برچسب: شعر،غزل

ره‌گذارِ شبِ انتظار &#۸۲۳۰;ره‌گذارِ شبِ انتظار &#۸۲۳۰;

زین راه اگر شب، گذری داشته باشد امید ندارم سحری داشته باشد بازی‌چه‌ی تقدیر نخواهم شد از این پس شاید که به دست‌ش تبری داشته باشد خوش می‌گذرد باد از[...]

معامله‌ی دریغ &#۸۲۳۰;معامله‌ی دریغ &#۸۲۳۰;

رسیده‌ام به زمانی که فرصت گله نیست نه فرصت گله، حتی مجال حوصله نیست اگرچه این دو، گذرگاه درد و درمان‌اند مرا نیازِ گذشتن، ز هر دو مرحله نیست بهارها[...]

جنون امید &#۸۲۳۰;جنون امید &#۸۲۳۰;

به‌جای این‌که در شب‌های من خورشید بگذارید فقط مرزی میانِ باور و تردید بگذارید اگرچه چشم‌های‌م کور شد مثل صدف، اما به‌جای قطره‌های اشک، مروارید بگذارید همیشه باد در سر[...]