مشاهده‌گر (۲۸)

خوانندگان قدیمی‌تر گزاره‌ها مجموعه پست‌های “مشاهده‌گر” را به خاطر دارند. در این پست‌ها تصویری را با هم می‌دیدیم و سعی می‌کردیم روایت‌مان را از این تصویر بنویسیم. بعد از مدت‌ها تعطیلی، تصمیم گرفتم این پست‌ها را دوباره شروع کنم و بدین ترتیب از این پس هر هفته، یک‌شنبه‌ها صبح را با “مشاهده‌‌گر” آغاز می‌کنیم و البته در این‌ شروع دوباره، کاریکاتور در میان پست‌ها نقش عمده‌ای خواهد داشت. بنابراین این شما و این هم اولین مشاهده‌گر سری جدید:

روایت‌تان را برای من بنویسید.

منبع کاریکاتور

دوست داشتم!
۲
یک دیدگاه بر “مشاهده‌گر (۲۸)
  1. محبوبه گفت:

    شرطی شدن ، روزمرگی ،عدم شناخت توانایی های خود و انفعال

  2. علي نعمتي شهاب گفت:

    چه تفسیرهای جالبی!

  3. م.مرسلی گفت:

    عادت…

  4. دلارام گفت:

    من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید…بهار

  5. محمدرضا باغبانی گفت:

    با اینکه آزادی ولی در بندی …

  6. alireza گفت:

    که گر ما خرد داشتیم
    کجا این سرانجام بد داشتیم؟

  7. محمد گفت:

    من معمولا نظر نمینویسم ولی:
    همیشه یادمان باشد؛ تیره روزی هایی را که به سختی آنها را شکست دادیم. مانند پادتن های بدن که وقتی بیماری را شکست میدهند ، ان را به خاطر می سپارند تا در مواجه بعدی بازهم پیروز باشند.
    وقتی شکست هایمان را به خاطر بسپاریم ، مطمئنا در مشکل و جنگی دیگر ، قدرتمندتر ظاهر می شویم و دشمنی که میشناسیم را بهتر شکست خواهیم داد!

  8. آرمان گفت:

    گاهی باید تمام گذشته ها را ریخت و رفت …
    این تصویر نشانگر گذشته هاییست که نمی توان فراموش کرد ، باری که هموراه بر دوش می ماند.

  9. وفا گفت:

    سلام
    فکر میکنم نشانه تفکری است که دوست دارد نشان دهد از قفس خود بیرون آمده، اما قفس را همیشه با خود حمل میکند تا هر جا مورد تهدید واقع شد، داخل آن برود.
    داخل آن برود تا خود را در مقابل مسئولیتی که داشته، یا کاری که کرده، یا هر چیزی که هنوز هم مثل زمانیکه در قفس بود، آن را تهدید میداند، از خودش محافظت کند.
    به قول آقای مهرانی تغییر از زمانی شروع میشود که ما واقعاً تغییر را شروع کنیم. (نقل به مضمون)، یعنی آن قفس را بگذاریم و رو به جلو برویم.
    نگاه دیگری هم میتوان داشت:
    این موجود، نمیخواهد از قفسش جدا شود، اما جایی هم که بوده دیگر جای خوبی نبوده، حالا ناچار ر پی یک جابجایی کوچک است، میرود جایی بهتر، بساطش را پهن کند و دوباره در قفس عزیزش ساکن شود. درست مثل سیزده به در ها که آدم دائم جابجا میشود:-)
    سربلند باشید

  10. مهدی گفت:

    من یاد لاکپشت میوفتم که وزن سنگین خونه اش رو همیشه تحمل میکنه مبادا یه وقت بدونه خونه بمونه، کلا اهل ریسک نیست این موجود

  11. لاله گفت:

    ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم!:)

  12. قفس به دوش
    شایدم بشه گفت خانه به دوش اگه مثل حلزون این قفس رو خانه خودش بدونه

  13. azam گفت:

    با سلام به نظر من نماد موجودی است که گرچه به صورت ظاهری آزاد است اما اسیر گذشته اش است وهنوز از قفس گذشته هایش بیرون نیامده ایت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*