مثل شرلوک هلمز فکر کنيد!

قبلا اين‌جا به اين موضوع پرداخته‌ام که مهم‌ترين وظيفه‌ي يک مشاور حل مسئله است. شايد بشود يک گام هم پيش‌تر گذاشت و به قول پوپر گفت: “زندگي سراسر حل مسئله است!” خوب اين حل مسئله چطوري بايد انجام بشود؟ اين يکي از دل مشغولي‌هاي اساسي من هست که قبلا در مورد آن نوشته‌ام و در آينده هم حتما خواهم نوشت.  اين اواخر مطلب جالبي خواندم درباره‌ي اين‌که چطور به روش شرلوک هلمز مسئله را حل کنيم؟ قبل از من البته امير مهراني اين‌جا در اين مورد از زاويه‌ي ديد ديگري نوشته که پيشنهاد مي‌کنم حتما آن را هم بخوانيد.

خوب اين هم ويژگي‌هاي تفکر هلمزي:

  1. ذهن بازي داشته باشيد.
  2. از استدلال استقرايي استفاده کنيد.
  3. حواس‌تان باشد پيش‌فرض‌ها يا راه‌حل‌هاي ارايه شده توسط ديگران (از جمله مشتريان شما به‌عنوان يک مشاور) ممکن است درست نباشد و يا حتي بدتر، بي‌ربط باشد!
  4. همه‌ي احتمالات ممکن را بررسي کنيد، به‌ويژه آن‌هايي که ديگران جا انداخته‌اند!
  5. به دقت همه‌ي جزييات را بررسي کنيد و آن‌هايي را که ممکن است بعدا به دردتان بخورند را به خوبي ثبت کنيد.
  6. به دنبال ارتباطات، روابط، موارد سازگار يا ناسازگار بگرديد.
  7. تا مي‌توانيد سؤال بپرسيد!
  8. به شم و غريزه‌ي خود اعتماد داشته باشيد؛ ولي لطفا اين توانايي را هم داشته باشيد که آن را با شواهد و واقعيت‌ها پشتيباني کنيد.
  9. تغيير قيافه بدهيد (يا حتي ندهيد!)
  10. بي‌رحمانه براي پيدا کردن راه‌حل تلاش کنيد!

يک نکته‌‌ي ديگر: کارآگاهان خوب الگوهايي را هم براي آدم‌هايي که از راز مورد نظر کارآگاهان باخبرند و هم براي کارِ کارآگاهي خوب توسعه مي‌دهند. بنابراين سعي کنيد براي حل مسئله الگوهايي را طراحي و استفاده کنيد.

پست‌هاي ثابت هفتگي گزاره‌ها

هيچ کاري مثل تعهد ايجاد کردن، براي اين‌که آدم مجبور شود آن کاري را که بايد بکند انجام دهد، نتيجه‌بخش نيست. حقيقت اين است که تنبلي، دست‌اندازهاي زندگي و البته بي‌حوصلگي باعث شده بود که مدت‌ها مطالبي را که مي‌دانستم بايد بخوانم را نخوانم. هر چند شرايط زندگي‌ام اين روزها بدتر شده که به‌تر نشده‌؛ اما خوب حداقل فايده‌ي مجموعه پست‌هاي لينک‌هاي هفته براي من اين بوده که مجبورم کرده به صورت مستمردر طول هفته بخوانم و بخوانم و بخوانم. همين نتيجه‌ي نسبتا خوب، باعث شده تا مدتي در ذهنم به اين فکر کنم که چند تا کار ديگر هم بايد انجام بدهم که نمي‌دهم و شايد به‌وسيله‌ي اين‌جا بشود تعهد انجام آن‌ها را هم در خودم ايجاد کنم. بنابراين از هفته‌ي آينده، علاوه بر انتشار هفتگي پست لينک‌هاي هفته در پنج‌شنبه شب‌ها، سه پست ثابت هفتگي ديگر هم خواهيم داشت:

  1. شنبه شب‌ها ـ مقاله‌ي هفته: چه مشاور، چه دانشجوي مديريت، چه هر کار ديگري داشته باشيد، بايد هر هفته کتاب و مقاله به‌اندازه‌ي کافي بخوانيد. کتاب را که من نمي‌توانم يک هفته‌اي بخوانم‌ (!)، اما سعي مي‌کنم هر هفته يک مقاله يا پرزنتيشن خوب و عالي (طبيعتا به زبان انگليسي) را بگذارم. اين مقالات يا پرزنت‌ها مي‌توانند در مورد موضوعات پايه‌ي علم مديريت يا IT باشند و ممکن است مباحث جديدي را در اين حوزه مطرح کنند. هر چند تمرکز اصلي‌ام را روي مقالات کلاسيک و اساسي علم مديريت (به‌ويژه مقالات HBR) مي‌گذارم.
  2. دوشنبه‌ شب‌ها ـ ايده‌هاي هفته: خيلي وقت‌ها از اين طرف و آن طرف ايده‌هاي جالبي را يادداشت مي‌کنم که نمي‌شود در قالب يک پست کامل بنويسم‌شان؛ هر چند که وقتي دفترچه‌ي يادداشت‌ام را ورق مي‌زنم، هي به من چشمک مي‌زنند که: منو بنويس! 😉 براي حل اين مشکل، دوشنبه‌ شب‌ها، سه ايده‌ي جالب را اين‌جا يادداشت خواهم کرد.
  3. سه‌شنبه شب‌ها ـ پست مربوط به مشاوره‌ي مديريت و IT: واقعيت اين است که من به شدت به حوزه‌ي مشاوره علاقه‌مندم. نوشته‌هاي پراکنده‌ام تا به امروز اين را نشان داده؛ اما فکر مي‌کنم در اين فضاي بي‌در و پيکر مشاوره‌ي مديريت و IT در ايران لازم است که حتما به صورت هفتگي در اين مورد بنويسم. ادعايي ندارم که مشاور خيلي درست و حسابي هستم؛ اين کار را براي اين مي‌کنم که خودم را به خواندن در مورد مشاوره در طول هفته مجبور کنم!

طبيعي است که پست‌هاي ثابت شبانه‌ي (!) فوق باعث نمي‌شود که رويه‌ي قبلي گزاره‌ها تغيير کند. اين‌جا همان جاي قبلي است با اندکي افزودني‌هاي اميدوارم خوش‌مزه‌تر!

لينک‌هاي هفته (19)

پيش از شروع سه نکته:

  1. لينک‌هايي که به نظرم بايد حتما و تحت هر شرايطي خوانده بشوند را با رنگ قرمز از ساير لينک‌ها متمايز مي‌کنم.
  2. براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.
  3. اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين توضيحات لينکهاي هفته را مرور مي‌کنيم:

مديريت:

احسان اردستاني اين هفته پستي نوشت تحت عنوان آداب ايميل درباره‌ي چگونه اي‌ميل زدن در محل کار. اين پست منجر به پست آیا “عصر ايميل” به آخر خط رسیده است؟ آيدين کسايي و پست چگونه يک Email را طوري بازنگري کنيم که ديگران آن را بخوانند در گزاره‌ها شد.

هم‌چنين روايت احسان را از کنفرانس مديريت امسال در کنفرانس مدیریت و پست های کنفرانس (1) – سرچ در اینترنت بخوانيد.

آقای زاکربرگ ۲۶ ساله (ايراني‌اش را مي‌توانيم داشته باشيم!؟) و کار مورد علاقه بعد از ۳۰ سال (امير مهراني)

مدیریت پروژه با طعم هدفمندی یارانه ها (پيشنهاداتي براي کاهش هزينه‌هاي پروژه‌ها) و فعالیتهای پس از جلسه (مهدي عرب عامري)

جوجه ی برتراند راسل (در تحقيق فقط حواس‌تان به متغيرهاي اصلي نباشد. گاهي اوقات متغيرهاي فرعي و تعديل‌کننده مهم‌ترند!) (نيام يراقي)

ارتقاي تصادفي يا هردنبيلي*؟ و تصميماتي كه احساسي نبود (آيدين کسايي)

چگونه در شرایط بحرانی تصمیم بگیریم؟ (وبلاگ همينا)

حضور زنان در سمت‌های مدیریتی (” تحقیقات داخلی در شرکت HP نشان داد که زنان تنها زمانی که فکر مي‌کنند 100 درصد معیارهای لازم را دارند، درخواست شغل مي‌دهند؛ در حالی که مردان اگر احساس کنند 60 درصد شرایط لازم را دارند، تقاضای کار مي‌دهند.”)

به بهانه حذف دوباره دایی از فوتبال ایران (علي دايي که برگشت؛ اما يک جمله‌ي شاه‌کار داشت مازيار ناظمي عزيز در اين متن: “من روزگاری دایی را یک نخبه می دانستم و دلم می خواست با افق فکری بلندش حداقل نیم قرن ! جلوتر از این فوتبال ایرانی حرکت کند و نقشی تعیین کننده برای توسعه این فوتبال داشته باشد ولی افسوس که او هم مثل من و تو ، فقط خودش را دید.“)

مورد كاوي نرم‌افزار کد باز: راه نجات یا خودکشی؟ (“در همه صنایع، سازمان‌هایی هستند که رویکردشان به مشتریانشان بیشتر از همه به تعریفشان از موفقیت برمي‌گردد.
برای مثال، صنعت تلفن همراه را در نظر بگیرید. برای Apple موفقیت در قدم اول توانایی تعریف کردن یک تلفن عالی است و آیفون یک قطعه زیبا از تکنولوژی است که با قیمت زیادی در دسترس عموم است. ولی این سازمان در سال 2007 تنها 4 میلیون از این گوشی‌ها را فروخت. در حالی که نوکیا در سال 400 میلیون تلفن مي‌فروشد. چرا که تعریف نوکیا از موفقیت بزرگ‌ترین تولیدکننده تلفن همراه بودن در دنیا است. سازمانی با این تعریف مسلما مي‌خواهد محصولاتش را به هر چقدر بازار بزرگ‌تری که امکان دارد بفروشد.”)

بازاريابي 5 عامل مهم بازاریابی (به ترتيب چرا، چه کسي، چی و چه موقع و کجا!)

مشاوره‌ي مديريت:

مهارت‌هاي برنامه‌نويسي (“ناگفته پيدا است که يک مشاور هم بايد چنين قابليت‌هايي را داشته باشد؛ البته با تعريفي ديگر!”)

ادغام بخش مشاوره‌ي IT زيمنس و شرکت مشاوره‌ي Atos و ايجاد بزرگ‌ترين شرکت مشاوره‌ي IT اروپا

فناوري اطلاعات:

10 پيش‌بيني؛ صنعت آي‌تي در سال 2011

بهترین مدارک بین الملی آی تی در سال ۲۰۱۰ و ده گجت خوش اقبال که در سال آینده میلادی می درخشند و (مهرداد نايب)

چند پست عالي دکتر مجيدي عزيز در يک پزشک: بررسی آماری واژه‌های پنج میلیون کتاب با محصول جدید گوگل، تبلت چگونه زندگی مجازی شما را متحول می‌کند؟! تجربه شخصی من از کار با «گلکسی تب» (الان جو گرفت برم بخرم!) و ۱۰ پیشبینی در مورد رسانه‌ها در سال ۲۰۱۱

فاینشنال تایمز منتشر کرد ارزشمندترین شرکت‌های تکنولوژی جهان

15 شکست بزرگ فناوری 2010

پیش بینی جدال فیس بوک و گوگل در سال ۲۰۱۱

دورکاری؟ اینجا ایران است! (افشين دبيري در اين پست از عدم بلوغ کافي نيروي کاري ادارات دولتي براي دورکاري مي‌گويد.)

اقتصاد:

اقتصاد براي همه چرا تبعيض قيمتي آنقدرها هم بد نيست؟ و مالكيت: سنگ بناي نظام اقتصادي

پاسخ‌هایی به یک منتقد رادیکال: پول دانش‌کده‌های اقتصاد از کجا می‌آید؟ (من به سهم خودم از حامد قدوسي عزيز براي دادن پاسخ‌هاي منطقي به اين حضرات چپ تشکر مي‌کنم!)

جدولی برای قیمت ها (جدول مقايسه‌اي قيمت‌هاي با يارانه و بي‌يارانه که زحمت‌اش را خانم سميه توحيدلو کشيده‌اند.)

90 شاخص موثر بر قيمت مسكن (در تهران به روايت شهرداري)

نگاه مصائب اقتصادی سوسیالیسم (نوشته‌ي ميزس: “مصرف‌کننده، هم خریدار است هم نوعی کارفرما. وقتی از فروشگاهی بیرون می‌آیید ممکن است این یادداشت را روی در ببینید که: «از خرید و حمایت شما متشکریم. به امید دیدار مجدد.» اما اگر در کشوری تمامیت خواه به فروشگاه بروید فروشنده می‌گوید: «يادت باشد حزب كمونيست را به خاطر وجود این کالا شکر کنی.» در کشورهای سوسیالیستی به جای فروشنده این خریدار است که سپاسگزاری می‌کند. شهروند ريیس نیست، ريیس، کمیته مرکزی است. کمیته‌های سوسیالیستی و رهبرانشان ارباب اند و مردم کاری جز اطاعت ندارند.”)

گفت‌وگو با ريچارد ايسترلين درباره‌ي اقتصاد خوش‌بختي (“با افزايش درآمد، تغييراتي در ساير قلمروهاي زندگي به وجود مي‌آيد كه براي خوشبختي مهم هستند و اثر افزايش امكانات و كالاها را خنثي مي‌كنند. نه فقط آرزوها تمايل به پرواز دارند بلكه مردم اضطراب بيشتري درباره كار، روابط خانوادگي، همسايه‌ها و غيره پيدا مي‌كنند.”)

رئیس کل بانک مرکزی: بانک‌ها با محدودیت شدید منابع مواجه‌اند

معاون بانک مرکزی: روند تورم تا آبان ۱۳۹۰ افزایشی خواهد بود

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

۱۱ درس زندگی که بچه ها به ما می آموزند

خُلق مثبت، مغز را خلاق می‌کند (“افرادی که دارای خلق مثبت هستند می‌توانند نگاه روشن‌تری نسبت به وقایعی که در اطرافشان می‌گذرد داشته باشند، اطلاعات حاصل را بهتر در ذهن خود سازمان‌دهی کنند و به نوآوری در تفکر دست یابند.”)

شيوه‌هاي پیشگیری از درگیری

ذهن انسان و مشکل چندوظیفه‌ای

درمان 9 مرحله‌اي مدیران سرسخت (اصول علمي پاچه‌خواري!!!)

بررسی رفتار مدیران موفق مدیران موفق همیشه افراد برون‌گرایی نیستند (“به طور جالب توجهی‌، هیچ یک از مدیران درون‌گرا و برون‌گرا نسبت به گروه دیگر بهره‌وری یا سوددهی بیشتری از خود نشان ندادند‌. تفاوتی که گرانت و محققانش در‌اين رابطه یافتند در نحوه کنار هم قرارگرفتن مدیران و کارمندان بود. او می‌گوید‌: «با وجود همکاری با گروه‌های مختلفی از کارمندان، هر دو روش مدیریت درون گرا و برون گرا به یک اندازه موثر هستند. به عنوان یک دانشمند علوم اجتماعی ‌اين مسا‌له برایم جالب است که شخصیت کارمندان در سازمان‌ها به اندازه کافی پیچیده هستند و به ندرت می‌توان نتیجه‌گیری کرد که کدام روش نسبت به دیگری مفیدتر است‌. طبق تحقیقات انجام شده به ‌اين نتیجه رسیدیم که به جای مطرح کردن‌ اين سوال که کدام روش کارآمدتر است‌، بهتر است بپرسیم در چه زمانی روشی مفید است.»”)

آیا زنان از مردان قابل اعتمادترند؟ (“در تحقیقی که در نشریه روانشناسی کاربردی به چاپ رسیده است محققان متوجه شدند طی یک مکالمه 10 دقیقه نزدیک به 60 درصد مردم حداقل یک بار دروغ می‌گویند. در حالی که متوسط تعداد دروغ‌هایی که یک فرد در این مدت می‌گوید 2.92 دروغ است. نوع دروغ‌هایی که مردان و زنان می‌گویند کاملا متفاوت است. مردان معمولا از دروغ گفتن برای بهبود چهره خود در نظر دیگران استفاده می‌کنند. این در حالی است که زنان برای آن‌که طرف مقابلشان حس بهتری داشته باشد دروغ می‌گویند.”)

مغز تنها در مدت 15 دقیقه یک واژه خارجی را یاد می گیرد

گوش كردن به آواز پرندگان راهی برای مقابله با افسردگی (البته در زمستان!)

نوشيدن قهوه شيرين شما را باهوش‌تر مي‌كند

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

لينک‌هاي هفته (18)

ضمن تسليت ايام سوگواري سيد الشهدا امام حسين (ع)، برويم سر کار خودمون! فقط چند تا توضيح:

  1. از اين هفته لينک‌هايي که به نظرم بايد حتما و تحت هر شرايطي خوانده بشوند را با رنگ قرمز از ساير لينک‌ها متمايز مي‌کنم.
  2. پيام هدايت يکي از خوانندگان خوب و محترم اين وبلاگ هم از اين هفته به جمع‌ مديريتي‌نويس‌هاي وب پيوست. ضمن تبريک به پيام، اميدوارم که زود به زود بنويسه!
  3. امير مهراني اين هفته به رکورد 1000 مشترک ثابت در فيد وبلاگ‌اش رسيد. به امير هم تبريک مي‌گويم و اميدوارم يک روزي خودم هم به همچين جايي برسم!

اين هم شما و لينک‌هاي منتخب اين هفته:

اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين توضيح لينک‌هاي هفته را در قالب دسته‌بندي موضوعي مرور مي‌کنيم:

مديريت:

بستر پیشرفت شما کجاست؟ (آيا کارتان را بستر پيشرفت مي‌دانيد؟) و سیگنال در مقابل نویز (از امير مهراني)

گام نخست اجرای مدیریت پروژه در سازمان (جمع‌آوري اطلاعات، اولين گام مديريت پروژه است) و اهداف هوشمند (کاربرد مدل SMART در تحليل فرايند) (از مهدي عرب عامري)

قانون، محدودیت نیست (بخش اول) (نوشته‌ي آقاي مجيد آواژ در مورد لزوم محدوديت اينترنت در شرکت‌هاي آي‌تي. من با نظر ايشان مخالفم و مي‌توانيد در اين مورد کامنت من و پاسخ متين و سنجيده‌‌ي ايشان را پاي همين پست مشاهده کنيد.)

گزارشي درباره‌ي مديريت منابع انساني در گوگل (اين گزارش به دغدغه‌هاي مديريت منابع انساني در گوگل پرداخته. کسي حوصله داشت ترجمه‌اش کند. سه تا نکته‌ي بسيار مهم‌اش اين‌ها هستند: 1. گوگل الگوريتمي را براي تعيين ريسک شرکت توسط تک تک 20000 کارمندش در قالب برنام‌اي به نام Googlegeist توسعه داده. 2. در گوگل روي ايجاد سيستم تصميم‌گيري که در آن اشتباهات شناختي يا همون Cognitive Biases خودمون حذف شده باشند!!! 3. در گوگل همه چيز بايد از نو ابداع شود؛ حتي در حوزه‌ي منابع انساني. اين‌که يک طرح منابع انساني مثلا در GE يا IBM به خوبي کار کرده دليل نمي‌شود که در گوگل هم به کار گرفته شود!)

تأسیس سایت “دفتر ارتباط با دانشگاه” (براي اطلاع‌رساني و ترويج فعاليت‌هاي آکادميک بازاريابي )

10 عامل مهم شکست نوآوری

مدیریت ریسک راه حلی جهت غلبه بر رکود اقتصادی

فناوري اطلاعات:

مایکروسافت تبلت های جدید خودش را برای رقابت با آی پد معرفی می کند (کلا کپي پيست‌کار خوبي است اين مايکروسافت!) (مهرداد نايب)

خروجی کارآ در Agile (تفاوت روش Agile با متدولوژي‌هاي موجود توسعه‌ي نرم‌افزار)

فعالیت گروهی برای گسترش کتاب الکترونیک فارسی (پيشنهاد قابل تأمل دکتر مزيدي عزيز براي گسترش محتواي فارسي)

برتری آماری اندروید بر آیفون، در میدان گوشی‌های همراه و نقشه روابط فیس‌بوکی (از يک پزشک؛ دکتر علي رضا مجيدي عزيز)

گزارش صریح مرکز پژوهش‌های مجلس چالش‌های اصلی صنعت نرم‌افزار ایران

تحقیقی درباره گرایش‌های مختلف وبلاگ‌های ایرانی (گزارش‌ مربوطه را در قالب فايل PDF از اين‌جا دريافت کنيد.)

جدول میزان تحقق برنامه چهارم در فناوری اطلاعات

نتيجه‌ي نظرسنجي والت: آيا کارکنان بايد براساس اظهارنظرهاي‌شان در فيس‌بوک اخراج شوند!؟

روزانه ۳۰۰.۰۰۰ گوشی آندروید فعال می‌شود! (دم گوگل گرم!)

10 موضوع مورد علاقه کاربران توئیتر در سال 2010

دانلود اولين كتاب گوگل: 20 نكته‌اي كه در مورد وب و مرورگرها ياد گرفتم (فارسي) | مجله اينترنتي گوياآي‌تي

افشای پیشنهاد 15 میلیارد دلاری مایکروسافت برای خرید فیس‌بوک (دم مارک زوکربرگ گرم که نفروخت!)

بیشترین کلمه بکار رفته در ویکی لیکس

اقتصاد:

دوستان لطفن کمی هوای تازه یا چه‌گونه در 12 ساعت یک منتقد رادیکال شده و باعث کسالت و خواب‌آلودگی بقیه شویم؟ (مطلب بسيار بسيار عالي حامد قدوسي عزيز در نقد ناقدان هوچي‌گر چپ‌گراي حوزه‌ي اقتصاد) و پست مکمل آن پاسخ‌هایی به یک منتقد رادیکال: کشاورزی آمریکایی یا دهقان هندی؟ (اگر به اقتصاد علاقه داريد هر دو تا را بخوانيد حتما)

درسهای اقتصادی آلودگی هوای تهران (علي دادپي)

مروری بر گزارش 2010 موسسه فریزر آزادی اقتصادی در جهان کمتر شده است

9 اصل علم اقتصاد

۲۸ ماه است که نرخ رشد اقتصادی کشور اعلام نشده است (فاجعه!!!)

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

یک روانشناس از منطق اقتصادی می‌گوید: چرا شاد بودن همیشه خوب نیست؟ (“اگر احساس خوب داشتن اولویت اصلی نباشد، اولویت اصلی چیست؟ به نظر من، آرامش داشتن. منظور من از آرامش هیچ چیز فراطبیعی نیست. منظورم نادیده گرفتن خودآگاه برای رسیدن به شور و آرامش نیست؛ موادمخدر هم اثر مشابهی ایجاد می‌کند. منظور من از آرامش وضعیتی است که شما در کنترل کامل ذهن و زندگی‌تان هستید، از اراده آزادتان در سازگارترین شکل ممکن استفاده می‌کنید؛ و در عین حال، نسبت به اموری که اداره شان از دست شما خارج است بی‌تفاوت هستید.”)

چرا موفق نیستم؟

مدیریت باهوش‌ترین‌‌ها (رونوشت به مديران من! :دي)

كارآفريني کار آفرینی ، روانشناسی موفقیت (کارآفرينان با ساير انسان‌ها فرقي ندارند؛ فقط درک نمي‌کنند که چرا مي‌شود شکست خورد!!!)

کیفیت زندگی در جزئیات کوچک نهفته است

مهارت‌هاي مديريتي اصول کنار آمدن با کارهای خصمانه (“بسیاری از مشاجرات تنها به این دلیل روی مي‌دهند که یکی از دو طرف مجادله یا هر دو، از جملات تحریک کننده استفاده مي‌کنند. معمولا مشاجراتی که به این شیوه روی مي‌دهند، برای روابط بسیار مضر هستند. یاد گرفتن کلماتی که مي‌توانند منجر به دعوا شوند و جایگزین کردن آنها با کلمات دیگر، کار چندان دشواری نیست.”)

چرا باید مدیران درد را احساس کنند؟ (“هرچه بیشتر تلاش کنم تا دیگران را تحت تاثیر قرار بدهم به همان‌ اندازه کمتر خود را باور مي‌کنم و هیچ دوره آموزشی ارتباطات برای بهبود‌اين شرایط به من کمک نخواهد کرد مگر در صورتی که قادر باشم درد هیچ گاه به ‌اندازه کافی خوب نبودن را احساس کنم و قبول کنم تنها راهی که ما بتوانیم به سمت جلو حرکت کنیم، از زندگی لذت ببریم و با جرات رهبری کنیم ‌اين است که جلوی احساسات خودمان را نگیریم و آنها را کاملا تجربه کنیم تا بتوانیم تبدیل به یک انسان کاملا بالغ و به کمال رسیده شویم.”)

10 شغل افسرده‌کننده در آمريکا

قسمت‌هاي قبل:

براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

لينک‌هاي هفته (17)

اين هفته نوشتن در اين پست کمي تأخير شد و در واقع به هفته‌ي بعد منتقل شد! اميدوارم ديگر اين اتفاق رخ ندهد. با اين توضيح بريم سر کار خودمون!

اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين دو توضيح لينک‌هاي هفته را در قالب دسته‌بندي موضوعي مرور مي‌کنيم:

مديريت:

نایابی در تخصص (شعار من هميشه اينه که تخصص خود را بشناسيد! در اين پست شهرام کريمي معيار خوبي براي سنجش متخصص بودن / نبودن ارايه کرده.)

ارزش های سازمانی (اصطلاح ارزش‌هاي سازماني اين روزها خيلي اين طرف و آن طرف شنيده مي‌شود؛ از برنامه‌ريزي استراتژيک گرفته تا رفتار سازماني. اين مطلب خوب احسان اردستاني نگاهي نسبتا جامعي داشته به اين‌که کلا اين مفهوم يعني چه!)

حل مسئله به روش شرلوک هولمز (من هم يک چيزي تو همين مايه‌ها ترجمه کردم که البته با اين مطلب امير مهراني متفاوته. يک مدت بگذره از مطلب بسيار عالي امير، منتشرش مي‌کنم.) و جمع بندی: تاخیر پرداخت حقوق و استرس شغلی (امير اين هفته يک نظرسنجي داشت در مورد نتايج تأخير در پرداخت حقوق. اين پست جمع‌بندي نظرات ارايه شده و توصيه‌هايي در اين مورد است که حتما توصيه مي‌کنم اگر شاغل هستيد بخوانيدش.)

اگر مشتري گزاره‌ها بوده باشيد، من دور و بر زمان ال کلاسيکو چند تا پست در مورد درس‌هاي مديريتي بارسا نوشتم. حالا بعد از فاجعه‌ي ال کلاسيکو مهدي عرب عامري آمده و در پست مورینیو، مدیری برای تمام پروژه ها همه‌ي ما طرف‌داران بارسا را با خاک ورزش‌گاه سانتياگو برنابئو يکسان کرده! من اگر چيزي در جواب اين پست ننوشتم به خاطر پاسخ منطقي و جالب آيدين کسايي در پست مديري خاص، نه برای پروژه‌هاي خاص بود. طبعا نظر من به نظر آيدين نزديک‌تره! مديران پروژه راه‌نماي مهدي را هم تحت عنوان مدیریت ریسک آسان مطالعه کنند.

چه مي‌کنه اين نيام يراقي! چند تا پست عالي داشت اين هفته که نتوانستم از بين‌شان انتخاب کنم: پرسشنامه (حضرات محققين چطور پرسش‌نامه طراحي مي‌کنيد‍؟ اين پست را بخونيد و ياد بگيريد!)، چگونه بنویسیم؟ (رفرنس‌دهي در مقاله و تحقيق اين طوري است!)، به یک ایده جهت رسیدن به ذهن نیازمندیم (اين همه من مي‌گم ايده مهمه؛ هيشکي گوش نمي‌کنه. کيس بانمکي را که نيام در اين مورد نوشته بخونيد!) و ارائه های آسانسوری

تفکیک مسائل شخصی از محیط کار- خلاصه نظرات و نتیجه گیری (نکاتي که مجيد آواژ در اين يادداشت در مورد محدوديت‌هاي تکنولوژيک در محيط کار گفته‌اند و دلايل اين کار جالب‌اند؛ اما من شخصا جز در مورد موبايل با بقيه به‌ويژه محدوديت اينترنت مخالفم. مخالفت‌ام دلايل خاص خودش را دارد که شايد در آينده‌ي نزديک نوشتم.)

تهران: پنجمین کنفرانس بین‌المللی برند- 11 آذرماه 1389 (خلاصه‌ي جذابي از سخنراني ديويد آکر از بزرگان بازاريابي) و معرفی کتاب هنر ایجاد انگیزه (هر دو از استاد پرويز درگي. دومي را بدهيد از بچه‌ي 5 ساله تا آدم‌هاي 500 ساله بخونند!)

آقاي خرمي‌راد هم چند تا پست بسيار عالي داشتند طبق معمول: برنامه ریزی پروژه چیه؟ و ارائه یا تکمیل طراحی؟

توسعه نرم افزار Agile (توسعه‌ي چابک يعني چي؟)

برنامه مدیریت ریسک پروژه (وبلاگ درس‌هاي آموخته پس از مدت‌ها به‌روز شد. تعريف و اجزاي برنامه‌ي مديريت ريسک پروژه را در اين پست بخوانيد.)

مديران خودشیفته: مزایا و معایب

چگونه به کارکنان بی‌تفاوت خود انگیزه بدهیم

تاثير تصميمات روزانه مديران بر استراتژي سازمان (در هر سطحي از سازمان که مديريت مي‌کنيد، اين مطلب را لازم است بخوانيد.)

فناوري اطلاعات:

گوگل با شبکه اجتماعی Google +1 می آید (خبر بسيار جالب؛ به اميد پيروزي گوگل بر رقباي‌‌اش يعني فيس‌بوک و اپل! مايکروسافت را هم اصلا جزو رقبا محسوب نکردم … :دي) و مقایسه ای بین گوشی جدید گوگل و Galaxy S (از مهرداد نايب)

۳۰ زن برتر کارآفرین اینترنتی (خواهران آن‌لاين به جاي اين همه گودربازي بياييد برويد ببينيد چه کارها نمي‌شود در اين فضاي مجازي کرد! مطلب بسيار عالي مايا؛ کسب و کار اينترنتي)

گوگل در برابر فیس بوک: دوران طلایی شرکت‌های اینترنتی چقدر طول می‌‌كشد؟ (گوگل پيروز است! من مطمئنم …)

«فوربس» معرفي كرد: مردان قدرتمند جهان تكنولوژي

اتمام آدرس‌هاي اينترنتي در ماه‌ژانويه (سيستم IPv4 به پايان راه رسيد …)

برترینهای جستجو در موتور گوگل

برترین جستجوها و سئوالات در یاهو / نشت نفت بریتیش پترولیوم در صدر

ارائه نسل چهارم شبكه‌ بي‌سيم در آمريكا دانلود فيلم ويدئويي در يك دقيقه (نخوريد اين سرعت‌ها رو …)

رونمايی نسخه فارسی سیستم عامل آندروئید/ “فارسی تل” در گوشی گوگل (خبر مهم)

معرفی بزرگترین حملات سایبری جهان/ استاکس نت پیچیده ترین کرم رایانه‌ای

“فیس بوک” عامل یک پنجم طلاقها درآمریکا

اقتصاد:

درس‌هایی که برای بازی زندگی باید یاد گرفت (گريگوري منکيو استاد معروف افتصاد هاروارد در اين مطلب به دانش‌هايي پرداخته که يک دانش‌جوي تازه وارد به دانشگاه حتما ياد بگيرد. اين مطلب يکي از جذاب‌ترين مطالبي بوده که اين هفته خواندم. حتما مطالعه کنيد.)

خلع سلاح (به کدام منبع اطلاعاتي دقيق در مورد اقتصاد ايران اشاره مي‌کنيد حضرات مثلا محقق و روزنامه‌نگاران دنبال مشتري؟) و احتکار پیاز (اقتصاد سياسي احتکار) (هر دو از حامد قدوسي عزيز)

وبینارهای آی‌ایم (وبينارهاي انجمن بين‌المللي مديران ايراني آغاز شد. تشريف ببريد اين‌جا براي ثبت‌نام در اولي‌اش با سخنراني دکتر هژير رحمان‌داد)

دکتر رنانی: تحقیقات دانشگاهی درباره طرح هدفمندی، سانسور می‌شود (خواندن اين سخنراني طبق معمول عالي دکتر رناني توصيه اکيد مي شود.)

ماندگاری در آمریکا بعد از دریافت دکترا (ايراني‌ها در ميان تمام ملل بيش‌ترين ماندگاري را پس از دريافت دکترا در ايالات متحده دارند. جاي تأسف است … از پويان مشايخ)

اقتصاد براي همه معني اقتصادي قيمت چيست؟

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

چرا می نویسم ؟ (کمي بي‌ربطه به اين‌جا ولي جالبه! يک نقل قول جالب در مورد چراييِ نوشتن توسط مازار ناظمي عزيز)

فصل تولد شخصیت ما را می‌سازد

چرا سر رایانه خود داد می زنیم؛ کشف علت تمایل انسان به دوستی با دستگاههای الکترونیکی!

تمام مغز خاستگاه خلاقیت است (چپ مغزي و راست مغزي افسانه است!)

مغز خاطرات را مدیریت می کند/ تصمیم گیری برای خاطراتی که باید فراموش شوند (اين کشف فو‌ق‌العاده است!)

درس “خوشبختی” در مدرسه آلمانی (مسئولان مدرسه‌ای در آلمان به فکر راه‌انداختن درس جدیدی برای دانش‌آموزان افتاده‌اند. عنوان این درس “خوشبختی” است. قرار است دانش‌آموزان از طریق این درس برای ورود به دنیای بزرگ‌سالان آماده شوند، البته خوشبخت!)

امکان خواندن افکار در آینده‌ای نزدیک!!! (اين آلماني‌ها خطرناک‌اند ها!)

قسمت‌هاي قبل:

براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

4 منبع ايجاد پيچيدگي در سازمان‌ها

سايت هاروارد بيزينس ريويو يک بخش ويدئوي بسيار جالب دارد که در آن در گفتگو با نويسندگان اين مجله و اساتيد مدرسه‌ي مديريت هاروارد تلاش مي‌شود برخي مفاهيم مديريتي به شکلي ساده و کاربردي تشريح شوند. به همه‌ي دانشجويان و علاقه‌مندان مديريت توصيه مي‌کنم که اين ويدئوها را از دست ندهند. اين کار اگر براي بقيه واجب کفايي باشد، براي دانشجويان MBA واجب عيني است! در هر حال تلاش مي‌کنم که هر از چند گاهي خلاصه‌اي از ويدئوهايي از اين بخش که ديده‌ام اين‌جا بگذارم. اين هم اولين‌اش:

ران اشکناس در اين‌جا از منابع ايجاد پيچيدگي در سازمان‌ها مي‌گويد. به عقيده‌ي او وجود پيچيدگي در سازمان‌ها غيرقابل اجتناب است و به همين دليل است که ساده‌سازي يک سفر تمام نشدني است. بر همين اساس وي معتقد است که توانايي ساده‌ساي پيچيدگي‌ها، يک شايستگي مديريتي است.

خوب براي ساده‌سازي بايد اول ببينيم پيچيدگي در سازمان‌ها از کجا  نشأت مي‌گيرد؟ آقاي اشکناس 4 منبع ايجاد پيچيدگي را در سازمان‌ها شناسايي کرده است:

  1. وزن بالاي ساختار سازماني: وجود لايه‌هاي متعدد مديريتي، پراکندگي جغرافيايي زياد سازمان، وجود واحدهاي متعدد در ساختار سازماني و موارد مشابه همه باعث پيچيدگي ساختار سازماني مي‌شوند.
  2. پيچيدگي در مديريت محصول: وجود تعداد زيادي محصول، فرايند توليد پيچيده، سفارشي‌سازي بيش از حد محصول (مثلا 4 ميليون ورژن از يک صندلي!) و … همه نشانه‌هاي پيچيدگي در اين حوزه هستند.
  3. عدم هم‌خواني فرايندها با فناوري‌هاي جديد و محيط متغير بيروني: هر روز فناوري‌هاي جديدي پديد مي‌آيند و فناوري‌هاي موجود هم ارتقا پيدا مي‌کنند. هنر مديريت سازمان ايجاد يک سبد مناسب از فناوري‌ها است که طيفرايند تدوين برنامه‌ي استراتژيک تکنولوژي ايجاد مي‌شود.
  4. رفتار مديران (و کارشناسان): اين رفتارها به‌ويژه در حالت ناخودآگاه‌شان مهم‌ترين عامل ايجاد پيچيدگي در سازمان هستند. اشکناس دو مثال در اين زمينه مي‌زند که بسيار گويا هستند: يکي داشتن ورژن‌هاي مختلف از يک فايل خاص و ديگري دادن اطلاعات غيرضروري به افرادي که به آن‌ها نيازي ندارند!

راه‌کار پيشنهادي آقاي اشکناس هم خيلي ساده است: کشف پيچيدگي و رفع آن با ساده‌سازي. اشکناس براي اولي احتمالا مهم‌تر و سخت‌تر است پيشنهاد مي‌کند که در درجه‌ي اول بايد هر کس در هر نقشي در سازمان کشف کند که چه پيچيدگي‌هاي ايجاد کرده و در مرحله‌ي بعد از ديگران براي کشف آن‌ها کمک بگيريم!

پ.ن.1. از ميان اين چهار منبع، چهارمي به نظرم جا براي فکر کردن و کشف کردن ـ به‌ويژه در زندگي شخصي‌مان ـ زياد دارد.

پ.ن.2. در همين زمينه قبلا مطلبي نوشته بودم تحت عنوان در ستايش سادگي که پيشنهاد مي‌کنم آن را هم بخوانيد.

مزيت‌ رقابتي يک مشاور خوب در دنياي ام‌روز

در اخبار داشتيم که “شرکت‌هاي بزرگ مشاوره‌ي دنيا درهاي استخدام را روي مشاوران جوان گشوده‌اند. مثلا ديلويت تا سال 2015 مي‌خواهد حدود 250000 مشاور جوان در سراسر دنيا جذب کند!!!” به نظرم فرصت خوبي براي خيلي از ما مشاوران جوان خواهد بود که شانس‌مان را براي قرار گرفتن در ميان اين تعداد قابل توجه استخدام شرکتي مثل ديلويت امتحان کنيم. اين آخرِ داستان هم نيست و تقريبا تمام شرکت‌هاي مشهور مشاوره‌ي دنيا قصد استخدام مشاور جديد را دارند (حالا مشکلات سياسي و تحريم و ويزا و اين‌ها را بگذاريم کنار.)

خوب براي اين کار چه کنيم؟ اول: اين‌که داشتن گواهي‌نامه‌هاي مربوط به مشاوره‌ي مديريت از جمله CMC (که قبلا به تفصيل در مورد آن اين‌جا توضيح داده‌ام) مي‌تواند به ما کمک بکند. دوم: تمرين اين‌که چطور آزمون استخدامي و مصاحبه‌ي اين شرکت‌ها را بگذرانيم هم به جاي خودش مي‌‌تواند مفيد باشد (در اين مورد قبلا اين‌جا به نمونه‌ي آزمون شرکت Bain اشاره کرده‌ام و در آينده باز هم خواهم نوشت.)

اما شايد اين سؤال هم مهم باشد که مزيت رقابتي يک مشاور جوان براي ورود به شرکت‌هاي مشاوره‌ي بين‌المللي چيست؟ طبق چيزي که اين‌جا نوشته شده بن هادسون نويسنده‌ي کتاب “چگونه کار پيدا کنيم … وقتي کاري وجود ندارد” در اين مورد گفته: “اغلب مشاوران خودشان را به‌عنوان فردي متخصص يا راه‌حلي در جستجوي مسئله (!) معرفي مي‌کنند؛ اما تصميم‌گيران شرکت‌هاي مشاوره به فروش راه‌حل‌هاي ويتريني به ويژه در وضعيت کنوني اقتصاد نيازي ندارند. راه‌حل بودن (Solutionship) به معناي توسعه‌ي راه‌حل‌هاي متناسب با نيازهاي خاص مشتريان احتمالي است. داشتن اين توانايي به شما اين امکان مي‌دهد که خود را به شکلي متفاوت و اثربخش‌تر در بازار مشاوره‌ي مديريت جانمايي (Positioning) کنيد!”

“توانايي حل مسئله‌ي مشتري به‌عنوان يک مسئله‌ي جديد و خاص خود او” ـ چيزي که قبلا هم اين‌جا در موردش نوشته بودم ـ مزيت رقابتي يک مشاور جوان در صنعت مشاوره‌ي امروز است.

لينک‌هاي هفته (16)

چهار ماه به همين سرعت گذشت … بريم سر لينک‌هاي اين هفته.

اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين توضيح لينک‌هاي هفته را در قالب دسته‌بندي موضوعي مرور مي‌کنيم:

مديريت:

مدال طلای سجاد مرادی، نتیجه همکاری تیمی یا…؟ (اين مدال طلاي سجاد مرادي هم کيس جالبي است براي فکر کردن! اين پست امير مهراني، که من هم باهاش موافقم نگاهي دارد به اين‌که آيا اسم اين جور نتيجه گرفتن، کار گروهي است يا … بخوانيد!)، پرسنال برندینگ: ال گراند کلاسیکو (امير مهراني در اين پست به مناسبت ال‌کلاسيکوي اين هفته به اين موضوع پرداخته که پپ گوارديولا و خوزه مورينيو چه نمونه‌هاي خوبي براي ياد گرفتن پرسنال برندينگ هستند! از همين تريبون ضمن اعلام هم‌بستگي با امير در مورد آقامون پپ از مهدي عامري مي‌خواهم که کمي در وبلاگ‌اش در مورد آقاشون خوزه بنويسد که ما هم ياد بگيريم!) و نتیجه نظر سنجی سفر بی بازگشت به مریخ (همه از امير مهراني)

برآورد مدت زمان فعالیت‌ها(2) (از احمد شريفي)

کیست که فداکاری کند (تغيير دردآور است؛ کسي حاضر است دردش را تحمل کند؟) و مراقب باش پیچانده نشوی (چند نکته‌ي مهم در مورد مصاحبه کردن در پروژه‌هاي مشاوره!) (از مهدي عرب عامري)

The Rat Race و پذیرش دکتری مدیریت آمریکا (از نيام يراقي؛ که دومي اگر چنين هدفي داريد حتما بايد خوانده شود. من که خوندم به اين نتيجه رسيدم که دکتراي مديريت در آمريکا را بي‌خيال شم!)

نمودارهای سه بعدي و روش مناسب برای ارزیابی پیشرفت طراحی (کارشناسان کنترل پروژه و مديران پروژه‌هايي که توشون طراحي دارند، واجب است اين مطلب دومي آقاي خرمي راد را بخونند!)

مدیریت در گوگل (از آقاي افشين دبيري)

پاريتو در ورزش (اثبات قانون پارتو براساس نتايج بازي‌هاي آسيايي گوانگژو توسط آيدين کسايي عزيز)

روانشناسی ارتباط با مشتریان در بازار خدمات (اين مطلب استاد درگي را لازم است همه‌ي ما بخوانيم!)

روشي نوين براي يادگيري از وبلاگ دنياي چابک: Shu-Ha-Ri روشی برای Agile شدن

آنچه هر رهبر سازمانی باید در مورد پیروان خود بداند

نوآوري درس‌هایی در زمینه نوآوری از دهه 1930 (هر چند در رکود منابع براي سرمايه‌گذاري کم است؛ ولي هر کس روي R&D در اين اوضاع احوال سرمايه‌گذاري کند وقتي اقتصاد از رکود خارج شد برنده‌ي واقعي است!)

دانلود چند کتاب عالي در مورد مديريت تکنولوژي (ترجمه‌ي چند کتاب بسيار عالي در زمينه‌ي مديريت تکنولوژي و آينده‌نگاري را از اين سايت دانلود کنيد. کتاب کيزا که يکي از معروف‌ترين کتاب‌هاي مديريت تکنولوژي هست هم اين‌جا موجوده.)

فناوري اطلاعات:

هشت پیش بینی درباره آینده آی تی در جهان توسط گارتنر (مهرداد نايب عزيز باز هم مي‌گم عالي! ITکارها اين را واجب است بخونند.)

آیا وب فارسی مرده است؟ (ماياي عزيز در کسب و کار اينترنتي به نکته‌ي بسيار جالبي پرداخته: به جاي غر زدن در مورد اين‌که وبلاگ‌ستان وضع‌اش خربه بياييد تک تک ما با توليد محتوا اين فضا را گرم کنيم!)

شبکه‌های اجتماعی و تلفن‌های هوشمند کارایی کارمندان را افزایش می‌دهند (نقش مهم و مثبت و سازنده‌ي گودربازان در سازمان‌ها!)

فهرست 100 شركت برتر IT براي اشتغال اعلام شد (جالبه که خيلي‌هاشون شرکت ITکار نيستند؛ واحد فناوري اطلاعات‌شون خفنه!)

پیش‌بینی رشد 4 درصدی صنعت جهانی IT در سال 2011

حکم نهایی دادگاه دو غول نرم‌افزاری جهان صادر شد SAP در برابر اوراکل تعظیم مي‌کند؟ (دعواي اين دو غول بالاخره با رأي نهايي داداگاه تمام شد و SAP بايد بالاترين جريمه‌ي تعيين شده در تاريخ را براي نقض کپي‌رايت به اوراکل بپردازد: 1.3 ميليارد دلار! حقيقتا به نظر من اين کار استراتژي کثيفي است که لري اليسون از مايکروسافت و اپل ياد گرفته و معنايي جز انحصار ندارد! نخطه!)

گوگل با ارزش ترین برند تجاری دنیاست! (صلواط اصلا!)

اتحاد مایکروسافت و فیس بوک در مبارزه با گوگل (عمرا!)

فرانسه «مالیات بر گوگل» می‌گیرد (مملکته دارند!)

پایان تأسف بار برای Novell (چه کسي باور مي‌کرد ناول عزيز بيفتد دست مايکروسافت تا نابودش کند؟ تأسف‌بار …)

۲۵ درصد سازمان‌های بزرگ از سرورهای مجازی استفاده می‌کنند

جابه‌جايي مبالغ زير 50 ميليون تومان با امضاي الكترونيكي امكان‌پذير شد

اینترنت ملی سال 92 راه اندازی می شود

اقتصاد:

پارادکس زندانبان (بازي جالب مطرح شده در وبلاگ علي سرزعيم)

راه‌حل «بازاریابی اجتماعی» برای خروج از تله فقر نگاهی متفاوت به مساله جهانی فقر (مقدمه و فصل اول کتاب بازاريابي اجتماعي نوشته‌ي فيليپ کاتلر بزرگ که از اين هفته چهارشنبه‌ها فصل‌هاي مختلف‌اش در روزنامه‌ي دنياي اقتصاد منتشر مي‌شود.)

کسل کننده‌ترین روز قرن بیستم مشخص شد! / روز بی‌خبری در دنیا (روز 11 آوريل 1954!)

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

راست مغز هستید یا چپ مغز؟ (مطلبي بسيار عالي از ماياي عزيز در وبلاگ کسب و کار اينترنتي که حتما بخونيدش!)

خرد جمعی در مغز فردی (موقع تصميم‌گيري خودتان را گول بزنيد: اول با يک شخصيت‌تان تصميم بگيريد و بعد با يک شخصيت ديگر! از شوخي گذشته اين مطلب نويد غفارزادگان را به شدت براي خواندن توصيه مي‌کنم.)

هفت عادت انسان‌های بسیار موثر

هفت علت مهمی که همیشه مانع خلاقیت شماست (اگر فکر مي‌کنيد خلاقيت‌تون مشکل داره؛ اين مطلب را بخوانيد!)

کشف نوع پردازش چهره افراد در مغز توسط پژوهشگر ایرانی “ام. آی. تی” (کشف بسيار جالبي است. ما در مغزمان در مناطق مختلفي مرد بودن يا زن بودن يک چهره را پردازش مي‌کنيم. عموما ويژگي‌هاي کمکي مثل لباس‌هاي طرف مقابل به ما در تشخيص جنسيت او کمک مي‌کنند. اما چه مي‌شود اگر ساختار چهره‌ي يک فرد را روبروي ما بگذارند؟ فيلم فيس‌‌آف را يادتان هست؟)

قسمت‌هاي قبل:

براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

لينک‌هاي هفته (15)

اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

ابتدا دو تا نکته:

اول: فيد مجموعه‌اي از وبلاگ‌هاي مديريت، آي‌تي و تکنولوژي را به انتخاب مهرداد نايب عزيز از اين‌جا مشترک شويد.

دوم: تشکر از همه‌ي خوانندگان اين وبلاگ و دوستاني که با لطف‌شان بنده را شرمنده مي‌کنند؛ به‌ويژه استاد پرويز درگي که تشويق‌شان در کامنت‌ها بسيار مايه‌ي دل‌گرمي است.

با اين دو توضيح لينک‌هاي هفته را در قالب دسته‌بندي موضوعي مرور مي‌کنيم:

مديريت:

اين هفته من پستي نوشته بودم با عنوان: آیا برای مدیر پروژه بودن، حداقل سن و حداکثر وجود دارد؟ که نظرسنجي بود در اين زمينه. چند نفر از دوستان عزيزم (احسان اردستاني، امير مهراني، آيدين کسايي و مجيد آواژ) لطف کرده‌اند در اين مورد نظرات‌شان را داده‌اند که اگر به اين موضوع علاقه‌منديد پيشنهاد مي‌کنم حتما کامنت‌هاي اين پست را ببينيد. در همين زمينه شهرام کريمي عزيز لطف کرده و در وبلاگ‌اش به صورت مفصل پاسخي به اين سؤال داده که اين مطلب را با عنوان سن مدیر پروژه مطالعه کنيد.

بهبودهاي ساده (Quick fix) (احسان اردستاني)

جزیی نگری و رابطه آن با موفقیت، پست مهمان: مراقبه در ۵ دقیقه (در اين پست خانم ساناز صدوقی يک تمرين 5 دقيقه‌اي براي آرامش‌بخشي به خود پيشنهاد کرده‌اند) و پادکست: دورنمای کار و زندگی (امير مهراني ـ خواندن دو تا پست آخر بسيار واجب است!)

برآورد مدت زمان فعالیت‌ها (دردسرهاي زمان‌بندي پروژه‌ها در ايران به روايت احمد شريفي)

خطر بزرگ: قائم به فرد بودن سازمانها (از استاد پرويز درگي)

طوفان جمع آوری اطلاعات (قوانين Brainstorming از زاويه‌ي ديدي ديگر!) و مدیر پروژه باید خودش کارشناس ارشد باشد (مهدي عرب عامري)

موانع و مشکلات پروژه (نادر خرمي‌راد)

در مورد موفقيت خانم‌ها در مسابقات آسيايي (آيدين کسايي)

روش تحقیق – بخش آخر (از نيام يراقي؛ اگر دنبال ياد گرتفن اصول تحقيق در مديريت و اقتصاد هستيد، 5 قسمت قبل‌ترش را هم بخوانيد.)

در سوگ روابط کار و کارکنان! (در مورد عدم توجه به استانداردسازي و حرفه‌اي سازي روابط کار در سازمان‌هاي ايراني از آقاي افشين دبيري)

سه مطلب جالب از جي فارستر بنيان‌گذار ديناميک سيستم‌ها در معرفي اين شاخه از علم مديريت در دنياي اقتصاد اين هفته: چگونه اجتماعات از رايانه‌ها عقب ماندند؟، آنچه از مديريت بيشتر اهميت دارد و مدل‌سازي رفتار درون‌گرا در مدیریت (به ترتيب از اولين لينک بخوانيد)

مهارت‌هاي مديريتي چهار توانایی ویژه مديران قوي (مديران محترم؛ اين 4 تا نکته‌ي بيان شده حرف دل همه‌ي ماست. بخوانيد لطفا!)

مديريت منابع انساني کوچک‌سازی سازمان‌ها:اثرات بلند مدت (اين مهم ها؛ توجه کنيد لطفا!)

تنها بی پروایان پایدارند (معرفي کتاب عالي اندرو گروو؛ مديرعامل سابق اينتل در مورد تدوين استراتژي که من هم شديدا توصيه مي‌کنم خواندن‌اش را!)

Big consultancies opening their doors to new hires (“شرکت‌هاي بزرگ مشاوره‌ي دنيا درهاي استخدام را روي مشاوران جوان گشوده‌اند. مثلا ديلويت تا سال 2015 حدود 50000 مشاور جوان مي خواهد جذب کند!!!” بريم!؟)

Job Stress Raises Risk of Heart Attacks | Vault (حفظ سلامتي رواني و فيزيکي پرسنل به يک بخش مهم از برنامه‌هاي حفظ استعدادها در سازمان‌ها تبديل شده است.)

فناوري اطلاعات:

۱۰۱ راه بالابردن ترافیک وب سایت، چقدر می تونم از اینترنت درآمد داشته باشم؟ و بلاگرها در طول روز چگونه کار می کنند؟ (از وبلاگ مايا؛ کسب و کار اينترنتي)

پیش بینی ها و شایعات پیرامون آی پد جدید اپل (مهرداد نايب)

از تخیل تا واقعیت: تعامل با کامپیوترها با حرکت و اشاره دست‌ها (دکتر علي رضا مجيدي)

اولین کتاب غول اینترنتی جهان؛ «20 چیزی که گوگل در مورد اينترنت به شما یاد می‌دهد!»

«گوگل» امکان ضبط تماس‌های صوتی را به «جیمیل» افزود!

اختصاص 10 درصد از بازديدهاي اينترنتي آمريكا به فيس‌بوك

راه‌اندازي شبكه‌ اجتماعي بخشي از استراتژي گوگل

فروش مرکزی مجازی با قیمت 635 هزار دلار (يک شرکت در يک دنياي مجازي به اين قيمت فروش رفته!!!)

اقتصاد:

مدخلی برای مطالعه گذار به اقتصاد بازار و یک سوال اقتصادی (معماي اقتصادي بانمکي که تشريف ببريد و حل‌اش کنيد!) (علي سرزعيم)

جنگ طبقاتی و‌هارمونی منافع (به عقيده‌ي لودويگ فون ميزس، در دنياي قديم، هر فردي در هر طبقه‌ي اجتماعي که به دنيا مي‌آمد محبوس بود و سرنوشت‌اش مقدر و معلوم. زيبايي نظام سرمايه‌داري در اين است که به آدم‌ها اجازه‌ي ساختن سرنوشت‌شان را مي‌دهد.)

گزارش توسعه انسانی سال 2010: جهان جای بهتری برای زندگی شده است

گنج یابی یا اشتغال زایی (به اعتقاد علي دادپي، گنج‌يابي يعني کارآفريني با استفاده از عوامل موجود و مزيت‌هاي رقابتي مناطق مختلف جغرافيايي)

اقتصاد براي همه ـ درس چهارم چرا تخصص به نفع شماست؟

کالبدشکافی جنگ ارزی (حجت قندي)

داستان بازار بهتر است فساد، انحصاری باشد (ديکتاتوري سوهارتو به نفع توسعه‌ي اندونزي بود؛ چون که او فساد را در انحصار خودش نگه داشت!)

اقتصاددانان را سرزنش کنید نه علم اقتصاد را (نوشته‌ي دني رودريک؛ ترجمه‌ي محمد رضا فرهادي‌پور)

تعطیلی یا قیمت‌گذاری ترافیک؟ (« قیمت‌گذاری ترافیک سیستمی از قیمت‌ها است که با تغییر زمان و مکان تغییر می‌کند و هدف از طراحی آن کاهش ترافیک از طریق ترغیب افراد به انتقال سفر خود به ابزارها، مکان‌ها و ساعاتی از روز است که هزینه اجتماعی کمتری را به همراه داشته باشند.». این سیستم در سنگاپور و لندن و برخی از کشورهای دیگر به‌کار گرفته شده و تاحد زیادی هم جواب داده است.) (محمد رضا فرهادي‌پور)

استقلال بانك مركزي؛ چرا و چگونه؟ (“«اهداف» بانك را مجلس و دولت تبيين مي‌كنند، ولي «ابزار»ها و «سياست»ها را بايد بانك مركزي خود تعيين كند و اين مفهوم كليدي مبحث استقلال بانك مركزي است. “)

تقوی به بهمنی :شما حسابدار هستید نه اقتصاددان، لطفا استعفا بدهید (در راستاي در و گهرهاي آقاي دکتر بهمني در مورد استقلال بانک مرکزي)

دنياي اقتصاد منتشر مي‌كند فهرست کامل قیمت‌های جدید مسکن در تهران

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

تکنیک‌های افزایش امنیت شغلی

خنديدن با صداي بلند مسري است

۶ قدم تا تبدیل شدن به یک سخنران حرفه ای

مهارت هايي براي گفتگوي موثر

افسردگی زندگی ما را تباه می‌کند، با آن مبارزه کنیم

برنده جایزه جهانی شعر وحشت در گفتگو با ایلنا: ما در هراس خود را کشف می‌کنیم (حرف‌هاي خيلي خوبي زده. بخونيد.)

14 درصد دختران از جنسیت خود ناراضی اند

قسمت‌هاي قبل:

براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

نظرسنجي: آيا براي مدير پروژه بودن، حداقل سن و حداکثر وجود دارد؟

به کارنامه‌ي حرفه‌اي‌ام که نگاه مي‌کنم به نظرم مي‌رسد که در طي اين چهار سالي که دارم کار مي‌کنم شتاب پيش‌رفت خوبي داشته‌ام. در طي همين دوره ادامه تحصيل داده‌ام و به زودي مدرک MBAام را مي‌گيرم. از نظر فني حداقل به سطحي از بلوغ رسيده‌ام که مي‌دانم چه کاره‌ام و تخصص‌ام چيست، در چه چارچوبي مي‌خواهم فعاليت بکنم و در نتيجه چه چيزهايي را بايد غير از دانش فني (مديريت و آي‌تي) ياد بگيرم و در کنارش شايد مهم‌تر اين باشد که مي‌دانم چه چيزي را از کجا بايد پيدا کنم و ياد بگيرم.

از قديم‌ترها (مثلا حول و حوش سال سوم دانشگاه) ـ که کار کردن کم‌کم براي‌ام جدي‌تر مي‌شد ـ يک دغدغه‌ي اساسي براي من وجود داشت که اگر روزي وارد بازار کار بشوم، آيا سرعت رشد عمودي‌ام مطابق با سرعت رشد فني و سني‌‌ام خواهد بود يا نه؟ مثلا وقتي دوستان بزرگ‌ترم را مي‌ديدم که در سن‌هاي 25-26 سالگي براي خودشان مدير پروژه‌اي شده بودند و پروژه‌ها و تيم‌هاي نسبتا بزرگي را مديريت مي‌کردند، به خودم مي‌گفتم وقتي من به آن سن برسم آيا از يک طرف‌، قابليت و شايستگي مدير پروژه بودن را دارم و از آن سو، امکان مدير پروژه بودن را هم خواهم داشت؟ حالا که به همان محدوده‌ي سني رسيده‌ام هنوز اين دو سؤال براي من مطرح هستند: آيا خودم به سطحي از بلوغ رسيده‌ام که مديريت يک پروژه کوچک را به‌عهده بگيرم و از طرف ديگر، آيا براي يک کارفرما پذيرفتني است که يک بچه‌ي (!) 26 ساله مدير پروژه‌اش باشد يا خير؟ (خيلي از آدم‌هاي هم‌سن و سال من را مي‌شناسم که همين الان مديريت پروژه‌هاي بسيار بزرگي را برعهده دارند؛ اما خوب خيلي از اين دوستان از نظر من پذيرفتن مسئوليت‌شان بيش‌تر از روي اعتماد به نفس زيادي و البته و متأسفانه روابط غيرحرفه‌اي است؛ نه شايستگي!)

اين سؤال را از آن طرف هم مي‌شود مطرح کرد: يک مدير پروژه در چه سني بايد بازنشسته شود؟ آيا اصلا بازنشستگي براي يک مدير پروژه‌ي بسيار باتجربه خوب است يا نه؟ يا شايد بازنشستگي از کار عملي خوب باشد و اين آدم باتجربه به‌تر باشد به انتقال تجربيات و آموزش مديران پروژه‌ي جوان‌تر وهدايت آن‌ها بپردازد.

سؤال اصلي اين نظرسنجي اين است: آيا سن و سال در مجموعه‌ي شايستگي‌هاي يک مدير پروژه اهميت قابل توجهي دارد يا خير؟

پ.ن. اين يک سؤال فلسفي است و هيچ ارتباطي به عقده‌ي مدير نبودن يا حسادت به ديگري ندارد. لطفا از اين فکرها نکنيد.

خروج از نسخه موبایل