کسب‌وکار، مدیریت و كار حرفه‌ای به‌روایت زندگی

وقتی تو نیستی …

وقتی تو نیستی

من فکر می‌کنم تو

آن قدر مهربانی

که توپ‌های کوچک بازی

گل‌های کاغذین گل‌دان‌ها

تصویرهای صامت دیوار

و اجتماع شیشه‌ای فنجان‌ها،

ازدوری تو رنج می‌برند

و من چگونه بی‌تو نگیرد دلم؟

این‌جا که ساعت و

آیینه و

هوا به تو معتادند …

حسین منزوی

دوست داشتم!
۴

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۶ دیدگاه‌ برای “وقتی تو نیستی …”