قهرمان هر داستان دلانگیز موفقیت، فردی است که توانسته است یک تصمیم شجاعانه بگیرد.
پیتر اف. دراکر
قهرمان هر داستان دلانگیز موفقیت، فردی است که توانسته است یک تصمیم شجاعانه بگیرد.
پیتر اف. دراکر
گاهی وقتها در اتفاقات زندگی روزمره ایدههای جالبی مدیریتی میتوان بیرون کشید؛ البته اگر کمی با دقت به آنها نگاه کنی. مثل همین چند روز اخیر زندگی من:
اتفاق اول: باید برای پیگیری کارهای پروژهای که مدیریت آن را بهعهده دارم، از سازمان صاحب پروژه به شرکت همکار بروم. چون عجله دارم آژانس خبر میکنیم. اما زمان رسیدن آژانس خیلی بهدرازا میکشد. در فکر این هستم که درخواست خودرو را لغو کنم که ماشین آژانس از راه میرسد. راننده خیلی مؤدب و خوشبرخورد و با لبخند از من بابت تأخیر عذرخواهی میکند. به راه که میافتیم، کمی جلوتر تلفن همراه راننده زنگ میخورد. راننده جواب میدهد و بعد گوشیش را به من میدهد. مدیر آژانس پشت خط است و او هم بابت تأخیر از من عذرخواهی میکند. موقع پیاده شدن، راننده مستقیم چیزی نمیگوید؛ اما کرایه پایینتر از مبلغ کرایهی معمول مسیر مورد نظر است!
اتفاق دوم: برای اصلاح موی سر به آرایشگاه قدیمی محله که ظاهرا قدمتش بیش از پنجاه سال است، مراجعه میکنم. وقتی وارد میشوم، آقای آرایشگر به من میگوید: یک نفر قبل از شما نوبت گرفته؛ گفتم بگویم که اگر آمد سوء تفاهمی پیش نیاید. مشتری مورد نظر نمیآید و من هم کارم سریع انجام میشود.
اتفاق سوم: برای خرید به سوپرمارکت همیشگی نزدیک منزل رفتهام. خریدهایم را که جمعآوری میکنم، ناگهانی جوانی سراسیمه جلوی پیشخوان میآید: “آقا این بطری آب را حساب کن ماشین را بد جا گذاشتم الان پلیس جریمهام میکنه!” آقای فروشنده نگاهی به جوان میاندازد و میگوید: “این آقا (یعنی من) جلوتر از شما هستند؛ صبر کن اول کار ایشان را راه بیاندازم.”
سه اتفاق بالا اتفاقات عجیب و غریبی نیستند؛ اما در من حس خوبی را ایجاد کردند. واقعیت این است که اصول مدیریت و کسبوکار، قوانین پیچیدهای نیستند که توسط ایدهپردازان و پژوهشگران این حوزه خلق شده باشند. آنها از جمعبندی و صورتبندی همین اتفاقات سادهای که هر روزه در دنیای کسبوکار رخ میدهند، بهدست میآیند. بسیاری از اصول مدیریتی که امروز آنها را میشناسیم، سالها تاریخ زندگی بشر از زمانی که هنوز چیزی بهنام شرکت و سازمانهای بزرگ وجود نداشتند را پشتیبان خود میبینند. اصول مدیریت و کسبوکار چیزی فراتر از “بهینهکاوی” زندگی روزمرهی افراد در سازمانها (و البته بیرون آنها!) نیستند.
متأسفانه وقتی که حرف از شرکت و سازمانهای رسمی میشود، مدیران و مشاوران همواره بهدنبال روشهایی پیچیده برای اجرای اصول مدیریتی میگردند که در کتابها و کلاسهای مدیریتی یاد گرفتهاند و از گوهر وجودی آنها که خلق ارزش برای مشتری، کارکنان و ذینفعان است، غافل میشوند. تجربیاتی مثل سه اتفاقی که اشاره کردم، شاید تلنگر خوبی باشند تا بهیاد ما بیاورند “مدیریت خوب” آنقدرها هم که فکر میکنیم کار پیچیدهای نیست؛ آن هم در زمانهای که اصطلاحات زیبایی مانند “مشتریمداری”، “رضایت مشتری” و “تجربهی مشتری” را هر روز بیشتر از قبل میشنویم و البته هر روز هم بیشتر از قبل بهدنبال نمونههای واقعی آنها در کسبوکارها میگردیم!
پیشنهاد میکنم در همین راستا دو پست قبلی گزارهها استراتژی رقابتی حاجی دریانی و کسبوکار بهسبک دخترک عطرفروش را هم مطالعه کنید.
پ.ن. پست مقالهی هفته از این پس دوشنبهها منتشر میشود. بهجای آن تلاش میکنم یکشنبهها یادداشتهای کوتاه تحلیلی دربارهی “زندگی، مدیریت و کار حرفهای” براساس تجربیات و مشاهدات و مطالعاتم بنویسم.

“هیچ دوندهای پس از یک دور پیشتازی قهرمان نمیشود و در فوتبال هم به تیم صدرنشین در پایان هفتهی پنجم جام قهرمانی را نمیدهند. آمارها نشان میدهند که ما کارمان را تا بدینجا خوب انجام دادهایم؛ اما باید همین روند را تا بهپایان ادامه دهیم. صدرنشینی همیشه لذتبخش است اما اگر فکر کنیم از حالا قهرمانیم، دچار اشتباه شدهایم. هنوز در آغاز راهیم و باید به کار کردن ادامه دهیم.” (رافائل بنیتس؛ اینجا)
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود! این نکتهای است که اغلب ما متأسفانه آن را فراموش میکنیم: بعد از مدتها رؤیابافی، کاری را با انگیزهی بسیار زیاد آغاز میکنیم؛ اما در برابر سختیهای مسیر در میمانیم. بارها دیدهام افرادی بسیار توانمند و باانگیزه را که از رسیدن به مقصد بازماندهاند و در مقابل، افرادی با سطح توانمندی پایینتر که مهمترین شایستگی آنها “تاب آوردن” بوده است!
خبر خوب این است که “ثبات داشتن” را میتوان یاد گرفت و تمرین کرد: روانشناسی مثبتاندیشی حتی در زردترین شکل آن سادهترین راهی است که در دسترس ما قرار دارد. راهی که برای من کار کرده، مطالعه و بهیادآوری تجارب دیگران و خودم در گذر موفق از سختیها در گذشته است. در عین حال نقش عاملی کلیدی بهنام “شور درونی” هرگز نباید فراموش شود.
پیش از شروع:
زندگی، سلامت و کار حرفهای:
۷ راه مقابله با تعلل در انجام کارها ـ زومیت
قدرت غافلگیر کنندهی منفیبافی ـ دیجیاتو
سه تفاوت عمدهی بهرهوری و شلوغکاری – دیجیاتو
تعامل مثبت برای روابط مثبت | مربی: امیر مهرانی (یادداشتی از نویسندهی مهمان: عباس عظیمی)
توصیههای کوتاهی از ۸ میلیاردر خودساخته در زمینه مدیریت زمان – دیجیاتو
مدیریت کسبوکار:
آنچه مدیران تازهکار باید بدانند
اگر میخواهید قبل از ۳۰ سالگی مدیرعامل شوید، این ۳ نکته را به خاطر بسپارید
تبلیغ متناسب با توان و واقعیت (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی)
۹ عادت مشترک مدیران کارا ـ دیجیاتو
صرفاً خوب بودن فرهنگ شرکت شما کافی نیست، باید متمایز باشید ـ دیجیاتو
تجاریسازی و تحلیل و توسعهی کسبوکار:
چگونه به یک کسبوکار بیعیبونقص برسیم؟ (بهترین مطلب هفته! حتما بخوانید.)
معماری چیست؟ (شاید بهنظر بیربط برسد؛ اما این مصاحبهی عالی سرشار است از ایدههایی دربارهی طراحی محصول!)
رسانه شنیداری کماکان زنده است (مدل کسبوکار رادیو در دنیای اینترنت چیست؟)
اشتباهات رایج کسبوکارهای آنلاین: چرا کسبوکار اینترنتیتان رشد نمیکند ـ فرصت امروز
ایسنا – شرایط حمایت صندوق نوآوری و شکوفایی از شرکتهای دانش بنیان اعلام شد
اقتصاد، تأمین مالی و سرمایهگذاری:
اقتصاد آنلاین – ۲۰ نکته کلیدی اقتصادی سخنان روحانی
اقتصاد آنلاین – پرریسک و کمریسکترین صنایع بورس کدامند؟
پایان حبس ۹۰ هزار میلیارد از اموال بانکها
اقتصاد آنلاین – ابلاغ اساسنامه صندوق تثبیت بازار سرمایه
تئوریسین فقر چگونه ۹۵۰ هزار دلار برنده شد؟
فناوری، رسانههای اجتماعی و بازاریابی دیجیتال:
استارتاپی که از عرش به فرش آمد؛ Evernote در دردسری عظیم ـ دیجیاتو
درآمد علی بابا بیشتر از ۵ کشور توسعه یافته
دراپ باکس سرویس یادداشت برداری Paper را رسما معرفی کرد ـ زومیت
دل بزرگترین خرید تاریخ را تأیید کرد: خرید EMC به قیمت ۶۷ میلیارد دلار

تجربه ثابت کرده که یکی از مهمترین رازهای موفقیت همان ضربالمثل معروف “رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود” است. اینکه هر روز حتما کاری کوچک در راستای رسیدن به موفقیت بزرگ و پایدار انجام دهی تا بدین شکل، کمکم به هدف مورد نظرت نزدیک شوی. این کار یعنی عادت کردن به انجام کارهای درست و انجام درست کارها؛ اما نه آنطور که ما فکر میکنیم: عادت کردن یعنی ملالآور شدن زندگی. اتفاقا عادتهای زیادی هستند که اگر سختی ابتدای مسیر عادت کردن به آنها را بپذیریم، به ما هر روز حس سرشاری از انرژی و شور درونی میبخشند و همین حسِ درونی زیبا، عاملی است برای افزایش احتمال تکرار رفتار و عملکردهای درست که در بلندمدت نتیجهی آن تحقق رؤیاها و آرزوها است. خلاصه اینکه “قدرت عادتها” را برای موفقیت را هیچوقت دست کم نباید گرفت.
اما عادتهای درست کداماند؟ در حالت کلی پاسخ به این سؤال بستگی به خود شما و رؤیاها و آرزوهایتان دارد؛ اما برخی عادتهای کوچک اما اثرگذار هستند که بهکار همهی ما برای حرکتِ اثربخش در مسیر رؤیاهایمان کمک میکنند. در این مطلب توضیحاتی دربارهی ۱۲ عادت از اینگونه عادتها (که فهرستشان را از اینجابرداشتهام)برایتان براساس تجربیات شخصیام ارائه میکنم:
۱- خوشبینی: افراد خوشحال، معمولا افراد خوشبینی هستند. خوشبینی تمرین کردنی است!
۲- مراقبت از سلامتی: عقل سالم در بدن سالم است! تعارف که نداریم: همهی ما عادتهای نادرستی داریم که زمینهساز مشکلات فیزیکی ما هستند؛ چیزهایی مثل: دیر خوابیدن، ورزش نکردن و … خوب است هر از گاهی کمی هم به فکر “سلامتی” این نعمت بزرگ خدای مهربان باشیم!
۳- ایجاد تعادل میان کار و زندگی: تجربهی من میگوید که در اغلب مواقع ما برای فرار از انجام کارهای سخت به اتلاف وقت رو میآوریم و بعد، زمان استراحتمان را مجبوریم کار کنیم! نتیجه اینکه همیشه شلوغ و در حال کار هستیم. در بلندمدت این عادت نادرست فرار از کار که وقت تفریح و با خانواده بودن و کتاب خواندن و فیلم دیدن و … را میگیرد نتیجهای جز فرسودگی روحی و روانی و حتی جسمی ندارد.
۴- با دیگران همانگونه رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار کنند: بدون شرح!
۵- بخشیدن دیگران را تمرین کن: میدانم که بسیار سخت است؛ اما کینه بهدل گرفتن و ناراحتی باعث تغییر رفتار دیگران یا دنیای بیرونی نمیشود. با این سبک زندگی تنها خودمان را از بین میبریم.
۶- متنوع کردن و عمقبخشی به روابط انسانی: آدمهای اطراف شما روی تفکر و تصور شما و روی رفتار و عملکرد شما و از همه مهمتر روی روحیهی شما تأثیر مستقیم دارند. اگر فقط با آدمهایی شبیه به خودتان در ارتباطید، اگر آدمهایی منفیباف و منفینگر در اطرافتان زیاد هستند و دهها “اگر” دیگر از این نوع، حواستان باشد که اینها نشانههای خطری بزرگ در مسیر موفقیت شما بهویژه در حوزهی شغلی و حرفهای هستند.
۷- نماد آن چیزی باشید که به آن معتقدید: دیگران چگونه میتوانند به درستی افکار شما اعتماد کنند وقتی حتی خودتان به آنها در عمل متعهد نیستید؟
۸- آنچه هستید را بپذیرید و برای بهتر شدن تلاش کنید: شما با شخصیت و اثرگذاریتان روی زندگی دیگران ارزشگذاری میشوید. بهتر نیست با خوبی و مهربانیتان در یادها بمانید؟ فراموش نکنید که بخش مهمی از جایگاه امروزی شما، نتیجهی انتخابها و تصمیمات دیروز شما است. امروز، گذشتهی فردا است؛ از دستش نده!
۹- از ایدهها و چالشهای جدید استقبال کنید: تجربیات جدید ـ چه لذتبخش باشند و چه دردناک ـ زندگی را از مسیر روزمرگی خارج میکنند. خیلی وقتها ما با پذیرش ایدهها و چالشهای نو، هدفهای نویی پیدا میکنیم، متوجه اشتباهاتمان میشویم و یا مسیر جدیدی را برای حرکت بهسوی اهدافمان کشف میکنیم.
۱۰- شور درونیات را بیدار نگه دار: به ما زمان اندکی برای زندگی در این دنیای خاکی و فانی داده شده است. بهتر نیست همین یک باری که قرار است زندگی کنیم، عمرمان را صرف خودمان و رؤیاهایمان کنیم؟
۱۱- شکرگذار باشید: متأسفانه ما آنقدر که حسرت نداشتهها و نشدنیها را میخوریم، شکرگذار داشتهها و خوبیها نیستیم. کشف جنبههای خوب زندگی، دلگرمکننده است. از قدرت آن غافل نشوید!
۱۲- مسیر موفقیتات را خودت بساز: چرا که در غیر اینصورت دیگری آن را خواهد ساخت!

“من هیچ الگویی ندارم؛ چون هر فردی اخلاق و شخصیت و فلسفهی خاص خودش را دارد. من از تمام مربیانی که با آنها کار کردم نکات مثبتشان را یاد گرفتهام و آنها را با ایدههای خودم هماهنگ میکنم.” (وحید هاشمیان؛ اینجا)
وحید هاشمیان را همواره فوتبالیستی با شخصیت و مستقل شناختهایم. کسی که هیچوقت خودش را گرفتار دامهای فوتبال ایران نکرد و حقش را در عمل با رفتار و تلاشهایش گرفت. وحید حالا در آلمان بهدنبال رؤیاهایاش در دنیای مربیگری است. این تک جملهی هاشمیان در مصاحبه با خبرنگار سایت باشگاه بایرن مونیخ، آنقدر درخشان است که فکر میکنم باید آن را هر روز به خودم یادآوری کنم. الگوبرداری از دیگران و الگو داشتن بهمعنی آن نیست که هویت و شخصیت مستقل خودم را فراموش کنم. هنر تمامی انسانهای بزرگ همین بوده است که آموختههایشان از دیگران را در قالب یک “فلسفهی شخصی زندگی” خاص خودشان بههم آمیختهاند و زندگیشان را براساس آن شکل داده و پیش بردهاند.
بنابراین خوب است که در زندگی الگو داشته باشیم؛ اما آیینهی اصل وجودی هر کس، بازتابندهی فلسفهی زندگی شخصی او است. شاید این همانی باشد که احمد عزیزی زمانی گفته بود: “آیینه باشد مثل من یا من مثالی دیگرم؟”
مدتها است در فکر تغییراتی در ساختار پست لینکهای هفته هستم. بهنظرم تنوع موضوعات بیش از حد شده که نتیجهی آن، کاهش اثربخشی است. به ساختار جدید مدت زیادی فکر کردم که نتیجهی آن را در پست حاضر میبینید. ساختار جدید روی دو حوزهی اصلی محتوایی گزارهها یعنی مدیریت و کار حرفهای متمرکز شده است. البته میتوانید همچنان محتواهای منتخب هفته (بهویژه در حوزهی فناوری در ایران و جهان) را از فید لینکدونی گزارهها دنبال کنید. امیدوارم ساختار جدید بتواند مفیدتر باشد و شما خوانندگان عزیز هم همچنان همراه با پستهای لینکهای هفته باشید.
پیش از شروع:
زندگی، سلامت و کار حرفهای:
تماشاگر یا بازیگر، میخواهید کدام باشید؟ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی)
اگر موفقیت میخواهید، این ۲۵ ویژگی را از خود دور کنید | شبکه
۹ مهارت نرمی که برای موفقیت در رشته نرمافزار به آن نیاز دارید (آرش خوئینی)
دید مثبت داشته باشید، بخش ویژهای از مغزتان فعال میشود
مدیریت کسبوکار:
۷ عادت ناشایست منفورترین مدیران دنیا ـ دیجیاتو
۴ ویژگی افراد درونگرا که آنان را تبدیل به رهبران قابلی میکند ـ دیجیاتو
مدیران ماندگار: جک دورسی، مدیری که قابل پیشبینی نیست
چگونه بهعنوان مدیر ارتباط اجتماعی مؤثر در محل کار ایجاد کنیم
ساختارهای انگیزشی؛ عامل رسوایی شرکتهای بزرگ
تجاریسازی و تحلیل و توسعهی کسبوکار:
از دستفروشی تا ۳۰میلیون درآمد روزانه (گفتگوی خواندنی با عباس برزگر؛ کارآفرین گردشگری روستایی)
رشد سازمانی با اتکا به نقاط قوت
نقدهای یک نظام حقوقی و چتری بر سر نوآوران (ملاحظاتی دربارهی ماهیت نظام حق اختراع)
نسخه دوم کتاب اسکرام و XP ساده شده (اسد صفری؛ دنیای چابک)
کارآفرینان چگونه بر اقتصاد اثر میگذارند؟
اقتصاد، تأمین مالی و سرمایهگذاری:
مؤلفههای مزاحم در محیط کار (گزارش پایش محیط کسبوکار در زمستان ۹۳)
اقتصاد آنلاین – سقف پاداش هیاتمدیره شرکتها تعیین شد
اقتصاد آنلاین – سیف حجم نقدینگی را اعلام کرد
جذب سرمایه با اهرم مسکن
فناوری، رسانههای اجتماعی و بازاریابی دیجیتال:
معمای استراتژی محتوایی: کِی و چگونه تقاضا بیافرینیم؟ – دیجیاتو و چگونه برای کسبوکار خود محتوای کاربردی خلق کنیم؟
به مناسبت ۵ سالگی اینستاگرام چرا این اپلیکیشن تغییرات اندکی را به خود دیده؟ ـ دیجیاتو
مسابقهای برای اول بودن با پدیدهای بهنام کانال تلگرام (محمود حقوردی؛ حرفه: روابط عمومی)
آیا مسدودکنندگان تبلیغات هزینههای شما را کاهش میدهند؟ | شبکه

“تیم ملی برزیل هنوز چیزهای زیادی برای ارائه دارد. ما میخواهیم از طریق نتایجی که در دیدارهای پیشِ رو کسب میکنیم، بار دیگر غرورمان را بهدست بیاوریم و نشان دهیم که برای رسیدن به بهترین شرایط، تمام تلاشمان را خواهیم کرد. ما برنامهمان را آماده کردهایم. رسانهها و هواداران من را میشناسند. من رؤیافروشی نمیکنم. من واقعیت را به آنها نشان میدهم و واقعیت این است که ما به کار زیادی نیاز داریم. ما دیگر نمیتوانیم فکر کنیم که بهترین هستیم. ما بهترین بودیم و استعدادهایی داریم که میتوانیم بهترین باشیم؛ اما نیاز داریم که فروتنانه درک کنیم که تیمهای دیگر با سختکوشی به جایی رسیدهاند که حالا هستند.” (کارلوس دونگا؛ اینجا)
شاید بدترین هواداران فوتبال هم پیشبینی نمیکردند که برزیل در خانه با نتیجهی توفانی ۷-۱ به آلمان ببازد و فرصت حضور فینال جام جهانی را از دست دهد. اما متأسفانه تلخترین واقعیت دنیا این است که “رؤیا”ها دستنیافتنیتر از آنی هستند که تصورش را داریم. کارلوس دونگا کاپیتان پرافتخار برزیل که قبلا یک بار در قامت سرمربی توانسته بود با بردن کوپا آمریکا، تیم کشورش را باز هم به موفقیت برساند، حالا بعد از چند سال بازگشته تا ناجی فوتبال شکستخوردهی برزیل باشد. حرفهای کارلوس دونگا آیینهی تمامنمای سقوط فوتبال کشورش است: تیمی که دیگر تنها چیزی که ندارد “جوگو بونیتو” است!
حرفهای کارلوس دونگا در ابتدای مسیر بازسازی برزیل تأملبرانگیز است. او یک روش ساده را برای موفقیت در رؤیاسازی ارائه کرده است:
شکست در دستیابی به رؤیاهای بزرگ، پایان دنیا نیست. این را خیلی از ما میدانیم که بعد از شکست خوردن میتوان از جا برخاست. اما مشکل این است که اغلب ما بعد از شکست خوردن، در زمان اندیشیدن به آینده، همان کاری را میکنیم که درویش فقیر حکایت معروف کلیله و دمنه انجام داد: رؤیابافی! اما تجربه نشان داده است که آینده از آن کسانی است که شجاعت به راه افتادن و امیدوار بودن را دارند.