بایگانی برچسب: s

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۵۱): ای بی‌عطش بکوش که صاحب عطش شوی!

نوشته‌شده در توسط .

“مورینیو و ونگر با هم متفاوت هستند ولی یک وجه مشترک میان این دو وجود دارد: هر دو از باختن متنفر هستند و به نظرم، این محرک اصلی برای موفقیت های هر دو نفر است؛ چرا که اگر تعهد و عطش برای کسب موفقیت نداشته باشید و همین‌طور برای فرار از شکست، هر کاری نکنید، نمی‌توانید خیلی دوام بیاورید.” (پیتر چک؛ این‌جا)

پیتر چک با داشتن تجربه‌ی همکاری با هر دو مربی بزرگ روزگار ما، خیلی خلاصه گفته است که “عطش بردن” و “تسلیم نشدن” در کنار “تلاش دائمی” خلاصه‌ی راز موفقیت تمام انسان‌های بزرگ تاریخ بوده است. 🙂

دوست داشتم!
۴

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۴۶): تو آن‌قدر می‌توانی که امیدواری

نوشته‌شده در توسط .

وقتی دچار مشکل هستم، هنوز هم می‌توانم رؤیای موفق شدن را داشته باشم. با تمرینات سختی که دارم، می‌توانم به اهدافم برسم و برای رئال بدرخشم. من برای تیم، برای خودم و برای سرمربی، به‌سختی تلاش می‌کنم. من دوباره احساسی را به‌دست آوردم که آن را از دست داده بودم.” (کاکا؛ این‌جا)

متأسفانه مصدومیت‌ها به کاکا ستاره‌ی دوست‌داشتنی برزیلی اجازه نداد تا شاه‌کارهای‌ش در میلان کارلتو را تکرار کند. اما آن بخشی از حرف‌های او را که پررنگ کرده‌‌ام ببینید. مهم‌ترین چالش ما در روزهای سخت زندگی، توانایی امیدوار ماندن است. آن کسی موفق خواهد شد بر چالش‌ها غلبه کند که مجموع توان‌ش در امیدوار ماندن همراه با سخت‌کوشی بیش از دیگران باشد. 🙂

دوست داشتم!
۳

پنج چالش شخصی برای ایجاد تغییر در زندگی

نوشته‌شده در توسط .

رقابت در طول تاریخ همواره برای انسان‌ها جذاب است: حس خوبِ برتری بر دیگران و رسیدن به قله، محرک بسیاری از اتفاقات خوب و بد تاریخ بوده است. رقابت در ذات خود در عین این‌که باعث پیش‌رفت و حرکت به‌سوی تعالی است، از نظر حسی هم بسیار تأثیرگذار است و برای همین است که انسان‌ها بدون رقابت نمی‌توانند زندگی با کیفیتی داشته باشند!

اما رقابت همیشه در تعامل با دیگران معنادار نمی‌شود. ما با خودمان نیز همواره در حال رقابت هستیم! 🙂 به این فکر کنید که در شبانه‌روز چگونه وقت خودتان را به چه کارهایی تخصیص می‌دهید؟ افکار و احساسات و اولویت‌های مختلف زندگیمان برای گرفتن وقت از ما در حال رقابت با هم هستند و چه کسی می‌تواند بگوید که “من”ِ وجودی ما چیزی جز همین‌ها است؟ مثال دیگر: حس رضایت بعد از انجام یک کارِ بزرگ، حل یک مسئله‌ی سخت، رسیدن به یک آرزوی دست‌نیافتنی و اتفاقات دیگری از این دست را به‌یاد بیاورید؛ مخصوصا زمانی که همه و حتی خودتان امیدی به رسیدن موفقیت نداشته‌اید. اما آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که ما می‌توانیم با خودمان به‌صورت برنامه‌ریزی شده هم رقابت کنیم؟ بله. رقابت با خود برای به‌تر شدن و رسیدن به رؤیاهای بزرگ زندگی.

احتمالا همگی می‌دانیم که یکی از مهم‌ترین عوامل یاری‌بخش ما در راهِ دشوارِ رسیدن به مقصد، داشتن عادت‌های درست است، عادت‌هایی که به ما کمک می‌کنند تا همان کارهایی را که لازم است را انجام دهیم، وقت‌ محدودمان را درست تخصیص بدهیم و البته مهارت‌های لازم را برای طی این مسیر به‌دست بیاوریم. اما رقیب‌ عادت‌های درست، تنبلی و وقت‌گذرانی و بی‌انگیزگی و سایر عوامل درونی منفی شبیه این‌ها هستند. این عوامل درونی منفی آن‌قدر قدرت‌مند هستند که افراد موفق همواره درصد محدودی از جامعه را تشکیل می‌دهند. بنابراین برای غلبه بر آن‌ها باید تلاش کرد و عرق ریخت و مرارت کشید. و شاید بتوان گفت که یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های میان موفق‌ها و ناموفق‌ها همین شجاعت تحمل رنج و مرارت‌ها تا رسیدن به مقصد است.

در این‌جا به پنج چالش مهم اشاره می‌کنم که غلبه بر آن‌ها موجب ایجاد عادت‌هایی بسیار حیاتی برای دست‌یابی به موفقیت خواهند شد. چالش‌هایی که همگی ما در زندگی با آن‌ها مواجهیم؛ اما احتمالا آن‌ها را لاینحل و حتی عادی می‌دانیم:

۱- مقایسه کردن خود با دیگران: عزت نفس از آن اصطلاحاتی است که زیاد می‌شنویم‌ش و فکر می‌کنیم آن را به‌اندازه‌ی کافی هم داریم. اما متأسفانه در زندگی اجتماعی‌مان وقتی جایگاه و شخصیت خودمان را با سنگ محک “نظر دیگران” و “داشته‌های دیگران” می‌سنجیم، در واقع در حال زیر سؤال بردن عزت نفس‌مان هستیم. هر یک از ما انسانی ارزش‌مند است؛ آن‌گونه که لایق پوشیدن لباس حیات از سوی خدای مهربان شده است. فراموش نکنیم که مرز باریک میان تواضع اجتماعی و تحقیر خود تا چه اندازه باریک است.

۲- سرزنش کردن خود: در اغلب اوقات هیچ فردی از روی عمد در زندگی‌اش مرتکب اشتباه نمی‌شود، حتی اگر آگاهانه اشتباه کند (و البته چه کسی است که دیوانگی‌های خاص خودش را نداشته باشد؟) متأسفانه اغلب ما از این مرحله هم گذر کرده‌ایم و خود را برای چیزهایی که در اختیارمان نبوده است هم مقصر می‌دانیم و سرزنش می‌کنیم. پذیرشِ خویش‌تنِ خویش همان‌طور که هستیم در کنار تلاش برای به‌تر شدن، یکی از شاه‌کلیدهای خوش‌بختی است.

۳- مطالعه نکردن: همه می‌دانیم وقت و حوصله نداشتن بهانه‌هایی هستند که برای توجیه مطالعه نکردن پیش وجدان‌مان می‌آوریم. روزی یک صفحه کتاب و مقاله خواندن، نهایتا ۵ دقیقه زمان بیش‌تر از ما نمی‌گیرد. نه؟ اما همین ۵ دقیقه ما را انسان بهتری می‌کند.

۴- وقت نگذاشتن برای بطالت: خنده‌دار است، نه؟ اما ذهن همه‌ی ما در میان روزها و شب‌های شلوغ زندگی نیاز به آن دارد که دمی استراحت کند و به‌هیچ چیز فکر نکند تا خود را بازیابی کند. بطالت آن‌قدرها هم چیز بدی نیست؛ به شرط آن‌که تمامِ وقت زندگی را به خود اختصاص ندهد!

۵-  انجام ندادن کارهای بزرگ از بیم شکست: حسِ درونیِ “تلاش کردم اما نشد” با حسِ درونیِ “چون مطمئن بودم کاری نکردم” خیلی متفاوت‌اند. دومی را که همه در زندگی‌مان تجربه کرده‌ایم؛ حداقل یک بار هم اولی را تجربه‌ کنیم.

غلبه بر چالش‌های فوق باعث نمی‌شود که یک شبه انسان کاملا موفقی شوید و البته حتی باعث هم نمی‌شود که تمامِ ضعف‌های شما برطرف شوند؛ اما به شما کمک می‌کنند تا اندکی انسان به‌تری شوید. 🙂 ارزش‌اش را ندارد؟

دوست داشتم!
۸

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۴۴): بهترینِ خودت باش!

نوشته‌شده در توسط .

“نیمار تأکید کرد که برای تبدیل شدن به برترین بازیکن دنیا و کسب توپ طلا قصد ندارد با لیونل مسی رقابت کند. او گفت: من می‌خواهم راه خودم را بروم و نمی‌خواهم بهتر از بازیکنی باشم. فقط می‌خواهم بهتر از چیزی که الان هستم بشوم.“(این‌جا)

الگوها و اسطوره‌ها یکی از مهم‌ترین جنبه‌های زندگی هر یک از ما در این دنیا به‌شمار می‌آیند. هر کدام از ما در زندگی‌مان قهرمان‌هایی داریم که دوست داریم شبیه آن‌ها باشیم، از شباهت‌های ظاهری بگیرید تا رسیدن به موفقیت‌های آن‌ افراد. الگوها و قهرمان‌ها یکی از مهم‌ترین جنبه‌های زندگی ما محسوب می‌شوند: ما به آن‌ها عشق می‌ورزیم، از دیدارشان به‌وجد می‌آییم و از راه و رسمِ زندگی‌ و کارشان الگوبرداری می‌کنیم و انگیزه می‌گیریم.

اما مشکل از آن‌جا پیش می‌آید که “الگوبرداری” از این افراد بزرگ و موفق را با “شبیه‌سازی” اشتباه می‌گیریم: این‌که اگر همان کارهایی را بکنیم که آن فرد انجام داده، ما هم به همان جایی خواهیم رسید که آن فرد به آن‌جا رسیده است. این نوع نگاه به داستان موفقیت انسان‌های شایسته‌ چند خطا را در دل خود پنهان کرده است:

اول: ما از زندگی آن‌ها فقط یک نقطه را می‌بینیم و فراموش می‌کنیم که موفق‌ها برای رسیدن به موفقیت چه مرارت‌ها و سختی‌هایی را پشت سر گذاشته‌اند و اصلا کارهایی که امروز از آن‌ها می‌بینیم همان‌هایی نیست که باعث موفقیت آن‌ها شده‌اند!

دوم: استعدادها و توان‌مندی‌های ما لزوما مشابه موفق‌ها نیست. از آن مهم‌تر، ارزش‌ها و تعریفِ معنای زندگی میان هیچ دو انسانی در دنیا کاملا مشابه نیست. بنابراین لزوما ما با موفق‌ها هم‌مقصد نیستیم که بخواهیم با آن‌ها هم‌سفر باشیم و راهِ خودِ آن‌ها را طی کنیم!

سوم: موفقیت یک مفهوم نسبی است که حد و اندازه‌ای ندارد. شاید جرأت این را نداشته باشیم که به این فکر کنیم که می‌توانیم از موفق‌ها هم موفق‌تر باشیم؛ اما اساسا رؤیایی که به‌اندازه‌ی کافی بزرگ نباشد، ارزش فکر و تلاش را ندارد! 🙂

سه نکته‌ی بالا به‌نوعی شرح حرف‌های نیمار در مقایسه کردنِ مسیر موفقیت‌ش با لئو مسی است. نیمار در واقع خواسته تا به ما بگوید برای موفقیت، لازم نیست کار عجیب و غریبی انجام دهید: مهم‌ترین اصلِ اساسی موفقیت این است که همیشه سعی کنیم در زندگی و شغل‌مان به‌تر از دیروزمان باشیم. رهرو آن است که‌ آهسته و پیوسته رود. 🙂 پس در هر نقطه از زندگی تلاش کن که به‌ترینِ خودت باشی و از خودِ قبلی‌ات، اندکی به‌تر شوی. از ریاضی که یادتان هست: خط از بی‌شمار نقطه تشکیل می‌شود. خطِ نمایان‌گرِ تابعِ صعودیِ موفقیت، از همین نقطه‌های ریز زندگی تشکیل شده است. امیدوارم تابعِ مسیرِ زندگی‌تان، از نوع نمایی باشد!

ناگفته پیدا است که در متن بالا هر جایی از افراد صحبت شده، می‌توان سازمان‌ها و کسب‌وکارها را نیز جای‌گزین کرد. 🙂

دوست داشتم!
۲

۹ عادت انسان‌های ناموفق

نوشته‌شده در توسط .

موفقیت، نه یک لحظه‌ی خاص که یک مسیرِ طولانی است که در آن تنها لحظاتی را برای جشن گرفتنِ تحقق هدف‌های‌مان می‌ایستیم و بعد دوباره برای رسیدن به هدف‌های بعدی به راه می‌افتیم. در این مسیر طبیعتا نیازمند ره‌توشه‌ای هستیم که یکی از مهم‌ترین اجزای آن، داشتن عادت‌های درست است. عادت، یعنی کاری که بدون فکر و انگیزه‌ در لحظه و به‌صورت مستمر آن را انجام می‌دهیم. تکرار عادت‌های درست، باعث می‌شوند تا حرکتِ ما به‌سوی هدف‌های‌مان تسریع و تسهیل شود؛ چرا که در واقع رسیدن به هدف‌ها نیازمند به انجام کارهایی هستند که چیزی جز همین عادت‌های درست نیستند! اما این سکه روی دیگری هم دارد. بسیاری از عادت‌های نادرست هم وجود دارند که ما خواسته و ناخواسته گرفتار آن‌ها هستیم و در مسیرمان به‌سوی اهدافِ بزرگ زندگی، مانع ایجاد می‌کنند. بنابراین هر چقدر لازم است که عادت‌های درست را بشناسیم و آن‌ها را تقویت کنیم، به‌همان اندازه لازم است که عادت‌های بد را هم بشناسیم و برای حذف آن‌ها از زندگی‌مان تلاش کنیم.

آین کاین این‌جا در بیزینس اینسایدر به نمونه‌هایی از این عادت‌ها اشاره کرده که معمولا میان انسان‌های ناموفق مشترک‌اند. با کمی ویرایش، در این‌جا با هم این عادت‌ها را مرور می‌کنیم:

  1. پرحرفی و حرف زدن بدون فکر: یادتان که نرفته “هر سخن جایی و هر نکته‌ مکانی دارد؟”
  2. بی‌قراری: طبیعتا کسی با گوشه‌نشینی و هیچ کاری نکردن به هیچ جایی نخواهد رسید؛ اما برعکس ماجرا هم همین است: شلوغ‌کاری تنها باعث می‌شود استرس خودتان و اطرافیان‌تان بالاتر برود!
  3. تأخیر داشتن: طبیعتا کسی از آدمی که همیشه تأخیر دارد خوشش نمی‌آید. نه؟
  4. گارد گرفتن و در خود بودن: طبیعی است که شما از برخی آدم‌ها خوش‌تان نیاید. اما آیا لزومی به بیان و نمایش آن هست؟ آیا با انتقال انرژی منفی‌تان به دیگران، حال شما بهتر می‌شود؟ آیا غرق شدن در افکار خودتان در یک جمع یا جلسه اساسا کار مؤدبانه‌ای است؟ اگر با همه‌ی “آن دیگران” مشکل دارید، شاید بد نباشد کمی درون خودتان را بیش‌تر بکاوید!
  5. سازِ همیشه موافق بودن: یکی از موفق‌ترین استراتژی‌های پرهیز از تنش در روابط انسانی، موافقِ همه چیز بودن است! اما فراموش نکنید که همیشه موافق‌ها نه به‌یادماندنی‌اند و نه دوست‌داشتنی و نه حتی متمایز و در مقابل، همواره دنباله‌روی دیگران هستند. بنابراین خودتان باشید؛ هر چند لازم باشد هزینه‌هایی را بپردازید.
  6. ول‌خرجی: بدون شرح!
  7. به‌عقب انداختن کارها: شاید این کلیشه باشد که: “امروز همون فردایی است که دیروز کارت را به آن موکول کردی!” ولی متأسفانه واقعیت به‌همین تلخی است که ممکن است فردایی در کار نباشد …
  8. دروغ‌گویی و شایعه‌بازی: جنبه‌ی اخلاقی ماجرا به‌کنار، آیا این‌قدر باهوش هستید که دروغ‌های‌ خودتان و دیگران یادتان بمانند؟
  9. غر زدن: این یکی از جذاب‌ترین کارهای دنیا است؛ هر چند تا الان با آن هیچ مشکلی حل نشده است! اگر برای مشکلی راه‌حلی دارید، به‌جای نقدِ زیاده از حد، سریع سر وقت حل آن مسئله بروید!

توجه کنید که این عادت‌ها خاصِ انسان‌های ناموفق نیستند و از آن مهم‌تر، عادت‌های ذاتی محسوب نمی‌شوند! بلکه با تقریب خوبی می‌شود گفت اگر چندین عادت از میان این‌ها در فردی وجود داشته باشند، احتمالا زمینه‌ساز ناموفق بودن او خواهند شد. طبیعتا عادت‌های بد بسیار زیاد دیگری وجود دارند که باید آن‌ها را کشف و درمان کنیم. پس زندانیِ عادت‌های‌مان نباشیم؛ همان‌طور که استاد شفیعی کدکنی در غزل معروف‌ش سروده است که:

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو، این‌جا
تو ز خویشتن برون‌آ سپه تتار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن …

دوست داشتم!
۵

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۲۳): امپراتوری خورشید

نوشته‌شده در توسط .

“در شرایط خوبی هستم. تجربیات زیادی دارم و رقابت را دوست دارم. می‌خواهم ادامه دهم … با آزادی و مسئولیت بازی می‌کنم و احساس می‌کنم مفید هستم … عملکرد دروازه‌بان‌ها با تعداد بازی‌هایی که انجام داده‌اند، شناخته نمی‌شود؛ بلکه براساس مهارت‌های‌شان سنجیده می‌شود. این سؤال که چه کسی بهترین دروازه‌بان دنیا است، پاسخی ندارد. برای ایتالیایی‌ها این دروازه‌بان من هستم؛ برای اسپانیایی‌ها ایکر است و برای بقیه شاید چک یا نویر باشد. زمان‌هایی وجود دارد که یک دروازه‌بان بهتر بازی می‌کند و زمانی هم دیگری. ثبات کلید موفقیت است.” (جی‌جی بوفون؛ این‌جا)

بلاتردید یکی از سه دروازه‌بان اول تاریخ و یکی از دوست‌داشتنی‌ترین ستاره‌های دو دهه‌ی اخیر فوتبال است. یک ایتالیا است و یک یوونتوس و یک جی‌جی بوفون که حالا با کنار رفتن پیرلو، تک‌ستاره‌ی درخشان و تنها نماد تیم ملی و باشگاه‌ش است؛ آن هم در روزهایی که هیچ نشانی از ایتالیای پرستاره‌ی دهه‌ی ۹۰ و ۲۰۰۰ را نمی‌بینیم!

این روزها در اوج هیجان یورو و در میان ستاره‌های ریز و درشت فوتبال اروپا، هم‌چنان جان لوئیجی بوفون شماره‌ی یک افسانه‌ای ایتالیا یک قدم در ستارگی از دیگران پیش است. بوفون محور و نقطه‌ی ثقل تیم لاجوردی‌پوش ایتالیا و ره‌بر برجسته‌ی این تیم و روحی است که با هیجان و انگیزه و عملکرد درخشان‌ش تمام بار مسئولیت تیم را در زمین یک تنه به‌دوش می‌کشد. شادی‌های کودکانه‌ی او بعد از بردهای ایتالیا بیش از هر زمانی دیدنی است.

در گذر بیش از ۲۰ سال درخشش در سطح اول فوتبال حرفه‌ای جهان، شاید هیچ کسی نباشد که به‌اندازه‌ی بوفون بتواند درباره‌ی پایداری موفقیت سخن بگوید. مصاحبه‌ی نسبتا قدیمی جی‌جی که در ابتدای این نوشته نقل شد، راز بر پا کردن “امپراتوری خورشید” را توسط “آبی‌ترین چشم” ایتالیا ارائه کرده است. ۵ اصل کلیدی موفقیت پایدار به‌روایت جی‌جی‌ بوفون عبارتند از:

  1. پاداش، خودِ طی طریق است: وقتی به کل داستانِ حرکت در یک مسیر طولانی و پرماجرا و سرشار از تجربیات شیرین و تلخ فکر کنی، می‌بینی که مجموع چیزهایی که به‌دست آوردی ـ و شاید مهم‌تر از همه حس‌های‌ت ـ به سختی مسیر می‌ارزد!
  2. تو همان‌قدر بزرگی که می‌توانی: در طی مسیر زندگی شخصی و شغلی، رقابت و مقایسه با دیگران جزوی غیرقابل انکار است. تاریخ و تجربه نشان از آن دارند که در نهیت، آن‌هایی برنده‌اند که بیش‌تر می‌توانند!
  3. رفتن، رسیدن است: مزد آن گرفت جانِ برادر که ثبات داشت!

به‌امید یک پیروزی جذاب دیگر برابر آلمان در بازی امشب. فورزا ایتالیا! ویوا بوفون. 🙂

دوست داشتم!
۴

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۱۴): باید که جمله جان شوی …

نوشته‌شده در توسط .

کلوپ احساساتش را همیشه بیان می‌کند. او احساساتش را با شادی‌های پس از گل، تشویق تیم و ابراز علاقه به بازیکنان منتقل می‌کند. همین رابطه‌ی احساسی با بازیکنان باعث شده کلوپ به موفقیت برسد. از کلوپ فقط خاطره خوب دارم. ضمن این‌که با هم چند جام هم بردیم که قطعا خاطره فراموش نشدنی محسوب می‌شوند. از دسته دوم لیگ ژاپن به دورتموند آمدم اما کلوپ به من اعتماد کرد. رابطه‌ی ما با هم دائما بهتر شد. قبل از پیوستن به منچستریونایتد پیش او رفتم و در آخرین لحظات اشک‌های‌مان سرازیر شد …” (شینجی کاگاوا در مورد یورگن کلوپ؛ این‌جا)

شجاع بودن خیلی مهم است، مخصوصا مقابل تیم‌های با کیفیت. امروز همدیگر را بهتر می‌شناسیم و می‌دانیم چطور باید کار کنیم. باید اعتقادمان به یکدیگر را قوی‌تر کنیم.” (یورگن کلوپ پیش از بازی با دورتموند؛ این‌جا)

“به‌نظرم، اگر بازی به‌اندازه‌ی بازی امشب نزدیک باشد و دورتموند در دقایقی از تیم شما بهتر باشد، به شور و انگیزه نیاز دارید. ابتدا بازیکنان‌تان باید ایمان داشته باشند. تماشای اینکه با هر گل چگونه به بازی بر می‌گشتیم عالی بود. (کلوپ بعد از بازی با دورتموند؛ این‌جا)

هفته‌ی گذشته از نظر فوتبالی هفته‌ی شگفتی‌سازی بود؛ اما اگر چه کار سخت اتلتیکو مادرید در حذف بارسا از لیگ قهرمانان بسیار مورد توجه قرار گرفت؛ اما شاه‌کار لیورپول و “استاد کلوپ” در بازی با دورتموند در برگرداندن نتیجه‌ی ۳-۱ در دقیقه‌ی ۹۳ به ۴-۳ و صعود به مرحله‌ی بعد، از آن معجزات نشدنی بود که فقط در فوتبال می‌شود شاهد آن بود.

شاید خیلی از ما شیفتگان فوتبال در فکر دلیل عمل‌کرد عجیب لیورپول در اوج ناامیدی شکست و جنگیدن تا لحظه‌ی آخر باشیم؛ اما نقل قول‌های بالا نشان از آن دارند که جادوی یورگن کلوپ چیزی جز “اطمینان به شور درونی” نیست. چیزی که اگر با سخت‌کوشی همراه شود، آن‌گاه معجزه دور از دسترس نخواهد بود. فرمول موفقیت یورگن کلوپ به‌همین سادگی است: اعتماد به خود + شور درون + سخت‌کوشی.

دوست داشتم!
۴

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۱۲): یک گام فراتر از اعتماد به‌نفس!

نوشته‌شده در توسط .

“مشکلی که در مورد اعتماد به‌نفس وجود دارد، این است که هم‌چون یک گل کوچک می‌ماند و در صورت ادامه پیدا کردن می‌تواند در یک ثانیه از بین برود. با این حال همه چیز به اعتماد به‌نفس مربوط نمی‌شود. ما چیزهای بیش‌تری می‌خواهیم و دوست داریم بازیکنان نسبت به روشی که عمل می‌کنند، اعتماد داشته باشند.” (یورگن کلوپ؛ این‌جا)

شرح خاصی بر این جمله‌ی استاد ندارم؛ جز این‌که برای موفقیت، به‌تر است بیش‌تر از اعتماد به توانمندی خودمان، به درستی روش کاری‌مان اعتماد داشته باشیم. 🙂

دوست داشتم!
۳

۱۰ سؤال برای موفق‌تر شدن

نوشته‌شده در توسط .

برای بسیاری از ما “موفقیت” یک آینده‌ی نامحتمل رؤیایی است. موفقیت یعنی آن چیزی که نداریم و نخواهیم داشت. “موفق بودن” صفتی است که برای توصیف زندگی هر کسی جز ما قابل کاربرد است. نظر شما را نمی‌دانم؛ اما بارها و بارها در گفتگو با دوستانم متوجه شده‌ام که موفقیت را به همین شکل تعریف می‌کنند: آن چیزی که باید باشد، ولی نیست! اما آیا موفقیت، وضعیتی است که همیشه نیست یا اگر هست آن‌‌گونه که باید باشد، نیست؟ به‌نظر می‌رسد برای پاسخ به این سؤال باید کمی بیش‌تر فکر کنیم. موفقیت، یک واژه نیست. موفقیت شامل مجموعه‌ای از رخ‌دادهای زندگی است. موفقیت با احساسات در ارتباط مستقیم است. می‌شود این گزاره‌ها را تا ابد ادامه داد، ولی باز هم درک درستی از ماهیت موفقیت نداشت.

شاید بتوان راهی دیگر برای کشف معنای نهفته‌ی موفقیت یافت. لائورا گرانت نویسنده‌ی سایت مجله‌ی اینک در مقاله‌ی خود پیشنهاد کرده تا برای درک ماهیت موفقیت و البته موفق شدن (یا به‌عبارتی موفق‌تر شدن!) لازم است پاسخ ده سؤال را بیابیم:

۱- تعریف شخصی شما از موفقیت چیست؟

۲- آیا با چنین تعریفی تا به‌امروز در زندگی و حرفه‌تان توانسته‌اید به موفقیتی دست پیدا کنید؟

۳- اگر زمانی بوده که حس موفقیت داشته‌اید، چگونه توانسته‌اید موفقیتی را به‌دست بیاورید؟

۴- اگر نتوانسته‌اید به موفقیت دل‌خواهی دست پیدا کنید، چه چیزی مانع آن بوده است؟ آیا این مانع مربوط به خود شما بوده یا چیزی آن بیرون در دنیای پیرامون جلوی موفقیت شما را گرفته است؟

۵- آیا برای رسیدن به حس موفقیت، به‌غیر از حس درونی و شخصی خودتان به تأیید دیگران هم نیازی دارید؟

۶- آیا به حرف و نظر دیگران در مورد خودتان اهمیت می‌دهید؟

۷- آیا در حال گذاشتن تأثیری روی جهان هستید که به شما حس خوبی بدهد؟

۸- همین حالا لازم است که انتخابی داشته باشید. بین این دو گزینه کدام را انتخاب می‌کنید؟ الف ـ من می‌خواهم احساس موفقیت داشته باشم. ب ـ من می‌خواهم موفق به‌نظرم برسم.

۹- آیا فکر می‌کنید می‌توانید فرصتی که برای موفقیت به آن نیاز دارید را خودتان خلق کنید یا این‌که پیش‌‌آمد این فرصت، مستلزم اتفاقی خارج از محدوده‌ی توان‌ و اختیار شما است؟

۱۰- آیا فرد یا افرادی را در اطراف خودتان دارید که فارغ از موفق بودن شما (یا بدون توجه به میزان موفقیت شما) از شما و تصمیمات‌تان حمایت کنند؟

تلاش کنید برای پاسخ به این سؤالات با خودتان خلوت کنید، بی‌پرده با خود صریح باشید و صادقانه به سؤالات پاسخ دهید. قول می‌دهم از پاسخ‌های‌تان شگفت‌زده خواهید شد!

دوست داشتم!
۳

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۲۰۶): سه کلید اصلی برای باز کردن قفل موفقیت حرفه‌ای

نوشته‌شده در توسط .

ممفیس باید تنها روی فوتبال تمرکز کند. مایه‌ی تأسف خواهد بود اگر استعداد بازیکنی مثل ممفیس به خاطر مسائل جانبی هدر برود. باید کاری کند که مردم راجع به ممفیس فوتبالیست صحبت کنند. او باید انتقادات را قبول کند و به کارش برسد. بازیکن بزرگ نباید به آسانی راضی شود. اگر سه موقعیت بدست آورید و تنها یک گل بزنید، باید قبول کنید که عالی بازی نکردید. این در بالاترین سطح به اندازه کافی خوب نیست.” (رود گولیت؛ این‌جا)

ممفیس در ابتدای فصل با هزار امید و آرزو به “تئاتر رؤیاها” آمده تا بار دیگر ثابت کند شماره‌ی ۷ منچستر یونایتد تا چه اندازه افسانه‌ای است؛ اما در عمل نتوانست آنی باشد که باید! حالا رود گولیت ستاره‌ی سابق فوتبال هلند ـ که همه با قیافه‌ی عجیب و غریب‌ش در زمان بازیگری و ابتدای دوران مربی‌گری‌ش به‌یاد می‌آوریم ـ به او یادآور شده که چطور می‌تواند به جواهری که همه به دنبال آن هستند تبدیل شود.

توصیه‌های گولیت در نوع خودشان جذاب هستند. گولیت در این‌باره سخن می‌گوید که چگونه می‌توانیم زمانی که پشت در قفل‌ شده‌ی موفقیت حرفه‌ای گرفتار شده‌ایم، این قفل سه کلیده را باز کنیم و راه‌مان را به‌سوی آینده ادامه دهیم. سه کلید قفل بزرگ موفقیت حرفه‌ای به‌روایت گولیت عبارتند از:

۱- تمرکز روی تثبیت ذهنیت حرفه‌ای: یکی از مشکلات اصلی ممفیس این است که تمرکز خودش را از فوتبال به چیزهای دیگر معطوف کرده. بارها و بارها خودروهای گران‌قیمت ممفیس در این فصل جنجال‌آفرین شده‌اند. گولیت توصیه می‌کند در درجه‌ی اول تمرکزتان را روی حرفه‌ای که به آن اشتغال دارید بگذارید. تمام فکر و ذهن‌ شما باید معطوف حرفه‌تان باشد.

۲- ساختن برند شخصی: شما ممکن است متخصص‌ترین فرد دنیا در حرفه‌ی خودتان باشید؛ اما تا مخاطبان و مشتریان و همکاران‌تان شما را به‌عنوان فردی حرفه‌ای نشناسند، نباید منتظر هیچ اتفاق خارق‌العاده‌ای در زندگی حرفه‌ای‌‌تان باشید!

۳- ارزیابی عملکرد: متأسفانه هنوز این قانون قدیمی که “دو صد گفته چون نیم کردار نیست!” در دنیایی که ریای حرفه‌ای و اغراق تبدیل به یک اصل زندگی برای بسیاری از ما شده، برقرار است. بنابراین در کنار ساختن ذهنیت حرفه‌ای برای خودتان و برند شخصی برای دیگران، تلاش کنید تا یاد گرفتن، کسب تجربه و هر روز به‌تر شدن را جزو اولویت‌های اصلی زندگی‌تان قرار دهید. حساب‌رسی و ارزیابی عملکرد خودتان فراموش نشود!

دوست داشتم!
۱