به شوق یک سلام تو همیشه می‌مانم …

بی تو این‌جا همه در حبس ابد تبعیدند
سال‌ها، هجری و شمسی، همه بی‎خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم‎های نگران، آینه‎ی تردیدند

نشد از سایه‎ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی‎وار
باز هم نام و نشان تو ز هم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل‎ها را همه با فاصله‎ات سنجیدند

تو بیایی همه‎ی ثانیه‎ها، ساعت‌ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند

ماجرای زندگی این روزهای ما بدون آن “یار غائب از نظر” همین است که قیصر امین‌پور سروده است. به‌امید آن‌که روزِ آمدن‌ش ما هم باشیم. تا آن روز “اللهم عجل لولیک الفرج” نجوای اصلی قنوت نمازمان است …

عید شما پیشاپیش مبارک و التماس دعا.

(منبع عکس)

دوست داشتم!
۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*