نامه‌های آسیمه‌سر …

من پیر شدم ،دیر رسیدى، خبرى نیست
مانند من، آسیمه‌سر و دربه‌درى نیست

بسیار براى تو نوشتم غم خود را
بسیار مرا نامه، ولى نامه‌برى نیست

یک عمر قفس بست مسیر نفس‌م را
حالا که درى هست مرا بال و پرى نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم
سیلاب مرا برده و از من اثرى نیست

بگذار که درها همگى بسته بمانند
وقتى که نگاهى نگران پشت درى نیست

بگذار تبر بر کمرِ شاخه بکوبد
وقتى که بهار آمد و او را ثمرى نیست

تلخ است مرا بودن و تلخ است مرا عمر
در شهر به جز مرگ متاع دگرى نیست …

ناصر حامدی

دوست داشتم!
۲

چرا نوشتن اهداف به‌صورت مکتوب مهم است

هدف‌گذاری یکی از اولین گام‌ها برای آغاز هر کاری است. در هدف‌گذاری، جهت‌گیری حرکت ما و نقطه‌ای که آن را “رسیدن” می‌دانیم، مشخص می‌کنیم. در هدف‌گذاری برای خودمان شفاف می‌کنیم قرار است به کجا برسیم و چرا. اما نکته‌ی مهم ماجرا این است که معمولا هدف‌ها را صرفا در ذهن‌مان نگه می‌داریم و نمی‌نویسیم. اما نوشتن هدف‌ها می‌تواند به دلایل زیر مهم باشد:

۱- معمولا تصویری که از یک هدف در ذهن ما وجود دارد، تصویری دقیق نیست. اما آوردن هدف در قالب کلمات روی کاغذ باعث می‌شوند تا مجبور شویم برای هر هدف تعریفی مشخص از آن‌چه قرار است به آن دست پیدا کنیم، خلق کنیم. کار کردن روی یک ایده‌ی مشخص احتمالا ساده‌تر خواهد بود.

۲- در طول دوره‌ی تلاش برای دست‌یابی به اهداف، خیلی وقت‌ها ممکن است سرابی از هدف مورد نظر را بر سر راه‌مان ببینیم. شاید هم به حداقل‌ها راضی شویم و از آن هدف بزرگ‌تری که از ابتدا در ذهن‌مان بوده صرف‌نظر کنیم. نوشتن هدف‌ها به ما کمک می‌کند تا در طول مسیر تلاش برای دست‌یابی به هدف، این سراب‌ها و اهداف جزئی‌نگر را تشخیص دهیم و آن‌ها را به‌نفع هدف بزرگ و نهایی‌مان کنار بگذاریم.

۴- رسیدن به هدف‌های بزرگ سخت است و دیریاب و در طول این دوران تلاش، دل‌سردی و خسته‌دلی طبیعی و بدیهی است. واقعیت این است که خیلی از ما به‌ این دلیل که صبر و شور درونی لازم را نداریم، از رسیدن به هدف‌های بزرگ‌مان در میانه‌ی راه زندگی باز می‌مانیم. نوشتن هدف‌ها به‌صورت مکتوب و مرور آن‌ها باعث می‌شود تا در نقاط حساسی که ممکن است به انصراف از تلاش برای رسیدن به هدف بیانجامند، شور درونی و انرژی‌مان را دوباره بازگردانیم و از این گردنه‌ها به‌ سلامت عبور کنیم.

بنابراین شاید خوب باشد همین حالا کاغذی به‌دست بگیریم و هدف‌های بزرگ زندگی‌مان را روی کاغذ دربیاوریم.

دوست داشتم!
۸

گزاره‌ها (۲۴۵)

تنها حسرت من در زندگی این است که چرا فرد دیگری نیستم!

وودی آلن

دوست داشتم!
۴

حکمت‌ها (۲۸)

امام حسن عسکری (ع): تواضع، نعمتی است که کسی بر آن رشک نمی ورزد. (تحف العقول، ص ۳۶۳)

***

شهادت یازدهمین ستاره‌ی درخشان خاندان اهل بیت (ع) تسلیت عرض می‌کنم. التماس دعا.

دوست داشتم!
۲

درس‌هایی از فوتبال برای کسب‌و‌کار (۲۶۷): سرعت تغییر به‌مثابه استراتژی رقابتی

“فصل گذشته تیم‌های زیادی را غافل‌گیر کردیم؛ اما امسال حریفان ما نحوه بازی‌مان را می‌دانند. گاهی باید سیستم خود را تغییر دهیم تا حریفان را مغلوب کنیم. سایر تیم‌ها و بازیکنان می‌توانند بازی ما را تحلیل کنند، سیستم و سبک ما را مورد مطالعه قرار دهند و راهی برای متوقف کردن ما بیابند. حتی تیم‌هایی که در نزدیکی انتهای جدول لیگ قرار دارند بیشتر می‌توانند دردسرساز شوند. تیمی که فصل گذشته با نتیجه ۴ برصفر مغلوب ما شد، درس گرفته و تاکتیک‌های‌ش را تغییر خواهد داد. آن‌ها نمی‌خواهند بار دیگر متحمل یک شکست سنگین شوند؛ به‌همین خاطرکار را برای ما دشوار می‌کنند.

 علت این‌که عاشق فوتبالم همین است. همیشه یک چالش و معمایی برای حل کردن وجود دارد و وقتی از عهده‌ی آن برمی‌آیید بسیار رضایت‌بخش است. باید از مهارت، هوش و قدرت خود استفاده کنید تا بهتر شوید و تلاش کنید بر هر کدام از موانع غلبه کنید. برعکس وقتی یک بازی خیلی آسان است برای من خیلی کسل‌کننده است.” (یحیی توره؛ این‌جا)

با گذر از سال‌های اولیه‌ی پس از جنگ جهانی دوم که به‌دلیل خرابی‌های ناشی از جنگ، اغلب کسب‌وکارها در تأمین نیازهای بازار با مشکل مواجه بودند و در نتیجه هر محصولی را با هر کیفیتی و به هر قیمتی می‌فروختند، سرانجام زمانی فرا رسید که کسب‌وکارها متوجه شدند در هر بازاری با بیش از یک رقیب سر و کار دارند و مردم نیز به‌دنبال به‌ترین گزینه برای خرید هستند. این زمان یعنی اواخر دهه‌ی پنجاه میلادی زمان ظهور جنبش مدیریت کیفیت بود که با معجزه‌ی دکتر دمینگ در ژاپن آغاز شد. در دهه‌ی هفتاد میلادی نیز کم‌کم رقابت به‌سطح بین‌المللی کشیده شد و حالا دیگر کسب‌وکارها چاره‌ای جز پذیرش لزوم هم‌خوانی با بازار و مشتریان و حتی رقبا را نداشتند.

حالا ۵۰ سال از آن روزها نیز گذشته و در دهه‌ای زندگی می‌کنیم که سرعت پیش‌رفت فناوری و نوآوری‌های کسب‌وکاری از توان درک اغلب کسب‌وکارها بالاتر رفته است. در دنیای فرارقابتی امروز، واقعیتی به‌نام “تغییر” تنها ثابت محیط پیرامونی کسب‌وکار است! دیگر پذیرش و همراه شدن با تغییر نه یک انتخاب که یک عامل جبری است: یا تغییر را پذیرا می‌شوید یا تقدیر را. 🙂

اما پذیرش لزوم تغییر یک چیز است و تغییر به‌موقع چیز دیگر! پذیرش لزوم ایجاد تغییر در کسب‌وکار و محصولات و خدمات آن، بازطراحی استراتژی‌ها و رویکردهای کلان شرکت، تحول سازمانی و حرکت به‌سوی تعالی و … در زمانی که دیگر چاره‌ای نیست، هنری نیست و متأسفانه معمولا در چنین زمانی، دیگر برای تغییر بسیار دیر شده است. به‌ کسب‌وکارهای موفق سال‌های اخیر بنگرید. اغلب آن‌ها خود منشأ تغییر در صنعت حوزه‌ی فعالیت خود بوده‌اند و حتی از تغییر رویکردها و فرایندها در قالب به‌بود و به‌روزرسانی هم پا را فراتر گذاشته‌اند و آن صنعت را از بنیان و اساس متحول کرده‌اند؛ همان چیزی که از آن تحت عنوان «نوآوری تخریب‌گر» (Disruption) یاد می‌شود.

یحیی توره هم در همین باب سخن گفته است. او از این می‌گوید که در رقابت، رقبا ممکن است از شما عقب بیفتند، ممکن است با تأخیر به راه‌کارهای شما برای حل مشکلات و مسائل صنعت محل فعالیت‌تان دست یابند و ممکن است نتوانند با استراتژی‌های شما مقابله کنند؛ اما همه‌ی این‌ها مربوط به دوره‌ی زمانی مشخصی است و اگر شما هم دل به آن‌ها خوش کنید، آن‌وقت نوبت به باختن شما از رقبا هم خواهد رسید. این، موضوعی عجیب و غریبی نیست و بدیهی به‌نظر می‌رسد؛ اما احتمالا یکی از مهم‌ترین دلایل شکست موفق‌ترین کسب‌وکارهای دنیا همین است!

اما بخش دوم حرف‌های توره هم جالب است: این‌که چطور می‌توان برای همراه شدن با تغییر، رقابت‌پذیری را حفظ کرد. او به سه کلیدواژه اشاره می‌کند که می‌توان به معادل آن در دنیای کسب‌وکار هم فکر کرد: مهارت، هوش و قدرت (البته در این‌جا قصد ندارم در مورد این معادل‌ها بنویسم. شاید وقتی دیگر.)

بنابراین برای باقی ماندن در دنیای رقابت، باید تغییر را به‌موقع پذیرفت و به آن تن داد و چه به‌تر که بتوان خود، منشأ ایجاد تغییر و تحول شد. شاید این‌جا بشود آن ضرب‌المثل معروف را این‌گونه تغییر داد که: “ره‌رو آن است که پیش‌رو و پیوسته رود …” و البته نباید فراموش کرد که این پیش‌رو بودن لزوما در عامل تغییر بودن نیست؛ چرا که بسیاری از کسب‌وکارهای پیش‌رو این را آموخته‌اند که “تغییرات دنیای آینده” را به‌موقع از دیگران بقاپند (استیو جابز هم زمانی در این زمینه پندی به مدیران گوش‌زد کرده بود!)

دوست داشتم!
۰

لینک‌های هفته (۳۶۵)

مقاله‌ی انگلیسی منتخب هفته این مقاله‌ی منتشر شده روی سایت اینک است با این عنوان: دوست دارید کارهای بیش‌تری را به‌انجام برسانید؟ هر شب این ۵ سؤال را از خودتان بپرسید!

پیش از شروع:

  1. می‌توانید فید وب‌سایت گزاره‌ها و هم‌چنین فید لینک‌دونی گزاره‌ها (که مطالب این پست از میان آن‌ها انتخاب می‌شوند) را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب فارسی و انگلیسی مطالعه‌ شده‌ی من را در تمام روزهای هفته در صفحه‌ی پاکت من دنبال کنید!

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

آیا شما هم یک موفق ناراحت هستید؟

چرا نمی توانیم خارج از چارچوب تفکر کنیم؟ (آکادمی تفکر)

۱۰ چیزی که باید درباره رئیس‌تان بدانید

وقتی قلب‌تان دیگر برای کارتان نمی‌تپد!

نوستالژی و هویت بر باد رفته (فلسفیدن)

مدیریت کسب‌وکار: 

مهم‌ترین تصمیماتی که یک مدیر عامل با آن مواجه می‌شود (زومیت)

مزایای شغلی؛ اهرمی برای جذب و حفظ استعدادها

۷ راهکار برای مقابله با مشتریانی که از پرداخت به موقع صورت‌حساب خود سرباز می‌زنند (شبکه)

آیا سازمان شما به «مدیر شادمانی» نیاز دارد؟

چگونه به عنوان یک مدیر، کارمندان باهوش را مدیریت کنیم؟ (دیجیاتو)

نوآوری، تجاری‌سازی و تحلیل و توسعه‌ی کسب‌وکار:

تبلیغات یا اسپانسرشیپ (امیر علیزاده؛ بازار ورزش)

داستان برند: نوتلا؛ ترکیب کاکائو و فندق به سبک ایتالیایی (زومیت)

به مشتری پیشنهادی بدهید که نتواند آن را رد کند! (زومیت)

چگونه کوکاکولا، نتفلیکس و آمازون از شکست‌ها درس می‌گیرند؟

رتبه جهانی «ساخت ایران»

اقتصاد، تأمین مالی و سرمایه‌گذاری:

پیش‌بینی فروپاشی اقتصاد جهانی طی ۱۸ ماه آینده (دکتر محمدحسین ادیب)

سرمایه‌گذاران از شما انتظار شنیدن استراتژی دارند 

۶ پله‌ نردبان صنعتی شدن

چالش پیش روی اقتصاد ایران؛ نظام بانکداری

خروج امپراتور از بازار نفت

فن‌آوری، رسانه‌های اجتماعی و بازاریابی دیجیتال:

آماده‌باش به بانک‌های مرکزی (بیت‌کوین و تبعات‌اش برای اقتصاد رسمی دنیا)

شبکه ‌های اجتماعی چگونه دانش بشری را به خطر انداخته‌اند (زومیت)

۱۲ پیش‌بینی از ۲۰۱۸

بررسی ۲۱ شغل عجیب احتمالی در دنیای آینده (زومیت)

سهم ۵/ ۶درصدی ICT از GDP جهان

دوست داشتم!
۱

من: همان رودی که به دریا نرسد …

مثل عشقی که به داد دل تنها نرسد
ترسم این است که این رود به دریا نرسد

این‌که آویخته از دامنه‌ی کوه به دشت
می‌خرامد همه‌جا غلت‌زنان تا …، نرسد

ترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگ
از زمین کام بگیرد … به من اما، نرسد

پشت هر سنگ، درنگی، پس هر خار، خسی
حتم دارم که به هم‌صحبتی ما نرسد

ماه مأیوس شد و موج به دریا برگشت
بی‌سبب نیست که حتی به تماشا نرسد

من به هرصخره ازین فاصله می‌کوبم، سر
ترسم این است که این رود به دریا نرسد

عبدالجبار کاکایی

دوست داشتم!
۰

حکمت‌ها (۲۷)

پیام اکرم (ص): نزدیک‌ترین شما به من در قیامت، راست‌گوترین، امانت‌دارترین، وفادارترین به‌عهد، خوش‌اخلاق‌ترین و نزدیک‌ترین شما به مردم است. (بحارالأنوار، ج۷۵، ص ۹۴، ح ۱۲)

***

 امام حسن مجتبی (ع): نابودی مردم در سه چیز است: ۱- بزرگ‌نمائی؛ ۲- افزون‌خواهی بسیار؛ ۳- حسد و رشک بردن. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۳)

***

امام رضا (ع): چه نیکو است آن سکوتی که از روی درماندگی (در سخن گفتن) نباشد، و پرگویی را لغزش‌ها است. (الاختصاص، ص ۲۳۲)

***

ایام سوگواری ماه صفر را خدمت دوست‌داران اهل بیت (ع) تسلیت عرض می‌کنم. التماس دعا.

دوست داشتم!
۲

لینک‌های هفته (۳۶۴)

از این هفته هر هفته یک مطلب انگلیسی جذاب را که در طول هفته مطالعه کرده‌ام را هم معرفی خواهم کرد. اولین مطلب پیشنهادی مصاحبه‌ی جذاب بیزینس‌اینسایدر با رید هافمن بنیان‌گذار لینکدین درباره‌ی زندگی‌نامه و ایده‌های او در زمینه‌ی سرمایه‌گذاری و کسب‌وکارها دیجیتالی است.

پیش از شروع:

  1. می‌توانید فید وب‌سایت گزاره‌ها و هم‌چنین فید لینک‌دونی گزاره‌ها (که مطالب این پست از میان آن‌ها انتخاب می‌شوند) را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب فارسی و انگلیسی مطالعه‌ شده‌ی من را در تمام روزهای هفته در صفحه‌ی پاکت من دنبال کنید!

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

چگونه در شغلی که «ندای قلب‌تان» نیست معنا بیابید

افراد موفق چگونه رفتار می‌کنند

خیال‌پردازی نشانه‌ای از هوش بالای افراد است (زومیت)

فعالیت‌های روزانه‌ای که اعتماد به نفس‌تان را افزایش می‌دهند (زومیت)

۸ خطای فرافکنی در تصمیم‌گیری و راه اجتناب از آن‌ها (بازده)

مدیریت کسب‌وکار: 

چه تفاوتی بین یک مدیر ارشد اجرایی و یک کارآفرین وجود دارد؟

۵ اصل طلایی دارا خسروشاهی که با آن‌ها به جنگ مشکلات اوبر می‌رود (شبکه)

۴ روشی که می‌توانید به اعضای تیم خود انگیزه بدهید تا در نوع خود بهترین باشند

پنج پرسشی که میزان موفقیت گروه‌های کاری را مشخص می‌کنند (دیجیاتو)

آنچه مدیران باید درباره انواع استعدادها بدانند

نوآوری، تجاری‌سازی و تحلیل و توسعه‌ی کسب‌وکار:

مشتری واقعا چه چیزی از یک شرکت می‌خواهد؟

روش‌های مزیت یافتن در بازار رقابتی (زومیت)

طبقه‌بندی فرآیندهای خدماتی و نظریه‌های طبقه‌بندی خدمات (آژانس مارکتینگ هورموند)

رازهای آقای بزوس

‌چه قیمتی بگوییم تا بخرند؟

اقتصاد، تأمین مالی و سرمایه‌گذاری:

۵ مسئله‌ای که آینده را تشکیل می‌دهد

۲۳ اصل سرمایه‌گذاری وارن بافت و دیگر نابغه‌های سرمایه‌گذاری (ارز دیجیتال)

پیشران‌های رشد اقتصادی در اقتصاد ایران

کوچ بزرگ سپرده‌ها (اثر تغییر نرخ سود سپرده‌ها روی شبکه‌ی بانکی کشور)

۶ مانع توسعه لجستیک در بخش حمل‌ونقل ایران

فن‌آوری، رسانه‌های اجتماعی و بازاریابی دیجیتال:

تکنولوژی و ناخرسندی‌هایش (نگاه منتقدانه‌ی یک متفکر چپ به فناوری‌های پیش‌رفته‌ی امروزی و تأثیر آن‌ها روی آینده‌ی جوامع بشری)

پول دیجیتال یا نظریه “احمق‌تر از من” (نگاهی منتقدانه به بیت‌کوین و سایر ارزهای دیجیتالی)

پروژه DCOMP چیست و دارپا چه اندیشه‌ای برای جایگزین بعدی اینترنت دارد؟ (شبکه)

تحول بزرگ بعدی دنیای دیجیتال در حال وقوع است (زومیت)

استفاده ۴۷ میلیون ایرانی از اینترنت موبایل

دوست داشتم!
۱

خسته‌ی مسیرهای موازی …

شرمی‌ست در نگاه من؛ اما هراس نه
کم‌صحبت‌م میان شما، کم‌حواس نه

چیزی شنیده‌ام که مهم نیست رفتن‌ات!
درخواست می‌کنم نروی، التماس نه

از بی‌ستارگی‌ست دلم آسمانی است
من عابری «فلک» زده‌ام، آس و پاس نه

من می‌روم، تو باز می‌آیی، مسیر ما
با هم موازی است ولیکن مماس نه

پیچیده روزگار تو، از دور واضح است
از عشق خسته می‌شوی اما خلاص نه!

کاظم بهمنی

دوست داشتم!
۲