حرفه‌ای‌ها (۲۲): اصغر فرهادی

اصغر فرهادی آن قدر شناخته شده است که لازم نباشد درباره‌ی او توضیحی بدهیم. او این هفته یک افتخار دیگر برای سینمای ایران کسب کرد و برنده‌ی نخل طلایی به‌ترین فیلم‌نامه‌ی جشنواره‌ی فیلم کن شد. حرف‌های اصغر فرهادی در کارگاه فیلم‌سازی‌ش در جشنواره‌ی جهانی فیلم فجر امسل، چند هفته از برنده شدن در کن، جذاب و تأمل‌برانگیز هستند و نشان می‌دهند که چرا موفقیت‌های فرهادی اتفاقی نیست:

ـ ساخت یک ایده بستگی به عمق آن در ذهن شما دارد. ایده‌ای را که سال‌ها در ذهن شما وجود دارد و هیچگاه فراموش نمی‌کنید، باید ساخت. من برای «درباره الی» ایده‌ای نداشتم بلکه تنها عکسی داشتم از فردی که در غروب کنار دریا ایستاده است و انگار کسی از نزدیکانش در دریا غرق شده و او منتظر است. این عکس از ۲۲ سالگی همراه من بود و در ۳۵ یا ۳۶ سالگی توانستم آن را بسازم. این عکس آن‌قدر در ذهنم ماند که فکر کردم چیزی دارد که باید آن را بسازم. بنابراین بعد از این‌که سال‌ها ایده‌ای در ذهن شما باقی ماند و فکر کردید شما را رها نمی‌کند، باید شروع کنید و ایده‌ی خود را گسترش دهید.

ـ اگر بهترین جوایز دنیا را هم به شما بدهند فیلمی را که دوست نداشتید، نسازید. ما عمر کوتاهی داریم و باید مشخص کرد که چه نوع فیلم‌سازی می‌خواهید باشید. این‌که از فیلم ساختن لذت می‌برید یا از فیلم‌ساز بودن. درصورتی‌که از فیلم‌ساز بودن لذت ببرید این اتفاق زمانی خواهد بود که فیلم روی پرده برود و جایزه بگیرید و دیگران از آن تعریف کنند.

ـ من از فیلم ساختن لذت می‌برم و سر صحنه همه کارهایی را که انجام می‌دهم، دوست دارم. این سخن به معنای خوشحال بودن نیست و اگر کسی چهره مرا سر صحنه ببیند برعکس هم فکر می‌کند. وقتی هم فیلم «جدایی نادر از سیمین» تمام شد آخرین جمله‌ای که به گروه گفتم این بود که اگر هم این فیلم همین جا متوقف شود ما به اندازه کافی لذت بردیم.

ـ ۹۵ درصد فیلم از ناخودآگاه شما ناشی می‌شود پس توصیه می‌کنم نقدهای آثارتان را نخوانید زیرا باعث می‌شوند خود را بشناسید و دیگر چیزی برای کشف در خودتان باقی نخواهد ماند تا با کمک آن آثارتان را خلق کنید.

دوست داشتم!
۳

گزاره‌ها (۲۰۳)

تعریفی که بسیاری از ما از مدیریت در سر داریم این است که چگونه کاری که افراد انجام می‌دهند را برای آن‌ها سخت‌تر کنیم!

پیتر دراکر

دوست داشتم!
۰

هم‌چنان، چشم به‌راهِ راه …

کی شود یا رب، امام منتظر مهدی بیاید
آن ولی‌الله غایب از نظر مهدی بیاید

در دل ما آرزوی‌ش، بر لب ما گفتگوی‌ش
چشم محرومان به‌سوی‌ش، کی ز در مهدی بیاید …

این شعر از استاد حبیب‌الله چای‌چیان (حسان)، از دوران کودکی سال‌ها است گوشه‌ی ذهن‌م جا خوش کرده است و این روزها، در این دنیای پر از ظلم و ناخوشی، بیش از هر زمان دیگری در ذهن‌م تکرار می‌شود. به‌امید دیدار روی ماه‌ش، با قلب‌هایی شکسته‌تر از همیشه، دست به دعا برمی‌داریم که: اللّهم عجل لولیک الفرج …

عید شما مبارک و التماس دعا.

دوست داشتم!
۸