Skip to content
گزاره‌ها
Menu
  • داستان گزاره‌ها
  • درباره‌ی نویسنده‌ی گزاره‌ها
  • کتابخانه‌ی گزاره‌ها
  • تماس
Menu

۸ ویژگی کارکنان برجسته

Posted on ۶ خرداد ۱۳۹۱۶ خرداد ۱۳۹۱ by علی نعمتی شهاب

بعضی‌ها در هر سازمانی کار می‌کنند جلوی چشم هستند. آن‌ها از دیگران متمایزند و مزد همین تمایزشان را هم می‌گیرند. البته طبیعی است که داریم در مورد یک فرهنگ و سازمان‌دهی سالم صحبت می‌کنیم؛ نه سازمان‌‌هایی که همه با آن‌ها آشنا هستیم!

حالا این کارکنان برجسته چه ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را متمایز می‌کنند؟ ۸ ویژگی این کارکنان را مرور کنیم:

۱- به شرح شغل‌شان اکتفا نمی‌کنند: آن‌ها هر کاری را که از دست‌شان برمی‌آید، براساس اولویت‌های دنیای واقعی برای سازمان‌شان انجام می‌دهند.

۲- شخصیت‌های عجیب و غریبی دارند و اغلب آدم‌های درون‌گرایی هستند! (این مطلب امیر مهرانی را بخونید!)

۳- اما می‌دانند که چه زمانی باید با دیگران ارتباط برقرار کنند و چه زمانی به‌عنوان عضو تیم نقش بازی کنند.

۴- برای کمک‌‌های دیگران ـ اعم از رئیس‌شان و همکاران‌شان ـ ارزش قائل‌اند و این را آشکار می‌کنند.

۵- در خفا گلایه می‌کنند و گلایه‌شان را شخصا به خود افراد منتقل می‌کنند.

۶- وقتی دیگران ساکت می‌مانند آن‌ها سخن می‌گویند و در مورد شرایط سازمانی و حقوق خودشان دیگران توضیح می‌خواهند.

۷- شخصیت‌ خودشیفته‌ای دارند و دوست دارند ثابت کنند دیگران در اشتباه‌اند!

۸- همیشه از وضعیت موجود ناراضی‌اند و به‌دنبال به‌تر کردن آن هستند؛ آن هم به این دلیل که نمی‌توانند با فرایندهای غلط کار کنند!

منبع

پ.ن. ۲ و ۷ به‌گمانم ویژگی‌های ذاتی هستند نه اکتسابی! 🙂

Category: کار حرفه‌ای

۶ thoughts on “۸ ویژگی کارکنان برجسته”

  1. علي نعمتي شهاب گفت:
    ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ در ۲۳:۲۰

    ممنون آرمان جان 🙂

  2. آرمان عجب خانی گفت:
    ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ در ۰۷:۱۹

    @وفا
    سلام آقای وفا
    من با دو موردی که شما فرمودید مخالفم.

    در مورد اول باید عرض کنم که در بسیاری از سازمان ها و شرکت ها شرح شغل کامل و کارا نیست و یا روند اداری انجام کارها کامل نیست یا غلط و پیچیده است که در هر حال به نتیجه مطلوب نمی رسد در این حال اکثرا شاید کار خودشان را انجام دهند و مشکلات همچنان وجود داشته باشد ولی فقط برخی افراد هستند که الویت خود را انجام کار قرار می دهند.

    در مورد هشت باید بگویم که همیشه راهی برای بهتر شدن وساده کردن هست ، روند اداری هم که از فضا نیامده است توسط افرادی دارای خطا ایجاد گردیده است که گاه به جای سهولت و کارایی و روال منطقی ، اصلا دلیل وجودی خود را از دست داده اند.
    من همیشه فکر می کنم که مخالفت (البته منطقی) بهتر از سکوت است.

  3. علي نعمتي شهاب گفت:
    ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ در ۰۰:۲۲

    اختلاف زاویه‌ی دید همیشگی من و شما این‌جا هم هست! 😉
    مسئله این‌جاست که این نوشته از زاویه‌ی منِ کارشناس به ماجرا نگاه می‌کند و نه از دید سازمان. ماجرا این است که من باید چه کار بکنم تا بتوانم کارشناس برجسته‌ای بشوم؛ نه این‌که در سازمان کار چه کسی برجسته‌تر است. از زاویه‌ی دید سازمانی فرمایش شما کاملا صحیح است و خود من هم صد در صد با مواردی که فرمودید موافق‌م. البته در مورد اول حد و مرز ماجرا مشخص نیست و شاید نیاز به بررسی و دقت بیش‌تری داشته باشد. با این حال شخصا من از مورد اول بیش‌تر از سایر موارد نفع برده‌ام.

  4. علي نعمتي شهاب گفت:
    ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ در ۰۰:۱۵

    بستگی به سازمان مورد نظر داره. تجربه‌ی من اتفاقن در این مورد مثبت بوده!

  5. مهدی گفت:
    ۷ خرداد ۱۳۹۱ در ۱۶:۲۴

    در مورد اول: فکر می کنم ضرورتی ندارد چون این کار در سوءاستفاده و پررویی را برای مدیران و باقی همکاران باز می کند و آن وقت است که بر کیفیت کار اصلی آدم اثر منفی می گذارد.

  6. وفا گفت:
    ۷ خرداد ۱۳۹۱ در ۰۷:۲۵

    سلام
    مثل همیشه یک موضوع خوب و اغوا کننده.
    اما با کمال فروتنی باید با برخی از نوشته های شما، که مطمئنم مرجع محکمی هم در پشتش دارید، مخالفت کنم. البته این مخالفت نیست، میخواهم کمی بحث را بازتر کنم تا بیشتر یاد بگیرم. مثلاً در مورد اول:

    – اگر کسی به شرح شغلش اکتفا کرد، آدم برجسته ای نیست؟ به نظرم میتواند باشد. اگر هر کسی، هر کاری که “فکر میکند” از دستش بر میآید و “فکر میکند” لازم است، را انجام دهد، ممکن است سازمان به هرج و مرج بیفتد. به نظرم باید افرادی را که مجاز به خروج از مسیر هستند را در سازمان، شناخت و مشخص نمود. High D ها استاد این کار هستند و معمولاً هم این کار را میکنند و مواقعی هم منجر به نتایج خوب برای خودشان یا سازمانشان، نمیشود.

    یا در مورد ۸:
    – کارهای اداری،‌از جنبه های لاینفک تمام فرایندهای سازمانی است. مثلاً در کار فروش، صدور فاکتور و … کارهای اداری است. آدمهای Low S که معمولاً در فروش خیلی طرفدار دارند، حاضرند بمیرند ولی کار اداری نکنند. یعنی تمام کارهای اداری را به دیگران وامیگذارند. آنها فکر میکنند این کارهای اداری، زائد است. مهم این است که بفروشند و پول بگیرند. در حالیکه میدانیم این درست نیست. اینها این بخش کار را برای دیگران میگذارند و آنها را دلزده میکنند. به نظرتان این آدم برجسته است؟

    در مورد پی نوشت هم من یک اعتقاد شخصی دارم،‌آنهم اینکه این ویژگیهای رفتاری، گرچه ممکن است ذاتی هم باشند، اما همیشه با آموزش، مطالعه و خودپروری، قابل ارتقا و بهبود هستند.

    سربلند باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آشنایی با گزاره‌ها و نویسنده‌اش

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابق و حالا ۴۰ ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوانی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند! دوست دارید در مورد من و موضوعات وبلاگ‌ام بیش‌تر بدانید؟ پس لطفا تشریف ببرید این‌جا.

ـ من «تحلیل‌گر کسب‌وکار / وبلاگ‌نویس / مشاهده‌گرِ دنیای کسب‌وکار، فناوری دیجیتال و رسانه / عاشق فوتبال و ادبیات / کتاب‌خوان و دانش‌آموز مدرسه‌ی زندگی» هستم (هر چند این آخری یعنی دانش‌آموزْ ماندن همیشگی را بیش‌تر از هر چیزی دوست دارم.) هدف از راه‌اندازی «گزاره‌ها» این بوده که دانش و تجربیات‌ و مطالعات‌م در حوزه‌های مشاوره‌ی مدیریت، تحلیل و توسعه‌ی کسب‌وکار و موضوعات وابسته از جمله مدیریت آی‌تی و در اختیار جامعه‌ی بزرگ مخاطبان‌م بگذارم. ضمنا در این‌جا درباره‌ی موضوعات دیگری چون: توسعه‌ی مهارت‌های شغلی و حرفه‌ای و موضوعات و دغدغه‌های شخصی من در مورد زندگی و دنیا هم چیزهایی می‌خوانید. اگر فکر می‌کنید می‌توانم کمک‌تان کنم، برای اطلاع از داستان زندگی حرفه‌ای، تخصص و سوابق و کمک‌های احتمالی من و شیو‌ه‌ی ارتباط‌گیری، می‌توانید برگه‌ی درباره‌ی نویسنده‌ی گزاره‌ها و درخواست مشاوره و همکاری را مشاهده فرمایید.

ـ در نهایت این‌که هیچ انتظاری ندارم که شما با من کاملا موافق باشید. نوشته‌های «گزاره‌ها» زاویه‌ی دید من را به مسائل نشان می‌دهند و همان‌طور که نام این‌جا نشان می‌دهد «گزاره‌» هستند، یعنی می‌توانند درست باشند یا نه. ناگفته نماند که منطق گزاره‌ای من کاملا فازی است: من جز خدا هیچ چیز را مطلق نمی‌دانم؛ به ویژه وقتی بحث برداشت انسانی مطرح است.

دسته‌ها

  • ادبیات
  • اقتصاد
  • اقتصاد دیجیتال و فناوری‌های نوظهور
  • اقتصاد گردشی
  • اندیشه
  • تجاری‌سازی
  • تحلیل کسب و کار
  • دین
  • رایانه
  • زندگی
  • سینما
  • طنز
  • عمومی
  • فرهنگ و هنر
  • فناوری دیجیتال
  • فناوری‌های نوظهور
  • فوتبال
  • کار حرفه‌ای
  • کتاب
  • گزاره‌ها
  • لینک‌های هفته
  • مدیریت عمومی
  • مدیریت کسب‌و‌کار
  • مدیریت فاوا
  • مشاوره مدیریت
  • موسیقی
  • یاد ایام شباب!

RSS لینک‌دونی گزاره‌ها

  • اسکن بدن بدون نیاز به دستگاه MRI؛ پروژه «میدجرنی مدیکال» رونمایی شد ـ زومیت
  • ساتیا نادلا و پرسش بزرگ عصر هوش مصنوعی؛ چه کسی مالک دانش شرکت‌ها می‌ماند؟ ـ زومیت
  • جامع‌ترین راهنمای لانجویتی: چگونه طول عمر سالم داشته باشیم؟ ـ آپدیت ام‌دی
  • علی بابا هوش مصنوعی برای روبات ها ارائه کرد ـ مهر
  • تعداد کاربران فعال ChatGPT به بیش از 1.1 میلیارد نفر رسید؛ کاهش سهم در بازار ـ دیجی‌کالا مگ
  • تولد USB و نفرین سه بار چرخاندن: داستان اختراعی که جهان را به هم متصل کرد، اما خالقش را ثروتمند نکرد ـ دیجیاتو
  • جنگ قیمت هوش مصنوعی آغاز شد - پیوست
  • مایکروسافت ویژگی‌های Copilot+ را به‌جای NPU روی GPU آزمایش می‌کند ـ دیجیاتو
  • از پیش‌بینی مصدومیت تا دوربین اول‌شخص داوران؛ هوش مصنوعی چگونه جام جهانی را مدیریت می‌کند؟ ـ زومیت
  • امپراتوری مستقل دیوید لینچ؛ چگونه لینچ آزادی هنری خود را پس گرفت ـ دیجی‌کالا مگ
  • گزارش سازمان‌های اقلیمی: حذف کربن جوی بسیار کندتر از حد نیاز پیش می‌رود ـ زومیت
  • مهم‌ترین مهارت برای موفقیت از نگاه وارن بافت و جف بزوس ـ ارز دیجیتال
  • گوگل مرزهای ترجمه‌ی هم‌زمان صوتی را جابه‌جا کرد ـ ایسنا
  • آنتروپیک قدرتمندترین هوش مصنوعی بازار را با نام Claude Fable 5 معرفی کرد ـ دیجی‌کالا مگ
  • مدیران OpenAI به دنبال تبدیل ChatGPT به یک سوپر اپ پیشرفته هستند ـ دیجی‌کالا مگ
© 2026 گزاره‌ها | Powered by Minimalist Blog WordPress Theme
به نسخه موبایل بروید