دیروز من مقالهای را از اندرو مکآفی استاد دانشگاه MIT ترجمه کرده بودم با عنوان ۳ تغییر کلیدی IT در سازمان. امشب دیدم آقای قربانی در اینجا کتابی که مکآفی در مورد سازمان (۲) نوشته است را معرفی کردهاند. یادم افتاد که چند وقت پیش نشریهی معروف مککنزی کوارترلی مصاحبهای با آقای مکآفی انجام داده بود…
ماه: مرداد ۱۳۸۹
گزارهها (۱۳)
این برعهدهی ما است که مبارزه کنیم، پایداری کنیم، تاب بیاوریم و ـ اگر بتوانیم ـ باقی بمانیم. ویلیام فاکنر
چگونه افکار گمراه کننده را تغییر دهیم
نوشته: پیتر برگمان در همین لحظه، شما هر فکری میکنید شایستگی آن را را دارید. آن زندگی را سپری میکنید که باور دارید لیاقتاش را داشتهاید. تجربیات شما در زندگی نشانگر اعتماد به نفس درونی شماست. اگر اعتماد به نفستان پایین باشد، هیچوقت از زندگی که آرزویاش را داشتید لذت نخواهید برد. حتی اگر در…
نویسندگانی که انگیزهی کتاب خواندن را بیدار میکنند
بعضی از نویسندگان هستند که آدم را به کتاب خواندن ترغیب میکنند. نویسندگانی که نوع نگاهشان به هستی و تفسیرهایشان از زندگی، قصههایشان، رنجها و دردهایشان، شادیها و لذتهایشان و خلاصه جهانی که درون داستانهایشان میآفرینند، باعث میشود که ما خوانندگان کتابهای آنها با هر بار خواندن کتابی از آنها، نگاهمان به هستی و چیستی…
نیایش (۴)
خدایا یا راه را به ما بنما یا مقصد را!
۳ تغییر کلیدی IT در سازمان
نوشتهی: اندرو مکآفی در این مقاله قصد دارم به این پرسش پاسخ بدهم که چرا هر ساله حدود یک سوم از هزینههای داراییهای ثابت به IT تخصیص مییابد؟ کسب و کارها با آن نرمافزارها و سختافزارها چه میکنند؟ من شرکتهایی را در همهی صنایع میبینم که از رایانه برای ایجاد سه تغییر گسترده و عمیق…
نداشتن!
کسی به آلاچیقم آمد گفت چه داری که چنین آرامی و آسوده؟ گفتم: نداشتن! هیوا مسیح
گردگیری خاطرات
“هر یک از ما چیزی را از دست میدهیم که برایمان عزیز است. فرصتهای از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمیتوانیم برشان گردانیم. این قسمتی از آن چیزی است که به آن میگویند زنده بودن. اما درون کلهی ما ـ دست کم این جایی است که من تصور میکنم ـ جای…
مفاهیم مدیریتی به زبانی تازه!
این سازمانی که ما الان داریم در آنجا پروژه اجرا میکنیم پر است از آدمهای بانمک. حرفها و دیدگاههای مدیران و کارشناساناش جالب است. قبلا اینجا و اینجا به دو موردش اشاره کردم. هفتهی پیش با یکی از مدیرانشان صحبت میکردیم که مفاهیم و اصطلاحات مدیریتی را به زبان تازهای بیان میکرد و برایشان معادلهای…
میرن آدمها ۸۲۳۰;
چه زود خاطره میشویم و چه زودتر، فراموش …
