مقاله‌ی هفته (۱8): نگاهي به تغيير استراتژي گوگل در سال‌هاي اخير

تراويس هوييوم اين‌جا به نكته‌ي جالبي در مورد گوگل اشاره مي‌كند: تغيير استراتژي گوگل از “نوآوري” به “ابداع”. او تعريف جالبي از نوآوري در برابر “ابداع” دارد: ابداع عبارت است از فرايند تبديل پول به ايده؛ در حالي كه نوآوري يعني تبديل ايده‌ به پول!

هوييوم شاهد اين امر را كاهش معنادار محصولات نوآورانه‌ي گوگل و تمركز روي توسعه‌ي كسب و كار از طريق تمليك كسب و كارهاي نوآور ديگران مي‌داند. گوگل در دو سال گذشته هزينه‌اي بالغ بر 500 ميليون دلار را براي خريد بيش از 60 شركت هزينه كرده است و اين يعني خريد هر دو هفته يك بار، يك شركت. اين در حالي است كه هم‌چنان كسب و كار اصلي گوگل، پول درآوردن از تبليغات مرتبط با جستجو است. 

نكته‌اي كه هوييوم به آن اشاره كرده بسيار جاي تأمل دارد. گوگل در دو سال اخير و به‌ويژه بعد از مديرعاملي لري پيج به‌وضوح دارد تلاش مي‌كند خودش را از “غول جستجو” به “غول شبكه‌هاي اجتماعي” تبديل كند. در واقع در اين استراتژي جديد، پلت‌فرم گوگل پلاس محور تمامي فعاليت‌هاي گوگل شده است. تمركز بر تركيب تمامي محصولات گوگل با گوگل پلاس و حذف سرويس‌هاي پرطرفداري مانند گودر و تعطيل كردن بسياري از محصولات و اپليكيشن‌هاي ديگر  (از جمله گوگل باز، گوگل ويو و …) براي مجبور كردن كاربران به مهاجرت به گوگل پلاس از مهم‌ترين اقدامات گوگل در اين راستا بوده است. گوگل به اين ترتيب مي‌خواهد به ما بگويد كه محصول اصلي‌ش يك پلت‌فرم شبكه‌ي اجتماعي است كه با سبدي غني و متنوعي از محصولات ـ از جستجو گرفته تا كتابخانه‌ي عظيم ويدئوي يوتيوب ـ تكميل مي‌شود. در خبرهاي اين يك سال اخير شنيده‌ايم كه لري پيج دو برنامه‌ي بسيار مهم را كه منبع اصلي بزرگ‌ترين نوآوري‌هاي گوگل در سال‌هاي حيات‌ش بوده‌اند تعطيل كرده تا كاركنان‌ش را روي بهبود حداكثري گوگل پلاس متمركز كند: گوگل لبز و صرف 20 درصد زمان هفتگي روي پروژه‌هاي شخصي. 

امروز كه كمي بيش از يك سال از عرضه‌ي گوگل پلاس به بازار شبكه‌هاي اجتماعي مي‌گذرد، به‌نظر مي‌رسد با دقت بيش‌تري مي‌توان در مورد نتيجه‌بخش بودن اين تغيير استراتژي قضاوت كرد. نتايج گوگل با “پلاس”ش در برابر مهم‌ترين رقيب‌ موجود يعني فيس‌بوك چيزي جز نااميدي در پي نداشته است (هر چند بعيد به‌نظر مي‌رسد گوگل به اين زودي‌ها به شكست‌ش اعتراف كند.) به همين دليل به‌نظرم نقدي كه سال گذشته در روز حذف گودر به تغيير استراتژي گوگل داشتم (اين‌جا) به‌شدت هنوز معنادار است. 

هوييوم در ادامه‌ي مقاله‌اش يك مثال جالب مي‌زند: HP كه در دهه‌ي 1930 براي “نوآوري” در صنايع الكترونيك پايه‌گذاري شده بود، با خريد شركت كامپك ـ يكي از رقباي اصلي خود ـ دست به تغيير استراتژي خود از نوآوري به “تعالي در عميات” زد و ديگر نتوانست سابقه‌ي درخشان‌ش را تكرار كند. ضمن اين‌كه كامپك هم از بين رفت!

استراتژي تعالي در عمليات دقيقن همان چيزي است كه گوگل با پلاس در پيش گرفته است. اميدوارم گوگل به نتيجه‌اي مانند HP نرسد كه بعد از چندين سال  از خريد كامپك، عملا آن‌قدر در كسب و كار اصلي خود ـ يعني توليد سخت‌افزار ـ از نظر رقابتي ضعيف شد كه تصميم گرفت توليد PC را از سبد محصولات‌ش حذف كند.

()

لینک‌های هفته (۱۰3)

یک هفته‌ی خيلي بارمق!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

کنترل‌گری (زهرا جم؛ تراوش‌هاي ذهن يك مشاور)

مادران شاغل، سالم‌ترند

کشف ژن شادی در زنان (كه آقايون ندارندش …)

فقدان ژن آرامش در افرادی که بی‌خوابی دارند/ ارثی بودن بی‌خوابی 

مدیریت، تحلیل کسب و کار و کارآفرینی:

زندگی ما٬ کسب و کار ما (۱) / عطش سبقت و خط سرعت (مسيح كريميان) (عااالي!)

همیشه اولین‌ها به یاد می‌مانند (استاد پرويز درگي) (عااااالي!)

پنج موردی که تیم کوک بهتر از استیو جابز عمل کرد (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

بررسی نتیجه دادگاه جنجالی سامسونگ و اپل: برنده و بازنده واقعی کیست؟ (علي ارغوان؛ نويسنده‌ي مهمان يك پزشك)

ایجاد فرض اولیه حل مسئله مشاوره و مشخصه‌های فرایند حل مسئله در مکنزی (ابراهيم حيدري) (براي مشاوران مديريت خواندن اين دو پست الزامي است!)

چه کسی مشتریِ من است؟ (زينب جم؛ همينا)

یک پاسخ ساده یا یک حقیقت تلخ؟ (علي واحد؛ وبلاگ رادمان)

فاز دو راه اندازی کسب و کار اینترنتی ـ شناسایی فرصت (قسمت پایانی) (سید رضا علوی؛ فارسی‌بیز)

چرا درون‌گراها می‌توانند به بهترین رهبران مبدل گردند (عالي!)

چرا جوانان از كارآفرینی می‌ترسند؟

پنجره‌ای تازه رو به آفتاب ساختن (نگاهي ديگر به خلاقيت)

کارهایی که ماریسا مایر باید در یاهو انجام دهد

استراتزی‌های پیش روی جانشین استیو جابز در سال 2013 برای اپل (البته اينا تاكتيك هستند نه استراتژي. كاش نويسنده‌ي محترم فرق اين دو تا را بلد بود.)

فیس‌بوک کارمندان خود را ملزم به استفاده از اندروید کرد! (فارنت) (نكته‌ي استراتژي داره توش …)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

محصول جدید سامسونگ: دوربین گلکسی! (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

حجم داده‌های فیس‌بوک در یک روز چقدر است؟ (حامد همائي؛ نويسنده‌ي مهمان يك پزشك)

آیا کامپیوتر شما در برابر جاوا آسیب پذیر است؟ (iClub) (بسيار مهم) 

اخبار حيرت‌انگيز اين هفته: در جنگ حقوقی با اپل؛ سامسونگ گناهکار شناخته شد! (فارنت) در برابر پیروزی سامسونگ بر اپل در دادگاه ژاپن (نارنجي) و اين يكي: گوگل و اپل ظاهرا به دنبال مصالحه بر سر پتنت‌ها هستند! (فارنت)

مایکروسافت چطور لوگوی جدید خود را طراحی کرده است؟ (سعيد اميرلو؛ وب‌بلاگ فارسي)

توییتر به بنیاد لینوکس پیوست (آزادراه)

ویندوز ۸ نام تمام برنامه‌هایی که نصب می‌کنید را به مایکروسافت می‌فرستد! (فارنت)

مورچه‌ها میلیون‌ها سال است از الگوریتم اینترنت استفاده می‌کنند! (فارنت)

آيا اينترنت از ارزش محتوايي مي‌كاهد؟ (مجله‌ي شبكه)

شکاف جنسیتی در دنیای آی‌تی همچنان ادامه دارد

رونقی که رسانه‌های اجتماعی به کسب‌وکار دادند (گفتگو با دكتر يونس شكرخواه)

صنعت فاوا در ايران:

نگاهی به تغییرات جدید رتبه‌بندی شورای‌ عالی انفورماتیک

گفت‌وگو با مدیرعامل شرکت ثبت‌کننده دامنه‌های مربوط به ایران

 چند درصد وب‌گردها هنوز دايل‌آپي هستند؟ (فاجعه)

پهناي باند اينترنت بين‌الملل افزايش 37 برابري خواهد داشت (خالي‌بندي‌هاي تمام نشدني آقاي وزير.) اين خبر را بگذاريد در برابر اين يكي: جایگاه باورنکردنی “ایران” در نمودار جهانی سرعت دانلود اینترنت!

تصویب آیین‌نامه کارت هوشمند ملی

اقتصاد:

برای یکصد سالگی میلتون فریدمن (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار)

شباهت و تفاوت ایران و نروژ (حجت قندي؛ اقتصادانه)

سرنوشت اقتصاد در سایه تحریم و در گذشت زمان (حجت قندي؛ اقتصادانه)

نرخ تورم منطقه یورو افزایش یافت

هزینه‌های مصرفی در اقتصاد آمریکا به بالاترین حد در پنج ماه اخیر رسید (اين نشانه‌ي خوبيه براي خروج از ركود اقتصادي)

7 راز موفقيت سر ريچارد برانسون

سر ريچارد برانسون كارآفرين و ثروت‌مند مشهور انگليسي است كه به‌دليل مالكيت گروه معروف شركت‌هاي‌ش ـ ويرجين ـ شناخته مي‌شود. او مالك بيش از 400 شركت است كه در زمينه‌هاي متعددي ـ از صنعت هوايي و مسابقات فرمول يك گرفته تا اوازم تزئيني و حتا حمل و نقل فضايي ـ فعال‌اند. ثروت آقاي برانسون بيش از 4.2 ميليارد دلار برآورد شده است.

اين‌جا به 7 راز موفقيت آقاي برانسون اشاره شده است:

1- “بله” گفتن لذت‌بخش است!

2- حالا كه مي‌خواهيد رؤيا ببينيد، رؤياي بزرگي ببينيد! از يك پسرك روزنامه‌فروش تا فردي كه 8 شركت ميليارد دلاري راه‌ انداخته چقدر فاصله است؟ (معلوم است كه آن پسرك، خود استاد است!)

3- لذت بردن، خودش لذت‌بخش است! استاد جايي گفته: “لذت ببريد، سخت كار كنيد و پول خودش مي‌آيد.”

4- ريسك‌هاي حساب شده بكنيد: به‌‌همين دليل است كه “بله” گفتن براي آقاي برانسون راحت‌ است.

5- در لحظه و براي همين الان زندگي كنيد: از كار سخت هم لذت ببريد.

6- هميشه و به همه احترام بگذاريد.

7- گشاده‌دست و بخشنده باشيد.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (81)

“دخه‌آ در طول فصل قبل با انتقادات زیادی مواجه شد؛ ولی من هم وقتی جوان بودم و در آژاکس بازی می‌کردم، مرتکب اشتباهاتی می‌شدم و در یووه و یونایتد هم اشتباه می‌کردم. مهم‌ترین نکته این است که باید اشتباهات‌ت را در همان بازی و یا در بازی بعدی فراموش کنی. دخه‌آ این کار را کرد. (ادوين فاندرسار درباره‌ي دروازه‌بان جوان اسپانيايي منچستر يونايتد؛ اين‌جا)

درس اين شماره اين است: تلاش كنيد خيلي زود اشتباهات‌تان را فراموش كنيد؛ البته بعد از به‌خاطر سپردن درسي كه از آن‌‌ها گرفته‌ايد!

سخت‌ترين تصميم همان درست‌ترين تصميم است!

ما انسان‌ها در هر دقيقه‌ از زندگي‌مان با تصميم‌گيري مواجهيم: از “چه كنم؟” “چه بپوشم؟” “چه بخورم؟”ها گرفته تا “چه رشته‌اي بخوانم؟” “چه شغلي داشته باشم” و تا “با چه كسي باشم؟” و … بنابراين متأسفانه يا خوش‌بختانه تصميم‌گيري درست بخش مهمي از بار زندگي شاد و موفق ما را بر دوش خود مي‌كشد. خوب حالا چطور درست تصميم بگيريم؟

تا به‌امروز در مورد تصميم‌گيري درست نكات بسياري گفته شده است: از انواع روش‌هاي كمّي و كيفي تصميم‌گيري گرفته تا مباحث روان‌شناسي تصميم‌گيري. تمامي اين‌ اصول به‌دنبال كمك ما در تصميم‌گيري هستند. آن‌ها مي‌خواهند به ما ياد بدهند چطور تصميم بگيريم و از آن مهم‌تر چطور تصميم نگيريم! اما هم‌چنان اين مشكل وجود دارد كه اين خودِ “ما” هستيم كه دست آخر بايد تصميم را بگيريم … اين مشكل به‌ويژه در مواردي كه تصميم‌گيري با احساسات در ارتباط است، حادتر مي‌شود. چگونه مي‌‌تواني تصميم بگيري كه “آنِ” زندگي‌ت را ديگر دوست نداشته باشي؟ چگونه مي‌تواني تصميم بگيري كه محيط كاري را كه سال‌ها در آن زندگي كرده‌اي (و نه كار!) ترك كني و بي‌كاري خودخواسته را بپذيري؟ چگونه مي‌تواني تصميم بگيري بخش بزرگي از سرمايه‌ي اندكي را كه با هزار زحمت و دردسر به‌دست آورده‌اي براي آموزش خودت سرمايه‌گذاري كني؟ اين‌ها نمونه‌ي سخت‌ترين تصميمات زندگي يك ساله‌ي اخير من هستند.

اما … صادقانه بگويم تجربه‌ام به من نشان داده در چنين مواردي هميشه سخت‌ترين تصميم همان درست‌ترين تصميم است! انتخاب تصميم درست سخت است؛ چرا كه آن تصميم معطوف است به آينده‌ي زندگي و موفقيتي كه شايد به‌دست آيد و شايد نه. در صورتي كه احساسات روي روزهاي خوب گذشته، وضعيت امروزي و شدن‌ها و نشدن‌هاي امروز و فرداي ما متمركزند. براي همين است كه گرفتن تصميم درست تا اين حد دشوار است. 

در اين يك سال اخير در تمامي تصميمات مهم زندگي‌ام سخت‌ترين تصميم ممكن را انتخاب كردم. سعي كردم تا حدي كه مي‌توانم بر احساسات‌م غلبه كنم و با عقلانيت تصميم بگيرم. از تصميم فراموش كردن كسي كه دوست‌ش داري كه بدتر نداريم؟ (اين‌جا را بخوانيد.) امروز خوش‌حال‌م كه بگويم تجربه به من ثابت كرده هميشه آن سخت‌ترين تصميم، درست‌ترين تصميم هم بوده است.

يكي از درس‌هاي آقاي مديرعامل عزيزي كه اين روزها مشاورشان هستم (و البته عملا بيش‌تر برعكس است!) اين است: تا وقتي كه نتواني در يك موقعيت شديدا احساسي تصميم درست را بگيري، مدير خوبي نشدي.

بنابراين وقتي در انتخاب بين چند گزينه در تصميم‌گيري حيران شديد، يك بار سخت‌ترين تصميم را با دقت بيش‌تري تحليل كنيد!

غلبه بر نه شنيدن‌ها!

معمولا “نه” شنيدن اثر احساسي شديدتري دارد تا شنيدن “آري” … احتمالا همه‌ي ما موقعيت‌هايي را تجربه كرده‌ايم كه در آن‌ها شنيدن يك “نه” ساده، زندگي‌مان را زير و رو كرده است. از سوي ديگر ايجاد تغيير در سازمان‌ها كه يكي از طبيعي‌ترين كارهاي مديران و مشاوران مديريت است نيز هم‌واره با مقاومت‌ها و نه شنيدن از نيروي انساني سازمان‌ها و حتا ذي‌نفعان ماجرا هم‌راه است. خوب در اين موقعيت‌ها براي غلبه بر “نه” گفتن آدم‌ها چه بايد بكنيم؟ جان بالدوني اين‌جا روي سايت فوربس چند راه را براي اين كار پيشنهاد مي‌دهد:

1- “نه” جواب آخر نيست: خيلي از آدم‌ها از آن‌جايي كه از تغيير مي‌ترسند “نه” مي‌گويند! بنابراين اگر بتوانيد به آن‌ها نشان بدهيد كه قرار است چه تغيير خوبي رخ بدهد؛ آن‌وقت …

2- آيا ارزش‌ش را دارد؟ آيا تلاش براي گرفتن پاسخ مثبت از آدم‌ها به هزينه‌هاي‌ش مي‌ارزد؟

3- تصميم بگيريد: براساس دانسته‌هاي‌تان تصميم بگيريد كه بايد چه بكنيد. ترديد در تصميم‌گيري، باعث زير سؤال رفتن قابليت‌هاي شما مي‌شود.

4- آيا مي‌توانيد؟ توجه كنيد كه هميشه لازم نيست بر موانع غلبه كنيد. خيلي وقت‌ها پذيرفتن اين “نه” عاقلانه‌تر است؛ چرا كه در محدوده‌ي توانايي‌هاي شماست. مثلا فرض كنيد كوه‌نوردي هستيد كه با آب و هواي بسيار بد در ارتفاع بالاي يكي از قلل هيماليا روبرو شده‌ايد: آيا مي‌توانيد به صعودتان ادامه بدهيد؟

اغلب اوقات “شدن” و “رسيدن”، به‌دليل غيرممكن بودن نيست كه رخ نمي‌دهند؛ بلكه تنها به اين دليل به‌دست نمي‌آيند كه “سخت” هستند و ديرياب و آدم‌هاي عجول و كم‌حوصله‌اي به‌دنبال آن‌ها هستند كه در ميانه‌‌ي راه كم مي‌آورند! جان وودن مربي افسانه‌اي بسكتبال جايي گفته است: “نگذاريد آن‌چه نمي‌توانيد با آن‌چه مي‌توانيد در هم آميخته شوند.”

مقاله‌ي هفته (17): معيارهاي ارزيابي موفقيت مدل كسب و كار يك كسب و كار اينترنتي چيست؟

ديويد چو اين‌جا روي سايت تك‌كرانچ به مقايسه‌ي وضعيت سهام فيس‌بوك با گوگل و ياهو پرداخته و چنين نتيجه گرفته كه فيس‌بوك اين روزها شبيه ياهو است. اما هدف اصلي مقاله‌ تحليل آينده‌ي فيس‌بوك است. اين‌كه آيا فيس‌بوك در آينده به گوگل خواهد رسيد يا نه؟ آقاي چو در اين زمينه نمي‌تواند پيش‌بيني خاصي ارائه دهد.

نكته‌ي جالب مقاله براي من روش تحليل آقاي چو در مورد آينده‌ي فيس‌بوك بود. آقاي چو مدل كسب و كار فيس‌بوك را با سه معيار مي‌سنجد:

1- تعداد كاربران: يك كسب و كار اينترنتي به تعداد كاربران‌ش زنده است. استقبال يا عدم استقبال از يك سرويس زندگي و مرگ كسب و كار اينترنتي را رقم مي‌زند. در اين زمينه فيس‌بوك دارد به نقطه‌ي اشباع كاربران بالقوه نزديك مي‌شود و رشد كاربران‌ش كاهش مي‌يابد و در نتيجه آينده‌ي خطرناكي دارد!

2- تركيب كاربران: عموما كاربران يك كسب و كار اينترنتي مثل مشتريان يك كسب و كار دنياي واقعي، از گروه‌هاي متفاوتي هستند: زن / مرد، جوان / ميان‌سال،  كساني كه بابت استفاده حاضرند پول بدهند / كساني كه فقط صرفا به‌دنبال استفاده‌ي رايگان هستند و … همان‌طور كه مي‌دانيد يكي از اولين مباحث مطرح در آموزش بازاريابي بخش‌بندي بازار و مشتريان (Market and Customer Segmentation) است. براي من جالب بود كه آقاي چو مي‌گويد اين صرفا براي بازاريابي و توسعه‌ي فروش نيست؛ بلكه بايد مدل كسب و كار را براساس اين بخش‌بندي و با در نظر گرفتن اين‌كه كدام گروه مشتريان سودآورترند، اصلاح كرد. مثلا در مورد فيس‌بوك مشتريان آمريكايي سودآوري بيش‌تري دارند تا منِ ايراني!

3- درآمد متوسط به‌ازاي هر كاربر يا (Average revenue per user (ARPU): اين معيار خلاصه‌ي مدل كسب و كار است! طبيعي است كه اگر اين عدد از متوسط قيمت تمام شده به‌ازاي هر كاربر بالاتر باشد، يعني كسب و كار سودآور است. اين دقيقن چالش اصلي فيس‌بوك پس از سهامي عام شدن است: اين‌كه چطور با استفاده از حجم عظيم كاربران‌ش و اطلاعاتي كه درباره‌ي آن‌ها دارد، بتواند اين درآمد را طوري افزايش دهد كه نرخ بازگشت سرمايه (ROI) حداكثر شود!

پيشنهاد مي‌كنم كسب و كار اينترنتي ام‌روز يا فرداي‌تان را با اين سه شاخص ساده اما بسيار مهم و اثربخش بسنجيد. شايد وقت اصلاح مدل كسب و كارتان همين حالا باشد.

دعوت به همكاري توسعه‌دهندگان اوراكل

اين آگهي هم مربوط به يكي از دوستان بسيار عزيز من است:

“یک شرکت معتبر در حوزه تولید نرم‌افزارهای بانکی جهت تکمیل کادر تیم توسعه خود به تعداد 5 نفر توسعه‌گر مسلط به حوزه‌ي Oracle ADF نیازمند است. از افراد مایل به همکاری خواهشمند است رزومه خود را به پست الکترونیک masoud.mamaghani@gmail.com ارسال نمایند.”

توضيح: پروژه‌اي كه براي آن آگهي ارائه شده، از نظر حجم كار و مبلغ قرارداد بزرگ‌ترين پروژه‌ي توسعه‌ي نرم‌افزار در تاريخ صنعت نرم‌افزار در ايران است. بدون هيچ تعارفي، اين دوست عزيز و بسيار خوش‌اخلاق بنده ـ كه مدير فني پروژه هستند ـ يكي از بادانش‌ترين افرادي است كه در حوزه‌ي مهندسي نرم‌افزار با آن‌ها افتخار  آشنايي و هم‌كاري داشته‌ام. مطمئن باشيد چيزهاي بسيار زيادي براي آموختن در اين پروژه وجود دارد. شركت مربوطه يكي از قديمي‌ترين و معتبرترين شركت‌هاي نرم‌افزاري كشور است كه به‌صورت تخصصي در حوزه‌ي نرم‌افزارهاي بانكي فعاليت مي‌كند.

ماه‌نامه‌ی مدیریتی گزاره‌ها ـ شماره‌ی سوم

شماره‌ی سوم ماه‌نامه مدیریتی گزاره‌ها هم اگر چه با اندكي تأخير؛ اما بالاخره آماده شد! در اين شماره از هم‌كاري دو دوست خوب مهندس حشمت سيدي و خانم الهام اعتدالي عزيز بهره‌مند شدم كه از زحمات اين دو دوست گرامي، بسيار سپاس‌‌گزارم. بسیار خوش‌حال خواهم شد که از همکاری‌ شما هم در تهیه‌ی مطالب شماره‌های آینده‌ی این ماه‌نامه بهره‌مند شوم. 

امیدوارم مجموعه مطالب تهیه شده برای این شماره مورد استفاده‌ی دوستان گرامی قرار بگیرد. منتظر هر گونه انتقاد، پیشنهاد و نظر سازنده‌ی شما نيز هستم. می‌توانید شماره‌ی سوم را از این‌جا با لینک مستقیم دانلود کنید.

اگر از مطالب این ماه‌نامه خوش‌تان آمد و برای‌تان کاربردی بود، سپاس‌گزار خواهم شد که آن را برای دوستان‌تان نیز بفرستید. برای دریافت شماره‌های بعدی این ماه‌نامه، می‌توانید ای‌میل‌تان را این‌جا ثبت کنید.