لینک‌های هفته (134)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

نوستالژیک دوراندیش (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ)

به خودمان نگاه کنیم (امير مهراني؛ The Coach)

جامعه خود را بهتر بشناسیم (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

همین شغل یا اخراج (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

برای معرفی خود از این واژگان استفاده نکنید (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

چطور درست پول خرج کنیم؟ (احسان طريقت)

توهم نبوغ (بهرام شاكرين؛ ابديت)

قوانين يا منافع (محسن صحراگرد؛ تجربه)

3 قانون طلایی برای موفقیت

چگونه از افسردگی در محل کار پیش‌گیری کنیم؟

مديريت، كارآفريني و تحليل كسب و كار:

سوزن و جوال‏دوز (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك) (درباره‌ي نقدهاي آقاي آواژ بر مشاوران مديريت ايراني. نقد من را هم بر نقدهاي آقاي آواژ فردا در گزاره‌ها بخوانيد.)  

حتی دمکراسی هم به بازاریابی احتیاج دارد! (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار) (عااااااااالی!) 

گای کاواساکی: درس هایی که از استیو جابز آموختم – نارنجی

نیازیابی، گام اول در طراحی محصول (اسما كروبي؛ يوايكس تارگت)

چرا بهترین استراتژی‌های نوآوری در هنر کمتر کردن حجم کار نهفته‌اند؟ (عااااااااااااااالي!)

چه نوع استراتژی را چه موقع به کار ببریم؟

تفاوت پپ و مورینیو (دلتنگي‌هاي آخر هفته؛ سينا انصاري)

غم نمی خواد ما رو تنها بذاره (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار) (درباره‌ي صفر شدن ظرفيت دانشكده‌ي مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف) 

برخی موضوعات تأسف‌برانگیز مدیریتی (دكتر بابك علوي)

یکی از بزرگترین اشتباهات بازاریابان! (مهدی عبدی؛ هدهدان)

چرا دوران سلطنت برندها رو به پایان است؟ (حامد اويسي؛ تك‌نوشت)

نکاتی که شرکت شما می‌تواند از یک ایده خوب بیاموزد

رویکردی جدید به تحولات سازمانی

كسب‌وكارهاي كوچك چه کنید تا رشد کسب‌وکارتان متوقف نشود

شش مهارت در زمینه رسانه‌های جمعی که هر مدیری باید بداند

روزنامه بهار ـ ۷ دلیلی که باعث می‌شود هنوز هم «کلاه‌قرمزی» ‌ببینیم (عالي!)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

لشگر گیک‏های آقای شهردار (بخش دوم) (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

چرا نمی‌توانیم مهندسین خانم پیدا کنیم؟ (وبلاگينا)

خبرآنلاین – 22 درصد از در آمد سال 2012 ناشران، از کتاب‌های الکترونیکی بوده است

بزرگترین آرشیو نرم‌افزار دنیا (مصطفي لامعي؛ iClub)

شادترین شرکت‌های دنیای فناوری – نارنجی

در 20 سال گذشته فناوری تا چه اندازه اطراف ما را خلوت کرده است؟ (فارنت)

چرا بعضی از وبلاگ نویس ها با نوشتن مشکل دارند؟!

آیا نرم‌افزارهای شرکت‌ها به‌روزرسانی می‌شوند؟

برخی زبان‌های برنامه نویسی ناامن هستند

ائتلاف غول‌های فناوری برای تحقق اقتصاد دانش محور

پنجم اردیبهشت روز جهانی زنان و فناوری Ict شد

اینفوگرافیک: آینده‌ی ذخیره‌سازی‌های ابری چگونه خواهد بود؟ – زومیت

دکمه استارت دوست داشتنی به ویندوز بازمی گردد

جست‌وجوگر مایکروسافت پنج برابر از گوگل ناامن‌تر است

فناوري همراه:

خبرآنلاین – آیا می دانید در ابتدا سیستم عامل آندروید برای چه دستگاهی ساخته شده بود؟

وقتی اپ‌های رایگان اندروید، بد می‌شوند (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

غیرفعال شدن احتمالی «گوگل گلس‌»هایی آزمایشی که بدون توافق با گوگل به فروش برسند+ آنباکس+خصوصیات سخت‌افزاری (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

Idc اعلام کرد: ۸۰درصد مردم ۱۵دقیقه بعد از بیدار شدن سراغ گوشی هوشمند خود می‌روند

انتشار سيستم‌عامل موبايل فايرفاکس از تابستان امسال

دسترسی بیش از حد برنامه‌های همراه به اطلاعات کاربران

افزایش 163درصدی بدافزارهای موبایل در سال 2012 – زومیت

رسانه‌هاي اجتماعي:

وقتی درباره‌ی “اجتماعی” صحبت می‌کنیم درباره چه حرف می‌زنیم (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

تازه‌ترین فهرست ۱۰۰ شخصیت تأثیرگذار جهان از سوی «تایم» اعلام شد (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

شبکه‌های اجتماعی و آینده نژاد بشر: سناریوی محو تکاملی در مقابل سناریوی گایا (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

درنگ کنید؛ رسانه‌های اجتماعی رایگان نیستند؟ (رسانه‌هاي اجتماعي)

ما: کاربران شبکه‌های اجتماعی یا کارگران آن‌ها؟! (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

سرویس موسیقی توییتر راه اندازی شد (وبلاگينا)

واتس‌اپ از توییتر و فیس‌بوک جلو زد: ۲۰۰ میلیون کاربر و ۲۰ میلیارد پیام

آیا کارآگاهان شبکه‌های اجتماعی با استفاده از عکس‌ها و ویدئوها، عامل بمب‌گذاری ماراتون بوستون را شناسایی می‌کنند؟ (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

صنعت فاوا در ايران:

آخرین وضعیت اعطای تسهیلات به 500 سایت برتر ایرانی

بازتاب امروز – رفتار کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی/پربیننده‌ترین صفحه ایرانی فیسبوک چیست؟

رشد 80 درصدی جرائم رایانه‌ای در سال 91

معاون نظارت رگولاتوری از شناسایی 577 تخلف در حوزه Ict طی سال 91 خبرداد

اقتصاد:

کاهش قابل توجه فقر شدید در جهان در سه دهه گذشته (حجت قندي‌؛ اقتصادانه)

مهاجرت از شهر به روستا (كافه اقتصاد)

تحلیل دکتر طبیبیان درباره‌ی فراز و فرود علاقه‌مندی مهندسان به علوم انسانی

خبرآنلاین – افق بلندمدت و کوتاه مدت اقتصاد ایران چیست؟ (گزارش سخنراني محسن رناني)

گزارش آژانس بین‌المللی انرژی چشم‌انداز جهاني انرژي سال 2035

دکتر مسعود نيلي در«سيما» آمار سال‌هاي 85 تا 90 را بررسي كرد: اشتغال؛ سالانه فقط 14‌ هزار و اقتصاد آنلاین – دانلود پاورپوینت دکتر نیلی در برنامه پایش و خبرآنلاین – جذب 10درصدی جمعیت واجد شرایط به بازار کار/میانگین سالانه اشتغال پایدار:سالانه 101 هزارشغل

درگفت‌و‌گوی «شرق» با رییس هیات مدیره گروه توسعه اقتصادی «تدبیر» مطرح شد : قراردادهای نفتی و فعالیت اقتصادی ستاد اجرایی فرمان امام‌(ره)

یک عضو شورای پول و اعتبار خبر داد تداوم تثبیت نرخ سود سپرده‌ها

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرد اقتصاد ایران سال 2014 از رکود خارج می‌شود

خبرآنلاین – معرفی ارزشمندترین تیم‌های فوتبال جهان / صدرنشینی رئال

IMF پيش‌بيني خود از رشد جهاني را كاهش داد دو خطر در كمين اقتصاد جهان

در برنامه راهبردی برای سال 94 پیش‌بینی شد: شاخص‌هاي هدف در بخش صنعت، معدن و تجارت

گزارش بانک مرکزی از بهبود ضریب جینی؛ کارشناسان: ثروتمندان، ‌ثروتمندتر شده‌اند

خبرآنلاین – در سال گذشته اتفاق افتاد/ افزایش 56 درصدی اجاره‌نشینی

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (99)

“اگر من اکنون این جا هستم، به خاطر ونگر است. هرگز فراموش نمی کنم که او چه کارهایی برای من انجام داد. من بسیار به او مدیونم. او به من اعتماد به‌نفس داد؛ نه تنها به عنوان یک بازیکن، بلکه به عنوان یک انسان. به همین دلیل است که من به او بسیار احترام می گذارم و واقعا او را دوست دارم؛ زیرا او به بازیکنان‌ش بسیار اهمیت می‌دهد. برای بعضی از مربیان، بازیکنان تنها در زمین مسابقه مهم هستند. اما او همیشه به دنبال این است که با شما صحبت کند و چیزهای بیشتری از شما بداند تا بتواند به شما اعتماد به‌نفس بدهد. این برای من مثل یک عشق دوم است.” (سمیر نصری در ستایش آرسن ونگر؛ این‌جا)

بدون شرح تقدیم به مدیران و ره‌بران گرامی سازمان‌ها! 

از مسئله‌ي واقعي تا مسئله‌ي قراردادي!

قبلا بارها در اين مورد صحبت كرده‌ايم كه كار اصلي يك مشاور مديريت، حل مسائل سازمان‌ها است. يك مشاور مديريت، بيش از هر چيز متخصص روش‌ها و ابزارهاي حل مسئله است و به سازمان كمك مي‌كند تا خودش مسائل‌اش را به‌درستي تحليل و حل كند. اما بياييد يك قدم برگرديم عقب. چه مسئله‌اي؟ اين سؤال خودش بزرگ‌ترين مسئله‌ي پيش روي يك مشاور مديريت است! بياييد نگاهي بندازيم به چند تجربه‌ از دنياي واقعي:

ـ در سازماني ما مشغول كار روي به‌بود فرايندها بوديم كه مديريت ارشد سازمان از ما خواست به‌دنبال ريشه‌ي يكي از مشكلات اصلي سازمان هم باشيم. مشكل تناقض اطلاعاتي بود كه توسط واحدهاي مختلف سازمان در اختيار مديريت ارشد قرار مي‌گرفت. با بررسي عميق ماجرا، مشخص شد كه مشكل نه از فرايندها است و نه از سيستم‌هاي اطلاعاتي سازمان. مشكل اين‌جا بود كه تعريف واحدهاي مختلف از يك سرفصل اطلاعاتي مشخص يكسان نبود (مثلا فرض كنيد يكي وزن را با واحد كيلوگرم مي‌سنجيد و ديگري با واحد پوند.) طبيعتا راه‌حل ماجرا تدوين يك نظام اطلاعاتي يكپارچه براي كل سازمان بود.

ـ در سازماني مشغول تدوين استراتژي شدم. كمي كه جلوتر رفتم، متوجه شدم مشكلي كه مديريت به‌دنبال حل كردن آن است، تعيين اهداف و فعاليت‌هاي آينده‌ي سازمان نيست. دغدغه‌ي اصلي ايشان اين بود كه با توجه به دستيابي به سطح سود مورد نظرش از كسب و كارش در طول چند سال گذشته و مشكلات بازار و محيط كسب و كار، آيا وقت‌اش نرسيده شركت را تعطيل كند و به كسب و كار ديگري بپردازد؟ وقتي اين مسئله را فهميدم، كار تدوين استراتژي را با آقاي مديرعامل كنار گذاشتيم. يك مدل تحليلي از متغيرهاي شرايط كسب و كار و شرايط شخصي آقاي مديرعامل تهيه كردم و با يك تحليل ساده‌ي مبتني بر سيستم دايناميك، به اين جواب رسيديم كه ايشان كسب و كارش را تعطيل نكند!

ـ در سازماني براي تدوين طرح جامع IT قرارداد بستيم. يكي دو ماهي كه از پروژه گذشت، متوجه شديم مديران سازمان از ما رضايت ندارند و با آن‌ها قرار گذاشتيم در يك جلسه‌ي مشترك، مسائل را با هم شفاف كنيم. وقتي وارد جلسه شديم، مديران سازمان شروع به طرح سؤال‌هايي كردند كه اصلا بنابر ماهيت پروژه ما براي آن‌ها جوابي نداشتيم. قرار بر اين شد كه اين سؤالات را بررسي كنيم و بعد پاسخ دهيم. در جلسه‌ي بعدي، پاسخ سؤالات را به مديران سازمان داديم و آن‌ها هم به ما گفتند از نظر ما پروژه كاملا موفق بوده است! در حالي كه ما جواب سؤالات اصلي را كه بايد براساس قرارداد به سازمان مي‌داديم، هنوز نداده بوديم.

******

مثال‌هاي بالا همه واقعي هستند. بلااستثنا در تمامي پروژه‌هاي مختلف مشاوره‌اي كه در اين سال‌ها درگيرش بوده‌ام، در طول پروژه كارفرما و ما به‌عنوان مشاور به سؤالات جديدي برخورد كرده‌ايم كه پاسخ دادن به آن‌ها اگر نه بيش‌تر كه به‌اندازه‌ي سؤالاتي كه طبق قرارداد پروژه بايد به آن‌ها پاسخ مي‌داديم مهم بوده‌اند. طبيعتا پاسخ به اين سؤالات اغلب به تغيير دامنه (Scope) پروژه مي‌انجاميد و در نتيجه تغيير هزينه‌هاي پروژه و ماجرا براي طرفين سخت مي‌شد. اما به‌هر حال حداقل دستاورد اين ماجرا براي كارفرما اين بود كه مي‌فهميد مسئله‌ي اصلي كجاست و اغلب هم RFP مناقصه‌ي جداگانه‌اي را براي حل آن مسئله از ما دريافت مي‌كرد.

من در طول اين سال‌ها به ريشه‌هاي اين ماجرا بسيار فكر كرده‌ام. به‌تجربه متوجه شده‌ام كه چند عامل سبب مي‌شوند تا وضعيت به اين شكل درآيد:

1. متأسفانه آن‌قدرها كه به حل مسئله اهميت مي‌دهيم، به كشف مسئله اهميت نمي‌دهيم. اغلب مسائل سازماني كه بايد حل شوند، به‌دليل بخش‌نامه‌ي سازمان بالادستي، چشم و هم‌چشمي با سازمان رقيب، اين‌كه ديگري همين كار را كرد و موفق شد و دلايل اين چنيني تعريف مي‌شوند و نه براساس دردهاي واقعي سازمان. حالا ريشه‌هاي غيراخلاقي ماجرا بماند كه درد در اين زمينه بسيار است. در هر حال “كشف درست مسائل و مسائل درست” كه خودش نيازمند آشنايي با مفاهيم و ابزارهاي بسياري از تفكر سيستمي تا تفكر طراحي و از يك نمودار استخوان ماهي ساده تا نمودارهاي پيچيده‌ي تحليل دايناميكي سيستم است، خودش هنري است كه البته خوش‌بختانه تا حدود زيادي اكتسابي است.

2. همانند بيماري‌هاي انسان‌ها، بسياري از بيماري‌هاي سازمان‌ها نيز داراي نشانه‌هاي مشابهي هستند. خيلي وقت‌ها اين نشانه‌هاي مشابه باعث تشخيص نادرست مسائل مي‌شوند و مسئله‌ي اشتباهي براي حل كردن انتخاب مي‌شود.

3. بيان درست مسائل هم خودش مشكل ديگري است. گاه مسئله درست تشخيص داده مي‌شود؛ اما درست فرموله نمي‌شود و در نتيجه در حل مسئله روي ابعادي تأكيد مي‌شود كه شايد خيلي هم ريشه‌ي آن درد سازمان نباشند.

براي حل اين مشكل هيچ دارويي وجود ندارد؛ جز آشنا شدن با روش‌هاي كشف مسئله و تجربه و تجربه و باز هم تجربه. در مورد روش‌هاي كشف مسئله، اين اواخر مقاله‌ي بسيار فوق‌العاده‌اي از مديرعامل اينوسنتيو مطالعه كردم كه در آن متدولوژي كشف مسئله‌ي اينوسنتيو را به‌صورت مفصل تشريح كرده بود. اين مقاله را در پست مقاله‌ي هفته روز يكشنبه‌ي هفته‌ي آينده (اول ارديبهشت) با هم مرور خواهيم كرد.

اما درس مهم ماجرا براي من اين بود كه در هر جايگاهي كه به حل يك مسئله مشغول‌ام ـ چه مشاور يك شركت بسيار معظم باشم و چه مشاور يك استارت‌آپ كوچك، چه به حل مسئله‌ي شغلي يكي از دوستان‌م كمك بكنم و چه گرفتار حل يك مسئله‌ي شخصي باشم ـ هر كجا كه متوجه شدم سؤال اصلي چيز ديگري است، شجاعت پذيرفتن و بيان اين حقيقت را داشته باشم؛ حتا اگر به حذف من از فرايند حل مسئله منجر شود!

اين اصل را نبايد در دنياي كسب و كار هم فراموش كرد. گفته‌اند و شنيده‌ايم و خوانده‌ايم كه هر كسب و كاري، در واقع مسئله‌اي از مسائل مشتريان خودش را به روشي مناسب حل مي‌كند تا آن‌ها ترغيب شوند و بابت اين روش حل مسئله پول بدهند! از اين ديدگاه هر محصول و خدمت، چيزي جز يك روش حل مسئله نيست. بنابراين براي موفقيت در دنياي كسب و كار هم لازم است مسئله‌ي واقعي و درست مشتريان را كشف كنيم.

رعايت همين اصل ساده يك دستاورد بسيار مهم دارد كه ارزش‌اش قابل سنجيدن نيست: اعتمادسازي. طرف مقابل وقتي كه ببيند شما به‌دنبال حل دردِ واقعي او هستيد و نه به‌دنبال دردتراشي (!) و از آن بدتر دردسازي (!)، اعتمادي به شما خواهد كرد كه ثمره‌اش را بعدها به‌خوبي خواهيد ديد!

****** 

كارل پوپر فيلسوف شهير فلسفه‌ي علم و مردِ بزرگِ هم‌روزگار ما، كتابي دارد به‌نام “زندگي سراسر حل مسئله است.” اين روزها به اين فكر مي‌كنم كه با تغيير يك كلمه از نام اين كتاب استاد، يكي از مهم‌ترين اصول زندگيِ در دنياي پيچيده‌ي امروز به‌دست مي‌آيد: زندگي سراسر كشف مسئله است! و البته آن هم مسائل درست و واقعي. شخصا فكر مي‌كنم هيجان زندگي، اين‌گونه بسيار بيش‌تر است!

براي‌تان در پروژه‌ي كشف هر روز‌ه‌ي زندگي آرزوي موفقيت دارم.

دعوت به همكاري در واحد آموزش انجمن بهره‌وري ايران

انجمن بهره‌وري ايران يكي از نهادهاي معتبر حوزه‌ي آموزش و پژوهش و مشاوره‌ي مديريت بهره‌وري در كشور است كه به‌همت گروهي از اساتيد و مديران برجسته‌ي كشور تأسيس شده است.

در راستاي توسعه‌ي فعاليت‌هاي انجمن، واحد آموزش انجمن بهره‌وری ایران در ارتباط با امور اجرایی و نظارت و کنترل پروژه‌های آموزشی خود از افراد علاقه‌مند به‌شرح زير دعوت به همكاري مي‌نمايد:

1. کارشناس آموزش:

الف ـ وظایف:

i. مدیریت ارتباطات و طراحی و توسعه‌ی شبکه‌ی اساتید و مربیان،

ii. نظارت بر کیفیت آموزشی و ارایه پیشنهاد برای تهیه استانداردها و افزایش کیفیت آموزش انجمن

iii. همکاری جهت تهیه‌ی برنامه آموزشي

ب ـ ويژگي‌ها:

i. کارشناسی ارشد در صنایع، مدیریت، MBA یا دیگر رشته‌های مرتبط با مدیریت آموزش

ii. آشنا با آموزش و تکنولوژی‌های نوین مورد استفاده در آموزش (به‌ویژه آموزش الکترونیک)

iii. قابلیت کار تیمی

iv. خلاق و علاقه‌مند به نوآوری در کار

v. توانمند در ارتباطات

vi. علاقه‌مند به کارآفرینی

vii. مسلط به کار با کامپیوتر (آفیس، امکانات شبکه‌ای و اینترنتی)

2. کارشناس ارتباطات و بازار

الف ـ وظایف:

i. جذب مشتری برای خدمات آموزشی انجمن

ii. تعریف راهکارهای بهینه ارتباط با مشتریان و اجرایی نمودن آن

iii. پیاده‌سازی و مدیریت کانال‌های ارتباط با مشتریان

iv. ایجاد شبکه جذب مشتریان

v. مدیریت روابط عمومی واحد آموزش انجمن

ب ـ ويژگي‌ها:

i. کارشناس ارشد مدیریت بازاریابی یا MBA

ii. حداقل 2 سال سابقه کار در زمینه بازاریابی (ترجیحا بازاریابی آموزشی)

iii. علاقه‌مند به کار تیمی

iv. آشنا با مفاهیم شبکه و ارتباطات شبکه‌ای

v. آشنا با مفاهیم آماری و قدرت جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات آماری

3. کارشناس اجرایي

الف ـ وظایف:

i. پی‌گیری و تنظیم امور اجرایی دوره‌های آموزشی

ii. پی‌گیری و تنظیم امور اجرایی واحد آموزش از جمله دوره‌های آموزشی

iii. گزارش کیفیت دوره‌های برگزار شده به واحد آموزش

ب ـ ويژگي‌ها:

i. کارشناسی در مهندسی صنایع

ii. پی‌گیر بودن و نظم

iii. علاقه به یادگیری

iv. آشنا به نرم‌افزارهای اداری (آفیس، نرم‌افزارهای گرافیکی عادی و …)

v. آشنايي با IT

لطفا رزومه‌هاي‌تان را حداكثر تا 10 روز پس از زمان انتشار آگهي (يعني حداكثر تا روز شنبه 7 ارديبهشت) به آدرس ايميل gozareha@outlook.com ارسال فرماييد. حتما در قسمت موضوع ايميل (Subject) كد IRPA را ذكر كنيد تا مشخص شود كه درخواست شما مربوط به كدام آگهي است.

پ.ن. گزاره‌ها از انتشار آگهي‌هاي استخدامي تخصصي استقبال مي‌كند. در صورت نياز مي‌توانيد به آدرس Gozareha@gmail.com آگهي خود را ارسال كنيد.

دعوت به همكاري در حوزه‌ي مديريت سازمان و مديريت منابع انساني

اين آگهي مربوط است به يكي از شركت‌هاي بسيار بزرگ و معتبر كشور. توصيه مي‌كنم كاملا جدي‌اش بگيريد كه خير زيادي در آن نهفته است. ضمنا اگر كسي را مي‌شناسيد كه اين ويژگي‌ها را دارد، سپاس‌گزار خواهم شد كه اين آگهي را براي ايشان هم ارسال كنيد:

یک شرکت معتبر و در حال گذار به یک سازمان توسعه یافته، از افراد ویژه، خلاق و با دانش در حوزه منابع انسانی و مدیریت سازمان به منظور توانمندسازی دپارتمان منابع انسانی خود با شرایط زیر دعوت به همکاری می‌کند:

حوزه‌های کاری:

  • جذب و استخدام / جبران خدمات / ارزیابی عملکرد/ مدیریت فرآیندهای سازمانی / نظام پیشنهادها / نظرسنجی‌ها / آموزش / مدیریت ارتباط با کارکنان

دستاوردهای همکاری با این شرکت:

  • فرصت‌های یادگیری مناسب در حوزه‌های سازمانی
  • به دست آوردن درک و فهم عمیق از مسائل سازمانی و ارائه الگوهای حل مساله جهت بهبود فرآیندها و سیستم‌های کاری
  • توسعه مهارت‌های منابع انسانی و مدیریت تغییر
  • حقوق و مزایای رقابتی

شایستگی های فنی:

  • حداقل 2 سال سابقه کار
  • مدرک تحصیلی لیسانس یا فوق لیسانس در رشته‌های مهندسی صنایع، مدیریت یا MBA از دانشگاه‌های معتبر
  • تسلط به دانش منابع انسانی، همراه با مطالعه و فهم دقیق تئوری‌های سازمان و منابع انسانی و مدیریت
  • آشنایی با رفتار سازمانی
  • تسلط بر نرم‌افزارهای زیر:
    • اکسل: توانایی کار کردن و مدیریت داده‌ها و تسلط بر توابع مانند Vlookup و Index و Match
    • ورد: توانایی تایپ با سرعت بالا و تسلط بر صفحه‌بندی و مواردی مانند Section Break و Mail Merge
    • اوت‌لوک: توانایی مدیریت ایمیل‌ها و استفاده از ابزارهای اوت‌لوک برای مدیریت کارها مانند Meeting Request و Flags
    • پاورپوینت: توانایی آماده‌سازی اسلایدها براساس دانش ارائه مطلب و آشنایی با Slide Master
  • آشنایی با زبان انگلیسی برای تعامل با مشاوران خارجی

شایستگی‌های عمومی:

  • داشتن چشم‌انداز کاری در حوزه سازمان و منابع انسانی
  • توانایی ارائه مطلب و گفتگو همراه با استدلال و پشتوانه‌های تئوریک
  • توانایی کار کردن در سازمان‌های پیچیده
  • اشتیاق به مطالعه و یادگیری
  • مطالعه حداقل 20 رمان (به جز کتاب‌های ذبیح اله منصوری) در طی دوران تحصیل و کار
  • آشنایی با مسائل روز در حوزه‌های به ویژه اقتصادی به عنوان مثال: مطالعه‌ي روزنامه حداقل یک روز در هفته یا مطالعه‌ي سایت‌های خبری

 در صورتی که تمایل به کار در این سازمان دارید، لطفا رزومه‌های خلاقانه‌ي خود را به آدرس gozareha@gmail.com ایمیل کنید. ضمنا در موضوع ايميل حتما كد AH را ذكر كنيد تا تشخيص رزومه‌هاي ارسالي آسان‌تر شود. 

به هدف نگذاشتن در سال جديد فكر كنيد

نويسنده: پيتر برگمان / مترجم: علي نعمتي شهاب

از اين سوي آپارتمان با صداي بلند فرزندان هفت و پنج ساله‌ام را كه داشتند با هم‌ديگر در اتاق خواب‌شان بازي مي‌كردند، صدا كردم: “سوفيا! دانيل! اتوبوس مدرسه ده دقيقه‌ي ديگر اين‌جاست. بياييد ببينيم چه كسي مي‌تواند زودتر از همه دندان‌هاي‌اش را مسواك بزند و اول جلوي در حاضر باشد!” آن‌ها با پوزخندي از روي ناراحتي به‌طرف حمام رفتند. دو دقيقه بعد، دانيل به‌فاصله‌ي چند ثانيه زودتر آماده شد و مسابقه را از سوفيا برد. من لبخندي از سرِ رضايتِ بردي كه به‌دست آورده بودم، زدم. من به هدف‌ام ـ كشاندن آن‌ها با دندان‌هاي مسواك‌زده جلوي در خانه آن هم با يك ركورد زماني جديد ـ رسيده بودم.

اما آيا واقعا اين‌گونه بود؟

البته. آن‌ها سر وقت جلوي در بودند. اما در عين حال آن دو دقيقه‌‌اي كه از لحظه‌ي شروع تا پايان طول كشيد، اين معنا را هم داشت كه آن‌ها درست و حسابي مسواك نزده‌ بودند، از نخ دندان استفاده نكرده‌ بودند و حمامي به‌هم ريخته را هم بر جاي گذاشته بودند.

همه‌ي ما مي‌دانيم كه هدف‌گذاري چقدر كار مهمي است؛ درست است؟ و تازه نه هر هدف‌گذاري، كه تعيين اهداف بزرگ و يا آن‌ چيزي كه افراد حرفه‌اي اين كار به‌نام اهداف بلندپروازانه (بي‌هاگ) مي‌شناسند.

قابل درك است: اگر ندانيد كه دقيقا به كجا مي‌خواهيد برسيد، هرگز بدان‌جا نخواهيد رسيد. و اگر اين مقصد به‌اندازه‌ي كافي در دوردست‌ها نباشد، شما هرگز نخواهيد توانست توان دروني بالقوه‌تان را تا آخرين حد ممكن شكوفا سازيد.

اين نكته در دنياي كسب و كار هم به‌صورت شهودي پذيرفته شده است و ضمنا با تحقيقات بسياري نيز تقويت شده است. از جمله همان مثال تحقيق معروف انجام شده در مدرسه‌ي مديريت هاروارد كه همه‌ي ما در موردش شنيده‌ايم: تنها 3% از دانش‌جويان دوره‌هاي تحصيلات تكميلي اهداف روشني را به‌صورت مكتوب نوشته‌ بودند. بيست سال بعد، ثروت همان 3%، ده برابر بيش‌تر از همه‌ي ساير هم‌كلاسي‌هاي‌شان روي هم بود! اين مثال به‌حد كافي قانع‌كننده است؛ نه؟

اگر اين افسانه واقعيت داشت، بله. اما خبر بد اين است كه چنين تحقيقي وجود خارجي ندارد. ماجرا چيزي بيش از يك شايعه‌ي ضعيف اما پرطرفدار نيست.

با اين حال، هنوز داستانِ ظاهرا منطقي ديگري هم وجود دارد. زير سؤال بردن تعيينِ اهداف بزرگ چيزي است شبيه زير سؤال بردن شالوده و بنيان كسب و كار. ما ممكن است در مورد اين‌كه بايد چه هدف‌هايي بگذاريم انتقاداتي داشته باشيم؛ اما چه كسي مي‌تواند به‌كل پنبه‌ي هدف‌گذاري را بزند؟

من. من قصد اين كار را دارم.

منظورم اين نيست كه هدف‌ها ذاتا بد هستند. بلكه مي‌خواهم بگويم كه هدف‌ها داراي گروهي از آثار زيان‌بار جانبي هستند كه سبب مي‌شوند كنار گذاشتن هدف‌گذاري چندان هم مضر نباشد.

نويسندگان مقاله‌ي در حال تكميل مدرسه‌ي مديريت هاروارد با عنوان “اهدافي كه ديوانه‌‌كننده مي‌شوند”، تحقيقات متعدد مربوط به موضوع هدف‌گذاري را بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه هر چقدر در جنبه‌هاي خوب هدف‌گذاري اغراق شده است؛ در مقابل، به جنبه‌هاي منفي آن ـ يعني “آسيب‌هاي سيستماتيك ناشي از هدف‌گذاري” ـ توجه چنداني نشده است.

آن‌ها آثار جانبي هدف‌گذاري را نيز شناسايي كرده‌اند: “نگاه متمركز و محدودي كه حوزه‌هاي نامرتبط به هدف‌ها را ناديده مي‌گيرد، رشد رفتارهاي غيراخلاقي، برآوردهاي اشتباه از ريسك‌ها (distorted risk preferences)، فساد فرهنگ سازماني و كاهش انگيزه‌هاي دروني.”

بياييد نگاهي بياندازيم به دو مثال از “هدف‌هايي كه ديوانه‌‌كننده مي‌شوند” كه نويسندگان در مقاله‌شان تشريح كرده‌اند:

شركت سيرز (Sears) هدف بهره‌وري را براي تعميركاران خودروي خود تعيين كرده بود: پرداخت 147 دلار براي هر ساعت. آيا اين هدف باعث انگيزش كاركنان شد؟ بله. اين هدف، آن‌ها را براي انجام اضافه‌كاري‌هاي غيرضروري در سراسر شركت باانگيزه كرد!

فوردِ مدلِ پينتو را به‌ياد مي‌آوريد؟ خودرويي كه وقتي خودروي ديگري از پشت با آن تصادف مي‌كرد، آتش مي‌گرفت. فاجعه‌ي پينتو به 53 كشته و تعداد بسيار زياد ديگري مصدوم انجاميد؛ چرا كه كاركنان فورد براي تحقق هدف بي‌هاگ لي ياكوكا يعني ساخت “خودرويي با وزن زير 2000 پوند و قيمت كم‌تر 2000 دلار” تا سال 1970، كنترل‌هاي ايمني را از فرايند توليد حذف كردند.

اين هم يك مثال ديگر به‌نقل از نيويورك‌تايمز:

كن اوبراين بازيكن خط حمله‌ي تيم نيويورك‌جتز اوت‌هاي زيادي به حريف مي‌داد. بنابراين براي او يك هدف ظاهرا منطقي تعيين شد ـ دادن اوت‌هاي كم‌تر به حريف ـ و در مقابل، براي هر اوت يك جريمه تعيين شد. اين روش كار كرد. او اشتباهات كم‌تري كرد؛ اما تنها به اين دليل كه پاس‌هاي كم‌تري به هم‌تيمي‌هاي‌اش داد. عمل‌كرد كلي او افت كرد. 

در عمل اما پيش‌بيني آثار منفي جانبي يك هدف غيرممكن است.

به ما آموخته‌اند كه وقتي هدفي تعيين مي‌كنيم، آن هدف را خاص و قابل‌اندازه‌گيري و زمان‌دار سازيم. اما ثابت شده كه اين ويژگي‌ها دقيقا همان عواملي هستند كه مي‌توانند باعث نتيجه‌ي معكوس شوند. يك هدف خاص، قابل‌اندازه‌گيري و زمان‌دار، سبب كوته‌فكري در عمل مي‌شود و اغلب به تقلب يا نزديك‌بيني در انجام كارها (و نداشتن ديدگاه بلندمدت / مترجم) مي‌انجامد. بله. اغلب، ما به آن هدف مي‌رسيم. اما به چه قيمتي؟

بسيار خوب. در غياب هدف‌ها چه كاري مي‌توانيم انجام دهيم؟ در چنين دنيايي هنوز ضروري است كه ـ به‌ويژه در دنياي كسب و كار ـ به‌سوي دستاوردها حركت كنيم. ما نيازمند كمك براي تعيين جهت‌ حركت و سنجش ميزان پيش‌رفت هستيم. اما ممكن است روش به‌تري هم براي رسيدن به نتايج با اجتناب از آثار منفي جانبي هدف‌ها وجود داشته باشد.

من مي‌خواهم روشي را به شما معرفي كنم: به‌جاي هدف‌گذاري، حوزه‌هاي تمركز را مشخص كنيد.

يك هدف،دستاوردي را تعيين مي‌كند كه مي‌خواهيد به آن برسيد؛ در حالي كه يك حوزه‌ي تمركز فعاليت‌هايي را مشخص مي‌سازد كه بايد زمان‌تان را روي آن‌ها صرف كنيد. يك هدف، نتيجه است؛ اما يك حوزه‌ي تمركز، مسيري است كه بايد طي شود. يك هدف به آينده‌اي اشاره دارد كه قصد داريد به آن برسيد؛ يك حوزه‌ي تمركز، جاي پاي شما را در امروز محكم مي‌سازد.

به‌عنوان مثال يك هدف فروش بايد يك ميزان درآمد يا تعداد مشخصي از مشتريان جديد را نشان دهد. يك هدف عملياتي بايد ميزان صرفه‌جويي در هزينه‌ها را مشخص كند. در مقابل يك حوزه‌ي تمركز در فروش، شامل گفتگوهاي بسيار با مشتريان احتمالي و مناسب است. يك حوزه‌ي تمركز عملياتي نيز حوزه‌هايي را مشخص مي‌كند كه احتمالا در آن‌ها مي‌شود كاهش هزينه داشت.

روشن است كه اين‌ دو مفهوم دو روي يك سكه نيستند. شما مي‌توانيد هدفي داشته باشيد و حوزه‌ي تمركزي. در واقع، احتمالا بعضي‌ها معتقدند كه هر دو در كنار هم لازم‌اند: هدف مشخص‌كننده‌ي مقصد است و حوزه‌ي تمركز، نشان‌دهنده‌ي اين‌كه براي رسيدن به آن مقصد چگونه برنامه‌ريزي مي‌كنيد.

اما تمركز روي يك حوزه بدون داشتن هدف، مزيتي دارد:

يك حوزه‌ي تمركز در عين اين‌كه به انگيزه‌هاي دروني تلنگر مي‌زند؛ هيچ‌گونه محرك يا انگيزه‌اي را براي تقلب يا پذيرش ريسك‌هاي غيرضروري باقي نمي‌گذارد. بدين ترتيب در برابر هر كسي پنجره‌اي به‌سوي فرصت‌هاي مثبتِ پيشِ رو گشوده مي‌شود و همين، باعث تشويق به همكاري و جلوگيري از رقابت‌هاي ويران‌كننده مي‌شود. همه چيز همان‌جوري پيش مي‌رود كه شما و سازمان‌تان از آن سود مي‌بريد.

به بيان ديگر، يك حوزه‌ي تمركز همه‌ي مزاياي هدف‌ها را بدون داشتن آثار منفي جانبي آن‌ها به‌همراه دارد.

اما چگونه اين كار را انجام دهيد؟ ساده است: كارهايي كه دوست داريد زمان‌تان را صرف انجام آن‌ها كنيد مشخص كنيد ـ يا كارهايي كه شما و مديرتان انجام آن‌ها را مفيدترين روش صرف زمان‌تان مي‌دانيد ـ و زمان‌تان را صرف اين كارها كنيد. بقيه كارها خودشان جلو خواهند رفت. من متوجه شده‌ام كه بايد فهرست كارهاي‌تان را به پنج كار عمده محدود كنيد تا كارها خيلي هم آبكي از آب درنيايند!

كليد موفقيت در اين‌جا، مقاومت در برابر وسوسه‌ي تعيين نتايجي است كه دوست داريد به آن‌ها برسيد. مقصد را باز بگذاريد و به خودتان اجازه دهيد تا به‌شكل دل‌پذيري غافل‌گير شويد. از نظر من هم اين كار، ساده نيست. من خودم تا زماني كه تمركز بر هدف‌ها را متوقف نكرده بودم، هرگز نمي‌دانستم كه تا چه اندازه هدف‌گرا هستم. بدون هدف‌ها، من به‌سختي مي‌توانستم به انجام كارها اطمينان داشته باشم.

اما كارها انجام شدند. و بنابر تجربه‌‌ام، نه‌تنها به “اهدافي” كه دوست داشتم رسيدم، بلكه از مسير لذت بردم و از استرس‌ها و وسوسه‌هاي طي مسير هم به‌دور بودم. 

به بيان ديگر، اگر به‌جاي نتايج روي وظايف تمركز مي‌كرديم، كودكان من باز هم سر وقت مقابل در ايستاده بودند؛ اما در حالي كه نخ دندان كشيده بودند، درست مسواك زده بودند و البته حمام هم تميز بود.

منبع

لینک‌های هفته (۱۳3)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

هنوز می‌توان امید را برگزید (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار) (عالي عالي عالي!)

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد در عمل (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي) (عاااااااالي!)

آیا شما پیله بسته‌اید؟ (امير مهراني؛ The Coach)

سماموس – گلوله برفی (آموزه‌هايي از وارن بافت)

حال خوب (آواز سكوت)

تئوری تغییر هدفمند (محمد سالاري)

چگونه ایده‌ها و نظرات خود را به‌طور مؤثر در جمع بیان کنیم؟ (علمولوژي)

ده روش برای جلوگیری از حوصله سر رفتگی در محیط کار – نارنجی

امید به زندگی ایرانی‌ها چند سال است؟

شکستن قفل مغز با مطالعه مغز افراد خیالباف

مدیریت و کارآفرینی و تحلیل کسب و کار:

چگونه سامسونگ به بزرگ‌ترین سازنده تلفن هوشمند در جهان تبدیل شد | یک پزشک (احمد شريف‌پور)

رئیس و مدیریت منابع انسانی (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

قهرمان نفرت‌انگیز؟ (علي واحد؛ وبلاگ رادمان)

چگونه مي‌توان قابليت‌هاي مديريتي را بهبود بخشيد؟ (نكات كاملا تأمل‌برانگيزي دارد اين مقاله)

تجربه‌ي مديرعامل بريتانيكا: بن بست يك كسب وكار 250 ساله و شروعي تازه

الگوهای تجاری که سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند، کدامند؟

وضعیت آبی: استراتژی مایکروسافت برای مقابله با اپل و گوگل چیست؟ – زومیت

خاطره‌ای از یک مصاحبه (مجيد آواژ؛ روزنوشت‌هاي بهساد)

 مضحکانه‌ترین استارتاپ‌هایی که به موفقیت انجامیدند کدام‌ها هستند؟ (علمولوژي)

مهارت‌هاي مديريتي: اهمیت طراحی

لری الیسون پردرآمد‌ترین مدیر عامل آمریکا در سال ۲۰۱۲ شناخته شد

ثروتمندترین زنان جهان معرفی شدند

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

لشگر گیک‏های آقای شهردار (بخش اول) (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

محاسبات پوشیدنی: چگونه فناوری به بدن‌های ما دوخته خواهد شد (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

چشم‌انداز شغلی مدیران اجرایی در دنیای ۵ سال آینده آی.تی

 “بیت کوین” پول جدید اروپاییان! – ( Tala.ir ) سایت طلا

شرکت‌های تجاری هر سه دقیقه یکبار هدف حمله بدافزار قرار می‌گیرند

به زودی کیفیت صدا هم در مکالمات تلفنی “اچ‌دی” خواهد شد

لای-فای به جای وای-فای

خلاق‌ترین افراد جهان تکنولوژی به انتخاب Business Insider: آدم‌های ایده‌ساز

 پس از مرگ چه اتفاقی برای حساب گوگل شما رخ خواهد داد؟ – زومیت

دیگر چه خبر از ویژگی های بابل؟ – نارنجی (نرم‌افزار چت جديد گوگل!؟) و واتس‌اپ: قصد فروش به گوگل را نداریم – زومیت

فناوري همراه:

علت اصلی عدم موفقیت ویندوز فون چیست؟ – زومیت

گارتنر: مایکروسافت تا 2017 از دور رقابت خارج می‌شود

۲۸ درصد مشترکان آمریکا از خدمات بانکداری همراه استفاده میکنند

شما صف نکشید! گوشی هوشمندتان که هست

رشد 600 درصدی بدافزارهای موبایلی در سال گذشته

استفاده 30 درصد مردم جهان از گوشی‌های هوشمند

دستاورد انحصاری گوگل ؛ یکسان سازی دوربین تلفن های هوشمند با شرایط آب و هوا (دنياي فناوري اطلاعات)

مایکروسافت آفیس برای اندروید و آی او اس: نه تا پاییز سال 2014؟ – نارنجی

افزایش ۱۱ درصدی فروش اپلیکیشن‌های گوشی‌های هوشمند

رسانه‌هاي اجتماعي:

چگونه یک کاربر محتواساز شبکه‌های اجتماعی شویم (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

چگونه به عنوان صاحب یک رسانه از بازتاب دادن اخبار نادرست علمی و رواج خرافه و شبه‌علم پرهیز کنیم؟ (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

۱۰ ابزار تحلیل و توسعه رسانه‌های اجتماعی (رسانه‌هاي اجتماعي)

پیشبینی سیسکو از شمار مشترکان تلفن همراه در سال 2017

توئیتر سال آینده یک میلیارد دلار درآمد کسب می‌کند

کاربران روزانه دو میلیارد دقیقه از وقت خود را صرف اسکایپ می‌کنند

صنعت فاوا در ايران:

سهم خدمات حوزه ICT در تولید ناخالص داخلی افزایش یافت (اميدوارم!)

خرید بالای یک میلیون الکترونیکی شد (تيترش مهم نيست؛ در متن خبر آمار مهمي در مورد وضعيت تجارت الكترونيك ايران هست.)

سیم‌کارت‌ام پس از مرگم چه خواهد شد؟!

حکیم جوادی: ارائه خدمات الکترونیکی دولت به سازمانIT سپرده شد

آمار سایت‌ها و دامنه‌های ثبت شده در کشور/ جدول استان‌های دارای بیشترین تارنما

واگذاری 18 گیگابیت برثانیه دیتای داخل کشور توسط شرکت زیرساخت در سال 91

حکیم جوادی:ارائه خدمات الکترونیکی دولت به سازمانIT سپرده شد

ایسنا – وزير ارتباطات: در سال 92 قطعی اینترنت نداریم/ پایین بودن سرعت به‌دلیل مسائل امنیتی کذب است

متما: ایران ۴۵ میلیون کاربر اینترنت دارد که ۲۷.۵ میلیون نفر آن‌ها با موبایل آنلاین می‌شوند

تبادل ۱۶میلیارد پیامک در ۱۵ روز عید/ ارسال ۱۸۶میلیون در لحظه تحویل سال توسط ایرانی‌ها

اقتصاد:

موانع تحقق روياهاي اقتصادي در گفتگو با دكتر مسعود نيلي (مصاحبه‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد با آقاي دكتر نيلي. عاااااااااااالي! حتما بخونيد. به‌ترين مطلب هفته.)

تصویر نامطلوب ایران در تصور جهانی (حجت قندي؛ اقتصادانه)

آیا آینده در دستان کشورهای بریکس خواهد بود؟ (حسین عباسی؛ IRPD ONLINE)

بانویی آهنین و سرد (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار) (عالي عالي عالي!)

اقتصاد آنلاین – جزئیات بازار کار و جویندگان شغل در سال91 و اقتصاد آنلاین – بیکاری 12.9درصدی جمعیت 10سال به بالا

اقتصاد آنلاین – اقتصاد 139 کشور از ایران اسلامی‌تر است! (با تشكر!)

خبرآنلاین – درآمدهای نفتی هشت سال گذشته معادل 20 هزار تن طلاست / معادل طلایی درآمد نفتی دولت های سوم تا دهم

اقتصاد آنلاین – قدرت خرید پول ملی به ثلث کاهش یافت

خبرآنلاین – 38 میلیارد دلارصادرات غیرنفتی؛48 میلیارد دلار واردات

خبرآنلاین – وقتی بورس کوچک می‌شود/ کاهش 15 درصدی اندازه بازار سهام

خبرآنلاین – رشد 7 هزار میلیارد تومانی معوقات بانکی در یک ماه / 17 درصد تسهیلات پرداختی به بانکها باز نمی‌گردد

خبرآنلاین – انتقال وجه در شبکه شتاب سه جانبه شد

اقتصاد آنلاین – برنامه‌های ۹ گانه صندوق توسعه درسال۹۲

کاهش پیش‌بینی رشد تجارت در سال 2013

احتمال ریاست نخستین زن در فدرال رزرو آمریکا – ( Tala.ir ) سایت طلا 

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۹8): كسب تخصص، راه معمولي نشدن در دنياي كسب و كار

“تا زمانی که انگیزه بازی کردن داشته باشم، به کارم ادامه خواهم داد. خدا یک استعداد به من داد و من باید به این هدیه احترام بگذارم. هنوز احساس نمی‌کنم که یک دروازه‌بان معمولی شده‌ام و باید به دوران حرفه‌ای ام پایان بدهم. هرگز یک دروازه‌بان معمولی نبوده‌ام و نخواهم شد.” (جان لوئيجي بوفون؛ اين‌جا)

بوفون ـ اين دوست‌داشتني‌ترين دروازه‌بان دنيا‌ ـ به زيباترين شكل ممكن توضيح داده است كه زمان مرگ يك فرد در دوران شغلي‌اش كي فرا مي‌رسد: روزي كه معمولي شده باشد! بنابراين روي ديگر سكه را هيچ‌وقت فراموش نكنيم: يكي از بالاترين اهداف كارراهه‌ي شغلي هر يك از ما، معمولي نبودن و معمولي نماندن و معمولي نشدن در حوزه‌ي كاري‌مان است؛ چيزي كه فقط با كسب و توسعه‌ي “تخصص” مي‌تواند واقعي شود!

در ستایش کلاه قرمزی 92: 5 اصل طراحی یک محصول موفق

کلاه‌قرمزی 92 جمعه شب مثل نوروز تمام سال‌های اخیر خداحافظی باشکوهی داشت. ایرج طهماسب و حمید جبلی عزیز باز هم لحظات شاد، زیبا و فراموش‌نشدنی را برای ما رقم زدند. نشاندن لبخند بر لبان مردم خسته‌دل این روزهای ایران با یک ابزار تکراری ـ هر چقدر هم که این ابزار یعنی عروسک‌های این مجموعه نماد نوستالژی روزهای خوش گذشته باشند ـ هنری است که هر کسی ندارد. همین است که زبان، در ستایش کاری که این دو مرد بزرگ سال‌هاست دارند به‌خوبی از عهده‌اش برمی‌آیند، در می‌ماند …

 امسال کلاه‌قرمزی را که می‌دیدم، علاوه بر سرخوشی ناشی از دیدن خود این مجموعه، از طراحی بی‌نظیر کلاه‌قرمزی به‌عنوان یک محصول هنری لذت بردم. کلاه‌قرمزی امسال تفاوت‌های بسیاری با مجموعه‌های نوروز سال‌های اخیر داشت و از نظر من، نقطه‌ی اوج کار طهماسب و جبلی در مجموعه‌ی کلاه‌قرمزی بود. مثل همیشه که وقتی یک محصول فوق‌العاده را می‌بینم، به‌دنبال علت موفقیت آن هستم، برای‌ام جالب بود تا بفهمم کلاه‌قرمزی 92 چرا تا به این حد موفق شده است. در نهایت به پنج اصل ساده‌ی زیر رسیدم که برای طراحی هر محصول موفقی مورد نیاز است:

 1- خودتان باشید؛ اما متفاوت: کلاه‌قرمزی امسال در ظاهر با سال‌های گذشته هیچ تفاوتی نداشت. دکور که همان بود. شخصیت‌ها هم تقریبا همان‌ها بودند. تم برنامه هم هنوز همان ماجرای شیطنت‌های بچه‌گانه و آموزش‌های پدرانه‌ی آقای مجری است. اما … در تک‌تک شخصیت‌ها امسال تحولات ظریفی ایجاد شده بود که با کمی دقت، مخاطب را شگفت‌زده می‌کردند. به چند مورد زیر توجه کنید:

  • ایرج طهماسب امسال به‌هیچ عنوان عصبانی نشد! 🙂
  • ببعی از یک شخصیت حاشیه‌ای به متن آمد و بر جنبه‌های روشن‌فکرانه‌ی او تأکید بیش‌تری شد. ببعی همان چیزهایی را دوست داشت که علاقه‌مندی‌های نسل جوان امروزند: فیلم‌های نوستالژیک و رومانتیک کلاسیک (کازابلانکای‌اش را که یادتان هست!؟) و ترانه‌ها و موسیقی‌های مجبوب این روزها (ترانه‌های سلن دیون و به‌ویژه ترانه‌ی معروف تایتانیک فقط یک نمونه‌اش بود!)
  • فامیل دور شخصیت محوری امسال بود با دغدغه‌های یک مرد جوان امروزی. 🙂
  • پسر عمه زا با دیدن دختر همسایه عاقل‌تر شد! 🙂
  • حضور پسرخاله بسیار محدود شد؛ اما بسیار تأثیرگذار (مثلا خانه‌ی سال‌مندان رفتن پسرخاله را به‌یاد بیاورید!)
ایده‌ها و داستان‌های درخشان طهماسب و جبلی برای هر یک از عروسک‌ها نشان دادند که تکراری‌ترین محصول هم می‌تواند چنان نو ساخته شود که هیجان و لذتی بی‌مانند را به مشتریان ارائه کند. 

2- منبع خلق ایده برای دیگران باشید: محصولی موفق است که بتواند علاوه بر فروش مستقیم خودش، منبعی باشد برای خلق ایده‌های جذاب و بترکان (!) توسط دیگران. اگر کمی دقت کنید در دنیای فناوری امروز نمونه‌اش را بسیار می‌بینید (مثلا آی‌فون را که پدر تلفن‌های هوش‌مند امروزی است ببینید!) کلاه‌قرمزی هم همین ویژگی را دارد. فقط به‌عنوان نمونه لطیفه‌های ساخته شده از روی شخصیت “آقوی همساده” را به یاد بیاورید! 🙂 این هم نوعی بازاریابی ویروسی‌ است دیگر!

3- مشتری‌تان را درست انتخاب کنید؛ سایر مشتریان خودشان به‌سراغ شما می‌آیند: کلاه‌قرمزی 92 یک ویژگی بسیار مهم دیگر هم داشت. بالاخره بعد از چند سال، این برنامه فقط و فقط روی بچه‌های دهه‌ی 60 متمرکز بود. ایده‌ی محوری کلاه‌قرمزی امسال “ارائه‌ی لذت‌ها و علاقه‌مندی‌های نسل متولد دهه‌ی 60 در قالبی جدید” به آن‌ها بود: تم‌های آشنا برای این بچه‌ها، گنجاندن علاقه‌مندی‌های این نسل (از ترانه‌ها و فیلم‌های مورد علاقه گرفته تا تئاترهای کلاسیک و شوخی با برنامه‌ی محبوب 90!) و البته داشتن مابه‌ازاهای شخصیتی برای این نسل مثل “ببعی” باعث شده بود تا بچه‌های دهه‌ی 60، شیفته‌تر از هر سال به‌تماشای کلاه‌قرمزی بنشینند (در این زمینه فقط و فقط ارجاع‌تان می‌دهم به وضعیت تایم‌لاین توییتر در زمان پخش کلاه‌قرمزی!) اما این همه‌ی ماجرا نبود. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، پدر‌ها و مادرها و فرزندان بچه‌‌های دهه‌ی 60 هم کلاه‌قرمزی را دیدند و لذت بردند. 

4- تنوع اجزای محصول را کم کنید و خلاقیت را زیاد: آشنا نیست؟ استراتژی استیو جابز در اپل همین بود! در کلاه‌قرمزی امسال به‌درستی از تنوع موقعیت‌های نمایشی کم شده بود و در عین حال، خلاقیت موقعیت‌های نمایشی بسیار بالا رفته بود. مثلا یک تم اصلی حضور جمعی بچه‌ها در یک موقعیت تخیلی بود که در سینما، پشت چراغ راه‌نمایی و … تکرار شد. اما بی‌تردید، شاه‌کارترین تم کلاه‌قرمزی امسال،  تئاترهای کلاسیکی بود که با روایت عروسک‌ها به درخشان‌ترین شکل ممکن اجرا شدند: از اتلو گرفته تا رومئو و ژولیت. فکر می‌کنم فقط و فقط به‌ دلیل همین یک ایده‌ می‌توان به کلاه‌قرمزی 92 نمره‌‌ی 20 داد!

5- دوست‌داشتنی و جذاب، غافل‌گیر کنید: از همان قسمت اول، من شخصا منتظر حضور گیگیلی بودم. ورود گیگیلی در برنامه‌ی آخر و رسیدن‌اش به خداحافظی ـ که کنایه از کند بودن ذاتی گیگیلی و خانواده بود ـ غافل‌گیری بی‌نظیری بود! خداحافظی تک‌تک عروسک‌ها با آن جملات بی‌نظیرشان (مثلا شعر جیگر را یادتان هست؟) آن‌قدر لذت‌بخش بود که هنوز طعم خوش لحظه‌های‌اش را در اعماق قلب‌ام احساس می‌کنم …

سال گذشته نقدی نوشته بودم بر کلاه‌قرمزی 91 که امسال به به‌ترین شکل ممکن تمامی نقدهای من توسط آقایان طهماسب و جبلی برطرف شدند. به سهم خودم و با تمام وجود، سپاس‌گزارم از این دو مرد نازنین برای تمامی لحظات زیبا و خوشی که برای ما در زندگی‌مان به‌یادگار گذاشتند. حالا دیگر وقت لحظه‌شماری است تا نوروز 93 و کلاه‌قرمزی بعدی. به‌امید آن روز. 🙂

چگونه يك رئيس بد را مديريت كنيم؟

از خطرات رئيس بد براي اعصاب و روان و جسم‌مان همه آگاهيم! متأسفانه رئيس خوب هم از آن سنگ‌هاي كيمياي نايابي است كه به هر كس ندهندش. بنابراين روبرو شدن با رئيس بد، يكي از تجربه‌هاي هر روزه‌ي خيلي از ما است. خوب در برابر اين جناب رئيس بد چه بكنيم؟ اين كارها را:

1- رئيس‌تان را يك مشتري فرض كنيد كه مي‌آيد و مي‌رود؛ نه يك هم‌كار و يا حتا بالادست! بنابراين فقط وقتي كه روبروی شماست به او فكر كنيد. در سایر زمان‌ها، احساسات

2- شخصيت و سبك رفتاري رئيس‌تان را كشف كنيد! (آيا كمال‌طلب است؟ آيا ريسك‌پذير است؟ آيا …) اين‌‌گونه پيش‌بيني رفتار او آسان‌تر مي‌شود.

3- نقاط ضعف‌ رئيس‌تان را بپوشانيد: مثلا اگر رئیس‌تان همیشه برای جلسات دیر می‌رسد، زودتر از او خودتان را به محل برگزاری جلسه برسانید و همه چیز را برای او آماده کنید تا فقط وارد شود و حرف بزند!

4- روش ارتباطی مورد ترجیح رئیس‌تان را بیابید (مثلا: ملاقات در راهرو، جلسه‌ی رو در رو، مکاتبه‌ی ای‌میلی یا …) و همان‌گونه با او ارتباط برقرار کنید.

5- روش و عادت‌های تصمیم‌گیری رئیس‌تان را کشف کنید و روی آن‌ها کار کنید. مثلا: اگر رئیس‌تان دوست دارد در زمان تصمیم‌گیری نظر همه‌ی کارکنان‌اش را بشنود، شما همکاران‌تان را دور رئیس جمع کنید!

منبع

 پ.ن.1. مشخص است که نکات ذکر شده در بالا برای پیش‌بینی‌پذیرتر شدن رفتار رئیس محترم‌تان است. تأثیرات منفی چیزهای قابل پیش‌بینی را راحت‌تر می‌شود مدیریت کرد؛ چون سلاح‌ دفاعی‌اش را می‌شناسیم!

پ.ن.2. اگر رئیس هستید، کشف موارد 2 تا 5 و اعلام آن‌ها به کارکنان‌تان و بحث و گفتگو با آن‌ها در مورد این‌که آیا این سبک مدیریتی درست است یا نه برای افزایش اثربخشی مدیریت‌تان و ایجاد احساسی خوب در دل کارکنان‌تان و در یک کلام تبدیل شدن از یک “مدیر” به یک “ره‌بر” می‌تواند بسیار مفید باشد.