خوب وبلاگ‌ بنویسید؛ لطفا!

امروز ۳۱ آگوست روز جهانی وبلاگ‌ بود. دوستان مختلف در دنیای مجازی در مورد این موضوع نوشته‌اند. من هم بد ندیدم به موضوعی بپردازم که مدت‌هاست برای من یک دغدغه‌ی جدی است. مخاطب این نوشته طبعا بیش‌تر وبلاگ‌نویسان حوزه‌ی مدیریت و آی‌تی هستند که من بیش‌تر دنبال‌شان می‌کنم؛ اما خوب نکاتی که می‌نویسم در وبلاگ‌های سایر حوزه‌ها هم احتمالا معنادار است.

احتمالا وقتی عنوان این پست را خوانده‌اید در ذهن‌تان این سؤال پیش آمده که خوب وبلاگ‌نوشتن یعنی چه؟ اگر خواننده‌ی ثابت یا حتا غیرثابت گزاره‌ها باشید، احتمالا با مجموعه پست‌های لینک‌های هفته مواجه شده‌اید که در آن‌ها تلاش دارم تا به‌ترین مطالبی را که در طول هفته مطالعه کرده‌‌ام، معرفی کنم. بنابراین با سابقه‌ی بیش از یک سال رصد هفتگی بسیاری از وبلاگ‌های حوزه‌ی مدیریت و آی‌تی (که قطعا کامل هم نبوده ولی در حد وسع‌ام تلاش کرده‌ام وبلاگ‌های اصلی این حوزه‌ها را حتما مطالعه کنم)، به ۵ مشکل مشترک میان این وبلاگ‌ها برخورد کرده‌ام. بد ندیدم که یک‌جا مستندشان کنم؛ شاید حداقل باعث شود تا دیگران هم کمی به آن‌ها فکر کنند. بیایید نگاهی بیندازیم به برخی اشکالات وبلاگ‌نویسی تخصصی در حوزه‌های مدیریت و آی‌تی در دنیای وب فارسی:

۱- ضعف ادبیات فارسی: این مشکل به‌ نظر من مهم‌‌ترین و آزاردهنده‌ترین مشکل وبلاگ‌‌های این حوزه است. این مشکل خودش چند وجه دارد:

ـ ضعف املایی: اشتباهات املایی ظاهرا برای‌مان خیلی مهم نیست؛ احتمالا هم در اغلب اوقات درست‌اش را بلد نیستیم!

ـ ضعف در نگارش: طبعا انتظار نمی‌رود که یک وبلاگ‌نویس مدیریت یا آی‌تی مثل یک وبلاگ‌نویس حوزه‌ی ادبیات نگارش خوب، جذاب و روانی داشته باشد؛ اما نگارش بد هم برای خودش تبدیل به معضلی شده است. بارها به مطالبی با محتوای بسیار عالی برخورد کرده‌ام که از بس از نظر نگارش ضعیف بوده‌اند، مشتریان احتمالی‌شان را از دست داده‌اند. چه به‌تر که بتوانید یک سبک نگارشی خاص خودتان هم ایجاد کنید. نمونه‌ی خوب این کار نوشته‌های دکتر علی رضا مجیدی و خواهرشان خانم فرانک مجیدی در یک پزشک است که من هم بسیار از خواندن‌شان لذت می‌برم.

ـ استفاده‌ی نادرست از واژه‌گان تخصصی: واقعا از خواندن مطلبی که در آن واژه‌گان تخصصی دارای معادل فارسی بسیار زیبا و مصطلح، با حروف انگلیسی و یا از آن هم بدتر، با حروف فارسی نوشته‌ شده‌اند، رنج می‌برم. خواهش می‌کنم کمی با زبان تخصصی حوزه‌ی وبلاگ‌نویسی‌تان آشنا شوید. کتاب‌ها و مقالات نوشته شده یا ترجمه شده‌ توسط دیگران را بخوانید تا با معادل‌های درست این گروه از واژه‌ها آشنا شوید. این‌جوری نوشتن باکلاس بودن نیست؛ نشان‌دهنده‌ی ضعف زبانی و نگارشی شما است. حالا بگذریم که شاید ناآگاهی شما را هم نسبت به ادبیات روز حوزه‌ای که دارید در مورد آن می‌نویسید، نشان دهد!

ـ ضعف درست‌نویسی: ظاهرا برای بسیاری از وبلاگ‌نویسان این حوزه‌، درست‌نویسی فارسی در دنیای مجازی (مخصوصا رعایت نیم‌فاصله‌ی نازنین!) اصلا اهمیتی ندارد. یاد بگیریم که در دنیای مجازی (و از جمله دنیای وب)، درست فارسی بنویسیم. دستور خط مصوب زبان فارسی را حتما بخوانید. البته کتاب غلط ننویسیم استاد ابوالحسن نجفی هم مرجع آموزشی بسیار مفیدی است!

به‌نظرم اشکالات املایی و نگارشی، متأسفانه اغلب ریشه در جدی مطالعه نکردن ما دارند. خیلی از ما حتا حوصله‌ی خواندن رمان و داستان کوتاه را هم نداریم. عادت کردن به نوشته‌های دنیای مجازی (که بسیاری‌شان دقیقا همین اشکالات ادبیات فارسی را دارند) هم که دیگر اوضاع را بدتر می‌کند. بنابراین برای به‌تر شدن ادبیات فارسی‌تان، لطفا بیش‌تر کتاب بخوانید!

۲- معجون کپی به‌علاوه‌ی پیست!: منظورم وبلاگ‌هایی است که ذاتا برای کپی‌پیست ایجاد شده‌اند. هر مطلب خوبی که در وب تولید می‌شود در هزاران وبلاگ ـ و اغلب بدون ذکر منبع اصلی ـ بازنشر می‌شود. یک ژانر جدیدی هم در این زمینه پیدا شده که کارشان کپی پیست مقالات چند ده صفحه‌ای ارایه شده در کنفرانس‌ها و نشریات تخصصی است. من واقعا بارها و بارها به این فکر کرده‌ام که این حضرات، با این کارشان چه نیاز روحی و روانی را از خودشان ارضا می‌کنند؛ اما هنوز درک نکرده‌ام که دقیقا کدام یک از نیازهای هرم مازلوشان ارضا می‌شود! اگر کسی می‌داند، لطفا مرا هم روشن کند. بنابراین کپی پیست ممنوع!

۳- تکرار مکررات: این موضوع در وبلاگ‌های متمرکز روی فناوری بسیار دیده می‌شود که یک خبر و یک مطلب، بارها و بارها بدون هیچ نکته‌ی اضافی با ادبیات متفاوت نویسندگان منتشر می‌شود. بخشی از این مسئله به‌نظرم برمی‌گردد به کم‌بود ایده برای نوشتن (که پایین‌تر به آن خواهم پرداخت)؛ بخشی هم برمی‌گردد به جذابیت خبرها و شاید انتشار هم‌زمان آن‌ها توسط وبلاگ‌های مختلف. شخصا برای حل این‌ یکی ایده‌ی خاصی ندارم؛ جز این‌که لطفا ایده‌های خوب و تک داشته باشید.

۴- ضعف ایده‌‌ها: این هم از مشکلات بسیار جدی وبلاگ‌های این حوزه است. به‌نظرم قاعده‌ی درست وبلاگ‌نویسی این است که وبلاگ، یک ایده‌ی کلی داشته باشد (مثلا ایده‌ی کلی گزاره‌ها، نوشتن درباره‌ی روش‌های درست و حرفه‌ای کار کردن از یک سو و مشاوره‌ی مدیریت از سوی دیگر است) و همین‌طور هر پست هم ایده‌ی مشخصی داشته باشد. اما … در عمل چند اشکال زیر رخ می‌دهد:

ـ نداشتن ایده‌ی کلی: خیلی از وبلاگ‌های حوزه‌ی مدیریت و آی‌تی، از نداشتن ایده‌ی کلی رنج می‌برند. پراکنده‌نویسی و نداشتن هدف مشخص، هم خود نویسنده را گیج می‌کند و هم خواننده‌گان‌اش را. در این حالت یا باید سبک نگارشی‌تان خیلی جذاب باشد، یا جنجالی بنویسید و یا خوش‌شانس باشید که مشتری‌های‌تان را از دست ندهید!

ـ نوشتن، بدون ایده: بعضی پست‌ها را که می‌خوانم؛ آخرش از خودم می‌پرسم: خوب که چی!؟ نویسنده قرار بود به من چه چیزی را انتقال بدهد؟ این‌که خود را به نوشتن متعهد کنید خوب است؛ اما خواهش می‌کنم وقتی واقعا ایده‌ای ندارید (حالا این ایده می‌تواند حتا در حد ترجمه‌ی یک خبر باشد)، ننویسید!

ـ نوشتن با ایده‌های تکراری: نوشتن با ایده‌های تکراری و حتا ادبیات تکراری (!) جز خسته کردن مخاطب، نتیجه‌ای ندارد. البته نوشتن در مورد ایده‌های تکراری خوب است اگر از زاویه‌‌ی دید جدیدی می‌خواهید به ماجرا وارد شوید و واقعا نکته‌ی ناگفته‌ای دارید.

ـ نوشتن با ایده‌های ضعیف: وبلاگ‌نویسی هم بازاریابی دارد. یک وبلاگ‌نویس، هر چقدر هم انگیزه‌های قوی داشته باشد به بازخوردهای مخاطبان (مثل تعداد هم‌خوان شدن، تعداد لایک در گودر و فیس‌بوک و گوگل پلاس وان، کامنت‌ها و …) زنده است. شما باید بتوانید مشتریان‌تان را جذب کنید و سپس آن‌ها را نگه‌دارید. با ایده‌های ضعیف، هیچ وقت در این راه موفق نخواهید شد. وبلاگ‌های موفق دنیای وب، آن‌هایی هستند که نه همیشه ولی اغلب ایده‌های منحصر به‌فرد و یکتایی دارند که در هیچ جای دیگر دنیای وب فارسی پیدا نمی‌شوند. پرسنال برندینگ را در وبلاگ‌نویسی هم جدی بگیرید لطفا!

۵- تعهد نداشتن به نوشتن: بدون هیچ تعارفی گر می‌خواهید وبلاگی داشته باشید که سالی یک بار به‌روز شود، ننویسید به‌تر است. حالا مثل من هم شاید خوب نباشد زیادی متعهد باشید;)؛ اما ماهی حداقل سه چهار مطلب خوب داشته باشید تا هم فراموش نشوید و هم مخاطب جدید پیدا کنید.

مدعی هم نیستم که خودم اشتباهات بندهای یک و چهار را ندارم (در مورد سه بند دیگر مدعی‌ام که ندارم!)؛ ولی تا جایی که توانسته‌ام سعی کرده‌ام تا خودم مرتکب آن‌ها نشوم. شاید برخی از این نکات هم سلیقه‌ای باشند.

در هر حال لطفا وبلاگ‌ بنویسید؛ اما خوب!

پ.ن. نوشته‌ی امیر مهرانی و نوشته‌ی وبلاگ‌ دل‌زده را هم در این زمینه بخوانید.

دوست داشتم!
۱

عشق یعنی راهِ راهی، تا بهشت!

کمِ ما مگیر و عذر ما بپذیر
بیش از این برنیامد از دستم

 بیش از این خواستم ولی چه کنم؟
چه کنم؟ چون نمی‌توانستم …

قیصر امین‌پور

عید سعید فطر مبارک!

دوست داشتم!
۰

مشاهده‌گر (۱۵)

روایت‌تان را برای‌ام بنویسید.

دوست داشتم!
۰

۷۰ سالگی گل‌آقای ملت ایران

«… من از کیومرث صابری (گل‌آقا) سپاس‌گزارم که دو بار باعث شد جماعت مرا تشویق کنند. افسوس که دیگر نمی‌توانم به‌جای او تشویق بشوم. اما باید راه‌اش را پیدا کنم و ببینم او در طنز چه کار کرده که بین مخاطبان این همه هوادار داشت.» (عمران صلاحی)

«من در هر کاری، متوسط بودن را دوست ندارم. شاید ناشی از صفت خودخواهی باشد، ولی خیال می‌کنم یا نباید کاری کنم یا اگر کردم، آن کار باید در سطح خوب و حتی‌الامکان، منحصر به فرد باشد …» (احتمالا جواب گل‌آقا به سؤال عمران صلاحی!)

*****

۱- گل‌آقا از آن شخصیت‌هایی است که هر چند از دوران کودکی و نوجوانی همیشه جزو آدم‌های محبوب زندگی‌ام بودند؛ اما متأسفانه دیر کشف‌شان کردم. و در این یک سال اخیر که با مؤسسه‌ی گل‌آقا همکاری دارم و به‌ویژه همین چند وقت پیش که زندگی‌نامه‌ی این مرد بزرگ را خواندم، افسوس‌ام هر روز بیش‌تر و بیش‌تر شد.

۲- دو نقل قول بالا را از کتاب «گل‌آقا: کیومرث صابری فومنی» نوشته‌ی رؤیا صدر از انتشارات مؤسسه‌ی گل‌آقا برداشته‌ام. کتابی که خواندن‌اش با بغض شروع می‌شود، با لبخندهای شیرین ـ از نوع گل‌آقایی‌اش ـ ادامه می‌یابد و با اشک به‌پایان می‌رسد …

۳- زندگی آدم‌های بزرگ معمولا برای من نشان‌گر معمولی بودن و کوچک بودن دردها و غم‌های‌ بزرگ زندگی‌‌ام هستند. این‌که مسیر زندگی این آدم‌ها از کجا آغاز می‌شود و در کجا به‌پایان‌ می‌رسد و در این سفر زندگی‌شان چه روی می‌دهد و آن‌ها چه می‌کنند هم به جای خودش. خواندن زندگی این آدم‌ها تحمل “بار هستی” را برای من آسان‌تر می‌کند …

۴- وقتی به کودکی فکر می‌کنم که داشتن تنها یک کتاب بزرگ‌ترین آرزوی‌اش بود، وقتی به یاد جوانک معلمی می‌افتم که به‌قول خودش هم‌زمان «معلم، ناظم، مدیر و خدمت‌گزار» یک مدرسه‌ی دورافتاده‌ی روستایی بود و وقتی تصویر مردی در ذهن‌ام می‌آید که در تمام زندگی‌اش بار بزرگ رنج‌های مردم‌اش را به دوش کشید و تلاش کرد تا این بار را با نشاندن لبخند بر لبان همان مردم سبک‌تر کند، “احترام گذاشتن به روح بلندش” برای‌ام عبارتی پیش پا افتاده و تهی از معنا به‌نظر می‌رسد …

۵- کتاب زندگی‌ گل‌آقا از آن کتاب‌هایی است که باید بارها و بارها خواند‌شان. پس لطفا یادتان نرود از این‌جا تهیه‌اش بکنید و البته بخوانیدش!

*****

هفتم شهریور ماه، هفتادمین سال تولد بزرگ‌مردی که نمی‌توان نام‌ او را جدا از پسوند “ملت ایران”‌اش به خاطر آورد، بر دوست‌داران‌اش ـ و به‌ویژه گل‌نسای عزیزم ـ مبارک!

دوست داشتم!
۳

گزاره‌ها (۹۹)

تعریف من از متخصص در هر حوزه‌ای این است: کسی که این‌قدر می‌داند که از آن‌چه در حال رخ دادن است، بترسد!

پی. جی. پلاگر

دوست داشتم!
۰

۱۰ راه برای تقویت خوش‌بینی

خوش‌بینی از آن ویژگی‌های مثبتی است که معمولا اغلب ما فکر می‌کنیم جزو ویژگی‌های درونی آدم‌هاست: بعضی‌ها خوش‌بین به‌دنیا آمده‌اند و دیگران نه. در مقابل بعضی‌ها هم احتمالا مثل گولوم کارتون گالیور به‌دنیا آمده‌اند: “ما موفق نمی‌شیم!” و بعدش “من می‌دونستم موفق نمی‌شیم!” همین است که بسیاری از ما “آدمِ نتوانستن” هستیم نه “آدمِ توانستن.” اما خوش‌بینی و بدبینی جزوی از نگرش ما آدم‌ها هستند؛ نه یک ویژگی ذاتی. خوش‌بینی / بدبینی نوع نگاه ما به زندگی و دنیای اطراف را بازتاب می‌دهد: می‌توانیم فیلتری روی چشم‌مان بگذاریم که فقط نقاط مثبت‌ را ببینیم و می‌توانیم هم فقط نقاط منفی را. همه چیز دست خودمان است. ما می‌توانیم خوش‌بین باشیم و البته می‌توانیم این‌طور نگاه کردن را یاد بگیریم.

اگر پذیرفتیم که خوش‌بینی یاد گرفتنی است، می‌توانیم از راه‌هایی که به ما کمک می‌دهند تا خوش‌بین شویم (یا خوش‌بین‌تر حتا!)، کمک بگیریم. در این پست به‌‌نقل از این‌جا ۱۰ تا از این راه‌ها را مرور می‌کنیم:

  1. برای ایجاد تعادل میان زندگی و کار تلاش کنید.
  2. کار داوطلبانه انجام بدهید و بخشنده باشید.
  3. پذیرفتن افراطی همه چیز (حتا بدترین شرایط زندگی) را تمرین کنید.
  4. ارزش خانواده و دوستی را دریابید.
  5. عادت‌های بد را تغییر دهید.
  6. به انجام کارهای جدید علاقه داشته باشید.
  7. یک سیستم پشتیبان متنوع (از خانواده و دوستان و دیگران) ایجاد کنید.
  8. همیشه به “اگه بشه چی می‌شه!” فکر کنید نه “وای اگه نشه …”
  9. از آدم‌های ناامید دوری کنید.
  10. به‌صورت ناگهانی و غیرمنتظره به دیگران مهربانی و لطف کنید.
دوست داشتم!
۱

لینک‌های هفته (۵۲)

باز هم تأخیر! 🙂 خوب عوض‌اش این هفته کیفیت لینک‌ها بالاست و این را تعداد لینک‌های قرمز شده نشان می‌دهد.

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم. اگر فکر می‌کنید تعداد لینک‌ها زیاد است، با مطالعه‌ی لینک‌های قرمز شده هر آن‌چه را حتما باید بخوانید، خوانده‌اید!
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. لینک اخبار را برای این می‌گذارم که به نظرم برخی اخبار حداقل عنوان‌شان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر از نظر شما تعداد لینک‌ها بسیار زیاد است، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ وقت زیادی نمی‌گیرد و ضرر هم نمی‌کنید!

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

مذاکره‌ی حقوق در مصاحبه استخدام (یکی از به‌ترین مطالب این هفته) (شهرام کریمی؛ یادداشت‌های صنایعی)

گفتگو با غریبه‌ها ـ نوشته‌ی پل آستر (“هنر بیهوده است، حداقل وقتی در مقایسه با مثلا کار پمپ‌سازها، یا دکترها یا مهندس‌های راه‌آهن قرار می‌گیرد. اما مگر بیهودگی چیز بدی است؟ نداشتن هدفی عملی، معنایش این است که کتاب‌ها و نقاشی‌ها و نُت‌های موسیقی، به سادگی وقت ما را تلف می‌کنند؟ بسیاری به همین شکل فکر می‌کنند. اما می‌خواهم بحث کنم، همین بیهودگی هنر است که به ما ارزش می‌بخشد و ساختن هنر چیزی است که ما را از دیگر موجودات ساکن بر زمین جدا می‌کند، یعنی اساسا همان چیزی است که به ما در عنوان یک انسان معنا می‌بخشد. انجام کاری، صرفا لذت و زیبایی موجود در آن.”)

چرا بعضی وقت‌ها گذر زمان این‌قدر زجرآور می‌شود؟ (نارنجی)

نه ثروت بلکه آزادی فردی راز خوشبختی است

انسان‌ها پول را به شادی ترجیح می‌دهند

مدیریت:

درس‌هایی از یک کارآفرین: ثریا دارابی (بلاتردید به‌ترین مطلب این هفته) (مصطفی پورمهدی؛ نویسنده‌ی مهمان یک پزشک)

رزومه‌ی خود را بپوشید (معرفی راهی جالب برای پرسونال برندینگ!) (امیر مهرانی عزیز که خوش‌حال‌ام دوباره شروع کرده!؛ The Coach)

اثر لوییسسسس پاستور (کشف جالب نوید غفارزادگان که طبعا باید بخوانیدش!)

می‌خندم اما تو باور نکن (زینب جم؛ همینا)

دو سبک در برنامه‌ریزی زمانی (نادر خرمی‌راد)

اعتماد مردم را لگدمال نکنیم (نقدی بر دوره‌های آموزشی حرفه‌ای برگزار شده در ایران که کاملا با محتوای‌اش موافقم!) (رضا قربانی؛ مدیر رسانه)

استخدام داستان‌نویسان علمی تخیلی توط اینتل برای تصور آینده (به‌ترین و جذاب‌ترین نمونه‌ی کاربردهای برنامه‌ریزی سناریو)

معرفی شبکه محققان حوزه‌ی strategy as practice

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

خداحافظ آقای جابز!

این هفته مهم‌ترین خبر دنیای فناوری استعفای استیو جابز از مدیرعاملی اپل بود. به دلیل اهمیت این خبر و مطالب جالبی که در این زمینه نوشته شد، استثنائا یک بخش جدا را به این مطالب اختصاص می‌دهم:

خبر فوری: استعفای استیو جابز (نوشته‌ی دل‌انگیز دکتر علی رضا مجیدی در یک پزشک در مورد خبر استعفای جابز و البته کارهای او برای دنیای فناوری.)

۱۰ نکته‌ی عجیب در مورد استیو جابز (بعضیاش واقعا عجیب‌اند!!!) (مصطفی لامعی؛ iCulb)

رفتن استیو جابز و واکنش مدیران فناوری (نارنجی)

تیم کوک، مدیرعامل بعدی اپل چه کسی است؟ (وبلاگینا)

نامه‌ی مدیرعامل جدید اپل به کارکنان این شرکت

مرور وبلاگ‌ها:

با کامپیوترهای دست دوم خود چه می‌کنید؟ (امیر مهرانی؛ The Coach)

۱۵ حقیقتی که شاید درباره‌ی موتورولا ندانید! (دکتر علی رضا مجیدی و نویسنده‌های مهمان؛ یک پزشک)

شبکه‌ی اجتماعی برای عاشقان سفر (مهرداد نایب؛ ویزویز)

ایمیل مخفی و نوشیدنی متن‌‌باز (مامبو جامبو)

گالری تصاویر کاربران در توییتر (وبلاگینا)

اخبار دنیای فناوری و رسانه‌های اجتماعی:

تولدت مبارک: لینوکس ۲۰ ساله شد (به‌سلامتی …) (نارنجی)

بیست درصد ترافیک اینترنت در اختیار آمازون (جالب)

کره جنوبی در حال طراحی سیستم عامل موبایل

یاهو گوشی هوشمند وارد بازار کرد (تازه اونم اندرویدی!)

شرکت “اچ. پی” از بازار رایانه های شخصی خارج می‌شود (خبر عجیب اما واقعی!)

دورخیز گوگل جهت ایجاد پرتال (بسیار تحلیل جالبی است. بخوانیدش حتما.) و آسودگی خیال با ترکیب Office و Google Docs (ابزار جدید گوگل روی آفیس مایکروسافت!) (مجله‌ی اینترنتی گویا آی‌تی)

تغییر الگوریتم گوگل در راستای مرتب کردن بهتر نتایج جستجو (وبنا)

مشاهده‌ی پست‌های گوگل پلاس در جی‌میل

گوگل آماده‌ی مقابله با آیفون ۵ می‌شود! (فارنت)

مهر تائید گوگل پلاس بر کاربران مشهور (یعنی مثلا تأیید این‌که پروفایل زوکربرگ مال خودشه!)

اخبار اپل:

لقب بزرگ‌ترین سازنده‌‌ی کامپیوترهای شخصی به اپل رسید

خبرهای عجیب از اپل و آیفون‌های جدید!

اپل برای تولید آی‌پد با شرکت‌‌های آسیایی همکاری می‌کند

آیا آیفون ۴ ارزان قیمت وارد بازار می‌شود؟ (نارنجی)

اخبار مایکروسافت:

محصولات مایکروسافت بالاخره از لیست سیاه کاسپرسکی خارج شدند (فارنت)

مایکروسافت: ویندوزفون مانگو آماده عرضه است!

اخبار گجت‌ها و ابزارهای فناوری:

عکس/ تبلت‌ها قبل و بعد از ظهور آی‌پد! (چه زشت بودند!) (فارنت)

آی‌تی ایرانی:

متما: ضریب نفوذ اینترنت کشور ۱۱.۴ درصد است (۳۲ درصد بود که آقای وزیر!؟)

آقای مسئول اینترنت! دم خروس یا قسم دروغ؟ (مکمل خبر بالایی، این را هم بخوانید تا عمق فاجعه دست‌تان بیاید!) (وب‌شهر)

آمار فروشگاه‌های اینترنتی کشور/ عرضه‌ی محصولات روستایی در بازار الکترونیک

افزایش ظرفیت اینترنت کشور/ ظرفیت به ۲۲۱ لینک STM1 رسید

سرمایه‌گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری برای راه‌ارتباطی ایران و اروپا

اجرای پروژه‌‌ی فیبر نوری به اپراتور چهارم رسید (مگه قرار بود اپراتور چهارم کار دیگه‌ای بکنه!؟)

سازمان حمایت از مصرف کنندگان قیمت اینترنت را بررسی می‌کند (ما نفهمیدیم قیمت اینترنت را بالاخره رگولاتوری تعیین می‌کنه، شورای رقابت یا سازمان حمایت!؟)

۲۷ درصد بازار اینترنت پرسرعت ADSL را در اختیار دارد (مثلا قرار بود مخابرات خصوصی بشه انحصارها از بین بره‌ها!)

اقتصاد:

تراژدی یونانی یا بن‌بست جهانی کردن (تحلیل بسیار جالب و خواندنی دکتر احمد سیف در مورد بحران اقتصادی منطقه‌ی یورو در اروپا)

کودکان کار (تحلیلی بر سیاست‌های حمایت از کودکان کار) (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

معرفی جایگزینی برای دلار (جالب!)

قدرت‌مندترین زنان جهان معرفی شدند

چرا جنگ جهانی دیگری راه نیندازیم؟ (باز هم جالب)

«آرین»، اولین بانک مجازی ایران، کاستی‌ها و ابهام‌ها

کاهش ۳۳۰ هزار بشکه‌ای تولید نفت ایران

به علت برخی مشکلات، ایران دوباره بنزین وارد می‌کند

وزیرنیرو: هشت میلیارد دلار بدهکاریم، این نشانه‌ی اعتماد شرکت‌ها به ماست!

رکورد تازه اختلاس در ایران: ۳ هزار میلیارد تومان

دوست داشتم!
۰

گزاره‌ها (۹۸)

مطمئنا هیچ چیزی به‌اندازه‌ی موفق شدن، عقیده‌ی یک دوست را در مورد شما تغییر نمی‌دهد: موفقیت شما یا موفقیت خودِ او.

فرانکلین پی. جونز

پ.ن. لینک‌های هفته، شنبه صبح.

دوست داشتم!
۰

افسانه‌ی دیدار من و خورشید …

ـ نظر در تو می‌کنم ای بامداد، که اندُه‌گنانه نشسته‌ای
کنارِ دریچه‌ی خُردی که بر آفاقِ مغربی می‌گشاید.

ــ من و خورشید را هنوز
امیدِ دیداری هست،
هر چند روزِ من
آری
به پایانِ خویش نزدیک می‌شود

ــ نظر در تو می‌کنم ای بامداد …

احمد شاملو

دوست داشتم!
۰

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۳۳)

“به نظرم فشار چیزی است که مردم را به پیش می‌برد. این باعث می‌شود شما بخواهید چیزی را ثابت کنید، به پیش بروید و تلاش کنید پیروز شوید. من می‌خواهم فاتح تمامی رقابت‌ها شوم؛ چون عاشق این احساس هستم. من هنوز سال‌های بسیاری پیش روی خود و دیگر بازیکنان می‌بینم. هنگامی که پیروز می‌شوید، همین باعث می‌شود درک کنید که چقدر پیروزی لذت‌بخش است.” (اشلی کول؛ این‌حا)

بدون شرح!

دوست داشتم!
۰