لینک‌های هفته (۹4)

چه هفته‌ي پرمحتوايي!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها  را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

خلاصه اي از DISC (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عااالي!)

چه وقت کار رایگان انجام دهیم؟ (نوشته‌ي بسيار عالي رضا بهرامي‌نژاد عزيز در سايت فوتون؛ رسانه‌ي هنر و تكنولوژي)

داستان غرور (3) و داستان غرور (4) (زهرا جم؛ تراوش‌های ذهن یک مشاور) (عاااااااالی!)

چرا باید گاهی اوقات با نگرانی‌های‌مان مواجهه شویم؟

کنار آمدن با همکاران بد خلق

فکرهای نو ،زندگی زیبا (مطلبي عالي درباره‌ي خلاقيت)

خرید به مهار استرس احتمالی کمک می‌کند 🙂

ده وضعیت خطرناک برای انتخاب همسر (به اين‌جا شايد ربطي نداشته باشد؛ اما براي جوان‌هاي همسن و سال من بسيار نكات مهمي دارد.)

مديريت و كارآفريني:

مدير شدن چالش است (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عااالي!)

باز تعریفی از امور خیریه (مجيد آواژ؛ روزنوشت‌هاي بهساد) (در راستاي همان ايده‌ي عالي “انجمن كسب و كارهاي سالم”)

چرخ‌هایی که از ابتدا اختراع می‌شوند (امير مهراني؛ The Coach)

ایده‌ی آقای مدیر دزدیده شد! (يك علي) (عاااااااالي!!!)

الفاتحه مع الصلوات (علي واحد؛ وبلاگ رادمان) (اگر اين جملات را آخر پروژه گفتيد …)

اگه مشتری حرف می‌زد (الهام اعتدالي؛ تجربه‌ها و ترجمه‌ها)

سرمایه‌گذار ما که دیوونه شد و رفت (توصيه‌هاي شايان شليله به صاحبان جوان استارت‌آپ‌هاي اينترنتي)

درس‌هایی از استیو جابز برای ارائه و سخنرانی (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

مدیریت رفتار سازمانی، چرا؟ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

مسئوليت چك شركت با کیست؟

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

از جورج اورول تا وبلاگستان – انگیزه‌های ما برای نوشتن (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك) (خيلي عالي! من در مورد انگيزه‌هاي‌م يك پست جداگانه در هفته‌ي آينده خواهم نوشت.)

صدمین سال تولد الن تورینگ- بیوگرافی و کارهای علمی بزرگ تورینگ (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك) (پدر علم رايانه)

۱۲ شغل برتر حوزه IT و مهندسی در سال ۲۰۱۲ (زوميت)

رونمایی گوگل از اندروید نسخه ۴.۱: جیلی بیلی (نارنجي)

سرویس “مختصات نقشه گوگل” برای استفاده‌های تجاری معرفی شد (زوميت) (عجب سرويس جالبيه! ما چند وقت پيش براي يك پروژه مي‌خواستيم خودمون با گوگل‌مپز اين كار را بكنيم! :))

امکان استفاده از Google Docs بصورت آفلاین میسر شد (زوميت)

ركورد رمزگشايي شكست!

پنگوئن گوگل

بدافزار فلیم ‘به جز جاسوسی، خراب‌کاری هم می‌کند’

اروپا و توقف سرمایه‌گذاری در صنعت آی‌تی (راه پرداخت)

Google Aims At Facebook Timeline, Lets Google+ Import All Your Past Social Media Updates | Fast Company

شبكه‌هاي اجتماعي:

علامت‌هایی از ارتباط ناسالم با رسانه‌های اجتماعی (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

انحصارطلبی فیس‌بوک ، این بار در سرویس ایمیل (سعید امیرلو؛ وب‌بلاگ فارسی)

مقالات برتر همایش روز رسانه‌های اجتماعی

حضور نخستین زن در هیات مدیره فیس‌بوک (عالي! ورود خانم شريل سندبرگ به هيأت مديره‌ي فيس‌بوك)

 فیس‌بوک بلک‌بری را می‌خرد؟

صنعت فاوا در ايران:

تغییر و تحولات در وزارت ارتباطات/ انتصاب رئیس جدید سازمان تنظیم مقررات

نظارت بر اپراتورها یکی از برنامه‌های سازمان تنظیم مقررات ارتباطات است (رگولاتور مگه كار ديگري هم داره!؟)

زمين سيستم عامل بومی کشور می‌آيد

نحوه دريافت مجوز شبکه‌های اجتماعی

برنامه شورای فضای مجازی برای اینترنت ملی/ ساماندهی مجوز فعالیت‌های مجازی

اقتصاد:

سایت اطلاعات بازار مسکن به نفع کیست؟ (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL) (تحليل جالب!)

بحث کلم بروکلی در دیوان عالی آمریکا! (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

توليد داخلي و نرخ ارز (يك يادداشت عالي كه به زبان ساده ماجراي واقعي رابطه‌ي اين دو را تعريف مي‌كند!)

مقایسه گوشت خوری ایرانیان و دیگران (حجت قندي؛ اقتصادانه)

نتیجه سیاست‌های اقتصادی چپ‌گراها در آرژانتین (پويان مشايخ؛ خاكريز اقتصاد)

لینک‌های هفته (۹3)

آقاي آواژ عزيز فراخواني داده‌اند براي اتحاد در زمينه‌ي مقابله با رشوه و فساد در كسب و كار. پي‌گيري ايشان در اين زمينه واقعن ستودني است. ضمن اعلام حمايت مجدد از ايده‌ي عالي ايشان، توصيه مي‌كنم به صفحه‌ي مربوط به فراخوان مراجعه كنيد و پرسش‌نامه‌ي تهيه شده را تكميل نماييد.

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

 داستان غرور (1) (زهرا جم؛ تراوش‌های ذهن یک مشاور) (عاااااااالي!)

بهترین تسک منیجر دنیا (ميلاد اسلامي‌زاد؛ افاضات و اضافات)

نقاط اشتراك (محسن صحراگرد؛ وبلاگ تجربه)

چه زمانی ریسک ها را مدیریت نکنیم! (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك) (خوش‌حال‌م نيام فعال شده و هر هفته اين‌قدر مطلب خوب مي‌نويسد و ترجمه مي‌كند كه من در انتخاب لينك‌هاي هفته دچار مشكل مي‌شوم! ;))

پرسش‌های پیش از هر ارائه و سخنرانی (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

ارتقای شغلی احتمال ابتلا به بیماری قلبی را کاهش می‌دهد

مديريت و كارآفريني:

باشگاه وب ايران | استارتاپ ویکند چیست؟ (برنامه‌ي بسيار جالبي كه در شهريور امسال برگزار خواهد شد و من هم افتخار همكاري در آن را دارم. :))

معیارهای سنجش در عملکرد و نمره ورزش (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي) (عاالي!)

راهنمای قدم به قدم بهترین مدیر دنیا بودن (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

بد نیست کمی با هم حرف بزنیم (مهدي عرب عامري؛ PMPlus) (چه عجب ما نوشته‌اي از مهدي ديديم :))

۱۰ درس از درون اپل: شگفت‌انگیزترین و مخفی‌کارترین شرکت آمریکا – بخش اول (سهيل عباسي؛ نويسنده‌ي مهمان وبلاگ يك پزشك)

نباید بهروز را می‌فروختم … (گفتگو با بهروز فروتن) (عااالي!)

عناصر چهارگانه استراتژی

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

آقای همساده و سندرم نجیب‌زاده آلمانی، فریب هویت‌ها و ادعاهای کاذب را در اینترنت نخوریم! (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك) (عاااالي!)

سرفیس مایکروسافت، تعریف دوباره تبلت (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

۱۳ صدای مرتبط با فناوری که دیگر کمتر آنها را می‌شنوید! (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

برای نخستین بار: فروش کتاب های الکترونیک از کتاب های کاغذی پیشی گرفت (نارنجي)

خبررسانی عینکی (ياسر كراچيان؛ خط قرمز) (اين هم يك ايده‌ي عالي براي كسب و كار آن‌لاين! ;))

معرفی «ویندوزفون ۸» از سوی مایکروسافت (فارنت)

اتحاد بینگ با بریتانیکا برای جنگ با گوگل

گوگل روزانه ۹۵۰۰ وب‌سایت حاوی بدافزار را شناسایی می‌کند

61 درصد ترافيك اينترنت در دنيا بيسيم مي‌شود

شبكه‌هاي اجتماعي:

مدير فني فيس‌بوك استعفا كرد

صنعت فاوا در ايران:

اجرای طرح تخفیف 20 درصدی پهنای باند/ اینترنت امسال ارزان نمی‌شود

صداوسیما، شهرداری، وزارت دفاع و بنیاد مستضعفان چهار مالک اپراتور چهارم (اپراتور چهارم اپراتور فيبر نوري هست‌. ضمنا معناي جديد بخش خصوصي را هم فهميديم! اين چهار تا نهاد شدند سهام‌دار 80 درصدي كه بايد به بخش خصوصي مي‌دادند! ;))

ورود امضای الکترونیکی به عرصه مالیاتی کشور

اقتصاد:

جستاری در دغدغه‌های اقتصادی-اجتماعی مردم شهرهای مختلف ایران (كافه اقتصاد) (اين مطلب بلاترديد به‌ترين مطلب هفته بود. يك تحقيق بسيار جالب: بررسي دغدغه‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي مردم شهرهاي مختلف ايران براساس كلمات كليدي جستجو شده در گوگل!)

پیش‌بینی بازار سهام با توئیتر (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

با چه قیمت نفتی بودجه دولت تأمین می‌شود؟ (حجت قندي؛ اقتصادانه) (فاجعه!)

تلفن همراه و مرگ و میر جاده‌ای (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

آفتاب شرق رو به طلوع است (علي سرزعيم؛ دوست‌دار سقراط)

انتخابات پارلمانی یونان (پويان مشايخ؛ خاكريز اقتصاد)

مطالبات شركت های پیمانكاری از دولت حدود 12 هزار میلیارد تومان

چند میلیون، میلیونر در جهان وجود دارد؟

چشم امید اقتصادهای بحران‌زده به قهرمانی در اروپا

نوارهای گم‌شده‌ی استیو جابز ـ قسمت اول

اشاره: برنت شلندر ـ روزنامه‌نگار و از دوستان نزدیک جابز ـ گزارش استثنایی را در مورد روزهای دوری جابز از اپل و درس‌هایی که جابز از راه‌اندازی نکست و پیکسار و زندگی در این دوران به‌دست آورد برای شماره‌ی می ۲۰۱۲ مجله‌ی فست‌کمپانی (این‌جا) براساس مصاحبه‌های مفصلی که با جابز در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ انجام داده ـ و وجود آن‌ها را هم فراموش کرده بوده ـ نوشته است. شلندر بعد از سال‌ها کمی پس از مرگ جابز، به‌صورت اتفاقی نوارهای‌ این مصاحبه‌ها را در انبار منزل‌ش پیدا می‌کند و این آغاز ماجرایی است که به نوشتن این گزارش ختم می‌شود. من این گزارش را برای شماره‌ی خرداد ماه مجله‌ی پنجره‌ی خلاقیت ترجمه کرده بودم. با توجه به انتشار شماره‌ی تیر ماه این نشریه، از امشب به‌مدت شش هفته می‌توانید شنبه‌ شب‌ها بخشی از این گزارش زیبا و انرژی‌بخش را در گزاره‌ها بخوانید. این شما و این هم قسمت اول “نوارهای گم‌شده‌ی استیو جابز”:

اگر نمايش‌نامه‌ي زندگي استيو جابز به‌عنوان يک اپرا به‌روي صحنه بيايد، يك تراژدي در سه پرده خواهد بود. سه پرده‌اي که نام‌هاي‌شان احتمالا چيزي شبيه اين‌ها است: پرده‌ي اول ـ بنيان‌گذاري اپل و ابداع صنعت رايانه‌هاي شخصي. پرده‌ي دوم: سال‌هاي وحشت‌آور. و پرده‌ي آخر: بازگشت باشکوه و مرگ تراژيک.

پرده‌ي اول يک کمدي گزنده درباره‌ي بي‌باکي نوابغ و جسارت جابز جوان است که به‌سرعت تبديل به ماجرايي غم‌ناک مي‌شود؛ جايي که قهرمان جوان ما از قلمرو خويش بيرون رانده مي‌شود. پرده‌ي آخر متني کاملا طعنه‌‌آميز درباره‌ي بازگشت يک ستاره‌ي راک آشنا و كچل دنياي فناوري پيش‌رفته براي تحول اپل ـ حتي فراتر از انتظارات دست بالاي خودش ـ است. ستاره‌اي كه ناگهان به‌شکلي کشنده بيمار مي‌شود و سپس به‌آرامي و به‌شکلي دردناک از صحنه محو مي‌شود ـ آن هم در حالي که مخلوق‌ش به‌شکلي معجزه‌آسا تبديل به بزرگ‌ترين مولد نيروي دنياي فناوري ديجيتال شده است. هر دو پرده‌، داستان قهرماني رذل را روايت مي‌کنند. داستاني كه همانند آثار شکسپير با موج‌هاي ژرف احساسات ارزش‌مند پايان مي‌يابد.

اما پرده‌ي دوم ـ سال‌هاي وحشت‌آور ـ مي‌تواند کاملا نوا و روح متفاوتي داشته باشد. در واقع روح اصلي حاکم بر اين پرده آن‌چه از عنوان‌ش برمي‌آيد ـ سال‌هاي وحشت‌آور كه يک اصطلاح رايج در ميان روزنامه‌نگاران و شرح‌حال‌نويسان براي توصيف زندگي جابز در دوري او از اپل بين سال 1985 تا 1996 است ـ را نقض مي‌كند؛ چرا که اين دوره تنها دوره‌ي معنادار زندگي جابز در کوپرتينو بوده است. در واقع اين بخش مياني محوري‌ترين بخش زندگي جابز ـ و احتمالا شادمانه‌ترين بخش آن ـ بوده است. او بالاخره در جايي اقامت گزيد، ازدواج کرد و خانواده‌اي پيدا کرد. او ارزش بردباري را درک کرد و مهارت تظاهر به آن را در زماني که از دست‌ش مي‌داد به‌دست آورد. مهم‌تر از همه همکاري او با دو شرکتي که ره‌بري‌شان را در آن دوره در دست داشت ـ يعني نکست و پيکسار ـ او را تبديل به انسان و ره‌بري کرد که اپل را پس از بازگشت‌ش به غيرقابل‌باورترين سطح ممکن موفقيت رساند.

در واقع آن‌چه در نگاه اول در مورد اين هيپي پابرهنه که پس از اخراج از کالج ريد به سواري مجاني در هندوستان روي آورده بود شگفت‌انگيز است، همين دوره‌ي زماني مياني است که براي استيو جابز همانند تحصيل در يک مدرسه‌ي مديريت عمل کرد. به‌بيان ديگر او در اين دوره رشد يافت. به‌سرعت و در تمامي جنبه‌هاي وجودي‌ش. اين پرده‌ي مياني با اندکي دستکاري حتي مي‌تواند طرح اوليه‌اي براي يک فيلم آينده‌ي پيکسار باشد. اين دوره کاملا در چارچوب شعاري که جان لستر تمامي موفقيت‌هاي استوديو ـ از داستان اسباب‌بازي تا بالا ـ را به آن منتسب مي‌داند، مي‌گنجد: “آن مي‌تواند درباره‌ي اين باشد که چطور شخصيت اصلي براي بهتر شدن متحول مي‌شود.”

من اخبار زندگي جابز را از سال 1985 براي فورچون و وال‌استريت ژورنال پوشش داده‌ام؛ اما اهميت اين سال‌هاي “گم‌شده” را تا زمان مرگ او در پاييز گذشته به‌خوبي درک نکرده بودم. يک روز در حال کند و کاو درون قفسه‌ي انباري‌ام، سه دو جين از نوارهاي ضبط شده در مصاحبه‌هاي ادواري مفصل‌‌م با او را در 25 سال پيش کشف کردم که بعضي‌هاي‌شان هم بيش از سه ساعت طول کشيده بودند (جزئيات‌ ماجرا را در طول اين مقاله متوجه خواهيد شد.) بسياري از آن‌ها را هرگز دوباره گوش نداده بودم و و دو تاي‌شان هم هرگز پياده‌سازي نشده بودند. بعضي از اين مصاحبه‌ها با پريدن کودکان او به داخل آشپزخانه در هنگام گفتگوي ما قطع شده بودند. در ديگر مصاحبه‌ها خود او احتمالا قبل از گفتن چيزهايي که مي‌ترسيده باعث دردسرش شوند، دکمه‌ي توقف دستگاه ضبط صدا را فشار داده بود. گوش دادن به اين مصاحبه‌ها با داشتن ادراکي که در طول اين سال‌هاي گذشته به‌دست آمده بسيار روشن‌کننده است.

درس‌‌هاي جابز بسيار ارزشمند بودند: جابز به يک مدير و رئيس بالغ تبديل شده بود، ياد گرفته بود چگونه از همکاري بهره بگيرد و روشي را براي تبديل کردن لجاجت دروني‌ش به پشتکاري اثربخش يافته بود. او يک معمار شرکتي (Corporate Architect) شده بود که بنيان‌هاي يک کسب و کار را همانند اسکلت يک ساختمان واقعي مي‌ديد؛ چيزي که هميشه براي خود او هم جذاب بود. او با غرق کردن خودش در هاليوود در هنر مذاکره به استادي رسيده بود و ياد گرفته بود چگونه استعدادهاي خلاق ـ به‌ويژه استعدادهاي مشهور پيکسار ـ را باموفقيت مديريت کند. احتمالا مهم‌تر از همه اين‌که او قابليت تطبيق‌پذيري حيرت‌آوري را در خود پرورش داده بود که براي فتح پي در پي قله‌هاي موفقيت حياتي بود. همه‌ي اين‌ها در دوره‌ي زماني اتفاق افتاد که بسياري از ما آن را به‌عنوان دوره‌ي نااميدي او به ياد مي‌آوريم.

11 سال براي خودش عمري است. به‌ويژه زماني که مهلت زندگي داده شده به يک نفر بسيار محدود است. به‌علاوه بسياري از انسان‌ها ـ به‌ويژه افراد خلاق ـ اغلب در دهه‌ي سي و اوايل دهه‌ي چهل زندگي‌شان در اوج مفيد بودن‌شان قرار دارند. با اين همه موفقيت‌هاي سرمست‌کننده‌ي اپلِ استيو جابز در طول 14 سال گذشته، ناديده گرفتن اين سال‌هاي “گم‌شده” بسيار آسان بوده است. اما در حقيقت اين دوره همه چيز را در وجود او متحول کرد. با دوباره گوش دادن به آن ساعت‌هاي طولاني گفتگو با جابز، متوجه شدم آن سال‌ها در حقيقت اثربخش‌ترين دوره‌ي زندگي جابز بوده‌اند.

ادامه دارد …

نامه‌اي به يك دوست ناديده: تصميم بگير كه موفق بشوي

دوست ناديده‌اي از ميان خوانندگان اين‌جا چند روز پيش به من اي‌ميل زده بودند و براي مقابله با بي‌انگيزگي راه‌كار خواسته بودند. نكته‌‌ي جالب اي‌ميل ايشان، اشتراكي بود كه با هم داشتيم. با خواندن حرف‌هاي اين دوست به‌ياد ماجراهاي چند سال قبل افتادم و مسيري كه من را به نقطه‌ي امروز رسانده است. بنابراين براي آن دوست نوشتم كه زندگي در شهر زيباي و تاريخي تفرش براي من چه به‌همراه داشت:

“دوست عزيز ما با هم يك نقطه‌ي مشترك جالب داريم: من هم در رشته‌ي مهندسي صنايع دانشگاه تفرش درس خوانده‌ام؛ البته آن زماني كه هنوز دانشگاه صنعتيِ تفرشِ امروز، زيرمجموعه‌ي دانشگاه صنعتي اميركبير بود. براي همين مي‌خواهم براي شما داستان زندگي در آن كوه و كمرهاي دانشگاه تفرش و تأثير عميق‌ش را بر زندگي‌ام تعريف كنم؛ شايد كمك‌تان كرد …

من آدمي بودم وابسته به خانواده و بسيار حساس. تا قبل از رفتن به دانشگاه ـ آن هم در شهر كوچكي مثل تفرش و وسط آن همه كوه و بيابان ـ شايد جز چند روزي از خانواده جدا نشده بودم. و اين تجربه‌ي سه ساله براي بزرگ شدن و مستقل شدن و محكم شدن‌م بسيار به كارم آمد. خوب در دانشگاه با آدم‌هايي از شهرهاي مختلف و فرهنگ‌هاي مختلف روبرو شدم، ياد گرفتم كه همه‌ي پيش‌فرض‌هاي ذهني من در مورد درست‌ها و نادرست‌ها لزوما درست نيستند، ياد گرفتم دنيا خيلي بزرگ‌تر از تجربيات و محيط اطراف من است و خيلي چيزهاي ديگر. اما باز هم آن‌چه زندگي در دانشگاه و شهر تفرش به من براي موفق شدن دادند، اين‌ها نبودند.

احتمالن شما فشار و شرايط به‌تري نسبت به زمان ما تجربه كرده‌ايد (البته اميدوارم!) مثلا وقتي ما وارد دانشگاه شديم، خيلي از ساختمان‌هايي كه الان مي‌بينيد وجود نداشتند: نه سلفي بود و نه مركز كامپيوتري، نه كتابخانه‌اي بود و نه حتا مسير رفت و آمد بين دانشكده‌ها و خوابگاه‌ها! حتا ساختمان‌هاي كارگاه‌هاي جوش و ريخته‌گري در سال‌هاي بعد ساخته شدند. به اين شرايط سخت اين را اضافه كنيد كه ما اسما دانشجوي دانشگاه صنعتي اميركبير بوديم؛ اما در عمل هيچ نمي‌ديديم: نه استادي، نه كلاسي و نه امكانات جانبي مثل بازديد از كارخانه‌ها و … از آن بدتر اين بود كه ما رسما توسط دانشگاه مادر به‌عنوان دانشجويان تحميلي (كه حالا ماجراي‌ش مفصل است) و وصله‌ي نچسب ديده مي‌شديم و از هيچ كاري براي ما تحقير كردن ما خودداري نمي‌شد!

اما اين شرايط بد باعث شد چند اتفاق خوب در زندگي من و دوستان‌م بيافتد:

1- ياد گرفتيم چطور سختي‌ها را تحمل كنيم.

2- ياد گرفتيم كه “ياد گرفتن” وظيفه‌ي اصلي خود ما در تمامي زندگي است و هيچ كس وظيفه‌اي براي “ياد دادن” به ما ندارد!

3- ما متوجه شديم آدم‌هاي توان‌مندي هستيم كه به‌ هر دليلي عده‌اي عمدا دارند براي ما محدوديت ايجاد مي‌كنند. تازه از اين محدوديت‌هاي عمدي تحميل شده توسط دانشگاه مادر هم كه بگذريم، محدوديت‌هايي كه جوان‌هاي هم‌سن و سال آن موقع من و اين روزهاي شما با آن‌ها روبرو هستند هم كم نبودند! اما ما تصميم گرفتيم به‌جاي غر زدن و نشستن و لعنت فرستادن به بخت بد، براي اثبات توان‌مندي‌مان دست‌مان را روي زانوي خودمان بگذاريم و خودمان تلاش كنيم: از همان بيابان‌هاي دانشگاه تفرش در كلاس سي و چند نفره‌ي صنايع ما تا به‌امروز تنها 4-5 نفر هستند كه به درجات كارشناسي ارشد يا دكترا ـ آن‌ هم در به‌ترين دانشگاه‌هاي داخل و خارج كشور از جمله همان دانشگاه مادر (!) ـ نرسيد‌ه‌اند. ما آن‌جا بدون هيچ‌گونه كلاس‌ كنكوري، رتبه‌هاي تك‌رقمي زيادي در كنكور كارشناسي ارشد داشتيم. خيلي از دوستان ما اين روزها در دانشگاه‌هاي خوب داخل و كشور در حال گذراندن دوره‌ي دكترا هستند. آن‌هايي هم كه وارد بازار كار شدند، يكي از يكي موفق‌ترند.

شايد داستان موفقيت من و دوستان‌م در نگاه اول ساده و مثل ديگر “‌قصه‌”هاي موفقيت به‌نظر برسد كه اين روزها اين طرف و آن طرف مي‌خوانيم‌شان؛ اما واقعيت اين است كه ما با همين چند اصل ساده توانستيم به موفقيت برسيم. اگر ما توانستيم از آن‌جا به اين‌جا برسيم، چرا شما نتوانيد به آن‌جايي كه مي‌خواهيد برسيد؟

بنابراين به‌ياد داشته باشيد كه: مهم شروع كردن است و پيش رفتن و تاب آوردن. به گذشته نگاه نكنيد. به آينده‌ي زيباي پيش رو فكر كنيد و براي حركت و موفق شدن، تصميم بگيريد. اولين قدم در راه موفقيت، تصميم گرفتن براي موفق شدن است …”

پ.ن. راست‌ش احساس مي‌كنم كم‌كم داريم فراموش مي‌كنيم به‌ترين الگوي موفقيت در زندگي، خودمان هستيم! بنابراين به درس‌هاي آموخته از موفقيت‌هاي گذشته‌تان فكر كنيد و در زندگي‌تان به‌كارشان بگيريد.

معرفي استارت‌آپ‌ها (1): سرويس Fax2Email

اشاره: در راستاي پرداختن به مباحث مربوط به توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك، تصميم‌ گرفتم كه به معرفي استارت‌آپ‌هاي اينترنتي بپردازم. در اين پست‌ها به مرور تجربيات‌م از كار كردن با اين سرويس‌هاي اينترنتي خواهم پرداخت. بنابراين اگر استارت‌آپي داريد كه مي‌خواهيد به ديگران معرفي‌ش كنيد مي‌توانيد با من تماس بگيريد.

اولين استارت‌آپي كه قصد دارم آن را معرفي بكنم، سرويس Fax2Email است. سرويسي جديد كه براي پاسخ‌گويي به يك نياز ساده اما حياتي طراحي و ايجاد شده است: دريافت فكس! يكي از نيازهاي اوليه‌ي هر كسب و كار كوچك و حتا هر يك از ما!

خوشبختانه يا متأسفانه هنوز براي بسياري از ادارات و سازمان‌هاي ايراني فكس يكي از ابزارهاي ضروري است و اي‌ميل جزو اختراعات آينده‌ي بشر! بارها و بارها شده كه بعد از يك مصاحبه يا جلسه وقتي قرار بوده كارفرماي محترم براي ما مستنداتي را ارسال كنند، جز شماره‌ي فكس شركت هيچ چيز ديگري را نمي‌پذيرفته‌اند. هر چه ما مي‌گفتيم خوب شما فكس كنيد ما بايد دوباره اسكن كنيم؛ كسي به خرج‌ش نمي‌رفت كه نمي‌رفت! از همه بامزه‌تر ماجرا آن‌جايي مي‌شد كه طرف فايل مثلا ورد فرمي كه داشت را به ما نمي‌داد و همان فايل را پرينت مي‌كرد و بعد فكس!

اين اواخر كه كار مشاوره‌ي مستقل را شروع كرده‌ام و دارم جدي‌تر پيش مي‌برم‌ش با نياز به داشتن يك شماره‌ي فكس بيش‌تر از پيش مواجه شده‌ام. قبلا شركتي بود كه مستندات به آن فكس شوند؛ اما حالا ديگر چنين امكاني وجود ندارد. بنابراين لازم است مثلا يك خط فاكس مثلا براي خانه بگيرم كه آن هم با توجه به هزينه‌ها و اين‌كه روزها (و حتا شب‌ها ;)) خانه نيستم، راه‌كار مناسبي نيست.

سرويس Fax2Email براي همين به‌وجود آمده است. شما با عضويت در اين سرويس مي‌توانيد با داشتن يك شماره‌ي اختصاصي، فكس‌هاي خودتان را به‌سرعت و با فرمت PDF روي اي‌ميل شخصي‌تان دريافت كنيد. چند نكته در مورد اين سرويس براي من جالب بود:

1- عضويت در اين سرويس بسيار ساده است. شما فقط لازم است به اين‌جا برويد و بعد از ثبت‌نام روي لينك فعال‌سازي حساب كاربري كه به اي‌ميل‌تان ارسال مي‌شود كليك كنيد و تمام!

2- مي‌توانيد اين سرويس را تا يك هفته به‌صورت رايگان امتحان كنيد.

3- به هر فرد در اين سرويس يك شماره‌ي اختصاصي داده مي‌شود. بنابراين شماره‌ي فكس من با شما فرق دارد.

4- سرعت ارسال فكس به اي‌ميل بسيار بالاست. مثلا من براي امتحان از شركت خودمان يك فايل را به شماره‌ام فكس كردم و ظرف يكي دو دقيقه اي‌ميل مربوطه را دريافت كردم.

5- كيفيت تصاوير فايل PDF دريافتي بسيار عالي است؛ برخلاف سيستم‌هاي فكس سنتي كه پرينت گرفته شده را اصلن نمي‌شود خواند!

6- دريافت فكس جديد براي شما SMS مي‌شود.

7- اين سرويس هميشه و در هر ساعتي از شبانه‌روز برقرار است. بنابراين لازم نيست حتمن خودتان جايي كنار دستگاه فكس نشسته باشيد تا فكس دريافت شود!

8- هزينه‌ي اين سرويس هم بسيار مناسب است و واقعن شايد اندازه‌ي پول خريدن نان مورد نياز ماهانه‌مان (با احساب قيمت‌هاي جديد البته!) نباشد!

اما به‌نظرم اگر اين سرويس چند امكان ديگر را هم داشته باشد مي‌تواند بسيار به‌تر از ايني كه الان هست (و بسيار هم عالي است) بشود:

ـ بعد از ثبت‌نام من هيچ جايي براي وارد شدن و تغيير تنظيمات (مثلا آدرس اي‌ميل) نديدم. البته شايد هم هست و من نديده‌ام.

ـ از نظر فني نمي‌دانم امكان‌پذير است يا نه؛ ولي اگر بشود با همين سرويس فكس هم فرستاد ماجرا بسيار جذاب‌‌تر هم مي‌شود. مثلا به اين شكل كه من فايل PDF يا عكس فكس‌م را همراه با شماره‌ي مقصد به يك آدرس اي‌ميل كنم تا فكس شود.

ـ خوب است در ازاي دريافت يك مبلغ بيش‌تر به افراد متقاضي اين امكان داده شود تا شماره‌‌هاي رند موجود در سيستم را انتخاب كنند.

ـ اگر اين سرويس امكان اتصال به شماره‌ي فكس موجود شركت‌ها را داشته باشد تا فكس‌هاي دريافتي در سريع‌ترين زمان ممكن به‌ اي‌ميل مديران ارشد شركت ارسال شود، سرويس قابليت بسيار بيش‌تري پيدا مي‌كند.

در هر حال با توجه به تجربه‌اي كه من داشته‌ام اين سرويس براي همه‌ي كساني مثل من كه بنابر طبيعت شغل‌شان به‌نوعي نيازمند دريافت فكس هستند، سرويس مناسبي است و من تجربه‌ي دل‌پذيري از كار كردن با آن را داشتم.

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (8): طرح کسب و کار چیست؟

طرح یا برنامه‌ی کسب و کار (Business Plan) معروف‌ترین اصطلاحی است که در دنیای کارآفرینی شنیده می‌شود. طرح کسب و کار پیش‌نیاز اصلی راه‌اندازی هر کسب و کار است. طرح کسب و کار همان چیزی است که باید به سرمایه‌گذاران ارائه کنید تا به سرمایه‌گذاری روی ایده‌ی عالی شما ترغیب شوند. و البته طرح کسب و کار سندی است که به خودتان و دیگران نشان می‌دهد کسب و کار شما عملا درباره‌ی چیست و قرار است چگونه راه بیافتد و چگونه رشد کند.

ابتدا لازم است طرح کسب و کار را تعریف کنیم: یک طرح کسب و کار یک سند مکتوب است که کسب و کار شما را تشریح و تحلیل می‌کند و پیش‌بینی‌های روشن و جزئی‌نگرانه‌ای را در مورد آینده‌ی آن ارائه می‌کند. طرح کسب و کار هم‌چنین به جنبه‌های مالی مربوط به راه‌اندازی و رشد و توسعه‌ی کسب و کار شما می‌پردازد: این‌که به چقدر پول در چه زمانی نیاز دارید و بازگشت این پول چگونه خواهد بود.

اما چرا باید طرح کسب و کار تهیه کنیم؟ به‌دلایل زیر:

1- طرح کسب و کار به شما کمک می‌کند برای کسب و کارتان پول جمع‌آوری کنید. این اولین و مهم‌ترین و کافی‌ترین دلیل ممکن است! سرمایه‌گذاران برای تصمیم‌گیری درباره‌ی سرمایه‌گذاری روی کسب و کار شما “طرح توجیهی” یا همان طرح کسب و کارتان را می‌خواهند.

2- نوشتن طرح کسب و کار به شما کمک می‌کند که درک کنید آیا راه‌اندازی کسب و کارتان را ادامه دهید یا نه؟ طرح کسب و کار برخلاف مدل کسب و کار با عدد و رقم و پول سر و کار دارد. شما موقع نوشتن طرح کسب و کار با بالا و پایین کردن سرمایه و منابع مورد نیاز و البته درآمدهای احتمالی، می‌توانید به خودتان ـ و طبیعتا سرمایه‌گذاران ـ قوت قلب بدهید که ایده‌ و مدل کسب و کارتان واقعن شدنی (Feasible) هستند.

3- طرح کسب و کار به شما کمک می‌کند ماهیت کسب و کارتان را به‌تر درک کنید. برای نوشتن طرح کسب و کار شما لازم است در مورد ایده و مدل کسب و کارتان حسابی تحقیق کنید. بنابراین در این تحقیقات مفصل به جزئیات و نیازمندی‌ها و ویژگی‌های کسب و کارتان پی خواهید برد.

4- برنامه‌ریزی کلید موفقیت است! این یکی، اولین اصل پذیرفته‌ شده‌ی علم مدیریت است. این‌جا بدون دلیل می‌پذیریم‌ش! طرح کسب و کار برنامه‌ی موفقیت شما برای راه‌اندازی کسب و کارتان است.

5- طرح کسب و کار به شما کمک می‌کند مسیرتان را روی خط مستقیم طی کنید و منحرف نشوید. یک برنامه مسیر حرکت را در طی یک دوره‌‌ی زمانی نشان می‌دهد. بنابراین در درجه‌ی اول شما با کمک طرح کسب و کار می‌دانید که در هر نقطه‌ی زمانی باید چه بکنید و در کنار آن با مقایسه‌ی وضعیت در هر لحظه با طرح کسب و کار می‌توانید اشتباهات احتمالی را اصلاح کنید.

اما چطور طرح کسب و کار بنویسیم؟ برای این کار تعداد زیادی راه‌نما و تمپلیت آماده از قبل وجود دارد که با گوگل کردن به فارسی و انگلیسی می‌توانید پیدای‌شان کنید. با این حال من در این‌جا لازم است اشاره کنم که طرح کسب و کار حداقل دارای بخش‌های زیر است:

ـ جلد

ـ فهرست مطالب

ـ خلاصه‌ی سند (شامل: معرفی مختصر و مفید کسب و کار شما)

ـ اطلاعات شرکت (در صورتی که طرح کسب و کار مربوط به شرکتی است که از قبل وجود خارجی دارد.)

ـ تحلیل کلی شرایط بازار و صنعت مورد نظر

ـ معرفی محصول / خدمت مورد نظر

ـ طرح بازاریابی و فروش

ـ طرح تولید و عملیات

ـ معرفی سوابق و نقش‌های اعضای تیم راه‌انداز کسب و کار

ـ برنامه‌ی زمان‌بندی (شامل: مهم‌ترین نقاط زمانی در چرخه‌ی عمر کسب و کار از راه‌اندازی تا رشد و رسیدن به بلوغ)

ـ مهم‌ترین ریسک‌ها و فرضیات و راه‌کارهای مدیریت آن‌ها

ـ مزیت‌های محصول / خدمت کسب و کار برای جامعه

ـ استراتژی خروج (اگر کسب و کار موفق نشد، برای تعطیل کردن آن و بازگرداندن پول سرمایه‌گذاران چه می‌کنید؟)

ـ طرح مالی (شامل منابع تأمین مالی، جریان نقدینگی (Cash Flow) کسب و کار تا سه سال آینده و تحلیل نقطه‌ی سر به‌سر)

می‌بینید که اجزای طرح کسب و کار تا حدود زیادی شبیه مدل کسب و کار هستند که در درس قبل درباره‌اش صحبت کردیم. مهم‌ترین فرق طرح کسب و کار با مدل کسب و کار در همین “طرح مالی” است؛ جایی که شما باید نشان دهید چقدر ریال (یا شاید هم دلار!) لازم دارید، چند ریال قرار است دربیاورید و تاریخ سررسید هر دو این‌ها را باید در کجای تقویم‌تان یادداشت کنید!

طرح کسب و کار این‌قدر جزئیات دارد و این‌قدر موضوع مهمی برای موفقیت کسب و کارهای کوچک است که در یک پست کوچک وبلاگی نمی‌شود به همه‌ی مباحث آن پرداخت. برای جزئیات بیش‌تر “طرح کسب و کار” را گوگل کنید. این سایت هم منبع خوبی به‌نظر می‌رسد.

پ.ن. آقای مهدی تیموری از خوانندگان محترم و خوب گزاره‌ها از من خواسته‌اند چند کتاب خوب در زمینه‌ی طرح کسب و کار به‌زبان فارسی معرفی کنم. ضمن پوزش از ایشان بابت تأخیر در پاسخ دادن، در این‌جا کتابی را معرفی می‌کنم که مدتی است قصد دارم به بهانه‌ای این‌جا درباره‌اش بنویسم: کتاب عبور از طوفان: راهنمای کاربردی شرکت های نوپا در ایران. این کتاب را در نمایشگاه تهیه و مطالعه کردم. کتاب بسیار خوبی است که با زبان ساده و با در نظر داشتن مسائل خاص مربوط به ایران، فرایند راه‌اندازی کسب و کار را تشریح کرده است. یکی از فصل‌های این کتاب هم مربوط به طرح کسب و کار است که در آن تقریبا تمام اطلاعاتی را که لازم دارید، خواهید یافت. ضمنا در پایان تمامی فصول این کتاب، منابع فارسی (از جمله کتاب، سایت و …) برای مطالعه‌ی بیش‌تر معرفی شده که فصل مربوط به طرح کسب و کار هم از آن مستثنا نیست. معرفی این کتاب را این‌جا در وبلاگ امیر مهرانی عزیز می‌توانید بخوانید.

پایان درس هشتم. هفته‌ی آینده درباره‌ی “شیوه‌‌های مالکیت کسب و کار” حرف خواهیم زد.

منبع عکس‌‌های بالا این‌جا و این‌جا

مقاله‌ي هفته (17): چرا RIM، نوكيا و بقيه در حال شكست خوردن هستند؟

اين روزها هر روز سهم اپل و سامسونگ از بازار گوشي‌هاي هوشمند بيش‌تر از قبل مي‌شود و سهم RIM، نوكيا و … كاهش مي‌يابد. HP چند هفته‌ پيش 27 هزار نفر از كاركنان‌ش را اخراج كرد. چرا اين شركت‌‌هاي نوآور و جذاب در حال شكست خوردن هستند؟ پاسخ به اين سؤال موضوع موضوع مقاله‌ي اين هفته است.

آيرا كالب اين‌جا روي سايت بيزينس‌اينسايدر دلايل شكست اين غول‌ها را براي‌مان شرح مي‌دهد:

1- آن‌ها فكر مي‌كنند چون قبلا موفق بوده‌اند براي هميشه موفق خواهند ماند! اين در حالي است كه موفقيت در بازارهاي محصول ـ محور دوامي ندارد.

2- آن‌ها به بازار و نشانه‌هاي آن گوش نمي‌دهند! حتا اگر هم اين كار را بكنند، موردي است و نه دائمي. استيو جابز معتقد بود شركت‌ها در سراسر چرخه‌ي عمرشان بايد مثل استارت‌آپ‌ها عمل كنند.

و نتيجه‌اش اين‌كه هر كاري مي‌كنند دست آخر با اين سؤال خودخواهانه‌ي مشتري مواجه مي‌شوند: “خوب بگو ببينم براي من چي كار كردي بالاخره؟”

اما نشانه‌هاي بازار كدام‌اند؟ كالب نشانه‌هاي بازار را به سه دسته تقسيم مي‌كند:

الف ـ نيازهاي كشف نشده: مثل كاري كه اپل در توليد آي‌فون انجام داد!

ب ـ اقدامات رقبا: مثل واكنش گوگل به موفقيت آي‌فون با پلت‌فورم اندرويد؛ چيزي كه RIM، نوكيا و … اصلا متوجه‌ش نشدند!

ج ـ شكايت‌هاي مشتريان: يكي از غني‌ترين منابع يافتن ايده‌هاي نوآورانه …

3- آن‌ها هزينه‌ها را در جاي اشتباهي كاهش مي‌دهند: يعني هزينه‌هاي R&D و خدمات مشتريان!

4- آن‌ها يك سيستم اطلاعات بازاريابي خوب در اختيار ندارند: سيستمي كه اطلاعات را به‌صورت مستمر جمع‌آوري و پالايش كند و اطلاعات مهم را براي تصميم‌گيري در اختيار مديران ارشد شركت بگذارد.

5- نوآوري را فراموش كرده‌اند: نوآوري هميشه به‌معني عرضه‌ي محصول جديد و عجيب و غريب نيست. نوآوري خيلي وقت‌ها يعني به‌بود محصولات كنوني براي پوشش به‌تر به نيازهاي بازار و مشتريان و البته داشتن يك سرويس خدمات مشتريان عالي!

6- تكرار گذشته‌‌ي موفق، موفقيت به‌‌همراه مي‌آورد: اين اشتباهي بود كه كداك انجام داد و ورشكست شد و آي‌بي‌ام انجام نداد و هر روز قدرت‌مندتر شد! آي‌بي‌ام ياد گرفته كه چگونه با تغيير شرايط بازار و محيط بيروني شركت مدل كسب و كار‌ش را عوض كند.

خلاصه اين‌كه شركت “منم همين‌طور” (Me To) نباشيد!

لینک‌های هفته (۹1)

خوب من باز لينك‌ها را خونده بودم؛ وقت نشد بنويسم! خوب يك خبر خوب كه امروز صبح به‌دست من رسيد اين‌كه يكي از كتاب‌هايي كه سال گذشته ترجمه كرده بودم مجوزهاي لازم را گرفته (اين‌جا) و به‌زودي توسط انتشارات سازمان مديريت صنعتي منتشر مي‌شود. 🙂

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها  را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

ایده‌های مفت- گفتگو با خشايار ديهيمي (به‌ترين مطلبي كه اين هفته خواندم اين گفتگوي روزنامه‌ي شرق با استاد ديهيمي بود. حرف‌هاي ايشان به اين‌‌جا خيلي مربوط است. حتمن بخوانيد …)

این یک نمایش نیست، یک حقیقت است! (امير مهراني؛ The Coach) (درباره‌ي رفتارهاي عجيب و غريب ما ايراني‌ها …)

با نور خود آشنایی‌ام ده (وبلاگ علي م.) (عاااااالي!)

شرطي شدن (محسن صحراگرد؛ وبلاگ تجربه) (خيلي عالي!)

یک سوال مهم! (زهرا جم؛ تراوش‌های ذهن یک مشاور) (درباره‌ي موضوعي به نام هزينه‌ي سوخته يا sunk cost كه بعدا در موردش خواهم نوشت!)

توصیه‌های یك ارتوپد به كسانی كه دچار گردن درد می‌شوند (جدي بگيريد مثل من گرفتار اين درد وحشت‌ناك نشيد!)

5 راه برای کاهش خستگی چشم هنگام کار با کامپیوتر

مديريت و كارآفريني:

تدوين مقتضيات رفتاري شغل (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

موفقيت در مصاحبه استخدامي (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

پایان بررسی نظرات در مورد نسخه پنجم PMBOK (نادر خرمي‌راد) (تبريك به نادر بابت مشاركت در تدوين استاندارد PMBOK!)

جذبه تبلیغ! (الهام اعتدالي؛ تجربه‌ها و ترجمه‌ها)

از شكل‌گيري ايده تا ايجاد کسب و کار

Business Intelligence and the Principle of Jikoda: Interview with Toyota’s Simon Dorrat by Process Excellence Network

Coworkers’ Conversations Impair Your Performance

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

هفتاد درصد اپلیکیشن‌های تازه برای iOS نوشته می‌شوند، iOS چهار برابر سودآوری بیشتر برای توسعه‌دهندگان دارد (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

۶٫۵ میلیون اکانت لینکدین ممکن است به خطر افتد، پسوردهای خود را تغییر دهید (سعيد اميرلو؛ وب‌بلاگ فارسي)

سلاح جدید گوگل: نقشه سه بعدی هوایی

مایکروسافت تا کنون ۶۰۰ میلیون لایسنس ویندوز سون فروخته است (نارنجي)

19 میلیارد ارتباط اینترنتی تا سال 2016/ معرفی تریلیون‌ها آدرس جدید

گوگل می‌بو را خرید

پر درآمدترین شغل‌های شرکت اپل (وين‌بتا) (جالب‌ترين‌ش حقوق تحليل‌گران كسب و كار بود!)

دیکشنری تصویری گوگل منتشر می‌شود

شبکه‌های اجتماعی:

ثبت نام در همایش “روز رسانه های اجتماعی” آغاز شد

فیس‌بوک از App Center خود پرده‌برداری کرد (وبلاگينا)

حالا ما روزانه ۴۰۰ میلیون توئیت ارسال می‌کنیم! (فارنت)

10 سال به پايان عمر فيس‌بوك باقيست

درآمد یک میلیارد دلاری تويیتر از محل تبلیغات

صنعت فاوا در ايران:

جدول مصوبات راه‌اندازی شبکه ملی اینترنت/ 10 مصوبه برای دستگاه‌ها

با مجوز کمیسیون تنظیم مقررات; تعرفه تلفن ثابت رسما گران شد

مفيدترين كاربردهاي موبايل از نظر ايراني‌ها

اقتصاد:

از کنگاور تا کنیا (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار)

عوامل تغییرات شدید قیمت نفت (عطيه همداني)

مهاجرت دانشجویی به آمریکا (پويان مشايخ؛ خاكريز اقتصاد)

اقتصاد خانواده (كافه اقتصاد)

تولید در تنگنای سیاست حذف یارانه‌ها (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

کاهش بهای اونس جهانی طلا در پی سخنرانی برنانکه (سايت طلا)

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (7): مدل كسب و كار چيست؟

اين درس يكي از مهم‌ترين درس‌هاي اين دوره‌ي آموزشي است. در واقع اولين قدم جدي براي راه‌اندازي كسب و كار كوچك‌مان تدوين مدل كسب و كار آن است. تا اين‌‌جا همه چيز مربوط به خودمان بود و از اين‌جا به‌ بعد، بايد كارهايي را شروع كنيم كه ايده‌ي جذاب ما را وارد دنياي واقعي مي‌كنند.

اما مدل كسب و كار (Business Model) چيست؟ خيلي ساده اگر بخواهم بگويم مدل كسب و كار روشي است كه به‌كمك آن از ايده‌تان پول درمي‌آوريد! مدل كسب و كار با طرح كسب و كار (Business Plan) متفاوت است و در واقع پيش‌نياز آن محسوب مي‌شود. تعريف رسمي‌تر مدل كسب و كار اين است: مدل كسب و كار ورودي‌هاي فني مانند محصول يا خدمت شما را تبديل به خروجي‌هاي اقتصادي مانند ارزش افزوده‌ي شركت شما و سود آن تبديل مي‌كند. شكل زير را ببينيد:

اين‌جا يك ايده‌ي خيلي ساده را مي‌بينيد: خريد و فروش CD. اين ايده به‌صورت‌هاي متفاوتي مي‌تواند به‌صورت مدل كسب و كار دربيايد؛ از جمله مدل بالا. CDها را به‌صورت عمده از توليدكنندگان محتوا (مثل نرم‌افزار، فيلم و …) مي‌خريم و به‌صورت آن‌لاين مي‌فروشيم (ايده‌ي خريد و فروش CD مي‌تواند مدل‌هاي كسب و كار ديگري هم داشته باشد: مثلا يك پلت‌فرم خريد و فروش CD مثل eBay درست كنيم، در مورد نرم‌افزارهاي خاص و تخصصي مهندسي سفارش‌ مشتريان را آن‌لاين بگيريم و بعد از تهيه‌ي نرم‌افزار آن را براي مشتري بفرستيم و …)

وقتي درباره‌ي مدل كسب و كار صحبت مي‌كنيم، معمولا بايد به سؤالات زير پاسخ بدهيم:

1- چه مشكل يا چالشي را براي كدام گروه از مشتريان قرار است حل كنيم؟

2- چه ارزش افزوده‌اي قرار است ايجاد كنيم؟ به‌عبارت به‌تر چگونه به نياز مشتري پاسخ مي‌دهيم؟

3- مشتري هدف ما كيست؟ چگونه مي‌توانيم مشتريان‌مان را بخش‌بندي كنيم؟

4- چگونه به مشتريان دست پيدا مي‌كنيم، آن‌ها را به خود جذب مي‌كنيم و نگه‌شان مي‌داريم؟

5- وضعيت رقابت در صنعت ما چگونه است و ما چگونه قرار است رقابت كنيم؟

6- چگونه درآمد كسب مي‌كنيم؟ يا به‌عبارت جذاب‌تر: چگونه پول درمي‌آوريم؟

7- هزينه‌هاي ثابت احتمالي‌ (مكان دفتر يا كارگاه، مبلمان، لوازم اداري، تجهيزات، هزينه‌هاي خدمات حسابداري، مشاوره‌ي مالياتي و …) و هزينه‌هاي متغير احتمالي‌مان (هزينه‌ي مواد اوليه، هزينه‌ي تبليغات، هزينه‌هاي توزيع و فروش و …) كدام‌اند؟

اما چرا مدل كسب و كار مهم است؟ به‌دلايل زير:

1- مدل كسب و كار روش پول درآوردن شما از ايده‌تان است. از اين دليل محكم‌تر مي‌خواهيد؟ 🙂

2- مدل كسب و كار مبناي اصلي تهيه‌ي طرح كسب و كار (Business Plan) است؟ (هفته‌ي آينده درباره‌‌ش صحبت خواهيم كرد.)

3- خيلي وقت‌ها، يك كسب و كار جديد و بسيار موفق ايده‌ي جديدي ندارد؛ بلكه‌ي مدل كسب و كار جديد و جذابي دارد. مثلا مايكل دل بنيان‌گذار شركت معظم دل ايده‌ي جديدي نداشت: ساخت و فروش رايانه‌ي شخصي. اما مدل كسب و كار او صنعت رايانه‌هاي شخصي را زير و رو كرد: دل به‌جاي فروش محصول خودش از طريق سيستم توزيع و خرده‌فروشي‌ها، آن را خودش مستقيم به مشتري نهايي فروخت!

4- مدل كسب و كار مثل پي ساختمان مي‌ماند؛ به شما نشان مي‌دهد كه چگونه مي‌توانيد كسب و كارتان را طوري سازمان‌دهي كنيد كه بيش‌ترين ارزش ممكن را از آن به‌دست بياوريد.

5- مدل كسب و كار نشان مي‌دهد وقتي ايده‌ي شما با رقباي‌تان مشابه است، تفاوت شما با آن‌ها چيست!

اما چطور مدل كسب و كارمان را طراحي كنيم؟ براي اين كار قدم‌هاي زير را طي كنيد:

1- تدوين پيشنهاد ارزش (Value Proposition): شامل پاسخ سؤالات شماره‌ي 1 و 2 از سؤالات بالا. در اين‌جا بايد به‌دقت محصول / خدمت خودتان و روش توليد و عرضه‌ي آن به مشتري را مشخص كنيد. حواس‌تان باشد كه بايد رابطه‌ي ميان تعريف محصول / خدمت شما با مشكل / نياز مشتري به‌خوبي مشخص شود.

2- تعيين بازار هدف (Target Market): پاسخ سؤال شماره‌ي 3. در اين‌جا به شناخت بازار و مشتريان هدف، بخش‌بندي بازار و مشتريان، تخمين اندازه‌ي بازار و چيزهايي شبيه اين‌ها مي‌پردازيد.

3- تعيين طرح بازاريابي (Marketing Plan): پاسخ سؤال شماره‌ي 4. طرح بازاريابي شامل: روش‌هاي بازاريابي و تبليغات، روش‌هاي توزيع و فروش و … است.

4- تعيين طرح استراتژيك (Strategic Plan): پاسخ سؤال شماره‌ي 5. با پرسيدن سؤال‌هاي جزئي‌تري مثل: جايگاه ما در صنعت محل فعاليت‌مان كجاست؟ رقبا، محصولات / خدمات مشابه و جايگزين (محصول جايگزين مثل چاي و قهوه) و محصولات / خدمات مكمل (محصول مكمل مثل چاي و قند) محصول / خدمت ما كدام‌اند؟ چگونه پيشنهاد خود به مشتري (يعني محصول / خدمت)  را از محصولات / خدمات ديگران متمايز مي‌كنيم؟ استراتژي‌هاي رقابتي ما براي نفوذ به بازار و رشد كسب و كارمان چه چيزهايي هستند؟ و سؤال‌هايي مشابه.

5- تعيين مدل كسب درآمد (Revenue Model): پاسخ سؤال شماره‌ي 6. براي اين كار تمامي منابع درآمدي احتمالي كسب و كارتان را فهرست كنيد (حتا چيزهايي مثل محصولات جانبي، خدمات پس از فروش، به‌روزرساني و ارتقاي محصول و …) و البته مشخص كنيد مشتريان چگونه براي محصول / خدمت شما پول پرداخت خواهند كرد؟ (هر بار خريد، به صورت هفتگي يا ماهانه، اشتراك يا …)

6- تعيين ساختار هزينه‌‌ها (Cost Structure): پاسخ سؤال شماره‌ي 7. براي اين كار زمان‌‌هاي كليدي (راه‌اندازي، رشد فروش، توسعه‌ي بازار و …) را در مراحل توسعه‌ي كسب و كار كوچك‌تان فهرست كنيد و هزينه‌هاي هر مرحله را جداگانه تخمين بزنيد.

روش بالا يك روش ساده براي تدوين مدل كسب و كار است. بد نيست بدانيد اين روزها پرطرفدارترين روش رويكرد تدوين مدل كسب و كار در دنيا روشي است كه در كتاب “خلق مدل كسب و كار” توسط آقاي اوسترولدر و همكاران ارائه شده است. اين كتاب خوش‌بختانه به‌زبان فارسي هم ترجمه شده كه مي‌توانيد از اين‌جا به‌صورت آن‌لاين تهيه‌اش كنيد.

در صفحه‌ي ويكي‌پدياي Business Model هم مي‌توانيد اطلاعات بيش‌تر و جذاب‌تري در مورذ اين مفهوم جذاب پيدا كنيد. من باز هم در مورد مدل كسب و كار خواهم نوشت.

در اين‌جا درس هفتم به‌پايان رسيد. هفته‌ي آينده به‌سراغ يكي ديگر از مفاهيم مهم در توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك خواهيم پرداخت: طرح يا برنامه‌ي كسب و كار (Business Plan).

عكس‌هاي متن از اين‌جا و اين‌جا

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (6): ايده‌پردازي

اين احتمالا اولين پستي است كه با موضوع كار ما ـ يعني راه‌اندازي كسب و كار كوچك شخصي‌مان ـ ارتباط مستقيم دارد. تا اين‌جا فهميديم كه كارآفرين كيست و چه كاره است و چه بار بزرگي را بر دوش دارد. از اين‌جا به‌بعد مي‌رويم سراغ اين‌كه به‌عنوان يك كارآفرين جوان بايد چه كارهايي انجام دهيم.

احتمالا شما ايده‌اي داشته‌ايد كه به‌سراغ كارآفرين شدن آمده‌ايد. اگر هم هنوز ايده‌اي نداريد نگران نباشيد! اين‌جا به همه چيز از ابتدا مي‌پردازيم. بنابراين اول از همه بياييد ببينيم “ايده‌” چيست؟ ويكي‌پديا مي‌گويد (+) ايده عبارت است از “يك مفهوم يا يك ادراك ذهني.” ايده در لغت هم داراي معاني چون: نظريه، انديشه، مقصود و چيزهايي شبيه آن‌هاست. بنابراين خيلي ساده “ايده” مفهومي است كه در ذهن شماست.

از آن‌جايي كه در اين‌جا هدف‌مان راه‌اندازي يك كسب و كار كوچك است، اين “مفهوم ذهني” شما بايد در دنياي واقعي و مادي هم مابه‌ازايي پيدا كند. اين فرايند انتقال ايده از ذهن شما به دنياي واقعي شامل چند مرحله است:

1- ايده گرفتن شامل فكر كردن و نظم دادن به مفهومي كه در ذهن‌تان است و روشن كردن ذهن خودتان.

2- نوشتن مفهومي ذهني نظم يافته روي كاغذ.

3- بررسي و پالايش و تكميل ايده‌ي مكتوب شده.

4- توضيح دادن آن براي كسي كه در مورد آن هيچ نمي‌داند (انيشتين جايي گفته ايده‌اي كه نتوني براي مادربزرگ‌ت توضيح‌ش بدي به هيچ دردي نمي‌خوره!)

5- توضيح دادن آن براي كسي كه در مورد آن چيزهايي مي‌داند.

6- تكميل و اصلاح ايده براساس بازخوردهاي دريافت شده در گام‌هاي 4 و 5.

7- پذيرش يا رد ايده.

اگر ايده پذيرفته شد به‌سراغ مرحله‌ي بعد يعني جزئي كردن آن و نگارش طرح كسب و كار مي‌رويم (درس بعد.)

توجه كنيد هدف كلي از انجام تمامي مراحل فوق مهم تبديل كردن مفهوم احتمالا غيرروشن ذهني شما به يك ايده‌ي سرراست و شفاف است كه براي همه قابل درك باشد. بنابراين هر كاري ديگري كه مي‌تواند به رسيدن به اين هدف كمك كند را هم خودتان كشف كنيد و انجام دهيد!

اما در مورد فرايند بالا دو سؤال كليدي وجود دارند:

الف ـ ايده را از كجا پيدا كنيم؟ پيدا كردن ايده احتمالن سخت‌ترين كار در كل فرايند راه‌اندازي كسب و كار كوچك ماست. ايده همان‌ چيزي است كه ما قرار است به دنيا ارائه بدهيم و از بابت آن پول دربياوريم. طبعا به‌دليل همين سخت بودن اين كار است كه تعداد كارآفرينان اين‌قدر محدود است! در اين مورد راه‌نمايي خاصي نمي‌شود ارائه كرد؛ فقط توجه كنيد كه اصولا ايده‌هاي كسب و كار در يكي از سه شكل زير مي‌گنجند:

ـ پيدا كردن كاربرد / بازار جديد براي محصولات / خدمات موجود (مثلا مايكروسافت بعد از عرضه‌ي كينكت تازه كشف كرد كه اين محصول چه كاربردهاي عجيب و غريبي داشته و براساس آن كلي بيزينس جديد راه انداخت!)

ـ يك فناوري / محصول / خدمت جديد (بديهي‌ است! مثال‌ش با خودتان.)

ـ به‌بود يك فناوري / محصول / خدمت موجود (مثلا كاري كه گوگل با جي‌ميل براي ما انجام داد!)

و البته تحقيقات نشان داده كه منبع ايده‌يابي در يكي از سه زمينه‌ي فوق اين‌ها هستند:

ـ تجربيات كاري گذشته.

ـ كسب و كار خانوادگي.

ـ دوستان و آشنايان.

ـ علائق و عادت‌هاي شخصي.

ـ پيشنهاد ديگران!

ـ آموزش و يادگيري.

ـ خوش‌شانسي!!!

متأسفانه در مورد راه پيدا كردن ايده‌ي جديد بيش‌تر از اين نمي‌شود “ايده” داد؛ اما براي پردازش ايده (يعني مرحله‌ي 2 و 3 و 6 فرايند بالا) مي‌شود! برويم سراغ سؤال دوم.

ب ـ ايده را چطور ارزيابي و شفاف بكنيم؟ به‌محض اين‌كه ايده‌‌تان را يافتيد لازم است از خودتان سؤالات زير را بپرسيد:

ـ نام محصول / خدمت من چيست؟

ـ محصولات / خدمات مشابه آن كدام‌اند؟ آيا اصلا مشابه آن وجود دارد؟

ـ كاركردهاي (Functions) اصلي محصول / ويژگي‌هاي كليدي خدمت من چيست؟

ـ چه كسي از آن استفاده مي‌كند يا آن را مي‌خرد؟

ـ چرا مردم آن را مي‌خواهند يا لازم‌ش دارند؟

ـ به چه مواد اوليه و تجهيزاتي براي ساخت و عرضه‌ي آن نياز دارم؟

ـ اندازه و رنگ‌هاي محصول من چگونه است؟

ـ چه گروه‌هاي جمعيتي يا سني بيش‌تر از همه به آن نياز دارند؟

ـ دقيقا چه چيزي محصول / خدمت من را از ديگران متمايز مي‌كند؟

و هر سؤال مرتبط ديگر. هدف از پرسيدن اين سؤالات اين است كه كشف كنيم آيا ساختن و تجاري‌سازي مفهومي كه در ذهن ما قرار دارد آيا در دنياي واقعي شدني است يا نه؟ البته طبيعتا نمي‌خواهيم تحقيقات مفصل مربوط به نوشتن طرح كسب و كار را اين‌جا انجام دهيم؛ فقط اطلاعاتي در اين حد لازم داريم كه بدانيم آيا مي‌شود “گوگل” ايراني ساخت يا نه!

بعد از تصميم‌گيري در مورد اين‌كه اين ايده شدني هست يا خير، مرحله‌ي بعد نقشه‌ كشيدن براي اجراي ايده در عمل است. ديگر بايد آستين‌ها را بالا زد و رفت به سراغ كف بازار! اين كار اسم‌ش هست نوشتن طرح كسب و كار. هفته‌ي آينده در مورد تعريف و محتوا و چگونگي نوشتن طرح كسب و كار صحبت خواهيم كرد.

پ.ن. منبع عكس متن