زندگی مثل دوچرخهای با ده دنده است. اغلب ما دندههایی در اختیار داریم که هرگز از آنها استفاده نمیکنیم.
چارلز ام. شولتز
زندگی مثل دوچرخهای با ده دنده است. اغلب ما دندههایی در اختیار داریم که هرگز از آنها استفاده نمیکنیم.
چارلز ام. شولتز
“من چیزی در مورد ضربه روحی نمیدانم. شکست مقابل منچستریونایتد چیزی را تغییر نداد. زیبایی فوتبال این است که شما همیشه در حال مبارزه هستید؛ فرقی نمیکند پیروز شوید یا شکست بخورید. بازی بعدی به یک اندازه اهمیت دارد. ما همه از اهمیت دیدار بعدی مقابل نیوکاسل آگاه هستیم. من اگر بخواهم به چیزهای بد فکر کنم، نمیتوانم بازی خوبی ارائه بدهم. از نظر من، اگر در این دیدار به پیروزی برسیم، اتفاقات خوب زیادی میتواند رخ بدهد. من به سمت دیگر این سکه فکر نمیکنم. ما این کار را بارها انجام دادیم و نیاز داریم که به همین ذهنیت برگردیم. اگر این کار را بکنیم، اتفاقات خوب هم به سوی ما خواهند آمد.” (ونسان کمپانی کاپیتان منچستر سیتی بعد از باخت در دربی به منیونایتد؛ اینجا)
کمپانی به نکتهی بسیار جالبی اشاره کرده: ذهنیت ما بعد از هر شکست! مهمترین نکته این است که معمولا هیچ شکستی، ارتباط سیستماتیکی با وقایع بعد از آن ندارد! بنابراین اگر من امروز امتحان کردم و شکست خوردم، لزومی ندارد که اگر فردا هم امتحان کردم باز هم شکست بخورم. همین تغییر ذهنیت ساده، میتواند در زندگی شخصی و شغلی بسیار تأثیرگذار باشد. من امتحان کردم. شما هم ریسکپذیر باشید، ذهنیتتان را در مورد رابطهی شکستهای قبلی با موفقیت فردا عوض کنید و همین حالا یک کار منجر به شکست در گذشته را دوباره امتحان بکنید. ضرری ندارد!
در پست قبلی مجموعه پستهای مشاورهی مدیریت (+) نوشتم که میتوان دامنهی یک پروژهی مشاوره را با توافق روی سؤالات کلیدی تعیین کرد. همانجا گفتیم که باید سؤالات درست را پرسید. اما یک سؤال مهم شاید همین باشد که چطور درست سؤال کنیم!؟
این سؤال برای من هم مطرح بود تا این مقالهی سایت مجلهی اینک دات کام را خواندم. در این مقاله نویسنده به نقل از خانم روزانه هاگرتی که یک فعال اجتماعی برای کاهش بیخانمانی است، یک روش جالب برای حل مسئله بیان شده است. من خود روش را اینجا نمینویسم تا خودتان بخوانید و یاد بگیرید؛ اما دو نکته در این مقاله برای من بهعنوان یک مشاور مدیریت که با حل مسائل سازمانی درگیر است جالب بود:
۱- خانم هاگرتی بهدرستی به این نکته اشاره میکند که ما برای اغلب مسائل، راهحلهای از پیش تعیین شده داریم. خیلی وقتها مشکل اصلی در حقیقت راهحل معمول برای یک مسئله است و ما باید اول مشکلِ “درست نبودن راهحل” را حل کنیم!
۲- اما گام اول روش خانم هاگرتی برای حل مسئله، پرسیدن سؤالات درست است. اما چگونه؟ اینطوری: “اول کلیشهها و سنتها را کنار بگذارید و بعد، سؤالات جدیدی بپرسید یا سؤالات قدیمی را بهروشی جدید مطرح کنید.”
شخصا فکر میکنم این میتواند یک تمرین فوقالعاده عالی برای درک بهتر مفاهیم و مسائل باشد: سعی کنیم هر از گاهی با سؤالاتی جدید یا متفاوت، خودمان را در مورد یک مفهوم که فکر میکنیم به بهترین شکل ممکن درک کردهایم، به چالش بکشیم! همین تمرین کردن به ما این اجازه را میدهد تا در دنیای واقعی ـ مخصوصا در جایگاه یک مشاور ـ بتوانیم سؤالات درستی را برای مخاطبمان طرح کنیم و با رسیدن به عمق مسئلهی واقعی و بعد پیدا کردن یک راهکار مناسب، مسئلهی خودمان یا کارفرماهایمان را حل کنیم! و احتمالا لازم به اشاره نیست اما بد نیست که توجه کنیم این روش را برای شناخت بهتر هر مسئلهای ـ از جمله مسائل زندگی شخصیمان ـ میتوانیم بهکار بگیریم.
طرح درست سؤال همراه با طرح سؤال درست چالشی است که باز هم در مورد آن خواهم نوشت.
در مقالهی هفتهی شمارهی ۲۲ (+) به مرور یک مقالهی بسیار جذاب (+) در مورد برنامهریزی استراتژیک پرداختیم. آنجا وعده دادم که بخش دیگری از مقالهی مورد بررسی، در پست جداگانهای مرور میشود. در این پست به مرور بخش دوم این مقاله میپردازم.
بحث این هفته در مورد این است که “استراتژی، چه چیزی نیست!” معمولا همیشه وقتی قرار است مفهومی تعریف شود، از توصیف اینکه چه چیزی هست برای درک آن مفهوم استفاده میکنیم. اما خیلی وقتها درک اینکه آن مفهوم، معادل چه چیزهایی نیست میتواند به یادگیری بهتر و درک عمیقتر کمک بسیاری بکند. در مورد مفهوم “استراتژی” هم بهدلیل گسترهی وسیع کاربرد آن در زندگی روزمره و زندگی سازمانی و با در نظر گرفتن تمامی تعاریفی که در مورد استراتژی تا به امروز خواندهایم، شاید بد نباشد از این زاویهی دید به ماجرا نگاه کنیم. به این شکل احتمالا میتوانیم استراتژیهای شخصی و سازمانیمان را هم یک بار بازنگری بکنیم: آیا واقعا استراتژی تدوین کردهایم!؟ نویسندهی مقالهی این هفته (+) آقای رابرت سیلورمن به این سؤال پاسخ میدهد:
۱- استراتژی یک طرح عملیاتی نیست: بنابراین استراتژی، برنامهای متمرکز روی یک دورهی زمانی کوتاهمدت (مثلا یک ساله) نیست و در آن از اعداد و ارقام دقیق مالی و غیرمالی خبری نیست.
۲- استراتژی دقیقا همان طرح کسب و کار سازمان نیست: طرح کسب و کار، بیشتر روی بازار و محصول تمرکز دارد و با یک استراتژی جامعنگر و یکپارچهی کسب و کار متفاوت است.
۳- استراتژی صرفا یک بیانیهی چشمانداز یا بیانیهی مأموریت نیست: بنابراین برای اجرای این دو بیانیهی بسیار مهم و ارزشمند هم باید فکری اندیشید. استراتژیها بهدنبال همین هستند.
۴- استراتژی یک مدل تحلیلی، ابزار یا ماتریس معروف نیست: تعداد بیشماری از این مدلها و ابزارها را میتوان در ادبیات مدیریت استراتژیک یافت؛ اما یادمان نرود اینها ابزارند نه خود استراتژی!
۵- استراتژی صرفا شامل حوزهی فروش و بازاریابی سازمان نیست: تمرکز صرف بر فروش و بازاریابی و نادیده گرفتن سایر حوزهها ـ مانند: نظامهای سازمانی، منابع انسانی، منابع مالی و … ـ باعث ایجاد یک دیدگاه غیرهمگرا و غیرجامعنگر نسبت به آیندهی سازمان و در نتیجه توسعهی نامتوازن سازمان میشود؛ چیزی که خود یک مسئلهی استراتژیک برای سازمانها محسوب میشود!
۶- استراتژی مجموعهای از اقدامات اجرایی نیست: استراتژی راه رسیدن به اهداف استراتژیک را در یک سطح بالاتر از اقدامات اجرایی به ما نشان میدهد. در واقع برای اجرایی کردن هر استراتژی، مجموعهای از اقدامات اجرایی دارای زمانبندی و اهداف کمّی مشخصِ همسو با آن استراتژی تعریف میشود.
این مقالهی پربرکت (+) بخش سومی هم دارد که هفتهی آینده به آن میپردازیم. 🙂
مذاکره جزوی غیر قابل اجتناب از زندگی شغلی و روزمره است. ما در هر سطحی که مشغول به کار باشیم، هر روز با مذاکره مواجهیم: از همکاران گرفته تا مشتری. در زندگی شخصیمان همینطور. از صبح که بیدار میشویم و به پدر و مادر یا همسر و فرزندانمان سلام و صبح بخیر میگوییم تا بعدش که سوار تاکسی و اتوبوس و خودروی شخصیمان میشویم تا به محل کار یا تحصیلمان برویم و همینطور بگیرید تا زمان خواب در حال مذاکره با دیگران هستیم. چه کنیم تا در این مذاکرات موفق باشیم؟ این موضوعی است که در این پست قصد دارم به آن بپردازم.
۶ اصل مذاکرهی موافق براساس تجربیات من عبارتند از:
۱- توانمندیها و قابلیتها و نظرات طرف مقابل را به بیان خودتان بازگو کنید و احترامتان را نسبت به آنها نشان دهید. بر نقاط مشترک دیدگاههای طرفین تأکید کنید.
۲- در مورد نقاط اختلاف، علل بروز اختلاف و راهکار پیشنهادیتان دقیق و روشن توضیح بدهید. هر گونه ابهامی را تا حد امکان برطرف کنید.
۳- از طرف مقابل بخواهید تا نظرات و دیدگاههای خودش را بیان کند. به حرفهای او کاملا دقیق گوش بدهید. توجه کنید که باید تمرکزتان روی حرفهای او را با زبان بدنتان به او منتقل کنید.
۴- بهدنبال زمان مناسبی باشید تا قابلیتها و رزومه و سوابقتان را در مورد موضوع مذاکره به رخ طرف مقابل بکشید! البته نه زیادهروی کنید و نه توهم بزنید لطفا. 😉
۵- چارهای نیست! اول باید امتیاز بدهید تا امتیاز بگیرید.
۶- راهحل نهایی همیشه برد ـ برد است؛ نه حتا نتیجهی مساوی!
موفق باشید!
(منبع عکس)
پیش از شروع:
جامعهشناسی، سلامت و روانشناسی و کار حرفهای:
محبوبیت در سازمان (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عااااااااالی! بهترین مطلب هفته.)
چه کارکنانی منبع ارزشمند سازمان هستند؟ (شهرام کریمی؛ یادداشتهای صنایعی) (عااااااااالی!)
اقتصاد آنلاین – چگونه صاحب مهارتهای جدید شویم
درد یا رنج٬ مسئله این است! (امیر مهرانی؛ The Coach) (عاالللی!)
ایجاد یک رابطهی اثربخش؛ آیا مخاطب دارای چارچوب ارجاع درونی یا بیرونی است (محمد سالاری) (عاااااااالی!)
مدیریت زمان (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)
آیا برای “تصمیمگیری” تصمیم گرفتهاید؟ (منصور شیرزاد؛ سراپا گوش)
روانشناسی رنگها در پاورپوینت پرزنتیشن (مهران نصر؛ رسانههای امروز)
نقشه طول عمر جهانی را ببینید/ رنج و ناتوانی انسانها بیشتر شد
بهترین شغل دنیای آیتی در سال آینده توسعهدهندهی نرمافزاری است (همون دولوپر خودمون)
مدیریت، کارآفرینی و تحلیل کسب و کار:
رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت – داستان یک مشاهده (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (دلم خواست …)
هنر جودوی ذهنی (استاد پرویز درگی) (عاااااالی!)
گزارشهای مورد انتظار مدیران ارشد سازمانها (محسن احمدی؛ گاهنوشتهها)
برشی از یک جلسه مصاحبه استخدام (شهرام کریمی؛ یادداشتهای صنایعی)
استارتاپها در ایران، کسب و کارهای مدرن یا حجرههای اینترنتی (وبلاگ آرایه)
چرا باید در ایران چابک شد؟ و چرا نمیتوان چابک شد؟ (اسد صفری؛ دنیای چابک)
تلاش عجولانه برای خلاص شدن از دست کپچاها، درسی برای ایدهپردازان و استارتآپها (دکتر علی رضا مجیدی؛ یک پزشک)
چرا الگوی تجاری اپل با بسته بودن گره خورده است؟ – وب شهر
لویالتی و موبایل بانکینگ! (مهدی عبدی؛ هدهدان)
فناوری اطلاعات و ارتباطات:
خبرآنلاین – ۳ نرم افزار از ۵ نرم افزار غیرقانونی نصب شده روی کامپیوترها، بدافزار دارند
تسلط مایکروسافت بر بازار سیستم عاملها کاهش یافت
پنج پیشبینی آیبیام برای پنج سال آتی! (مجلهی شبکه)
تاجگذاری سامسونگ و سقوط نوکیا پس از ۱۴ سال (آیکلاب)
کاهش رشد بازار تلفن همراه در سال ۲۰۱۲ و ۱۰ پیشبینی موبایلی ژونیپر برای سال ۲۰۱۳ و ۸۱ میلیارد ابزار موبایلی در دنیا عرضه شده است
دنیای موبایل بعد از پردازندههای ۴ هستهای چه در آستین دارد؟ (احمد شریفپور؛ یک پزشک)
گوگل فعالیتهای خارج از اینترنت شما را نیز زیر نظر خواهد گرفت (علمولوژی)
به زودی گوشیهای هوشمند احساسات شما را درک میکنند! (احمد شریفپور؛ یک پزشک)
خبرآنلاین – اولین اعتراض بزرگ اینترنتی مردم جهان در اینترنت به ثمر نشست/ اینستاگرم عقبنشینی کرد
تنها شش هفته طول میکشد تا به طراحی جدید «ویندوز ۸» عادت کنید (فارنت)
خانهتکانی زمستانه گوگل، بسیاری از سرویسهای قدیمی بازنشسته میشوند – زومیت
آیندهنگر معروف، ری کرزویل به گوگل پیوست تا برروی آموزش ماشین و پردازش زبان کار کند – زومیت
سینوفسکی پس از ترک مایکروسافت در دانشگاه هاروارد تدریس خواهد کرد (زومیت)
خبرآنلاین – راهاندازی سرویس رایگان موسیقی گوگل
شبکههای اجتماعی:
سرویس اپلیکشنهای اجتماعی آغاز به کار کرد (ایرانیش البته!)
نوار گوگل پلاس تبلیغات و گفتگو را به همه صفحات وب میآورد (آیکلاب)
دنیای فناوری اطلاعات | جمعیت توئیتر ۲۰۰ ملیونی شد
شرکت گوگل، قابلیتهای Google+ را افزایش داد
صنعت فاوا در ایران:
افزایش دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت از طریق موبایل و تبلت
تبدیل ایران به تأمینکننده اینترنت منطقه
۴۰ درصد فعالیتهای بانکی کشور اینترنتی است
جلسه PAPها برای افزایش نرخ اینترنت
اقتصاد:
پورشه در تهران، پورشه در آتلانتا (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار)
چراغ جادو و قصه ارز (حجت قندی؛ اقتصادانه)
اقتصاد آنلاین – معافیت ۶۰۰هزار تومانی مالیات حقوق سالآینده
اقتصاد آنلاین – تحلیل گزارش کسب وکار ۲۰۱۲ بانک جهانی (چه تفسیرهای جالبی هم دارد!)
خبرآنلاین – ذغال سنگ جای نفت را میگیرد
خبرآنلاین – بدهی ۵۳ هزار میلیاردی بانکها به بانک مرکزی/ ۱۷۵ درصد رشد در ۲ سال
اقتصاد آنلاین – مهمترین مراکز مالی جهان کدامند؟
عملکرد اقتصادی جهان سال آینده بهتر از امسال خواهد بود – ( Tala.ir ) سایت طلا
هدفت را عالی بهپایان رساندن همین امروز قرار بده.
ویلیام لاو
پ.ن. یلدا، مبارک. 🙂
پیش از شروع:
جامعهشناسی، سلامت و روانشناسی و کار حرفهای:
هنر دریافت بازخورد (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عااللللللللی! بهترین مطلب هفته.)
آدمهای مختلف = رفتارهای مختلف (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)
روح جمعی (محسن صحراگرد؛ تجربه)
اندازهگیری استرس از طریق بزاق/ استرس تصمیمگیری را مختل میکند
عمر بشر طولانیتر اما همراه با بیماریهای مزمن و درد شده است
مدیریت، کارآفرینی و تحلیل کسب و کار:
پیدا کردن ایده برای استارت آپ (یاسین اسماعیلپور؛ ابزارهای کسب و کار) (عاااالی!)
برترینهای لینکدین در سال ۲۰۱۲ (مهم!)
ده عامل برای موفقیت یک پروژه نرمافزاری (محسن احمدی؛ گاه نوشتهها)
آموزه ای از دانش جهانی مدیریت (۱) – نشانه های ناکارآمدی ساختار سازمانی (فرشید رازانی؛ پرواز به رؤیاها)
جورجیا آرمانی (استاد پرویز درگی)
فیسبوک بهترین شرکت برای کار در سال ۲۰۱۳ (وبلاگینا)
اقتصاد آنلاین – چهار روش برای تحلیل اشتباه مدیریتی
۱۰ منطقه مناسب برای فعالیت استارتاپها (آیکلاب)
فناوری اطلاعات و ارتباطات:
۱۱ گرایش فناوری در سال ۲۰۱۳ را دریابیم! (رسانههای اجتماعی) و روندهای دنیای فناوری اطلاعات در سال ۲۰۱۳
خبرآنلاین – پیروزی سازمان ملل و ITU در کنفرانس دبی/ امریکا و انگلیس امضا نکرده جلسه را ترک کردند (متن خبر خیلی گنگه. من نفهمیدم چی شد آخر!) و گردهمایی سران ITU در دوبی پشت درهای بسته درحال برگزاری است
جهان در سال ۲۰۱۲ چه چیزی را جستجو کرده است؟ (وبلاگینا)
اریک اشمیت: گوگل، مایکروسافت جدیدی است که در جنگ با اپل پیروز میشود (زومیت)
دراپ باکس به دنبال راهاندازی سرویس موسیقی (وبلاگینا)
تلویزیون اپل مراحل آزمایشی را طی میکند (زومیت)
گارتنر آینده بازار راهکارهای مدیریت ارتباط با مشتری را پیشبینی کرد
خبرآنلاین – اشتباه فنی یک مهندس، دلیل قطعی سرورهای گوگل در برخی نقاط دنیا
شبکههای اجتماعی:
عجیبترین خبر هفته: ۸۲ درصد از محتوای اجتماعی وب، کپیپیست است! ۸۲% Of All Web Sharing Done Via Copy-And-Paste: Report | Fast Company
چرا فعالیتهای فیسبوکی شما “لایکخور” چندانی ندارد؟
فیلترهای رنگی به توییتر راه پیدا کردند (وبلاگینا)
ناپدید شدن عکسهای اینستاگرام از توییتر (آیکلاب)
صنعت فاوا در ایران:
جایگاه ضعیف منطقهای ایران در شاخصهای IT
وظایف وزارت ICT باید تغییر کند (نظر اخوان دبیر شورای عالی مجازی دربارهی ادغام وزارت ICT)
نجات اقتصاد از دست اقتصاددانها (نیام یراقی؛ یادداشتهای مدیریت ریسک)
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
“اکسیر” من، نه این که مرا شعر تازه نیست
من از “تو” مینویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غرل شبیه غزلهای من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دل خوشی خوابها کم است …
*****
یک سال قبل در همین لحظاتِ ۲۲ آذر ماه، تازه به خانه رسیده بودم. متعجب بودم از اینکه این غزل شاهکار استاد محمد علی بهمنی بیدلیل در مغزم چرخ میخورد (با دکلمهی عالی پرویز پرستویی از آلبوم عشق است ناصریا از اینجا بشنوید.) چند دقیقه بعدش بود که “اکسیر زندگی” خانوادهی ما، آقاجان، پدربزرگ عزیز و مهربانم، همان لحظات ـ یعنی در ساعت ۲۱:۳۵ ـ بعد از تحمل یک دوره بیماری سخت، ما را با این دنیای پردرد تنها گذاشت و رفت …
حالا دقیقا یک سال گذاشته و حال من، هنوز همان مصرع فاضل نظری است که در عنوان این پست نوشتهام …
روز ـ داخلی ـ یک بانک خصوصی:
اتاق جلسه بسیار پر شور و حرارت است: سومین جلسهی مشترک با کارفرما برای تعریف پروژه است. حامی پروژه در سازمان، مدعی است که من، منظور او را درک نکردهام و مسئلهی مورد نظر من، مسئلهی او نیست. در مقابل من هم یادآوری میکنم که او در طی جلسات گذشته و حتا امروز، بارها تعریف و دامنهی پروژه را تغییر داده است. علت این تعارض چیز دیگری است: هر یک از ما بخشهایی از مسئله را دیدهایم که از دید طرف مقابل، پنهان مانده است. در این میان، دوست دیگری که در جلسه حاضر است، به هر دوی ما این موضوع را یادآوری میکند. بعد پای تختهسفید حاضر در اتاق میرود و از هر دو نفر ما میخواهد سؤالات کلیدی را که از نظر ما پروژه باید به آنها پاسخ دهد، بگوییم. سؤالها را روی تخته مینویسد و از ما میخواهد آنها را اصلاح و تکمیل کنیم. سرانجام همهی ما روی سؤالات کلیدی همنظر میشویم. حالا که مسئلهی اصلی برای من و آقای مدیر مشخص شده است، در جلسهی بعدی، پروپوزال مناسبی را برای انجام پروژه ارائه کردم و تصویب شد.
چند هفته بعد: روز ـ داخلی ـ یک شرکت بازرگانی:
قرار است برای این شرکت، برنامهی استراتژیک تدوین کنم. دوستی که مرا به اینجا معرفی کردهاند، در مورد مسائل اساسی شرکت توضیحاتی به من دادهاند. به محل شرکت که میرسم، مدیرعامل خوشبرخورد شرکت برگهی چاپی را به من میدهد که در آن اهداف آیندهی شرکت ـ با تأکید بر اهداف مالی ـ مشخص شدهاند و از من میخواهد تا چند دقیقهای منتظر شروع جلسه شوم. با توجه به نکاتی که دوستم گفته و اطلاعات برگهی چاپی، تعدادی سؤال کلیدی را که شرکت با آنها مواجه است، در تقویم سررسیدم یادداشت میکنم. وارد جلسه که میشوم، بعد از معرفی خودم و ارائهی رزومهام، سؤالاتی را که نوشتهام برای آقای مدیرعامل و مشاور باتجربه و کنجکاوشان بازگو میکنم. سؤالها کمی اصلاح و سپس تأیید میشوند و حالا من آسانتر میتوانم رابطهی برنامهی استراتژیک با ابهامات و سؤالات آقای مدیرعامل در مورد آینده و همچنین روش پیشنهادیام برای حل مسئله را ارائه کنم.
*****
اینجا بارها و بارها نوشتهام که مشاورهی مدیریت چیزی نیست جز حل سیستماتیک یک مسئلهی کسب و کار. گفتهاند که ۸۰ درصد حل مسئله هم شناخت صحیح مسئله است و البته، بخش مهمی از شناخت صحیح مسئله هم تعریف درست مسئله است. مسئلهای که قرار است منِ مشاور حل کنم، باید دقیقا همان چیزی باشد که سازمان را دچار مشکل کرده است.
از تجربههای اخیرم ـ از جمله این دو ـ متوجه شدهام که بهترین روش برای تعریف درست مسئله و اطمینان حاصل کردن از اینکه مسئلهی مورد نظر طرفین یکی است، توافق بر سر سؤالات کلیدی است که سازمان در راستای این مسئله با آنها مواجه است. وقتی این سؤالات مشخص شدند، در مرحلهی بعد مشاور در پروپوزالش باید مشخص کند:
۱- کدامیک از این سؤالات کلیدی با یکدیگر رابطه دارند و تأثیرات متقابل آنها چیست؟ در واقع در اینجا مشاور باید یک مدل مفهومی (Conceptual Model) ارائه دهد که در آن متغیرهای مسئله (اعم از مستقل، وابسته، میانجی و …) و رابطهی میان متغیرها بهصورت نسبی مشخص شده باشد.
۲- با در نظر گرفتن نکتهی بالا، مشاور با در نظر گرفتن سه عامل مثلث معروف مدیریت پروژه ـ یعنی زمان، هزینه و کیفیت ـ روشی اثربخش و کارا را برای حل مسئلهی تعریف شده در چارچوب مدل مفهومی طراحی شده ارائه میدهد.
پ.ن. بهنظرم کاربرد روش “توافق بر سر سؤالات کلیدی” تنها محدود به تعریف پروژههای مشاوره نیست. هر جا ابهام / تعارضی وجود دارد، میتوان از این روش برای مشخص شدن موضوع مورد بحث، استفاده کرد.
از دوست عزیزم برای یاد دادن این روش به من صمیمانه سپاسگزارم.
(عکس بالا از اینجا)