درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (79)

“گواردیولا مربی متفاوتی درمقایسه با سایر مربیان است.  این هم به خاطر دیدگاهی است که او دارد. زمانی که من به این‌جا آمدم، ایده‌ی من نسبت به فوتبال کاملا متفاوت با ایده‌ي امروزی‌ام بود. گواردیولا به من یاد داد تا چطور به نحو دیگری به فوتبال بنگرم. من چیزهای زیادی از او یاد گرفتم تا چطور یک بازیکن حرفه‌ای به‌تری باشم و چطور به فوتبال فراتر از نتایج بنگرم.” (خاویر ماسکرانو در توصیف پپ گوآردیولا؛ این‌جا)

يكي از اجزاي  ـ يعني تفكر سيستمي است ـ مديريت نگرش‌ها يا مدل‌هاي ذهني است. پيتر سنگه در صفحات ابتدايي اين كتاب استثنايي نوشته است: “ﻣﺪﻝ‌ﻫﺎﻱ ﺫﻫﻨﻲ ﺍﻧﮕﺎﺷﺖﻫﺎﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻋﻤﻴﻖ ﻭ ﻳﺎ ﺣﺘﻲ ﺗﺼﺎﻭﻳﺮ ﻭ ﺍﺷﻜﺎﻟﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻓﻬﻢ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﻧﺤـﻮﻩ‌ي ﻋﻤﻞ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻥ ﺍﺛﺮ ﻣﻲ‌ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ. ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﻣﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺪﻝ‌ﻫﺎﻱ ﺫﻫﻨﻲ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺍﺛﺮﻱ ﻛـﻪ ﺁن‌هـﺎ ﺑﺮ ﻋﻤﻠ‌ﻜﺮﺩ ﻣﺎ ﻣﻲﮔﺬﺍﺭﻧﺪ، ﺁﮔﺎﻫﻲ ﻛﺎﻣﻞ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ.”

اگر چه هر كسي بايد از محدوديت‌هاي نگرش و مدل ذهني خودش باخبر باشد؛ اما در زندگي با ديگران به‌ويژه در سازمان‌ها يكي از وظايف مهم مديران و ره‌بران سازماني، تغيير نگرش‌ها يا مدل‌هاي ذهني نادرست همكاران‌شان است (و اين مي‌تواند در رابطه‌ي ما با بالادستي‌ها و همكاران‌مان هم معنادار باشد.) خوب است همه‌ي ما ـ اعم از مدير و كارشناس ـ به اين فكر كنيم كه آيا در كار و زندگي كردن با ديگران، چقدر توانسته‌ايم نگرش‌ها و مدل‌هاي ذهني نادرست آن‌ها را اصلاح كنيم؟ آيا عادت نكرده‌ايم به شكايت‌هاي خصوصي و لبخندهاي ظاهري؟ به‌نظرتان كدام يك به‌تر است؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (63)

“مربیان در حال حاضر به 11 نفری می‌اندیشند که در تیم برترند، اما هیچ‌گاه نتوانسته‌اند از تمامی 25 بازیکن به نحو احسن و به‌موقع بازی بگیرند. اما فرگی این چنین نمی‌اندیشد، او 11 بازیکن را در زمین قرار می‌دهد؛ اما از سایرین غافل نمی‌شود و به نوعی با آن‌ها رفتار می‌کند که آن‌ها در خدمت تیم می‌مانند و تمام تلاش خود را به‌کار می گیرند تا در صورت لزوم برای تیم مؤثر واقع شوند و این خود یکی از نکته هایی است که از ایجاد تنش و حاشیه در اردوی تیم به شدت کم می‌کند.” (پارک جي سونگ در ستايش سر الکس فرگوسن؛ اين‌جا)

عموما مديران ـ مخصوصا وقتي حيطه‌ي نظارت‌شان (Span of Control) از عدد طلايي 9 نفر بيش‌تر مي‌شود، ديگر نه وقتي براي ره‌بري و هدايت و مربي‌گري همه‌ي نفرات دارند و نه اصلا حال و حوصله‌‌ي اين کار را. پارک به نکته‌ي شگفت‌انگيزي در مورد پيرمرد تمام‌نشدني و دوست‌داشتني فوتبال جزيره اشاره مي‌کند. سر الکس هيچ وقت تمرکزش را به بازيکنان اصلي محدود نمي‌کند. او هميشه براي تک‌تک اعضاي تيم‌اش ـ چه ستاره‌ باشند و چه جوان جويايي نامي مثل تام کلورلي کشف جديد اين فصل‌ش ـ وقت مي‌گذارد، آموزش‌شان مي‌دهد، هدايت‌شان مي‌کند و به‌وقت‌اش از آن‌ها استفاده مي‌کند. به همين دليل است که من در تمامي سال‌هايي که فوتبال را از نزديک دنبال مي‌کنم به ياد ندارم که هيچ بازيکن نيمکت‌نشيني در منچستر يونايتد لب به‌اعتراض باز کرده باشد!

روش فرگوسن به‌عنوان يک ره‌بر، الهام‌بخش است: تک‌تک اعضاي تيم مي‌دانند که براي ره‌بر تيم داراي اهميت هستند. اين همان جادوي مربي‌گري فرگي است.

درس‌‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (62)

“ما نمي‌خواهيم هيچ چيز را به هيچ كس ثابت كنيم. ما فقط به اين باور داريم كه مي‌توانيم به‌تر از اين باشيم و كارهاي بيش‌تري انجام بدهيم.” (سسک فابرگاس؛ در مورد موفقيت‌ش در کسب 3 جام در 4 ماه با بارسا؛ اين‌جا)

سسک به‌زيبايي هر چه تمام‌تر اين نکته را به همه‌ي ما يادآوري کرده: براي به‌ترين بودن هيچ سقفي وجود ندارد! کسي جلوي به‌ترين را نگرفته. به‌ترين مي‌تواند حتا از خودش هم سبقت بگيرد.

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (60)

“موضوعی که در زمان فوتبالم خیلی مرا آزار می‌داد این بود که هر از گاهی توپ را به من می‌دادند و نمی‌دانستم با آن چه کنم و بدین ترتیب حریفان به سمت من آمده و توپ را می گرفتند و من باعث بی‌آبرویی می‌شدم. به‌عنوان یک مربی به خودم قول داده‌ام که هیچ‌گاه نباید بگذارم بازیکنانم درچنین شرایطی قرار گیرند. برای همین وقتی توپ به آن‌ها می‌رسد، می‌دانند که باید آن را کجا بفرستند و اگر آن‌جا هیچ‌کس نیست، تقصیر بازیکنی نیست که توپ را شوت کرده، بلکه تقصیر شخصی است که در جای مناسب برای دریافت آن نبوده است.” (آنتونيو کونته مربي موفق اين فصل يوونتوس در مورد فلسفه‌ي مربي‌گري‌اش؛ اين‌جا)

بدون شرح: به‌ترين تعريف براي نقش مديران و ره‌بران در سازمان‌‌ها!

پ.ن. از مشکلات پیش‌بینی نشده‌ای که در دو روز اخیر بابت تعویض میزبان سایت پیش آمد از خوانندگان گزاره‌ها پوزش می‌طلبم. خوش‌بختانه مشکلات سایت برطرف شده و دوباره در خدمت شما خواهم بود.

درس‌‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (59)

“چه امیدهایی برای 2012 دارید ؟
این که سال بعد در همین زمان در همین‌جا باشم. این یک رؤیای خوب شخصی برای سال 2012 است. از نظر حرفه‌ای می‌خواهم به بیش‌ترین رضایت ممکن برسم، هر چند که شاید گاهی همه چیز مربوط به ما نباشد.” (ايکر کاسياس؛ اين‌جا)

هدفِ حرفه‌اي شما چيست؟ کاسياس چقدر قشنگ گفته بايد اين هدف چه باشد: کسب بيش‌ترين رضايت ممکن از خود و کارهاي‌مان.

درس‌‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (58)

“من دوست دارم به تيم‌هاي بزرگ دنيا گل بزنم؛ اما مهم‌تر از گل زدن اين است كه مقابل تيم‌هاي بزرگ خوب بازي كنم. من تا به‌حال كارهاي بزرگي انجام داده‌ام و در مقاطع حساس گل‌هاي حساس زيادي به تيم‌هاي بزرگ زده‌ام. هنوز هم زمان دارم و اميدوارم بتوانم به بارسلونا هم گل بزنم. رؤياهاي من هيچ وقت تمام شدني نيست.” (جواد نکونام در مورد بازي خودش مقابل بارسلونا؛ اين‌جا)

جمله‌ي آخر را درشت بنويسيد بگذاريد جلوي چشم‌تان! 🙂

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (57)

مربیان و بازیکنان تلاش می‌کنند تغییراتی در بازی ایجاد کنند تا بتوانیم به‌تر بازی کنیم و گل‌های بیش‌تری به‌ثمر برسانیم؛ این مهم‌ترین مسئله در فوتبال است. نمی‌دانم چه اندازه از کارهایی که انجام می‌دهیم خلاقانه است. این مسئله را آن‌هایی که تاریخ فوتبال را دنبال می‌کنند باید بگویند که ما در سطح متفاوتی بازی می‌کنیم یا نه.” (سرخيو بوسکتس؛ اين‌جا در مورد بارسلونا!)

بوسکتس به نکته‌ي خوبي اشاره کرده: هميشه بايد در کار خلاقيت داشت. بايد روش‌هاي انجام کار را تغيير داد. اما بخش بعدي حرف بوسکتس درست نيست که نمي‌داند آيا اين خلاقيت، سابقه داشته يا نه؟ بنابراين خوب است آدم در کار و زندگي خلاقيت داشته باشد؛ ولي به‌شرط اين‌که بدانيد اين خلاقيت، آيا واقعا خلاقيت جديدي است يا نه؟ 

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۵5)

“سولسشر بازیکن بزرگی بوده و من به هیچ عنوان در حد و اندازه‌های او نیستم. وقتی مردم این مقایسه را انجام می‌دهند به این فکر می‌کنم که من حتی 10 درصد اوله هم نیستم. او فوق‌العاده بود. راستش را بخواهید چندان از مقایسه شدن خوشم نمی‌آید. وقتی در مکزیک بودم همیشه مرا با پدرم مقایسه می‌کردند که از این موضوع اصلا راضی نبودم. به نظر من هر کس باید با عملکرد خودش مقایسه شود.” (خاوير هرناندز مهاجم جوان منچستر يونايتد در مورد مقايسه‌اش با اوله‌گونار سولسشر؛ اين‌جا)

جمله‌ي آخر را چه مدير هستيد و چه کارشناس، بزرگ پرينت بگيريد و جلوي چشم‌تان بچسبانيد!‌ 🙂

حرفه‌اي‌ها (3)

حجازی را تا آن‌جا که می‌شناسم و از سایرین شنیده‌ام عاشق حرفه‌اش بود و زندگی وی در حرفه‌ي او خلاصه می‌شد. بسیاری از افراد در حرفه و ورزش فوتبال حضور دارند اما در کنار آن به کارها و حرفه‌های دیگر فکر می‌کنند که حجازی این‌چنین نبود. حجازی فوتبالیست آمد و فوتبالیست رفت و همین باعث شد تا شخصیت ممتاز گردد.” (اکبر زنجان‌پور در مورد ناصر حجازي؛ اين‌جا)

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (51): پپ گوارديولا؛ هميشه راضي از خود ناراضي!

امشب یک مرد بزرگ باز هم با شایستگی هر چه تمام‌تر جایزه‌ی به‌ترین مربی سال دنیا را جلوتر از بزرگ‌مرد دیگری به نام سر الکس فرگوسن دریافت کرد. + مرد بزرگ قصه‌ی ما سال 2008 که مربي بارسا شد، همه هر هفته منتظر اخراج شدن او بودند. بازي هفته‌ي اول را هم که در نيوکمپ به يک رقيب تازه‌وارد و ضعيف باخت، ديگر بهانه‌ها جور شده بود. اما هفته‌ها گذشت و اخراج که نشد هيچ، کاري انجام داد که هيچ تيمي نتوانسته بود تا قبل از او آن را انجام بدهد: فتح سه گانه‌ي لاليگا، جام حذفي اسپانيا و مهم‌تر از همه ليگ قهرمانان اروپا. داریم از پپ گوآردیولا صحبت می‌کنیم: به‌ترین مربی جهان!

در اين سه سال خيلي‌ها موفقيت‌هاي او را با بارسا به حساب نسل جادويي بازيکنان بارسا گذاشته‌اند؛ اما اگر به فهرست بازيکنان تيم‌هايي مثل رئال و بايرن و ميلان و اينتر نگاه کنيد، مي‌بينيد که خيلي هم حق با اين گروه نيست. هيچ کس نمي‌تواند نقش پپ را در پديد آمدن سبک بازي منحصر به‌فرد بارسا انکار کند. اما عوامل موفقيت پپ چه بوده است؟ امشب زمان خوبی است تا به‌مناسبت این موفقیت پپ، نگاهی بیاندازیم به اصولی که پپ عزیز را موفق کرده است:

وقتي هيچ کس جدي‌تان نمي‌گيرد، خودتان خودتان را جدي بگيريد! اگر پپ مي‌خواست به حرف منتقدان گوش کند، همان روزهاي اول حضورش در بارسا بايد اين تيم را ترک مي‌کرد.

و من اين همه نيستم! هيچ وقت بي‌خودي مغرور نباشيد. از خوبي‌هاي و توانايي‌هاي‌تان لذت ببريد؛ اما لازم هم نيست بهترين بودن‌تان را به زبان بياوريد. خودتان بدانيد کافي است!

من مي‌توانم تأثير بگذارم، پس هستم! گوارديولا هميشه با تأثيري که بر سبک بازي بارسا گذاشته شناخته مي‌شود. فوتبال تک‌ضرب و حفظ توپ بي‌نظير بارساي او حسرت تمام مربيان دنيا است.

هميشه هم هدف‌هاي کوتاه‌مدت داشته باشيد و هم هدف‌هاي بلند مدت. پپ هميشه پيروزي در هر بازي را هدف اصلي خود قرار مي‌دهد؛ اما هرگز از هدف اصلي و نهايي‌اش ـ قهرماني ـ هم غافل نمي‌شود.

براي موفقيت لازم نيست از روش‌هاي غيراخلاقي استفاده کنيد! پپ هميشه و تحت هر شرايطي به مربي و بازيکنان حريف و داوران احترام مي‌گذارد.

براي کارهاي‌تان ايده داشته باشيد. حداقل خودتان بدانيد که قرار است در چه کاري موفق شويد و چطور مي‌خواهيد موفق شويد.

حواس‌تان به ريسک‌هاي احتمالي باشد و براي‌شان برنامه داشته باشيد. گوارديولا حتي وقتي تيم‌اش در بازي رفت مرحله‌ي حذفي مسابقات تيم حريف را با نتيجه‌اي عجيب در هم مي‌کوبد، باز هم براي بازي برگشت نگران پيروزي حريف است. بنابراين هيچ وقت حتي نامحتمل‌ترين خطرات ممکن براي مسيرتان به سوي تحقق اهداف‌تان را هم ناديده نگيريد.

و در نهايت اين‌که انجام درست کارهاي بزرگ، استثنايي است نه شکست خوردن! هميشه ساختن و خوب بودن و خوب ماندن، از تخريب و شکست خوردن، سخت‌تر است! بنابراين وقتي کاري را خوب انجام مي‌دهيد، از اين‌که موفق شده‌ايد لذت ببريد. وقتي هم شکست خورديد، بدانيد که طبيعت زندگي بيش‌تر بودن شکست‌ها نسبت به موفقيت‌هاست.

این بند آخر را در جملات پپ در هنگام دریافت جایزه‌اش می‌توان به‌خوبی دید: او جایزه‌اش را متعلق به تمام کسانی دانسته است که در طول بیش از صد سال حیات باشگاه بارسلونا برای تبدیل شدن این باشگاه به یکی از به‌‌ترین باشگاه‌های جهان تلاش کرده‌اند. “برای من مایه‌ی مباهات و افتخار است که عضوی از این باشگاه بی‌نظیر و جذاب بوده‌ام.”+

پ.ن. اين مطلب چند هفته قبل در صفحات سبک زندگي شماره‌ي 340 هفته‌نامه‌ي همشهري جوان چاپ شده است.