مقاله‌ی هفته (۳۹): چگونه توجیه‌پذیری مدل کسب و کار خود را تحلیل کنیم؟

نویسنده: علی نعمتی شهاب / چاپ شده در ماه‌نامه‌ی تدبیر (آذر ۱۳۹۲)

هر کسب و کار جدید، پیش از شروع نیازمند نگاهی نظام‌مند و جامع‌نگر است. در طراحی کسب و کار جدید، لازم است همه‌ی اجزای تأثیرگذار بر موفقیت کسب و کار مورد توجه قرار گیرند. در عین حال چالش‌های پیش روی کسب و کار نیز پیش‌بینی شوند.

اهمیت تحلیل توجیه پذیری کسب و کار

یکی از اصول پایه‌ای در طراحی هر کسب و کار جدید، توجیه وجود آن است. هر کسب و کار دارای اهداف اقتصادی و غیراقتصادی گوناگونی است که باید در قالب مدل کسب و کار آن محقق شود. این اهداف، در راستای منافعی تعریف می‌شوند که کسب و کار می‌تواند برای ذی‌نفعان کسب و کار در بر داشته باشد. منافع مورد نظر، می‌توانند مستقیم یا غیرمستقیم باشند و مالی و غیرمالی باشند. بنابراین در هر حال لازم است که کسب و کار، توجیه‌پذیری باشد؛ حال ممکن است این توجیه‌پذیری از زاویه‌ی دید مالی یا غیرمالی یا هر دو مورد باشد.

تحلیل توجیه‌پذیری کسب و کار به سازمان کمک می‌کند تا ماهیت و ابعاد یک کسب و کار جدید را بهتر درک کند. برای این منظور لازم است در مورد ایده و مدل کسب و کارتان تحقیقات گسترده‌ای صورت گیرد. ضمنا تحلیل توجیه‌پذیری کسب و کار به خود سازمان و ذی‌نفعان آن نشان می‌دهد که این کسب و کار جدید عملا درباره‌ی چیست و قرار است چگونه راه‌اندازی شود و چگونه رشد کند و مهم‌تر از همه این‌که منافع ناشی از راه‌اندازی این کسب و کار جدید برای سازمان و ذی‌نفعان آن چه خواهد بود.

چهارچوب تحلیل توجیه‌پذیری کسب و کار

در بخش قبل به اهمیت تحلیل توجیه‌پذیری کسب و کار پرداخته شد. در این بخش ضمن بررسی جنبه‌های مختلف تحلیل توجیه‌‌پذیری کسب و کار، مدلی برای بررسی این موضوع ارائه می‌شود. برای این منظور توجیه‌پذیری کسب و کار را به‌کمک مفهوم بسیار مهمی به‌نام “مدل کسب و کار” انجام خواهیم داد.

یک مدل کسب و کار به بررسی منطق درونی کسب و کار و چگونگی ارتباطات میان اجزای مختلف کسب و کار با یکدیگر و محیط بیرونی می‌پردازد. مدل کسب و کار تأثیراتی روی هر یک از اجزای محیط درونی و بیرونی کسب و کار می‌گذارد. مدل کسب و کار یک نگاه کنشی به کسب و کار دارد؛ یعنی به‌دنبال تأثیرگذاری بر اجزای مختلف کسب و کار و جهان پیرامونی آن است. بنابراین برای بررسی توجیه‌پذیری کسب و کار، لازم است تمرکزمان را بر نقاط تأثیرپذیر از مدل کسب و کار قرار دهیم و به این سؤال پاسخ دهیم که آیا مزایای ناشی از اجرای این مدل کسب و کار جدید، تأثیری مثبت روی این نقاط تأثیرپذیر در جهت تحقق اهداف کسب و کار به‌صورت خاص و اهداف کلان سازمان به‌صورت عام دارند یا خیر؟ در واقع در این‌جا قصد داریم به این موضوع بپردازیم که به‌عنوان مدیر کسب و کار، کارآفرین، سرمایه‌گذار و … برای تحلیل توجیه‌پذیری کسب و کار نباید تنها به توجیه‌پذیری مالی بسنده کرد. اما تحلیل توجیه‌پذیری کسب و کار چه ابعادی دارد؟

برای پاسخ‌گویی به این سؤال لازم است به نکات زیر توجه کنیم:

اول: یک مدل کسب و کار توصیف‌کننده‌ی روش کارکرد کسب و کار و اجزای مختلف مورد نیاز برای تحقق اهداف کسب و کار به‌ویژه سودآوری است. اما سنجش میزان سودآوری یک کسب و کار جدید، در زمان طراحی مدل کسب و کار ممکن نیست. اگر چه می‌توان با استفاده از مدل‌های پیش‌بینی مالی، میزان سودآوری را برآورد نمود؛ اما همان‌طور که در ابتدای همین مقاله اشاره شد، در راه‌اندازی کسب و کار جدید تنها اهداف مالی اهمیت ندارند. در واقع برای شناخت نقطه‌ی اثرگذاری اصلی مدل کسب و کار، باید یک سطح بالاتر بیاییم و نگاهی کلان‌تر به ماهیت اصلی کسب و کار داشته باشیم. ماهیت هر کسب و کار در برنامه‌ی استراتژیک آن پدیدار می‌شود. مدل کسب و کار، یکی از ابزارهای تحقق برنامه‌ی استراتژیک کسب و کار است. بنابراین یکی از کلیدی‌ترین نکات در ارزیابی توجیه‌پذیری مدل کسب و کار، میزان تأثیرگذاری آن در تحقق برنامه‌ی استراتژیک کسب و کار است.

دوم: موضوع دیگری که در ارزیابی مدل کسب و کار باید به آن توجه کرد ارتباط مدل کسب و کار با منافع ذی‌نفعان اصلی کسب و کار است. مدل کسب و کار از زاویه‌ی دید مالک کسب و کار به آن نگاه می‌کند و در نتیجه در آن روی منافع حاصل از کسب و کار برای مالک کسب و کار تأکید می‌شود. این در حالی است که کسب و کار، یک سیستم باز است و در یک محیط ایزوله قرار ندارد. هر کسب و کار دارای ذی‌نفعان گوناگونی است که تأمین منافع آن‌ها برای توجیه‌پذیری کسب و کار لازم است‌؛ چرا که در غیر این‌صورت وجود کسب و کار با تهدید جدی مواجه می‌شود. بنابراین باید در بررسی توجیه‌پذیری کسب و کار، تأثیر مدل کسب و کار بر تحقق منافع مورد انتظار سایر ذی‌نفعان کسب و کار نیز بررسی شود.

سوم: مدل کسب و کار، توصیف‌کننده‌ی ارتباطات میان کسب و کار با محیط پیرامونی آن و به‌صورت خاص “بازار” و “مشتریان” است. بنابراین باید توجیه‌پذیر بودن مدل کسب و کار را از زاویه‌ی دید بازار نیز بررسی کرد. بهترین محصول و خدمت دنیا با بهترین مدل کسب و کار بدون داشتن مشتری نمی‌تواند موفق شود. در واقع می‌توان گفت یکی از مراحل (و سخت‌ترین مرحله‌) در اجرا کردن یک ایده‌‌ی نو و راه‌اندازی یک کسب و کار جدید براساس آن، فروش ایده‌ی کسب و کار است. این‌که آیا مشتری حاضر است برای ارائه‌ی یک محصول یا خدمت نوین پول پرداخت کند یا خیر؟ این شدنی نیست مگر این‌که محصول یا خدمت کسب و کار، با نیازهای مشتری هم‌سو باشد یا به‌عبارت دقیق‌تر کسب و کار بتواند به یک یا چند “خواسته‌”ی مشتریان ـ و در نگاهی کل‌نگرتر بازار ـ پاسخی ارزشمند بدهد.

چهارم: یک نکته‌ی مهم که معمولا در مورد مدل کسب و کار نادیده گرفته می‌شود ـ اما کلید اصلی موفقیت یک کسب و کار جدید است ـ نوآوری است. یک مدل کسب و کار نسبت به مدل‌های کسب و کارهای مشابه آن چه چیز جدید را برای عرضه کردن دارد؟ چرا مشتری باید این کسب و کار را برای تأمین نیازهای خودش انتخاب کند؟ تفاوت این مدل کسب و کار با کسب و کارهای مشابه آن چیست؟ اگر مدل کسب و کار نوآوری چندانی نسبت به مدل‌های کسب و کارهای رقیب خود نداشته باشد، احتمال موفقیت کسب و کار کاهش می‌یابد؛ چرا که در دنیای رقابت مشتری دلیلی برای کنار گذاشتن کسب و کارهای موجود و خرید از یک کسب و کار نوپا و جدید ندارد. در عین حال تاریخ دنیای کسب و کار مؤید این است که با داشتن نوآوری نسبت به کسب و کارهای مشابه، موفقیت بسیار عظیمی در انتظار کسب و کار است.

پنجم: بدیهی است که اهمیت توجیه‌پذیری یک کسب و کار از زاویه‌ی دید مالی (درآمدها منهای هزینه‌ها) و رسیدن در زمان معقول به نقطه‌ی سر به سر نیز بسیار مهم است.

با توجه به توضیحات فوق، برای ارزیابی توجیه‌پذیری یک مدل کسب و کار، می‌توان از چارچوب زیر بهره‌برداری کرد:

در پایان لازم است تأکید شود که بررسی توجیه‌پذیری کسب و کار تنها در مورد کسب و کارهای جدید معنادار نیست. در واقع هر کسب و کاری ـ صرف نظر از این‌که در چه نقطه‌ای از چرخه‌ی عمر خود قرار دارد ـ باید دارای توجیه‌پذیری از نظر ابعاد مختلف کسب و کار باشد. بنابراین ارزیابی دوره‌ای میزان توجیه‌پذیری کسب و کار از نظر مالی و غیرمالی و انجام اقدامات اصلاحی لازم در صورت نیاز، می‌تواند در موفقیت هر کسب و کار نقشی کلیدی را ایفا کند.

دوست داشتم!
۱

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۳۴): درس‌هایی بزرگ از کارلوس کی‌روش

مثل همیشه باختیم و حذف شدیم؛ اما‌ آبرومندانه! این تنها یک دل‌خوشی نیست: ایران در میان تیم‌های آسیایی به‌ترین تیم شکست‌خورده بود. تیم ما که به مراتب‌تر از نظر کیفیت فنی و حرفه‌ای بازیکنان از تیم‌های دیگر آسیایی جام‌جهانی عقب‌تر است. تیم ما در برابر حریفانی بسیار بزرگ‌تر از امثال بلژیک و الجزایر و ساحل عاج، بسیار موفق بود. حالا وقت آن است که از کارلوس کی‌روش و بازیکنان تیم ملی برای هیجان و لذتی که با زحمات‌شان در این جام جهانی به ما دادند، تشکر کنیم و به آینده نگاه کنیم.

در یادداشت قبلی درباره‌ی دلایل موفقیت تیم ملی در برابر آرژانتین چند نکته را نوشتم؛ اما شاید بد نباشد به‌ شکست ایران در برابر بوسنی هم نگاه مختصری بیاندازیم. چه شد که با وجود آن همه امید و آرزو و انگیزه باختیم؟ فکر می‌کنم جدا از فاصله‌ی فنی ما با بوسنی، دو عامل اصلی باعث شکست ما در این بازی سرنوشت‌ساز شدند:

۱- ظرفیت ذهنی محدود: کی‌روش بعد از مسابقه با بوسنی گفت: “تمام تلاش‌مان را کردیم اما به نهایت ظرفیت ذهنی رسیدیم.” ما تمامی انرژی و انگیزه‌مان را در بازی با آرژانتین صرف کرده بودیم و دیگر چیزی نبود که به آن در بازی به این مهمی تکیه کنیم! افق بزرگ ذهنی ما بد نباختن به آرژانتین بود که با تحقق آن، متأسفانه راضی شدیم و فراموش کردیم که رقیب اصلی ما از ابتدا بوسنی بود!

۲- نداشتن تمرکز: آندو بعد از شکست از بوسنی گفت: “ما تمام توان خودمان را روی دو بازی اول گذاشته بودیم.” بازیکنان ما در بازی با بوسنی هم از لحاظ بدنی ضعیف و خسته بودند و هم از نظر ذهنی. از تمرکز ذهنی ما که اصلی‌ترین عامل بازی خوب‌مان در برابر آرژانتین بود، در بازی با بوسنی خبری نبود!

بنابراین در این جام جهانی یاد گرفتیم که پتانسیل موفق شدن را داریم؛ به‌شرط این‌که ظرفیت ذهنی‌مان و تمرکزمان را را بالاتر ببریم! همان‌طور که کی‌روش در کنفرانس خبری بعد از بازی با بوسنی گفت: “در این جام فهمیدیم اگر بخواهیم پیشرفت کنیم باید سرمایه‌گذاری کنیم، اگر ایران می‌خواهد به اوج برسد باید مانند رم، بنفیکا و رئال مادرید سرمایه‌گذاری کند. اگر می‌خواهیم بهترین باشیم و به موفقیت برسیم باید شکست مقابل بوسنی را فراموش کنیم و از همین فردا برای پیروزی تلاش کنیم.”

اما جدا از این‌ها حرف‌های لذت‌‌بخش کی‌روش درباره‌ی آرزو کردن برای من بسیار جذاب بود:

“وقتی تهران را ترک می‌کردیم می‌دانستیم که نمی‌آییم جام جهانی را فتح کنیم. هیچ‌کس هم چنین توقعی از ما ندارد. اما ما رؤیاهای خودمان را بالا بردیم. اخیرا در یک روزنامه خواندم که وقتی در مورد گروه ما مقاله نوشته بود حتی نام ایران را هم نیاورده بود. بنابراین ما خواستیم که ایران را در نقشه‌ی راه فیفا قرار دهیم. این اولین هدف ما بود و به آن رسیدیم. الان [پیش از بازی بوسنی] آرزوی ما این است که به مرحله بعدی برسیم. اکثریت فکر می‌کنند که این آرزو دست‌نیافتنی است؛ اما آرزو کردن هزینه‌ای ندارد: پس بگذارید ما حداقل آرزو کنیم.+

اما آرزو و امید، بدون سخت‌کوشی و تمرکز روی چشم‌انداز درست بی‌ثمر است:

“فوتبال رشته‌ای نیست که بتوان با حرف زدن کار را پیش برد؛ بلکه باید با تعهد و آموزش، کار را پیش برد. اگر آرژانتین را شکست داده بودیم می‌توانستیم صعود کنیم. برای من حرف زدن مهم نیست بلکه بردن است که اهمیت دارد. ما بعد از ده ماه، تلاش کردیم بهترین تدارکات را داشته باشیم. هر روز در زندگی‌ام در ایران تلاش می‌کردم که مربیان و فدراسیون را متقاعد کنم که باید همه فکرمان به جام جهانی باشد. ما امید هم داشتیم اما نشد.” +

و حرف‌های او درباره‌ی موضوع جدیدی به‌نام برندسازی ملی:

“مهم‌ترین دستاوردمان از جام‌جهانی این بود: قبل از حضور در این رقابت‌ها هیچ‌کس در مورد ایران صحبت نمی‌کرد؛ اما ما توانستیم بعد از این رقابت‌ها یک احترام بین‌المللی به دست آوریم. این وظیفه‌ی ما در زندگی و فوتبال است تا هر روز بتوانیم جایگاه تیم ملی را ارتقا ببخشیم.(رونوشت به تک‌تک ما …)

سپاس برای این روزهای خوب آقای کی‌روش. امیدواریم راه بزرگ آغاز شده، با خود شما به قهرمانی در آسیا ختم شود. 🙂

دوست داشتم!
۱۱

لینک‌های هفته (۱۹۵)

هفته‌ی گذشته به‌دلیل مشکلات شدید و خسته‌کننده‌ی سرور و البته هیجان جام‌جهانی، گزاره‌ها به‌روز نشد. این هفته امیدوارم مشکلی نباشد! از این هفته در لینک‌های هفته، بخش جدید تجاری‌سازی را هم داریم که به‌دلیل اهمیت مباحث مرتبط با این موضوع در اقتصاد ایران که این روزها در تلاش برای حرکت به‌سمت اقتصاد دانش‌بنیان است افزوده شده است.

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با رنگ بنفش نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

در ستایش “پروژه‌های شخصی” (فؤاد خاک‌نژاد؛ پروژه‌ی تهران)

باز هم مصاحبه استخدامی (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

درس‌هایی برای افزایش کارایی به قلم کریس بیلی (زومیت)

هر چه تکرار کنید، جزئیات را بیشتر فراموش می‌کنید!

بدخلق‌ها از افراد شاد کارآمدترند!

مدیریت کسب و کار:

مدیریت اسناد پروژه‌ها (نادرخرمی‌راد)

کارلوس کی‌روش و هنر رزم (شهریار نوبهار؛ یک پزشک)

رمز رضایت مشتریان چیست؟

تاثیر تکنولوژی‌‌ بر معیارهای ارزیابی مصرف‌کنندگان یک محصول

سرعت بخشیدن به دیجیتال‌سازی فرایندهای کسب‌وکار

تجاری‌سازی:

دستورالعمل مطالعاتی دانش‌بنیان‌ها ارایه شد

ارائه ۳۰۰ میلیون تومان تسهیلات قرض‌الحسنه به شرکت‌های دانش بنیان کوچک

حمایت از شرکت‌های خدمات تجاری‌سازی شرکت‌های دانش‌بنیان

اقتصاد:

بزرگ‌ترین ترس‌های مولتی‌میلیاردرها؟!

تنزل رتبه سرمایه‌گذاری خارجی ایران

در جلسه شورای اقتصاد چه گذشت؟

بیزینس مانیتور اقتصاد ایران به اوج باز می‌گردد

آمار و اطلاعات کسب و کار و اقتصاد:

آیا سرمایه گذاری در معادن ایران سودهی دارد؟ روزهای سرد معادن ایران

۶۰ درصد اقتصاد ایران مالیات نمی‌دهند!

درآمد فیفا از جام جهانی چقدر است؟

۴۳۰ هزار میلیارد تومان پروژه دولتی نیمه‌تمام

رشد اقتصادی منفی ۳.۹ درصد شد

فاوا در جهان:

گوگل در حال راه‌اندازی سرویس فروش دامنه‌ی خود با نام Google Domains است (زومیت)

چرا مغز آدم‌ها عاشق انحنا و اشیای خمیده است؟ (دیجیتائو)

طراحی اینترنت ابرسریع برای دانشمندان

فاوا در ایران:

جهانگرد وزارت ICT از توسعه خط و زبان فارسی در فضای مجازی حمایت می‌کند

پدر وب به ایران می‌آید

فناوری همراه:

در اندروید L، بالاخره ART جایگزین Dalvik می‌شود (زومیت)

Material Design می‌خواهد طراحی اندروید و وب را دگرگون کند (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

Android L آینده‌ای جدید در انتظار گوشی‌های اندروید (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

با «مقوای گوگل» گوشی خود را تبدیل به نمایشگر واقعیت مجازی کنید! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

آمار و اطلاعات فاوا در ایران و جهان:

رتبه ایران در تجارت الکترونیک جهانی؟

اندروید هم‌اکنون بیش از یک میلیارد کاربر فعال ۳۰ روزه دارد و به دنبال ۵ میلیارد دیگر است (یک پزشک)

رشد ۱۱ درصدی بازار ابزارهای هوشمند تجاری در خاورمیانه

دو برابر شدن درآمد گوگل از اپلیکیشن های اندروید در یک سال گذشته

دوست داشتم!
۴

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۳۳): در ستایش یوزهای سربلند ایرانی!

هیجان جام‌جهانی در حال به اوج رسیدن است و بیش از هر چیزی، با وارد شدن تیم ملی کشور عزیزمان ایران به بازی‌ها، جذابیت‌ها برای ما چند برابر شده‌اند. شنبه شب، همه‌ی ایرانی‌های دنیا منتظر بزرگ‌ترین بازی تاریخ تیم ملی بودند: جدال با لیونل مسی ـ که این‌بار استثنائا نمی‌توانست دوست‌داشتنی باشد! ـ و یاران‌ش در تیم ملی آرژانتین.

آن‌چه در میدان از تیم ملی دیدیم، سراسر شور و عشق و تلاش تا آخرین نفس بود. پسران دوست‌داشتنی تیم ملی فوتبال ایران، چنان نمایش درخشانی از خودشان ارائه دادند که دنیا به‌احترام فوتبال ایران ایستاد و همه‌ی آن‌هایی که پیش از بازی، از برتری عجیب و غریب آرژانتین سخن می‌گفتند، مجبور به این اعتراف شدند که ناداوری و خوش‌شانسی تنها عوامل موفقیت آرژانتین در بردن تیم ملی ایران در این بازی بودند. تیم ملی بعد از سال‌ها در این بازی آن‌چنان هیجان و حس غرور و لذت از فوتبال را به ما برگرداند که حتا آن گل لعنتی لحظه‌ی آخر لیو مسی هم نتوانست شادی درونی ما را از بین ببرد.

در ستایش این تیم ملی غرورآفرین سخن بسیار است؛ اما چند نکته‌ که در این بازی و در طول مسیر آماده‌سازی تیم ملی و البته تفکر و رفتار و گفتار کارلوس کی‌روش بزرگ برای من جالب بود را این‌جا یادداشت می‌کنم:

۱- هدف‌گذاری و تدوین استراتژی‌ با در نظر گرفتن داشته‌ها و نداشته‌ها: سال ۲۰۰۶ را هنوز یادمان نرفته که انتظار همه از تیم ملی صعود به مرحله‌ی دوم بود. اما این‌بار همه‌ی ما واقع‌بینانه می‌دانستیم حریفان بسیار برجسته‌ای داریم که کار را بر ما سخت خواهند کرد. بنابراین هدف ما موفقیت با این تعریف بود: خوب بازی کردن در درجه‌ی اول برای اثبات کیفیت فوتبال ایران. با این حال با وجود عدم برابری داشته‌های ما با تیم‌های رقیب به‌ویژه آرژانتین، هدف‌گذاری برد داشتیم؛ از تنها راهی که شدنی بود: استراتژی دفاع و ضدحمله‌های کشنده.

۲- تو آنی هستی که خودت می‌شناسی؛ نه آنی که دیگران می‌شناسند: پیش از سوت آغاز بازی، هیچ‌کس جز کی‌روش و احتمالا بازیکنان تیم ملی نمی‌دانست که قرار است در زمین چه اتفاقی بیفتد و ایران چگونه می‌خواهد در برابر ستاره‌های میلیون دلاری آرژانتین ایستادگی کند. حالا به‌گمانم تمام دنیا فوتبال ما را می‌شناسند.

۳- همه هم‌دل و هم‌قسم تنها و تنها برای یک هدف: تیم ملی فوتبال ایران سال‌ها بود این‌قدر یک‌دل و “تیم” نبود. همیشه افرادی بودند که ساز خود را می‌زدند و مربی تیم هم کنترلی نمی‌توانست داشته باشد (جام ملت‌های آسیای ۲۰۰۰ لبنان، مقدماتی جام‌‌جهانی ۲۰۰۲، جام جهانی ۲۰۰۶ و ده‌ها مورد دیگر هنوز یادمان هست!) اما در این تیم ملی، همه برای موفقیت در کنار هم هم‌دل بودند: از بازیکنان اصلی تا ذخیره‌ها (در پایان بازی شنبه شب، دانیال داوری و رحمان احمدی اولین کسانی بودند که به‌سراغ علی‌رضا حقیقی رفتند!) و هر کسی که با محور بودن تیم ـ و نه خودش ـ مخالف بود، باید از تیم حذف می‌شد (راستی حال آقای رحمتی این روزها چطور است؟)

۴- تصمیم درست را بگیر؛ حرف دیگران مهم نیست: کی‌روش در دوران آماده‌سازی تیم ملی و قبل از بازی با حجم زیادی از درخواست‌ها و انتقادها مواجه بود. اما بدون توجه به حرف دیگران، درست‌ترین تصمیمی را که به آن باور داشت، گرفت. گذشت زمان ثابت کرد که حق با چه کسی بود.

۵- باور داشتن به قدرت ایمان عمیق و امید و آرزو: شاید کم‌تر کسی باور داشت که تیم‌ ملی بتواند چنین بازی درخشانی را انجام دهد. اما کی‌روش به خودش و تیم‌اش و به امیدها و آرزوهای مردم ایران، ایمان داشت و همین، تفاوت‌ را نسبت به تیم‌های ملی ادوار گذشته‌ی ایران رقم زد!

۶- انعطاف‌پذیری: چه کسی باور داشت بازی سرد و کسل‌کننده‌ی ایران مقابل نیجریه به این بازی پر شور و هیجان در برابر آرژانتین بیانجامد؟ کی‌روش عامدانه دست‌ش را رو نکرد و با هر حریفی مطابق ویژگی‌های خودش بازی کرد.

۷- تبدیل هوش‌مندانه‌ی ضعف‌ به توان‌مندی یک سلاح بزرگ رقابتی است: این‌که تیم ملی برآمده از فوتبال کم‌تحرک ایران یکی از دونده‌ترین تیم‌های جام است، واقعا شگفتی‌آفرین است! اما کی‌روش با کار کردن روی قدرت بدنی بازیکنان، از این ضعف آشکار، سلاح رقابتی پنهانی ساخت که هیچ‌کس روی آن حساب نمی‌کرد!

این روزها که موفقیت تیم ملی والیبال در لیگ جهانی هم خنده‌ی مضاعفی را به لبان مردم دوست‌داشتنی کشورمان آورده، عمیقا بر این باور قدیمی‌ام استوار شدم که: ما به کارلوس کی‌روش و خولیو ولاسکو این را بده‌کاریم که به ما یاد دادند که با تلاش کردن، می‌توانیم سقف رؤیاهای‌مان را تا آسمان بالا ببریم …

به‌احترام این دو مربی بزرگ و به‌احترام یوزهای جوان و سربلند و افتخارآفرین ایرانی. زنده‌باد ایران و ایرانی برای همیشه.

دوست داشتم!
۱۶

لینک‌های هفته (۱۹۴)

یکشنبه شب است نه جمعه! مشکلات شدید سرور گزاره‌ها و البته کمی هم شلوغی من برای تمام کردن یک پروژه‌ی قدیمی باعث این تأخیر زیاد شدند. 🙂 گزاره‌ها هم از روال‌ش این هفته خارج شد که امیدوارم از فردا به حالت نرمال بازگردد.

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با رنگ بنفش نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

حسین سناپور – آدم‌ها نشانه هم هستند

ما و نسل‌های بعدی (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

استرس مردان را خودخواه و زنان را اجتماعی می‌کند

اقتصاد آنلاین – مغز چگونه خاطره می‌سازد؟

۱۰ نکته مفید برای بالا بردن مهارت های ارتباطی (دیجیتائو)

مدیریت کسب و کار:

انواع نگاه به فروش (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

چرا استفاده از تمام پتنت‌های شرکت تسلا موتورز آزاد اعلام شد؟ (دیجیتائو)

یک طرز تفکر کار کارآفرینانه: به کودکان توانایی حل مسأله را یاد دهید

ضمانت نامه بانکی چیست؟

نهایی شدن لایحه سازمان نظام کارآفرینی کشور

اقتصاد:

دو چالش اصلی اقتصاد ایران در سال‌های آینده

سن استقلال اقتصادی در ایران چقدر است؟

اقتصاد آنلاین – ماجرای قیمت نجومی مجوزهای کسب‌وکار

پرداخت الکترونیکی مالیات ممکن شد

آمار و اطلاعات کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – معرفی ۱۰ کالای عمده صادراتی ایران

۳ میلیارد تراکنش الکترونیکی موفق در شبکه بانکی کشور

افزایش ۱۵ برابری اظهارنامه‌های‌ الکترونیکی مالیات

فاوا در جهان:

شیوه سنتی کار در ادارات در حال نابودی است

داده‌های خصوصی آنلاین خود را رهگیری کنید

صنعت فاوا در ایران:

اعطای مجوز برنده مزایده ارایه خدمات اپراتوری رادیو ترانک

جزئیات مدل مفهومی شبکه ملی اطلاعات/ خدماتی که به کاربران ارائه می‌شود

کارگروه اصلاح قانون جرایم رایانه‌ای تشکیل شد

فاز نخست رومینگ ملی افتتاح شد

فناوری همراه:

اولین موبایل آمازون با امکانات خیره‌کننده معرفی شد (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

رسانه‌های اجتماعی:

ایتنا – “هشتگ” وارد فرهنگ لغت آکسفورد شد

قدم بعدی فیس‌بوک: تولید سوئیچ شبکه در رقابت با سیسکو – زومیت

آمار و اطلاعات فاوا:

به زیمباوه نرم افزار صادر می کنیم ایران چقدر از صادرات نرم افزار سود می کند؟

ضریب نفوذ اینترنت در ایران به ۴۹ درصد رسید معرفی استانهایی که بیشترین کاربر را دارند

درآمد ۱۱ میلیارد دلاری بازی‌های موبایلی

دوست داشتم!
۳

زندگی در یک جمله به‌روایت فردا

 

“آینده چه شکلی است؟” تا به‌حال این سؤال را از خودتان پرسیده‌اید؟ حتما این کار را کرده‌اید. آن‌چه مهم است پاسخی است که به این سؤال داده‌اید. این‌که آینده را چگونه می‌بینید در فرایند حرکت در مسیر زندگی و رسیدن به هر آن‌چه موفقیت می‌نامیدش، نقشی کلیدی دارد. همین حالا اندک زمانی بگذارید و به این سؤال فکر کنید. چشم‌های‌تان را ببندید و خودتان را در چند سال بعد تصور کنید. چه می‌بینید؟

تا این‌جا با هم بارها در مورد اهمیت تصویر ذهنی و خوب دیدن آینده و فراموشی گذشته حرف زدیم. بیایید از حرف‌های کلی بگذریم و دقیق صحبت کنیم.

افراد برجسته و موفق حتما آینده را در قالبی مشخص تشریح می‌کنند. این قالب مشخص را هدف‌گذاری می‌نامیم. هدف‌ها، همان رؤیای شما هستند که به‌شکل دقیق‌تری تشریح شده‌اند. در واقع اگر رؤیا امری درونی است که نمی‌شود آن را به دیگران منتقل کرد، هدف، چیزی است که دیگران هم می‌توانند آن را درک کنند (و اساسا این‌که از جایی به‌بعد دیگران هم باید رؤیای ما را درک کنند، اهمیتی کلیدی می‌یابد. چرا؟ بعدا خواهیم دید.)

هدف‌گذاری از جایی شروع می‌شود که شما بتوانید یک توصیف کلی از آینده روی کاغذ بیاورید. برای شروع یک جمله‌ی کوتاه کافی است: ” علی نعمتی شهاب هستم. گزینه‌ی اول مشاوره‌ی راه‌اندازی و توسعه‌ی یک کسب و کار نوآورانه بر بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات.” صبر کنید. آیا آینده فقط شامل دنیای حرفه‌ای و شغلی است؟ نه. پس باید یک جمله هم برای زندگی شخصی‌ام بنویسم: که البته مرا از نوشتن آن در این یادداشت معاف کنید!

اما این توصیف از کجا آمد و اصلا موضوع‌ش چه بود؟ در این‌جا خیلی ساده من نوشته‌ام قرار است در آینده در حوزه‌ی شغلی کجا قرار بگیرم. به بیان دیگر در این‌جا پاسخ خودم به سؤال “چه کاره هستی” را در چند سال بعد نوشته‌ام! رؤیایی به‌نظر می‌رسد؟ بله و باید هم رؤیایی باشد. چرا؟ چون توصیف آینده باید انگیزش‌بخش و لذت‌بخش باشد. وقتی چشمانم را می‌بندم و تصویر خودم را در چند سال بعد می‌بینم، باید حس خوبی به من دست بدهد و لبخندم را همه‌ِ آدم‌های دور و اطرافم ببینند. این حس خوب و این لبخند، عامل اصلی در موفقیت من خواهد بود. چطور؟ بعدا این را هم خواهیم دید!

یادتان هست در مورد اهمیت کشف پاسخ “چرا”های زندگی صحبت کردیم؟ آیا این جمله پاسخی است به چرایی زندگی من در مسیر شغلی‌ام؟ آیا اگر روزی به این رؤیا رسیدم و کسی از من پرسید چرا این مسیر را انتخاب کردی می‌توانم پاسخ او را بدهم؟ واقعیت این است که اغلب ما این مسیر را براساس آن‌چه دانسته‌های‌مان طراحی می‌کنیم. خوب اشکال کار کجاست؟ این محدودیت را هر انسانی دارد. بله. این دست است. اما مسئله این است که ما به قول ابن‌سینا “دانش من بدان پایه رسید / که بدانم همی که نادانم” با علم به این‌که نمی‌دانیم، براساس همان نادانسته‌ها برای عمری تصمیم بگیریم و با باور این‌که “رفتن، رسیدن است” هر روز و هر شب با امید و آرزوی این‌که بالاخره روزی می‌شود، لحظات‌مان را به‌سختی بگذرانیم و دست آخر، چیزی جز حسرت برای‌مان باقی نماند. شاید از اول قرار بود نشود و من مسیرم را اشتباه انتخاب کرده بودم.

برای پیش‌گیری از بروز این مشکل چه می‌توان کرد؟ جستجو، مطالعه و تجربه. گفتگو با دیگرانی که سال‌ها از ما در عدد تقویمی عمر پیش‌اند. کسانی که توانسته‌اند راه‌شان را بیابند و کسانی که نتوانسته‌اند. کسانی که به موفقیت رسیده‌اند و کسانی که شکست، سهم‌شان از زندگی بوده است. گشت و گذار برای کشف کردن هزار راه رفته و نرفته و صد هزار تجربه و حس زیبا و نازیبا. برای کشف رضایت‌‌مندی‌ها و نارضایتی‌ها. برای یافتن آن چیزی که می‌خواهم زندگی‌ام را صرف آن کنم.

نوشتن این تک‌جمله برای تمام عمر کار بسیار دشواری است. دشوارتر از آن‌که فکرش را بکنید. شاید وقتی از شما بخواهند زندگی‌تان از امروز تا نقطه‌ی پایان را در یک جمله خلاصه کنید، سریع اولین جمله‌ای را که به ذهن‌تان بیاید روی کاغذ بیاورید. اما لحظه‌ای به این بیاندیشید که آیا مسیری که برای رسیدن به آن آدم رؤیایی و آرمانی باید طی کنید همان مسیری است که باید؟ و آیا آن آدم، همانی است که باید باشد یا دست آخر، سهم شما مثل قهرمان فیلم “افسانه‌ی آه” خانم تهمینه میلانی سرگردانی و چشم به‌راهی همیشه است؟

دوست داشتم!
۱۱

پست مهمان: چرا کار دولتی داشتن خیلی هم خوب است؟‎

توضیح ـ میثم زرگرپور دوست عزیز من با کوله‌باری از تجربیات جذاب مخصوصا از نوع رسانه‌ای است. میثم این روزها مدیر امور مشتریان یک شرکت بسیار بزرگ بخش خصوصی است. یادداشت میثم بسیار جذاب است؛ حتما بخوانیدش!

******

مشاجره‌ی لفظی در کار پیش می‌آید. اصلاً کار است و مشاجره‌های‌ش؛ مخصوصاً اگر طرفین آن‌قدر عاقل باشند که تلاش کنند بگو مگوهای کاری، آخرش به روابط دوستی‌شان صدمه نزند. اتفاقی که برای من و همکارم افتاد هم از همین جنس بود. حسین – که شش سال از من کوچک‌تر است و به تناسب، تجربه‌ی کمتری هم دارد – شاکی بود که چرا در جریان کاری قرار نگرفته و من دفاع می‌کردم که اصلاً قرار به اطلاع‌رسانی عمومی نبوده. بحث به ناراحتی کشید و حسین هم وسط بد و بی‌راه گفتن‌های محترمانه‌اش من را فردی خطاب کرد که سابقه‌ی کارش «دولتی» بوده است و نمی‌داند کار کردن در این‌جا ـ شرکتی که در آن کار‌ می‌کنیم ـ به‌عنوان یک شرکت بزرگ خصوصی، با یک محیط دولتی تفاوت دارد.

وسط دعوا که حلوا خیرات نمی‌کنند! من هم تا توانستم از خجالت‌اش درآمدم و البته از سابقه‌ی کاری‌ام دفاع کردم. واقعیت آن بود که من بیشتر عمر کاری‌ام را در شرکت‌های خصوصی و حداکثر شبه‌دولتی گذرانده‌ام و بجز ۱۵ ماهی که به‌عنوان سرباز در یک سازمان دولتی خدمت کردم، همیشه از کار کردن در ادارات دولتی فراری بوده‌ام. ولی همین دوران کوتاه هم به من کمک کرد تا محیط ادارات دولتی را بهتر بشناسم.

فردای آن روز، با خودم فکر کردم که من هم روزی مثل حسین فکر می‌کردم که کار کردن در یک اداره‌ی دولتی عار است: دولتی‌ها تنبل و بدون خلاقیت‌اند، کارشان هیجان ندارد و چون امنیت شغلی دارند زیاد به رشد و پیشرفت فردی و سازمانی توجه نمی‌کنند. ولی ماجرا واقعاً این‌طور است؟ تجربه‌ی کوتاه من در یک ارگان کاملاً دولتی و بلندترم در یک شرکت «کمی» دولتی که این را نشان نمی‌داد!

واقعیت آن است که کار کردن – هرچند کوتاه – در سازمان‌های دولتی، منافعی دارد که شاید با هزار سال بودن در شرکت خصوصی به دست نیاید. مثلاً:

  1. دولتی‌ها ناچارند با اعداد بزرگ سر و کله بزنند. این، ذات کار آنهاست که بودجه‌ی مشخصی را جذب کنند و بعد آن را بین چند پروژه تقسیم کنند. برای همین است که خیلی از کارکنان دولت، درک صحیح‌تری نسبت به مثلاً گزارش رئیس‌جمهور در رسانه‌ها دارند تا باقی مردم.
  1. دید خیلی از کارشناسان شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی نسبت به همتایان‌شان (!) در شرکت‌های خصوصی ملی‌تر است. دولتی‌ها اغلب با طرح‌های کلان‌تری سر و کار دارند که دید «سیستمی» جامع‌تری (مخصوصاً در بعد ملی) به آنها می‌دهد. از دید یک دولتی شکست یک پروژه پایان دنیا نیست، چرا که فقط بخشی از یک «طرح بزرگ» شکست خورده، نه همه‌ی طرح.
  1. بارها شده که خوانده‌ام و شنیده‌ام که واقع‌بین‌ترین آدم‌ها دنیای کسب و کار (چه خصوصی‌ها و چه دولتی‌ها) آن‌هایی هستند که لااقل مدتی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی (سابق) کار کرده‌اند. این متخصصان، محدودیت منابع را خوب می‌شناسند و از آن طرف هم می‌دانند چطور می‌شود منابع بسیار محدود را اولویت‌بندی کرد و به مصارف واقعاً نامحدود تخصیص دارد. این، مهارتی است که حتی یک کارشناس ساده‌ی برنامه‌ریزی یا ذیحسابی ادارات دولتی هم از آن بهره دارد؛ ولی اگر منصف باشیم، چند درصد از متخصصان شرکت‌های خصوصی عمیقاً درباره‌ی موضوع به این مهمی می‌دانند؟

دل‌تان هوس یک کار کم دردسر در یک اداره‌ی دولتی را کرد؟ به این فکر کرده‌اید که دولتی‌ها، عمدتاً حقوق دریافتی کمتری از خصوصی‌ها دارند؟ کار کردن در یک مجموعه‌ی تخصصی دولتی (مثلاً در بخش‌های آب، برق و نفت) به این دریافتی کمتر می‌ارزد یا نه؟

شخصاً فکر می‌کنم هر متخصصی در سال‌های پنجم تا دهم کاری‌اش بد نیست یکی دو سالی را در یک اداره‌ی دولتی بگذراند. بینشی که این تجربه‌ی کاری ایجاد می‌کند، به حقوق کم‌تر این مدت کاملاً می‌ارزد!

پ.ن.۱. پست این هفته‌ی مدل‌های کسب و کار محتوا فردا صبح منتشر می‌شود.

پ.ن.۲. از این پس سه‌شنبه‌ها گزاره‌ها را با یادداشت‌هایی درباره‌ی سبک زندگی کاری دنبال کنید.

دوست داشتم!
۴

مقاله‌ی هفته (۳۸): چگونه با حفظ معنای زندگی‌تان، کسب و کارتان را بزرگ‌تر سازید

نویسنده:کارا مورفی / مترجم: علی نعمتی شهاب

در این مقاله دو خانم کارآفرین موفق درباره‌ی اصول موفقیت‌شان در توسعه‌ی کسب و کار خود توضیح می‌دهند:

سه عامل پیشران ارزش‌آفرین برای توسعه‌ی کسب و کار شما

نینا کافمن بعد از تحصیل در رشته‌ی حقوق، چند سالی را در یک مؤسسه‌ی حقوقی بزرگ کار کرد. بعد از چندین سال تجربه اندوزی، سرانجام روزی فرا رسید که او تصمیم گرفت تا با کمک یکی از همکاران‌اش بنگاه حقوقی خودش را راه‌اندازی بکند. کافمن بعد از مدتی او متوجه شد که روابط تجاری نیز مانند روابط بین‌فردی همواره به‌خوبی پیش نمی‌روند. او با همکارش دچار اختلاف شده بود و هیچ راهی جز تعطیلی آن مؤسسه‌ی حقوقی و شروع از ابتدا وجود نداشت.

اجبار به شروع دوباره و از دست رفتن ۶ سال زمان که صرف مؤسسه‌ی قبلی شده بود، موجب شد تا او تأملی در کار خود داشته باشد. او متوجه شد که آموزش سنتی و تجربه‌ی کاری به او یاد داده چگونه کارمند خوبی باشد، نه این‌که چگونه یک کسب و کار را اداره کند. برای رشد دادن کسب و کاری که بتواند توسعه و گسترش پیدا کند، لازم است رو به جلو فکر کنید.

او تجربه‌‌ای را که از آموخته‌های‌اش به‌دست آورد در قالب معادله‌ی زیر خلاصه کرده است:

ارزش محصول / خدمت = جریان مستمر درآمد + قابلیت اهرمی + قابل آموختن

در ادامه هر یک از اجزای سه گانه‌ی سمت چپ معادله‌ی فوق شرح داده می‌شوند:

۱- قابل آموختن: مجبور نیستید در کسب و کار یا شرکت‌تان دست به هر کاری بزنید تا به موفقیت برسید. در حیقیت، احتمالا نمی‌توانید کسب و کارتان را از هر راهی رشد و توسعه‌ دهید. بنابراین مطمئن شوید که ماهیت و ویژگی‌ها و کارکردهای محصولات و خدمات‌ شما به‌حدی قابل آموزش هستند که بتوانید اطلاعات و مهارت‌های مربوط به آن‌ها را به کارکنان‌تان بیاموزید. فعالیت‌ها را هر جا که ممکن است خودکار کنید. شما نه مجبورید و نه مجازید که هر کاری بکنید تا کسب و کارتان رشد پیدا کند.

۲- قابلیت اهرمی: خودتان و کسب و کارتان را در جایگاهی قرار بدهید که بتوایند موفق شوید. این جایگاه البته به بازار گوشه‌ای که انتخاب می‌کنید و این‌که چگونه محصول یا خدمت‌تان می‌توانی به نیازهای مشتریان در آن بازار پاسخ بدهد، وابسته است. زمانی ارشمیدس گفت: “جایی برای ایستادن به من بدهید تا زمین را جابه‌جا کنم.” کافمن به ضرورت ارتباط برقرار کردن با بازگیران قدرتمند بازار برای افزایش احتمال موفقیت‌ نیز معتقد است. بنابراین با دیگر کسب و کارها و شرکت‌هایی که می‌توانند شما را به بازار هدف‌ و مخاطبان‌تان بهتر معرفی کنند و باعث ایجاد پایداری در کسب و کارتان شوند، روابط مناسبی را برقرار کنید.

۳- جریان مستمر درآمد: سرانجام این‌که برای تدوام موفقیت‌، کسب و کار شما باید درآمد قانونی و متناسبی را ایجاد کند تا امکان ادامه‌ی حضور شما و کارکنان‌تان در این کسب و کار تضمین شود. حتی اگر درخشان‌ترین ایده‌ی دنیا را داشته باشید، اگر آن ایده نتواند جریان درآمدی ثابت و قابل پیش‌بینی ایجاد کند، به دردسر خواهید افتاد. به‌روشی کار کنید که مطمئن‌تان کند می‌توانید به کسب و کارتان ادامه دهید.

طی کردن این سه گام به شما این اطمینان را می‌دهد که کسب و کار شما آن‌قدر ارزشمند است که بقا و رشد پیدا کند.

خانم کافمن معتقد است: “کسب و کار شما باید از زندگی شخصی شما حمایت کند؛ نه این‌که آن را اداره کند.”

۴ گام برای اجرای ایده‌ی کسب و کاری‌تان

موفقیت سارا فرزام در کارآفرینی حاصل پشتکار، نوآوری و یادگیری دائمی او بوده است. او کلاس‌های موسیقی دو زبانه‌ی خود را از تدریس برای سه کودک (که دو تا از آن‌ها کودکان خواهرش بودند)، آغاز کرد. امروزه هر هفته در کلاس‌های مؤسسه‌ی آموزشی او در شهر نیویورک بیش از ۱۷۰۰ نوآموز کودک شرکت می‌کنند. فرزام اصول موفقیت خود را به شکل زیر ارائه کرده است:

۱- چرخ را دوباره اختراع نکنید: هر چیزی که کار می‌کند را بگیرید و گسترش بدهید. سارا کلاس‌های موسیقی موفق قبلی و آموزش‌های خصوصی را دید و به این فکر کرد چگونه می‌تواند آن‌ها را طوری بهبود دهد که سبک جدید آموزشی او بتواند ارزش بیش‌تری را برای مخاطب هدف ایجاد کند. بنابراین او زبان دوم ـ مهارتی که بسیاری از والدین تمایل دارند کودک‌شان از سنین پایین آن را بیاموزد ـ را با آموزش موسیقی ترکیب کرد.

۲- بدانید که چه زمانی باید تغییر ایجاد کنید: هیچ چیزی دقیقا به‌همان شکل که برنامه‌ریزی شده پیش نمی‌رود. این‌که چگونه به موانع طول مسیر واکنش نشان می‌دهید، کلید موفقیت در حرکت رو به جلو است. از هر راهی که می‌توانید برای این منظور بهره‌ بگیرید؛ حتی اگر به‌قیمت حرکت در یک مسیر جدید باشد. زمانی که کودکان پیش‌دبستانی یا دبستانی از خانم فرزام خواستند تا کلاس موسیقی خود را در کلاس آن‌ها برگزار کند، او دچار تردید شد. اما پس از اندکی اندییشیدن، او متوجه شد که این امر باعث ایجاد یک جریان مستمر درآمدی می‌شود که می‌تواند به گسترش دامنه‌ی مخاطبان و مدل کسب و کار او بیانجامد.

۳- چه خدمت دیگری می‌توانید به مشتری‌تان ارائه دهید؟ گاهی اوقات چشم‌انداز شما بسیار محدود است. برگزاری جشن‌های اولد و کلاس‌های خصوصی بخشی از طرح کسب و کار خانم فرزام نبودند؛ اما بعد از دریافت درخواست‌های بسیار از والدین کودکان او تصمیم به ارائه‌ی این خدمات گرفت. اگر فرصتی در بازار برگزاری جشن‌های تولد وجود داشت که به آن پاسخ مناسبی داده نشده بود، شانس خوبی برای او وجود داشت که برند و کسب و کار خودش را در این حوزه جا بیاندازد.

۴- از هر چیزی که دارید استفاده کنید: در ابتدا خانم فرزام نمی‌توانست یک تیم بازاریابی استخدام کند یا برای ضبط موسیقی‌های‌اش یک استودیو بیابد. اما او توانست با تهاتر خدمات با دیگران به منابع مورد نیازش دست پیدا کند.

خانم فرزام نماد واقعی پشتکار و ابتکار است. او به خودش و ایده‌ی تجاری‌اش باور دارد و برای تحقق آن به‌سختی کار می‌کند.

منبع

دوست داشتم!
۴

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۳۲): استراتژی استقامت!

“بعید می‌دانم که نیازی به تغییر دادن چیزی باشد. برای آن‌که بتوانم رؤیای‌م را محقق کنم باید به حرکت‌م درهمین مسیری که تا به حال در آن حرکت می‌کردم، ادامه دهم. من سبک بازی‌ام را تغییر نمی‌دهم.” (نیمار؛ این‌جا)

جام جهانی و یک ماه بسیار هیجان‌انگیز رسما آغاز شدند! بازی‌های این دو روز اول جذاب و دوست‌داشتنی بوده‌اند و به‌نظر می‌رسد می‌‌شود به این جام جهانی امیدوار بود! 🙂

درس این هفته را به‌دلیل بازی درخشان نیمار در بازی افتتاحیه (که البته باعث نمی‌شود شاه‌کار داور آن بازی را فراموش کنیم!) از زبان این ستاره‌ی جوان و پرشور فوتبال برزیل انتخاب کرده‌ام. نیمار از چیزی سخن گفته که مدت‌ها است ذهن مرا به خود مشغول کرده است.

مدت‌ها است که به این باور رسیده‌ام تنها راز و یگانه راه رسیدن به رؤیاها، استقامت و پیش‌روی در یک مسیر مستقیم و منحرف نشدن از این مسیر است. واقعیت ماجرا این است که اگر رؤیای‌مان شدنی باشد و اگر راه درستی برای رسیدن به آن انتخاب کرده باشیم (استراتژی!)، برای رسیدن تنها باید صبر داشت و تلاش کرد. در طی کردن این مسیر طولانی برای رسیدن به رؤیاهای بزرگ البته شکست، بدیهی‌ترین گزینه‌ی ممکن است. در این راه سخت، خیلی وقت‌ها رؤیا تنها هم‌چون ستاره‌ای کم‌سو به چشم می‌آید. ستاره‌‌های پرسوی زیادی را می‌بینیم که فکر می‌کنیم همان ستاره‌ی اصلی‌اند؛ اما …

اصل ماجرای ما البته این است که چطور می‌شود رؤیاهای درستی را انتخاب کنیم و چگونه استراتژی‌های مناسبی را برای رسیدن به موفقیت انتخاب کنیم. آن‌ وقت است که می‌شود مثل نیمار از داشتن یک سبک شخصی برای موفقیت که اصل و اساس‌ش نیازی به تغییر ندارد سخن گفت و با رفتن تا رسیدن، رؤیاهای بزرگ را در آغوش کشید! اما این “رفتن تا رسیدن” دقیقا عاملی است که معمولا در زندگی فراموش می‌شود!

هنری فورد ـ بنیان‌گذار مشهور شرکت فورد ـ جمله‌ای دارد که خیلی وقت‌ها به آن فکر می‌کنم: “موانع چیزهای ترسناکی هستند که شما وقتی چشم‌تان را از هدف برمی‌دارید، می‌‌بینید!”

خلاصه کنم که “استراتژی استقامت” را فراموش نکنید!

دوست داشتم!
۷

لینک‌های هفته (۱۹۳)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با رنگ بنفش نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

مگر آدم از زنده‌گی‌اش چی می‌خواهد؟ (نوشته‌ی عالی حسین سناپور!)

اگر نشدها…  (امیر مهرانی؛ The Coach)

ایسنا – خوابیدن پس از یادگیری اتصالات حافظه را تقویت می‌کند

کارمندان درونگراها، محیط کار مخصوص خود را هم می‌خواهند

چرت بعدازظهر، بازدهی کارمندان را افزایش می‌دهد!

مدیریت کسب و کار:

توصیه به شرکت‌های نرم‌افزاری یا سریع رشد کنید یا آرام نابود شوید (عاااااااااااالی! به‌ترین مطلب هفته.)

نظریه‌های تکاملی استراتژی (ابراهیم حیدری؛ در مسیر افق)

۷ تجربه برای مدیران پروژه تازه‌کار (محسن احمدی؛ یک مشاور)

لطفا این ۱۵ اشتباه را تکرار نکنید/ چطور می توانید مدیر موفقی باشید؟

حقایقی شوکه کننده در مورد استفاده از نوستالژی در بازاریابی – بیزینس ترند

اقتصاد:

پیشنهاد یک مجله اقتصادی برای شیوه تعیین میزبان جام جهانی/ به نظر شما بازهم قطر می تواند تقلب کند؟

آمار و اطلاعات کسب و کار و اقتصاد:

هر ایرانی تاکنون چقدر یارانه گرفته؟/ دولت تاکنون ۱۳۴ هزار میلیارد تومان به مردم پرداخته است

۹۰ درصد قراردادها موقتی هستند

۴۰۰ میلیون تومان؛ هزینه ایجاد هر شغل

بانک جهانی: ایران امسال رشد منفی ۱.۷ درصدی سال قبلش را به مثبت ۱.۵ درصد می‌رساند

صادرات ۴۷ میلیارد دلار کالا و ۲۲ میلیارد دلار خدمات

فاوا در جهان:

۱۰ رویداد اجتماعی-تکنولوژیک دهه آینده – ایستنا

اینترنت در مالزی رایگان می‌شود

فاوا در ایران:

مرکز پژوهش‌های مجلس: وزارت ارتباطات نمی‌داند درباره شبکه ملی اطلاعات چه کند/فروش اینترنت ایران با یک سوم قیمت به افغانستان – ایستنا

رسانه‌های اجتماعی:

۲۰ شیوه و ترفندهای عملی برای افزایش دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

سرمایه‌گذاری کمپانی‌های بزرگ برای تبلیغات از طریق هش‌تگ در جریان جام‌جهانی فوتبال – زومیت

ایتنا – یوتیوب برای ناشران ویدئویی، برنامه ویژه می‌سازد

فناوری همراه:

پایان دوران برند نوکیا در گوشی‌های هوشمند؟! – زومیت

گوگل به دنبال خرید سرویس استریم موسیقی Songza؟ – دیجیاتو

۳۰ درصد قیمت گوشی مربوط حق امتیازهای آن می‌شود – ایستنا

ویکی‌پدیا نسخه آزمایشی اپلیکیشن اندرویدی خود را با قابلیت ویرایش مقالات منتشر کرد

آمار و اطلاعات فاوا در ایران و جهان:

ایتنا – سال آینده “تلفن‌همراه” پرجمعیت‌ترین کشور جهان می‌شود

خسارت ۴۴۵ میلیارد دلاری جرایم سایبری به اقتصاد جهانی – ایستنا

فروش کتاب الکترونیکی از کاغذی بیشتر می‌شود

دوست داشتم!
۴