حرفه‌ای‌ها (۲۶): ژوئل دیکر

شما درجایى نوشتید که مردم اغلب فکر مى‌کنند نوشتن یک رمان با یک ایده شروع مى‌شود. درحالى‌که نگارش یک رمان بیش از هرچیز با تمایل آغاز مى‌شود. آیا این روش شخصى شما براى دیدن چیزهاست؟

بله، دقیقا همینطور است. من خوانندگانى را ملاقات کرده‌ام که به من مى‌گویند: من یک ایده دارم، ده صفحه نوشتم، اما دیگر نمى‌توانم به نوشتن ادامه بدهم، پس آن‌ها فاقد این اصل اساسى یعنى میل به نوشتن هستند. اگر این میل وجود داشته باشد، مى‌توانیم در حرفه نویسندگى به همه‌چیز برسیم.

شما با رمز و راز به نوشتن یک رمان ادامه مى‌دهید و این بسیار جالب است؛ اشتیاق یا میل به نوشتن و سپس یک داستان شکل مى‌گیرد. آیا این روش شما براى نوشتن رمان است؟

اگر تمایل به نوشتن دارید، کافی است چون بقیه‌اش به‌راحتى مى‌آید. وقتى شروع به نوشتن کتاب مى‌کنم، نیازى به دانستن داستان ندارم. درواقع، این عامل باعث پیشرفت زیادى مى‌شود و حتى بعضى اوقات مجبورم که از کل معابر عبور کنم تا بتوانم در زمانى که مناسب من نیست، بنویسم.

به‌طورکلى، ایده‌اى که فکر مى‌کنید براى تبدیل آن به یک رمان مناسب است، چه زمانی است؟

وقتى به آخر کتاب مى‌رسم! این جادوى نوشتن است، تا زمانى که راضى نباشید مى‌توانید به عقب برگردید و دوباره بنویسید. این مانند یک خانه با فوندانسیون یک طبقه و غیره نیست، که باید براى ساختن از ابتدا شروع کرد، ادبیات دقیقا برعکس است و این همان چیزى است که من دوست دارم.

شرایط لازم براى اینکه شما شروع به نوشتن کنید چیست؟

بیش از همه به آرامش و تمرکز احتیاج دارم. مثلا هرگز در یک کافه نخواهم نوشت. ممکن است اتفاقى رخ دهد که وقتى در بعضى از تحولات گیر مى‌افتم براى الهام‌گرفتن به آن نگاه مى‌کنم، اما هرگز براى نوشتن آن اقدام نمى‌کنم. باید در جا و مکان خودم باشم. نمى‌دانم چرا ولى این‌طورى است. فقط پشت میزم کار مى‌کنم.

(از گفت‌وگوی منتشر شده در روزنامه‌ی آرمان ملی با ژوئل دیکر، نویسنده‌ی سوئیسی؛ این‌جا)

دوست داشتم!
۱

دیدگاهتان را بنویسید