زندگی منهای روزمرگی (9)

ـ من در عمرم دو چیز بسیار باارزش پیدا کردم: یاد گرفتن و دوست داشتن. هیچ چیز دیگری ـ نه شهرت، نه قدرت، نه توفیق به‌خاطر خودش ـ ممکن نیست هرگز چنین ارزش بادوامی داشته باشه. چون وقتی عمر آدم تموم می‌شه، اگه بتونه بگه (من یاد گرفتم) و (من دوست داشتم)، اون‌وقت می‌تونه بگه (من خوشبخت بودم.)

ـ همه‌ی ما مجموع اون چیزایی هستیم که تو زندگی احساس و تجربه کردیم. فقط بچه‌ها ضمیری پاک و روشن دارند. بقیه‌ی ما باید همیشه با اون چیزی که بودیم، زندگی کنیم … و باید حواس‌مون جمع باشه و اون تجربه‌ها را فقط پیش خودمون نگه داریم.

ـ صرفا زنده موندن مهم نیست. زندگی باید کیفیت داشته باشه، تا ارزش پیدا کنه. برای این‌که کیفیت داشته باشه، ما باید مایل به قبول خطر کردن باشیم … 

راما 2 (کتاب اول)

ـ گمان می‌کنم گوته بود که گفت همه‌ی چیزهایی را که انسان مشتاق آن است می‌توان به چهار جزء تقسیم کرد: عشق، ماجراجویی، قدرت و شهرت. شخصیت‌های ما بر این اساس شکل می‌گیره که مایلیم از هر جزء چقدر داشته باشیم.

باغ راما (کتاب دوم)

ـ در این فکرم که پس سرنوشت چیه؟ چیزی که ما آدما از روی حقایق می‌سازیم؟ یا واقعیه؟ و اگه سرنوشت واقعا به‌عنوان مفهوم وجود داره، چطوری می‌شه اونو با قوانین فیزیکی توضیح داد؟

ـ این طبیعت بشره، وقتی نمی‌تونیم به پرسشی بی‌پایان جواب بدیم، تا وقتی اطلاعات جدیدی به‌دست نیاوردیم، اصلا اون پرسش را کنار می‌گذاریم.

راز راما (کتاب سوم و پایانی)

پ.ن. شاه‌کار میخ‌کوب‌کننده‌ی آرتور سی کلارک و جنتری لی، سه گانه‌ی راما با ترجمه‌ی استثنایی دکتر ناصر بلیغ و چاپ عالی نشر نقطه یکی از عجیب‌ترین تجربیات رمان‌خوانی زندگی من را رقم زد. قصه‌ای در ظاهر علمی ـ تخیلی و در باطن، عمیقا فلسفی درباره‌ی رازها و عظمت جهان هستی و کوچکی بشر در برابر آن‌ها. داستان نیکول دژاردن و همراهان‌ش در راما (سفینه‌ی فضایی ارسالی بیگانگان) را بخوانید!

کتاب‌های الکترونیک گزاره‌ها (5): MBA به‌زبان خودمانی!

اين روزها MBA يکي از پرطرفدارترين و داغ‌ترين رشته‌هاي مقطع کارشناسي ارشد در ايران است. جذابيت‌هاي ذاتي اين رشته درکنار وضعيت نسبتا مناسب و رو به رشد بازار کار اين رشته در کشور موجب علاقه‌ي بسيار زياد نسل جوان و تازه فارغ‌التحصيل کشور به اين رشته شده است. بسياري از فارغ‌التحصيلان مقطع کارشناسي در کشور (به‌ويژه در رشته‌هاي مهندسي و علوم پايه) MBA را کليد ورود به بازار کار، ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر و موفقيت در اين زمينه مي‌دانند. از سوي ديگر بسياري از مديران کشور ـ که اغلب مهندساني برجسته هستند ـ هم راه‌حل مشکلات خود را در اداره‌ي سازمان تحت مديريت‌شان را در MBA مي‌جويند. اين روزها به غير از دوره‌هاي MBA دانشگاهي و آکادميک، حجم انبوه تبليغات دوره‌هاي آزاد MBA نيز به‌شدت جلب توجه مي‌کند. در ميان اين همه علاقه و هياهو چيزي که چندان مورد توجه قرار نمي‌گيرد، ماهيت وجودي رشته‌ي MBA و البته اين نکته‌ي کليدي است که MBA راه‌حل مشکلات زندگي شغلي و شخصي ما نيست و قبل از انتخاب تحصيل در اين رشته، بايد به نکات متعددي توجه کرد. ضمنا در عمل بسياري از دانشجويان MBA، در تحصيل در اين رشته هدف‌گذاري مناسبي ندارند و در نتيجه، در پايان دوران تحصيل‌شان به دستاوردهاي چندان زيادي در اين زمينه نمي‌رسند.

بر این اساس در کتاب الکترونیکی جدید گزاره‌ها با عنوان “MBA به‌زبان خودمانی” تلاش کرده‌ام تا به همه‌ي مباحث و موضوعاتي که براي انتخاب تحصيل در دوره‌ي MBA و سپس تحصيل در اين رشته نياز داريد، به‌زباني ساده و مختصر و مفيد بپردازم. در اين نوشته‌ها تلاش کرده‌ام نگاهي جامع‌نگرانه‌ و کاربردي به موضوع تحصيل در MBA داشته باشم، به تحليل و تصحيح پيش‌نيازها و پيش‌فرض‌هاي درست و نادرستي که در ذهن افراد در اين زمينه وجود دارد (و در ايميل‌ها و مشاوره‌هاي حضوري و تلفني بارها با‌ آن‌ها مواجه شدم) بپردازم و البته راه‌حل‌هاي پيشنهادي‌ام براي حل مشکلات معمول در تصميم‌گيري در زمينه‌ي ادامه تحصيل در مورد MBA را نيز ارائه کنم.

این کتاب به‌عنوان عيدي گزاره‌ها به‌مناسبت 17 ربيع‌الاول سالروز ميلاد رسول گرامي اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) در اختيار شماست! “MBA به‌زبان خودمانی” را می‌توانید از این‌جا به‌صورت مستقیم دانلود کنید.

عیدتان هم مبارک!

عيدي گزاره‌ها: ويرايش دوم كتاب راه‌نماي ساده‌ي كاريابي

24 بهمن 1390، ويرايش اول كتاب راه‌نماي ساده‌ي كاريابي در گزاره‌ها منتشر شد. در طي اين مدت، واكنش‌هاي جالبي را به اين كتاب شاهد بودم و دل‌گرمي‌هاي فراواني را از دوستان مختلف دريافت كردم. تا جايي كه خودم خبر دارم، اين كتاب بيش از 1000 بار دانلود شده كه براي يك كتاب اينترنتي ـ كه براي آن تبليغي هم انجام نشد ـ به‌نظرم آمار خوبي است.

در “راهنماي ساده‌ي کاريابي” ـ به‌عنوان اولين کتاب الکترونيک وبلاگ گزاره‌ها ـ سعي‌ کرده‌ بودم تا با جمع‌آوري و نظم‌بخشي به مطالب پراکنده‌اي که در مورد موضوع “فرايند کار پيدا کردن” نوشته و ترجمه کرده‌ام، راه‌نمايي ساده و جمع‌ و جور براي کاريابي تدوين کنم. اميدوارم که اين راه‌نما چه براي جوانان تازه‌کار و چه براي افراد با تجربه‌اي که قصد دارند به هر دليلي شغل‌شان را تغيير بدهند، مفيد باشد. در ويرايش دوم کتاب “راهنماي ساده‌ي کاريابي” نيز سعي کرده‌ام محتواي کتاب را با افزودن برخي مطالب مفيدي که بعد از انتشار اين کتاب نوشته يا ترجمه کرده‌ام، به‌روز بکنم. مشخصا فصل جديدي با نام “مديريت عوض کردن شغل” به کتاب اضافه شده که در آن نشان داده‌ام وقتي به‌عنوان يک شاغل قصد داريم شغل‌مان را عوض کنيم بايد به چه چيزهايي توجه داشته باشيم.

با افتخار اين كتاب را به‌مناسبت عيد نيمه‌ي شعبان، به‌عنوان چهارمين كتاب الكترونيكي وبلاگ گزاره‌ها به همه‌ي دوستان گرامي مخاطبان محترم گزاره‌ها تقديم مي‌كنم. اگر اين كتاب حتا باعث تغيير اندكي در زندگي شغلي تنها يك نفر شود، من اجر خودم را به‌دست آورده‌ام. در هر حال چه كتاب براي‌تان مفيد بود و چه نه، لطفا نظرات‌تان را در مورد این کتاب با من از طریق آدرس ای‌میل‌م gozareha@gmail.com در میان بگذارید.

اين روزها كه اميد به زندگي جمعي ما و به آينده‌ي كشورمان بازگشته، اميدوارم به‌جاي نشستن در گوشه‌اي و انتظار براي افتادن يك شغل ايده‌آل و پردرآمد از آسمان، آستين‌ بالا بزنيم و با اميد به آينده تلاش كنيم. ذره‌ذره پيش رفتن تا رسيدن به نقطه‌اي كه زندگي شغلي‌تان از اين رو به آن رو خواهد شد. من تجربه كردم و اميدوارم شما هم تجربه كنيد. 🙂

ويرايش دوم كتاب “راه‌نماي ساده‌ي كاريابي” را از اين‌جا به‌صورت مستقيم دانلود كنيد (اگر موفق به دانلود نشديد، به من ايميل بزنيد تا براي‌تان فايل را ارسال كنم: gozareha@gmail.com)

عيد نيمه‌ي شعبان را تبريك عرض مي‌كنم و براي‌تان پيشاپيش رزومه‌اي پربار و البته شغلي دوست‌داشتني و با درآمد دل‌خواه را آرزو دارم!

پ.ن. دو تا وعده هم بدهم: شماره‌ي هفتم ماه‌نامه‌ي مديريتي گزاره‌ها امشب منتشر خواهد شد. منتظر انتشار كتاب “راه‌نماي ساده‌ي راه‌اندازي كسب  كار كوچك خودتان” در آينده‌اي نزديك باشيد. 🙂

کتاب‌های الکترونیک گزاره‌ها (3): کتاب الکترونیکی “شغل سالم برای همه”

مدت‌ها در این فکر بودم عیدی گزاره‌ها چه باشد تا این‌که این ایده به ذهن‌م رسید که از مجموعه مقالاتی که در زمینه‌ی بهداشت کار برای هفته‌نامه‌ی همشهری تندرستی نوشته‌ام، یک کتاب الکترونیک تهیه کنم. بنابراین این شما و این هم عیدی گزاره‌ها. چند خطی از مقدمه‌ی این کتاب:

“ما انسان‌ها در طول زندگي‌مان چيزي نزديک به يک سوم از زمان عمرمان را در محل کارمان مي‌گذرانيم. کار کردن اگر براي لذت باشد و همراه با خوشي، مي‌تواند يکي از عوامل اصلي افزايش کيفيت زندگي باشد. اما اگر کار کردن، بار خاطري باشد که سنگيني آن تنها براي کسب درآمد يا گذراندن وقت تحمل مي‌شود، آن وقت است که ديگر کار کردن بيش‌تر از آن‌که مفيد باشد، بدل مي‌شود به بزرگ‌ترين خطر براي سلامتي افراد و سوهاني بر روح و جسم خسته‌ي آن‌ها.

عجيب است اما واقعي! بسياري از مشکلات روحي و جسمي ما، از فشارها و استرس‌هاي کاري نشأت مي‌گيرند. نکته‌ي مهم در اين ميان اين است که بسياري از اين فشارها و استرس‌ها به‌دليل نوع نگاه ما به داستان کاري و شغلي‌مان و تفسيرهايي که از اين داستان داريم و البته رفتار و عملکرد خود ما، ايجاد مي‌شوند و در نتيجه قابل پيش‌گيري و کنترل هستند. در واقع يکي از زيربخش‌هاي اصلي حوزه‌ي سلامت در دنياي امروز، بهداشت شغلي است که صرفا شامل مباحث ايمني و بهداشت کاري نيست و روش‌هاي “درست کار کردن” هم جزو مباحث اين حوزه محسوب مي‌شوند.

کتابي که در دست داريد مجموعه‌ي منتخبي است از مقالات من در اين نشريه همراه با برخي نوشته‌هاي‌ام در گزاره‌ها که به آن‌ها در قالب يک مقاله‌ي واحد نظم بخشيده‌ام. در اين نوشته‌ها تلاش کرده‌ام روش‌هاي بسيار ساده و در عين حال کاربردي براي “به‌تر کار کردن”،‌ شيوه‌ي نگاه درست به ماهيت کار و مشکلات شغلي و سازماني و روش حل آن‌ها را براي همه ـ اعم از مدير و کارشناس و کارمند ـ ارائه کنم.”

کتاب الکترونیکی “شغل سالم برای همه” را از این‌جا با لینک مستقیم دانلود کنید. امیدوارم بخوانید و بپسندید و برای‌تان مفید باشد!  سال نو پیشاپیش مبارک!

كتابخانه (3): آيا زندگي، واقعا جاي ديگري است؟

وقتي زندگي هر روز از روز گذشته سخت‌تر شود و وقتي روزنه‌ي نجاتي نباشد، آن وقت “اين‌جا بودن” تبديل مي‌شود به علت‌العلل تمامي مشکلات زندگي و “آن‌جا” مي‌شود “بهشت گم‌شده.” بنابراين رفتن از اين‌جا و رسيدن به آن‌جا، بزرگ‌ترين آرزوي آدمي مي‌شود. هر چند “اين‌جا” و “آن‌جا” تنها معناي مکاني ندارند و مي‌توانند حتي به‌سادگي جايگاه آدم‌ها را در زندگي نشان دهند: “کاش جاي فلاني بودم!”

و اين‌گونه است که اگر آن “ديگري” فردي نزديک به آدم باشد، تبديل مي‌شود به آينه‌ي تمام‌نماي تمام آن‌چه که من مي‌خواستم به آن‌ها برسم و تجربه‌شان کنم؛ ولي نتوانستم … و اگر بتوانم او را به انجام کارهايي که من مي‌خواهم مجبور کنم چقدر زندگي رؤيايي مي‌شود!

ميلان کوندرا در رمان جذاب خود با عنوان “زندگي جاي ديگري است” به واکاوي همين موضوع مي‌پردازد. “زندگي جاي ديگري است” داستان آدم‌هايي است که در بحبوحه‌ي انقلاب فرهنگي کمونيستي دهه‌ي چهل ميلادي در جمهوري چک، به دنبال زندگي گم‌شده‌شان در زندگي ديگران مي‌گردند: مادر که اميلِ کوچکِ شاعرش مظهر تمامي آرزوهاي او در زندگي است، دختر موقرمزي که اميل از او متنفر است؛ اما به‌شکل مازوخيستي او را نمادي براي عشق ازلي مي‌داند و در يک نگاه کلان‌تر، مردمي که با شيريني خيالي زندگي در بهشت وعده داده شده توسط کمونيسم زندگي مي‌کنند.

آدم‌هاي اين دنيا همه به‌دنبال بهشت موعودشان در زندگي ديگري مي‌گردند. و چه زيباست داشتن توان شکل دادن اين زندگي! مادر، اميل را آن‌طور که خود مي‌خواهد تربيت مي‌کند و او را به کارهايي وادار مي‌کند که خواسته‌ي قلبي خود اوست و در مقابل اميل، درمانده تلاش مي‌کند تا زندگي را ـ که ذات آن را جز خشونت نمي‌داند ـ در رنج ناشي از تحمل عشق پاک و ساده‌ي دختر موقرمز بجويد.

“زندگي جاي ديگري است” قصه‌ي آدم‌هايي است که تلاش مي‌کنند تا دنيا را از پشت پرده‌ي دروغ‌هاي خودشان بينند و به اين ترتيب، بهشت موعود خود را در زندگي ديگران بسازند. آن‌ها تلاش مي‌کنند تا نداشته‌ها و نقاط ضعف خود را پشت نقاب خشونت و اقتدار توخالي‌شان پنهان کنند. اوج اين نگاه در قهرمان رؤياهاي اميل شخصيت اصلي داستان متجلي است: “زاويه” که هر وقت بخواهد مي‌خوابد و در خوابي ديگر بيدار مي‌شود. “زاويه”اي که برخلاف اميل توان ساختن دنياي “بايدها” و توان تحميل اراده‌ي خود را به آن دارد.

طعنه‌آور آن است که در پايان داستان، رستگاري از آن کسي است که تنها براي خودش و عشق‌اش و در دنياي خودش زندگي مي‌کند. دختر موقرمز برنده‌ي پاياني جدال با زندگي است. همان کسي که رؤياي زندگي جادويي را در سر نداشت و زندگي را همان‌طور که بود، پذيرفته بود و زندگي مي‌کرد.

ميلان کوندرا در اين رمان با آن طنز تلخ هميشگي‌اش به نبرد با تمامي آرمان‌شهرها و ديدگاه‌هايي مي‌رود که معتقدند زندگي هر چه باشد، هميني نيست که در همين لحظه تجربه‌اش مي‌کنيم. او طعم تلخ تراژدي زندگي مادر و اميل و ديگران را به ما مي‌چشاند تا نشان‌مان دهد رستگاري از آن کساني است که شهامت پذيرفتن زندگي را همان‌طوري که هست، دارند. کساني که تلاش نمي‌کنند آرامش را با رستگار کردن ديگران به‌دست بياورند. کساني که مي‌دانند زندگي همين‌جا و همين لحظه است و لازم نيست جاي ديگري جستجوي‌اش کنيم.

پ.ن. تك‌تك جملات اين پست (مخصوصا جمله‌ي آخر) رونوشت به خودم در اين روزها!

هفت پيشنهاد براي تعطيلات نوروزي

اين روزهاي آخر سال، تقريبا تمام نشريات چاپي و رسانه‌هاي آن‌لاين كشور ويژه‌نامه‌هاي نوروزي خودشان را منتشر كردند كه خيلي‌‌هاشان را هم من براي تعطيلات نوروز گرفتم تا مطالعه كنم. تعداد زيادي مطالب آن‌لاين و كتاب هم در برنامه‌ام گذاشتم كه بخوانم. با توجه به اين‌كه امسال هم مثل سال‌هاي قبل مسافرت نخواهم رفتم، شايد اين‌جوري از تعطيلات استفاده‌ي مفيد بكنم! با خودم گفتم شايد كسان ديگري هم باشند كه بخواهند از تعطيلات‌شان استفاده بكنند و چيزهاي جديدي ياد بگيرند. براي اين دوستان عزيز، چهار پيشنهاد آن‌لاين دارم و سه كتاب را هم معرفي مي‌كنم.

اول چهار پيشنهاد آن‌لاين: سايت هاروارد بيزينس ريويو بخش‌هاي ويژه‌اي براي بعضي موضوعات تدارك ديده كه شامل مجموعه‌اي از مقالات و نوشته‌هاي خواندني نويسندگان HBR هستند. در اين ميان سه مجموعه از اين بخش‌هاي ويژه به‌نظرم از همه جالب‌تر هستند:

HBR Insight Center: Communication: اسپانسر اين بخش شركت معظم مايكروسافت است. اين بخش را شديدا توصيه مي‌كنم كه پر است از مقالاتي جذاب در مورد روابط بين فردي و رفتار حرفه‌اي در دنياي امروز.

HBR Insight Center: Marketing That Works: قبلا هم گفته‌ام كه بازاريابي براي من جذابيت دو گانه‌اي دارد: از يك طرف براي هر كسب و كاري لازم است و از طرف ديگر، علم مطالعه‌ي رفتارهاي آدم‌ها در زمينه‌ي انتخاب و خريد است. در اين بخش كه اسپانسر آن شركت معظم SAS است، مي‌توانيد مقالات جذاب و كاربردي در زمينه‌ي بازاريابي بخوانيد.

Special Section: The Legacy of Steve Jobs: ميراث استيو جابز! بدون شرح.

HBR Insight Center: American Competitiveness: بگذاريد يك بخش جذاب براي خودم را هم معرفي كنم. مدت‌ها است در آمريكا اين بحث ميان علما و متفكران سياست و مديريت و اقتصاد مطرح شده كه آمريكا جايگاه رقابتي‌اش را در ميان ملل دارد از دست مي‌دهد (مزيت رقابتي ملل يكي از شاه‌كارهاي آقاي مايكل پورتر را كه يادتان هست!) در اين بخش كه اسپانسرش شركت معظم دل است، متفكران مختلف نظر خود را درباره‌ي اين سؤال كه آيا آمريكا واقعا جايگاه رقابتي‌اش را از دست داده يا نه و البته چگونگي بازپس‌گيري جايگاه رقابتي قبلي مي‌نويسند. اگر به اقتصاد كلان، سياست‌گذاري و استراتژي رقابتي علاقه‌منديد نبايد اين مجموعه مقالات را از دست بدهيد!

من سعي مي‌كنم مقالاتي منتخب از هر يك از اين چهار بخش را به‌تدريج به فارسي برگردانم و ايده‌هاي بعضي ديگر را هم براي‌تان بنويسم.

اما كتاب‌هاي پيشنهادي:

اول: کتاب الكترونيك زندگی‌نامه‌ی استیو جابز نوشته‌ی والتر ایساکسون. اين كتاب با ترجمه‌ي خوب آقای دادگستر است توسط سایت نارنجی منتشر شده است. خودم اين كتاب را گذاشته بودم براي تعطيلات عيد!

دوم: كتاب استيو جابز؛ شيوه‌هاي رهبري براي نسل جديد. اين كتاب نوشته‌ي معاون سابق استيو جابز در اپل است و با زباني ساده اصول مديريت و ره‌بري استيو جابز را بررسي مي‌كند. خوبي ماجرا اين است كه اليوت خودش تقريبا در متن تمامي ماجراهاي اپل و زندگي جابز حاضر بوده و در نتيجه به برخي نكات پشت‌پرده‌ي جالب در مورد جابز و اپل اشاره مي‌كند كه در جاي خودشان بسيار جالب‌اند. نكته‌ي مهم اين كتاب تلاش اليوت براي دسته‌بندي ايده‌هاي اصلي جابز در مديريت كسب و كار و طراحي محصول است و به‌نظر من بسيار هم موفق بوده است.

سوم: رقص عقاب‌ها: اين كتاب را خيلي اتفاقي ديدم و خريداري كردم. بعد از خواندن‌ش احساس بسيار بسيار خوبي پيدا كردم و براي همين توصيه مي‌كنم شما هم بخوانيدش. در اين كتاب آقاي امير حسين مظاهري طي چند گام ساده اصول هدف‌گذاري و اجراي اهداف را به ما ياد مي‌دهد. ويژگي بسيار كليدي اين كتاب فرم داستاني آن است كه درس‌هاي‌ش را در قالب يك قصه‌ي پرماجرا و جذاب از زبان تعدادي از بزرگ‌ترين كارآفرينان ايراني ـ از جمله آقاي بهروز فروتن و بابك بختياري مؤسس آيس‌پك ـ ارائه مي‌كند. اين كارآفرينان بزرگ از سختي‌ها و شيريني‌هاي زندگي و از كارهاي درست و اشتباهات‌شان براي ما مي‌گويند. بخوانيد و لذت ببريد و ياد بگيريد!

تعطيلات پرباري داشته باشيد!

كتاب‌هاي الكترونيك گزاره‌ها (2): زندگي به‌تر؛ کار به‌تر با روش‌هاي ساده!

الوعده وفا: عيدي گزاره‌ها به خوانندگان و هم‌راهان‌ش:

کتابي که در دست داريد مجموعه‌ي منتخبي است از نوشته‌هايي که نويسندگان وبلاگ‌هاي مدرسه‌ي مديريت هاروارد روي اين سايت استثنايي منتشر کرده‌اند. در اين نوشته‌ها روش‌هاي بسيار ساده و در عين حال کاربردي و جذابي براي “به‌تر زيستن” و “کار حرفه‌اي” عرضه شده است. اين نوشته‌ها به ما ياد مي‌دهند چگونه به زندگي و کار نگاه درستي داشته باشيم و چطور برخي از شايع‌ترين مشکلات مطرح در اين دو عرصه‌ از حيات آدمي را حل کنيم. در اين ميان بيش از هر کسي در اين مجموعه نوشته‌هاي بي‌نظير پيتر برگمان را خواهيد خواند که ايده‌هاي عالي او هميشه مرا از انرژي و هيجاني بي‌نظير سرشار کرده است.

در آستانه‌ي سال نو اميدوارم انتشار اين ترجمه‌ها به‌عنوان عيدي گزاره‌ها به خوانندگان و هم‌راهان خوب‌م و همه‌ي علاقه‌مندان به زندگي و کار به‌تر، بتواند اوقات فراغت تعطيلات عيدتان را پربارتر سازد و در سپري کردن يک سالِ جديدِ به‌تر، شادتر و موفق‌تر نسبت به سالي که روزهاي آخرش را مي‌گذرانيم، براي‌تان مفيد باشد.

دومين كتاب دوم الكترونيكي گزاره‌ها را با عنوان “زندگي به‌تر؛ کار به‌تر با روش‌هاي ساده!” از اين‌جا با لينك مستقيم دانلود كنيد!

آسوده بخواب لایبری دات نو!

لایبری دات نو (Library.nu) یا همان گیگاپدیای خودمان، یکی از مهم‌ترین و به‌ترین سایت‌های اینترنتی برای من بود. جایی که می‌شد بی‌خیال از قیمت‌های سرسام‌آور کتاب‌های دوست‌داشتنی زبان اصلی، بین قفسه‌های جذاب کتاب‌ها قدم بزنی و لذت “کتاب‌بینی” را تجربه کنی. می‌توانستی کتاب‌ها را داغ داغ بگیری و ورق بزنی و لذت ببری. می‌شد که بفهمی موضوعات مهم روز و موضوعات جدید در حوزه‌ی تخصص‌ات چیستند. می‌توانستی به‌عنوان یک دانش‌جوی ایرانی جهان سومی، لذت پیدا کردن و استفاده از یک تکست‌بوک روز دنیا را تجربه کنی …

انگار این‌ها همه دیگر خاطره‌اند. نقض کپی‌رایت یک گناه نابخشودنی است و باید حتمن جلوی آن گرفته شود. این بود که پی‌گیری‌های اطلاعاتی در حد جیمز باند (!) صورت گرفت تا بالاخره سایت توقیف شد (جزئیات‌ش این‌جا) حرفی نیست و قطعا حق با ناشران است. اما کاش می‌شد از این حضرات ناشر غربی سؤال کرد که آیا این سایت تنها سایت فعال در این زمینه بود؟ آیا رقم واقعن خنده‌دار جریمه‌ی 250 هزار دلاری و شش سال زندان برای صاحب سایت (آن هم در حالی که فقط یک قفسه‌ی بیزینس سایت صدها هزار دلار می‌ارزید)، راضی‌تان می‌کند؟ با این انبوه سایت‌های بی‌نام و نشان دیگر چه می‌کنید؟

از روزی که خبر بسته شدن سایت را شنیدم، یکی از نگرانی‌های اصلی‌ام این بود که حالا از کجا باید دنبال کتاب‌های روز دنیا گشت؟ اما تا این‌ترنت را ازمان نگرفته‌اند غمی نیست! کمی جست‌وجو کردم و حاصل این گشت‌وگذارها شد همین پست. چند سایت پیدا کردم که البته به‌خوبی گیگاپدیای مرحوم نیستند؛ اما خوب برای خودشان منابع بسیار عالی محسوب می‌شوند. آماده‌اید؟ آقایان و خانم‌ها 5 سایت جای‌گزین برای گیگاپدیای محبوب همه‌ی ما:

1- Ebookee: این سایت از گیگاپدیا هم قدیمی‌تر است و یک جورهایی موتور جست‌وجوی کتاب‌های الکترونیک محسوب می‌شود. مثل گیگاپدیا قفسه‌بندی‌های مرتبی دارد؛ اما مهم‌ترین اشکال‌ش این است که دیتابیس‌ش در واقع همان سایت آمازون است و در نتیجه خیلی وقت‌ها ممکن است خوش‌حالی ناشی از پیدا کردن یک کتاب خیلی ضروری، با دیدن صفحه‌ی کتاب در سایت کوفت‌تان شود! 🙂 اشکال بعدی هم این‌که بسیاری از لینک‌های کتاب‌ها، قدیمی و شکسته هستند و کار نمی‌کنند. در هر حال مرجع مفیدی است؛ ولی نه خارق‌العاده.

2- سافت‌آرشیو: این سایت یکی از مراجع اصلی دانلود همه چیز ـ از جمله کتاب ـ در اینترنت است و قفسه‌ی کتاب‌های خوبی دارد؛ مخصوصا همین قفسه‌ی بیزینس‌ش که بهش لینک دادم. شاید مشکل‌ش این باشد که کتاب‌های‌ش بیش از حد کتاب‌‌های بازاری بیزینس هستند.

3- مدیافایربوکز: این یکی هم بسیار سایت خوبی است و کتاب‌های‌ش را هم روی مدیافایر آپلود می‌کند. متأسفانه موتور سرچ قدرت‌مندی ندارد و بیش‌تر به این درد می‌خورد که هر از گاهی داخل‌ش بگردید و قفسه‌های‌ش را دید بزنید!

4- Veryebooks: این سایت از نظر حرفه‌ای بودن کتاب‌ها بسیار به‌تر از قبلی‌هاست. موتور سرچ فوق‌العاده‌ای هم دارد. بدی‌اش این است که تعداد کتاب‌های‌ش خیلی زیاد نیست.

5- ebookmeme: این سایت فوق‌العاده است!!! مهم‌ترین جنبه‌ی این فوق‌العادگی این است که تمرکز زیادی روی ارائه‌ی تکست‌بوک دارد. من خودم هنوز باورم نشده که ویرایش 2012 خیلی از تکست‌بوک‌های مدیریتی معروف را ـ که حتا یکی‌شان را سه سال بود دنبال‌ش بودم ـ از این سایت گرفتم! این سایت برای آپلود کتاب‌ها هم سرور اختصاصی خودش را دارد و در مجموع به‌ترین جای‌گزین گیگاپدیا در حوزه‌ی کتاب‌های تخصصی است.

حالا که دارم پیشنهاد می‌دهم قفسه‌ی همیشه غنی و جذاب avaxhome و سایت عجیب و غریب downocean را هم از دست ندهید!

اوقات خوشی را برای‌تان آرزو می‌کنم … 🙂

كتاب‌خانه (2): قصه‌ي سرزمين آرزوهاي دروغين

در راستاي پست قبل يعني طول و عرض شادي، بد نديدم يك كتاب طنز را براي افزايش بسامد شيرين‌كامي‌تان معرفي كنم!

“يکي بود يکي نبود” ترجيع‌بند قصه‌ها و افسانه‌هاي قديمي است. داستان‌هايي که با تمام سختي‌ها و نامرادي‌ها سرانجام به خوش‌بختي و خوشي مي‌انجاميدند. داستان‌هاي جن‌ها و پري‌ها و آدمي‌زادهايي که در جدال در ظاهر، بي‌پايان با هم‌ديگر، قصه و افسانه را پيش مي‌بردند و دست آخر، خيلي زود جل و پلاس‌شان را جمع مي‌کردند و مي‌رفتند سر خانه زندگي‌شان. اين وسط تنها کلاغ پير و تنها و خسته‌ي قصه بود که نصيب‌اش نرسيدن به خانه بود! در تاريخ قديم ما کليله و دمنه شايد منبع خوبي باشد از اين قصه‌ها و در تاريخ غربي‌ها، هم قصه‌هاي هانس کريستين اندرسن.

در دوره‌ي مدرن تاريخ هم قالب داستان‌هاي کهن بارها براي روايت مضامين جديد به‌‌کار گرفته شد تا چيزهايي را که مردم نمي‌فهميدند يا بدتر از آن نمي‌خواستند بفهمند را به‌ زور يادشان بدهند! و واي به روزي که سر و کله‌ي سياست‌مداران در عرصه‌ي قصه‌گويي پيدا شد. سياست‌مداراني که مدام مثل قصه‌گوهاي قديمي درباره‌ي ديروز و امروز و فردا قصه مي‌بافتند تا مردم را به آن باوري که بايد، برسانند. البته وقتي همان سياست‌مداران به قدرت مي‌رسيدند ديگر کارهاي مهم‌تري براي انجام دادن داشتند و درنتيجه قصه‌پردازاني استخدام مي‌کردند تا وظيفه‌ي خطير شيره‌ ماليدن سر مردم را برعهده بگيرند. در اين قصه‌ها برعکس قصه‌هاي قديمي، معلوم است که از اول يکي بوده است و جز او کسي نبوده است. کلاغ قصه هم غلط کرده است بدون اجازه براي خودش در حال گشت و گذار است. اصلا تمام تقصيرها گردن همين آقا کلاغه است که پايان خوش قصه را با نرسيدن به خانه و کاشانه‌اش هميشه خراب کرده است. اين است که قصه‌هاي دنياي مدرن سياست، هميشه قهرماني دارند که از همان دوران قديم ـ اين‌قدر قديمي که هيچ کس يادش نمي‌آيد ـ با تکيه بر دانش و دورانديشي و توانايي‌هاي افسانه‌اي‌اش دست‌اش در کار خير براي مردم بوده است و هر آن‌چه خوشي و شادي که در زندگي امروز مردم است، حاصل دسترنج اوست. همه‌ي بدبختي‌ها و مشکلات هم گردن همان زاغ روسياه است که از اول قصه، قهرمان ما دنبال‌اش دويده تا بالاخره امروز در قفس‌‌اش گذاشته است تا ديگر نتواند دست به کارهاي بد بد بزند. از آن‌جايي که فهم قصه‌ هميشه بسيار آسان است، مردم قدرشانس و هميشه در صحنه هم هميشه شکرگذار وجود نعمت سياست‌مداران بوده‌اند و نمک‌گير سفره‌ي گسترده‌ي آن‌ها.

اما ماجرا همين‌جا تمام نشد. بعد از مدتي بعضي از قصه‌پردازان منحرف از آن‌جايي که کله‌شان بوي قرمه‌سبزي مي‌داد، به بهانه‌ي غلظت بالاي شيره‌ي استفاده شده در پختن قصه‌ها و براي اين‌که شيريني زيادي دل مردم را نزند، دست به کار نوشتن قصه‌هايي شدند که در آن‌ها، جاي آن کلاغ سياه مظلوم با سياست‌مدار محبوب و زحمت‌کش ما عوض مي‌شد. از همه بامزه‌تر اين‌که در اين‌جا آخر قصه مردم همراه با کلاغ سياه به خانه‌شان مي‌رسيدند و آن سياست‌مدارِ جان بود که جا مي‌ماند و به منزل نمي‌رسيد.

و تاريخ ادبيات سياسي با کشمکش اين دو صنف قصه‌گو پيش رفت و پيش رفت تا سرانجام معلوم شد که انگار از اول حق با قصه‌گوهاي دسته‌ي دوم بوده است.

و اما کتابي كه اين‌بار قصد دارم معرفي كنم. نويسنده‌ي اين کتاب ولاديمير واينوويچ يکي از قصه‌گوهاي گروه دوم است. البته واينوويچ آن اوايل داشت زندگي‌اش را مي‌کرد و دعاگوي رفقاي کمونيست‌اش بود. اما يك روز ناغافل چند نفر رفيق ناباب پاي‌اش نشستند و آقاي نويسنده‌ي ما را از راه به‌در کردند. ولاديمير خان ما هم که چند سالي بود حمام سياسي نکرده بود و حسابي تن‌اش مي‌خاريد، دست به‌کار نوشتن قصه‌هايي در مدح کلاغ سياهه شد. و اين‌گونه شد که کتاب قصه‌هايي براي بزرگ‌سالان پديد آمد.

واينوويچ در قصه‌هاي‌اش روايتي مدرن و بسيار جذاب از قصه‌هاي قديمي ـ هم‌چون قصه‌ي معروف پادشاه لخت هانس کريستين اندرسن ـ ارائه مي‌دهد. ترجيع‌بند کتاب هم قصه‌ي کشتي است که در جستجوي سرزمين ليموستان، سال‌هاي سال است در دريا سرگردان است. قصه‌اي که کتاب با آن آغاز مي‌شود و در ادامه‌ي کتاب، يک قصه در ميان مي‌توانيم ادامه‌اش را بخوانيم. قصه‌ي مردمي که در جستجوي سرزمين آرزوهاي دروغين ـ يا همان ليموستان ـ در دريايي پرتلاطم سفري بي‌پايان را آغاز کردند (و اين استعاره‌ي عجيب اصلا ربطي به شوروي سابق و بعضي كشورهاي ام‌روزي ندارد!)

روايت کتاب، ساده و شيرين و دل‌کش است و همين باعث مي‌شود تا اشارات و نيش و کنايه‌هاي سياسي گل‌درشت کتاب، خواننده را شگفت‌زده کند. در اين ميان از ترجمه‌ي واقعا عالي آبتين گلکار هم نبايد گذاشت که انصافا بخش عمده‌‌اي از شيريني کتاب را بايد در قلم روان و مليح او جستجو کرد.

“قصه‌هايي براي بزرگسالان” را بخوانيد تا بفهميد سرانجام مسافران کشتي جستجوگر سرزمين ليموستان ـ که نمادي درخشان‌اند از تمامي فريفتگان و دل‌سپردگان ايدئولوژي‌ ـ به کجا مي‌رسد.

اين كتاب با قيمت واقعا ناقابل 800 تومان توسط انتشارات مؤسسه‌ي فرهنگي هنري گل‌آقا چاپ شده است.

كتاب‌هاي الكترونيك گزاره‌ها (1): راهنماي ساده‌ي کاريابي

بدون توضيح اضافي؛ بخشي از مقدمه‌ي كتاب:

روزهاي سرد آخر سال است و احتمالا خيلي از ما به‌دنبال عوض کردن شغل‌مان هستيم. ممکن است در محل کار فعلي‌مان دچار مشکل باشيم و ممکن هم هست که به هيجان ناشي از ايجاد يک تغيير در زندگي شغلي‌مان نياز داشته باشيم. ممکن است تا به‌امروز به‌صورت تفنني کار کرده باشيم و حالا قصد داشته باشيم به‌صورت جدي وارد بازار کار شويم. ممکن است کاري که اين روزها به آن اشتغال داريم با تخصص و علائق ما هم‌خواني نداشته باشد و در نتيجه، بخواهيم به‌دنبال کار مناسب بگرديم. شايد هم يک جوان تازه فارغ‌التحصيل يا تازه‌کار باشيم که قصد دارد تازه وارد بازار کار شود.

در “راهنماي ساده‌ي کاريابي” به‌عنوان اولين کتاب الکترونيک وبلاگ گزاره‌ها دات کام سعي‌ کرده‌ام تا با جمع‌آوري و نظم‌بخشي به مطالب پراکنده‌اي که در مورد موضوع “فرايند کار پيدا کردن” نوشته و ترجمه کرده‌ام، راه‌نمايي ساده و جمع‌ و جور براي کاريابي تدوين کنم. اميدوارم که اين راه‌نما چه براي جوانان تازه‌کار و چه براي افراد با تجربه‌اي که قصد دارند به هر دليلي شغل‌شان را تغيير بدهند، مفيد باشد.

لطفا نظرات‌تان را در مورد اين کتاب با من از طريق آدرس اي‌ميل من gozareha@gmail.com در ميان بگذاريد. اين کتاب به‌تدريج و در صورت انتشار مطالب ديگري در زمينه‌ي “فرايند کار پيدا کردن” به‌روز خواهد شد. این کتاب آغاز راه انتشار کتاب‌های الکترونیک در وبلاگ گزاره‌ها است. ایده‌هایی دیگری را هم دارم که به‌تدریج شاهد آن‌ها خواهید بود.

اين کتاب به‌صورت رايگان به‌عنوان يک کتاب الکترونيک روي سايت https://gozareha.com منتشر شده است. هر گونه انتشار آن روي سايت‌هاي اينترنتي يا رسانه‌ها‌‌ي چاپي و هم‌چنين هر گونه استفاده‌ي تجاري از محتواي کتاب بدون اطلاع من ممنوع است. بياييد با احترام به حقوق مؤلفين در دنياي مجازي، باعث تقويت فرهنگ انتشار کتاب‌‌هاي الکترونيک در فضاي وب فارسي شويم؛ آن هم در اين روزها که متأسفانه نشر کتاب در کشور با مسائل و مشکلات عديده و کاملا جدي روبرو است.

كتاب الکترونیک “راهنماي ساده‌ي کاريابي” را از اين‌جا به‌صورت مستقیم دانلود كنيد.