درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (20)

“کاری که همیشه می‌خواسته‌ام انجام دهم بازی برای یونایتد است و خوش‌اقبال بوده‌ام که این کار را 20 سال است انجام می‌دهم. عالی است که بدانم هنوز به موفقیت تیم کمک می‌کنم و حس می‌کنم داخل و خارج از میدان کارهای زیادی می‌توانم انجام دهم.” (رايان گيگز؛ اين‌جا)

رايان گيگز اسطوره‌ي زنده‌ي (!) باشگاه منچستر يونايتد، غير از حضور خودش در سطح اول فوتبال دنيا در سن 37 سالگي که نشان‌دهنده‌ي اهميت ثبات داشتن در زندگي شغلي است، درس ديگري را هم به مديران و ره‌بران سازمان‌ها مي‌دهد: مهم است که فرد بداند در موفقيت سازمان يا تيمي که عضو آن است تأثيرگذار است و هنوز کارهاي زيادي باقي مانده که بايد انجام‌شان بدهد! اين برعهده‌ي شماست که اين احساس را در فرد ايجاد کنيد.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (19)

“زمانی که به بارسلونا پیوستم ، مربی و هم‌تیمی‌های‌ام از من حمایت کردند و به من اعتماد به نفس دادند. آن‌ها مرا خاطر جمع کردند که مرا انتخاب کرده‌اند و در این انتخاب اشتباهی صورت نگرفته و ما در نهایت درکنار هم به موفقیت خواهیم رسید.” (داويد ويا؛ اين‌جا)

اجتماعي شدن آسان و سريع براي پذيرش فرد جديد در محيط کار يک سازمان يا يک گروه (مثلا تيم پروژه)، يکي از حساس‌ترين و مهم‌ترين جنبه‌هاي فرهنگ سازماني است. چيزي که متأسفانه اغلب سازمان‌هاي ما از آن غافل‌اند …

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (17)

اگر هميشه فكر كني كه همه چيز را بلدي، هيچ وقت موفق نخواهي شد. هميشه بايد بهتر شد و اين كاري است كه من در تلاش هستم كه انجام دهم . من كارهايي كه در 18-19 سالگي مي‌كردم ،‌هنوز مي‌كنم. اما هميشه در حال تكميل شدن و يادگيري چيزهاي بيش‌تر هستم . حالا پخته‌تر شده ام . تجربيات به تو انسجام مي‌دهند و به تو كمك مي‌كنند كه در زمين راحت‌تر باشي . بازي به بازي سعي مي‌كنم كه بيش‌تر در خدمت تيم باشم.” (از گفتگوي آ اس با کريس رونالدو؛ اين‌جا)

قبلا ديديم که به عقيده‌ي فرناندو تورس به‌تر شدن يعني کم‌تر اشتباه کردن. اما حرف کريس رونالدو هم در اين زمينه بسيار جالب است: به‌تر شدن يعني انجام کارهاي جديد در کنار انجام همان کارهاي قديم!

اين روزها جنجال‌هاي ال‌کلاسيکوي شماره‌ي سه و اعتراض‌هاي آقاي خاص به دست‌هاي پشت‌پرده، هم‌خواني جالبي با صحبت‌هاي به‌ترين بازي‌کن تيم رئال دارد: کاش آقاي خاص ياد بگيرد که فوتبال در ذات اصلي‌اش، چيزي است جز نتيجه‌گرايي و کاپ قهرماني و خشونت و سيستم‌هاي دفاعي.

پ.ن. به دليل خواب‌آلودگي شديد من، پست لينک‌هاي هفته فردا صبح.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (15)

“خود تورس بهتر شده است؟ فکر نمی‌کنم. موضوع این است که فکر نمی‌کنم که تورس بتواند بهتر شود. ایبراهیموویچ هم بهتر نشده. او همان بازیکن سابق است و در بود یا نبود اتوئو یک جور بازی می‌کند. می‌توانی تغییراتی داشته باشی و از اشتباهات‌ات بکاهی؛ ولی چطور می‌توانی بهتر شوی؟” (گفتگوي روزنامه‌ي مارکا با فرناندو تورس؛ اين‌جا)

درس اين شماره اين است: حتما لازم نيست براي واقعا به‌تر شدن تلاش کنيد. همين که بتوانيد تعداد اشتباهات‌‌تان را کاهش دهيد يعني به‌تر شدن!

 

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱4)

“ریکارد برای من مثل یک پدر بود. او در طول دوره‌های سخت، به من خیلی کمک کرد و یکی از معدود افرادی بود که به من اعتماد به نفس می‌داد. او همیشه از من می‌خواست که آرام باشم و می‌گفت:”آرامش‌ات را حفظ کن. من در کنار تو هستم.” من تا آخر عمرم قدردان زحمات او هستم.” (ويکتور والدس؛ اين‌جا)

ترس‌هاي زيردستان‌تان را بشناسيد و به آن‌ها بفهمانيد که تا زمان غلبه بر آن ترس‌ها، در کنارشان هستيد؛ مخصوصا وقتي که آن‌ها از اشتباهات خودشان مي‌ترسند!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱2)

“بازی‌های زیادی باقی مانده و ما باید تحت هر شرایطی در دیدارهای آتی به پیروزی برسیم. هر چه بیش‌تر پیش می‌رویم به‌تر می‌شویم و این برتری را داریم که سرنوشت‌مان به دست خودمان است.” (داويد ويا در مورد بارسلونا) اين‌جا

در دنياي رقابت، بايد تلاش کنيد که شما پيروز شويد؛ نه اين‌که رقيب ببازد. داشتن توانايي بردن، خود يک مزيت رقابتي است.

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (11)

“ما نگران تکرار اتفاقات دیدار با پرتغال هستیم. می‌خواهیم بازیکنان به دعوت شدنشان احترام بگذارند. این روتین نیست. ما باید عالی بازی کنیم، پیروز شویم و بهترین تصویر ممکن را بسازیم.” (اسپانيا چهار هيچ به پرتغال باخت!) اين‌جا

اين‌ جملات پاسخ ويسنته دل‌بوسکه سرمربي موفق تيم ملي اسپانيا به همتاي مادريدي‌اش يعني خوزه مورينيو هستند که از او خواسته بود به بازيکنان اصلي تيم در بازي‌هاي دوستانه استراحت بدهد. دل‌بوسکه به درستي دست روي نقطه‌ي حساسي براي يک تيم (بخوانيد سازمان) موفق گذاشته است: “تصوير (Image).” موضوع تصويرسازي در مباحث مختلفي از علم مديريت مطرح شده است؛ از جمله در برنامه‌ريزي استراتژيک که تصوير بخشي از رسالت (Mission) سازمان محسوب مي‌شود (ديگران ما را به‌عنوان يک سازمان چه کاره ببينند!؟)، در بحث مديريت استراتژيک براي رقابت به‌عنوان يک مزيت رقابتي (موفقيت‌هاي قبلي ما و شناخته شدن‌مان به‌عنوان يک سازمان موفق مي‌تواند روي ديگران چه رقبا و مشتريان تأثيراتي به نفع ما بگذارد) يا در بازاريابي و برندسازي (از جمله پرسنال برندينگ) که در آن مي‌خواهيم خودمان کاري کنيم که ديگران آن طوري که ما مي‌خواهيم و با آن تصوير مطلوبي که در ذهن ما هست، بشناسندمان.

اما فقط ساخت تصوير نيست که مهم است. حرف دل‌بوسکه از جهت ديگري نيز بسيار جالب است: او مي‌گويد ما به‌عنوان قهرمان جهان نبايد بگذاريم که تصوير باشکوهي که از ما در ذهن ديگران ايجاد شده، مخدوش شود. ما بايد همان تيم بزرگ و برنده‌اي که به آن شهره شده‌ايم، باقي بمانيم.

بنابراين درس اين شماره اين است: ساختن يک تصوير مناسب و متناسب از خودتان در ذهن ديگران بسيار مهم است؛ اما حفظ آن تصوير و مراقبت براي مخدوش نشدن آن اهميت بسيار بيش‌تري دارد!

پ.ن. فعلا دارم با نصب وردپرس روي هاست کلنجار مي‌روم (يا شايد هم وردپرس با من کلنجار مي‌رود!) بنابراين فعلا گزاره‌ها همين‌جا به روز مي‌شود و لطفا از گودر بخوانيدش تا من و سرور هاست‌ام با هم دوست شويم! فيد گزاره‌ها

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (10)

مورینیو: امیدوار بودم که در فینال به بارسا بخوریم!

اين همه از پپ درس مديريتي گرفتيم؛ يک بار هم از خوزه مورينيو بگيريم! مختصر و مفيد: وقتي مي‌خواهيد براي خودتان و سازمان‌تان چشم‌انداز تعيين کنيد و هدف بگذاريد، اصلا به مسيري که بايد طي کنيد فکر نکنيد. چشم‌انداز به سادگي جايي است که قرار است در پايان مسير آن‌جا باشيد؛ مسير رسيدن به چشم‌انداز را بعدا بايد خودتان بسازيد! فقط يادتان نرود که دستورالعمل پپ گوارديولا را براي هدف‌گذاري يادتان نرود: چشم‌انداز و هدف‌تان بايد قابل دست‌يابي باشند.

 

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (9)

“آیا حس مشابهی با آن فصل که توانستید سه جام قهرمانی کسب کنید دارید؟

نه. اولا به این خاطر که در صد سال اخیر این اتفاق تنها یک بار رخ داد و نمی توان پس از دو سال بخواهیم که این افتخار تکرار شود. به بازیکنان  هم گفته‌ام که صحبت‌های احمقانه‌ای که در مورد جام‌های سه گانه و این مسائل می‌شود را فراموش کنند. وقتی که در ذهن‌ات اهداف بلند بالایی داری، خیلی بد است. باید به اهداف قابل دسترس بیاندیشی!” (اين‌جا)

باز هم پپ گوارديولاي بزرگ. من شخصا فکر مي‌کنم اين گوارديولا مي‌تواند براي خودش جک ولشي از آب در بيايد و چند سال ديگر، بنشيند به نوشتن کتاب و سخنراني در مورد اصول مديريت و ره‌بري و حسابي پول دربياورد. حالا تا آن موقع ما هم از ايده‌هاي مديريتي پپ استفاده مي‌کنيم!

دو درس ديگر از اين جملات گهربار استاد پپ:

  1. پيروزي گذشته ربطي به پيروزي فردا (و حتا امروز) ندارد!
  2. براي موفق شدن، هدف‌هاي در دسترس براي خودتان تعيين کنيد (يعني همان حرف A يا معيار Attainable مدل هدف‌گذاري SMART)