درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (63)

“مربیان در حال حاضر به 11 نفری می‌اندیشند که در تیم برترند، اما هیچ‌گاه نتوانسته‌اند از تمامی 25 بازیکن به نحو احسن و به‌موقع بازی بگیرند. اما فرگی این چنین نمی‌اندیشد، او 11 بازیکن را در زمین قرار می‌دهد؛ اما از سایرین غافل نمی‌شود و به نوعی با آن‌ها رفتار می‌کند که آن‌ها در خدمت تیم می‌مانند و تمام تلاش خود را به‌کار می گیرند تا در صورت لزوم برای تیم مؤثر واقع شوند و این خود یکی از نکته هایی است که از ایجاد تنش و حاشیه در اردوی تیم به شدت کم می‌کند.” (پارک جي سونگ در ستايش سر الکس فرگوسن؛ اين‌جا)

عموما مديران ـ مخصوصا وقتي حيطه‌ي نظارت‌شان (Span of Control) از عدد طلايي 9 نفر بيش‌تر مي‌شود، ديگر نه وقتي براي ره‌بري و هدايت و مربي‌گري همه‌ي نفرات دارند و نه اصلا حال و حوصله‌‌ي اين کار را. پارک به نکته‌ي شگفت‌انگيزي در مورد پيرمرد تمام‌نشدني و دوست‌داشتني فوتبال جزيره اشاره مي‌کند. سر الکس هيچ وقت تمرکزش را به بازيکنان اصلي محدود نمي‌کند. او هميشه براي تک‌تک اعضاي تيم‌اش ـ چه ستاره‌ باشند و چه جوان جويايي نامي مثل تام کلورلي کشف جديد اين فصل‌ش ـ وقت مي‌گذارد، آموزش‌شان مي‌دهد، هدايت‌شان مي‌کند و به‌وقت‌اش از آن‌ها استفاده مي‌کند. به همين دليل است که من در تمامي سال‌هايي که فوتبال را از نزديک دنبال مي‌کنم به ياد ندارم که هيچ بازيکن نيمکت‌نشيني در منچستر يونايتد لب به‌اعتراض باز کرده باشد!

روش فرگوسن به‌عنوان يک ره‌بر، الهام‌بخش است: تک‌تک اعضاي تيم مي‌دانند که براي ره‌بر تيم داراي اهميت هستند. اين همان جادوي مربي‌گري فرگي است.

برندگان و بازندگان بحران اقتصادي

كم‌كم با فرو نشستن بحران اقتصادي كه از سال 2008 دامن‌گير اقتصاد جهان شده است و ايجاد ثبات نسبي، امكان قضاوت در مورد وضعيت كنوني كسب و كارها آسان‌تر شده است. لينك‌داين در همين راستا با بررسي داده‌هاي موجود خود به نمودار بسيار جالب زير رسيده است: +

در اين نمودار صنايع رشديافته در طول سال‌هاي 2007 تا 2011 در سمت راست با رنگ سبز و صنايع در حال افول در سمت چپ با رنگ قرمز نمايش داده شده‌اند. براي من جالب بود كه مشاوره‌ي مديريت يك صنعت در طول دوران بحران اقتصادي يك صنعت در حال رشد بوده است. صنايع در حال افول هم جالب‌اند. به‌غير از صنايع مالي و بانك‌داري كه سقوط‌شان طبيعي به‌نظر مي‌رسد، سقوط صنايع مخابراتي و صنايع غذايي و دارويي بسيار عجيب و جالب است.

نكته‌ي جالب اين‌جاست كه اين نمودار به‌سفارش آژانس فدرالي تهيه شده كه مسئوليت تهيه‌ و گزارش آمارهاي اقتصادي آمريكا را برعهده دارد. اين آژانس سال‌هاي پيش اين گزارش را خودش تهيه مي‌كرده و امسال با توجه به رشد روزافزون لينك‌داين، اين كار به اين شركت واگذار شده است!

درس‌هاي توسعه‌ي يك كسب و كار كوچك ـ مقدمه

همين چند روز پيش بود كه فيس‌بوك، اينستاگرام را با رقم نجومي يك ميليارد دلار خريد. اينستاگرام فقط در 17 ماه از صفر به يك ميليارد دلار رسيد. اما اين فقط يك نمونه‌ از ماجراهاي شگفت‌انگيز اين سال‌ها است. گوگل و فيس‌بوك و آمازون و قبل‌تر از آن‌ها اپل و مايكروسافت همه و همه از يك “گاراژ” شروع شدند: چند نفر جوان و يك ايده‌ي فوق‌العاده‌ كه در زمان مناسب به بازار عرضه شد، دنيايي را زير و رو كردند و به‌قول استيو جابز “ضربتي بر كهكشان زدند.” اين اينفوگرافيك جالب را ببينيد تا نمونه‌هاي ديگري از اين جوانان موفق را ببينيد.

آيا دست‌يابي به موفقيت مثل استيو جابز و بيل گيتس و گوگلي‌ها و فيس‌بوكي‌ها ممكن است؟ يا نه؛ خود آن‌ها و از آن مهم‌تر، جامعه‌ي محل زندگي‌شان داراي ويژگي‌ خاصي بودند كه آن‌ها را به اين نقطه‌ي درخشان رساند؟ شايد؛ اما همه‌ي ماجرا اين نيست. اين‌جا اين سؤال مطرح مي‌شود كه پس چرا اين همه افراد موفق در كسب و كار را در ايران هم داريم كه آن‌ها هم از جايي شبيه “گاراژ” شروع كرده‌اند؟ ماجراي زندگي آقاي بهروز فروتن بنيان‌گذار صنايع غذايي بهروز شايد تنها يك نمونه‌‌ي معروف‌‌ش باشد.

بنابراين بايد بگوييم كه راه‌اندازي و توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك هم قواعد و اصولي دارد كه با كمي اغماض در تمام دنيا مشابه‌اند. ماجرا از اين قرار است كه يك آدم خلاق يك ايده‌ي فوق‌العاده را در زمان مناسب تبديل به يك محصول يا خدمت مي‌كند و به بازار عرضه مي‌كند. اما در پسِ همين يك جمله دنيايي نهفته است!

در دو سه سال اخير با داغ شدن موضوع استارت‌آپ‌هاي اينترنتي در جهان و البته بنابر تأثيراتي كه از گذراندن دوره‌ي MBA گرفتم، به‌ موضوع توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك علاقه‌مند شدم. سال گذشته هم درگير پروژه‌اي شدم كه به‌ موضوع حمايت دولت از توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك حوزه‌ي آي‌تي مي‌پرداخت. با بررسي‌هايي كه انجام دادم متوجه شدم كه چند نكته در اين مورد قابل توجه است:

1- وجود تعداد زيادي از افراد خلاق و صاحب‌ ايده كه به‌دنبال راه‌اندازي كسب و كار خود هستند (به‌ويژه در حوزه‌ي آي‌تي.)

2- عدم آگاهي بسياري از اين افراد از اصول و قواعد علمي و عملي راه‌اندازي و توسعه‌ي كسب و كار.

3- تعداد زياد افرادي كه بدون داشتن صلاحيت‌هاي علمي و فني خود را به‌عنوان مشاور اين حوزه معرفي مي‌كنند و با نوشتن و برگزاري كلاس و سمينار، به افراد خلاق و مشتاق آدرس اشتباهي مي‌دهند.

4- و از همه جالب‌تر: تقريبا تمام تمركز دروس كارآفريني در ايران روي موضوع بسيار مهم “طرح كسب و كار” و “مدل كسب و كار” است؛ اما تمام ماجرا اين نيست. براي راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار، لازم است يك فرد كارآفرين اطلاعات گسترده‌‌تري نسبت به اصول نوشتن “طرح كسب و كار” داشته باشد.

بنابراين با توجه به درخواستي كه برخي از دوستان از من كرده بودند، تصميم گرفتم تا در اين مورد دست به تحقيق بزنم و مجموعه مطالبي را براي افراد علاقه‌مند تهيه كنم. از اين هفته اين دوره‌ي آموزشي با طرح اين مقدمه آغاز شد. طرح اين دوره‌ي آموزشي شامل بيست درس به‌شرح زير خواهد بود:

  1. تعريف و ويژگي‌هاي كسب و كارهاي كوچك
  2. كارآفرين كيست؟
  3. مراحل توسعه‌ي كسب و كار كوچك
  4. نوآوري
  5. توسعه‌ي كسب و كار كوچك: چه اطلاعاتي بايد داشته باشيم؟
  6. ايده‌پردازي
  7. مدل كسب و كار چيست؟
  8. تدوين مدل كسب و كار
  9. انتخاب شيوه‌ي مالكيت كسب و كار
  10. تدوين استراتژي براي كسب و كارهاي كوچك
  11. سازماندهي
  12. منبع‌يابي
  13. تدوين فرايندها و سيستم‌ها
  14. انتخاب و توسعه‌ي فناوري
  15. بازاريابي و فروش
  16. اشتباهات معمول
  17. بهترين تجارب براي موفقيت
  18. چرخه‌ي عمر و بلوغ
  19. مديريت عمليات
  20. شاخص‌هاي كليدي موفقيت

هر يك از اين درس‌ها در يك هفته در قالب يك پست مطرح خواهد شد. تلاش من بر اين است كه طي اين بيست درس در كنار هم با كليدهاي اصلي راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار آشنا شويم. قطعا جزئيات بسياري در اين مجموعه پست‌ها امكان مطرح شدن نخواهند داشت؛ اما با در دست داشتن اين كليدها مي‌توان به دنبال اين جزئيات هم رفت. البته در آينده تلاش خواهم كرد تا برخي مباحث مهم‌تر را به‌صورت دقيق‌تر بررسي كنم. اميدوارم بعد از به‌پايان رسيدن اين مجموعه‌ي بيست درسي، بتوانم با جمع‌بندي و توسعه‌ي مطالب مطرح شده و پرداختن به جزئيات ضروري دوره‌‌هايي آموزشي آن‌لاين و آف‌لايني را هم در اين زمينه طراحي و برگزار كنم.

سفر ما براي توسعه‌ي كسب و كار كوچك‌مان از همين امشب آغاز شد: در 5 ماه آينده هر هفته دوشنبه‌ها در كنار هم خواهيم بود.

با من بگو: آري …

در طول سال‌هاي زندگي‌م هيچ آلبومي را به‌اندازه‌ي آلبوم “عشق است …” ناصر عبداللهي گوش نكرده‌ام. موسيقي حزين و صداي زيباي ناصر به‌جاي خود؛ اما آن‌چه مرا شيفته‌ي اين آلبوم موسيقي كرده ترانه‌هاي شگفت‌آور و دل‌نشين يك پيرمرد نازنين است: محمد علي بهمني. ترانه‌هايي كه تك‌تك واژه‌هاي‌شان وصف روزهاي زندگي اين سال‌هاي من بوده است. بارها و بارها اين ترانه‌ها را شنيده‌ام، زير لب زم‌زمه‌ كرده‌ام و در گوشه‌ي خلوت و تنهايي براي دل‌تنگي‌هاي‌م گريسته‌ام …

***

سادگي و صميميت يا جادو؟ در تمامي اين سال‌ها به اين فكر كرده‌ام كه غزل‌هاي به‌ظاهر ساده‌ي اين شاعر جنوبي مگر چه دارند كه اين‌طور آدم را غرق خود مي‌كنند؟ اين اواخر كه مجموعه‌ي كامل اشعار استاد را خواندم، در تمامي لحظات خواندن يك كتاب هشت‌صد و اندي صفحه‌اي به همين ماجرا فكر مي‌كردم؛ اما باز هم نتوانستم “راز” بزرگ و جادوي غزل‌هاي بهمني را كشف كنم. بنابراين باز دل سپردم به روايت زندگي و دل‌تنگي‌ها و تنهايي‌هاي‌ش از زبان شاعري كه خوش‌بختانه هنوز زنده است و غزل فكر مي‌كند …

***

در ميان تمامي ترانه‌هاي آلبوم “عشق است …”، يك ترانه براي من رنگ و بوي ديگري دارد. ترانه‌اي كه تك‌تك مصراع‌هاي‌ش را زندگي كرده‌ام. ترانه‌ي پاياني اين آلبوم را مي‌گويم: نامهرباني. بارها و بارها اين ترانه را به‌زبان “مناجات” خطاب به خداي بزرگ زير لب زم‌زمه‌ كرده‌ام ….

در دیگران می‌جویی‌ام اما بدان ای دوست
این‌سان نمی‌یابی ز من حتی نشان ای دوست

من در تو گم گشتم مرا در خود صدا می‌زن
تا پاسخم را بشنوی پژواك سان ای دوست

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
سردی مكن با این چنین آتش به جان ای دوست

گفتی بخوان خواندم اگر چه گوش نسپردی
حالا كه لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست

من قانعم آن بخت جاویدان نمی‌خواهم
گر می‌توانی یك نفس با من بمان ای دوست

یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی كن
از من، من این برشانه‌ها بار گران ای دوست

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت
بیهوده می‌كوشی بمانی مهربان ای دوست

آن‌سان كه می‌خواهد دلت با من بگو آری
من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست …

***

براي من شخصا دنيا بدون غزل‌هاي “محمد علي بهمني” حتمن چيزي كم داشت. تولدت مبارك استاد عزيز.

مقاله‌ي هفته (14): چگونه اعتبار يك توئيت را در كسري از زمان مي‌سنجيم؟

توئيتر عزيز اين روزها يكي از محبوب‌ترين شبكه‌هاي اجتماعي دنيا است. ويژگي كليدي اين شبكه سرعت بالاي به‌روزرساني آن توسط كاربران و وجود امكان ايجاد روند (Trend) براي موضوعات داغ است. در زماني كه يك موضوع براي تعداد زيادي از كاربران مهم مي‌شود، كاربران مي‌توانند با استفاده از هشتگ‌ آن موضوع نظر يا خبر خود را درباره‌ي آن موضوع به اطلاع همه‌ي كاربراني كه روند آن هشتگ را دنبال مي‌كنند، اعلام دارند. در چنين وضعيتي هر كاربر با ده‌ها و شايد صدها توئيت هم‌زمان درباره‌ي آن موضوع مواجه مي‌شود كه ممكن است با هم متناقض هم باشند. بنابراين كاربر بايد در كسري از ثانيه تصميم بگيرد كدام توئيت معتبر است و كدام نه. اين‌كه ميان‌برهاي ذهني اين تصميم‌گيري چيستند، موضوع تحقيق خانم مرديث رينگل موريس و همكاران‌شان از شركت مايكروسافت بوده است. +

نتايج اين تحقيق بسيار جالب‌اند. در اين تحقيق مشخص شده كه اعتبار توئيت، از اعتبار فرد توئيت‌كننده جدا نيست. بنابراين بياييد نگاهي بياندازيم به 4 عامل اعتباربخشي به يك فرد توئيت‌كننده:

  • درجه‌ي نفوذ كاربر كه با تعداد فالوئرها، تعداد ريتوئيت‌هاي توئيت‌هاي او و تعداد اشاره‌ها (Mention) به او اندازه‌گيري مي‌شود؛
  • تخصص درباره‌ي موضوع كه از بيوگرافي او در پروفايل‌ توئيترش مشخص مي‌شود؛
  • تاريخ‌چه‌ي توئيت‌هاي خارج از موضوع و صفحات بيرون از توئيتر او (مثلا داشتن وبلاگ يا سايت) يا قرار داشتن در محل مربوط به موضوع داغ؛
  • شهرت فرد كه ممكن است كسي باشد كه كاربر جستجوگر خودش او را فالو مي‌كند يا درباره‌ي او چيزهايي شنيده يا اصلا يك كاربر رسما تأييدشده‌ توسط توئيتر است.
غير از اين عوامل مثبت، چند عامل منفي هم در اين تصميم‌گيري تأثيرگذارند:
  • استفاده از ادبيات غيررسمي و به‌اصطلاح توئيتري!
  • عكس پروفايل كارتوني يا غير واقعي و يا بدتر از همه عوض نكردن آواتار تخم‌مرغي پيش‌فرض توئيتر!
  • نام كاربري اينترنتي (مثلا Alex_Brown) در برابر نام‌هاي كاربري مرتبط با موضوع (مثلا AllPolitics.)
  • نسبت بالاي تعداد كاربراني كه فرد فالو مي‌كند به تعداد فالوئرهاي خودش!
البته شخصا به‌نظرم در مورد كاربران ايراني از اين چهار عامل منفي، سه عامل اول اصلا تأثيرگذار نيستند. بسياري از توئيت‌كننده‌هاي معروف ايراني، اين نكات را رعايت نكرده‌اند! شايد بد نباشد يك تحقيق هم در ميان كاربران ايراني در اين زمينه صورت بگيرد.

و چند نتيجه‌ي جالب ديگر:

  • كاربران به توئيت‌هاي مربوط به موضوعات علمي راحت‌تر اعتماد مي‌كنند تا توئيت‌هاي مربوط به سياست و مسائل دنياي سرگرمي.
  • قديمي‌هاي توئيتر، آن‌هايي كه فالوئرهاي بيش‌تري دارند و آن‌هايي كه با توئيتر و ويژگي‌هاي‌ش بيش‌تر آشنا هستند، درجه‌ي اعتبار بالاتري دارند.
  • افراد به كساني كه به آن‌ها اعتماد دارند بالاترين درجه‌ي اعتبار را مي‌بخشند (حتا بالاتر از كاربران رسما تأييد‌شده‌ي توئيتر!)

و در نهايت محدوديت اصلي و پيشنهاد اين تحقيق براي تحقيقات آتي: در طي زمان تحقيق توئيتر دو يا سه بار رابط كاربري‌ش را بازطراحي كرد. بنابراين اين سؤال باقي ماند كه آيا مي‌توان سايت‌ها و موتورهاي جستجويي را طراحي كرد كه جزئيات لازم براي قضاوت در مورد اعتبار اخبار يا اظهارنظرهاي افراد را در اختيار ما بگذارند؟

منبع

چگونه در يك اتاق با همكاران‌مان كار كنيم؟

اصولا اين روزها داشتن دفتر شخصي حتا براي بسياري از شغل‌هاي مديريتي در رده‌هاي مياني هم قابل دسترس نيست. ما در سطوح مختلف سازماني مجبوريم در يك اتاق يا پارتيشن با همكاران‌مان روز طولاني و پرمشغله‌ي كاري را پشت سر بگذاريم. تا به‌حال به اين فكر كرده‌ايد كه مي‌شود اين هم‌نشيني را تبديل به يك تجربه‌ي خوب كرد؟ مهم‌ترين مسئله در هم‌اتاق بودن، حواس‌پرتي‌هايي است كه از رفتار همكاران نشأت مي‌گيرند. براي حل اين مشكل اين اصول را فراموش نكنيد:

1- مذاكره كنيد: خيلي صادقانه و مؤدبانه درباره‌ي مزاحمت‌هاي احتمالي‌ ديگران براي‌تان صحبت كنيد. مثلا اگر همكارتان تلفن‌هاي شخصي زيادي دارد؛ از او بخواهيد كه اين تماس‌ها را خارج از اتاق و با تلفن همراه‌ش برقرار كند.

2- با رفتارتان به همديگر درس بدهيد: همان مثال بالا را در رفتار خودتان بروز دهيد؛ يعني تلفن‌هاي شخصي‌تان را محدود كنيد و اگر هم تماسي بود خارج از دفتر كار و با تلفن همراه‌تان صحبت كنيد.

3- زمان‌بندي‌تان را با هم هماهنگ كنيد: مثلا ساعت‌هاي متفاوتي براي صرف ناهار برويد!

4- زاويه‌ي ميزتان را تغيير دهيد: خيلي وقت‌ها نديدن روي گُل هم‌ديگر، تأثيرات بسيار زيادي روي افزايش تمركز دارد! 😉

5- به اتاق جلسات برويد: وقتي نياز به تمركز روي يك موضوع در يك زمان كوتاه داريد (مثلا اتمام يك گزارش ظرف دو ساعت) به اتاق كنفرانس برويد و تنها بنشينيد.

6- گوش‌بند بگذاريد!

7- با هدفون به موسيقي گوش بدهيد.

8- يوگا تمرين كنيد: يوگا باعث افزايش تمركز شما همراه با پذيرش محيط پيراموني به‌همان شكلي كه هست، مي‌شود.

9- با ماجراهاي همكاران‌تان سرگرم شويد: خيلي وقت‌ها در داستان‌هايي كه افراد سر كار تعريف مي‌كنند، ماجراهاي بانمكي پيدا مي‌شود كه مي‌توانيد حسابي با آن‌ها سرگرم شويد. البته يادتان نرود كه نبايد تمركزتان را روي كار خودتان از دست بدهيد.

منبع

لینک‌های هفته (۸3)

چند هفته‌اي است كه به‌ياري توئيتر دوست‌داشتني، مطالعه‌ي سايت‌هاي معتبر دنيا را در حوزه‌هاي مورد علاقه‌ام ـ يعني همين زيرمجموعه‌هاي لينك‌هاي هفته ـ جدي گرفته‌ام و متأسفانه در اين ميان متوجه شده‌ام كه چقدر مطالب خواندني دارد از دست‌مان در مي‌رود! فقط به‌عنوان نمونه دقت كنيد به لينك‌هاي انگليسي معرفي شده در دو بخش “فناوري اطلاعات و ارتباطات”  و “شبكه‌هاي اجتماعي” كه در رسانه‌هاي داخلي بازتاب نداشتند. از جمله براي من عجيب است كه دو خبر مهم بازسازمان‌دهي ياهو و اتهام ايجاد انحصار در بازار كتاب‌هاي الكترونيك وزارت دادگستري آمريكا به اپل را در هيچ سايت داخلي نديدم! براي همين از اين به‌بعد انتشار لينك‌هاي زبان اصلي را هم جدي خواهم گرفت.

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

زندگی ما مبارزه برای آزادی است! (عنوان فرعی: زیستن سیاست مدارانه) (علي سرزعيم؛ دوستدار سقراط) (عاااالي! به‌ترين مطلب هفته براي من!)

ذهن صفر و یکی (محمد؛ يك دايناسور)

تجربه – يك سال زندگي عالي يا … (وبلاگ تجربه؛ محسن صحراگرد) (كشف جديد اين هفته!)

کلاس‌های درس خندیدن در مهم‌ترین دانشگاه‌های دنیا (بريم؟)

محققان: خساست و بخشندگی ذاتی است

آیا ذهن ما از تکرار زیاد یک کلمه خسته می‌شود؟ | نسیمانه

How To Brand Yourself Like A Celebrity (Even If You Think You’re Not That Special)

مدیریت و کارآفرینی:

خرید و فروش در کسب و کارهای کوچک و بزرگ (محمد رضا محمدعلي؛ جعبه ابزار) (اين هفته بعد از اعلام خريد اينستاگرام توسط فيس‌بوك بازار اظهارنظرهاي كيلويي در وب فارسي در اين زمينه بسيار داغ بود. در مقابل، محمد رضا يك تحليل واقعن علمي و عالي ارائه كرده كه بايد حتمن بخونيد!)

دفتر مدیریت پروژه آری یا نه؟ (مهدي عرب عامري؛ PMPlus)

گفت وگو با مدیرعامل گوگل : صحبت با استیو افتخار بزرگی بود

گفت‌و‌گو با جهان جابری، مدير ارشد سابق شركت سيسكو (مجله‌ي شبكه)

Pulse of the Profession (PMI Annual Report- Important!)

IS A SYSTEMS ANALYST A BUSINESS ANALYST? 

What is Content Marketing?

How GM Is Saving Cash Using Legos As A Data Viz Tool

How to Handle Your Project Management Mistakes

Five Easy Steps to Apply for the PMP

3 Strategies to Adopt From Apple

How to Stop Your Business From Sinking Like the Titanic

The Optimistic Team for Project Management Success

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

چگونه فناوری راه خود را به خانه‌های ما باز می‌کند (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

آموزش الکترونیکی در ایران (اسما كروبي كه اميدوارم بيش‌تر بنويسه!)

درآمد اپل از فروش آیفون بیشتر از کل درآمد کمپانی مایکروسافت! (آي‌ميلاد)

۲۱ درصد مردم پیامک‌زدن را به تمامی روش‌های ارتباطی ترجیح می‌دهند! (فارنت)

احتمال خرید سهام RIM از طرف مایکروسافت (وبلاگينا)

پیش‌بینی گارتنر از رشد کند سرمایه‌گذاری جهانی در صنعت IT 

توافق مایکروسافت برای خرید اسکایپ: ٨.٥ میلیارد دلار

نقشه جامع دولت الکترونیکي رونمایی می‌شود

Anatomy of a Link- Infographic

Google Drive to Launch in April

Justice Dept. Sues Apple and Publishers Over E-Book Pricing; 3 Publishers Settle

Yahoo’s New Catch-All Units For Consumer, Regions And Technology Highlight Challenges In All Three

شبكه‌هاي اجتماعي:

Wikipedia Goes To College 

Social Discovery: The Next “Thing”?

Facebook Allows File Sharing With Rollout Of .Edu-Exclusive “Groups For Schools”

 Care: A Button For When Facebook’s Like Doesn’t Cut It

اقتصاد:

روزنامه‌نگاری بدون دانش اقتصادی (گفتگوي خواندني با دوست عزيزم محمد صادق الحسيني درباره‌ي روزنامه‌نگاري اقتصادي در ايران)

برداشتی سریع از یک نمودار: سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی ایران (كافه‌ي اقتصاد)

بهمنی استعفا کرد؛ دولت نپذیرفت

ارزش 850 میلیون دلاری ذخایر طلای تازه کشف شده در ایران

No longer the dismal science? (درباره‌ي اقتصاد شادي!)

درس‌‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (62)

“ما نمي‌خواهيم هيچ چيز را به هيچ كس ثابت كنيم. ما فقط به اين باور داريم كه مي‌توانيم به‌تر از اين باشيم و كارهاي بيش‌تري انجام بدهيم.” (سسک فابرگاس؛ در مورد موفقيت‌ش در کسب 3 جام در 4 ماه با بارسا؛ اين‌جا)

سسک به‌زيبايي هر چه تمام‌تر اين نکته را به همه‌ي ما يادآوري کرده: براي به‌ترين بودن هيچ سقفي وجود ندارد! کسي جلوي به‌ترين را نگرفته. به‌ترين مي‌تواند حتا از خودش هم سبقت بگيرد.

انتشار پنج گزارش جهاني در آغاز سال 2012

آغاز هر سال ميلادي همراه است با انتشار تعداد زيادي گزارش توسط نهادها و شركت‌هاي بين‌المللي درباره‌ي سالي كه گذشت و سالي كه در پيش رو است. بد نديدم چهار گزارش معتبر و مهم را در يك پست براي استفاده‌ي همه معرفي كنم:

Doing Business In Iran 2012: اين گزارش كه در ابتداي هر سال توسط بانك جهاني منتشر مي‌شود به بررسي وضعيت فرايندهاي راه‌اندازي و مديريت كسب و كارها در كشورهاي مختلف مي‌پردازد. گزارش بسيار بسيار جالبي است كه خواندن‌ش چه مدير باشيد و چه كارآفرين و چه مشاور باشيد و چه كارشناس مفيد خواهد بود.

The Global Competitiveness Report 2011-2012: احتمالا اسم مجمع جهاني اقتصاد يا همان اجلاس داووس را شنيده‌ايد. اين اجلاس در ابتداي هر سال ميلادي براي گفتگو در مورد چگونگي توسعه‌ي اقتصادي جهان در داووس سوئيس برگزار مي‌شود. اين مجمع هر سال در زمان برگزاري اجلاس خود اين گزارش را در مورد مقايسه‌ي رقابت‌پذيري كشورهاي جهان منتشر مي‌كند.

Accenture Technology Vision 2012:پيش‌بيني‌هاي شركت معظم اكسنچر در مورد وضعيت صنعت فناوري اطلاعات در سال 2012.

Deloitte’s annual Technology Trends 2012: اين يكي هم پيش‌بيني‌هاي شركت معظم ديلويت در مورد روندهاي فناوري (همه‌ي فناوري‌هاي هاي‌تك از جمله آي‌تي) در سال 2012.

The 2012 Digital Marketer: Benchmark and Trend Report: اين هم يك گزارش منتشر شده در مورد وضعيت بازاريابي ديجيتال در سال 2012.

پ.ن. تمام لينك‌ها مستقيم به فايل PDF گزارش داده شده‌اند تا بتوانيد از همين‌جا دانلودشان كنيد.

خروج از نسخه موبایل