چرا مدل کسب و کارم را باید مستند کنم و چگونه؟

پیش از این برای‌تان گفته‌ام که “مدل کسب و کار” یک ابزار مناسب برای سازمانی است که می‌خواهد به صورت مؤثر و هدفمند تغییر و رشد کند. مدل کسب و کار در عین حال یکی از ابزارهای اصلی در طراحی و تحلیل یک کسب و کار است؛ یعنی می‌تواند هم برای طراحی یک کسب و کار جدید و هم برای تحلیل یک کسب و کار موجود به‌کار رود. مدل‌های کسب و کار معمولا ذهنی هستند. یعنی اگر از هر صاحب کسب و کاری بپرسیک، خیلی سریع و در چند جمله برای ما مدل کسب و کارشان را شرح می‌دهند. این، البته اصلا بد نیست و شاید برای بسیاری از کسب و کارهای موفق (مخصوصا کسب و کارهای خرد) نیازی هم به داشتن یک مدل کسب و کار مفصل نباشد.

اما من می‌خواهم به شما پیشنهاد کنم که تلاش کنید مدل کسب و کارتان را تا حد امکان مستند کنید. داشتن یک مدل کسب و کار مستند می‌تواند به‌دلایل زیر برای کسب و کار شما مفید باشد:

  1. برای درک بهتر ساز و کارهای کسب و کار موجود: مدل‌ها می‌توانند با فراهم کردن یک تصور واضح از نقش‌ها و وظایف افراد در کل سازمان، برای آموزش آن‌ها به‌کار گرفته شوند. این مدل‌ها ممکن است در سازمان‌هاس وظیفه‌گرا و هم در سازمان‌های فرایندگرا استفاده شوند.
  2. مدل‌ها می‌توانند به‌عنوان پایه‌ای برای بهبود عملیات و ساختار کسب و کار جاری به‌کار گرفته شوند: مدل‌ها تغییرات لازم در کسب و کار جاری برای پیاده‌سازی مدل کسب و کار اصلاح شده را شناسایی می‌‌کنند.
  3. نمایش به‌تر نوآوری‌های کسب و کار: مدل‌ها می‌توانند برای نشان دادن ساختار یک کسب و کار جدید و نوآورانه به‌کار روند.
  4. تجربه‌ی مفاهیم کسب و کار جدید و یا کپی یا مطالعه کردن مفاهیم به‌کار گرفته شده توسط شرکت‌های رقیب: برای مثال سنجش و اعمال نتایج مثبت مقایسه‌ها روی سطوح مدل‌سازی می‌تواند با استفاده از مدل‌های کسب و کار صورت پذیرد. مدل ایجاد شده می‌تواند به‌عنوان یک پیش‌نویس برای توسعه‌ی احتمالی کسب و کار در نظر گرفته شود. مدل ایجاد شده مکن است ایده‌ی جدیدی باشد یا ممکن است مزایای یک فناوری جدید مثل اینترنت را در بر داشته باشد.
  5. شناسایی فرصت‌های برون‌سپاری: عناصری از کسب و کار که جزیی از هسته‌ی کار شما به حساب نمی‌آیند و در اختیار تأمین‌کنندگان خارج از سیستم می‌توانند قرار بگیرند، توسط مدل‌ها شناسایی می‌شوند. مدل‌ها توسط تأمین‌کنندگان به‌عنوان مشخص‌های نیازها و خواسته‌ها تلقی می‌شوند.

نوشتن و مستندسازی البته در حالت کلی هم دو فایده‌ی جدی دارند:

۱- باعث می‌شود تفکرات شما از ذهن‌تان بیرون بیایند و در نتیجه، بتوانید به‌تر آن‌ها را تحلیل کنید و مهم‌تر این‌که فراموش‌شان نکنید!

۲- مبنایی برای گفتگو با ذی‌نفعان مختلف یک کسب و کار فراهم می‌آورند.

اما شاید این سؤال پیش بیاید که من چگونه می‌توانم مدل کسب و کار خودم را مستند کنم. برای این کار روش‌های گوناگونی وجود دارد؛ اما به‌ترین روش در این زمینه کمک گرفتن از ابزار “بوم مدل کسب و کار” که برگرفته از کتاب عالی “خلق مدل کسب و کار” است. بوم مدل کسب و کار را در شکل زیر مشاهده می‌کنید:

براساس چارچوب “بوم مدل کسب و کار” ـ که اوستروالدر و پیگنیور در کتاب خلق مدل کسب و کار معرفی کرده‌اند ـ هر مدل کسب و کار کامل و عالی شامل ۹ بخش زیر است:

  1. ارزش‌های مشتری: محصول یا خدمت این کسب و کار، قرار است به چه مشکل یا نیازی از مشتری پاسخ بدهد؟ مشتری چرا باید این محصول یا خدمت را بخرد؟
  2. تعیین بازار هدف: مشتریان این کسب و کار دقیقا چه کسانی هستند؟ برای این‌که به این سؤال جواب دقیقی داده شود، می‌توان مشتریان را براساس سن، جنسیت، محل زندگی، نوع خرید (دائمی یا گذری)، میزان درآمد و چیزهایی شبیه این‌ها مشتریان طبقه‌بندی کرد.
  3. تدوین طرح بازاریابی و فروش: در این‌جا باید مشخص شود که از چه روش‌های بازاریابی و تبلیغاتی استفاده می‌کنید و هم‌چنین چطور کالا یا خدمت‌ به‌دست مشتری می‌رسد.
  4. تدوین طرح ارتباط با مشتری: چگونه ارتباطی که در بخش قبلی با مشتری ساخته شده است حفظ و تقویت می‌شود و توسعه می‌یابد؟ مثلا می‌توان برای مشتریان‌ اصلی و کلیدی تخفیف یا جوایزی در نظر گرفت و با برخورد خوب آن‌ها را به خرید مجدد وادار کرد.
  5. تدوین مدل کسب درآمد: در این‌جا تمامی منابع درآمدی احتمالی کسب و کار فهرست می‌شوند (فروش محصول اصلی، محصولات جانبی، خدمات پس از فروش، به‌روزرسانی و ارتقای محصول و …) و البته مشخص می‌شود مشتریان چگونه برای محصول / خدمت این کسب و کار، پول پرداخت خواهند کرد؟ (هر بار خرید، به‌صورت هفتگی یا ماهانه، اشتراک یا …)
  6. منابع کلیدی: برای تولید و توزیع و فروش محصول به چه منابعی (اعم از: مالی، مواد اولیه، تجهیزات، ماشین‌آلات و …) نیاز است؟
  7. فعالیت‌های کلیدی: برای تولید و توزیع و فروش محصول دقیقا باید چه کارهایی انجام شوند؟ (مثلا: طراحی محصول، بسته‌بندی و توزیع بین خرده‌فروش‌ها)
  8. شرکای کلیدی: برای کسب درآمد به‌کمک چه کسانی نیاز است؟ (مثلا: طراح محصول، بازاریاب و ویزتور، فروشنده و …)
  9. ساختار هزینه‌‌ها: هر یک از بخش‌های تولید و توزیع و فروش محصول شامل چه هزینه‌هایی هستند؟

این نگاه به کسب و کار، نگاهی جدید و جامع‌نگرانه است. به‌کمک این مدل می‌توانیم ابعاد مختلف کسب و کارمان و ارتباطات آن‌ها را با یکدیگر کشف کنیم. به‌کمک این مدل می‌توانیم ریشه‌های اصلی مشکلات سازمانی‌مان را تشخیص بدهیم. به‌کمک این مدل می‌توانیم کسب و کارمان و ارتباطات آن با دنیای واقعی را به‌تر تحلیل کنیم. 

دوست دارید مدل کسب و کار خودتان را تهیه کنید؟ همین حالا دست به کار شوید. تمپلیت مدل کسب و کار را از این‌جا دانلود کنید و تلاش کنید مدل کسب و کارتان را طراحی کنید. اگر نیازی به‌کمک یا راه‌نمایی داشتید هم با من تماس بگیرید. 🙂

دوست داشتم!
۱۰

مقاله‌ی هفته (۳۱): به یک ایده‌ی کسب و کار جدید نیاز دارید؟ تغییر دیدگاه‌ را امتحان کنید

نویسنده: میشل پی دابلیو / مترجم: علی نعمتی شهاب

براساس یکی از تعاریف متعدد خلاقیت، افراد خلاق هر چیز را از زاویه‌ای متفاوت با دیگران می‌بینند و در آن ویژگی‌هایی را کشف می‌کنند که هیچ کس نمی‌بیند.

اما حتی افراد خلاق (از جمله خود شما!) نیز ممکن است هر لحظه جایی در موانع مسیر گیر کنند. بعضی وقت‌ها نمی‌شود چیز متفاوتی را پیدا کرد. گاهی اوقات این‌قدر زمان دست و پنجه نرم‌ کردن با یک مسئله طولانی می‌شود که دیدن آن از یک زاویه‌ی دید متفاوت غیرممکن به‌نظر می‌آید.

در چنین شرایطی چه باید کرد؟ چرا تغییر دیدگاه‌ را امتحان نمی‌کنید؟

این موقعیت را در نظر بگیرید: دوستی دارم که در کار طراحی لباس است. یکی از لباس‌هایی که طراحی کرده بود، رنگ اصلی نقاشی روی لباس سیاه بود. او به‌جای این‌که به‌سادگی روی پارچه‌ی سفید رنگ سیاه به‌کار ببرد، از پارچه‌ی سیاه استفاده کرد و بخش‌های دارای رنگ‌های دیگر طرح لباس را روی رنگ سیاه پارچه ترسیم کرد.

او روش نگریستن به مسئله‌ را تغییر داد. و بدین ترتیب حالا لباسی را طراحی کرده که از اغلب رقبای خود زیباتر و جذاب‌تر به‌نظر می‌رسد.

حالا نظرتان در مورد این مثال چیست: یک معلم هنر به دانش‌آموزان‌اش یک عکس یا شیء معکوس شده را می‌دهد و از آن‌ها می‌خواهد تا آن‌چه می‌بینند را بکشند: نتیجه یک تصویر نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از اشکال هندسی است که ترسیم آن‌ها از تمرین‌های نخستین برای یاد گرفتن نقاشی است.

با تغییر دیدگاه‌تان، چیزهایی را که می‌بینید تغییر خواهید داد. و زمانی که چیزهایی را که می‌بینید تغییر دهید، احتمال این‌که چیزی کاملا متفاوت خلق کنید، افزایش خواهد یافت.

دارم صدای شما را می‌شنوم که در دل‌تان می‌گویید: مثال‌هایی که زدی مربوط به هنر است و به‌ من در مسائل کسب و کارم کمک نمی‌کنند.

بسیار خوب در این‌جا داستانی را برای‌تان از کتاب “اسباب‌بازی‌های متفکران” نوشته‌ی مایکل میچالکو تعریف می‌کنم. در سال ۱۹۵۰ متخصصان مدعی بودند که صنعت حمل و نقل از طریق کشتیرانی ر حال مرگ است. هزینه‌‌ها سر به‌فلک می‌زدند و زمان‌های تحویل مدام به تأخیر می‌افتادند.

مدیران شرکت‌های کشتیرانی بر روش‌های کاهش هزینه در زمان دریانوردی تمرکز کردند. آن‌ها کشتی‌هایی را ساختند که سریع‌تر بودند و به ملوانان کم‌تری برای پیشروی نیاز داشتند.

این راه‌حل، کار نکرد. هزینه‌ها به‌شدت در حال فرا رفتن از حد کنترل بودند و هنوز رسیدن محموله‌ها به مقصد زمان بسیاری می‌برد.

سرانجام روزی یک مشاور دیدگاه‌ را تغییر داد. به‌جای پرسیدن سؤال “به چه روشی ممکن است بتوانیم حرکت کشتی‌ها را در دریا اقتصادی کنیم؟”، او پرسید: “چطور می‌توانیم هزینه‌ها را کاهش دهیم؟”

همین است!

کشتی‌ها زمانی که در حال دریانوردی برای انجام وظیفه‌ی واقعی خود ـ حمل و نقل کالاها ـ نیستند، ماشین‌های بسیار هزینه‌بری هستند. و چه زمانی آن‌ها در حال کار نیستند؟ زمانی که کشتی کنار بندرگاه پهلو‌گیری می‌کند تا محموله‌ها را بارگیری یا تخلیه کند.

بنابراین صنعت باید راه‌حلی برای افزایش سرعت بارگیری و تخلیه می‌یافت: امروزه وقتی کشتی به بندر می‌رسد، یک جرثقیل، کالاها را از آن تخلیه می‌کند و هم‌زمان جرثقیل دیگری در حال بارگیری کشتی است.

این نوآوری ساده باعث بقای یک صنعت بسیار بزرگ شد. و این اتفاق فقط به این دلیل رخ داد که مدیران این صنعت، روشی که به مسئله نگاه می‌کردند را تغییر دادند.

تمرین: دیدگاه‌تان را تغییر دهید.

چگونه می‌توانید دیدگاه‌تان را برای حل مسائل کسب و کار / بازاریابی‌تان تغییر دهید؟

کاری که مدیران صنعت کشتیرانی انجام دادند را امتحان کنید و سؤال را عوض کنید.

به‌جای نگریستن به بخش محدودی از مسئله (به چه روشی ممکن است بتوانیم حرکت کشتی‌ها را در دریا اقتصادی کنیم)، دامنه‌ی پرسش را تا می‌توانید گسترش دهید (به چه روشی می‌توانیم در حالت کلی هزینه‌ها را کاهش دهیم؟)

به یک مثال دیگر توجه کنید:

ممکن است سؤال شما این باشد که “چگونه مشتریان بیش‌تری به‌دست بیاورم؟” حالا فکر کنید چه اتفاقی خواهد افتاد اگر به این شکل دامنه‌ی موضوع مورد پرسش‌ را گسترده‌تر کنید:

  • چگونه مشتریان بیش‌تری به‌دست بیاورم؟
  • چگونه کسب و کارم را رشد بدهم؟
  • چگونه می‌توانم پول بیش‌تری از کسب و کارم به‌دست بیاورم؟
  • چگونه می‌توانم در یک دوره‌ی زمانی درآمد بیش‌تری داشته باشم؟
  • چگونه می‌توانم در زندگی‌ام شادتر باشم؟ (من هم می‌دانم که با پول نمی‌شود شادی خرید. اما پول‌دار بودن در هر حال دلچسب است.)

احتمالا یکی از پرسش‌های بالا، جایگاه بهتری را برای یافتن یک راه‌حل فراهم می‌آورد. چون احتمالا یکی از این پرسش‌ها، همان مسئله‌ی “واقعی” است که دوست دارید آن را حل کنید؛ اما تا زمانی که چند قدم عقب‌تر نروید تا تصویر بزرگ‌تر ماجرا را ببینید، پرسش درست را نمی‌توانید بپرسید.

و تا وقتی آن پرسش درست را نپرسید، الهامات درونی‌تان هم نمی‌توانند پاسخی را بیابند که واقعا مسئله‌ی شما را حل خواهد کرد.

منبع

دوست داشتم!
۴

تجربه‌ی کاربری در دنیای واقعی در “یوایکس تهران”

روز پنجشنبه اولین همایش تجربه‌ی کاربری تهران به‌همت شرکت نوین‌افزار در تهران برگزار شد و من هم با کمال افتخار، ضمن حضور در این همایش سخنرانی هم داشتم. موضوع سخنرانی من در همایش، “تجربه‌ی کاربری در دنیای واقعی” بود. یک خسته نباشید جدی به همه‌ی دست‌اندرکاران همایش به‌ویژه میلاد و خانم کروبی عزیز.

توضیحاتی مختصر درباره‌ی مقاله‌ی من: وقتی از تجربه کاربری (User Experience) صحبت می‌کنیم، بیشتر کاربردهای آن در دنیای مجازی و محیط اینترنت و در تعامل میان کاربر و محصولات آن‌لاین به ذهن ما می‌رسد. این در حالی است که هر محصول و خدمتی در هر محیط و هر بستری که در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد، باید بتواند تجربه‌ی لذت‌بخشی را از مصرف یا استفاده‌ی خود برای کاربران رقم بزند. فرقی هم ندارد که محصول مورد نظر، یک ساختمان باشد یا یک وسیله‌ی ورزشی، یک فیلم، یک غذای دوست‌داشتنی یا چیز دیگر. “تجربه‌ی کاربری” می‌تواند حتی در یک کافه، هنگام خرید یک لباس و یا حتی در روابط ما با اعضای خانواده یا دوستان‌مان هم معنادار باشد.

در این ارائه تلاش کردم تا درباره‌ی عناصر مشترک تجربه‌ی کاربری در زندگی روزمره و دنیای واقعی توضیحاتی بدهم. برای این منظور ابتدا مفهو تجربه‌ی کاربری به‌صورت مختصر تعریف شد و سپس با به‌کار گرفتن مثال‌هایی از تجربیات ما در زندگی روزمره، تلاش کردم تا به طراحان محصول نشان بدهم که چگونه تمرکز روی ایجاد یک تجربه‌ی کاربری لذت‌بخش، می‌تواند باعث خلاقیت و نوآوری در طراحی محصول و ارائه‌ی آن به مشتریان و کاربران مورد نظر شود. در قسمت پایانی ارائه هم روش “تفکر طراحی (Design Thinking)” به‌عنوان یک ابزار مهم برای طراحی یک تجربه‌ی کاربری دوست‌داشتنی معرفی شد.

می‌توانید فایل پرزنت من را این‌جا در صفحه‌ی اسلایدشر من مشاهده کنید.

پ.ن. اگر در زمینه‌ی کاربردهای تجربه‌ی کاربری در دنیای واقعی ـ به‌ویژه در طراحی استراتژی و مدل کسب و کارـ سؤالی داشتید یا کمکی خواستید، با من تماس بگیرید.

دوست داشتم!
۴

فایل ارائه: تفکر طراحی چیست؟

در مورد تفکر طراحی و اهمیت آن پیش از این چند باری نوشته‌ام. (+) چند روز قبل فرصتی دست داد تا در جمعی از دوستان هنرمند و خلاق، این موضوع جدید و جذاب را به‌شکلی منظم‌تر و کاربردی ارائه کنم. به‌نظرم رسید با توجه به عدم وجود منابع قابل توجهی در این زمینه، گذاشتن اسلایدهای این سخنرانی در گزاره‌ها می‌تواند مفید باشد. فایل این ارائه را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید.

امیدوارم مباحثی که در این ارائه مطرح شده، برای نشان دادن یک راه جدید تفکر خلاق به شما مفید باشد.

دوست داشتم!
۲

مقاله‌ی هفته (۱۹): ۵ خطا در طراحی محصولات

استیو کودی این‌جا روی سایت اینک‌دات‌کام درباره‌ی ۵ خطا در طراحی محصولات نوشته است. براساس نوشته‌ی کودی ۵ خطای رایج در طراحی محصولات وجود دارد. من این ۵ خطا را در قالب ۵ سؤال کلیدی خلاصه می‌کنم:

۱- اگر این محصول، نسخه‌ی به‌بود یافته‌ی محصول از پیش موجودی است؛ آیا مطمئنید نسخه‌ی قبلی را واقعن مردم دوست داشته‌اند؟

۲- آیا همه‌‌ی اعضای سازمان، همه‌ی نظرات مشتری را می‌دانند؟ (مثلا آیا شکایت‌های مشتریان از واحد بازاریابی و فروش به واحد طراحی منتقل شده؟)

۳- آیا اگر خودتان جای مشتری بودید، این محصول را می‌خریدید؟ (با کفش‌های مشتری راه برویم!)

۴- آیا سیاست‌های سازمانی باعث ایجاد مشکل در محصول نمی‌شوند؟ (مثلا متوسط سن مشتریان‌ محصول به‌صورت نسبی بالا رفته و واحد بازاریابی قصد دارد شیوه‌ی تبلیغ‌ش را عوض کند. اما مدیر سازمان می‌گوید: “این مسئله به شما ربطی نداره!”)

۵- آیا مطمئنید از اطلاعات و داده‌های موجود درباره‌ی مشتری استفاده‌ی اثربخش می‌کنید؟ (لزوما همه‌ی اطلاعات موجود را که نباید استفاده کرد! مثلا در مقاله اشاره شده که شرکتی برای یک دختر خانم دبیرستانی که بدون اطلاع خانواده‌اش باردار شده بود، تبلیغات لباس نوزاد را به آدرس منزل‌شان پست کرد …)

دوست داشتم!
۲

کارگاه هنر حرفه‌ای: چطور از هنرمان پول دربیاوریم؟

متأسفانه یا خوش‌بختانه در ایران “هنر” یکی از حوزه‌هایی است که با “پول” یک‌جا جمع نمی‌شوند؛ مگر این‌که پای محصولی عامه‌پسند و بازاری وسط ماجرا باشد. همین سینمای‌مان را ببینید و پرفروش‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیرش. اما هر از گاهی استثناهایی هم مثل “جدایی نادر از سیمین” پیش می‌آید که البته برای آن‌ها هم بهانه‌هایی تراشیده می‌شود. بهانه‌هایی مثل تأثیر مسائل سیاسی، مثل فصل اکران، مثل داشتن یک “فیلم رقیب” با آن کارگردان مشهورش و هزار نکته‌ی باریک‌تر از موی دیگر. در این میان اما همه‌ی ما فراموش می‌کنیم که “هنر” هم پیش از هر چیز “شغل” هنرمند است: هنر با وجود تمام ارزش‌های روحانی و معنوی‌ش، دارای ارزش مادی نیز هست. این نکته‌ای است که متأسفانه در کشور ما فراموش شده و نتیجه‌ش هم شده این بازار آشفته‌ی هنری که در آن هر محصول هنری مزخرفی به اسم “هنر برای هنر” به خورد مخاطبین داده می‌شود و از آن سو، همیشه هم در حال شنیدن گلایه‌های هنرمندان کشور ـ اعم از بزرگ و کوچک و پیر و جوان ـ از “عدم توجه مسئولین” هستیم.

در تمامی این سال‌ها به‌عنوان یک بیزینس‌خوانده‌ی علاقه‌مند هنر برای من این علامت سؤال وجود داشته که چرا هنرمندان خوب کشور ما با این همه استعداد و ذوق و قریحه‌‌ی عالی ـ که من اعتراف می‌کنم حسرت نداشتن‌شان را می‌خورم ـ به ساده‌ترین اصول کسب و کار هم در تولید و ارائه‌ی آثارشان فکر نمی‌کنند. البته وضع هنرهای پرمخاطبی مثل سینما و موسیقی در این میان به‌تر است و عمق فاجعه را باید در هنرهای اصیلی مثل تئاتر و هنرهای تجسمی دید. همین است که بسیار خوش‌حال و در عین حال شگفت‌زده می‌شوم وقتی می‌بینم هنرمند بزرگی مثل اصغر فرهادی عزیز، در عین داشتن استعداد هنری والا، چقدر خوب به رعایت اصول “کسب و کار” در ساخت فیلم‌های‌ش توجه می‌کند (فقط و فقط به کارهای آقای فرهادی روی “برندینگ” خودش و فیلم‌های‌ش توجه کنید!)

رضا بهرامی دوست بسیار نازنین من، هنرمند و فیلم‌ساز است. یکی از ویژگی‌های دوست‌داشتنی رضا برای من این است که در عین هنرمند بودن، اهمیت جمله‌ی معروف “بیزینس ایز بیزینس” را در حوزه‌ی هنر کاملا درک کرده است. 😉 بر همین اساس رضا مجموعه کارگاه‌هایی را با عنوان “کارگاه هنر حرفه‌ای” برای هنرمندان طراحی کرده است تا به آن‌ها یاد بدهد هنر حرفه‌ای و کسب و کار هنری چگونه است (یاد کارهای زمین‌مانده‌ی کارگاه “کار حرفه‌ای” خودم افتام!) رضا در کارگاه‌ش مورد موضوع بسیار مهمی با نام “تفکر طراحی (Design Thinking)” صحبت می‌کند. حوزه‌‌ای از مطالعات هنری که در دنیا هم عمر چندانی ندارد و جذابیت‌ش این‌جاست که در تمامی مشاغل و برای همه‌ی متخصصین کاربردی است و حرف‌های جدیدی برای گفتن دارد (این‌جا هم قبلا در مورد تفکر طراحی توضیح داده‌ام.) من در دو کارگاه مقدماتی این دوره شرکت داشته‌ام و با وجود این‌که رشته‌ام و تخصص‌م چیز دیگری است از کارگاه رضا نکات بسیار زیادی یاد گرفتم (این‌جا در مورد آموخته‌های‌م از کارگاه‌ اول رضا نوشتم.)

با این اوصاف دیگر حرفی باقی نمی‌ماند جز این‌که قابل توجه دوستان هنرمند، پزشک، مهندس و دارای سایر تخصص‌ها:

“این کارگاه در بیست ساعت (پنج جلسه ی چهار ساعته) برگزار می‌شود و برای برگزاری بهتر و انجام تمرین‌های متمرکز، ظرفیت آن پنج نفر است. لطفا برای کسب اطلاعات در زمینه نحوه‌ی برگزاری و ثبت‌نام و دریافت کاتالوگ کارگاه به این آدرس ای‌میل بزنید:

workshop@rezabahrami.com”

برای رضا بهرامی عزیز در راه جدیدی که آغاز کرده آرزوی موفقیت روزافزون را دارم.

دوست داشتم!
۴

برگزاری کارگاه آموزشی تفکر طراحی رضا بهرامی

تفکر طراحی یکی از جذاب‌ترین و جدیدترین موضوعاتی است که در دنیای مدیریت و تجارت راه خود را گشوده است. این شکل تفکر به موضوع طراحی همانند یک فرایند می‌نگرد و نه یک فعالیت مقطعی و ایستا. تفکر طراحی، خلاقیت را با رویکرد ساختاریافته و متدولوژیک در هم می‌آمیزد تا نوآوری ایجاد کند. در واقع تفکر طراحی به‌دنبال این است که به نه فقط هنرمندان بلکه به همه‌ی افرادی که به‌نوعی با موضوع “طراحی” درگیرند (از منِ مشاور که باید وضعیت مطلوب سازمان مشتری را طراحی کنم تا شمای مهندس که باید فلان کارخانه را طراح کنید و آن یکی که باید مدل پژوهش علمی خود را طراحی کند)  یاد بدهد چطور خلاقیت خود را به‌صورت سیستماتیک به‌کار گیرند تا به طرح‌هایی شگفت‌انگیز دست پیدا کنند.

مدتی هست که با این موضوع آشنا هستم و روی آن هم برای کمی کار کرده‌ام؛ اما نه‌چندان حرفه‌ای. مطالعات من بیش‌تر برای لذت بردن از مفاهیم زیبای مطرح در ادبیات این موضوع بوده است. حالا خوش‌حال‌م که دوست هنرمندم رضا بهرامی‌نژاد عزیز به‌پشتوانه‌ی تجربه‌ی خودش به‌عنوان یک هنرمند جوان قصد دارد کارگاه آموزشی را در این زمینه برگزار کند.

کارگاه رضا با عنوان “روباه و خارپشت” روز پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ماه از ساعت ۱۵ تا ۲۰ برگزار می‌شود. جزئیات ماجرا را در این‌جا روی وبلاگ خود رضا ببینید.

من هم در این کارگاه حضور دارم. مطمئن‌م مثل کارگاه دیگر دوست خوبم امیر مهرانی عزیز، علاوه بر یاد گرفتن چیزهای جدید با دوستان خوب و جدید دیگری هم آشنا خواهم شد؛ آن هم دوستانی که احتمالا بیش‌ترشان هنرمند هستند. همین هیجان‌زدگی من را برای رسیدن روز برگزاری کارگاه بیش‌تر کرده! خوش‌حال می‌شوم که اگر از میان خوانندگان گزاره‌ها هم کسی در کارگاه حضور داشت، با هم بیش‌تر آشنا شویم و گپ و گفتی داشته باشیم. 🙂

خودم هم سعی می‌کنم ضمن نوشتن گزارشی از کارگاه، در آینده در مورد تفکر طراحی و کاربردهای‌ش در مشاوره‌ی مدیریت، برای‌تان مطالبی بنویسم.

دوست داشتم!
۲