لینک‌های هفته (۵1): يک سال گذشت!

اين شماره به‌لحاظ تقويمي، يک سالگي مجموعه پست‌هاي لينک‌هاي هفته در گزاره‌ها است. اولين پست لينک‌هاي هفته، روز چهارشنبه 27 مرداد 1389 منتشر شد. و حالا خوش‌حال‌ام که اين کار حداقل براي خودم مفيد و بزرگ را هر هفته در هر شرايط کاري و درسي و روحي و رواني ادامه دادم. بنابراين با اجازه‌ي شما خودم را براي اين تداوم، تشويق مي‌کنم!

در کنارش تشکر مي‌کنم از همه‌ي دوستاني که در اين يک سال به‌واسطه‌ي اين مجموعه پست‌ها با آن‌ها و انديشه‌هاي‌شان آشنا شدم و بسيار از حاصل زحمات‌شان آموختم. و البته تشکر ويژه‌اي هم دارم از شما مخاطبان عزيز که مرا در اين يک سال انگيزه بخشيديد. بد نيست حالا در اين مراسم سالگرد، شما هم نظرتان را در مورد اين پست‌ها بفرماييد. منتظرم …

در هر حال اميدوارم که هم‌چنان فرصت و انگيزه‌ي ادامه‌ي اين کار را داشته باشم. خوب با اين مقدمه بريم سر کار خودمون!

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم. اگر فکر می‌کنید تعداد لینک‌ها زیاد است، با مطالعه‌ی لینک‌های قرمز شده هر آن‌چه را حتما باید بخوانید، خوانده‌اید!
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. لینک اخبار را برای این می‌گذارم که به نظرم برخی اخبار حداقل عنوان‌شان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر از نظر شما تعداد لینک‌ها بسیار زیاد است، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ وقت زیادی نمی‌گیرد و ضرر هم نمی‌کنید!

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

روش‌هایی که اسم ندارند؛ ولی مؤثرند (يا چطور روش‌هاي درست کار را در شرکت‌مان جا بيندازيم! عالي!) (دنياي چابک)

چگونه زبان بر درک رنگ تأثیر می‌گذارد (بسيار جالب!) (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

چگونه استرس خود را در محیط كار كنترل كنیم؟ (عالي)

 آیا شما هم می‌توانید مانند کامپیوتر چندین کار را با هم انجام دهید (اين‌که نمي‌شه حقيقت محضه ولي من قبول‌اش ندارم! :دي) (مجله‌ي اينترنتي زوم‌ آي‌تي)

گذار از وابستگی به استقلال کنش‌گر بودن (” ما در زندگی نگرانی‌های زیادی داریم ولی متاسفانه بر بسیاری از این نگرانی‌ها کنترلی نداریم. می‌توانیم یک دایره ترسیم کنیم که نمایانگر نگرانی‌ها است و دایره کوچک دیگری در داخل آن که نمایانگر کنترل است. افراد پیش فعال، تلاششان را روی چیزهایی متمرکز می‌کنند که مطمئن هستند در مورد آن تاثیر گذارند و در زمان اجرا، معمولا دایره تاثیرگذاری خود را گسترش می‌دهند. بر عکس، افراد واکنشی، اغلب تلاششان را در نقاطی که نگرانی بیشتری دارند متمرکز می‌کنند یعنی جایی که کنترل آنها در آن ضعیف است. نارضایتی و انرژی منفی آنها باعث می‌شود که دایره تاثیرگذاری آنها کوچکتر شود.” نوشته‌اي از استفن کاوي معروف.)

علت عصبانیت در مردان کشف شد

مديريت:

شهرام کريمي در يادداشت‌هاي صنايعي شروع کرده به نوشتن برخي تجربه‌هاي مديريتي‌اش؛ از دست ندهيدشان: یادگیری های مدیریتی- منابع انسانی زیمنس- 1، یادگیری های مدیریتی- منابع انسانی زیمنس- 2 و یادگیری های مدیریتی- منابع انسانی زیمنس- 3

ادغام و تمليك (3) – چالش‌هاي M&A (احسان اردستاني؛ ويترين افکار من)

خداحافظ قهرمان (امير مهراني که خدا رو شکر برگشت!؛ The Coach)

کارآفرینی یا کارگردانی؟! و با خوردن بستنی قیفی به حفظ محیط زیست کمک کنید! (بابت اين دومي؛ آفرين به خانم جم!) (زينب جم؛ همينا)

دورکارها به نزدیک کاری برگشتند! (رضا قرباني؛ مدير رسانه)

هیچ الگویی کامل نیست! (مهدي عرب عامري؛ PMPlus.ir)

linked in و استفاده از اطلاعات کاربران (بهاره حسيني؛ The Notes)

ایجاد سبک مديريت در پنج قدم (عالي! يکي از به‌ترين مطالب اين هفته.)

از دکتر امیرشاهی، پیشکسوت بازاریابی ایران تجلیل شد (استاد پرويز درگي؛ فقط لطفا سه اصل زندگي آقاي دکتر اميرشاهي را از دست ندهيد!)

سه روش برای گرفتن بهترین خروجی از یک تیم کاری (محمد سالاري که فقط کاش اين‌قدر با فونت‌هاي رنگي بر زمينه‌ي سفيد ننويسد که خواندن مطلب را به‌شدت سخت مي‌کند!)

سس محرمانه عامل موفقعيت استيو جابز (چند روز پيش دنبال داشتم دنبال موضوعي مي‌گشتم؛ ديدم چقدر در مقالات استراتژي به اپل در مورد استراتژي يکپارچگي رجوع داده شده. شايد به‌زودي در موردش نوشتم.)

هاروکي موراکامي ـ پیام‌آور جاز (“یکی از همیشگی‌ترین پیانیست‌های محبوب من در موسیقی جاز، ته‌لونیوس مونک است. زمانی کسی از او پرسید؛ چگونه می‌تواند صدای خاص و مشخصی را از پیانو بیرون بکشد، مونک به کیبورد اشاره کرد و گفت: «نمی‌تواند هیچ نوع نُت جدیدی وجود داشته باشد، وقتی به کیبورد نگاه می‌کنی، کل نُت‌ها همین الان همان جا هستند اما اگر به اندازه کافی یک نُت مشخص را بخواهی، صدایی متفاوت خواهی داشت. تو باید نُت‌هایی را برداری که واقعا می‌خواهی!»” به‌ترين تعريف از خلاقيت!)

25 درصد پست‌هاي مديريتي SAP در دست زنان (آفرين!)

مدیران نحوه‌ي عملکرد کارمندان خود را رقم مي‌زنند (بنابراين وقتي نمي‌توانيد نيروي انساني باکيفيت جذب کنيد؛ روي توسعه‌ي مديران سرمايه‌گذاري کنيد.)

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

مرور وبلاگ‌ها:

صیدِ شاه ماهی: گوگل موتورولا را خواهد خرید (مهم‌ترين خبر فناوري هفته) و سرویس جدید گوگل برای دیجیتالی کردن کاتالوگ‌ها (مهرداد نايب؛ ويزويز)

گوگل و آخرین قضیه فرما و چرا گوگل بخش موبایل شرکت موتورولا را خرید؟ (تحليل بسيار جالب دکتر مجيدي عزيز) (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

ویکی‌پدیا تنهاست! (جواد افتاده؛ رسانه‌هاي اجتماعي)

اخبار دنیای فناوری و رسانه‌های اجتماعی:

رشد محیط‌های کار موبایلی (اینفوگرافیک) (عاليه اين! از دست نديدش!) (وبلاگينا)

IBM: دوره رایانه‌های رومیزی به‌سر رسیده است

نمایش ارسال‌های +Google در نتایج جستجوی گوگل فعال شد (وبلاگينا)

جریمه سنگین گوگل در صورت انصراف از خرید موتورولا

به‌روزرسانی در سرويس جی‌ميل

اخبار اپل:

اپل آیفون جدید را شانزدهم شهریور معرفی می‌کند! (فارنت)

یاهو و بینگ از گوگل موثرترند! (واقعا!؟) (فارنت)

آیا ویندوز و لینوکس آشتی می‌کنند؟ (فارنت)

اعلام آمادگی مايکروسافت برای عرضه ويندوز ۸ (يه وبلاگ درست کردند براي اطلاع‌ رساني در اين مورد)

وجود اپ استور برای ویندوز 8 تایید شد (نارنجي)

IE9: مرورگری با هفت برابر قدرت بیشتر در مقابله با بدافزارها (واقعا!؟)

مایکروسافت هم قصد خرید موتورولا را داشت! (خوب خدا رو شکر موفق نشد!) (وبلاگينا)

اخبار گجت‌ها و ابزارهای فناوری:

نورتون رایگان برای اندروید

عرضه نرم‌افزار امنيتي رايگان براي آندرويد (اين يکي مال سيمانتک هست)

شرکت اچ پی سیستم عامل WebOS و تبلت اش را کشت

ذخیره‌ي 50 گیگابایت اطلاعات روی یک شیشه/ کریستالهای حافظه واقعی شدند

دیسک‌هایی با عمر هزار سال! (فارنت)

تلفن‌های همراه به کیسه هوا مجهز می‌شوند

آي‌تي ايراني:

اینفورما: فقدان 3G عامل عدم توسعه ICT در ایران است (البته اين هم هست؛ ولي …)

فاز اول شبكه‌‌ي ملي اينترنت 6 ماهه اول سال به بهره‌برداري مي‌رسد و برنامه‌ي مرکز تحقیقات مخابرات برای شبکه ملی اینترنت (يکي تو رو خدا به اينا فرق اينترنت و اينترانت را بفهمونه!)

حجم فروش اينترنتي خودرو از مرز 20.000 ميليارد ريال گذشت (نمونه‌ي موفق تجارت الکترونيک در ايران)

اقتصاد:

چه کسی نفع می‌برد و چه کسی می‌بازد؟ اثرات بازتوزیعی طرح هدف‌مندسازی یارانه‌ها (حامد قدوسي؛ يک ليوان چاي داغ)

سیاست‌های ایران در قبال مهاجرت افغان‌ها (نقد سياست‌هاي کنوني و البته پيشنهاد سياست‌هاي مناسب. اين مسئله يکي از مهم‌ترين مسائل اجتماعي ايران است؛ هر چند نه دولت مي‌خواهد ببيندش و نه ما) (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

آشفتگي برنامه‌ريزي‌شده؛ ويژگي ديكتاتور‌مآبانه، ضد‌دموكراتيك و سوسياليستي دخالت‌گرايي (از لودويگ فون ميزس) (“همه آزادند كه با نتيجه انتخابات يا فرآيند بازار آزاد مخالفت كنند. اما در نظام دموكراتيك، راهي غير از ترغيب و تشويق براي دگرگون كردن اوضاع ندارند. اگر فردي مي‌گفت كه «شهردار انتخاب‌شده با راي اكثريت را دوست ندارم و به همين خاطر از دولت مي‌خواهم كه فرد مورد پسند من را به جاي او بنشاند»، كسي او را دموكرات نمي‌خواند. اما بيشتر افراد آن قدر كند‌ذهن هستند كه اگر همين ادعا‌ها درباره بازار بر زبان آورده شوند، آرزو‌ها و خواست‌هاي ديكتاتور ‌مآبانه‌اي را كه در اين ميان وجود دارد، كشف نمي‌كنند. مصرف‌كنندگان انتخاب‌هاي خود را انجام داده‌اند و درآمد توليد‌كنندگان كفش، ستارگان سينما و جوشكار‌ها را تعيين كرده‌اند. كدام استاد فكر مي‌كند كه مي‌تواند بر تصميمات آنها چيره شود؟ اگر اين فرد ديكتاتوري بالقوه نبود، از دولت نمي‌خواست كه دخالت كند. تلاش مي‌كرد كه همشهريانش را به افزايش تقاضا براي محصولات جوشكاران و كاهش تقاضا براي كفش ترغيب كند.”)

آشنايي با اقتصاددانان: رونالد کوز (تو 23 سالگي يه مقاله نوشته که تئوري‌هاي اقتصادي دنيا را تغيير داده … آدم حسودي‌اش مي‌شه!)

روند شاخص‌هاي اقتصادي را «مركز آمار ايران» به مجلس گفت، مجلس به رسانه‌ها اعلام غيررسمي آمار رسمي (خبر اقتصادي مهم هفته)

مصاحبه با دکتر طبیبیان پیرامون سیاست‌های پولی و بانکی کشور (استاد عزيز ما!)

در گفت‌و‌گو با يك اقتصاددان ايراني بررسي شد: ريشه‌يابي بحران بدهي آمريكا (تحليل جالب دکتر حجت قندي)

اقتصاد در زندگي واقعي: چرا اقتصاددانان، ورزش را دوست دارند؟ (بخش مربوط به داورهاش خيلي جالب بود!)

آشنايي با اقتصاددانان: ديويد هيوم (کسي که بر آدام اسميت تأثير گذاشت!)م

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (32): زندگي به سبک پپ يا خوزه!؟

امشب ال‌کلاسيکوي برگشت سوپر کاپ اسپانيا برگزار مي‌شود. به اين مناسبت قصد دارم به موضوع جالبي نگاه کنم که به‌نوعي فلسفه‌ي رقابت مربيان اين دو تيم محسوب مي‌شود. نکته‌‌اي که البته فارغ از بحث رقابت، در زندگي همه‌ي ما انسان‌ها هم نمود بسيار زيادي دارد.

به نوع رفتار پپ گوآرديولا و مورينيو توجه کنيد:

1- استراتژي مورينيو ـ تحقير: براي مورينيو هميشه رقبا هيچ‌اند. او و تيم‌اش هميشه برترند؛ چه ببرند و چه ببازند. تنها نقش رقيب (و در واقع تنها خوبي رقيب) اين است که وجود دارد تا آقاي خاص با قدرت بي‌پايان‌شان تحقيرش کنند و بعد سرمست از پيروزي، از توان‌مندي خودشان لذت ببرند. در اين استراتژي رقابت، حريف فقط به‌درد تحقير شدن مي‌خورد؛ بنابراين اگر رقيب تحقير نشد و يا بدتر شما را با 5 گل نابود کرد، آن‌وقت عوامل خارجي ـ مثل داور و يوفا و … ـ هستند که باعث باخت شما شده‌اند. در استراتژي مورينيو، بدون رقيب آدم نمي‌تواند از خوبي‌ها و توانايي‌هاي خودش لذت ببرد. بنابراين وقتي به رقيبي برخورد کني که نمي‌تواني بر او پيروز شوي و وقتي که زندگي‌ات آن‌طوري پيش نمي‌رود که فکر مي‌کني بايد پيش برود (يعني به‌نوعي شکست در زندگي!)، اين ديدگاه‌ات مي‌شود بزرگ‌ترين عامل تخريبي روحيه براي خودت.

2- استراتژي پپ ـ لذت بردن از توانايي خود: پپ اما جور ديگري فکر مي‌کند. پپ معتقد است در درجه‌ي اول بايد از خوبي‌ها و توان‌مندي‌هاي خودمان لذت ببريم؛ چه رقيبي باشد و چه نباشد. وقتي اين‌طوري به قضيه نگاه کنيم، آن‌وقت رقابت هم مي‌شود آزموني براي سنجيدن ميزان اين توانايي در عمل. اگر رقيب را برديم، يعني واقعا توانايي‌مان بيش‌تر از رقيب بوده و اين يعني لذت مضاعف؛ ولي حتا اگر هم نبرديم، آن‌وقت توانايي ما زير سؤال نمي‌رود: رقيب قدرت بيش‌تري داشته. ما حالا فرصت داريم که روي به‌تر شدن‌مان براي رسيدن به‌ رقيب تمرکز کنيم و لذت تلاش براي به‌تر شدن، مي‌شود لذت مضاعف‌مان! بنابراين در استراتژي پپ، هميشه آدم از چيزي که هست لذت مي‌برد؛ نه از لذتي که ديگران با تحقير شدن‌شان تقديم‌اش مي‌کنند. و اين يعني اين‌طوري زندگي کردن، شکست ندارد.

مي‌خواهم بگويم که اين دو نوع نگاه فقط در رقابت معنادار نيستند. خيلي از ما در زندگي ـ و به‌ويژه زندگي شغلي ـ مانند مورينيو فکر مي‌کنيم و رفتارهاي‌مان را شکل مي‌دهيم: اين‌که هميشه استعدادهاي ما کشف نشده، اين‌که من خواستم فلان کار را براي سازمان‌ام انجام بدهم و نشد و نگذاشتند، اين‌که به‌تر بودن من يعني اين‌که تو بدتري (!) و خيلي رفتارهاي زشت ديگر در محيط کار و حتا زندگي جلوه‌هايي از همين نگاه مورينيويي هستند.

در مقابل اگر من بپذيرم که با توجه به سير زندگي‌ام همين نقطه‌اي که الان در آن قرار گرفتم، نقطه‌ي بهينه‌اي براي من است، اگر حسرت گذشته و حرص آينده را نخورم و سعي کنم از چيزي که هستم لذت ببرم و البته اگر از ياد نبرم که من هنوز آدم کاملي نيستم و جا براي به‌تر شدن و کسب توانايي‌هاي جديد هنوز هم وجود دارد، آن‌وقت زندگي با تمام سختي‌هاي‌اش براي‌ام شيرين مي‌شود!

بنابراين انتخاب با خود ماست که چطور به‌زندگي نگاه کنيم و چطور زندگي کنيم: زندگي به سبک پپ يا خوزه!؟

پ.ن. با آرزوي پيروزي مجدد مکتب توتال فوتبال بارساي پپ بر مورينيوي خود ـ تخريب‌گر!

خدمات ما: به‌بود متدولوژي شما!

در گشت و گذار در اينترنت اين اتفاقي به اين سايت برخوردم که در صفحه‌ي اول‌اش خود را يک شبکه‌ي اجتماعي براي متخصصان و تحليل‌گران کسب و کار معرفي کرده است. اين شايد خيلي موضوع جديدي نباشد؛ اما وقتي به صفحه‌ي خدمات اين سايت مراجعه مي‌کنيد ماجرا بسيار جالب مي‌شود. خدمت اصلي اين سايت به‌بود چارچوب‌ها و متدولوژي‌هاي شرکت‌هاي مشاور و استقرار سيستم مديريت پروژه در آن‌ها است. اين‌طوري که از شرح خدمات‌اش بر مي‌آيد اين کار شامل مواردي مثل اين‌هاست:

  • کمک به توسعه‌ و سفارشي‌سازي چارچوب‌ براي حل مسائل خاص سازماني؛
  • ارايه‌‌ي تمپليت‌هاي استاندارد مربوط به چارچوب‌ها و متدولوژي‌ها؛
  • تهيه‌ي نقشه‌ي راه توليد مستندات تحويل‌دادني پروژه‌ي مشاوره؛
  • تعيين نقش هر يک از اعضاي تيم در توليد تحويل‌دادني‌ها در چرخه‌ي عمر پروژه؛
  • ارايه‌ي ابزارها و تمپليت‌هاي خاص پروژه‌هاي مشاوره؛
  • و از همه بانمک‌تر کنترل کيفيت مستندات توليد شده در پروژه و ارايه‌ي پيشنهاد براي بهبود آن‌ها!
ايده‌ي بسيار جالبي است براي کسب و کار و راه‌اندازي استارت ـ آپ؛ البته نه در ايران که همه‌ي ما براي خودمان دراکر و پورتر هستيم و کيفيت کارهاي‌مان از مک‌کنزي و اکسنچر و ديلويت و ديگران بالاتر است.

شايد به‌نوعي اسم اين کار را بتوان گذاشت مشاوره‌ي مشاوره‌ي مديريت!

شعارهاي تبليغاتي شرکت‌هاي غيرفناوري ـ بخش دوم

بعد از نمودار زيبايي (!) که در پست قبلي ديديم، اين‌جا با هم برخي شعارهاي جذاب ديگر را در قالب متني مرور مي‌کنيم:

باز هم از پست قبل يادآوري مي‌کنم که کاش از اين شعارها براي به‌تر کردن خودمان و زندگي‌ شغلي و شخصي‌مان بهره بگيريم.

منبع: اين‌جا و اين‌جا

باز کردن قفل معادله‌ي موفقيت‌تان

پيش از آغاز: حقيقتا اين مقاله‌ي نسبتا طولاني يکي از جذاب‌ترين و زيباترين مقالاتي بوده که تا به امروز ترجمه کردم. خواهش مي‌کنم وقت بگذاريد و تک‌تک کلمات انرژي‌بخش‌اش را بخوانيد. پيتر برگمان با نوشته‌هاي بي‌نظيرش، قطعا يکي از قهرمانان زندگي من است!

نويسنده: پيتر برگمان / مترجم: علي نعمتي شهاب

وقتي جيم وولفنزون يک دانشجوي سال دوم در دانشگاه سيدني بود، يک روز دوستي به نام روپرت بليگ ـ کاپيتان تيم شمشيربازي دانشگاه ـ از او پرسيد که آيا مي‌تواند فرداي آن روز در مسابقات شمشيربازي دانشگاه‌هاي کشور در ملبورن مسابقه بدهد؟

جيم گفت: “تو ديوونه شدي. من تا حالا اصلا شمشير رو لمس هم نکردم!”

اما روپرت ديوانه نبود؛ تنها ناراحت بود. يکي از اعضاي تيم او بيمار شده بود و روپرت بايد فردي را جايگزين او مي‌کرد تا بتواند در آن مسابقات شرکت کند.

يک مسئله‌ي مهم‌تر هم وجود داشت. جيم پول سفر به ملبورن و هيچ شانسي براي موفقيت نداشت.

اما او گفت: “خيلي خوب؛ باشه. يک کاري‌اش مي‌کنيم.”، پول سفر را از پدر و مادرش قرض گرفت و هر چيزي را که مي‌توانست از هم‌تيمي‌هاي جديدش در يک جلسه‌ي تمرين در ملبورن ياد گرفت.

چه داستان عجيبي مي‌شد اگر جيم يک استعداد کشف‌نشده بود که همه‌ي رقباي‌اش را مي‌برد. اما واقعيت اين‌طوري نبود. جيم همه‌ي مسابقه‌ها را بدون کسب حتا يک امتياز باخت!

اما او هنوز هم در خاطرات خواندني‌اش “يک زندگي جهاني” مي‌نويسد: “من سعي کردم روش‌هاي جديدي براي گرفتن امتياز از حريف ابداع کنم … يادم نمي‌آيد قبل از اين تجربه، لحظاتي چنين مفرح داشته باشم.”

با وجود باخت‌هاي‌اش تيم او قهرمان مسابقات شد. و جيم هم براي سال‌ها به شمشيربازي چسبيد، به‌شکل ناگهاني در مسابقات شمشيربازي المپيک 1956 شرکت کرد و از سال 1995 تا 2005 رئيس بانک جهاني شد.

اما تجربه‌ي شمشيربازي جيم، چه تأثيري بر زندگي شايسته‌ي احترام اقتصادي و سياسي او گذاشت؟ همه جور تأثيري.

هر داستان زندگي با معيارهاي بي‌نهايت زيادي که بر سرنوشت آن فرد تأثيرگذارند، پيچيده مي‌شود. البته گروهي از الگوها وجود دارند که ما معمولا براساس آن‌ها با تجربيات‌مان روبرو مي‌شويم. در طول زمان اين الگوها، آينده‌ي ما را رقم مي‌زنند.

براي بسياري از ما، الگوهاي‌مان مي‌توانند خيلي زود در زندگي‌مان روشن شوند. الگوهاي جيم ـ چيزهايي که باعث شدند جيم به موفقيت‌هاي شخصي، اقتصادي و سياسي قابل توجهي برسد ـ در شکست‌هاي او در شمشيربازي‌اش نهفته بودند.

اول چند تا اعتراف بکنم: من جيم را مدت زيادي است که مي‌شناسم و هميشه شيفته‌ي او بوده‌ام. البته اين شيفتگي تنها به دليل موفقيت‌هاي‌ او نبوده است؛ بلکه براي يگانگي شخصيت او به‌عنوان يک فرد و به‌عنوان يک ره‌بر بوده است. او هميشه در فهرست کوتاه آدم‌هايي بوده که من هميشه دوست داشتم وقتي بزرگ شدم، مثل آن‌ها باشم. من هنوز هم دارم براي تحقق اين آرزو تلاش مي‌کنم!

خوب چه الگويي پشت موفقيت جيم بود؟

روان‌شناسان احتمالا بر نوع تربيت او تمرکز مي‌کنند. او در فقر بزرگ شد و در ترکيب پويايي از عدم امنيت و آرزومندي که زيربناي بسياري از داستان‌هاي موفقيت است، رشد يافت. مربيان راه و روش زندگي (Life Coachs) ممکن است به اشتياق او براي پذيرش موقعيت‌هايي که از دسترس او خارج بودند و آغوش هميشه باز او براي دريافت کمک از ديگران اشاره کنند. مطمئنا مشاوران هم مدعي مي‌شوند که جزيي از اين موفقيت بوده‌اند.

اما منبع اصلي موفقيت جيم ذهن تحليل‌گر او و روش نظام‌مند او براي حل مسائل بود. او خود را وسط يک مهلکه مي‌انداخت، موقعيت را ارزيابي مي‌کرد، تلاش مي‌کرد سيستم را بشناسد و کشف کند که سيستم دارد از اين راه به کجا مي‌رود. او کم‌ترين تعداد اقداماتي را که بزرگ‌ترين تأثير ممکن را مي‌گذاشتند تعيين مي‌کرد و بعد به‌سراغ اجراي آن‌ها مي‌رفت.

با اين حال احتمالا استادان او در هاروارد با اين گزاره موافق‌اند که اگر او واقعا توانايي‌اش را نداشت نمي‌توانست به همه چيز برسد. جيم باهوش و بامهارت بود. او به‌سختي کار مي‌کرد و هيچ وقت از ياد گرفتن دست نمي‌کشيد. البته داستان سفر او به ملبورن براي شمشيرسازي داستاني دراماتيک است؛ اما موفقيت او به‌عنوان يک شميرباز ـ و البته يک ره‌بر اقتصادي و جهاني ـ در فاصله‌ي ميان آن مسابقات و المپيک نهفته است. او سال‌ها براي بهبود مهارت‌ها و افزايش استعدادش به‌سختي تلاش کرد.

احتمالا الگوي موفقيت جيم در واقع يک معادله است: جيم = شخصيت يگانه + عدم امنيت + آرزومندي + بله گفتن + کمک خواستن + حل مسئله + خوش‌بيني + روابط + قابليت داشتن. مي‌بينيد! همان‌طور که گفتم، هر داستان زندگي بسيار پيچيده است!

با اين حال هر چقدر بيش‌تر در مورد جيم فکر مي‌کنم، بيش‌تر متوجه سادگي موفقيت او مي‌شوم. يک نيروي پنهان تصميم‌گيري او را به پيش مي‌برد. اين، کليدِ حل آن معادله بود. بدون اين نيرو، استعداد بي‌نظير جيم به هدر مي‌رفت.

اين دقيقا کليدي‌ترين سؤال است.

اغلب انسان‌ها وقتي که موقعيتي جديد، برداشتن گام بعدي يا تصميم‌گيري را بررسي مي‌کنند، مي‌پرسند: “آيا موفق خواهم شد!؟”

اما جيم سؤال ديگري پرسيد: “آيا ارزش ريسک‌اش را دارد؟”

تفاوت ميان اين دو سؤال تفاوت ميان هيچ وقت شمشيربازي نکردن و شمشيربازي در المپيک است. وقتي روپرت از جيم خواست تا در مسابقات قهرماني شرکت کند، هيچ شانسي براي موفقيت وجود نداشت. شکست، نتيجه‌اي غيرقابل اجتناب بود. اما آيا ارزش ريسک‌اش را داشت؟ براي جيم مطمئنا بله.

رويکرد جيم در زندگي پذيرش ريسک‌ها، يادگيري از آن‌ها و استفاده از اين دانش براي درک و تحليل ريسک بعدي بود. شکست جزيي غيرقابل انکار از استراتژي او است.

ريسک‌پذيري واقعا نيازمند شکست است. شما بايد به‌اندازه‌ي کافي از شکست بترسيد تا به‌سختي کار کنيد و از روبرو شدن با ريسک‌ها سربلند بيرون بياييد؛ اما در عين حال نه اين‌قدر که باعث شود از همان ابتدا هيچ ريسکي نکنيد. اگر از عينک يادگيري نگاه کنيم، شکست حداقل به‌اندازه‌ي موفقيت مفيد است. کار کردن روي چيزهايي که مطمئن هستيد به‌سرانجام مي‌رسند، چيزهايي را که مي‌توانيد به آن‌ها برسيد به‌شدت محدود مي‌کنند. به‌جاي آن ريسک‌پذير باشيد و ببينيد چه رخ مي‌دهد.

پس از پايان دوره‌ي رياست‌اش بر بانک جهاني، رئيس جمهور وقت ايالات متحده جورج بوش پسر از او خواست تا نماينده‌ي ويژه‌ي او در مذاکرات صلح خاورميانه با محوريت مسائل نوار غزه باشد. اگر او مي‌پرسيد که “آيا نتيجه‌بخش است؟” هرگز با چنين کاري موافقت نمي‌کرد. اما به جاي آن او تنها سؤالي را که مهم بود پرسيد: “ارزش‌اش را دارد؟” و آن پست را پذيرفت.

منبع

لینک‌های هفته (50)

خوب باز هم تأخير چند ساعته! فقط بايد شادماني عميق خودم را از خوب شدن کامل دوست عزيزمان امير مهراني و مرخصي‌اش از بيمارستان ابراز کنم. اميدوارم ديگه از اين اتفاقات بد براي هيچ کس نيفته و البته امير هم به‌زودي دوباره شروع کنه به نوشتن که توي لينک‌هاي هفته جاي The Coach خيلي خاليه!

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم. اگر فکر می‌کنید تعداد لینک‌ها زیاد است، با مطالعه‌ی لینک‌های قرمز شده هر آن‌چه را حتما باید بخوانید، خوانده‌اید!
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. لینک اخبار را برای این می‌گذارم که به نظرم برخی اخبار حداقل عنوان‌شان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر از نظر شما تعداد لینک‌ها بسیار زیاد است، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ وقت زیادی نمی‌گیرد و ضرر هم نمی‌کنید!

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

چشم‌انداز برای عمر کاری (شهرام کريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

چقدر کار می‌کنید؟ (نادر خرمي‌راد)

افسردگی شکل مغز را تغییر می‌دهد

کار کردن در دفاتر اداری جدید مغز را مختل می‌کند (ما رو مي‌گه!؟ :))

استفاده از اینترنت انسان‌ها را اجتماعی‌تر می‌کند (واقعا!؟)

مديريت:

چگونه کارکنان لایق را ناتوان سازیم؟ (يک خاطره‌ي فوق‌العاده جالب و خواندني از استاد پرويز درگي)

برنامه‌های مدیریتی در PMBOK و مدیریت ریسک که می گن یعنی چی؟ (انصافا از تک‌تک مطالب نادر چيزهاي جديدي ياد مي‌گيرم.) (نادر خرمي‌راد)

راه‌کارهای پرداخت حقوق در شرایط بحران نقدینگی (آقاي آواژ روش پرداخت حقوق در بهساد را توضيح دادند. مي‌تونه الگو باشه براي بقيه‌‌ي شرکت‌ها؛ ولي خوب لزوما براي هر شرکتي مناسب نيست.)

از جلسات یادگیری غافل نشوید (مهدي عرب عامري؛ PMPlus)

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

مرور وبلاگ‌ها:

پاک کردن ایمیل‌های حجیم در جی‌میل (Gmail) (البته در واقع معرفي ابزاري براي يافتن اي‌ميل‌هاي حجيم در جي‌ميل و بعد پاک کردن آن‌ها! اين از نظر من که شديدا با حجم باقي‌مانده‌ي جي‌ميل‌ام مشکل دارم، به‌ترين مطلب اين هفته است.) و دسترسی بدون اینترنت به وبلاگ سازمانی (يک تجربه‌ي جالب در مورد راه‌اندازي يک وبلاگ داخل سازمان) (محمود حق‌وردي؛ حرفه روابط عمومي)

چگونه می‌توان کاربر حرفه‌ای گوگل پلاس شد؟ (يک پزشک)

بورس تحصیلی با توییتر و جنگ شبکه‌های اجتماعی (اینفوگرافی) (مقايسه‌ي نسبتا جامع امکانات اصلي‌ترين شبکه‌هاي اجتماعي دنيا) (جواد افتاده؛ رسانه‌هاي اجتماعي)

۵ افسانه‌ي رایج درباره‌ی رسانه‌ها (رضا قرباني؛ مدير رسانه)

گوگل دیکشنری هم به پایان راه رسید (مهرداد نايب؛ ويزويز)

تکامل زبان‌های برنامه‌نویسی (اینفوگراف) (بسيار بسيار جالب و حتما يکي از به‌ترين مطالب اين هفته) (مجله‌ي اينترنتي گويا آي‌تي)

اینترنت تا سال ۲۰۱۵ (اینفوگرافی سیسکو) (بسيار بسيار جالب!) (علي اسماعيل‌زاده؛ بهترين ارتباط)

توییتر هم بالاخره راست به چپ شد! (ديگه اگر متن مختلط فارسي و انگليسي بنويسيد، توئيت‌ها به هم نمي‌خورند!) و چه كسانی را باید در گوگل پلاس دنبال كرد؟ (معرفي يک سايت جالب که کاربرهاي گوگل پلاس را براساس حوزه‌ي فعاليت‌شون دسته‌بندي کرده.) (مصطفي لامعي؛ iClub)

تولد 61 سالگی وزنیاک (زندگي‌نامه‌ي مختصر استيو نه چندان مشهور اپل!) (نارنجي)

آی‌تی فقط مدیون بیل گیتس و استیو جابز نیست! (معرفي تعدادي از بزرگان دنياي آي‌تي که خيلي‌ها نمي‌شناسندشون!) (وب‌شهر)

اخبار دنیای فناوری و رسانه‌های اجتماعی:

بیش‌ترین کاربرهای گوگل ریدر (ايراني‌ها از نظر تعداد و ميزان مرور گودر در روز در دنيا جزو کشورهاي اول‌اند! دست گل‌مون درد نکنه!)

وعده‌ي نابودی فیس‌بوک در چهاردهم آبان! (طبق معمول کار گروه انانيموس) و ویدئو چت فیس‌بوک برای اندروید و آیفون (فارنت)

کتابخانه‌ي ديجيتال جهان افتتاح شد (از سوي يونسکو)

بیست‌سالگی www مبارک! (مبارک!) (فارنت)

ویکی‌پدیا ویرایشگران خود را از دست می‌دهد (ئه!؟)

پايگاه فراخوان‌هاي علمي پژوهشي کشور راه‌اندازی شد (واقعا به همچين چيزي نياز بود. دست‌شون درد نکنه.)

تغییرات جدید در موتور جستجوی یاهو (وبلاگينا)

خواهر زوکربرگ فيس بوک را ترک کرد (برادر زوکربرگ هم نشديم!)

بدلباس‌ترین اربابان دنیای فناوری/ جابز و گیتس در میان بد لباس‌ها!

کشف نفوذپذیری سیستم عامل‌های موبایل توسط یک دختر بچه 10ساله

اخبار گوگل:

اندرويد همچنان پيشتاز در بازار تلفن‌هاي هوشمند (بزن دست قشنگه را!)

كاربران گوگل پلاس رو به افزايش است

خدمات مکالمه تلفنی جی‌میل گوگل جهانی می‌شود

انتشار اولین تصاویر از اندروید 4.0 (وبلاگينا)

بازی آنلاين از سوی گوگل پلاس ارايه شد (البته هنوز عمومي نشده و براي تعدادي کاربر محدوده)

اخبار اپل: 

اپل با ارزش‌ترین شرکت جهان (از نظر ارزش بازاري در بازار سهام) (فارنت)

22 فروشگاه قلابي اپل در چين شناسايی شد (بانمک‌اش اينه که خيلي از کارکنان اين فروشگاه‌ها خبر نداشتند براي اپل کار نمي‌کنند!)

اپل توانست فروش Galaxy Tab سامسونگ را بصورت قانونی در اروپا متوقف کند

بلومبرگ: هر iPhone 5 برای اپل 270 دلار تمام می‌شود

اخبار مايکروسافت:

امسال ويندوز ۷ محبوب‌ترين سيستم عامل می‌شود

 مايكروسافت به دنبال راه‌اندازي شبكه اجتماعي (شبکه‌ي اجتماعي هم ديگه خز شد!)

اعلان جنگ مايکروسافت به سارقان اطلاعات (جايزه‌ي 200 هزار دلاري مايکروسافت براي نرم‌افزار مقابله با سرقت اطلاعات)

اخبار گجت‌ها و ابزارهای فناوری:

عرضه‌ي تبلت اندرویدی با برند معروف پیر کاردین! (فارنت)

انتقال اطلاعات برای نخستین بار با سرعت 800 مگابایت در ثانیه (بيان ايران ياد بگيرند اين سرعت‌ها به هيچ دردي نمي‌خوره! :))

آي‌تي ايراني:

کاهش تعرفه اینترنت از سوي رگولاتوري بررسي مي‌شود (طنز هفته: رگولاتوري مي‌گه زيرساخت بايد درخواست کاهش قيمت را بده؛ زيرساخت هنوز نداده و مي‌گه برنامه‌اي هم براي اين کار نداريم!)

بيش از 207 هزار دامنه اينترنتي در كشور به ثبت رسيد

اقتصاد:

«فرارمغزها» یا «تبادل مغزها» (“بیش از 60 درصد هندی‌ها و 51 درصد چینی‌ها گفته اند از این که می‌توانند در رشد اقتصادی کشورشان مشارکت کنند، هیجان زده‌اند.” از لحاظ نوع انگيزه براي بيزينس)

مراقب تبليغات حساب سپرده طلا باشيد (اين مطلب را بخوانيد تا يک وقت کلاهي سرتان نرود!)

اکونومیست: هدفمندی یارانه‌ها به صنایع ایران ضربه شدیدی وارد کرده است

کاهش رتبه‌ي اعتبار مالی ایالات متحده آمریکا (دولت آمريکا يک سري اوراق قرضه داره به اسم فدرال باند که تضمين دولت آمريکا پشتشه. در واقع ميان طلب‌هاي دولت آمريکا (مثلا مالياتي که سه ماه ديگه سررسيدش هست) را در قالب اوراق قرضه مي‌فروشند و پولش را مي‌گيرند و الان خرج مي‌کنند. چون اصل و سودش تضمينيه (در واقع اوراق قرضه‌ي دولت آمريکا ريسک‌اش در بازار صفره)، خيلي طرفدار داره و اغلب، توسط دولت‌هاي کشورهايي که مازاد ارزي بالايي دارند (مثل چين و روسيه) و صندوق‌هاي بازنشستگي آمريکا خريداري مي‌شه. الان با کاهش رتبه‌ي اعتباري دولت آمريکا، اين اوراق قرضه هم داراي ريسک شدند؛ بنابراين نرخ بهره بالا مي‌ره و تأمين مالي در کل اقتصاد دچار مشکل مي‌شه. بنابراين اين خبر بسيار مهمه.)

کسری بودجه‌ي ۲۶ هزار میلیارد تومانی دولت در سال ۱۳۸۹

استقبال آیپک از درخواست تحریم بانک مرکزی ایران (تحريم بانک مرکزي ايران واقعا يه فاجعه‌ي اقتصادي خواهد بود! چه بايد کرد!؟)

تدوین استانداردهاي انتشار آمار تا یک سال آینده (انتشار آمار اقتصادي توسط مرکز آمار به‌ عقيده‌ي وزير محترم اقتصاد کاملا طبيعيه!)

بهای نفت ایران به زیر ۱۰۰ دلار سقوط کرد / احتمال محقق نشدن درآمدهای نفتی بودجه ۹۰

افزایش شدید قیمت طلا و سکه، دلار و یورو

کار مفید روزانه در ایران فقط یک ساعت و ۴ دقیقه (خسته نباشيم!)

۸۱ میلیارد، گردش مالی آش و حلیم در تهران (اين خبر شايد در نگاه اول مهم به نظر نرسه؛ ولي اتفاقا بسيار مهمه!)

مايه‌ي ديگر خطا ناکردن مرد!

بر عبث خاطر ميازار.

باش در راه، چنين خاطر نگهدار.

نيست کاري کاو اثر بر جاي نگذارد.

گر چه دشمن صد در او تمهيدها دارد.

زندگاني نيست ميداني

جز براي آزمايش‌ها که مي‌باشد.

هر خطاي رفته نوبت با صوابي دارد از دنبال.

مايه‌ي ديگر خطا، ناکردن مرد.

هست از راه خطاها، کردن مرد.

وان بکار آمد که او در کار،

مي‌کند روزي خطا ناچار!

نيما يوشيج

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (31)

” فکر نمی کنم لازم باشد با ترس و لرز مقابل بارسلونا قرار بگیريم. بارسلونا تیم بسیار خوبی است و ما مقابل تیم بسیار فوق العاده‌ای قرار خواهیم گرفت؛ اما فکر نمی‌کنم دلیلی برای ترس وجود داشته باشد. در واقع نباید بترسیم. باید راه‌حلی برای بازی مقابل آن‌ها پیدا کنیم.” (سر الکس فرگوسن؛ اين‌جا درباره‌ي فينال ليگ قهرمانان مقابل بارسلونا)

يادمان باشد: ترس و اضطراب راه‌حل نيستند!

بنابراين وقتي پيرمرد فينال را به بارسا باخت و همه‌ي دنيا لرزش دست‌هاي‌اش را از شدت خشم ديدند، دست به کار دوباره ساختن تيم‌اش شد و چند ستاره‌ي جوان و آينده‌دار را به تيم‌اش اضافه کرد و اين روزها هم که به‌دنبال به‌خدمت گرفتن وسلي اسنايدر، ستاره‌ي خط مياني باشگاه اينتر است. فرگي بزرگ در عمل هم ثابت کرد که به حرف‌اش پاي‌بند است!