مشاهده‌گر (۸)

روایت‌تان را برای‌ام بنویسید.

دوست داشتم!
۰
یک دیدگاه بر “مشاهده‌گر (۸)
  1. سعید گفت:

    زیبایی در عین سادگی و یک رنگی

  2. علي نعمتي شهاب گفت:

    بهاره و آرش
    عالی بود! لذت بردم. 🙂

  3. آرش گفت:

    بعضی وقتها بهتر در مواجهه با یک مشکل بزرگ به جای حل کردنش ،دورش بزنی!

  4. بهاره گفت:

    سکانس بلعیده شدن پینوکیو و پدر ژپتو توسط نهنگ… فقط این غولی است که کلاه جادوگری به سر دارد نه نهنگ!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*