انتخاب آرزوهای بزرگ!

هر یک از ما در طول دوران زندگی‌مان با انتخاب‌های گوناگونی مواجهیم. معمولا “اجبار” در زندگی بیش‌تر از این‌که واقعیت باشد، ناشی از نوع تفکر ما و نگاه ما به دنیا است و در نتیجه، ما به “انتخاب” مجبوریم. انتخاب همیشه با امری در آینده سر و کار دارد و آینده، خود با عدم شفافیت ـ و در نتیجه پیچیدگی ـ ارتباطی همیشگی دارد. در انتخاب با گزینه‌های مختلفی سر و کار داریم که هر یک، از یک سو دارای منافعی هستند و از سوی دیگر، دارای ریسک‌ها و ضررهایی. و همین است که انتخاب را “دردناک” می‌سازد. انتخاب خیلی وقت‌ها به سادگی یک تصمیم شاید ناخودآگاه است (وقتی تشنه می‌شویم به سراغ یخچال می‌رویم تا آب یا نوشیدنی دیگری را بخوریم!) مشکل در انتخاب‌های محدود اما سرنوشت‌سازی است که انسان را به “جزیره‌ی سرگردانی” زندگی می‌کشانند. جایی که افق، چیزی جز سرابی نیست و هر چه جلوتر می‌روی، ناامیدتر و دل‌خسته‌تر می‌شوی. جایی که “پوشیده در ابهام است معنای رسیدن” و هر رفتنی، به‌معنای رسیدن نیست!

در مواجهه با انتخاب‌های این چنینی چه باید کرد؟ روش‌های گوناگون تصمیم‌گیری و حل مسئله و البته رویکردهای روان‌شناختانه به امر تصمیم‌گیری همگی در تلاش‌اند تا به این سؤال پاسخ بدهند. با این حال، هنوز کسی نتوانسته است برای تصمیم‌گیری در زمان “انتخاب” یک فرمول جادویی اختراع کند. و از آن مهم‌تر این‌که حتی در صورت وجود چنین فرمولی در نهایت این خود ما هستیم که باید در نهایت آن “سخت‌ترین تصمیم دنیا” را بگیریم! و همین‌جا است که انتخاب، اول آسان می‌نماید ولی “افتاد مشکل‌ها!”

در این سلسله نوشته‌ها با هم درباره‌ی ساختن آینده‌ی مطلوب سخن می‌گوییم. پیش از این گفتیم برای ساختن آینده باید گذشته را ابتدا تحلیل و سپس فراموش کرد. در گام بعدی باید به سراغ دشوارترین “چراها”ی زندگی رفت: از “آمدنم بهر چه بود” تا این‌که “به کجا چنین شتابان؟” و با کشف این چراها، تازه اولین گام جدی برای ساختن آینده آغاز می‌شود: رؤیابینی. دارم از چه حرف می‌زنم؟

کمی با درون‌تان خلوت کنید و با “من” واقعی‌تان به گفتگو بنشینید. چه آرزوهایی دارید؟ از زندگی چه می‌خواهید؟ رسیدن به قله‌ی شهرت و افتخار؟ ثروتمند شدن؟ شاید هم داشتن خانه‌ای در بهترین نقطه‌ی شهر یا فلان مدل ماشین گران‌قیمت؟ ممکن هم هست به داشتن حقوقی به‌ میزان “آ” ریال در ماه بیاندیشید. رابطه‌تان با معنویت چگونه است؟ آیا مادیات تمام آن چیزی است که دنیا و زندگی را برای شما معنادار می‌کند؟ آیا تصور دنیایی که در آن خدا و عشق و هنر و ادبیات و احساس وجود نداشته باشد، برای‌تان ممکن است؟ نظرتان درباره‌ی تعادل اضلاع مثلث تجربه‌ی زندگی انسانی چیست؟

همین‌جا لحظه‌ای صبر کنید. هدفم از طرح این سؤالات این نیست که همین حالا پاسخ‌های‌تان را در ذهن‌تان مرور کنید. اصلا این سؤال‌ها تنها نمونه‌هایی از سؤالاتی هستند که برای کشف رؤیاهای‌مان باید آن‌ها را از خودمان بپرسیم. هدفم این بود که به شما بگویم که معمولا نوع نگاه ما به زندگی و آینده، در آرزوهای‌مان به بهترین شکل ممکن قابل ردگیری است. اگر خوش‌بین باشیم، آرزوهایی بسیار بزرگ می‌پروریم و اگر بدبین باشیم، دنیا برای‌مان از “لبه‌ی فنجان قهوه‌مان” فراتر نمی‌رود. بزرگ‌ترین انسان‌های تاریخ کسانی بوده‌اند که بزرگ‌ترین (و در ظاهر نشدنی‌ترین) رؤیاهای ممکن را داشته‌اند. شاید نماد چنین انسان‌هایی مارتین لوترکینگ رهبر فقید جنبش اجتماعی ضد تبعیض نژادی آمریکا باشد که سخنرانی معروف و تاریخی‌ او “رؤیایی دارم” منبعی الهام‌بخش و انگیزشی برای همه‌ِی آن‌هایی است که به دنبال رسیدن به دستاوردهایی بزرگ و تکرارنشدنی هستند. بنابراین “رؤیابینی” هنری است که از ریسک‌پذیری، تفکر خلاق و البته انتخاب‌های درست سرچشمه می‌گیرد.

برگردیم به بحث انتخاب. چطور رؤیاهای بزرگی را انتخاب کنیم؟ گفتم که هر انتخابی ـ بدون توجه به روش رسیدن به تصمیم نهایی ـ در نهایت با خود ماست. عاملی در درون تک‌تک ما هست که در این‌جا اسم آن را “شهود” می‌گذاریم. شهود همان حس و حال درونی ما نسبت به دنیای بیرونی و گزینه‌های پیش روی‌مان در زندگی است و معمولا هم در سخت‌ترین شرایط درست‌ترین انتخاب را می‌کند؛ اما معمولا به جرم علمی نبودن و اتکا داشتن به احساس آن را در وجودمان سرکوب می‌کنیم. شهود همان ندای درونی است که ما را در طول زندگی‌مان همراهی می‌کند و روزی نیست که از پندها و تذکرات‌اش بی‌بهره باشیم! شاید وقت آن رسیده باشد تا ترسِ نشدن را کنار بگذاریم و با کمک شهودمان، بزرگ‌ترین رؤیاهای‌مان را کشف کنیم.

دوست داشتم!
۱۷

ارزش ادراکی محصول به‌عنوان یک مزیت رقابتی

وقتی از ارزش محصول یا خدمت سخن به میان می‌آید، معمولا همه به یاد قیمت و ارزش پولی محصول می‌افتند. این درست است که در نهایت همه چیز با “پول” سنجیده می‌شود؛ اما تمامی ارزش محصول یا خدمت با این نوع نگاه نمایان نمی‌شود. چه بسیارند محصولاتی که حتی با قیمت بسیار پایین خریداری نمی‌یابند و چه اندک‌اند محصولاتی که هر قیمتی داشته باشند، صفی طولانی برای خرید آن‌ها ایجاد می‌شود. به‌نظر می‌رسد در این میان حلقه‌ی مفقوده‌ای وجود دارد: چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟

پاسخ این است ‌که مشتری برای محصول یا خدمت ما جدا از ارزش پولی آن ارزش‌های دیگری نیز قائل است. در حقیقت مشتری برای خرید کردن، تنها براساس قیمت یا ارزش پولی تصمیم نمی‌گیرد؛ اگر چه این عامل، در تصمیم نهایی مشتری بسیار کلیدی است. اما چه عوامل دیگری در تصمیم نهایی مشتری برای قضاوت در مورد ارزش‌مندی محصول یا خدمت مؤثرند؟

نگاه سیستماتیک به تصمیم مشتری برای خرید می‌تواند ما را به سوی پاسخ صحیح هدایت کند. انسان‌ها دارای ویژگی‌های شخصیتی، تجربیات، اولویت‌ها و نیازهای متفاوتی هستند. این تفاوت‌های فردی همگی ـ چه به‌صورت آگاهانه و چه به‌صورت ناآگاهانه ـ روی تصمیم نهایی مشتری برای خرید تأثیرگذارند.

اما تمام ماجرا هم این نیست. تصمیم‌گیری تنها براساس اطلاعات درونی صورت نمی‌گیرد و نیازمند داده‌هایی است که از محیط به انسان منتقل می‌شوند. به‌دلیل محدودیت‌های حواس ادراکی بشر، هر فردی در مواجهه با یک پدیده (که در این‌جا یک محصول یا خدمت است)، برداشت متفاوتی نسبت به آن پدیده با دیگری خواهد داشت. البته حدود ۸۰ درصد این برداشت‌ها با یکدیگر یکسان‌ هستند. حالا بیایید ارتباط میان برداشت مشتری با ارزش محصول یا خدمت را بررسی کنیم.

از نگاه استراتژیک برداشت مشتری از “ارزش” محصول یا خدمت را “ارزش ادراکی” می‌گوییم. ارزش ادراکی از هر دو عامل منطق و احساس تشکیل شده است. بخش منطقی ماجرا همان ۸۰ درصد ادراک مشابه میان افراد مختلف در تحلیل ارزش محصول است و بخش احساسی هم ۲۰ درصد باقی‌مانده. اما ماجرا وقتی جالب می‌شود که توجه کنیم در اغلب موارد احساس بر منطق برتری دارد و در نتیجه اگر بتوانیم مشتری را از نظر احساسی مجذوب کنیم، دیگر نیازی به متقاعد کردن او برای خرید نداریم.

به‌همین دلیل در چند سال اخیر، “بازاریابی حسی” که بر فروش محصول / خدمت براساس تأثیرگذاری روی احساس مشتری متمرکز است، در دنیای کسب و کار مورد توجه جدی قرار گرفته است. بازاریابی حسی به آن ۲۰ درصد احساس مشتری می‌پردازد و معتقد است که ۸۰ درصد ارزش ادراکی منطقی محصول / خدمت، کارکردهای حداقلی است که باید حتما در محصول / خدمت وجود داشته باشند تا در میان گزینه‌های مورد بررسی مشتری قرار بگیرد. بنابراین برای موفقیت در فروش، باید روی عاملی متمرکز شد که محصول / خدمت ما را از رقبا متمایز می‌کند. پیش از این این عامل تمایز یا “مزیت رقابتی” تنها روی ویژگی‌های کارکردی محصول / خدمت متمرکز بود؛ یعنی این‌که چطور محصول / خدمت ما از رقبای‌اش بهتر کار می‌کند یا چه کارکردهای متمایزی دارد. مثلا به تبلیغات لوازم خانگی دقت کنید. در آن‌جا تمرکز بر روی این است که کدام تلویزیون تصویر شفاف‌تر و باکیفیت‌تری دارد، کدام یخچال کارهای بیش‌تری انجام می‌دهد (مثل یخچالی که تلویزیون دارد!)، کدام لباس‌شویی حجم بیش‌تری لباس را با مصرف آب پایین‌تری می‌شوید و کدام جاروبرقی قدرت مکش بیش‌تری دارد. می‌بینید؟ تمرکز روی کارکردها است. اما بازاریابی امروز از ویژگی‌های کارکردی گذشته و روی عامل دیگری تمرکز دارد که “تجربه‌ی مشتری” نامیده می‌‌شود.

تجربه‌ی مشتری چیز عجیب و غریبی نیست. تجربه‌ی مشتری دو عامل کلیدی دارد: من باید محصول / خدمتی بسازم که درست کار کند و حس خوب و هیجان‌انگیزی به مشتریان بدهد. وقتی از ابتدای طراحی محصول / خدمت تمرکز روی ایجاد حس خوب برای مشتری باشد، ارزش ادراکی حسی نیز در محاسبات طراح و سازنده و فروشنده در نظر گرفته می‌شود و نتیجه‌اش این می‌شود که قیمت نهایی نیز براساس هر دو عامل محاسبه می‌شود.

اما وقتی نقطه‌ی شروع حس مشتری باشد و نه کاری که باید محصول / خدمت انجام دهند، تحولی بنیادین در تفکر ما نسبت به طراحی و ساخت و فروش محصول / خدمت ایجاد می‌شود. حالا مسئله این نیست که به مشتری نشان دهیم مشکل او چگونه حل می‌شود: تنها کافی است مشتری درک کند نیاز / مشکلی دارد که راه‌حل آن در دست ماست! وقتی مشتری چنین ارتباطی با برند / محصول / سرویس ما برقرار کند، دیگر رقابتی در میان نیست. مشتری به‌صورت پیش‌فرض ـ و در بسیاری مواقع بدون فکر کردن ـ ما را انتخاب می‌کند و حتی به فکر وجود داشتن رقبای ما هم نمی‌افتد. حالا ما در بازاری رقابت می‌کنیم که رقیبی نداریم و این یعنی یک “اقیانوس آبی” را برای خودمان خلق کرده‌ایم!

دوست داشتم!
۱۵

دعوت به همکاری توسعه‌دهنده‌ی وب

این آگهی مربوط به یکی از دوستان قدیمی و خوب من است:

یک گروه فعال در حوزه‌ی مشاوره‌ی بازاریابی، نیازمند برنامه‌نویس و طراح وب (تمام وقت / پاره وقت) مسلط به PhP, Mysql, CSS آشنا به کامپوننت‌های اجتماعی آشنا به CMSهای مبتنی بر PhP و مسلط به اصول و مبانی طراحی پایگاه‌های داده است.

لطفا رزومه‌های‌تان را به نشانی پست الکترونیکی a.sadeghiani@gmail.com ارسال فرمایید.

دوست داشتم!
۲

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱۸): چرا مثبت‌اندیشی؟

“یک بازیکن باید به خودش ایمان داشته باشد. اگر این طور نباشد، اوضاع چه در داخل و خارج از زمین خوب پیش نخواهد رفت. مثبت فکر کردن و به خود ایمان داشتن مهم است؛ نه‌تنها در فوتبال، بلکه برای پیش‌رفت کردن به عنوان یک انسان.” (شینجی کاگاوا؛ این‌جا)

کاگاوا به نکته‌ی قشنگی اشاره کرده است: مثبت‌اندیشی فقط به‌درد این نمی‌خورد که فشار و دردهای زندگی را کم‌تر کنیم؛ بلکه برای پیش‌رفت کردن لازم است. ولی چرا؟ چون مثبت‌اندیشی باعث می‌شود که ایمان پیدا کنم که:

۱- آینده ساختنی است نه باختنی؛

۲- خود من مسئول ساختن آینده هستم و می‌توانم هم بسازم‌ش!

در حقیقت مثبت‌اندیشی چون باعث تغییر عملکرد می‌شود به موفقیت می‌انجامد؛ نه این‌که خودش عامل موفقیت باشد. بنابراین کنار آن آدمک غرغروی درونی‌تان برای یک آدمک خوش‌رو و پرلبخند هم جای کوچکی باز کنید. من خودم اثرش را تجربه کرده‌ام؛ ضرر نمی‌کنید!

به‌نظرم لازم است یک جمله‌ی انرژی‌بخش استاد سابق همین جناب کاگاوا در تیم دورتموند یعنی یورگن کلوپ دوست‌داشتنی را هم ـ که قبلا نوشته بودم ـ این‌جا یادآوری کنم: “اگر می‌خواهید نتیجه‌ی ویژه‌ای بگیرید، باید احساس ویژه‌ای داشته باشید!

دوست داشتم!
۶

پست مهمان: ۶ شغل که پنج سال قبل وجود نداشتند

مقدمه ـ مهدی مسکین یکی از دوستان متخصص و خوب من و مدیر پروژه‌ی دوست‌داشتنی بیپ‌تونز است. در این پست یادداشت جالب مهدی را درباره‌ی جذاب‌ترین شغل‌‌های دنیای امروز با هم می‌خوانیم:

بخواهیم یا نخواهیم دنیا تغییر می­‌کند و سریع هم تغییر می­‌کند. و اگر ما این تغییر را متوجه نشویم یا دیر متوجه شویم، طبیعی است که از قافله عقب می­‌مانیم. آن‌وقت حکایت­‌مان می‌­شود حکایت نوکیا با آن گوشی­‌های پر امکانات، می­‌شود حکایت واکمن­‌های سونی، یا تلفن­‌های ثابت پاناسونیک، یا برگردیم عقب­‌تر، حکایت نوار کاست­‌های TDK که امروز خبر چندانی از هیچ‌کدام‌شان نیست.

چه کنیم؟

مشخص است دیگر! باید همراه با تغییرات دنیا، معلومات و مهارت­‌های خودمان را بهبود دهیم. زیاد یاد بگیریم، خوب فکر کنیم و دقیق عمل کنیم.

در دنیا چه خبر است؟

در طول ۵ سال گذشته در دنیای فناوری شغل­‌هایی ایجاد شده­اند که در سال ۲۰۰۸ هیچ خبری از آن‌ها نبود. این شغل­‌ها نشان می­‌دهند که تغییرات فضای فناوری چه بوده و اگر کسی بخواهد در این حوزه کار کند، باید چه توانمدی­‌هایی داشته باشد. اینفوگرافی زیر را ببینید:

 

حالا با این اوصاف، ۵ سال بعد شما چه کاره­‌اید؟ چقدر تخصص دارید؟ رتبه شغلی­‌تان چیست؟ چقدر درآمد دارید؟

ما با چند پرسش و یک حساب و کتاب مدرسه­‌ای می‌توانیم به شما بگوییم که اگر علاقه‌مند به دنیای فناوری هستید، ۵ سال بعد درآمد ماهیانه­‌تان چقدر است. کافی است این پرسش‌نامه را تکمیل کنید تا نتایج حداکثر ظرف ۲۴ ساعت برای شما ارسال شود و البته منتظر یک غافل‌گیری اساسی هم باشید!

دوست داشتم!
۱۵

لینک‌های هفته (۱۷۸)

اول چهار پیشنهاد جذاب دارم برای دو هفته‌ای که در پیش داریم: همایش بزرگ استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در سال ۹۳ به‌همت اقتصاد آن‌لاین (این‌جا)، همایش پرسنال برندینگ چارگون (این‌جا)، استارت‌آپ‌ویکند دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران (این‌جا) و سرویس جم تهران ۹۲ (این‌جا). از لینک‌هایی که گذاشتم با برنامه‌ها آشنا شوید و دوست داشتید در آن‌ها ثبت‌نام کنید. من در دومی و سومی حضور خواهم داشت و در اولی و دومی به‌دلیل هم‌زمانی با استارت‌آپ‌ویکند احتمالا نباشم (شاید هم بودم!) ولی خوب همه‌ی این برنامه‌ها عالی‌اند. از دست‌شان ندهید. 🙂

با این اوصاف برویم سر وقت کار خودمان. 🙂

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

ایسنا – نقش صدا در جذب افراد، بیشتر از ظاهر و شخصیت؟!

۱۷ کد برای فعال کردن ذهن میلیاردر شما | سایت طلا

۶ کاری که آدم‌های شاد هیچ‌وقت انجام نمی‌دهند

مدیریت کسب و کار:

به عنوان یک فروشنده، نسخه مناسب برای مشتری بپیچیم (استاد پرویز درگی) (عاااالی!)

روانشناسی بازی‌‌وارسازی یا گیمفیکیشن: چگونه اپلیکیشن‌ها می‌توانند ما را ترغیب به انجام کارها کنند (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک) (مطلب بسیار عالی است؛ اما معادل بازی‌وارسازی برای گیمیفیکیشن را اصلا نمی‌پسندم.)

وقتی از برنامه جلو می‌افتیم باید چی کار کنیم؟ (نادر خرمی راد)

تغییرات سازمانی؛ دل‌پذیر یا نگران‌کننده؟ (محسن احمدی؛ یک مشاور)

تفاوت‌های فروشگاه‌های زنجیره ای در ایران و غرب/ انقلاب سوپرمارکت‌ها

چرا اجرای خوب یک استراتژی بد ارزشمند است؟

کارمندان در هوای بارانی و ابری بیشتر کار می‌کنند

اقتصاد:

متن ابلاغیه رهبر معظم انقلاب به رؤسای قوای سه گانه در زمینه‌ی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی (محتوای ابلاغیه عالی است؛ امیدوارم به‌جای حرف زدن و همایش برگزار کردن به دستور ایشان عمل شود!)

رهایی از رکود تورمی و پیرامون افت بازار سهام (دو یادداشت بسیار خواندنی علی‌سرزعیم درباره‌ی دو موضوع روز اقتصاد ایران؛ دوست‌دار سقراط)

اقتصاد آنلاین – برترین شرکت‌های ایران معرفی شدند (فهرست IMI400)

مقایسه سازمان‌های توسعه‌ای در ایران و جهان

آمار و اطلاعات مدیریت کسب و کار و اقتصاد:

بزرگ‌ترین بازارهای مالی در کدام کشورها هستند؟

رتبه جهانی کارآفرینی ایران اعلام شد: ۲۸

سهم ۷۴ درصدی ارزش افزوده در درآمدهای مالیاتی

اقتصاد آنلاین – شاخص رقابت‌پذیری صنعتی ایران؛ ۵۵اُم جهان

اقتصاد آنلاین – ۶۵درصد تولیدات‌صنعتی در اختیار ۳درصد بنگاه‌ها

علم و فناوری:

ایسنا – انسان با چشم هم بو می‌کشد!

ناسا منتشر کرد: وقتی از آسمان همبرگر می‌بارد

جهان در سال ۲۲۰۰ چگونه است؟

صنعت فاوا در ایران و جهان:

دولت به دنبال ارزان‌سازی دیتاسنترهای داخلی

ایتنا – امیدواری وزیر ارتباطات برای ارائه سرویس‌های جدید / کاربران اینترنت تخفیف می‌گیرند

اخذ مجوز برای اپلیکیش‌‌های موبایل الزامی شد / معافیت مالیاتی برای نرم‌افزارها

آفیس آنلاین شد – ایستنا

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

خرید ۱۶ میلیارد دلاری WhatsApp توسط فیس‌بوک: یک جنون آنی، برنامه حساب‌شده یا تلاشی بی‌ثمر برای پنهان کردن کاهش محبوبیت فیس‌بوک؟ (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

۶ دلیل برای آن‌که باید خرید ۱۹ میلیارد دلاری واتس‌اپ توسط فیس‌بوک را اقدامی هوشمندانه دانست (فارنت)

داستان «فیدلی»، شرکتی که با ۱۲ کارمند که یک شبه راه صد ساله را طی کرد! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

وایبر به قیمت ۹۰۰ میلیون دلار به تصاحب یک فروشگاه اینترنتی ژاپنی درآمد – زومیت

آیا ممکن است مایکروسافت بتواند ویندوز فون را رها کرده و به اندروید روی آورد؟ – زومیت

فناوری همراه:

مایکروسافت Cortana را برای رقابت با Siri اپل و Google Now آماده کرده است!

“دوستت دارم” رایج ترین جمله ارسالی با تلفن همراه است – ایستنا

رسانه‌های اجتماعی:

رسانه‌های اجتماعی موقت

ایسنا – دروغ‌سنج شایعات اینترنتی ساخته شد

کشورهای در حال توسعه رکورددار استفاده از شبکه‌های اجتماعی – ایستنا

آمار و اطلاعات فاوا در ایران و جهان:

جهانگرد: ترافیک اینترنت دنیا ۱۰۰ترابایت در ثانیه و ترافیک ایران ۱۰۰گیگابیت در ثانیه است – ایستنا

زیرساخت مدعی شد: ۳۴ درصد محتوای مصرفی دیتای کشور در ایران میزبانی می‌شود – ایستنا

ایتنا – نیاز سالانه به ۹ تا ۱۵ میلیون گوشی/ ماجرای انتقاد نوکیا از ایران

گارتنر: میزان فروش گوشی‌های هوشمند از گوشی‌های معمولی پیشی گرفت – ایستنا

ایتنا – دوسوم کاربران با تلفن همراه خرید می‌کنند

دوست داشتم!
۴

چرا در برابر تغییر مقاومت می‌کنیم؟

عموما وقتی هر جا حرف از “ایجاد تغییر” پیش می‌آید، مدیریت “مقاومت در برابر تغییر” نیز موضوع مهم دیگری است که باید به آن توجه کرد. می‌دانیم که از بین بردن کامل مقاومت در برابر تغییر نه ممکن است و نه مطلوب؛ چرا که به انرژی و منابعی که باید برای این کار صرف شود نمی‌ارزد. حتی اگر بشود در ظاهر مقاومت را از بین برد هم نیروهای پنهان مقاوم در برابر آن می‌توانند به‌مراتب قدرت بیش‌تری پیدا کنند. بنابراین باید مقاومت در برابر تغییر را کنترل و مدیریت کرد و نه نابود! البته همه‌ی این مقاومت‌ها نیز نادرست نیستند. چه بسا مقاومت یک فرد در برابر تغییر، به شناسایی جنبه‌های منفی پنهان مانده‌ی آن تغییر بیانجامد.

مسئله‌ی اصلی این‌جاست که منشأ مقاومت در برابر تغییر هم می‌تواند افراد باشند و هم سازمان (و هم هر دوی آن‌ها.) در حالی که عوامل مقاومت در برابر تغییر در سطح سازمانی بسیار شناخته شده‌اند، نقش عوامل فردی عموما نادیده گرفته شده است. مسئله، تفاوت میان “من می‌خواهم تغییر ایجاد کنم” تا “من تغییر ایجاد کردم” است! من هم بارها خواسته‌ام در زندگی‌ام تغییر ایجاد کنم؛ اما نشده و نتوانسته‌ام و دست آخر، همه‌ی دنیا را مقصر دانسته‌ام به‌جز خودم.

بنابراین به‌تر است به بررسی عوامل مقاومت در برابر تغییر در سطح فردی بپردازیم:

  • عادت: خیلی از اوقات فرد ایجاد تغییر را نمی‌پذیرد؛ فقط به این دلیل که به روش موجود انجام کار عادت کرده است!
  • احساس عدم امنیت: تغییر روش‌های معمول که برای فرد شناخته شده است، در انسان ایجاد نگرانی و عدم امنیت می‌کند.
  • عوامل اقتصادی: ممکن است افراد احساس کنند تغییر بر میزان حقوق و دستمزد آن‌‌ها اثرگذار است و در نتیجه در برابر آن مقاومت کنند.
  • ترس از ناشناخته‌ها: تغییر قرار است عامل جدیدی را جایگزین عامل شناخته شده‌ی امروز بکند. تا وقتی که فرد این عامل جدید را نشناسد، طبیعی است که دچار نگرانی در مورد آن شود. آیا در به‌کارگیری آن موفق خواهد شد؟ آیا تفاوت روش جدید با روش قبلی خیلی زیاد است و فرد باید تلاش قابل توجهی برای یادگیری آن انجام دهد؟ و سؤالات دیگری از این دست باعث می‌شوند تا فرد از ترس مواجهه با ناشناخته‌ها، در برابر پذیرش آن‌ها مقاومت کند.
  • فقدان آگاهی: بعضی وقت‌ها فرد یا نمی‌داند که باید از روش جدید استفاده کند و یا نمی‌تواند ماهیت روش جدید را بفهمد. بنابراین کار را هم‌چنان به روش قدیمی انجام می‌دهد (مدیران قدیمی که هنوز ایمیل ندارند را دیده‌اید؟)
  • عوامل اجتماعی: ممکن است فرد از این‌که با پذیرفتن روش جدید دیگران در مورد او چه فکر می‌کنند بترسد و در نتیجه در برابر تغییر مقاومت کند. در جاهایی که تغییر با هنجارهای عمومی (هر چند غلط) سازمانی و اجتماعی هم‌خوانی ندارند، این شکل مقاومت در برابر تغییر بسیار اهمیت می‌یابد.

چه در جایگاه مدیریت باشیم و چه در زندگی شخصی‌مان نیازمند تغییر باشیم، برای پذیرش تغییر نیاز داریم تا بیاموزیم و کشف کنیم چرا یک انسان در برابر تغییر مقاومت می‌کند. به این ترتیب می‌توانیم ببینیم که چرا تغییر نمی‌کنیم و چرا تغییر نمی‌کنند. 🙂

دوست داشتم!
۱۳

قصه‌ی زندگی یک کسب و کار کوچک

بسیاری از افراد مشکل اصلی خود را در کسب و کارشان نبود سرمایه‌ی کافی می‌دانند: “وای اگر فلان‌قدر پول داشتم …” ترجیع‌بند ثابت بسیاری از صاحبان کسب و کارهای کوچک است. واقعیت این است که این نوع نگاه آن‌قدرها هم که ما فکر می‌کنیم درست نیست. سرمایه در شروع کسب و کار شرط لازم است اما کافی نیست. یک ایده‌ی بد با بیش‌ترین پول هم به‌جایی نمی‌رسد. در مقابل ایده‌های جذاب و جدید، حتی با کم‌ترین میزان پول هم می‌توانند به موفقیت برسند. داستان زندگی کارآفرینان بزرگ و موفق را که بخوانید می‌بینید که خیلی وقت‌ها نداشتن پول آخرین مشکلی بوده که آن‌ها داشته‌اند! (مثلا داستان زندگی استیو جابز یا آقای بهروز فروتن کارآفرین موفق ایرانی را بخوانید.) بنابراین اگر ایده‌ی جذابی دارید که می‌دانید می‌تواند در بازار بسیار موفق باشد، برای شروع کردن تردید نکنید.

وقتی تصمیم به شروع گرفتید پیش از هر چیز باید کسب و کار کوچک‌تان را همانند یک موجود زنده ببینید. موجودی که چند سالی “عمر” می‌کند و روزی به‌دنیا می‌آید و متأسفانه روزی دیگر این دنیای فانی را ترک می‌کند. در ادبیات مدیریت به ماجرای زندگی یک کسب و کار “چرخه‌ی عمر” گفته می‌شود.

برای این منظور چرخه‌ی عمر سازمان به چند نقطه‌ی کلیدی تقسیم می‌شود. نقاطی که هم‌چون قرارگاه‌های کوه‌پیمایی هستند که هر نقطه در ارتفاع خاصی قرار دارد، دارای ویژگی‌های خاص خود هستند. بنابراین در طول دوران رشد کسب و کار، وضعیت و ویژگی‌های سازمان تغییر می‌کنند تا به یک نقطه‌ی مشخص برسد. مراحل ایجاد یک کسب و کار کوچک عبارتند از:

  • آغاز: در این مرحله کارآفرین بعد از یافتن ایده‌‌ای جذاب برای پاسخ‌گویی به یک نیاز مشخص در بازار، راه‌اندازی کسب و کار کوچک‌ش را کلید می‌زند. این مرحله با عرضه‌ی محصول یا خدمت به بازار پایان می‌یابد.
  • بقا: در طول یک تا سه سال اول، هر کسب و کار کوچک باید برای ماندن در بازار با رقبا رقابت کند.
  • رشد: در مرحله‌ی بعد کسب و کار رونق می‌گیرد و فروش آن رشد می‌یابد.
  • توسعه: با رسیدن کسب و کار به یک نقطه‌‌ی نسبتا باثبات، مالکان آن مجبور می‌شوند برای کنترل هزینه‌ها و حفظ ثبات و اثربخشی سازمان، دست به توسعه‌ی نظام‌‌های سازمانی نظیر نظام‌های برنامه‌ریزی و بودجه‌بندی و کنترل بزنند.
  • بلوغ: در این مرحله کسب و کار تبدیل به یک شرکت معتبر در حوزه‌ی کاری خودش می‌شود. مهم‌ترین وظیفه‌ی حداقلی مالکان و مدیران کسب و کار در این مرحله، حفظ سازمان در نقطه‌ای است که در آن قرار گرفته است.

اما چرا در عنوان مطلب از “قصه” صحبت کرده‌ام؟ حداقل به‌دلایل زیر:

۱- قصه و داستان چیزی است که در ابتدا وجود خارجی ندارد؛ اما می‌تواند به‌دست خود ما در دنیای واقعی محقق شود.

۲- قصه هم منطق دارد و هم با احساسات در ارتباط است.

۳- قصه باورکردنی است!

۴- قصه هم روایت‌گر یک مسیر است و هم روایت‌گر یک لحظه و یک دوره از زندگی.

۵- قصه بهترین راه برای متقاعد کردن دیگران است.

در سال‌های اخیر، موضوع قصه‌‌گویی در حوزه‌های مختلف دنیای کسب و کار به‌شدت مورد توجه قرار گرفته است. این موضوع به‌ویژه در مباحث مربوط به: فروش ایده‌ی کسب و کار به سرمایه‌گذاران و فروش محصول به مشتری از اهمیت بسیار زیادی برخوردار شده است.

داستان کسب و کار و محصول شما چیست؟ قصه‌ی زندگی حرفه‌ای خودتان به‌عنوان یک برند شخصی چطور؟ پاسخ به این سؤالات، راه جدیدی برای فروش جلوی پای شما می‌گذارند.

دوست داشتم!
۱۱

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱۷): دی‌ان‌ای کسب و کار شما چیست؟

“بارسا باشگاه بزرگی است. با بازیکنانی که این‌جا داریم، مشخص است که یک ما سبک بازی خاص داریم. تمرکز رسانه‌ها همیشه روی مالکیت توپ بارسا است. اما ضروری است که به متغیرهای دیگری هم توجه کنیم که آن‌ها هم در دی‌ان‌ای بارسا وجود دارند. مثلا رونالد کومان عادت داشت پاس‌های مورب بلند برای هریستو استویچکوف بفرستد.” (تاتا مارتینو؛ سرمربی بارسا؛ این‌جا)

یکی از سؤالاتی که معمولا در همان اولین گام‌های تدوین برنامه‌ی استراتژی کسب و کار با آن مواجهیم، تعیین “فلسفه‌ی وجودی کسب و کار” است. شنیدید که بعضی‌ها می‌گویند من به پوچی فلسفی رسیدم؟ این آدم‌ها در واقع منظورشان این است که هدف و دلیل و انگیزه‌ای برای زندگی ندارند (و آیا ما به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای این‌ها را داریم؟) به‌همین شکل هر کسب و کاری نیز بدون داشتن دلیلی برای زنده بودن و هدفی برای رسیدن به روزمرگی می‌افتد که نتیجه‌ی آن، تسریع رسیدن کسب و کار به سراشیبی افول در چرخه‌ی عمر آن است.

اما منظور از فلسفه‌ی وجودی چیست؟ تاتا مارتینو مربی دوست‌داشتنی این روزهای بارسا پاسخ جالبی به این سؤال داده است: فلسفه‌ی وجودی همان دی‌ان‌ای کسب و کار است! اما دی‌ان‌ای چیست؟

دی‌ان‌ای اسید دزوکسی ریبونوکلئیک، یک اسید نوکلئیک است که حاوی دستورات ژنتیکی مورد استفاده برای رشد و نمو و کارکرد همه‌ی جانداران است. نقش اصلی مولکول دی‌ان‌ای ذخیره‌ی درازمدت اطلاعات ژنتیکی است. دی‌ان‌ای را اغلب با مجموعه‌ای از نقشه‌ها مقایسه می‌کنند، چرا که حاوی دستورات مورد نیاز برای ساخته شدن تمام اجزای دیگر سلول‌ها است.” (این‌جا)

بنابراین دی‌ان‌ای طرح و نقشه‌ و روش ساخته شدن یک سیستم زنده و پویا است: این‌که این سیستم از چه اجزایی ساخته شده است و چطور باید آن را از ابتدا ساخت و توسعه داد. در حوزه‌ی کسب و کار، نقش فلسفه‌ی وجودی همین است. فلسفه‌ی وجودی پاسخ همان سؤال “دلیل و هدف زندگی‌ کسب و کار من جیست؟” است. این‌که کسب و کار شما “آمدن‌ش از بهر چه بود”، “از کجا آمد، کجاست و به کجا می‌رود” و البته این‌که “داستان‌ش چیست؟”

معمولا فلسفه‌ی وجودی کسب و کارها را با پاسخ به سه سؤال زیر تدوین می‌کنیم:

۱- چه نیازی در دنیای واقعی و در درون خودتان باعث راه‌اندازی این کسب و کار شد؟

۲- گروه‌های هدف مشتری اصلی شما چه کسانی هستند؟

۳- مزیت‌های رقابتی یا همان شایستگی‌های اصلی این کسب و کار کدام‌اند؟ ما چه چیزی داریم که دیگران ندارند؟ یا به بیان دیگر: چرا مشتریان باید من را انتخاب کنند، نه رقیب‌م؟

پاسخ این سه سؤال ظاهرا ساده در کنار هم سازنده‌ی فلسفه‌ی وجودی هر کسب و کار هستند. می‌بینید که فلسفه‌ی وجودی، کسب و کار را در حالت مطلوب و غایی‌اش توصیف می‌کند.؛ پس یک رؤیای بزرگ دست‌یافتنی است! کسب و کار براساس این طرح و نقشه‌ی بزرگ، از نقطه‌ای شروع می‌شود و مدام رشد و توسعه می‌یابد تا سرانجام روزی به “قامت بلند تمام‌”ش درآید.

اما تاتا مارتینو به نکته‌ی مهمی اشاره کرده است: معمولا در طول دوران حیات یک کسب و کار، به‌دلایل مختلف ـ به‌ویژه امکانات موجود ـ یک یا چند جزء فلسفه‌ی وجودی کسب و کار نمود بیش‌تری می‌یابند و به‌نوعی تبدیل به نماد آن کسب و کار می‌شوند. به‌عنوان مثال: همه بارسا را با مالکیت توپ می‌شناسند. تیم‌های مورینیو با سبک دفاعی و ضدحمله‌های برق‌آسای‌شان معروف‌اند. به‌همین شکل در حوزه‌ی کسب و کار همه آی‌بی‌ام را شرکت سخت‌افزاری می‌دانند (در حالی که بیش از ۹۰ درصد درآمد آی‌بی‌ام از نرم‌افزار و خدمات است!) یا مک‌دونالد اگر چه رستوران زنجیره‌ای مشهوری است؛ اما کسب و کار واقعی‌اش خرید و فروش مستقلات است! در این مثال‌ها، واقعیت کسب و کار با آن‌چه در نگاه و باور عامه‌ی مردم است متفاوت است؛ اما نکته‌ی کلیدی ماجرا این است که نگاه مدیران به مذل کسب و کارشان، نگاه درستی است و آن باور عمومی مردم (برند) هم برای توسعه‌ی شهرت این کسب و کارها و پول درآوردن از مشتریان واقعی‌شان (که در مورد هر دو شرکت کسب و کارها هستند!) مفید است. مشکل جایی پیش می‌آید که مدیران کسب و کار هم به دام این نگاه‌های بخشی‌نگر بیفتند و هویت و فلسفه‌ی وجودی کسب و کار را با روش‌های اجرایی و تاکتیک‌های مقطعی اشتباه بگیرند!

تاتا همین را دارد می‌گوید. او می‌گوید که اگر چه بارسا با “توتال فوتبال” و “حفظ توپ‌”ش معروف است؛ اما همین تیم در همین سبک بازی (=فلسفه‌ی وجودی)، در سال‌های نه‌چندان دور از روش‌های دیگر بازی هم استفاده کرده است. مارتینو می‌گوید که اگر چه هویت و دی‌ان‌ای ما ثابت است؛ اما روش اجرای این دی‌ان‌ای می‌تواند متنوع‌تر باشد (همان‌طور که در هستی می‌بینیم از یک نوع دی‌ان‌ای، چه تنوع حیرت‌انگیزی از جانداران منحصر به‌فرد را شاهدیم!)

می‌دانیم که خلقت از دی‌ان‌ای آغاز می‌شود و بدون آن پابرجا باقی نمی‌ماند و می‌دانیم که دی‌ان‌ای، تنها عامل بیولوژیکی منحصربه‌فرد بودن ما در این دنیای خاکی و فانی است. در دنیای کسب و کار هم فلسفه‌ی وجودی کسب و کار همانند دی‌ان‌ای عمل می‌کند و کلید اصلی بقا و رشد و توسعه‌ی کسب و کارها است. دی‌ان‌ای کسب و کار شما چیست؟ آن را همین امروز دریابید!

دوست داشتم!
۳

لینک‌های هفته (۱۷۷)

آخر هفته مهمان دوستان عزیزم در استارت‌آپ‌ویکند ساری بودم. یک تجربه‌ی جذاب دیگر کنار دوستان عزیز خودم و البته کلی جوان باانگیزه. 🙂 تازه از سفر برگشته‌ام و اولین کارم نوشتن پست لینک‌های هفته با ۲۴ ساعت تأخیر است.

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

فاصله بین دانستن و گفتن با عمل | سید بابک علوی

رزومه کاری و کار رزومه‌ای (مسعود بینش) (البته با برخی نکات این مطلب موافق نیستم؛ ولی کلیت‌اش درد دل بسیاری از مدیران است!)

ایسنا – زشت‌ها به یادماندنی‌ترند!

این موسیقی است که به آواز معنا می‌دهد

ساده‌ترین​​کارها برای داشتن یک روز​خوب

مدیریت کسب و کار:

تقویت تفکر استراتژیک (ابراهیم حیدری)

بزهکاری یا کارآفرینی (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

کارهای هفتگی یک مدیر پروژه (محسن احمدی؛ یک مشاور)

پاندورا، چگونه پاندورا شد؟ واقع‌بینی و سنجیده عمل کردن در مقابل جاه‌طلبی‌های بی‌سرانجام (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

۵ ایده واقعی بازاریابی پارتیزانی با توجه به بودجه محدود (بیزینس‌ترندز)

۷ رویکرد برای تحول تجارت الکترونیک در بنگاه‌های کوچک – ایستنا

اقتصاد:

تولید ناخالص داخلی هشتاد ساله شد

اقتصاد آنلاین – مصوبه آزاد شدن ورود کالای گروه ۱۰ (خبر بسیار مهم اقتصادی هفته!)

اقتصاد آنلاین – محسن رنانی: نمی دانیم در بحران هستیم

قیمت تمام شده پول در بانک‌های خصوصی از مرز ۲۰ درصد گذشت/ پول گران چاقوی دو لبه برای بانک‌ها

آمار و اطلاعات مدیریت کسب و کار:

اقتصاد آنلاین – بودجه‌سال آینده:۷۹۳ هزار میلیارد تومان

اقتصاد آنلاین – افزایش‌هزینه‌شهرنشینی به۱۶٫۴میلیون‌تومان

اقتصاد آنلاین – اقتصاد ایران بسته‌‌تر شد

اقتصاد آنلاین – “مانکن”؛ روزی یک میلیون تومان!

علم و فناوری:

چرا انسان‌ها اینقدر به وسوسه و گناه متمایلند – وسوسه از دید نوروساینس (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

ایسنا – تفاوت کابوس دیدن مردان و زنان

صنعت فاوا در ایران و جهان:

پنج پیش‌بینی فناورانه آی‌بی‌ام برای پنج سال آینده

مروری بر گرایش‌های تکنولوژیک سال ۲۰۱۴ – ایستنا

نام تبلت و کتاب‌های موردعلاقه بیل گیتس ونظر او درباره نادلا و زاکربرگ/ پاسخ‌های مرد دوست‌داشتنی آی تی

برندگان و بازندگان رومینگ ملی

گوگل دومین شرکت باارزش آمریکا شد

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

ایتنا – خبر فوری: لغو تحریم تبادلات پولی ایرانیان برای خرید تجهیزات و سرویس‌های اینترنتی (خبر خوش بسیار مهم این هفته!)

پرحرف و حدیث‌ترین بازی موبایل این روزها (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک) (بخونید و با این بازی پدیده‌ی سابق آشنا شوید!)

ایتنا – آیا نینتندو به بازار بازی‌های موبایل وارد خواهد شد؟

ایتنا – مدیر ایرانی یوتیوب برکنار شد

درخواست سهامداران مایکروسافت از مدیرعامل جدید: تعطیلی سرویس بینگ، ایکس‌باکس و سرفیس – زومیت

رسانه‌های همراه:

مایکروسافت قصد دارد پشتیبانی از اپلیکیشن‌های اندروید را به ویندوز اضافه کند (فارنت)

لنوو: با معرفی مجدد موتورلا به بازارهای مختلف آن را به سودآوری باز می‌گردانیم – زومیت

آسیا بزرگ‌ترین بازار اپلیکیشن‌های تلفن همراه

رسانه‌های اجتماعی:

دوستان شما در شبکه‌های اجتماعی احتمالا پولدارتر و شاد‌تر از شما هستند! | رسانه‌های اجتماعی (بسیار جالب و خواندنی!)

ایسنا – دیپلماسی “هشتکی” ایرانیان علیه جیش العدل FreeIranainSoldiers #

آمار و اطلاعات فاوا در ایران و جهان:

۴ میلیون خرید اینترنتی ایرانی‌ها در سال گذشته

تنها ۴۰ درصد از ترافیک وب مربوط به انسان‌ها است – زومیت

سهم ۲۰ درصدی ابزارهای همراه از پرداخت‌های مالی در سراسر جهان – ایستنا

دوست داشتم!
۱