی “مدیریت و کار حرفه‌ای به زبان زندگی” تصمیم گرفتم تا پروژه‌های جدیدی را در کنار گزاره‌ها آغاز کنم. این پروژه‌ها البته به‌هیچ عنوان روی گزاره‌ها به‌عنوان وب‌سایت اصلی من سایه نخواهند انداخت. می‌توانیم آن‌ها را به‌عنوان محصولات جانبی از گزاره‌ها در نظر بگیریم که در صورتی که راه خودشان را پیدا کنند می‌توانند به‌صورت مستقل به کار خود ادامه بدهند. 🙂

این هفته اولین محصول “گزاره‌ها” آغاز به کار خواهد کرد؛ محصولی که با یکی از دو حوزه‌‌ی اصلی موضوعی گزاره‌ها در ارتباط مستقیم است: کار حرفه‌ای! همه‌ی ما از روزی که وارد بازار کار می‌شویم، اولین هدف‌مان موفقیت و پیش‌رفت شغلی است. اما چند سالی که از دوران کار کردن‌مان گذشت با این حقیقت مواجه می‌شویم که آن‌قدرها هم پیش‌رفت نکرده‌ایم: هنوز همان کارشناس جزء باقی مانده‌ایم، حقوق‌مان آن‌قدرها افزایش پیدا نکرده و از همه مهم‌تر با وجود سخت‌کوشی و صرف انرژی بسیار زیاد، به نتیجه‌ی چندان قابل توجهی نمی‌رسیم. حالا این‌ها از مشکلات مربوط به نارضایتی ما از شغل‌ و سازمان محل کارمان جدا هستند.

به‌عنوان مشاور و یک فرد فعال در فضای کسب‌وکارها و سازمان‌های هر دو بخش دولتی و خصوصی بارها دیده‌ام که بزرگ‌ترین مشکل ما در این زمینه این است که مهارت‌های کاری حرفه‌ای را نه در دوران تحصیل و نه در زمان اشتغال به ما یاد نداده‌اند. اما حتی برای افرادی که این مشکل را تشخیص داده باشند هم راه‌حل قابل قبولی در دسترس نیست. افرادی که به‌دنبال یادگیری مهارت‌های کار حرفه‌ای باشند با مسائل زیر مواجه‌اند:

۱- یکی از بزرگ‌ترین از مشکلات بزرگ ما کمبود منابع غنی در این زمینه است. معمولا مباحث کار حرفه‌ای به‌صورت پراکنده و به‌عنوان مطالبی جانبی در سایت‌های کسب‌وکاری و فناوری و حتی سبک زندگی مطرح می‌شوند؛ اما یک مرجع مشخص در این زمینه وجود ندارد!

۲- کتاب‌های زیادی در مورد آموزش این مهارت‌ها وجود دارند؛ اما تشخیص کتاب‌های باکیفیت از کتاب‌های بازاری کار آسانی نیست. این تازه بعد از حل این مشکل است که: باید چه مهارت‌هایی را یاد بگیریم؟

۳- برای یادگیری مهارت‌های کار حرفه‌ای کلاس‌های مختلفی هم وجود دارند؛ اما به‌دلیل هزینه‌های بسیار بالای آن‌ها افراد بیش‌تر در قالب آموزش‌های رسمی سازمانی به این کلاس‌ها دسترسی دارند.

از همه‌ی این مشکلات که بگذریم، مشکل کمبود وقت و بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی ما در عصر شبکه‌های اجتماعی موبایلی را نیز نباید فراموش کرد!

چه می‌شود کرد؟ پیشنهاد من برای حل مشکلات بالا این است: یک تعهد بیرونی برای خودمان ایجاد کنیم که وقت زیادی را هم از ما نگیرد! اما چگونه؟ براساس تجربیات‌م در زمینه‌ی تولید محتوا و آموزش، تصمیم گرفتم یک راه‌حل خیلی ساده در این زمینه ارائه بدهم: یک خبرنامه‌ی ایمیلی با محتوای کوتاه آموزشی در زمینه‌ی مهارت‌های کار حرفه‌ای.

راه‌کاو” خبرنامه‌ی ایمیلی مهارت‌های کار حرفه‌ای است که از این هفته کار خودش را آغاز می‌کند. شیوه‌ی کار به این شکل است: بعد از ثبت‌ ایمیل‌تان در راه‌کاو، هر هفته روزهای یکشنبه و چهارشنبه یک ایمیل دریافت می‌کنید که حاوی یک متن ۳۰۰ کلمه‌ای آموزشی در زمینه‌ی مهارت‌های کار حرفه‌ای است (۳۰۰ کلمه در واقع برابر یک ستون نصف صفحه‌ای یک روزنامه است که خواندن‌ش چند دقیقه‌ای بیش‌تر زمان نمی‌برد!) تلاش کرده‌ام تا این متن‌ها، ساده و کاربردی و از نظر موضوعی بسیار متنوع باشند تا با همین مطالعه‌ی ساده‌ی هفتگی بتوانید کم‌کم شایستگی‌های حرفه‌ای خود را ارتقا دهید. هم‌چنین روزهای شنبه نیز یک ایمیل شامل لینک‌های منتخب هفته‌ در زمینه‌ی کار حرفه‌ای را دریافت خواهید کرد.

مطالب “راه‌کاو” صرفا به ایمیل شما ارسال خواهند شد و در وب‌سایت منتشر نمی‌شوند. ضمنا ایمیل شما حتما محفوظ خواهد بود و به‌هیچ عنوان ایمیل‌های اسپم برای شما ارسال نخواهد شد. تنها ممکن است هر از گاهی ایمیلی شامل معرفی یک محصول /کتاب / کلاس / اپلیکیشن مرتبط با موضوع کار حرفه‌ای برای شما ارسال کنم.

امیدوارم این پروژه‌ی جدید گزاره‌ها بتواند به شما در حرکت‌تان به سمت موفقیت شغلی کمک کند. ایمیل‌تان را در راه‌کاو ثبت کنید و آن را به دوستان‌تان معرفی کنید. اولین ایمیل “راه‌کاو” حوالی ظهر روز یکشنبه (فردا) ارسال خواهد شد.

منتظر پروژه‌ها و محصولات بعدی گزاره‌ها باشید. 🙂

دوست داشتم!
۱۲

۲۱ مهارت نرم برای موفقیت شغلی

در نوشته‌ی قبلی در مورد اهمیت مهارت‌های نرم برای موفقیت شغلی توضیحاتی ارائه شد و نوشته با این سؤال به پایان رسید که مهارت‌های نرم را چگونه باید آموخت؟ یک راه آموختن مهارت‌های نرم، ایجاد عادت‌های صحیح در زندگی روزمره است. در این نوشته به‌نقل از این‌جا فهرستی از ۲۱ مهارت نرم برای موفقیت شغلی ارائه می‌شود:

۱- مهارت سخنرانی در جمع؛

۲- یادگیری برنامه‌نویسی رایانه‌ای؛

۳- گوش دادن به پادکست‌ها؛

۴- علاقه‌مندی به مباحث روان‌شناسی (ابزاری برای شناخت عمیق‌تر و صحیح‌تر خودمان، افکارمان، انگیزه‌های‌مان و عملکردهای‌مان)؛

۵- انتخاب یک فعالیت ورزشی که بتوانید برای سال‌ها آن را انجام دهید؛

۶- یادداشت کردن نکات کلیدی از فعالیت‌های روزمره قبل از خواب (تحقیقات نشان داده‌اند که نوشتن از زندگی روزمره در پایان روز باعث آسوده شدن ذهن شما و بهره‌وری بیش‌تر در روز بعد خواهد شد)؛

۷- گفتگوی روزمره با آدم‌های غریبه (آن‌ها می‌توانند به‌معنی فرصت‌های جدید برای شما باشند!)؛

۸- یادگیری گوش دان اثربخش؛

۹- اتلاف کم‌تر زمان (فراموش نکنیم که زندگی چیزی بیش‌تر از روزها، ساعت‌ها، دقیقه‌ها و ثانیه‌ها نیست)؛

۱۰- شاد شدن با دنبال کردن رؤیاها (به‌جای نشستن و غصه خوردن از محقق نشدن رؤیاها و انجام کارهایی که مجبورید انجام دهید، تلاش برای رسیدن به رؤیاهای‌تان را آغاز کنید!)؛

۱۱- ایجاد دوستی‌های عمیق و مهربانی با مردم؛

۱۲- تنوع‌بخشی به تجربیات؛

۱۳- پس‌انداز پول؛

۱۴- هم‌نشینی با افراد باتجربه (آن‌ها راهِ رفتن را تجربه کرده‌اند)؛

۱۵- پرداختن به امور معنوی؛

۱۶- یادگیری چگونه سازگار کردن خود با شرم و تردید (و سایر احساسات انسانی)؛

۱۷- بیرون زدن از ساختمان؛

۱۸- تلاش برای شناختن آدم‌هایی که شبیه شما نیستند؛

۱۹- به‌خاطر سپردن تاریخ‌ها (هر چیزی چه زمانی اتفاق افتاده یا خواهد افتاد؟)؛

۲۰- رمان و داستان خواندن؛

۲۱- داشتن اهداف حداقلی اما ثابت برای هر روز (مثلا: خواندن ۱۵ صفحه کتاب در روز.)

شاید این پیشنهادات چندان هم مهم و اثربخش به‌نظر نیایند؛ اما تنها راه به‌انجام رساندن کارهای بزرگ، انجام دادن کارهای کوچک به‌مدت طولانی است. قصه‌ی سکاکی یادتان هست؟

دوست داشتم!
۱۲

مهارت‌‌های مورد نیاز برای موفقیت شغلی

خیلی از ما تصور می‌کنیم برای موفقیت شغلی نیازمند انجام کارهای عجیب و غریب و تلاش‌های مافوق بشری هستیم و به‌همین دلیل، حتی گام اول را در مسیر رسیدن به مقصودمان برنمی‌داریم. این در حالی است که موفقیت هیچ راهی ندارد جز همان ضرب‌المثل معروف که “آهسته و پیوسته رفتن” را به ما توصیه می‌کند. بدیهی است که در طی این مسیر نیاز به مجهز بودن به ابزارهایی داریم تا بتوانیم از عهده‌ی وظایف و کارهایی که در طول مسیر به آن‌ها نیازمندیم، برآییم. این ابزارها همان مهارت‌ها (یا به تعبیری دیگر شایستگی‌های) ما هستند. یاد گرفتن مهارت‌ها و تبدیل کردن آن‌ها به عادت باعث می‌شود تا بتوانیم در زمان مناسب به به‌ترین شکل ممکن هر کاری را انجام دهیم.

در هر شغل و حرفه گروهی از مهارت‌های تخصصی وجود دارد که فرد متخصص لازم است آن‌ها را فرا بگیرد (مثلا: یک جوشکار باید جوشکاری با گاز آرگون را بلد باشد!) اما گروهی از مهارت‌ها هم وجود دارند که در هر شغلی و از آن‌ مهم‌تر در زندگی روزمره برای ما کاربرد دارند. این مهارت‌ها مهارت‌های عمومی شغل و زندگی محسوب می‌شوند. مهارت‌های دسته‌ی اول را مهارت‌های سخت و مهارت‌های دسته‌ی دوم را مهارت‌های نرم می‌نامند. می‌توانید این‌جا و این‌جا را برای آشنایی بیش‌تر ببینید.

مهارت‌های سخت معمولا با تحصیل، کارآموزی و … یاد گرفته می‌شوند. اما متأسفانه در مدرسه و دانشگاه و حتی محل کار خیلی به آموزش مهارت‌های نرم اهمیتی داده نمی‌شود. اغلب مدیران ما نیز به اهمیت مهارت‌های نرم در موفقیت تیم و همکاران خود واقف نیستند. در عین حال خود ما هم آن‌قدرها که به مهارت‌های سخت اهمیت می‌دهیم و برای یادگیری‌شان به‌سراغ کلاس و مطالعه و تمرین برای خودآموزی می‌رویم، مهارت‌های نرم را جدی نمی‌گیریم. پس مهارت‌های نرم را چگونه باید یاد گرفت؟ در این‌ باب نوشته‌های دیگری خواهم داشت و در آن پیشنهاداتی ارائه می‌کنم.

پ.ن. مدت زیادی است از نوشته‌های با موضوع “کار حرفه‌ای” در گزاره‌ها خبری نیست. از این هفته دوشنبه شب‌ها دوباره انتشار این یادداشت‌ها را آغاز می‌کنم.

دوست داشتم!
۸