جذاب‌ترين سازمان‌هاي ايالات متحده براي استخدام

براساس پيمايش انجام شده توسط مؤسسه‌ي يونيورسام، گوگل در ميان 150 سازمان، جذاب‌ترين سازمان براي استخدام شدن در ايالات متحده محسوب مي‌شود. اين پيمايش در ميان بيش از 10,000 متخصص جوان که بين يک تا هشت سال سابقه‌ي کار داشته‌اند و در فاصله‌ي نوامبر 2010 تا ژانويه‌ي 2011 انجام شده است. 10 کارفرماي جذاب آمريکايي را در شکل زير مي‌بينيد:

فقط توجه کنيد که افراد در تکميل پرسش‌نامه‌شان به انتخاب يک سازمان محدود نبوده‌ند و مي‌توانسته‌اند چند سازمان را هم انتخاب کنند.

اين تحقيق از چند جهت براي من جالب بود: يکي اين‌که در اين فهرست ده تايي، 5 سازمان از سازمان‌هاي وابسته به دولت آمريکا هستند. حالا شايد ناسا را بتوان به‌واسطه‌ي ماهيت کار‌ي‌اش جذاب دانست، اما به نظر مي‌رسد پيامدهاي بحران اقتصادي سال‌هاي اخير در علاقه به سازمان‌هاي دولتي بي‌تأثير نبوده‌اند.

نکته‌ي دوم که براي خودم بسيار جذاب‌تر بود: کار مؤسسه‌ي يونيورسام، کمک به سازمان‌ها جهت افزايش جذابيت‌شان براي کارکنان احتمالي آينده است!!!

و سرانجام اين‌که همان‌طور که مي‌بينيد نبرد گوگل و اپل و مايکروسافت در اين جبهه هم برقرار است!

منبع

مرتبط:

۶ شغل در حال ناپدید شدن!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (16)

“آخر و عاقبتی مشابه با پیگرینی؟ (مربي فصل قبل رئال) اتفاق مشابهی رخ نخواهد داد. می‌دانید چرا؟ چون اگر سران رئال مرا اخراج کنند، من مربی مالاگا نخواهم شد و به تیم بزرگی در انگلیس یا ایتالیا می‌روم و نه مالاگا.” (از گفتگو با خوزه مورينيو؛ اين‌جا)

به مناسبت پيروزي تاريخي رئال در کسب تساوي با بارساي گوارديولا (تازه آن هم در ورزش‌گاه سانتياگو برنابو)، دو درس جذاب از آقاي خاص تقديم به مهدي عامري عزيز:

  1. پرسنال برندينگ را جدي بگيريد! اين‌که مورينيو اين حرف را مي‌زند به اين دليل است که خود را به‌عنوان يک مربي هميشه برنده به جهان فوتبال ثابت کرده است.
  2. هميشه در کنار حفظ موقعيت کنوني، براي اوضاع بحراني يک نقشه‌ي B داشته باشيد. فرقي هم نمي‌کند مدير باشيد يا کارشناس و کارمند. و همين طور فرقي نمي‌کند که موضوع مربوط به تصميم‌گيري در سطح شرکت و سازمان و واحد و تيم‌تان باشد يا زندگي شخصي يا کاري خودتان. نقشه‌ي B را فراموش نکنيد لطفا!

پ.ن. مقاله‌ي هفته، حتما فردا.

کمک! من عملکرد ضعيفي دارم

نويسنده: ايمي گالو / مترجم: علي نعمتي شهاب

هيچ کس دوست ندارد عملکرد ضعيفي داشته باشد. اين وضعيت مي‌تواند خجالت‌آور، دل‌سردکننده و گيج‌کننده باشد. هنوز بسياري از ما بعضي وقت‌ها نمي‌توانيم انتظارات را برآورده سازيم. خبر خوب اين است که عملکرد ضعيف غيرقابل علاج نيست. حل آن و حفظ وجهه خود با آگاه بودن، داشتن يک رويکرد صادقانه و پشتيباني صحيح امکان‌پذير است.

متخصصان چه مي‌گويند

جي. ريچارد هکمن استاد کرسي ادگار پيرس در روان‌شناسي سازماني و اجتماعي دانشگاه هاروارد و نويسنده‌ي کتاب “رهبري تيم‌ها: بنا نهادن پايه‌اي براي عملکرد عالي” مي‌گويد: “معمولا خود فرد تشخيص نمي‌دهد که عملکرد خوبي ندارد.” گاهي اوقات يک رئيس، همکار يا کارمند بخش منابع انساني به شما مي‌گويد در وضعيت مناسبي به سر نمي‌بريد؛ اما هکمن معتقد است اين اتفاق کم‌تر از آن چيزي که به نظر مي‌رسد بايد بيفتد، رخ مي‌دهد. بدون توجه به اين‌که عملکرد ضعيف شما چگونه شناسايي مي‌شود ـ توسط خودتان يا ديگري ـ تصاحب آن توسط خودتان يک گام آغازين بسيار مهم است. ژان فرانسوا مانتزوني استاد رهبري و توسعه‌ي سازمان در مؤسسه‌ي بين‌المللي IMD و نويسنده‌ي همکار کتاب «سندروم شکست راه‌اندازي: چگونه مديران خوب باعث شکست آدم‌هاي بزرگ مي‌شوند» مي‌گويد: “اگر عملکرد ضعيفي داريد، شانس شما اين است که همه اين موضوع را بدانند. اگر همه اين را نمي‌دانند، خودتان همه را آگاه کنيد؛ چرا اين طوري حداقل‌اش اين است که بعد از اين افشاگري، همه‌ي ما در يک جهان خواهيم زيست!” وقتي اين کار را انجام داديد، اين گام‌ها را براي بهبود موقعيت خودتان انجام دهيد:

عملکرد ضعيف‌تان را پذيريد و آن را بفهميد

هکمن مي‌گويد: “همه‌ي ما قابليت عجيبي براي ايجاد احساس نسبت به گذشته داريم؛ چيزي که به ما اجازه مي‌دهد مشکلات را با بهانه‌ي “تقصير من نبود”توجيه کنيم.” دفاعي عمل کردن درباره‌ي کاهش ندادن وزن‌تان به‌ويژه وقتي که دلايل پنهان در زير لايه‌هاي آشکار چندان سرراست و صريح نيستند، بسيار آسان است. معمولا مجموعه‌ي پيچيده‌اي از علل وجود دارد. شما احتمالا بد مديريت شده‌ايد يا قرباني يک تيم ضعيف شده‌ايد. حتي اگر داده‌هاي ملموسي ـ مثل ميزان فروش ـ يا بازخوردهاي مشابهي از رئيس، همکاران يا زيردستان خود در دست داريد، مهم است که اطلاعات را با يکديگر متوازن سازيد. مانتزوني مي‌گويد: “کسي که در حال دست و پا زدن است، تمايل دارد تا در وقايع بيروني دخالت بيش‌تر داشته باشد.” اين اغلب به دليل خطاي خدمت به خود (self-serving bias) است. مثلا شما ممکن است معتقد باشيد که بايد يک قلمروي فروش بزرگ‌تر يا يک تيم سخت‌کوش‌تر داشته باشيد.

در حالي که اين چيزها ممکن است درست باشند؛ احتمالا جنبه‌هاي ديگري از رفتار خود شما هم در اين شکست دخالت داشته‌اند. مانتزوني توصيه مي‌کند که نگاه عميقي به عملکرد خودتان داشته باشيد و بين آن چيزي که مي‌توانيد تغيير دهيد و چيزي که نمي‌توانيد تفاوت قائل شويد. هکمن پيشنهاد مي‌کند که از همکاران‌تان بخواهيد به شما نشان بدهند که چگونه اهداف را گم مي‌کنيد. اما فقط نپرسيد: “من چگونه کار مي‌کنم؟”

هکمن مي‌گويد: “عموما سازنده‌تر و کمک‌کننده‌تر اين است که تأييد يا رد ارزيابي کسي نسبت به خود را انتظار داشته باشيد به جاي اين‌که از کسي بخواهيد به يک سؤال باز را در مورد عملکرد شما پاسخ دهد. “

کمک بخواهيد

مانتزوني تشويق‌تان مي‌کند که: “اگر سردرگم هستيد، با رئيس‌تان روراست باشيد.” بسياري از رؤسا به درخواست “من کمک لازم دارم” بهتر پاسخ مي‌دهند تا بهانه‌ها و توضيحاتي که معمولا عملکرد ضعيف را همراهي مي‌کنند. در مورد چيزي که مي‌خواهيد سخت‌گير باشيد. مانتزوني مي‌گويد: “ديگران وقتي به آن‌ها نشان بدهيد که چطور مي‌توانند به شما کمک کنند و اين‌که شما مسئوليت آن چيزهايي که در کنترل خودتان است به‌عهده مي‌گيريد، از اين کار استقبال بيش‌تري مي‌کنند.”

درگير کردن ديگران ـ همکاران، رؤسا و حتي زيردستان ـ نيز مي‌تواند ياري‌بخش باشد. از آن‌ها بخواهيد در مورد عملکرد شما بازخورد بدهند و به شما توصيه کنند که چگونه مي‌توانيد بهتر عمل کنيد. اين مباحثات دو هدف را دنبال مي‌کنند. اول اين‌که به شما کمک مي‌کنند تا ديد درستي در مورد رفتار خودتان داشته باشيد. دوم اين‌که به ديگران نشان مي‌دهد که شما داريد روي اين مشکل کار مي‌کنيد. اگر آن‌ها اين را بدانند، احتمال بيش‌تري دارد که به شما مزيت نهفته در ارزيابي عملکرد آينده‌تان را تقديم کنند!

تصميم بگيريد که بر چه چيزي بايد تمرکز کنيد

هکمن يک چک ليست سه بخشي را براي شناسايي عوامل نهان پيشنهاد مي‌کند:

  1. ميزان تلاش: آيا من زمان و انرژي کافي را براي کارم خرج مي‌کنم؟
  2. استراتژي: آيا هوشمندانه کار مي‌کنم يا به شکل روتين؟
  3. استعداد: آيا من مهارت‌ها، دانش و توانايي‌هاي مورد نياز براي شغل‌ام را به اندازه‌ي کافي دارم؟

هکمن مي‌گويد: “تنها پرسيدن اين سه سؤال ساده اغلب مي‌تواند بخش مهمي از آن چه فرد مي‌تواند براي بهبود خود انجام بدهد را آشکار سازد.” از پاسخ‌ها براي تعيين آن چيزي که بايد تلاش‌هاي‌تان را بر آن متمرکز کنيد، استفاده نماييد.

وجهه‌تان را بازگردانيد

به محض اين‌که بهبود عملکردتان را آغاز مي‌کنيد، احتمالا متوجه خواهيد شد که وجهه‌تان آسيب ديده است. هکمن مي‌گويد: “گوياترين و معتبرترينِ سيگنال‌ها اين است که آيا شما در حال انجام چالش‌برانگيزترين و مهم‌ترين کار ممکن ديده مي‌شويد يا وقتي اتفاق قابل توجهي رخ مي‌دهد بيش از حد زير ذره‌بين قرار مي‌گيريد.” اگر اين وضعيت اتفاق بيفتد، لازم است که توجه دقيقي به اين‌که چگونه در چشم ديگران ظاهر مي‌شويد، داشته باشيد. به قول مانتزوني: “شما تنها نيا نداريد که بهتر عمل کنيد؛ بلکه بايد ديگران هم ببينند که بهتر عمل مي‌کنيد!”

وقتي کمي پيشرفت کرديد، موفقيت‌تان را با ديگران به‌اشتراک بگذاريد. از آن‌ها بازخورد بخواهيد که آيا آن‌ها هم اين بهبود را مي‌بينند يا خير؟ هکمن پيشنهاد مي‌کند چيزي شبيه اين بگوييد: “من تلاش کرده‌ام تا درجه‌ي کيفيت کار X خودم را بهبود بخشم. آيا شما تغيير قابل توجهي ديده‌ايد؟ آيا پيشنهاد ديگري هم براي من داريد؟” او اخطار مي‌کند: “معمولا يک تأخير در بهبود وجهه‌ي شما وجود دارد. کمي زمان لازم است تا بهبود شما ديده شود و حتي زمان بيش‌تري لازم است تا خود افراد از شما انتظار کارهاي مهم را داشته باشند.”

اگر شکست خورديد، تغيير را در نظر داشته باشيد

زمان‌هايي هست که ممکن است شما بازگرداندن وجهه‌تان را بسيار سخت ببينيد. حتي اگر پيشرفت محسوسي داشته باشيد، ديگران ممکن است در اين مورد با شما موافق نباشند. هم‌چنين ممکن است متوجه شويد که شما عملکرد خوبي نداريد چون اشتياق يا علاقه‌اي نسبت به کارتان نداريد. در هر دوي اين موقعيت‌ها، حرکت از موقعيت کنوني را در نظر داشته باشيد: چه رفتن به يک تيم جديد باشد و چه کار کردن براي يک سازمان جديد. هکمن مي‌گويد: “بعضي وقت‌ها کنار کشيدن بهترين انتخاب ممکن است.”

اصولي که بايد به خاطر بسپاريد

اين کارها را بکنيد:

  • امکان تغيير چه چيزي در دستان شما است و چه چيزي نه.
  • به صورت محترمانه از ديگران درخواست توصيه و بازخورد بکنيد.
  • ديگران را در فرايند بهبود خود درگير کنيد تا آن‌ها بتوانند پيشرفت شما را ببينند و آن را بپذيرند.

اين کارها را نکنيد:

  • در مورد عملکرد ضعيف‌تان گارد دفاعي بگيريد و تلاش کنيد وقايع بيروني يا ديگران را در مورد آن سرزنش کنيد.
  • فرض کنيد همين که شما پيشرفت کنيد، ديگران هم آن را مي‌بينند.
  • در شغلي که به صورت دائمي به‌عنوان يک فرد با عملکرد ضعيف شناخته مي‌شويد، باقي بمانيد.

منبع

لینک‌های هفته (۳3)

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم.
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. اگر لینک اخبار را هم می‌گذارم، برای این است که به نظرم برخی اخبار حداقل تیترشان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر تعداد لینک‌ها زیاد هستند، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ ضرر نمی‌کنید!

با این توضیحات لینک‌های هفته را مرور می‌کنیم:

مديريت:

مذاکره در آسانسور

به یک اژدهای تربیت نشده نیازمندیم! و IamINC سایتی متفاوت برای مدیریت اهداف، از مشاوره‌ها(۱): انتخاب رشته اشتباه و جایگاه کاری شما کجاست؟ (امير مهراني)

مدیریت ذی‌نفعان پروژه – قسمت یک و الگو و نمونه مستند ثبت کننده ذی‌نفعان و مدیریت پروژه‌های هلو و غیر هلو (مهدي عرب عامري)

چرا … چرا … چراگاه!!!، درد همیشه، بد نیست!، فرهنگ درست کار نکردن، آدم های نه گو! و چگونه به زبان فارسی در ایران از اینترنت کسب درآمد کنیم؟ (مايا؛ کسب و کار اينترنتي)

۲۰ نکته فراموش شده در فرهنگ کسب و کار ما (رضا قرباني)

رهایی از دست اطلاعات فراوان-1 و رهایی از دست اطلاعات فراوان-2 (سه استراتژي: چند تا کار را هم‌زمان انجام ندهيد، اطلاعات را فيلتر کنيد و اطلاعات را ناديده بگيريد.)

راز موفقیت مایکروسافت از نگاهی دیگر

چرا سرمایه‌گذاران علاقه‌ای به سهام شرکت‌های تکنولوژی ندارند

فناوري اطلاعات:

رقابت تا سر حد مرگ (مرورگرها البته!)

هشدار، ایران به مشکل هزاره نزدیک می‌شود (حرف حساب آقاي شيرازي؛ مدير بلاگفا)

داده‌ها در خدمت سودآوری (داده‌کاوي و هوش‌مندي کسب و کار يعني چه؟)

استیو جابز چگونه دنیای تکنولوژی را متحول کرد؟

سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی: تعداد كاربران اينترنت پرسرعت به يك ميليون نفر رسید

عملياتي شدن امضای دیجیتال تا دو ماه آينده (خبر بسيار مهم براي فعالان اقتصادي کشور)

انتشار نتايج جالب نظرسنجي گوگل از كاربران تبلت

اپل سکاندار کامپيوترهای لوحی

افزايش چشم‌گير فروش تبلت هم‌زمان با كاهش فروش نت‌بوك

کاهش مداوم سهم گوگل از بازار جست‌و‌جو

تمام سرویس‌های گوگل را بشناسیم

دومين استيو شايد به اپل برگردد (استيو وزنياک)

اضطراب در 79درصد معتادان به فناوری

تغييرات گسترده مديرعامل جديد گوگل (لاري پيچ)

ترفندهايي براي جستجوي بهتر تصاوير در گوگل

گوگل در حال اصلاح سيستم‌عامل كروم براي استفاده در تبلت‌ها

گوگل پيشتاز تبليغات آنلاين جست‌وجوگر‌هاي اينترنتي

انتشار زندگی‌نامه استیو جابز در سال آینده (iSteve: The Book of Jobs)

ظرفيت اينترنت بين‌الملل به 100 گيگابايت افزايش می‌يابد

چالش بازار نرم‌افزارهای مدیریتی از سوی مايکروسافت

اقتصاد:

تقصیر اقتصاددانان نیست! تقصیر مهندسان است! (حامد قدوسي)

هر چیزی بازار نیست در باب سازمان‌ها و نظم‌ها (“تمایز هايك بین نظم‌ها و سازمان‌ها به یکسری تمایز دیگر باز می‌گردد که مهم‌ترین شان این است که آیا موجود مورد بررسی دارای یک هدف واحد است یا فرآیندی است که طی آن افراد متعدد اهداف متعدد خود را دنبال می‌کنند. برای مثال، یک کسب‌و‌کار هدفی واحد دارد: سود. یک تیم ورزشی یک هدف واحد دارد: برنده شدن. بازارها، مانند دیگر نظم‌های خودجوش، هدف واحد و مشخصی از خود ندارند، بلکه فرآیندهایی هستند قاعده‌مند که در قالب آنها افراد یا گروه‌ها می‌توانند به دنبال اهداف خود باشند. کسب‌و‌کارها می‌توانند به دنبال بیشینه کردن سود باشند، ولی بازارها «به دنبال» چیزی نیستند.”)

دلایل و پیامدهای افزایش حضور زنان در بازار کار (“طبق گفته «گلدمن ساچ» در مقاله اکونومیست‌: اگر تمام مسائل را یکسان فرض کنیم‌، افزایش مشارکت زنان در بازار کار نسبت به مردان موجب افزایش سطح تولید ناخالص داخلی در بسیاری از کشورها شده است. برای مثال این افزایش در ایتالیا 21 درصد‌، اسپانیا 19 درصد‌، ژاپن 16 درصد‌، آمریکا 9 درصد‌، فرانسه‌، آلمان و بریتانیا 8 درصد بوده است.”)

در تازه‌ترين گزارش صندوق بين‌المللي پول منعكس شد: چشم‌انداز اقتصاد ايران و جهان

صفرهای نامیمون پولی (حجت قندي)

حذف چند صفر از پول ملی قطعی شد

پیام ژاپني‌ براي اقتصاد ايران

چه چيزي از تركيه كمتر داريم؟

ادامه حراج سکه در هفته آتی و ثبت رکورد ۴۲۷ هزار تومانی برای قیمت سکه

اكونوميست براي سال 2011 پيش‌بيني كرد: دو رقمي‌شدن نرخ تورم خاورميانه

تحقق افزایش سرمایه 500 میلیارد تومانی بانک مرکزی

کاتوزیان: قیمت برق تا ۵ برابر گران می‌شود

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

می‌خواهید عمر طولانی داشته باشید؟ خرید کنید

پ.ن. ۱. لطفا اگر وبلاگی، پستی یا مطلبی را من ندیده بودم یا نمی‌شناسم، کامنت بگذارید و معرفی بفرمایید برای یادگیری بیش‌تر.

پ.ن.۲. اگر دوست داشتید توئیتر گزاره‌ها را برای دیدن ایده‌ها و حال و احوال روزانه‌ی من و گودر گزاره‌ها را برای دیدن متن کامل این مطالب و سایر مقالات و اخبار مربوط به مدیریت، مشاوره، فناوری اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی (و گاهی هم که خیلی هیجان‌زده می‌شوم، علم و طنز و چیزهای دیگر!) دنبال کنید.

مديريت بر خود به سبک فاميل دور!

امسال هم عيد نوروز را با نوستالژي و خيال روزهاي خوش کودکي‌مان سپري کرديم: کلاه قرمزي و پسرخاله! کلاه قرمزي با آن معصوميت و سادگي و شيطنت‌اش و پسرخاله با آن احساس مسئوليت و پرکاري‌اش، دو شخصيت محبوب دوران کودکي همه‌ي ما هستند (و من اصلا تعجب نمي‌کنم که نسل جديد و بچه‌هاي اين روزها، آن‌قدر که از پنگول خوش‌شان مي‌آيد، با کلاه قرمزي و حتا عروسکي که پنگول از نظر ظاهري از روي آن کپي پيست شده‌ ـ يعني مخمل محبوب ما ـ ارتباط برقرار نمي‌کنند. بگذريم.)

امسال مجموعه‌ي کلاه قرمزي چند سورپريز جدي داشت؛ اما در ميان همه‌ي آن‌ها شخصيت فاميل دور براي من بسيار جالب بود. آدمي ساده و سن‌ و سال دار که هنوز خوش‌بختانه دارد براساس کودک درون‌اش زندگي مي‌کند!

اما چرا به رغم جذابيت بسيار زياد شخصيت‌هاي ديگر کلاه قرمزي، فاميل دور براي من جالب بود!؟ چون فاميل دور ويژگي‌هايي داشت که در مباحث مديريت بر خود بسيار به آن‌ها اشاره مي‌شود. چند تا از جالب‌ترين‌هاي‌شان را با هم مرور کنيم:

  • “من الان چطوري‌ام!؟” ترجيع‌بند صحبت‌هاي فاميل دور اين سؤال بود. در زندگي شخصي‌ و کاري‌مان، اگر مي‌خواهيم که در جا نزنيم و آن‌جايي که هستيم نمانيم، هميشه بايد دنبال پاسخ اين سؤال باشيم؛ اما هميشه هم يادمان مي‌رود! من چطوري‌ام!؟ کجا هستم؟ چطور آدمي هستم؟ چه ويژگي‌هاي مثبت و منفي دارم؟ چه نقاط قوت و ضعفي دارم؟ اولين گام در به‌بود زندگي‌مان، پرسيدن اين سؤال‌ها از خودمان و ديگران است که همگي در همان سؤال ساده‌ي فاميل دور جمع شده‌اند: “من الان چطوري‌ام!؟” فقط لطفا مثل فاميل دور تنها به اين اکتفا نکنيد در همين لحظه چطوريد. اين چطور بودن، محرکي است براي شروع فرايند توسعه و به‌بود خود.
  • خودتان باشيد. اين ويژگي‌ مثبت تمام شخصيت‌هاي کلاه قرمزي است. آن‌ها با تمام کلک‌ها و کودکي‌هاي‌شان، هميشه خودشان هستند. وقتي خودتان باشيد، نه خودتان را گول مي‌زنيد و نه ديگران را. مي‌فهميد که شما هم آدمي هستيد مثل ديگران؛ با ضعف‌ها و قوت‌هاي خاص خودتان. مي‌فهميد که جايگاه واقعي‌تان کجاست و بايد به کجا برويد. اين طوري ديگران هم از بودن با شما احساس خوبي به‌دست مي‌آورند.
  • تهديد را به فرصت تبديل کنيد: فاميل دور از ببعي مي‌ترسيد؛ اما بعدتر جنبه‌هاي مثبت ببعي را ديد و جنبه‌هاي منفي‌اش را کنار گذاشت. اين طوري، تهديدِ ببعي را به فرصتي براي نمايش توانايي‌هاي خودش (به‌عنوان يک مربي و منتور که خودش جاي حرف زياد دارد) تبديل کرد!
  • خوش‌بين باشيد. فاميل دور به همه چيز و همه کس خوش‌بين بود. به قول خودش “من در اين ببعي [البته بااستعداد برنامه] افق‌هاي روشني مي‌بينم!”
  • بر تخصص حرفه‌اي خود تمرکز کنيد: فاميل دور، “در ـ کار” بود و دنيا را از زاويه‌ي ديد تخصص‌ خودش يعني “در” مي‌ديد و تفسير مي‌کرد. براي همه چيز راه‌حلي از جنس “در” داشت. کارش را دوست داشت و به آن افتخار مي‌کرد. نمونه‌ي عالي درک اين‌که “تخصص من چيست” يعني اين!

مرتبط: ۵ نکته کاری که می‌توان از “کلاه‌قرمزی” آموخت (از امير مهراني)

6 عنصر يک زندگي خوب

نويسنده: توني شوارتز/ مترجم: علي نعمتي شهاب

من آخرين پست وبلاگم را با اين جمله به پايان رساندم: “معيار درست بزرگ‌منشي ظرفيت ما براي حرکت در برابر بادهاي مخالف زندگي همراه با چابکي و ظرافت است: پذيرفتن خودمان به همان شکل که هستيم بدون متوقف کردن تلاش‌هاي‌مان براي بهتر شدن.”

هفته‌ي پيش من در اين مورد عميق‌‌تر انديشيدم. چيزي که به ذهنم رسيد اين بود که يک زندگي خوب تا چه حد به پذيرفتن پارادوکس‌ها نيازمند است.

هميشه انتظار ياد گرفتن و رشد کردن را داشته باشيد؛ اما خودتان را همان‌طور که هستيد بپذيريد

يادگيري و رشد نيازمند آمادگي براي نگاه صادقانه و بي‌رحمانه به نقاط ضعف‌مان است. با بهترين نقطه‌ي قوت‌ شخصي‌تان آغاز کنيد. وقتي زياده از حد از آن استفاده مي‌کنيد، اغلب اين نقطه‌ي قوت به بزرگ‌ترين نقطه‌ي ضعف شما تبديل مي‌شود.

مهم‌ترين نقاط قوت من، توانايي هدايت‌گري و هم‌دلي است. وقتي بيش از حد آن‌ها را به کار بگيرم، به زورگويي تبديل مي‌شوند. چند ماه پيش من با مشتري درگير شده بودم که فکر مي‌کردم غيرمنصفانه و با دورويي با من رفتار کرده است. من با او منصفانه رفتار کردم و اين منجر به از دست رفتن آن مشتري براي ما شد.

ارزش چنداني در شکستن خودم درباره‌ي آن‌چه رخ داد يا مقابله با عصبانيت‌ام وجود نداشت. مشتري بدرفتاري کرده بود؛ اما مهم‌تر، کاري بود که من انجام دادم: با پذيرفتن مسئولانه‌ و بخشيدن خودم درباره‌ي اين حقيقت که هر چند زيادي نزديک شدن به افراد بخش غيرقابل انکاري از من است؛ اما من هنوز مي‌توانم خودم را رشد دهم و چيزهاي جديدي ياد بگيرم.

همين هفته‌ي پيش که من ملاقاتي با مشتري ديگري داشتم؛ احساس کردم ضروري است کمي واکنش جدي‌تر نشان بدهم. به جاي اين کار، من آگاهانه عقب‌نشيني را انتخاب کردم و اجازه دادم نتيجه‌ي کار، مواظب خودش باشد. و همين طور هم شد. با آگاه بودن از عادت خودم در مورد استفاده‌ي بيش از اندازه از يک نقطه‌ي قوت ـ يعني با تشخيص نقطه‌ي آسيب‌پذيري خودم ـ توانستم انتخاب ديگري داشته باشم.

ارزش‌آفريني براي ديگران و مراقبت از خودمان

تأمين ضروري‌ترين نيازهاي‌ و آرزوهاي‌مان موجب دل‌خوشي‌هاي پياپي مي‌شوند؛ اما اين شادي‌ها کوتاه مدت هستند. وقتي ما به چيزي يا کسي فراتر از خودمان خدمت کنيم، ديرپاترين احساس بامعنا بودن زندگي و رضايت از آن را کسب مي‌کنيم. بخشيدن به ديگران منبعي بي‌پايان از انرژي است.

به‌عنوان مثال وقتي با پرستاران بخش مراقبت‌هاي قلبي در بيمارستان کليولند کلينيک کار مي‌کرديم، به شکل سازگاري تعهد آن‌ها ما را شگفت‌زده مي‌کرد. اين پرستاران اغلب بدون اين‌که چيزي بخورند، دمي بنشينند يا حتي دوشي بگيرند، 12 تا 14 ساعت به صورت مداوم براي بيماران‌شان کار مي‌کردند.

با اين حال تقريبا همه‌ي آن‌ها کارشان در خدمات‌رساني به بيماران واقعا بدحال را رضايت‌بخش توصي مي‌کردند. مشکل اين بود که در طول زمان شغل آن‌ها طاقت‌فرسا مي‌شد.

به تشويق بيمارستان پرستاران نيازهاي بيماران را بر نيازهاي خودشان مقدم مي‌دانستند و معتقد بودند که هر کار ديگري، خودخواهي است. بسياري از پرستاران از پديده‌اي به نام خستگي از غم‌خواري (Compassion Fatigue) رنج مي‌بردند. نرخ خروج از شغل، بالا بود.

بنابراين قرباني کردن خودتان براي کمک به ديگران هيچ فرقي با تمرکز کامل بر روي خودتان به هزينه‌ي ديگران ندارد. خودخواهي يعني لذت‌بخش ساختن زندگي خودتان؛ اما مراقبت زا خود درباره‌ي اطمينان حاصل کردن از تأمين نيازهاي اساسي شما است؛ بنابراين شما از خودتان رها مي‌شويد و براي ارزش‌آفريني براي ديگران انرژي به دست مي‌آوريد.

تمرکز زياد و بازسازي منظم

ما در دنيايي زندگي مي‌کنيم که در آن هم‌واره با تقاضاهايي عجيب دست و پنجه نرم مي‌کنيم؛ اما به ندرت روي چيزي براي زماني طولاني تمرکز مي‌کنيم. توجه مجذوبانه ـ توانايي به تأخير انداختن ديگر چيزهاي لذت‌بخش براي تمرکز بر يک موضوع در يک زمان خاص ـ شرط لازم رسيدن و حفظ تعالي در هر چيزي است.

اگر چه برخالف ماشين‌ها، از انسان‌ها انتظار نمي‌رود در بالاترين ظرفيت براي مدت طولاني کار کنند. به جاي آن ما انسان‌ها طوري ساخته شده‌ايم تا تقريبا در هر 90 دقيقه، بين مصرف کردن انرژي قبلي، براي کسب انرژي جديد وقفه‌اي ايجاد کنيم.

ساعاتي که کار مي‌کنيد ارزش ايجاد شده توسط شما را تعيين نمي‌کند؛ بلکه انرژي که به ساعات کاري‌تان مي‌آوريد است که مهم است. هر چقدر با مهارت بيش‌تري خود را بازسازي کنيد، انرژي بيش‌تري هم خواهيد داشت.

انسان‌هاي داراي به‌ترين عملکرد ـ موسيقي‌دان‌ها، شطرنج‌بازان و قهرمانان ورزشي ـ معمولا به همين شکل تمرين مي‌کنند: بيش‌تر از 4 و نيم ساعت در روز تمرين نمي‌کنند. آن‌ها از بيش‌تر نصف ما هم بيش‌تر مي‌خوابند و چرت‌هاي بيش‌تري هم مي‌زنند.

اين افراد کشف کرده‌اند که وقتي براي مدت زيادي تمرين مي‌کنند؛ حواس‌شان پرت مي‌شود، انرژي‌شان کاهش مي‌يابد و کارشان خسته‌کننده مي‌شود. اما به اين دليل که آن‌ها در زمان کار کردن‌شان کاملا روي کار تمرکز دارند؛ در زمان کوتاه‌تري کار بيش‌تري انجام مي‌دهند.

اگر دوست داشتيد در مورد اين‌که چطور انرژي‌تان را مديريت مي‌کنيد بيش‌تر بدانيد، آزمون انرژي ما را امتحان کنيد.

منبع

لینک‌های هفته (۳2)

هفته‌اي بسيار پرلينک در پايان هشتمين ماه! شخصا پيشنهاد مي‌کنم لينک‌هاي قرمز شده‌ي قسمت اقتصاد را حتما بخوانيد.

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم.
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. اگر لینک اخبار را هم می‌گذارم، برای این است که به نظرم برخی اخبار حداقل تیترشان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر تعداد لینک‌ها زیاد هستند، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ ضرر نمی‌کنید!

با این توضیحات لینک‌های هفته را مرور می‌کنیم:

مديريت:

مديريت در شرايط بحران و ركود (احسان اردستاني)

۵ نکته کاری که می‌توان از “کلاه‌قرمزی” آموخت و زمان‌هایی برای رویاپردازی و گذشته و آینده (امير مهراني)

هنر علافی (اين مطلب قديمي رضا بهرامي در راستاي لينک دوم امير مهراني خواندني است!)

اولین الگو و نمونه مستند مدیریت پروژه (کار خوبي که مهدي عرب عامري آغاز کرده و ضمن تشکر از ايشان، اميدوارم ادامه‌دار باشد!)

تنبلیم و باید این تنبلی را زدود و این افراد ظالم! (مدير نبايد احساسات را در تصميم‌گيري دخالت دهد! موافقم کامل!) (مجيد آواژ)

چگونه رزومه بنویسیم؟ (مايا؛ کسب و کار اينترنتي)

گفتگوی دنیای اقتصاد درباره کسب و کار در صنایع کوچک (با استاد پرويز درگي)

سه روش برای شناخت تناسب فرهنگی کاندیدای شغل با شرکت (محمد سالاري)

کاغذ وخودکار ابزاری که مدیران فراموش کرده‌اند

ده نکته یادگرفتنی از ژاپن

افزایش بهره‌وری با جست‌وجوی تفریحی در اینترنت در ساعات کار (البته به اين شرط که از 20 درصد زمان کاري کم‌تر باشد!)

خلاقیت و نوآوری در سازمان‌ها

سه روش برای شروع صحبت در یک جلسه

رهبري سازماني

قدرت برند

10شغل برتر (در آمريکا)

فناوري اطلاعات:

با اپلیکیشن TravAlert در سفرها آسوده بخوابید! (فقط و فقط به دليل پي‌نوشت بسيار مهم و خواندني دکتر اين‌جا قرار گرفت!) و پیرزنی که اینترنت یک کشور را قطع کرد! (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

Share and Share Alike (“خانم گانسکي مي‌گويد که به‌اشتراک‌گذاري اطلاعات، آينده‌ي بيزينس است. اما يکي از مهم‌ترين جلوه‌هاي آن، توانايي به‌اشتراک‌گذاري اشتباهات و شکست‌ها است تا ديگران آن‌ها را مرتکب نشوند!”)

افزايش هشت درصدي سرمايه‌گذاري در IT آمريكا

گوگل واقعا چقدر بزرگ است (اين وبلاگ را اين هفته کشف کردم؛ بهترين ارتباط: نوشته‌هاي آقاي علي اسماعيل‌زاده)

مدیریت گوگل تغییر کرد و مهم‌ترین دستاوردهای گوگل در زمان مدیریت اریک اشمیت

تعدادکاربران اینترنت و وایمکس کشور/ رتبه ایران دراتحادیه جهانی مخابرات

امین ذوفنون، مدیر توسعه فیسبوک: نوازنده کمانچه، عاشق فرهنگ ایران و موسیقی بنان

تحلیل سیستم های رایانه ای یکی از بهترین مشاغل سال 2011

رهبری آندروید در بازار موبایل‌های هوشمند تا سال 2016

سرمايه‌گذاري 5 ميلياردي شرکت‌ها براي کنفرانس‌هاي ويدئويي تا سال 2015

سریع‌ترین اینترنت دنیا ایجاد شد (448 گيگابيت در ثانيه!!!)

سرقت‌هاي اينترنتي ۲۵ درصد كاهش يافت

آمار پسوندهای اینترنتی در ايران

برترین برندها و سیستم‌عامل‌های موبایل: آندروید پیش می‌آید

حجم اطلاعات تا سال 2015 به 15 زتابايت مي‌رسد

فروش 22 ميليون دستگاه تبلت در سال 2011 در اروپا

بیش از نیمی از بزرگسالان آمریکایی از فیس‌بوک استفاده می‌کنند

“آی- فن 5” دوربین 8 مگاپیکسلی دارد (سوتي مديرعامل سوني!)

تغییر سیاست‌های سازمان‌ها در استفاده از نسل جدید سخت‌افزارها و نرم‌افزارها

سیستم‌عامل گوگل در آستانه شکست اپل

سازمان‌ها نگران مدیریت خدمات پردازش ابری

حل دائمی مشکل استفاده از «اندروید مارکت» برای کاربران ایرانی!

گوگل دروغ می‌گوید (دروغ 13 گوگل!)

اپل، تولد ۳۵ سالگی‌ات مبارک!

مايكروسافت 36 ساله شد

ديتاسنتر ملي در سال 90 افتتاح می‌شود

داستان اولین تماس با تلفن همراه در 38 سال پیش/ تصاویر موبایل در گذر زمان

اقتصاد:

معیار خوشبختی (علي سرزعيم)

قیمت نفت (حجت قندي)

نظریه بازی برای انقلابی‌ها (“اگر تغییرات نهادی واقعی به وجود نیاید، پادشاه‌ها و دیکتاتوران همیشه امکان دارد که نظرشان را عوض کنند. این در 1381 به همان اندازه درست است که در 2011.”)

آنچه نمی‌دانید عصبی‌تان می‌کند (“ما ترجیح می‌دهیم بدترین‌ها را بدانیم به جای اینکه در شک و تردید به سر ببریم؟ چون وقتی که ما خبر بد را دریافت می‌کنیم برای لحظه‌ای گریه و مویه کرده و سپس سرگرم بهترین کاری که می‌توانیم برای زندگی‌مان در شرایط جدید بکنیم می‌شویم. رفتار و تلقی‌مان را تغییر می‌دهیم. ما شناختمان را بالا می‌بریم و معیارهایمان را پایین می‌آوریم. ما یدک‌ها و کمک‌های خودمان را پیدا می‌کنیم، اما نمی‌توانیم با شرایطی کنار بیاییم که هنوز نمی‌دانیم آن شرایط چیست. آینده نامطمئن ما را در حالت ناراحت‌کننده‌ای معطل و درمانده نگه می‌دارد که هیچ کاری بدون انتظار کشیدن نمی‌توانیم انجام دهیم.”)

باورهای نادرست اقتصادی: کنترل قيمت‌ها، تورم را کنترل مي‌کند (” اگر تعریف قدیمی تورم (در ابتدای قرن بیستم و قبل‌تر) را به یاد آوریم به راحتی قابل‌فهمیدن است. تورم را در آن زمان، کاهش قدرت خرید پول تعریف می‌کردند. چنین کاهش مداوم فقط با رشد سریعتر هر ساله عرضه پول از رشد تقاضای پول اتفاق می‌افتد. چنین شرایطی منجر به تلاش مردم برای خرج کردن پول می‌شد- با خرید کالاها، خدمات و دارایی‌های واقعی و مالی. این تلاش‌ها قیمت‌ها را به سمت بالا فشار داده و قدرت خرید پول را کاهش می‌داد. مادامی که عرضه پول به رشد سریع خود ادامه دهد، پس قیمت‌ها به طور کلی افزایش و قدرت خرید پول کاهش می‌یابد.”)

کروزوئه کالاها را با قدرت ذهنش ساخت: اقتصاد رابینسون کروزوئه (“بسیار مهم است که درک کنیم یک شئ وقتی کالا می‌شود که شخصی آن را وارد برنامه‌هایش کند.”)

ماليات بر ارزش افزوده در سال 90: چهار درصد

جزئيات سياست‌هاي پولي براي سال جديد مشخص شد: رونمايي كامل از بسته پولي

يك پنجم سال 90 رسما تعطيل است

براي سال جديد تصويب شد: وام خريد مسكن؛ 20 ميليون تومان

بانك مركزي اعلام كرد: نرخ رسمي تورم در سال 89

فرزین خبر داد: طرح اصلاح نظام خزانه‌داري و بودجه كشور

8 سرفصل طرح تحول بانكي منتشر شد

باید‌ها و نبایدهای حذف «چند» صفر از پول ملی!

بیزینس مانیتور پيش‌بيني كرد: افزايش سهم حق بيمه از توليد ناخالص داخلي ايران

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

منسوخ شدن استخدام نوجوانان: کار به چه درد می‌خورد؟ (“شما در هر کاری ـ و خصوصا کارهایی که دستمزد پایینی دارد ـ سریعا می‌آموزید که کار کردن هم به جهت فیزیکی و هم به جهت ذهنی دشوار است. شما باید بیش از آن چیزی که علاقه دارید، علاقه نشان دهید. باید کارهایی انجام دهید که دوست ندارید. شما می‌توانید بهانه‌هایی جور کنید تا از زیر کار در روید، اما نمی‌توانید، چون همیشه وظایفی هست که باید انجام شود. و اگر این کار به دیگران مربوط باشد، در صورت انجام نشدن از سوی شما، دیگرانی که پیش و پس از شما در مسیر آن کار هستند، وظایفشان بیشتر و سخت‌تر می‌شود و این موجب تنفر همه از شما می‌شود.”)

روانشناسی خودنمایی: ثروت بی‌هدف، ماشین بی‌سوخت است

Getting a New Job? It Pays to Speak Up about Salary (در زمان مذاکره براي گرفتن يک شغل جديد، مذاکره در مورد حقوق را فراموش نکنيد. رودربايستي هم نداشته باشيد؛ اين حق شماست. تحقيقي که نتيجه‌اش در اين مطلب منتشر شده نشان داده کساني که در مورد حقوق‌شان مذاکره کردند ـ حتا در ميان تازه‌کارها ـ به صورت متوسط 5 هزار دلار بيش‌تر از کساني که اين کار را نکرده بودند، حقوق مي‌گيرند. اين تفاوت، براي افراد تازه‌کار که افزايش حقوق سال‌هاي بعدشان مبتني بر حقوق سال‌هاي اول کارشان است، بسيار چشم‌گيرتر مي شود.)

رنج کشیدن مغز از بی‌عدالتی

پ.ن. ۱. لطفا اگر وبلاگی، پستی یا مطلبی را من ندیده بودم یا نمی‌شناسم، کامنت بگذارید و معرفی بفرمایید برای یادگیری بیش‌تر.

پ.ن.۲. اگر دوست داشتید توئیتر گزاره‌ها را برای دیدن ایده‌ها و حال و احوال روزانه‌ی من و گودر گزاره‌ها را برای دیدن متن کامل این مطالب و سایر مقالات و اخبار مربوط به مدیریت، مشاوره، فناوری اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی (و گاهی هم که خیلی هیجان‌زده می‌شوم، علم و طنز و چیزهای دیگر!) دنبال کنید.

اهداف‌تان را به مسير خودشان بازگردانيد

نويسنده: هايدي گرانت هالوورسون/ مترجم: علي نعمتي شهاب

يک ماه از سال جديد هم به سرعت در حال گذشتن و تمام شدن است. اهداف سال جديدتان در چه حال‌اند؟ احتمالا آن طوري که دوست داشتيد پيش نرفته‌اند. اگر اين‌گونه است، شما تنها نيستيد. در واقع مطالعات بسياري نشان داده‌اند که بيش از نيمي از افرادي که تصميماتي براي سال جديد گرفته‌اند، آن‌ها را در ميانه‌ي راه شکسته‌اند.

ايجاد تغييرات واقعي مي‌تواند مشکل باشد و همين موضوع، انگيزه‌اي است براي آغاز کاهش دادن انتظارات يا کنار گذاشتن کامل اهداف. اما ناراحت نباشيد،‌ هنوز براي فشردن کليد ريست و دوباره حمله‌ کردن به اهداف دير نشده است؛ اما اين بار بايد مجهزتر باشيد.

اغلب ما سرزنش‌هاي‌مان را براي شکست بر نقاط اشتباهي متمرکز مي‌کنيم. معتقديم که استعداد يا عزم راسخي نداشتيم يا از يک توانايي ذاتي لازم براي دستيابي به هدف‌مان بهره‌مند نبوديم. اما اولين چيزي که با مطالعه‌ي عوامل موفقيت در زندگي ياد مي‌گيريد اين است که توانايي‌هاي ذاتي (البته اگر اصلا چنين چيزي وجود داشته باشد!) در مورد شانس شما براي موفقيت در دستيابي به هدف‌تان هيچ نمي‌گويند. تحقيق من در کنار نتايج چند دهه تحقيق در مورد انگيزش تصوير متفاوتي را ترسيم مي‌کند: در حقيقت مثل بسياري ديگر از جنبه‌هاي زندگي همه چيز به استراتژي برمي‌گردد.

در اين‌‌جا دو استراتژي که به صورت عملي مورد آزمون قرار گرفته‌اند و مي‌توانند باعث شوند يک سال نااميدکننده‌ي ديگر با عملي شدن همان تغييرات اساسي که به دنبال‌شان مي‌گرديد به سالي پربار تبديل شود، بررسي مي‌شوند:

1- تعيين اهداف خاص نه؛ ‌اهداف کاملا خاص تعريف کنيد: وقتي آدم‌ها اهداف‌شان را براي من تعريف مي‌کنند من چيزهايي مثل اين‌که “مي‌خوام بيش‌تر کار کنم”، “غذاي سالم‌تري بخورم”، “کم‌تر خرج کنم و بيش‌تر پس‌انداز” و مانند اين‌‌ها را مي‌شنوم. در جواب اين حرف‌ها من مي‌گويم: “اوکي، خوب موفقيت برات چطوري تعريف مي‌شه؟ از کجا مي‌فهمي به هدف‌ات رسيدي؟” اغلب اين سؤال با سکوتي طولاني، سردرگمي و پاسخي مثل “راست‌اش واقعا در اين مورد فکر نکردم” همراه مي‌شود.

زمان گذاشتن براي تعريف و نوشتن دقيق آن‌‌چه مي‌‌خواهيد به آن برسيد احتمال راضي شدن به کم‌تر و توجيه خودتان با گفتن اين‌که “همين هم خوبه” را کاهش مي‌دهد. “هزاران مطالعه نشان داده‌اند که خاص کردن هر چه بيش‌تر اهداف، يکي از اثربخش‌ترين گام‌ها براي دستيابي به هر هدفي است.”

به جاي “سخت کار کردن”، يک هدف بلند مدت را در نظر بگيريد ـ مثل “افزايش حقوق به‌اندازه‌ي حداقل … دلار” يا “رسيدن به رده‌ي … سازماني در ارتقاي شغلي.” هم‌چنين جزييات گام‌هاي ويژه‌ي ميان مدتي که براي رسيدن به آن نقطه لازم است را تعيين کنيد. آيا مديرتان از شما خواسته در حوزه‌‌هاي فني خاصي خودتان را بهبود بدهيد؟ آيا خبر داريد که برخي مسائل در روابط بين انساني شما را از پيش‌رفت بازداشته است؟ اگر مي‌دانيد بايد به‌تر ارتباط برقرار کنيد، هدف خاص خودتان را چيزي مثل “با دقت گوش کردن بدون قطع کردن صحبت طرف مقابل” تعيين کنيد.

وقتي چيزي را که براي‌اش تلاش مي‌کنيد مبهم باشد، استفاده از اين روش آسان وقتي خسته‌ و دل‌سرد و افسرده شده‌ايد، بسيار انگيزش‌بخش است. اما خودتان را با اين افسانه نفريبيد که اگر هدف مشخصي را تعيين کرديد، يا به آن مي‌رسيد و يا نه. اگر نرسيديد، چاره‌اي نداريد جز اين‌که آن‌قدر روي آن موضوع کار کنيد تا موفق شويد.

2- درباره‌ي آن‌چه که مي‌خواهيد و چيزهايي که بين شما و آن فاصله مي‌اندازند بيانديشيد: در ذهن‌تان تا نقطه‌ي مطلوب برويد و برگرديد! اين استراتژي مقايسه‌ي ذهني ناميده مي‌شود و به صورت خلاصه شامل خوش‌بينانه فکر کردن درباره‌ي جنبه‌هاي شگفت‌انگيز دست‌يابي به هدف‌تان در عين واقعي فکر کردن درباره‌ي اين‌که چگونه مي‌خواهيد به آن نقطه برسيد، است.

اول تصور کنيد در زمان دست‌يابي به هدف‌تان چه احساسي خواهيد داشت. تا جايي که مي‌شود آن را در ذهن‌تان روشن و روشن‌تر تصوير کنيد. سپس متوجه موانعي شويد که در بين راه‌ به آن‌ها برخواهيد خورد. مثلا اگر دوست داريد شغلي به‌تر و با درآمد بالاتر به دست آوريد، بايد با تخيل درباره‌ي احساس غرور و لذتي که از پذيرفتن يک پيشنهاد شغلي فوق‌العاده از سازماني برجسته به شما دست مي‌دهد شروع کنيد. سپس مي‌توانيد درباره‌ي چيزهايي که بين شما و آن پيشنهاد مطبوع فاصله انداخته‌اند فکر کنيد؛‌ مثلا: کانديداهاي برجسته‌ي ديگري که براي آن شغل درخواست مي‌دهند. آيا توجه به اين موضوع باعث نمي‌شود که شما روزمه‌تان را کمي به‌بود بدهيد؟

اين کار تجربه‌ي لزوم اقدام ناميده مي‌شود ـ حالتي روان‌شناختي که براي دست‌يابي به هدف مورد نياز است. خيال‌پردازي در مورد اين‌که گرفتن آن شغل چقدر خوب خواهد بود مي‌تواند خيلي لذت‌بخش باشد؛ اما شما را به سر منزل مقصود نمي‌رساند. تکنيک مقايسه‌ي ذهني آرزوها و خيالات شما را با متمرکز کردن‌تان بر آن‌چه براي رسيدن به آن‌ها مورد نياز است، به واقعيت تبديل مي‌کند.

در تحقيقاتي که توسط من و همکاران‌ام انجام شده ـ از بررسي نوجوانان 15 ساله‌اي که در طول تابستان خودشان را براي امتحان PSAT آماده مي‌کنند تا کارکنان واحد منابع انساني که براي مديريت به‌تر زمان‌شان تلاش مي‌کنند و از افراد مجردي که براي يافتن همسر تلاش مي‌کنند تا پرستاران کودکان که مي‌کوشند با والدين بچه‌ها ارتباط به‌تري برقرار کنند ـ نتايج هميشه مشابه بوده‌اند. استفاده‌ از تکنيک مقايسه‌ي ذهني به شکل قابل اطميناني به تلاش‌ها، انرژي و برنامه‌ريزي بيش‌تر و دست‌يابي به‌تر به اهداف مي‌انجامد. صرف چند دقيقه براي رفت و برگشت ذهني بين آينده‌ي مورد نظرتان و وضعيت امروزتان و موانعي که بايد براي رسيدن به نقطه‌ي مطلوب پشت سر بگذاريد، به شما کمک مي‌کند تا به شفافيت و انگيزه‌ي لازم براي موفقيت دست يابيد.

منبع

پ.ن. امسال پست‌هاي ثابت هفتگي گزاره‌ها اين طوري خواهد بود: شنبه‌ها يک مطلب ترجمه، يک‌شنبه‌ها مقاله‌ي هفته، سه‌شنبه‌ها مشاوره‌ي مديريت و جمعه‌ها لينک‌هاي هفته.

لینک‌های هفته (31)

لينک‌هاي تعطيلات! 🙂 گزاره‌ها از امشب به روال سابق‌اش برمي‌گردد.

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم.
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. اگر لینک اخبار را هم می‌گذارم، برای این است که به نظرم برخی اخبار حداقل تیترشان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر تعداد لینک‌ها زیاد هستند، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ ضرر نمی‌کنید!

با این توضیحات لینک‌های هفته را مرور می‌کنیم:

مديريت:

جشن گرفتن به افتخار شکست‌ها (احمد شريفي)

تا حالا کوه رفتی؟ (همينا)

بعضی از مهم‌ترین رویداد های بازاریابی ایران در سالی که گذشت (استاد پرويز درگي)

اخلاق حرفه‌ای مدیریت پروژه (وبلاگ درس‌هاي آموخته؛ صادق روزبهي)

کاری کنید که افراد خوب تیم نزدتان بمانند (نکته‌های رهبری از هاروارد بیزنس ری ویو) (محمد سالاري)

انرژي، راز موفقيت برندها (“اعتبار و آبروي برند، برندهاي با انرژي بالا در مصرف‌كنندگان احساس تمايل و هيجان ايجاد مي‌كنند. مصرف‌كنندگان احساس مي‌كنند اين برندها با سرعت بيشتري حركت مي‌كنند، به دوردست‌ها خواهند رفت، كاربردي‌ترند و مناسب نياز آنها هستند. در اين تحقيق الگوي مشخصي بين برندهاي با انرژي به دست آمد. برندهايي كه انرژي بيشتري دارند متقابلا مصرف‌كنندگان نسبت به آنها، توجه، وفاداري، كشش قيمتي پايين دارند و ارزش بيشتري از آنها درك مي‌كنند.” عالي!!! انرژي گرفتم با خوندن اين مقاله!)

چگونه حجم کاری را سازماندهی کرده و زمان بیشتری در روز داشته باشیم (” یک کلید اساسی در مدیریت زمان آن است که امور مهم‌، همیشه فوری نیستند و امر فوری همیشه مهم نیستند. توانایی در تشخیص‌اين دو مساله از یکدیگر، موضوع مهمي ‌در مدیریت زمان است.”)

آنچه که از رهبران تجاری چین می‌توان آموخت (“چینی‌ها از واژه‌ای برای تجارت استفاده مي‌کنند که شامل دو کلمه می‌باشد و به معنی «ایجاد معنای جدید» است. طبق نظر مدیرانی که با آنها مصاحبه شد‌، تجارت با دیدن آنچه که هست و مي‌تواند باشد آغاز می‌شود. در آيینه‌، چه تصویری از خودم می‌بینم و چطور ممکن است ‌اين تصویر را به طور متفاوتی ببینم و در مورد چه مسائلی اطلاع ندارم؟” عاليييي!)

تقسيم شرکت‌های بزرگ؛ چرا؟ (چرا شرکت‌هاي بزرگ به شرکت‌هاي کوچک‌تر تقسيم مي‌شوند!؟ جالب!)

مديريت منابع انساني ایجاد انگیزه در کارمندان

چگونه می‌توان کارمندان را خوشحال کرد؟

راهکارهای عملی برای ارتباط با تیم‌های کاری

منابعی برای آَشنایی با روش مرور و ارزیابی مقالات حوزه مدیریت و منابعی برای نوشتن صحیح مقاله (وبلاگ دانشجویان و دانش آموختگان رشته های مدیریت و اقتصاد در دانشگاه های اروپایی)

At home or office, Accenture employees embrace the “workplace of the future” (دورکاري در اکسنچر!!!)

Salaries for EMBAs Up (خوب به‌سلامتي MBA هم که داريم مي‌شيم!)

فناوري اطلاعات:

سرویس Google Music به مرحله تست رسید (مهرداد نايب عزيز که خوش‌حال‌ام در تعطيلات آن‌لاين بود و ويزويز را هم به‌روز کرد)

«پلاس وان» کن مرا! (سرويس جديد گوگل)، مشهور شدن از فرط بد بودن، یوتیوب باز هم ستاره ساخت! و Color، اپلیکیشنی که اشتراک عکس را متحول می‌کند! (دکتر علي‌رضا مجيدي؛ يک پزشک)

از چارلی شین تا کیهان کلهر (تأثير شبکه‌هاي اجتماعي بر زندگي سلبريتي‌ها و ارتباطات اجتماعي!) (علي دادپي)

15 نفر از مهم‌ترین زنان تاریخ تکنولوژی

تست سرعت مرورگرها و نتایج آن‌ها روی نمودار (کروم 11 اول و اوپرا دوم! باز بگيد فايرفاکس) و در روز جهانی بک‌آپ چگونه از اطلاعات خود پشتیبان بگیریم؟ (وبلاگينا)

افزایش سرمایه‌گذاری در حوزه‌ی IT در جهان

داشتن فضای بیشتر در ابرها با آمازون (ورود آمازون به ارايه‌ي سرويس فضاي ذخيره‌سازي مجاني!) (وبلاگ ماني)

تغییر کاربرد ابزارهای CRM توسط شبکه‌های اجتماعی

جایگاه واقعی ویکی‌پدیا در بین دانشگاهیان چیست؟ (جالب!)

فوربس معرفی کرد: ثروتمندترین مردان تکنولوژی دنیا

گوگل و فصلنامه آنلاین فکر

پرداخت از طریق تلفن همراه يك، دو، سه…پرداخت (گزارشي جالب درباره‌ي مفاهيم، کاربردها و روش‌هاي موبايل بانکينگ)

رشد 54 درصدی استفاده از خدمات بانکداری موبایلی در فصل پایانی 2010

پیامک و عکاسی محبوب‌ترین امکانات موبایل هستند

در سال 2015:آندروید اول ،ویندوز فون دوم و آیفون سوم

مرور اینترنت در اندروید 52درصد سریعتر از آیفون!

گوگل به عنوان ارزشمندترین نشان تجاری جهان در سال ۲۰۱۱ شناخته شد

اپل از HP و IBM هم بزرگتر مي‌شود

موتورولا سیستم‌عامل موبایلی مبتنی بر اینترنت تولید می‌کند

مدرسه کالو کوچک نبود اما رسانه‌ای‌ترین هست

موبایل ایرانی 41 درصد مشترکان کمتر از نیم ساعت از تلفن همراه استفاده می‌کنند

تعداد کاربران شبکه متخصصین linked.in از یکصد میلیون گذشت

پروژه‌ی جدید Mashable، به دیوار ملحق شو

30 میلیارد هرزنامه در جهان، هر روز فقط توسط 2 نفر ارسال می‌شد!

اقتصاد:

مکانیسم‌های غارت منابع نفتی و تک‌فرزندی، پس‌انداز و رشد (درباره‌ي تأثير سياست تک‌فرزندي در توسعه‌ي بازار مالي چين) (حامد قدوسي)

آمار یا آرزو و مردی که سنگاپور را ساخت (اين مطلب را خوانديد؛ حتما جمله‌ي آخرش را هزار بار بخوانيد …) (حجت قندي)

این شیخ قطری به چه می اندیشد؟، دعوت به رشته اقتصاد؟ (علي سرزعيم مي‌گويد که کسي بايد اقتصاد بخواند که واقعا به تئوري و علوم انساني علاقه داشته باشد؛ والا برويد فاينانس و امثال‌هم را بخوانيد.) و توطئه و زیرآب‌زنی در سیاست: یک تحلیل اقتصادی (عالي!!!) (علي سرزعيم)

نرخ سود بانكي 11 درصد شد (فقط تأسف. همين.)

جزئیات بخشنامه دستمزد سال 90 کارگران (فرمول افزايش حقوق امسال. بسيار مهم!)

نگاهی به جهت‌گيري بودجه ۹۰: شوک هزینه‌ای برای خروج از رکود

هزار میلیارد دلار سود ناآرامی‌ها برای اوپک

نیاز به مطالعه بیشتر درباره اقتصاد مدیریت (“متوسط کیفیت مدیریت فعالیت‌های تولیدی یک کشور رابطه نزدیک با بهره‌وری نیروی کار دارد – منظور از بهره‌وری نیروی کار تولید سرانه هر کارگر به ازای هر ساعت است. بهره‌وری نیروی کار خود به تنهایی خیلی از شکاف‌ها میان کشورهای فقیر و غنی را توضیح می‌دهد. آنطور که فن رینن می‌گوید تولید ماهانه یک کارگر تانزانیایی معمولی به اندازه تولید روزانه یک کارگر معمولی آمریکا است، حتی وقتی که هر دو تجهیزات یکسانی هم در اختیار دارند.” معلوم شد چرا مديريت در ايران اين‌قدر ضعيفه …)

مشكل رفتار متقلبانه از اطلاعات نامتقارن تا عقب‌ماندگی اقتصادی (بلايي که تقلب بر سر اقتصاد مي‌آورد)

چطور نظام آموزشی فقرا را ناامید می‌کند (“باهوش‌ترین کودکان 22 ماهه که والدین‌شان کارگر بوده‌اند، قبل از رسیدن به سن هفت یا ده سالگی از کندذهن‌ترین بچه‌های 22 ماهه که والدین‌شان مشاغل حرفه‌ای و مدیریتی داشته‌اند با اختلاف زیادی عقب می‌مانند.” :()

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

نفوذ در دیگران(5) (احسان نصيري)

جوان نگهداشتن مغز

۱۰ نکته برای پیشرفت شغلی

تاثیر گفتگوی دوستانه در سلامت مغز

پ.ن. ۱. لطفا اگر وبلاگی، پستی یا مطلبی را من ندیده بودم یا نمی‌شناسم، کامنت بگذارید و معرفی بفرمایید برای یادگیری بیش‌تر.

پ.ن.۲. اگر دوست داشتید توئیتر گزاره‌ها را برای دیدن ایده‌ها و حال و احوال روزانه‌ی من و گودر گزاره‌ها را برای دیدن متن کامل این مطالب و سایر مقالات و اخبار مربوط به مدیریت، مشاوره، فناوری اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی (و گاهی هم که خیلی هیجان‌زده می‌شوم، علم و طنز و چیزهای دیگر!) دنبال کنید.

لینک‌های هفته (30)

اين هم آخرين پست لينک‌هاي هفته‌ي سال 1389. تشکرهاي‌ام را از همه مي‌گذارم براي پست خداحافظي سال که فردا منتشر خواهد شد! فقط يک نکته اين‌که گزاره‌ها به دليل اين‌که من طبق معمول چند سال اخير همين جا تهران و در منزل مثلا (!) استراحت خواهم کرد، در تعطيلات عيد هم فعال خواهد بود؛ هر چند کم‌تر! بنابراين پست لينک‌هاي هفته در طول تعطيلات عيد منتشر مي‌شود.

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم.
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. اگر لینک اخبار را هم می‌گذارم، برای این است که به نظرم برخی اخبار حداقل تیترشان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر تعداد لینک‌ها زیاد هستند، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ ضرر نمی‌کنید!

با این توضیحات لینک‌های هفته را مرور می‌کنیم:

مديريت:

کارهای مدیران پروژه پیش از تعطیلات عید و جلسه امتحان پربارتر از جلسات آموزش (مهدي عرب عامري)

درس گرفتن از فاجعه ژاپن؛ ما چگونه گوش به زنگ باشيم؟ (آيدين کسايي)

چطور شرکت مورد نظر ما در مناقصه انتخاب شود؟! (آقاي مجيد آواژ: همين هفته همين بلا در يک پروژه‌ي چند ميلياردي سر شرکت ما اومد … :()

انسان‌های موفق چگونه می‌اندیشند؟ و جستارهایی در رهبری (استاد پرويز درگي)

Agile دارویی برای تمام امراض

درس هایی که از رنج مردم ژاپن نمی گیریم!

فناوري اطلاعات:

این دراپ‌باکس دوست داشتنی (امير مهراني)

اینترنت وای فای رایگان به یاری ژاپنی‌های زلزله‌زده آمد و پنج سال از آغاز توییتر گذشت – چه زمانی دوستانم توییتری شدند؟ و هزینه تمام‌شده آی‌پد ۲ برای اپل: ۳۲۰ دلار و ساخت فیلم سینمایی با استفاده از گیم (يک پزشک؛ دکتر علي رضا مجيدي)

«حق فراموش‌شدگی»، چالشی جدید بر سر راه گوگل

وزیر ارتباطات: بیش از 95 درصد میزبانی سایت های دولتی درداخل كشور است

آغاز به کار آزمایشی شبکه اجتماعی کسب و کار ایران

مروری بر اخبار سایبر‌:از سگ مارک زاکربرگ تا سونامی فن‌آوری در ژاپن

سهم گوگل در بازار جست‌وجوگرهاي اينترنتي کاهش يافت

میزان دانلود برنامه‌های کاربردی موبایل در سال ۲۰۱۰ به ۸ میلیارد رسید

افزایش استفاده از خدمات موبایلی در شرکت‌ها و سازمان‌ها

500 هزاردستگاه آي‌پد 2 در بازار آمريكا فروخته شد (در فقط 4 روز!!!)

26 درصد کاربران به ابزارهای موبایلی خود وفادار هستند

استفاده نیمی از آمریکایی‌ها از تلفن همراه برای آگاهی از اخبار جدید

پيش‌بيني فروش 52 ميليون تبلت در سال 2011

ارسال بيش از يك ميليارد توييت در هفته

اگر شبکه‌های وای فای قابل رویت بودند

شایعه/Google Me طی دوماه آینده افتتاح می‌شود!

یوتیوب کارکنانش را ۳۰ درصد افزایش می‌دهد

مشکل انتخاب فونت دلخواه را فراموش کنید!

اقتصاد:

وکیل مدافعان بازار انرژی و کندلوس: موردکاوی کسب و کار به نفع فقرا و سونامی ژاپن و چالش جدید برای آینده تغییرات آب و هوا (حامد قدوسي)

چیزهایی که با زلزله نمی لرزند

بزرگترین درس زلزله ژاپن: فرهنگ ژاپنی ها و دلیل تقویت ین ژاپن بعد از زلزله (حجت قندي)

حداقل دستمزد كارگران 330 هزار و 300 تومان تعيين شد

رشد ۱۳۹ درصدی اجاره‌بهای مسکن در دوره‌ی احمدی‌نژاد

بودجه ۹۰ رکورددار وابستگی به نفت

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

مشاهده‌ي آن‌لاين سوابق بيمه‌ي تأمين اجتماعي

اسرار یک سخنران حرفه ایی(1) و چگونه انتقاد کنیم؟؟؟ (احسان نصيري)

پ.ن. ۱. لطفا اگر وبلاگی، پستی یا مطلبی را من ندیده بودم یا نمی‌شناسم، کامنت بگذارید و معرفی بفرمایید برای یادگیری بیش‌تر.

پ.ن.۲. اگر دوست داشتید توئیتر گزاره‌ها را برای دیدن ایده‌ها و حال و احوال روزانه‌ی من و گودر گزاره‌ها را برای دیدن متن کامل این مطالب و سایر مقالات و اخبار مربوط به مدیریت، مشاوره، فناوری اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی (و گاهی هم که خیلی هیجان‌زده می‌شوم، علم و طنز و چیزهای دیگر!) دنبال کنید.