بایگانی نویسنده: علي نعمتي شهاب

حکمت‌ها (۲۴)

نوشته‌شده در توسط .

امام حسین (ع): اگر سه چیز نبود، آدمی‌زاد در برابر هیچ چیز سر فرود نمى‌آورد: نادارى، بیمارى و مرگ. (نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ص ۸۰)

***

امام سجاد (ع): خشنودى از پیشامدهاى ناخوشایند، بالاترین درجه یقین است. (تحف العقول، مواعظ علی بن الحسین (ع))

***

اعیاد شعبانیه را خدمت همگی دوستان عزیز تبریک عرض می‌کنم. التماس دعا.

دوست داشتم!
۳

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۵۶): مفهوم واقعی ارزیابی عملکرد

نوشته‌شده در توسط .

“در هفته‌های اخیر بارها در مورد آخرین شانس من صحبت شده که حساب آن از ‏دستم در رفته است. یک رئیس فوق العاده تنها براساس جام‌هایی که به دست می‌آورید، [شما را] قضاوت نمی‌کند؛ ‏بلکه در زمان مناسب آن‌چه را که باید بگوید، به زبان می‌آورد. او به ما آرامش و اعتماد به نفس داد و با ‏این شرایط، شما بهتر کار می‌کنید.” (سینیشا میهایلوویچ؛ این‌جا)

بگذریم از این‌که سینیشا میهایلوویچ (قاتل آن تیم درخشان ما در بازی ایران ـ یووگوسلاوی در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه) دست آخر هم آخرین شانس‌ش را از دست داد و اخراج شد و البته از این هم بگذریم که تعاریف‌ش چقدر با سبک مدیریتی برلوسکونی در میلان تطابق دارد؛ اما آن قسمتی که پررنگ کرده‌ام بدون هیچ توضیح اضافی یکی از مهم‌ترین اصول مدیریتی است که معمولا در بازی‌های سیاسی (Organizational Politics) مرتبط با نظارت و ارزیابی عملکرد در سازمان‌ها نادیده گرفته می‌شود. 🙂 شاید بد نباشد این گفته را چاپ کنیم و روی میزمان بگذاریم و هر روز یک بار به خودمان یادآوری کنیم که ارزیابی عملکرد به‌معنای زیر سؤال بردن همکاران و مچگیری نیست؛ بلکه ابزاری است که به‌کمک آن ذهن‌ها هم‌سو و دل‌ها هم‌دل می‌شوند تا مسیرِ پیش‌رفت سازمان به‌سوی اهداف‌ش در کنار حرکتِ تک‌تک اعضای سازمان به‌سوی اهداف شغلی‌شان ساخته شود و تسهیل شود.

دوست داشتم!
۲

لینک‌های هفته (۳۳۶)

نوشته‌شده در توسط .

پیش از شروع:

  1. می‌توانید فید وب‌سایت گزاره‌ها و هم‌چنین فید لینک‌دونی گزاره‌ها (که مطالب این پست از میان آن‌ها انتخاب می‌شوند) را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب فارسی و انگلیسی مطالعه‌ شده‌ی من را در تمام روزهای هفته در صفحه‌ی پاکت من دنبال کنید!

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

سه روش تفکر برای اینکه تصمیمات بهتری بگیریم و نتایج بهتری کسب کنیم (آکادمی تفکر)

در ستایش کم‌خوانی! (علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

هک کارایی (۲) – استفاده از تقویم (امیر مهرانی؛ مربی)

۱۰ مهارت لازم برای موفقیت طراحان امروزی (۱۰۰۱ بوم) (مهارت‌های لازم برای هر شغلی!)

افراد برجسته چه راهبردهایی را برای افزایش انعطاف‌پذیری پیشنهاد می‌کنند (دیجیاتو)

مدیریت کسب‌وکار:

شناخت درست از برند شخصی با نمایش داستان‌های موفقیت

مثلث طلایی مدیران

وقتی تعاملات بیش از حد کارکنان مخرب می‌شود

استراتژی‌هایی برای اینکه دوران مدیریت‌تان زود به پایان نرسد

روابط عمومی یعنی افکار سازی و تاثیر عمیق بر رفتارهای دیگران

نوآوری، تجاری‌سازی و تحلیل و توسعه‌ی کسب‌وکار:

این سه تکنیک ایده‌ شما را به مدل تجاری تبدیل می‌کنند (شبکه)

بازاریابی امروزی: مبتنی بر مبادله یا معامله؟

مباحث بازاریابی و برند / افکار یک تبلیغاتچی (بخش چهارم) (اصالت و ماهیت محصول چیست؟)

اشتباه‌های مشترک کارآفرینان برای شروع کسب‌وکار

کسب‏وکارهای سنتی هم به فعالیت اینترنتی نیاز دارند

اقتصاد، تأمین مالی و سرمایه‌گذاری:

وقت بر هم زدن نظام کاری سنتی فرارسیده است 

فرمول شناسایی صنایع مزیت‌دار

ترس از ضرر مالی می‌تواند شما را آسیب‌پذیر کند (زومیت)

بازخوانی پرونده ریسک تجاری ایران

بسته دولت برای صادرات ۹۶

فن‌آوری، رسانه‌های اجتماعی و بازاریابی دیجیتال:

ماشین‌ها و انسان‌ها در جبهه یکسانی می‌جنگند (شبکه)

مخاطرات گسترش پول مجازی در کشور

دوست داشتم!
۱

ماندن برای ساختن

نوشته‌شده در توسط .

باز هم ششم اردیبهشت شد و وقت تغییر عدد سن و سال فرا رسید. در نگاه اول ۳۳ سال زندگی برای‌م مسیری بسیار طولانی به‌نظر می‌رسد! اما در نگاه جدی‌تر، کشف این‌که روز به‌روز از جوانی دور و به میان‌سالی نزدیک می‌شوم، برای‌م اگر نگویم که ترسناک است، حداقل عجیب است! اما واقعیت این است که امسال شاید اولین سالی است که تولد برای‌م روزی مثل روزهای دیگر است و هیجان و شادی خاصی ندارد. ولی شاید روز تولد، بتواند یک نقطه‌ی زمانی برای شروع برخی کارها و تعهدات جدی برای ایجاد عادت‌های درست باشد. 🙂

هر سال از این می‌نویسم که چقدر سال سختی را پشت سر گذاشتم و تصورم این است که سال جدید، سال متفاوت و جذاب و خوبی خواهد بود. اما انگار زندگی سر سازگاری ندارد و قرار است هر سال با چهره‌های جدیدی از سختی‌های زندگی مواجه شویم. اما گلایه‌ و شکایتی ندارم و این روزها بیش‌تر از هر زمان دیگری با دنیا و زندگی و خودم در صلح به‌سر می‌برم. خیال‌م راحت است که تا حد توان‌م برای به‌تر طی شدن مسیر زندگی و بهتر ساختن دنیا برای خودم و دیگران تلاش کرده‌ام و اگر کم‌وکاستی هم در کیفیت زندگی ایجاد شده، بخش مهمی از آن تجربه‌هایی است که لازم است برای آب‌دیده شدن آن‌ها را از سر گذراند. تجربه‌هایی که اگر چه با حس ترس و اضطراب و تنهایی و اندوه همراه‌اند؛ اما در نهایت‌ به آرامشی ختم می‌شوند که آن را دیگر نمی‌توان قیمت گذاشت. آرامشی که ویژگی‌های جذابی را با خود به‌همراه دارد:

  • کنار گذاشتن هر گونه انتظاری از دیگران برای همیشه؛
  • حذف کردن رنجش از همان دیگران از ذهن و قلب؛
  • بی‌ارزش دانستن غم و اندوه در برابر شکوه زندگی؛
  • پذیرفتن این‌که در بلندمدت همه‌ی مشکلات و ترس‌ها به‌پایان می‌رسند و سختی باقی نمی‌ماند؛
  • درک این‌که قرار نیست تمام تلاش‌ها و رؤیاها به‌سرانجام خوشی برسند.

اما آرامش تنها ویژگی زندگی این روزها نیست. سال گذشته از این نوشتم که زنده‌ام تا رؤیا داشته باشم. رؤیای آن روزها شاید این روزها کم‌رنگ‌تر شده باشد؛ اما با رؤیای بزرگ‌تری جایگزین شده که تمام امید و انرژی و انگیزه‌ی مرا به خود معطوف کرده است. این روزها بیش‌تر از هر زمان دیگری در زندگی برای ساختن یادگاری ماندگاری از خودم در این دنیای فانی تلاش می‌کنم. تجربه‌ی شکست‌های بزرگ دو سال اخیر و البته آغاز هم‌سفری با تیمی جدید از دوستان عزیزی که آن‌ها هم رؤیاهای بزرگ را به روزمرگی‌های زندگی ترجیح می‌دهند، مسیر حرکت به‌سوی آینده را روشن‌تر می‌نماید. “ماندن برای ساختن.” این روزها برای این است که نفس می‌کشم.

به‌خاطر اتفاقات سال گذشته امسال بیش از همیشه شکرگذار داشتن بهترین خانواده‌ی دنیا هستم و بودن‌شان را قدر می‌دانم. از دوستان عزیزی هم که در طی این سال سخت کنار من بوده‌اند و با مهر و بودن‌شان، تحمل “سبکی تحمل‌ناپذیر هستی” را برای‌م آسان‌تر کرده‌اند، صمیمانه سپاس‌گزاری می‌کنم. و به محبت تمامی شما دوستان دیده و ندیده و مخاطبان گزاره‌ها هم مثل همیشه ارج می‌نهم. گزاره‌ها آبان امسال ۱۰ ساله می‌شود و تا حدود دو ماه دیگر ۲۰۰۰مین پست آن هم منتشر خواهد شد.

تفسیر حال این روزهای‌م شاید بخش‌هایی از یکی از ترانه‌های زنده‌یاد افشین یداللهی باشد که رفتن‌ش یکی از بزرگ‌ترین غم‌های این سال اخیر بود:

هر بار گم‌تر بوده‌ام، در هیچ پیدا می‌شدم / با چشم‌های بسته‌ام، مات تماشا می‌شدم …

یاغی بمان در عاشقی، پرواز کن بی پر زدن / از بی‌نهایت رد شو و در عشق هم آتش بزن …

تفسیر دشنه سخت نیست، تسبیح اما مشکل است / وقتی که گاهی بال دل، گاهی وبالی بر دل است …

دوست داشتم!
۳

گزاره‌ها (۲۳۱)

نوشته‌شده در توسط .

خلاقیت یعنی این‌که به خودت اجازه بدهی تا اشتباه کنی. هنر یعنی بدانی کدام‌شان را نگه داری!

اسکات آدامز

دوست داشتم!
۲

حکمت‌ها (۲۳)

نوشته‌شده در توسط .

رسول گرامی اسلام (ص): اولین مرحله‌ی عبادت، سکوت است …

(ترجمه‌ی نهج‌الفصاحه، ص ۱۵۷)

***

عید مبعث خاتم‌الانبیا (ص) بر تمام مسلمانان مبارک باد.

(منبع تصویر این پست)

دوست داشتم!
۰

زندگی منهای روزمرگی (۱۴)

نوشته‌شده در توسط .

ـ تفکر آن چیزی است که شما الان به آن می‌اندیشید. تفکر، عمل فکر کردن است. تفکر کهنه نداریم. ممکن است تفکر به فکرهای کهنه بیاندیشد اما کهنه نیست. شما وقتی به فکرهای کهنه تفکر می‌کنید، در واقع دارید آن‌ها را نو می‌کنید، پس تفکر همواره نو و تازه است ولی فکر می‌تواند کهنه باشد. همین تفاوت بین اندیشه و اندیشیدن است. ما اندیشه کهنه داریم اما با اندیشیدن می‌توان اندیشه‌های کهنه را نو کرد.

ـ زندگی انسان همانند یک رمان است، یک رمان یا داستان را تا زمانی که تا آخرش نخوانیم، نمی‌دانیم که سرانجام آن چه می‌شود، در زندگی هم باید تا آخر رفت، در آنجا معلوم می‌شود که انسان چه کاره است و حتما این زندگی به کوشش شما بستگی دارد و کوشش شما مقدمه‌ی اندیشیدن شماست. بستگی دارد به آن‌که چگونه بیاندیشید. اندیشیدن سرنوشت انسان را معین می‌کند. شما بگو چگونه می‌اندیشی، تا من بگویم که چه راهی می‌روی. ما اندیشیدن را فراموش کرده‌ایم.

ـ یک دانشمندی می‌گوید که به چهار چیز فکر نکنید، اگر فکر کردید، مُردن برایتان بهتر است؛ یکی اینکه فوق و بالا چیست. دیگر آنکه زیرترین و فروترین چیست. یکی اینکه گذشته و آغاز چه بوده است. دیگر اینکه سرانجام چه خواهد شد؛ آن وقت راحت هستید.

ـ بعضی‌ها از سؤال کردن هم می‌ترسند، می‌گویند نپرس. آیا اگر پرسش نباشد، پاسخ هست؟ اگر پرسش نباشد، فکر کردن است؟ فکر اصیل آن‌جایی است که پرسش است. حال این پرسش را یا از غیر می‌کنید یا از خودت؟ آدم از خودش هم سؤال می‌پرسد. اگر تمرین کردی و پرسش از خود آموختی که از خودت بپرسی و در مقام پاسخ برآمدن به پرسش‌ها شدید، آن وقت راه تعالی برای شما باز می‌شود …

(از گفتگو با دکتر غلام‌حسین ابراهیمی دینانی؛ این‌جا)

دوست داشتم!
۱

پروژه‌ی خلاقانه‌ی “داستان من”: در جستجوی کودکی گم‌شده

نوشته‌شده در توسط .

این روزها تقریبا هیچ خانواده‌ای نیست که در آن یک کوچولوی بانمک فضای خانواده را شیرین نکرده باشد. هدیه دادن به این کوچولوهای دوست‌داشتنی یکی از مشکلات جدی این روزها است. طبعا وقتی بچه کوچک‌تر است نظر خودش در مورد کادو شاید خیلی مهم نباشد؛ اما بزرگ‌تر که می‌شود جلب نظرش به هدیه بسیار سخت‌تر می‌شود. توجه کنید که این مشکلِ مشترکِ بین پدر و مادرها و دوستان و اقوام آ‌ن‌ها است. چقدر می‌شود برای بچه‌ها عروسک و ماشین و چیزهایی شبیه آن گشت؟ آیا می‌شود به‌شیوه‌ی خلاقانه‌تری به کودکان هدیه بدهیم؟

این روزها در دنیا هدیه دادن “تجربه”های نو و جذاب و نوآورانه به‌جای هدایای سنتی یکی از روندهای جدی تبدیل شده است. چرا؟ چون تجربه با احساس در ارتباط است و حس خوب ناشی از تجربه همیشه ماندگار است (اگر کتاب وضعیت آخر را خوانده باشید می‌دانید درباره‌ی چه صحبت می‌کنم.) بنابراین هدیه کردن تجربه به دیگران نه‌تنها کاری خلاقانه است بلکه احساس بسیار خوبی هم به آن‌ها می‌بخشد.

داستان‌پردازی یکی از جدی‌ترین زمینه‌سازهای تجربه‌ی بشری است. ما داستان می‌خوانیم تا پای به دنیاهای نامکشوف بگذاریم و تجارب جدید و متفاوتی را کسب کنیم که شاید در حالت عادی هیچ‌وقت نتوانیم آن‌ها را به‌دست بیاوریم. داستان قهرمانی دارد که در فراز و نشیب داستان، نماینده‌ی ما است و تجارب و احساسات او در طول داستان، همانی است که در پایان قصه برای ما می‌ماند …

حالا به یک سؤال جذاب می‌رسیم: اگر بشود به کودکان تجربه‌ی قهرمان یک داستان بودن را کادو بدهیم ـ آن هم تجربه‌ای که خاص خود هر کودک باشد ـ چه اتفاقی جذابی در پیش خواهد بود؟ برای خود من هم جذاب بود که متوجه شدم این اتفاق افتاده و حالا شما می‌توانید برای کودکان خودتان و اطرافیان کتاب داستانی با نام و نشان خود کودک تهیه کنید. کتابی که قهرمان آن، در سرزمین اسم‌ها به‌دنبال یافتن حروف نام خودش می‌گردد. داستان من با تصویرسازی و طراحی جذاب حتی برای منِ سابقا کودک هم جذاب بود، چه برسد به کودکان باهوش این روزها. 🙂 شما می‌توانید داستان کودک‌تان را با انتخاب شخصیت دختر و پسر و تایپ نام کودک برای خود او طراحی کنید. بعد می‌توانید صفحات کتاب طراحی شده را همان‌جا‌ آنلاین ورق بزنید و در صورت نیاز تغییراتی را ایجاد کنید. در نهایت هم کتاب را سفارش می‌دهید و کتاب چاپی کودک شما باکیفیتی مثل کتاب‌های چاپی دیگری که از بازار می‌خرید به دست‌تان می‌رسد.

داستان من کار دوستان خوبم پانته‌آ دیداری و پویا محمودیان است. پانته‌آ یکی از همکلاسی‌های خوب دوره‌ی ارشد من است و پویا هم که مسئول کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای (نصر) و بنیان‌گذار عکس‌پرینت. به این دوستان خوبم برای ایده‌ی جذاب‌شان تبریک می‌گویم و امیدوارم در کنار اضافه کردن داستان‌های قابل انتخاب جدید به‌غیر از داستان اسم‌ گم‌شده، فکری هم به حال ما کودکان دیروز که در جستجوی کودکی گم‌شده‌مان هستیم هم بکنند. کودک درون ما هم به داستان خودش نیاز دارد …

دوست داشتم!
۳

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۵۵): دو بال پرواز هر سازمان

نوشته‌شده در توسط .

“آلگری بار مسئولیت ما را نسبت به گذشته بیش‌تر کرده است. کونته برای ما نقش یک انگیزه‌دهنده و مشوق را داشت؛ اما آلگری روی تاکتیک‌ها و مدیریت فردی بازیکنان کار کرده است و در رسیدن تیم به جایگاه فعلی‌‌اش تأثیرگذار بوده است. قطعا کار گروهی و تیمی ما پیشرفت داشته است؛ چون در اولین فصل‌ ترکیب ما قدرت فعلی را نداشت اما با این حال قهرمان شدیم. آن سال کونته با قدرت روانی که به ما داد سبب موفقیت‌مان شد. یووه فعلی نمی‌تواند بدتر از یوونتوس بزرگ‌ دهه‌های اخیر باشد. اگر شما به اندازه کافی قوی باشید نتایج خود همه چیز را درباره وضعیت‌تان خواهد گفت.” (آندره‌آ بارزالی؛ این‌جا)

شاید حرف بارزالی بدیهی به‌نظر برسد؛ اما بسیار بسیار مهم است. بارزالی می‌گوید که هر سازمانی برای موفقیت هم نیاز به استراتژی و ساختار و فرایند و زیرساخت و ابزار دارد و هم نیاز به داشتن یک روح بزرگ جمعیِ هم‌سو در جهت دست یافتن به اهداف اصلی سازمان. “سیستم” و “ذهنیت” قوی دو بال موفقیت هر سازمانی را تشکیل می‌دهند. اما در دل حرف‌های بارزالی یک نکته‌ی مهم دیگر هم هست که شاید در نگاه اول به چشم نیاید: بارزالی درباره‌ی بازسازی یوونتوس پس از چند سال ضعف به‌واسطه‌ی ماجراهای کالچوپولی صحبت کرده است. بارزالی می‌گوید بعد از یک شکست سازمانی بزرگ برای بازسازی سازمان شما در درجه‌ی اول نیاز به بازاندیشی و تقویت ذهنیت سازمانی هستید‌ و وقتی که سازمان از نظر روحی به‌شرایط نسبتا پایدار رسید، آن‌وقت است که برای دست‌یابی به موفقیت‌های بزرگ و تداوم آن‌ها شما نیازمند توسعه‌ی سیستم قدرتمندی در تمامی ابعاد سازمانی هستید.

درباره‌ی ذهنیت درست، هفته‌ی پیش نوشتم. این‌که سیستم چیست موضوعی است که امیدوارم بتوانم در آینده بیش‌تر به آن بپردازم. فعلا این نوشته‌ی قبلی گزاره‌ها را بخوانید.

دوست داشتم!
۰

شور و شر اشک …

نوشته‌شده در توسط .

بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد

چشم تو به زیبایی خود شیفته‌تر شد
هم‌چون گل نرگس که در آیینه نظر کرد …

گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد

سوز جگرم سوخته دامان دلم را
آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد

 یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
 چون رود به دریا زد و چون موج، خطر کرد

بی‌صبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد …

امروز دوم اردیبهشت، قیصر امین‌پور ۵۸ ساله شد. روح بزرگ‌ش شاد.

دوست داشتم!
۲