قلب، کتاب چشم است … (هر چه چشم ببیند لاجرم در دل نشیند!)
حکمت ۴۰۹ ـ نهجالبلاغه
آدمهای غمگین، خودخواه، بدجنس و بی انصافند و کمتر از دیوانهها قادر به تفهیم و تفاهم یکدیگرند. غم، هیچگاه بشر را متحد نمیسازد؛ بشر را به نفاق وا میدارد. و اگر به خیال کسی میرسد که اتحاد بشر با تعمیم اندوه و غم امکانپذیر است؛ اشتباه میکند. در دنیای مردمان غمگین نسبت به مردمان خوش و راضی، ستمها و جورهای بیشتری روی میدهد.
آنتوان چخوف
دنیای غیرممکنها نام مخصوصی دارد که به آن امید میگوییم!
یوستین گرودر؛ دختر پرتقالی
پ.ن.۱. این کتاب را توصیه میکنم حتما بخوانید؛ داستانی است بسیار بسیار زیبا، جذاب و پرمعنا.
پ.ن.۲. این ۱۹۹مین پست گزارهها بود. برای پست ۲۰۰ام ایدهای دارم که فردا خواهید دید.
پوسیدگی هر تمدن، خود را با علائم غریبی نشان میدهد: مثلا در این حقیقت که دیوارهای سنگی زندان، برای حفاظت جامعه از شر زندانی نیست، بلکه برای حفاظت زندانی از شر جامعه است!
آرتور کوستلر؛ گفتگو با مرگ
این برعهدهی ما است که مبارزه کنیم، پایداری کنیم، تاب بیاوریم و ـ اگر بتوانیم ـ باقی بمانیم.
ویلیام فاکنر