کسب‌وکار، مدیریت و كار حرفه‌ای به‌روایت زندگی

سرگذشتِ سرنوشت …

ای سرنوشت از تو کجا می‌توان گریخت
من راه آشیان خود از یاد برده‌ام

یک دم مرا به گوشه راحت رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده‌ام

ای سرنوشت، مرد نبردت منم بیا
زخمی دگر بزن که نیفتاده‌ام هنوز …

فریدون مشیری

دوست داشتم!
۵

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.