برچسب: ادبيات

رفتن در نرسیدن …

هرگز دلم نخواست بگویم هرگز مرگ از طنین هرگز می‌زاید اما همیشه از ریشه‌ی همیشه می‌آید رفتن همیشه رفتن حتی همیشه در نرسیدن رفتن! پ.ن. به‌احترام دوم اردیبهشت و ۵۵ سالگی قیصر امین‌پور. دوست داشتم!۱۳...

ساربان، سرگردان همیشگی زندگی …

ـ طوطک، زندگی مرا به من نشان بده. ـ نیازی نیست از پیش بدانی. آن را زندگی خواهی کرد … (ساربان، سرگردان؛ ص ۱۳۳) ***** به‌احترام اولین سال‌گرد پرواز “سیمین” داستان ایران. منبع عکس دوست داشتم!۲...

سرگردانی در جزیره‌ی “هستی” …

یک: یادم نیست چه کسی “جزیره‌ی سرگردانی“‌ش را به من داد که بخوانم. آن روزها تازه به‌صورت جدی رمان‌خوان شده بودم. شروع‌ش که کردم، نتوانستم زمین‌ش بگذارم. داستان “هستی” و “مراد”ش و البته “سلیم”، گیراتر از آنی بود که بشود تا پایان‌ش صبر کرد. دو: مطمئن‌م که همه‌ی ما گوشه‌ای از سرگشتگی هستی و ذره‌ای […]...

زندگی در زمانه پنهان شدن سنگ امتحان

ام‌شب داشتم مثنوی می‌خواندم؛ دیدم که مولانا چه زیبا شرح حال این روزهای ما و آن‌ها را داده است: الحذر ای مؤمنان کان در شماست                در شما بس عالم بی‌منتهاست جمله هفتاد و دو ملت در تو است                  وه که روزی آن بر آرد از تو دست هر آه او را برگ […]...

گزاره‌ها (۲)

”کار نکردن” خیلی بیش‌تر از ”کار کردن” بشر را خسته می‌کند! گراتزیا دلددا / الیاس پورتولو در مورد گراتزیا دلددا به‌زودی می‌نویسم. فقط این نکته را داشته باشید که این نویسنده ایتالیایی، دومین برنده زن جایزه نوبل ادبیات است. دوست داشتم!۰...

تو هم به کاری دس بزن

همین الان این شعر عمو شلبی مرحوم را خواندم و آن‌قدر زیبا بود که گفتم باید سریع بگذارم‌اش توی وبلاگ‌ام: یه شکل تازه‌ای بکش که نو باشه؛ اگه اونقداـ م خوب نباشه! یه شعر تازه‌ای بگو که نو باشه؛ اگه اونقداـ م خوب نباشه! یه چیز تازه‌ای بخون که نو باشه؛ اگه اونقداـ م خوب […]...

پوریای ولی

شعر زیر از سال‌هایی که زیاد رادیو ورزش گوش می‌کردم به یادم مانده و یادم هست چه‌قدر هم از آن لذت می‌بردم. شعر منصوب به پوریای ولی است و ظاهرا همان موقعی که از پهلوان هندی شکست می‌خورد در جواب کسانی که علت را جویا می‌شوند، می‌گوید: پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است […]...