درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۲8): شگردِ شاگردی

سال‌ها در منچستر بودم و این بنیان فکری مرا شکل داد. نزدیک به 15 سال با فرگوسن کار کردم و راه‌کارها را یاد گرفتم. تمرینات هجومی و جنگندگی او برای بردن روی من تأثیر گذاشت. او ذهنیت پیروزی داشت و می‌خواست که تیم‌ش را بهتر کند. فرگوسن به هر کسی یک فرصت می‌داد. تقریبا همه چیزی که می‌دانم را از سر الکس یاد گرفتم. البته ما ذهنیت‌های متفاوتی داریم؛ چرا که از نسل‌ها و کشورهای مختلفی هستیم. اعتقاد به خود، تنها وجه اشتراک ماست. هر دوی‌مان همیشه می‌خواهیم برنده باشیم و به جوان‌ها فرصت دهیم. البته فرگوسن انرژی خیلی زیادی داشت. وقتی در تعطیلات بود فکر می‌کنم لذت می‌برد؛ اما بدش هم نمی‌آمد که همان موقع با رئال یا بارسا بازی کند. او همیشه می‌خواهد بهترین باشد! مولده تا پیش از حضور من یک تیم عادی نروژی بود که فوتبال مستقیم با زیر توپ زدن را اجرا می‌کرد. اما من و مربیان دیگر سعی کردیم این روند را عوض کنیم و به پاس‌کاری روی آوریم. فکر می‌کنم این باعث پیشرفت شده باشد.” (اوله‌گونار سولشر؛ این‌جا)

سولشر (یا سولکسیار و هزاران تلفظ دیگر!) را به‌عنوان ذخیره‌ی طلایی فرگوسن می‌شناختیم و شاید بیش از همه او را با گل قهرمانی منچستر یونایتد در آن فینال دراماتیک نیوکمپ مقابل بایرن مونیخ در ثانیه‌ی آخر بازی به‌یاد بیاوریم. حالا چند سالی است که او قبای سرمربی‌گری را به تن کرده و یک مربی جوان و موفق است. سخنانی که از او در بالا نقل قول کردم مربوط به روزهای آغاز مربی‌گری او است. بیش از هر چیزی در صحبت‌های او برای‌م این نکته جالب بود که چقدر خوب به روش یادگیری از یک مربی و منتور بزرگ اشاره کرده است.

شگردِ شاگردی مربیان و مدیران و منتورهای بزرگ همان‌طور که سولشر بیان کرده 5 گام اصلی دارد:

1- کشف ذهنیت: هر مربی بزرگی دارای ذهنیت خاصی است که الگوی اصلی فلسفه و سبک مربی‌گری او را می‌سازد: شیوه‌ی فکر کردن او درباره‌ی دنیا و سازمان و رقبا، شیوه‌ی طراحی استراتژی‌ها و تاکتیک‌ها و روش اجرای آن‌ها. کشف ذهنیت یک مربی یا مدیر کار سختی نیست: ذهنیت در حقیقت همان چیزی است که وقتی در مورد تیم / سازمان آن مربی و مدیر فکر می‌کنیم، آن را به‌یاد می‌آوریم. همان‌طور که سولشر در مورد سر الکس بزرگ اشاره کرده، ما من‌یونایتد فرگی را با بازی‌های حساب‌شده، جنگندگی تا حد مرگ و تا آخرین لحظه و البته تمرکز روی بردن به‌یاد می‌آوریم.

2- شناسایی ایده‌ها و ارزش‌های مشترک: هدف از شاگردی یک مربی / مدیر / منتور بزرگ طبعا تقلید نیست. وقتی به‌دنبال شکل دادن به مسیر موفق خود به‌عنوان یک مدیر (و یا حتی کارشناس) هستیم، نباید فراموش کنیم که تمامی ایده‌ها و ارزش‌های فرد مورد نظر هم لزوما با ما یکی نیست. هر یک از ما ایده‌ها و ارزش‌های خاص خودش را دارد. بنابراین لازم است آن‌چه را فکر می‌کنیم با شخصیت و ذهنیت ما هم‌خوانی دارد را از مدیر و مربی خود یاد بگیریم و باقی چیزها را کنار بگذاریم.

3- یاد گرفتن راه‌کارها: هر مربی برای اجرای ایده‌های خود از روش‌های خاصی بهره می‌گیرد که خاص او است. استراتژی‌ها و تاکتیک‌های موفق و ناموفق مربیان و مدیران بزرگ، مهم‌ترین چیزی است که می‌توان از آن‌ها آموخت تا در مقامِ اجرا هزار راهِ رفته را مجبور نباشیم دوباره بپیماییم تا دستِ‌ آخر متوجه شویم که این ره به ترکستان می‌رود یا نه؟ 🙂

4- طراحی فلسفه‌ی مدیریتی: حالا وقتِ دست به‌کار شدن است. هر مربی بزرگی فلسفه‌ی مدیریتی خاص خودش را دارد. پس با ترکیب آموخته‌هایی که از مربی و مدیر بزرگ‌مان آموخته‌ایم و افزودن ایده‌ها و ارزش‌های خودمان باید به فلسفه‌ی مدیریتی خودمان شکل درستی بدهیم؛ آن هم شکلی که تنها و تنها از آنِ من باشد! وقتی این فلسفه را طراحی کردیم حتما لازم است از مربی و مدیر بزرگِ خود درباره‌ی آن نظرخواهی و آن را اصلاح و تکمیل کنیم.

5-  اجرامثل همیشه اصلِ کاری همین گام است. به‌ترین و خاص‌ترین فلسفة‌ی مدیریتی هم روی کاغذ فرقی با بدترین ندارد! بنابراین خیلی هم مته به خشخاش نگذارید و فلسفه‌ی مدیریتی‌‌تان را در میدان عمل به کمال برسانید. خوبیِ ماجرا در این است که در “طیِ طریق” همراهی مدیر و مربی بزرگ‌مان را هم داریم که هر جا لازم است می‌توانیم از او یاری و راه‌نمایی و حتی تلنگر طلب کنیم. 🙂

پ.ن.1. این پست را به تمامی اساتید و منتورهای بزرگ‌م در طی این 10 سال تقدیم می‌کنم که همان‌طور که سولشر گفته هر آن‌چه را که بلدم، از آن‌ها آموخته‌ام. 🙂

پ.ن.2. مناسبت این پست این بود که چند روز پیش، 20مین سال‌گرد پیوستن اوله‌گونار سولشر به من‌یونایتد بود. 🙂

دو راه‌کار برای به‌روز بودن اثربخش و باهدف

در طول سال‌های اخیر در گزاره‌ها و در دنیای واقعی در کلاس‌ها و سخنرانی‌ها و مشاوره‌ها و صحبت‌های دوستان‌ام به اهمیت حیاتی به‌روز بودن برای کسب موفقیت حرفه‌ای و البته تداوم بخشیدن به آن بارها و بارها سخن گفته‌ام (از جمله این‌جا را ببینید.) خوش‌حال‌م که شوق و شور این کار را در میان دوستان حرفه‌ای‌ و البته جوان‌های هدف‌دار دور و اطراف‌م به‌خوبی می‌بینم.

به‌روز بودن خوب است چون باعث می‌شود همیشه حرفی جدید برای گفتن داشته باشی، کمک می‌کند تا مسائل و مشکلات جدیدی را بشناسی که شاید قبلا نمی‌دید‌شان، روش‌ها و ابزارهای جدیدی برای کشف و تحلیل و حل مسئله در اختیارت قرار می‌دهد، باعث می‌شود تا دیگران هم به توان تخصصی و حرفه‌ای ما اعتماد بیش‌تری بکنند و بسیاری منافع دیگر را هم در اختیار ما قرار می‌دهد. در کنار این‌ها نباید فراموش کنیم که به‌روز بودن چون همراه با کسب اطلاعات و یادگیری است فی‌نفسه کاری بسیار لذت‌بخش است. بحث این نوشته‌ی من روی همین‌ نکته است: این‌که لذت‌بخشی به‌روز بودن در صورت عدم توجه می‌تواند تبدیل به یک دام شود!

از سال‌های سال قبل از این‌که محیط وب و اینترنت به‌وجود بیاید به‌دلیل علائق بسیار متنوع و گسترده‌ام هر محتوایی گیرم می‌آمد می‌خواندم، گوش می‌دادم یا می‌دیدم: کتاب، مجله، روزنامه، مقاله، فیلم، سخنرانی و … (این اعتیاد به مصرف محتوا در سنین پایین البته بد هم نبود؛ حداقل دو دستاورد برای‌م داشت: گسترده کردن دامنه‌ی اطلاعات و حکایت‌های‌م برای غنی‌تر کردن و جذاب کردن نوشته‌ها و گفته‌های‌م و البته فهمیدن این‌که چه محتوایی را دوست ندارم یا نباید مصرف کنم!) با از راه رسیدن اینترنت عزیز، این مصرف محتوا تبدیل به بمباران شدن با محتوا شد: هر لحظه و هر ثانیه محتوای جذاب جدیدی پیدا می‌شد که نمی‌شد مصرف‌ش نکرد؛ اما خوب، وقت هم محدود است و همیشه که نمی‌شود سرگرم مصرف محتوا شد. بنابراین لپ‌تاپ‌ و سخت‌دیسک‌ها و فلش‌های‌م به کتاب‌خانه و مخزن نشریات‌م پیوستند و تبدیل به مخزنی عظیم از انواع محتوایی شدند که شاید روزی بشود مصرف‌شان کرد. (امروزه دراپ‌باکس و گوگل درایو و “پاکت” نازنین به آن‌ها اضافه شدند!) ذخیره‌سازی محتوا به‌کنار، عذاب وجدان ناشی از مصرف نکردن این محتوای ارزش‌مند، عذاب بیش‌تری داشته و دارد!

جنبه‌ی بدتر ماجرا اما این بود که هر روز محتوای مصرف‌ شده در لحظه به سوی محتوایی می‌رفت که نه‌تنها ارزش افزوده‌ای در بلندمدت نداشتند، بلکه در لحظه هم جز تغییر حال و احوال به‌سوی آب و هوای ابری و بارانی اثر دیگری نداشتند. بدتر از همه این‌که کاری هم نمی‌شد در موردشان انجام داد؛ فقط هر روز آجری بر دیوار بلند رنج آدمی افزوده می‌شد …

در طول سالیان اخیر گزاره‌ها برای من حداقل این حسن را داشت که مجبور بودم برای نوشتن در این‌جا، در طول هفته چند خط کتاب و مقاله‌ی تخصصی بخوانم. اما درد سردرگمی هویت تخصصی که این‌جا نوشته‌ام، در کار به‌روز بودن هم خودش را به رخ می‌کشید: این‌که زمان من برای مطالعه و کسب اطلاعات و دانش و مهارت جدید محدود است و باید چطور از این زمان محدود استفاده‌ی اثربخش بکنم.

از چند ماه قبل که هویت تخصصی خودم را دقیق‌تر شناخته‌ام و تصمیم گرفتم تنها در حوزه‌ی “تحلیل و توسعه‌ی کسب و کار” فعالیت کنم، تصمیم جدی گرفتم که فرمان زمان مصرف محتوای خودم را هم خودم به‌دست بگیرم و نگذارم احساس و علائق‌ غیرتخصصی‌ ـ و بی‌اولویت اول‌م ـ تعیین کنند که حالا وقت مصرف چه محتوایی است (حالا اولویت‌م تنها مصرف محتوا در حوزه‌ی تخصصی‌م و ادبیات و فرهنگ است که این دومی جدا از بزرگ‌ کردن روح آدمی، روی اولی هم تأثیرات عمیقی دارد.) بنابراین اولویت‌بندی موضوعی و زمان‌بندی در مصرف محتوا اولین قدم من برای مدیریت حجم بالای محتوا و اطلاعات و داده‌هایی است که هر روز و هر شب بر سرم آوار می‌شوند!

اما هنوز این کافی نبود. باز هم هم‌چنان حجم محتوای دریافتی از توان من بالاتر بود. برای حل این مشکل به‌یاد یک جنبه‌ی دیگر به‌روز بودن که آن را زمانی کشف کردم که نوشتن را جدی‌تر گرفتم: این‌که ایده‌های نوشتن‌م را از کجا پیدا کنم. این موضوع بعدها وقتی که از سطح کارشناسی بالاتر آمدم و مشاوره‌ی مستقل هم تبدیل به یکی از حوزه‌های اصلی شغل‌م شد هم اهمیت خود را نشان داد: تحلیل‌ها و راه‌کارهای من باید از کجا بیایند؟ این‌جا است که بحث به‌روز بودن اثربخش پیش آمد: من باید در مصرف محتوا باز هم گزیده‌نگرتر باشم و با وجود تمام دردی که هم‌چنان از نخواندن و ندیدن و نشنیدن محتوای مورد علاقه‌ام می‌کشم؛ اما می‌دانم که چاره‌ای ندارم جز این‌که روی مصرف محتوای هدف‌مند تمرکز کنم: یعنی بخش عمده‌ی زمان به‌روز بودن خودم را صرف محتوای دارای تأثیر مستقیم روی شغل‌ و حوزه‌های نوشتن‌م کنم. البته در زمان‌بندی‌م برای مصرف محتوا، علائق دیگرم را هم در نظر دارم؛ اما فعلا برای رسیدن به چشم‌انداز تخصصی و حرفه‌ای‌ام چاره‌ای ندارم جز این‌‌که زمان آن‌ها را محدود نگاه دارم.

اولویت‌بندی موضوعی و زمان‌بندی مصرف محتوا و هدف‌مند نمودن مصرف محتوا راه‌کارهایی هستند که در طول یک سال اخیر به من برای اثربخش‌تر کردن زمان مصرف محتوا کمک‌های بسیاری کرده‌اند. پیشنهاد می‌کنم شما هم به این راه‌کارها فکر کنید.

سه پیشنهاد جذاب برای یادگیری بیش‌تر در روزهای پاییزی

روزهای سرد پاییزی، دیگر کم‌کم در حال رسیدن هستند. پاییز یادآوری فصل شروع دوباره‌ی درس و کلاس است. سال‌ها اول مهر، با شور و اشتیاق دیدار دوستان و البته کمی هم یاد گرفتن سر کلاس‌ مدرسه و دانشگاه حاضر می‌شدیم. و البته این‌که چند سالی است از فضای تحصیل فاصله گرفته‌ایم باعث نمی‌شود که یادگیری و آموزش را فراموش کنیم. در هر حرفه‌ای که هستیم برای به‌روز ماندن و کسب مزیت‌های رقابتی بیش‌تر در بازار کار.  بر این اساس در این پست قصد دارم سه پیشنهاد جذاب برای یادگیری بیش‌تر در حوزه‌های مرتبط با گزاره‌ها را به خوانندگان عزیز این‌جا تقدیم کنم:

اول ـ وقتی می‌خواهیم رشته‌‌ی تخصصی را برای تحصیل یا به‌عنوان شغل‌مان انتخاب کنیم، مهم‌ترین ریسک و دغدغه‌مان این است که آیا برای من می‌ارزد، تمام عمرم را صرف این تخصص بکنم؟ برای موفقیت در این رشته باید چه کارهایی انجام بدهم؟ چطور می‌توانم هزار راه رفته‌ی دیگران را تکرار نکنم و در مسیر حرکت‌م، سریع‌تر به موفقیت برسم؟ این‌ها و سؤالاتی شبیه‌شان، همه سؤالاتی است که شاید پاسخ به آن‌ها بتواند زندگی ما را برای همیشه متحول سازد. همیشه فکر می‌کرده‌‌ام چه خوب است افرادی مثل من که چند سالی تجربه‌ی کاری دارند، تجربیات خودشان را برای دوستان جوان‌تر و حتا هم‌سن و سال و بزرگ‌ترشان مستند کنند. این نکته در ذهنم بود تا این اواخر با کتاب “کلید موفقیت در رشته کامپیوتر را فشار دهید” نوشته‌ی آقای حامد تکمیل آشنا شدم. در این کتاب آقای تکمیل به بررسی مسائل مرتبط با زندگی حرفه‌ای و شغلی مهندسان رایانه و به‌صورت کلی کسانی که دوست دارند در این حوزه فعالیت کنند پرداخته‌اند. کتاب نثر خوبی دارد و از آن مهم‌تر این‌که گستردگی مطالب آن قابل توجه است و به حوزه‌هایی توجه کرده که در نگاه اول خیلی شاید ارتباط آن‌ها با زندگی شغلی یک متخصص رایانه روشن نباشد. برای شب‌های طولانی پاییز همراه خوبی خواهید داشت!

دوم ـ برندینگ یکی از اصول پایه‌ای موفقیت کسب و کارها و البته افراد حرفه‌ای است. برند، تصویری ذهنی و تجربه‌ای است که مشتری شما در مواجهه با محصولات و خدمات شما به‌دست می‌آورد. برند، تنها منحصر به لوگوی شما نیست و عناصر بسیار زیادی دارد. برندسازی هم خود شاخه‌ای علمی است که زیرمجموعه‌ی مباحث بازاریابی قرار می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین مباحث مربوط به برندسازی هم انتخاب نام برند شما است که در موفقیت شما بسیار اثرگذار خواهد بود. اخیرا متوجه شدم که آقای حمید توکلی نویسنده‌ی وبلاگ “نامی‌نیک” قصد دارند کارگاهی ر روز 10 آبان را با عنوان “30 نکته در انتخاب نام برند” برگزار کنند که پیشنهاد می‌کنم در صورت علاقه، در آن شرکت کنید.

سوم ـ بورس یکی از جذاب‌ترین و پول‌سازترین بازارهای اقتصادی کشور است که همیشه دوست داشته‌ام از ساز و کار و شیوه‌ی فعالیت در آن سردربیاورم که البته نشده است! سرمایه‌گذاری در بورس، راه و روش خاص خودش را دارد که خوشبختانه قابل یادگیری است. 🙂 من برای آشنایی با این راه و روش‌ها، روز 17 آبان در سمینار آموزشی “بورس؛ برنده‌ها و بازنده‌ها” که توسط دوستان همکارم در پورتال خبری دماسنج با همکاری کارگزاری بورس ایران و مرکز مدیریت مالی آریانا برگزار خواهد شد، شرکت خواهم کرد. امیدوارم آن‌جا ببینم‌تان!

پ.ن. گزاره‌ها از اطلاع‌رسانی فعالیت‌های تخصصی شما و حمایت از آن‌ها استقبال می‌کند. برای اطلاع از شرایط با من تماس بگیرید.

سمينار “متخصص حرفه‌اي” برگزار شد

همان‌طور كه قبلا نوشته بودم، عصر ديروز چهارشنبه اول آذر، سمينار آشنايي با دوره‌ي متخصص حرفه‌اي در مؤسسه‌ي علمي ـ كاربردي ره‌شهر با هم‌كاري دوره‌ها برگزار شد. در اين سمينار در مورد چهار مبحث زير صحبت كردم:

  1. تخصص يعني چه؟
  2. محتوا رزومه و اصول كلي رزومه‌نويسي چيست؟
  3. تفكر سيستمي يعني چه و اصول تفكر سيستمي كدام‌اند؟
  4. حرفه‌اي‌ها چه كساني هستند و چطور مثل آن‌ها حرفه‌اي باشيم؟

از همه‌ي دوستاني كه آمدند بابت زحمتي كه با وجود وضعيت بد آب و هوايي و ترافيك وحشت‌ناك اين روزها كشيدند، صميمانه سپاس‌گزاري مي‌كنم و اميدوارم نكاتي كه گفتم، براي‌شان مفيد بوده باشد. 

براي استفاده‌ي دوستان حاضر در جلسه و ديگر دوستان، فايل پرزنتي كه در اين جلسه ارائه شد را مي‌توانيد از اين‌جا با حجم حدود 3 مگابايت با لينك مستقيم دانلود كنيد. 

لازم مي‌دانم توضيحي كه در پايان جلسه ارائه دادم را اين‌جا هم بنويسم. من در سمينار ديروز درباره‌ي مفاهيم صحبت كردم و نه روش‌ها. بنابراين اگر دوست داريد با مفاهيم مربوط به مهارت‌هاي شغلي آشنا شويد، مطالعه‌ي اين پرزنتيشن حتما براي شما مفيد بود. اگر دوست داشتيد يك قدم جلوتر برويد با روش‌هاي كسب اين مهارت‌ها  و كاربرد آن‌ها در عمل آشنا شويد، مي‌توانيد در دوره‌ي آموزشي “متخصص حرفه‌اي” كه در نيمه‌ي دوم آذر ماه برگزار مي‌شود، شركت كنيد.

دعوت از شما براي شركت در سمینار معرفی دوره متخصص حرفه‌ای

همان‌طور كه مي‌دانيد قرار است به‌زودي اولين كارگاه من با‌ عنوان “كارگاه متخصص حرفه‌اي” برگزار شود. در اين كارگاه قصد دارم در مورد اين موضوع صحبت كنم كه چطور مي‌شود به‌شكلي به‌تر و اثربخش‌تر كار كرد و چطور مي‌توانيم با تعدادي روش ساده، موفقيت‌مان را در هر شغلي‌ كه هستيم خودمان رقم بزنيم. همان‌طور كه در تيزر ويدئويي و هم‌چنين برنامه‌ي كارگاه توضيح داده‌ام، براي اين منظور لازم است ما در 5 حوزه‌ي موضوعي مختلف دانش و مهارت داشته باشيم:

۱- تخصص شما چیست؟ در اين حوزه با تعريف و ويژگي‌هاي يك “متخصص” آشنا مي‌شويم.

۲- حرفه‌ای بودن یعنی چه و چطور حرفه‌ای کار کنیم؟ در اين بخش به تعريف “حرفه‌اي بودن” و “عوامل موفقيت” آن‌ها مي‌پردازيم.

۳- اصول رزومه‌نویسی، کاریابی و شرکت در مصاحبه‌ی شغلی. توضيح لازم دارد؟

۴- اصول تفکر سیستمی و حل مسئله در زندگی شغلی و شخصی. در اين بخش با چند اصل و ابزار ساده آشنا مي‌شويم كه به ما كمك مي‌كنند تا به‌تر  فكر كنيم و دست به‌عمل بزنيم. در اين‌جا تلاش اين است تا روش سيستماتيك حل مسئله را با هم ياد بگيريم.

۵- یک روز کاری اثربخش. در اين‌جا به‌صورت مختصر و مفيد با 12 مهارت كليدي براي افزايش بهره‌وري و اثربخشي شغلي در قالب ساعت‌‌هاي معمول يك روز كاري آشنا خواهيم شد.

براي آشنايي بيش‌تر دوستان با موضوعات مطرح در اين دوره، مسئولين برگزاري دوره يك سمينار رايگان آشنايي با دوره را براي شما دوستان عزيز در نظر گرفتند. در اين سمينار من كليات مباحث مطرح در 5 حوزه‌ي مذكور را در قالب يك جلسه‌ي دو ساعته براي شركت‌كنندگان توضيح خواهم داد. پيشنهاد مي‌كنم حتي اگر قصد نداريد در كارگاه اصلي شركت كنيد، در اين سمينار شركت كنيد تا هم ديداري تازه كنيم و هم با بخشي از موضوعات مطرح در كارگاه اصلي كه از نظر من براي به‌تر كار كردن در هر شغلي مورد نيازند، آشنا شويد.

اين سمينار هفته‌ي آينده چهارشنبه اول آذر ماه از ساعت 4 تا 6 در مكاني كه متعاقبا اعلام خواهد شد، برگزار مي‌شود. با توجه به محدوديت‌ ظرفيت سالن در پذيرش مهمانان، اولويت طبيعتا با كساني خواهد بود كه زودتر ثبت‌نام مي‌كنند. براي ثبت‌نام در اين سمينار به اين‌ صفحه مراجعه فرماييد. 

منتظر ديدن‌تان هستم!

كارگاه‌هاي آموزشي من (1): متخصص حرفه‌اي باشيم

خب بالاخره بعد از نزديك یک سال تلاش، اولين كارگاه آموزشي من به‌زودي برگزار مي‌شود. در اين پست به معرفي مختصر اين دوره مي‌پردازم:

همه‌ي ما از روزي كه وارد بازار كار مي‌شويم، اولين هدف‌مان موفقيت و پيش‌رفت شغلي است. اما چند سالي كه از دوران كار كردن‌مان گذشت با اين حقيقت مواجه مي‌شويم كه آن‌قدرها هم پيش‌رفت نكرده‌ايم: هنوز همان كارشناس جزء باقي مانده‌ايم، حقوق‌مان آن‌قدرها افزايش پيدا نكرده و از همه مهم‌تر با وجود سخت‌كوشي و صرف انرژي بسيار زياد، به نتيجه‌ي چندان قابل توجهي نمي‌رسيم. حالا اين‌ها از مشكلات مربوط به نارضايتي ما از شغل‌ و سازمان محل كارمان جدا هستند.

من در طول سال‌هاي اخير در نوشته‌هاي‌م روي گزاره‌ها تلاش كرده‌ام راه‌حل‌هايي براي اين مشكلات پيدا كنم و ارائه كنم: از تجربيات خودم و مطالعات‌م استفاده كردم تا در مورد الگوهاي رفتاري آدم‌هاي متخصص و حرفه‌اي چيزهايي را بنويسم. در طي اين سال‌ها متوجه شده‌ام كه مهم‌ترين مشكلات ما در مواجهه با موضوع‌ “موفقيت‌ شغلي و حرفه‌اي” را مي‌توان در اين سؤال‌ها خلاصه كرد:

1- موفقيت و پيش‌رفت شغلي و حرفه‌اي يعني چه؟

2- افراد موفق در شغل و حرفه‌شان چه ويژگي‌هايي دارند؟ آيا آن‌ها موفق به دنيا آمده‌اند؟

3- چطور به موفقيت شغلي و حرفه‌اي دست پيدا كنيم؟

4- از همه مهم‌تر: چطور به‌تر و اثربخش‌تر كار كنيم؟ 

اگر خواننده‌ي پي‌گير گزاره‌‌ها بوده باشيد، احتمالا پاسخ‌هاي سؤال‌هاي بالا را در ميان نوشته‌ها و ترجمه‌هاي من ديده‌ايد. مشكل اصلي اين‌جاست كه به‌دليل پراكندگي نوشته‌هاي موضوعات گزاره‌ها بين روزها و ماه‌ها و سال‌هاي مختلف، ايجاد ارتباط سيستماتيك ميان نوشته‌ها و دست يافتن به يك چارچوب و روش كلي براي موفقيت شغلي و حرفه‌اي آسان نيست. به‌همين دليل و براي پاسخ‌گويي به نياز موجود در زمينه‌ي “يادگيري اصول موفقيت شغلي و حرفه‌اي و كار اثربخش”، اولين كارگاه آموزشي من براساس پست‌هاي گزاره‌ها و برخي تحقيقات ديگري كه انجام داده‌ام (و نتايج‌شان را در خود گزاره‌ها هم خواهيد ديد) با هدف “آموزش اصول كاري متخصصان حرفه‌اي” طراحي شده است. 

اين كارگاه داراي 5 بخش زير است كه هر كدام در يك جلسه‌ي 3 ساعته تدريس مي‌شوند:

1- تخصص شما چيست؟

2- حرفه‌اي بودن يعني چه و چطور حرفه‌اي كار كنيم؟

3- اصول رزومه‌نويسي، كاريابي و شركت در مصاحبه‌ي شغلي.

4- اصول تفكر سيستمي و حل مسئله در زندگي شغلي و شخصي.

5- يك روز كاري اثربخش.

مي‌توانيد فايل معرفي اين دوره را همراه با جزئيات سرفصل‌هاي آموزشي هر يك از جلسات از اين‌جا دريافت كنيد.

اگر دوست داشتيد در اين دوره شركت كنيد، براي ثبت‌نام مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه كنيد.

اصول تدريس به روايت استاد “چابك”!

ماه گذشته به لطف دوستان ما در جامعه‌ي چابك ايران به‌ويژه اسد صفري عزيز در كلاس PSM اسكرام شركت كردم. تجربه‌ي جالبي بود از شركت در كلاسي كه به‌نوعي روي مباحث مديريتي در مهندسي نرم‌افزار تمركز داشت. و براي‌م جالب‌تر این بود كه چقدر اصول كاري حرفه‌اي در حوزه‌هاي مختلف به هم شبيه است. 🙂

جدا از چيزهايي كه در كلاس در مورد اسكرام ياد گرفتم، روش تدريس استاد درس فيصل محمود براي‌م بسيار بسيار جالب بود. به دوستان قول داده بودم در اين مورد بنويسم كه واقعن در اين يك ماهه فرصت نشد. حالا بالاخره فرصت دارم در مورد نكاتي كه از روش تدريس ايشان يادداشت كرده‌ام بنويسم:

1- فيصل ابتدا از ما خواست خودمان را معرفي كنيم و بگوييم چرا در اين كلاس شركت كرديم.

2- فيصل كلاس را با پرسيدن اين سؤال شروع كرد: سه سؤال اساسي كه مي‌خواهيد با گذراندن اين درس پاسخ‌شان را ياد بگيريد، بگوييد.

3- او سؤالات بچه‌ها را با آن‌ها دقيق كرد و از هر سؤال يك يا دو كلمه‌ي كليدي استخراج كرد و آن‌ها را منظم روي تخته‌سفيد (!) نوشت.

4- در مرحله‌ي بعد فيصل كلمات كليدي روي تخته را با كلمات كليدي اسكرام مقايسه كرد و مشابهت‌ها و مغايرت‌هاي ميان آن‌ها را نشان داد. بدين ترتيب همه‌ي ما در مورد كلمات كليدي مطرح در درس، تصور واحدي پيدا كرديم.

5- حالا فيصل مي‌توانست وارد تدريس خودش شود. او در مورد هر مفهوم، ابتدا آن مفهوم را توضيح مي‌داد و بعد به سؤالات بچه‌ها را پاسخ مي‌گفت.

6- به‌ازاي هر بخش از درس يك تمرين گروهي يا فردي داشتيم كه بايد در زمان مشخصي انجام مي‌شد. پاسخ‌ها بايد در جمع كلاس مطرح مي‌شد و در مورد آن‌ها همه‌ي گروه‌ها اظهارنظر مي‌كردند.

7- از همه جالب‌تر: فيصل وقتي اسلايدها را توضيح مي‌داد در چند مورد عمدا بخشي از مطلب را ناگفته گذاشت تا ببينيد ما حواس‌مان جمع هست يا نه؟ (چقدر هم جمع بود!) بلااستثنا كمي جلوتر در مورد آن مطلب ناگفته سؤال مطرح مي‌شد. اين‌جا فيصل برمي‌گشت به اسلايدهاي قبلي و مطلب را براي‌مان توضيح مي‌داد.

روش تدریس جالبی بود!

فرمول‌هاي سازنده‌ي عمل‌کرد انسان‌ها

فرقي نمي‌کند در يک سازمان مشغول کار باشيد، دانش‌جو باشيد يا در خانواده‌ نقشي را برعهده داشته باشيد. همه جا شما مشغول انجام کارهايي هستيد که خروجي‌هايي دارند. عملکرد چيست؟ خروجي کار شما! و هر جا خروجي وجود داشته باشد بحث سنجش و ارزيابي آن هم پيش مي‌آيد: ارزيابي عملکرد، سنجش ميزان فاصله‌ي اين خروجي‌ها است با هدف‌ها و بايدها (وضعيت واقعي در برابر وضعيتي که بايد به وجود مي‌آمده.)

من اين‌جا خيلي با روش سنجش عملکرد کاري ندارم. مي‌خواهم به شما نشان بدهم که عمل‌کرد از چه اجزايي تشکيل مي‌شود تا بتوانيد با تغيير آن‌ها، عمل‌کرد خودتان را به‌بود بخشيد. اين‌جا ما سه فرمول ساده داريم:

عمل‌کرد = توانايي × انگيزش (به معناي تلاش)

در اين فرمول داريم:

توانايي = استعداد × آموزش × منابع

انگيزش = تمايل × تعهد

جالب است که از اجزاي عمل‌کرد، تنها دو عامل از دست ما بيرون است: استعداد و منابع؛ و ساير اجزا، تا حدود زيادي در اختيار خود ماست. هر چند تمايل را ممکن است بتوان به عوامل انگيزشي سازمان نيز مرتبط کرد، اما به نظرم اگر واقعا کارمان را دوست داشته باشيم تمايل هم خود به خود پديد مي‌آيد. تعهد هم کاملا يک موضوع اخلاقي است. مي‌ماند آموزش که به نظر مي‌رسد مهم‌ترين شاخص به‌بود عمل‌کرد انسان باشد: ياد گرفتن!

خيلي وقت‌ها فکر مي‌کنم که بزرگ‌ترين دليل عمل‌کرد ضعيف من در بخش‌هايي از زندگي کاري‌ام ندانستن است و بس! من نمي‌دانم که چطور بايد کاري را انجام داد، تئوري مربوط به موضوعي را نمي‌دانم، کارفرما از من انتظاري دارد که يا بلد نيستم انجام بدهم‌‌اش و يا بدتر از آن اصلا آن موضوع را نشنيده‌ام! و … اين اواخر براي کاري مشغول جمع‌آوري ليستي از دانش‌هاي مورد نياز يک مشاور مديريت بوده‌ام و مدام دراين حيرت که: تا بدين جا رسيد دانش من / که بدانم همي که نادانم!

براي به‌بود عمل‌کردمان چاره‌اي نداريم جز اين‌که ياد بگيريم و ياد بدهيم، کتاب و مجله و مقاله مرتبط با کارمان را بخوانيم واز اينترنت به جاي گودربازي (رونوشت به خودم) استفاده‌ي مفيد بکنيم. اين عملي‌ترين راه‌حل به‌بود عمل‌کرد ما در زندگي‌مان است. خلاصه اين‌که بايد ياد بگيريم تا به‌روز باشيم!