10 راه براي تقويت خوش‌بيني

خوش‌بيني از آن ويژگي‌هاي مثبتي است که معمولا اغلب ما فکر مي‌کنيم جزو ويژگي‌هاي دروني آدم‌هاست: بعضي‌ها خوش‌بين به‌دنيا آمده‌اند و ديگران نه. در مقابل بعضي‌ها هم احتمالا مثل گولوم کارتون گاليور به‌دنيا آمده‌اند: “ما موفق نمي‌شيم!” و بعدش “من مي‌دونستم موفق نمي‌شيم!” همين است که بسياري از ما “آدمِ نتوانستن” هستيم نه “آدمِ توانستن.” اما خوش‌بيني و بدبيني جزوي از نگرش ما آدم‌ها هستند؛ نه يک ويژگي ذاتي. خوش‌بيني / بدبيني نوع نگاه ما به زندگي و دنياي اطراف را بازتاب مي‌دهد: مي‌توانيم فيلتري روي چشم‌مان بگذاريم که فقط نقاط مثبت‌ را ببينيم و مي‌توانيم هم فقط نقاط منفي را. همه چيز دست خودمان است. ما مي‌توانيم خوش‌بين باشيم و البته مي‌توانيم اين‌طور نگاه کردن را ياد بگيريم.

اگر پذيرفتيم که خوش‌بيني ياد گرفتني است، مي‌توانيم از راه‌هايي که به ما کمک مي‌دهند تا خوش‌بين شويم (يا خوش‌بين‌تر حتا!)، کمک بگيريم. در اين پست به‌‌نقل از اين‌جا 10 تا از اين راه‌ها را مرور مي‌کنيم:

  1. براي ايجاد تعادل ميان زندگي و کار تلاش کنيد.
  2. کار داوطلبانه انجام بدهيد و بخشنده باشيد.
  3. پذيرفتن افراطي همه چيز (حتا بدترين شرايط زندگي) را تمرين کنيد.
  4. ارزش خانواده و دوستي را دريابيد.
  5. عادت‌هاي بد را تغيير دهيد.
  6. به انجام کارهاي جديد علاقه داشته باشيد.
  7. يک سيستم پشتيبان متنوع (از خانواده و دوستان و ديگران) ايجاد کنيد.
  8. هميشه به “اگه بشه چي مي‌شه!” فکر کنيد نه “واي اگه نشه …”
  9. از آدم‌هاي نااميد دوري کنيد.
  10. به‌صورت ناگهاني و غيرمنتظره به ديگران مهرباني و لطف کنيد.

لینک‌های هفته (۵2)

باز هم تأخير! 🙂 خوب عوض‌اش اين هفته کيفيت لينک‌ها بالاست و اين را تعداد لينک‌هاي قرمز شده نشان مي‌دهد.

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم. اگر فکر می‌کنید تعداد لینک‌ها زیاد است، با مطالعه‌ی لینک‌های قرمز شده هر آن‌چه را حتما باید بخوانید، خوانده‌اید!
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. لینک اخبار را برای این می‌گذارم که به نظرم برخی اخبار حداقل عنوان‌شان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر از نظر شما تعداد لینک‌ها بسیار زیاد است، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ وقت زیادی نمی‌گیرد و ضرر هم نمی‌کنید!

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

مذاکره‌ي حقوق در مصاحبه استخدام (يکي از به‌ترين مطالب اين هفته) (شهرام کريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

گفتگو با غريبه‌ها ـ نوشته‌ي پل آستر (“هنر بیهوده است، حداقل وقتی در مقایسه با مثلا کار پمپ‌سازها، یا دکترها یا مهندس‌های راه‌آهن قرار می‌گیرد. اما مگر بیهودگی چیز بدی است؟ نداشتن هدفی عملی، معنایش این است که کتاب‌ها و نقاشی‌ها و نُت‌های موسیقی، به سادگی وقت ما را تلف می‌کنند؟ بسیاری به همین شکل فکر می‌کنند. اما می‌خواهم بحث کنم، همین بیهودگی هنر است که به ما ارزش می‌بخشد و ساختن هنر چیزی است که ما را از دیگر موجودات ساکن بر زمین جدا می‌کند، یعنی اساسا همان چیزی است که به ما در عنوان یک انسان معنا می‌بخشد. انجام کاری، صرفا لذت و زیبایی موجود در آن.”)

چرا بعضی وقت‌ها گذر زمان این‌قدر زجرآور می‌شود؟ (نارنجي)

نه ثروت بلکه آزادی فردی راز خوشبختی است

انسان‌ها پول را به شادی ترجیح می‌دهند

مديريت:

درس‌هایی از یک کارآفرین: ثریا دارابی (بلاترديد به‌ترين مطلب اين هفته) (مصطفي پورمهدي؛ نويسنده‌ي مهمان يک پزشک)

رزومه‌ي خود را بپوشید (معرفي راهي جالب براي پرسونال برندينگ!) (امير مهراني عزيز که خوش‌حال‌ام دوباره شروع کرده!؛ The Coach)

اثر لوییسسسس پاستور (کشف جالب نويد غفارزادگان که طبعا بايد بخوانيدش!)

می‌خندم اما تو باور نکن (زينب جم؛ همينا)

دو سبک در برنامه‌ریزی زمانی (نادر خرمي‌راد)

اعتماد مردم را لگدمال نکنیم (نقدي بر دوره‌هاي آموزشي حرفه‌اي برگزار شده در ايران که کاملا با محتواي‌اش موافقم!) (رضا قرباني؛ مدير رسانه)

استخدام داستان‌نویسان علمی تخیلی توط اينتل برای تصور آینده (به‌ترين و جذاب‌ترين نمونه‌ي کاربردهاي برنامه‌ريزي سناريو)

معرفی شبکه محققان حوزه‌ي strategy as practice

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

خداحافظ آقاي جابز!

اين هفته مهم‌ترين خبر دنياي فناوري استعفاي استيو جابز از مديرعاملي اپل بود. به دليل اهميت اين خبر و مطالب جالبي که در اين زمينه نوشته شد، استثنائا يک بخش جدا را به اين مطالب اختصاص مي‌دهم:

خبر فوری: استعفای استیو جابز (نوشته‌ي دل‌انگيز دکتر علي رضا مجيدي در يک پزشک در مورد خبر استعفاي جابز و البته کارهاي او براي دنياي فناوري.)

10 نكته‌ي عجيب در مورد استیو جابز (بعضياش واقعا عجيب‌اند!!!) (مصطفي لامعي؛ iCulb)

رفتن استیو جابز و واکنش مدیران فناوری (نارنجي)

تیم کوک، مدیرعامل بعدی اپل چه کسی است؟ (وبلاگينا)

نامه‌ي مدیرعامل جدید اپل به کارکنان این شرکت

مرور وبلاگ‌ها:

با کامپیوترهای دست دوم خود چه می‌کنید؟ (امير مهراني؛ The Coach)

۱۵ حقیقتی که شاید درباره‌ی موتورولا ندانید! (دکتر علي رضا مجيدي و نويسنده‌هاي مهمان؛ يک پزشک)

شبکه‌ي اجتماعی برای عاشقان سفر (مهرداد نايب؛ ويزويز)

ایمیل مخفی و نوشیدنی متن‌‌باز (مامبو جامبو)

گالری تصاویر کاربران در توییتر (وبلاگينا)

اخبار دنیای فناوری و رسانه‌های اجتماعی:

تولدت مبارک: لینوکس ۲۰ ساله شد (به‌سلامتي …) (نارنجي)

بیست درصد ترافیک اینترنت در اختیار آمازون (جالب)

کره جنوبی در حال طراحی سیستم عامل موبایل

یاهو گوشی هوشمند وارد بازار کرد (تازه اونم اندرويدي!)

شرکت “اچ. پی” از بازار رایانه های شخصی خارج مي‌شود (خبر عجيب اما واقعي!)

دورخیز گوگل جهت ایجاد پرتال (بسيار تحليل جالبي است. بخوانيدش حتما.) و آسودگی خیال با ترکیب Office و Google Docs (ابزار جديد گوگل روي آفيس مايکروسافت!) (مجله‌ي اينترنتي گويا آي‌تي)

تغییر الگوریتم گوگل در راستای مرتب کردن بهتر نتایج جستجو (وبنا)

مشاهده‌ي پست‌های گوگل پلاس در جی‌ميل

گوگل آماده‌ي مقابله با آیفون 5 می‌شود! (فارنت)

مهر تائيد گوگل پلاس بر کاربران مشهور (يعني مثلا تأييد اين‌که پروفايل زوکربرگ مال خودشه!)

اخبار اپل:

لقب بزرگ‌ترين سازنده‌‌ي کامپیوترهای شخصي به اپل رسيد

خبرهای عجیب از اپل و آیفون‌های جدید!

اپل برای توليد آی‌پد با شرکت‌‌های آسيايی همکاری می‌کند

آیا آیفون 4 ارزان قیمت وارد بازار می‌شود؟ (نارنجي)

اخبار مايکروسافت:

محصولات مایکروسافت بالاخره از لیست سیاه کاسپرسکی خارج شدند (فارنت)

مایکروسافت: ویندوزفون مانگو آماده عرضه است!

اخبار گجت‌ها و ابزارهای فناوری:

عکس/ تبلت‌ها قبل و بعد از ظهور آی‌پد! (چه زشت بودند!) (فارنت)

آي‌تي ايراني:

متما: ضریب نفوذ اینترنت کشور 11.4 درصد است (32 درصد بود که آقاي وزير!؟)

آقای مسئول اینترنت! دم خروس یا قسم دروغ؟ (مکمل خبر بالايي، اين را هم بخوانيد تا عمق فاجعه دست‌تان بيايد!) (وب‌شهر)

آمار فروشگاه‌های اینترنتی کشور/ عرضه‌ي محصولات روستایی در بازار الکترونیک

افزایش ظرفیت اینترنت کشور/ ظرفیت به 221 لینک STM1 رسید

سرمایه‌گذاری 200 میلیون دلاری برای راه‌ارتباطی ایران و اروپا

اجراي پروژه‌‌ي فيبر نوري به اپراتور چهارم رسيد (مگه قرار بود اپراتور چهارم کار ديگه‌اي بکنه!؟)

سازمان حمایت از مصرف کنندگان قيمت اينترنت را بررسی می‌کند (ما نفهميديم قيمت اينترنت را بالاخره رگولاتوري تعيين مي‌کنه، شوراي رقابت يا سازمان حمايت!؟)

27 درصد بازار اینترنت پرسرعت ADSL را در اختیار دارد (مثلا قرار بود مخابرات خصوصي بشه انحصارها از بين بره‌ها!)

اقتصاد:

تراژدی یونانی یا بن‌بست جهانی کردن (تحليل بسيار جالب و خواندني دکتر احمد سيف در مورد بحران اقتصادي منطقه‌ي يورو در اروپا)

کودکان کار (تحليلي بر سياست‌هاي حمايت از کودکان کار) (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

معرفی جایگزینی برای دلار (جالب!)

قدرت‌مندترين زنان جهان معرفي شدند

چرا جنگ جهاني ديگري راه نيندازيم؟ (باز هم جالب)

«آرین»، اولین بانک مجازی ایران، کاستی‌ها و ابهام‌ها

کاهش ۳۳۰ هزار بشکه‌ای تولید نفت ایران

به علت برخی مشکلات، ایران دوباره بنزین وارد می‌کند

وزيرنيرو: هشت ميليارد دلار بدهکاريم، اين نشانه‌ي اعتماد شرکت‌ها به ماست!

رکورد تازه اختلاس در ایران: ۳ هزار میلیارد تومان

افسانه‌ی دیدار من و خورشيد …

ـ نظر در تو می‌کنم ای بامداد، که اندُه‌گنانه نشسته‌ای
کنارِ دریچه‌ی خُردی که بر آفاقِ مغربی می‌گشاید.

ــ من و خورشید را هنوز
امیدِ دیداری هست،
هر چند روزِ من
آری
به پایانِ خویش نزدیک می‌شود

ــ نظر در تو می‌کنم ای بامداد …

احمد شاملو

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۳3)

“به نظرم فشار چیزی است که مردم را به پیش می‌برد. این باعث می‌شود شما بخواهید چیزی را ثابت کنید، به پیش بروید و تلاش کنید پیروز شوید. من می‌خواهم فاتح تمامی رقابت‌ها شوم؛ چون عاشق این احساس هستم. من هنوز سال‌های بسیاری پیش روی خود و دیگر بازیکنان می‌بینم. هنگامی که پیروز می‌شوید، همین باعث می‌شود درک کنید که چقدر پیروزی لذت‌بخش است.” (اشلي کول؛ اين‌حا)

بدون شرح!

باز ضربت مي‌خورد مولاي دريا از سراب …*

تو را از کدام سمت ببينم:

جنگلي در باران

دشتي در آفتاب

قله‌اي در مِه

دريايي در طوفان

اقيانوسي آرام

آرامشي در کنار تنور نان

گردبادي در معرکه

معجزه‌ي کلمات

نشانه‌ي آيات …

سهيل محمودي

يا علي

التماس دعا …

* عنوان پست بيتي است از زنده‌ياد سيد حسن حسيني.

استدلال‌های منطقی ایرانی (4)

يک مدتي نوشتن اين يادداشت‌ها متوقف شده بود. ايده براي نوشتن زياد است؛ اما انگيزه خير! با اين حال اين روزها ديدن يک بيماري اپيدميک تأسف‌بار دارد حال مرا به‌شدت بد مي‌کند. چيزي که انگيزه را حداقل در حد نوشتن اين پست در من ايجاد کرد.

به‌دفعات در اين مدت اخير به کامنت‌هايي در گودر، وبلاگ‌ها‌ و سايت‌هاي مختلف برخورده‌ام که بدون هيچ استدلال منطقي و بدون هيچ پشتوانه‌ي علمي، نوشته‌ يا نظر فرد ديگري را زير سؤال برده‌اند. ظاهرا دوران تخصصي شدن علوم سپري شده و باز وارد عصر “حکمت” شده‌ايم که در آن کساني با همه‌ي دانش‌هاي بشري آشنايي دارند و مي‌توانند در آن‌ها اظهارفضل بفرمايند و چقدر هم فروتن هستند بسياري از اين آدم‌ها که نه نامي دارند و نه نشاني که بشود باهاشان تماس گرفت و در فرايند گفتگوي دو طرفه، از علم لدني‌شان ياد گرفت!

به‌ نظرم مي‌رسد که “صرف مخالف بودن”، اين روزها به افتخار تبديل شده است. خوب البته هميشه تخريب ساده‌تر از ساختن است! حالا اين‌که با چه چيزي مخالفي و اين‌که چرا مخالفي ـ چيزي که قديم‌ترها پيش‌نياز نقد محسوب مي‌شد ـ در اين عصر ميني‌ماليسم ديگر اهميتي ندارد. من بايد مخالفت کنم؛ اين حق من است! به قول محمد علي کلي “اغلب اوقات من نمي‌دونم دارم درباره‌ي چي حرف مي‌زنم؛ ولي اينو مي‌دونم که دارم حرف حق مي‌زنم!”

و اين‌جا دقيقا نکته‌اي است که من مي‌خواهم روي‌اش دست بگذارم. متأسفانه چه بپذيريم و چه نپذيريم، ما در مورد بسياري موضوعات نمي‌دانيم يا کم مي‌دانيم. و متأسفانه‌تر (!) به‌دليل محدوديت‌هاي شناختي و ذهني مغز انسان و اشکالات و اشتباهات ذاتي فرايند تفکر، هميشه همه‌ي ما در معرض اشتباه در برداشت و فهم و درک متن يا موضوعي هستيم که ديگري خواسته آن را مطرح کند. از آن طرف اخلاق علمي (يا شايد اخلاق منطقي) هم حکم مي‌کند که در مورد چيزي که نمي‌دانيم يا نمي‌فهميم، سکوت کنيم. و خوب، اين همان چيزي است که ما نمي‌خواهيم بپذيريم: اين‌که اظهارنظر در مورد چيزي که خودم هم مي‌دانم نفهميده‌ام و بدتر، چيزي که اصلا در موردش اطلاعات و آگاهي ندارم، حق من نيست. اين‌که براي نقد، بايد با استدلال وارد شد و صرف اين‌که “چون من خوش‌ام نيامد” يا “چون من سال‌ها جور ديگري فکر مي‌کرده‌ام” يا حتا “بالاخره بايد هميشه يه مخالفي وجود داشته باشه”، دليل قابل قبولي براي اظهارنظر نيست.

اين روزها اين کار تبديل به يک عادت زشت براي همه‌ي‌ ما شده است که “نفهميدم” يا “خوش‌ام نيامد” را در ظاهر زيباي “مخالف‌ام و براش دليل هم دارم؛ ولي نمي‌گم!” يا “حرف‌ات منطق نداره” بيان کنيم. احتمالا اين مسئله دو ريشه‌ي اصلي هم دارد: 1- مي‌ترسيم که اگر آن نظر واقعي‌مان را بنويسيم، معلوم شود که چقدر آدم عميقي هستيم (تعارف نداريم؛ خودمان که مي‌دانيم که هستيم)؛ 2- فکر مي‌کنيم که اظهارنظر يعني کم نياوردن در دنيايي که رقابت ميان آدم‌ها، تبديل به طبيعت‌اش شده است.

اميدوارم بپذيريم که گفتگو وقتي يک فرايند دو طرفه است که مبناي‌اش استدلال باشد؛ نه سفسطه و مغالطه. ضمن اين‌که پذيرفتن اين‌که “من هميشه هم حق اظهار ندارم” و اين‌که “بي‌دليل مخالف بودن افتخار نيست”، نه بد است و نه نشانه‌ي ضعف من. چه به‌تر که اگر براي مخالفت‌ام دليل و منطق دارم، آن را بنويسم و با ديگران گفتگو کنم. ولي اگر خوش‌ام نيامده يا نفهميده‌ام واقعيت را بيان کنم. ضمنا در مورد دومي اتفاق عجيب و غريبي هم نمي‌افتد اگر نظر ندهم. کسي تا حالا از نظر ندادن نمرده است!

يادمان هم نرود که اخلاق حکم مي‌کند در بحث و گفتگو، ادب را رعايت کنيم و هر واژه و عبارتي را که در شأن ادبيات و شخصيت خودمان است، در حق ديگران به‌کار نبريم.

اين اسم‌اش نه خودسانسوري است و نه سلب حق آزادي بيان. اين بخشي از اخلاق علمي و اخلاق زندگي است. فرقي هم نمي‌کند مثلا در اين‌جا منظورمان علم مهندسي برق و رياضي و فيزيک باشد يا علم مديريت و اقتصاد و جامعه‌شناسي و حتا ادبيات. فرقي هم نمي‌کند با يک متن علمي روبرو باشيم يا متني که فردي احساس يا ديدگاه‌ خاص‌اش را نسبت به موضوعي بيان کرده است.

کاش حداقل خودم از اين پس اين موضوع را رعايت کنم.