دعوت به همکاری در گروه نرم‌افزاری پیوست

گروه نرم‌افزاري پيوست يكي از شركت‌هاي معتبر و بزرگ نرم‌افزاري ايران است. اين آگهي را جدي بگيريد!

شرایط عمومی: 

1- قبولی در آزمون شفاهی و کتبی اولیه. 

2- حداقل سن 18 و حداکثر 35 سال. 

3- داشتن سلامت و توانایی انجام کار. 

4- دارا بودن شرایط لازم برای احراز شغل مورد نظر طبق مفاد دستورالعمل‌های شرکت. 

5- نداشتن سابقه محکومیت جزایی مؤثر، عدم شهرت به فساد و اعتیاد به مواد دخانی و مخدر. 

6- دارا بودن کارت پایان خدمت وظیفه یا معافیت قانونی در صورت مشمول بودن. 

فهرست فرصت‌هاي شغلي:

1- کارشناس پشتیبانی (حوزه اتوماسیون اداری) با مشخصات زیر: 

  • مسلط به مفاهیم شبکه 
  • مسلط به مدیریت بانک‌های اطلاعاتی Microsoft SQL Server 2005/2008 
  • مسلط به مفاهیم، مدیریت و تنظیمات Microsoft IIS 6.0/7.0/7.5 در سیستم عامل‌های Microsoft Windows Server 2003 و Microsoft Windows Server 2008 و Microsoft Windows Server 2008 R2 
  • مسلط به Network Infrastructure Services مانند DHCP, DNS, Active Directory 
  • آشنا با مفاهیم Microsoft .NET 
  • آشنا با مفاهیم Network Security 

2- كارشناس پشتیبانی (حوزه حسابداری) با مشخصات زیر: 

  • مسلط به مفاهیم شبکه 
  • مسلط به مدیریت بانک‌های اطلاعاتی Microsoft SQL Server 2005/2008 
  • آشنايي به مفاهیم حوزه مالی 
  • آشنايي با حداقل یکی از نرم افزارهای کاربردی حسابداری 

3- کارشناس پشتیبانی (حوزه منابع انسانی) با مشخصات زیر: 

  • مسلط به مفاهیم شبکه 
  • مسلط به مدیریت بانک‌های اطلاعاتیMicrosoft SQL Server 2005/2008 
  • مسلط به مفاهیم حوزه منابع انسانی (قوانین استخدامی و محاسبات حقوق)
  • آشنایی با حداقل یکی از نرم‌افزارهای کاربردی حوزه منابع انسانی 

4- مدیر پروژه (راه‌اندازی نرم‌افزار) با مشخصات زیر: 

  • مسلط به مفاهیم پایه سیستم‌های کاربردی اداری، مالی 
  • تجربه استقرار سیستم‌های کاربردی اداری مالی در سازمان‌های بزرگ 
  • توانایی آنالیز فرایندهای کسب و کار و پیشنهاد راه‌کار مناسب جهت استقرار سیستم‌ها 
  • آشنا با مفاهیم کنترل پروژه و توانایی مدیریت پروژه 
  • توانایی انجام مذاکره و مدیریت جلسات 

5- برنامه‌نویس با مشخصات زیر: 

  • مسلط به.NET، C#، SQL Server 
  • مسلط به معماری چند لایه 
  • مسلط به شی‌ءگرایی 
  • مسلط به معماری Service Oriented 

6- برنامه‌نویس وب با مشخصات زیر:

  • مسلط بهASP.NET MVC ، C#، SQL Server، HTML، JavaScript، AJAX 
  • مسلط به معماری چند لایه 
  • مسلط به مفاهیم شی‌ءگرایی 
  • مسلط به معماری Service Oriented 
  • آشنا به ابزارهای Entity Framework, NHyberNate 

7- کارشناس فروش با مشخصات زیر: 

  • حداقل یک سال سابقه کار فروش سیستم های نرم افزاری 
  • ظاهر و برخورد مناسب و حرفه ای 
  • دارای توانمندی مستندسازی مرتبط با فرآیندهای مهندسی نرم‌افزار 
  • روابط عمومی مناسب و قدرت پیگیری و رهگیری فروش 
  • آشنا با مفاهیم و اطلاعات حوزه سیستم‌های مالی و اداری 

8- کارشناس ارشد فروش با مشخصات زیر: 

  • حداقل سه سال سابقه کار حرفه‌ای در فروش سیستم‌های نرم‌افزاری 
  • آشنا با مفاهیم تحقیقات بازار و مطالعات بازاریابی 
  • ظاهر و برخورد مناسب و حرفه‌ای 
  • دارای توانمندی تحقیق و مستندسازی فعالیت‌های مرتبط با فرآیندهای مهندسی نرم‌افزار 
  • تجربه و توانایی برگزاری جلسات دمو سیستم های نرم‌افزاری 
  • آشنا با مفاهیم و اطلاعات حوزه سیستم‌های مالی و اداری 
  • آشنا با مفاهیم و اطلاعات حوزه شبکه و ارتباطات بین سیستم‌ها و سرورها 

از واجدین شرایط دعوت می‌گردد تا پس از مطالعه کامل زمینه‌ي کاری گروه نرم افزاری پیوست در آدرس www.payvast.com رزومه و مشخصات کامل خود را به آدرس jobs@payvast.com  ارسال نمایند.

پ.ن. گزاره‌ها از انتشار آگهی‌های استخدامی تخصصی استقبال می‌کند. در صورت علاقه می‌توانید به آدرس Gozareha@gmail.com آگهی خود را ارسال کنید.

رؤيايي دارم …

ـ  آیا دوست داشتید فوتبالیست بودید؟

می‌تواند جزو رؤیاهای شیرین باشد؛ اما اصولا رؤیایی نیست که من را خیلی به وجد بیاورد.

(از مصاحبه با رامبد جوان؛ اين‌جا)

*****

ـ “زن عوض كردن! اين قراره چي رو عوض كنه؟ فكر مي‌كني چيزي رو حل مي‌كنه؛ چيزي رو عوض مي‌كنه؟” 

ـ مرد مي‌گويد: “من نمي‌دونم.”

(داستان كولينگا؛ نيمه‌ي راه ـ مجموعه‌ داستان خوبي خدا؛ نوشته‌ي سام شپارد و ترجمه‌ي امير مهدي حقيقت)

*****

رؤياهاي بزرگ و دوري داشته باش … (شعار كارتون بالا)

 *****

رؤياي شما چگونه است؟ آيا به اين فكر كرده‌ايد خيلي وقت‌ها به‌علت كوچك بودن و نزديك بودن رؤياي‌تان اتفاقات مثبتي كه دوست‌شان داريد براي‌تان نمي‌افتد؟ اين، يكي از كشف‌هاي بزرگ زندگي من بوده كه رؤيا هر چه در ظاهر نشدني‌تر و دورتر باشد، دست‌ يافتن به آن شدني‌تر و لذت‌بخش خواهد بود. رؤياي بزرگ مارتين لوتركينگ را در وبلاگ يك پزشك بخوانيد!

خلاصه كنم: لذت بردن از تلاش براي رسيدن به يك رؤياي بزرگ، انرژي بي‌پاياني به آدم مي‌دهد. امتحان‌ش كنيد! 

 

لینک‌های هفته (137)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

رئیس بدقلق – مدیر بی‌عمل (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عاااااااااالی!)

ایده‌ای برای گشایش گره مدیریت عملکرد (افشین دبیری؛ مدیریت منابع انسانی) (عاااااااالی!)

سه عنصر یک ارتباط خوب (شهرام کریمی؛ یادداشت‌های صنایعی)

خودتان را فریاد بزنید (احسان طریقت)

برآيند مثبت رفتار (محسن صحراگرد؛ تجربه)

پیکاسو سخن می‌گوید: موفقیت (امیر مهرانی؛ The Coach)

چگونه پیش‌داوری بر درک ما از دنیای اطراف تاثیر می‌گذارد

چطور زمان‌های تنهایی را سودبخش‌تر کنیم؟ – زومیت

در ورزش جسمانی مغز نیز تقویت می‌شود

مدیریت، کارآفرینی و تحلیل کسب و کار: 

یک حرفه (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عااااااااااالی! نگاهی متفاوت به حرفه‌ی مشاوره‌ی مدیریت. به‌شدت توصیه می‌کنم بخوانید!)

 خانه پدری (علی واحد؛ وبلاگ رادمان)

چرا اختلاف جنسیتی در بازارهای نوظهور، به نفع زنان است؟

مهارت‌های مدیریتی: آیا مدیری استراتژیک هستید؟

جام حذفی؛ همچنان بی‌‌نام‌ونشان (امیر علی‌زاده؛ فریادنامه) (باز هم یک یادداشت عالی از امیر عزیز در مورد بازاریابی ورزشی)

برای رشد… (مجید آواژ؛ روزنوشت‌های بهساد)

ارزش یک تصویر برابر با هزار واژه است، مگر اینکه وجود نداشته باشد. (میلاد اسلامی‌زاد؛ 52 هفته با UX)

چگونه فروشگاه‌ها احساسات ما را دستکاری می‌کنند تا پول بیشتری خرج کنیم (احمد شریف‌پور؛ یک پزشک)

به حرف مشتریان گوش نکنید (رفتار آن‌ها را ارزیابی کنید) (محمد سالاری)

کارمندان واقعا چه می‌خواهند؟

چطور اعتماد مشتریان را به دست آورید

چگونه از‌ایده‌های خوب حفاظت کنیم؟

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

راهکارهایی برای مدیران «آی‌تی»: شرکت شما به کدام توانمندی‌های دیجیتالی نیاز دارد؟

بیگ‏دیتا : تعریف، مزایا، معایب و فرصت‏ها (نیام یراقی؛ یادداشت‌های مدیریت ریسک)

10 سایت محبوب سال 2013

مایکروسافت درصدد خرید اکوسیستم کتاب‌های الکترونیکی نوک با پرداخت 1 میلیارد دلار – نارنجی

آیا یاهو از همکاری در زمینه‌ی جستجوی اینترنتی با مایکروسافت روی‌گردان شده؟ – زومیت

چرا پُر بودن رم کامپیوتر خوب است؟ – نارنجی

فناوری همراه:

وایبر وارد رقابت با اسکایپ شد؛ نسخه تحت ویندوز و مک وایبر رسما منتشر گردید – زومیت

از خودروسازی تا تولید اپ؛ آئودی و کاهش مصرف باتری (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک) (ایده را داشته باشید!)

اشکال آیپد از نظر بیل گیتس

اقتصاد آنلاین – رشد 142 درصدی فروش جهانی تبلت

آمریکایی‌ها با پیامک خداحافظی می‌کنند

رسانه‌های اجتماعی:

پائول میلر و درس هایی که از بی اینترنتی گرفت | OnEver

نتیجه یک پژوهش تازه: توئیتر فاصله‌ها را کم‌رنگ می‌کند

صنعت فاوا در ایران:

سازمان IT رگولاتور IT شد

برنامه‌ریزی ده ساله از سوی وزیر ارتباطات و اقتصاد آنلاین – راه‌اندازی بخش‌های جدید در وزارت ICT

پیشنهاد ارایه خدمات صوتی توسط ISPها و مديرعامل مخابرات ايران: هيچ تعهدي به Pap ها نداریم!

تماس تصویری رایتل رسما قطع شد و مدیرعامل رایتل: تماس تصویری قطع نشده است

تهیه دستورالعمل پیشگیری از قطع ارتباطات در زمان انتخابات

بزرگترین مزایده الکترونیکی کشور برگزار می‌شود

۸۶ پروژه تحقیقاتی ارتباطی کشور متوقف شد! – ایستنا

معاون فناوری و امور بین‌الملل وزارت ارتباطات خبر داد: بیش از 70 کشور بازار هدف ایران

پژوهشگران ایرانی گوشی تلفن ثابت آندرویدی ساختند

شرکت مشترک توسط اپراتور فیبرنوری با ارایه‌دهندگان محتوا تاسیس می‌شود

تفاهم‌نامه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران با انجمن تشکل‌هایICT عرب

«فاوا» از تسهیلات شرکت های دانش بنیان بی‌نصیب مانده است

اقتصاد:

رفتار شخصی در مواجهه با نرخ ارز نامعلوم (حامد قدوسی؛ یک لیوان چای داغ)

در اولين نظرسنجي تخصصي «دنياي اقتصاد» مطرح شد: توصيه‌هاي ارزي 33 اقتصاددان

املاکی در اینجا و آنجا (علی سرزعیم؛ دوست‌دار سقراط)

اقتصاد تولید گندم (حسین عباسی؛ IRPD ONLINE)

غلامرضا سلامی؛ رییس انجمن حسابداران خبره ایران: ضعف حسابرس از عوامل فساد 3 هزارمیلیاردی بود

آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد: ركوردشكني تزريق نقدينگي در سال 91

اقتصاد آنلاین – وزیر اقتصاد در کجا سرمایه‌گذاری می‌کند؟

 رییس اتاق ایران به «دنیای‌اقتصاد» اعلام کرد طرح جدید بخش خصوصی برای هدفمندی

از سوی وزیر صنعت، معدن و تجارت صورت گرفت: اعلام سیاست جدید ارزی دولت

خبرآنلاین – آفتاب توسعه از کدام کشورها طلوع می‌کند/جایگاه ایران کجاست؟

اقتصاد آنلاین – بازارمسکن بعد از انتخابات رونق‌ می‌گیرد؟ و اقتصاد آنلاین – “مسکن” مقام اول نرخ تورم در ایران

روزنامه دنیای اقتصاد – نرخ سود بانکی در سال جدید چقدر باید باشد؟ و اقتصاد آنلاین – تغییر نرخ سود بانکی در دستورکار نیست

خبرآنلاین – راغفر: آمار کارشناسان مستقل می‌گوید میزان بیکاری 20 درصد است و اقتصاد آنلاین – رشد 27 درصدی سپرده‌های بانکی و اقتصاد آنلاین – رتبه ۲۱ نرخ بیکاری ایران در جهان و خبرآنلاین – بانک مرکزی نرخ تورم فروردین را اعلام کرد

اولویت‌هاي صادراتی ایران كدامند؟ و عراق شریک اول تجاری ایران شد و اقتصاد آنلاین – صادراتی‌ترین استان‌های ایران کدامند؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۰2): خداحافظ رئيس!

26 سال در اوج بدون رقيب. تبديل شدن به يك افسانه. تصوير ثابت ذهن‌هاي فوتبالي ما در تمامي اين سال‌ها. با آن آدامس گوشه‌ي دهان و دست‌هاي گره كرده و چشم‌هاي متفكرش. با آن خوش‌حالي‌هاي كودكانه‌اش بعد از هر گل. با آن غروري كه سزاوارش بود. با آن همه طعنه‌هاي به‌يادماندني و جنگ‌هاي بي‌پايان‌اش با رقبا و رفقا. با توفان‌هاي گاه و بي‌گاه‌اش.

سر الكس فرگوسن را شايد تنها بشود با يك جمله تعريف كرد: “كسي كه خودش، تعريف موفقيت، در دنياي حرفه‌اي‌ها بود!”

*****

سال 1996. اولين تصاوير نقش بسته از فوتبال باشگاهي روز دنيا در ذهن من. تقابل يووه‌ي استاد ليپي و من‌يو سر الكس فرگوسن در ليگ قهرمانان اروپا. برد من‌يو با وجود ضربه‌ي آزاد بي‌نظير زيدان. منچستر در بازي برگشت به يووه باخت. يووه‌اي كه همان سال تا پاي فينال رفت. اما تصوير آن بازي بي‌نظير تيم قرمزپوش ميدان‌ ـ براي مني كه از قضاي روزگار، هوادار آبي‌پوشان وطني بودم‌ ـ فراموش نشد و بيش از همه نامي جذاب در ذهن من حك شد: الكس فرگوسن.

بعد از جام جهاني 98 ـ خاطره‌انگيزترين و زيباترين جام جهاني عمر من ـ كه تلويزيون ايران پخش زنده‌ي فوتبال را جدي گرفت و دسترسي ما هم به‌واسطه‌ي روزنامه‌هاي ورزشي جذاب آن روزها ـ به‌ويژه ابرار ورزشي ـ به اخبار فوتبال دنيا آسان‌تر شد، من تازه فهميدم كه اين مونقره‌اي دوست‌داشتني، بيش از 10 سال است كه كارگردانِ لشكرِ قرمزپوش و فوق‌العاده موفق “تئاتر رؤياها” است.

اگر چه تصاوير محوي از بازي‌‌هاي درخشان اريك كانتونا در ذهن‌م بود و مثل خيلي‌هاي ديگر از خداحافظي اريك كبير جا خوردم، اما بعدتر ـ و به‌ويژه بعد از فينال دراماتيك 99 مقابل بايرن ـ دريافتم كه من‌يو فرقي دارد با تمام تيم‌هاي ديگر ـ تفاوتي كه بعدها آن را فقط در بارساي پپ آن را ديدم: شور و اشتياقي كودكانه به لذت بردن از فوتبال.

براي فرگي، فوتبال خود زندگي بود: همين بود كه چند بار از خداحافظي گفت و دل ما لرزاند؛ اما خودش هم نتوانست طاقت دوري را بياورد و خداحافظي را فراموش كرد. تا امروز كه خبر خداحافظي‌اش مانند آواري روي دل تمامي دوست‌داران‌ش خراب شد …

*****

اسطوره‌ها يك ويژگي مشترك دارند: تا هستند جزءي عادي و تفكيك‌ناپذير از زندگي روزمره‌ي ما هستند و وقتي مي‌روند، چشم مي‌دوزيم به جاي خالي‌ پرنشدني‌شان و حسرت گذر ايام را مي‌خوريم … 

*****

سر الكس فرگوسن براي من بيش از هر چيز نماد يك رئيس حرفه‌اي تمام‌عيار است. كسي كه هويت مربيان فوتبال را از جايگاه سنتي‌شان بالاتر كشيد. كسي كه از رفتار و تصميمات‌اش در طول اين سال‌ها، به‌اندازه‌ي چندين هزار صفحه كتاب مديريتي، درس‌آموزي كرده‌ام. بياييد نگاه كنيم به برخي از درس‌هاي بزرگ فرگي:

اول ـ چشم‌اندازتان را بزرگ و دست‌نيافتني تعريف كنيد و به آن معتقد بمانيد: بارها و بارها گفته بود كه هدف‌اش به زير كشيدن ليورپول از برج عاج پرافتخارترين تيم انگليسي است. 3-4 سال اول كه نتايج درخشاني نگرفت ـ و در همان سال‌‌ها اين ليورپول بود كه با مربي ـ بازيكني به‌نام كني دالگليش در فوتبال جزيره آقايي مي‌كرد ـ همه با تمسخر به حرف‌هاي فرگي مي‌نگريستند. حالا امروز كه فرگي دارد از فوتبال مي‌رود، كم‌تر كسي ركوردهاي دست‌نيافتني ليورپول را به ياد مي‌آورد.

دوم ـ ثبات. ثبات. ثبات. در تمامي اين سال‌ها، تنها چهره‌ي ثابت تيم، خودش بود. همه‌ي آن ديگران ـ از مديران تيم تا مربيان و بازيكنان ـ نسل اندر نسل تغيير كردند. اما خود او، هماني بود كه هميشه بود؛ تنها با موهايي سپيدتر از گذشته.

 سوم ـ ايده‌هاي ثابت، اجراي انعطاف‌پذير: يادم هست يكي از چيزهايي كه من را عاشق من‌يو كرد،‌ بازي هجومي‌اش بود. تيمي خالي از ستاره‌هاي آن‌چناني كه از چپ و راست به دروازه‌ي تيم‌هاي بزرگ و كوچك حمله مي‌كرد. اما جالب‌تر اين‌جا بود كه ايده‌ي اصلي بازي هجومي من‌يو در طول اين سال‌ها مدام تغيير مي‌كرد: زماني هجوم با سيستم سنتي انگليسي و تيكه بر سانترهاي بي‌مانند ديويد بكهام و قدرت سرزني مهاجمان تيم، سلاح اصلي اين تيم بود و زماني ديگر استفاده از گوش‌هاي كناري سريعي كه سرعت جابه‌جايي‌شان در كناره‌ها، حريف را اين‌قدر گيج مي‌كرد تا دقيقا از جايي كه خودش حتي حدس هم نمي‌زد، ناك‌آوت شود!

چهارم ـ قله‌، پايان راه نيست: يك آدم چقدر بايد موفقيت بياورد تا از موفق شدن خسته شود؟ اما براي فرگوسن، بالاتر از همه قرار گرفتن، تنها شروع راهي بود براي رسيدن دوباره به همان قله و قله‌هايي بلندتر.

 پنجم ـ شكست، تنها نقطه‌اي است براي شروع دوباره: تصوير مشت‌هاي گره كرده‌ و عصبانيت سر الكس بعد از فينال سال 2009 ليگ قهرمانان اروپا مقابل بارسا را يادتان هست؟

اين‌ها و ده‌ها درس ريز و درشت ديگر نشان مي‌دهند كه چرا سال‌ها بايد بگذرد تا معلوم شود چرا فرگوسن براي هميشه جاودانه شد. حرف‌هاي آخرش را هم بخوانيد!

*****

خودش جايي گفته بود: “فوتبال نبايد هرگز رمانتيسم‌اش را از دست بدهد. هرگز.” و شايد به‌همين دليل است كه تصويري هم كه از او در ذهن ما نقش بسته، تصوير يك انسان است. با تمام ضعف‌ها و قوت‌هاي‌ش. و با عشقي بي‌مانند به معشوقي بزرگ: فوتبال. عاشقي كه رمانتيسم را در حد كمال، با زيبايي‌هايي كه در اين سال‌ها بر صحنه‌ي “اولدترافورد” براي ما به‌صحنه آورد، زنده نگه داشت.

ديويد بكهام به‌نظرم زيباترين جمله‌ي خداحافظي را خطاب به فراموش‌نشدني‌ترين رئيس تاريخ فوتبال گفته است: “من به‌واقع به این‌که زیر نظر به‌ترین مربی تاریخ کار کردم، به خودم افتخار می‌کنم. مرسی رئیس و از بقیه اوقاتت لذت ببر …”

از تو ممنونيم براي خلق برخي از ناب‌ترين لحظات زندگي‌ فوتبالي‌مان. خداحافظ پيرمرد دوست‌داشتني. خداحافظ رئيس!

دعوت به همكاري به‌عنوان نمایندگی فروش در گروه نرم‌افزاري پيوست

اين روزها اي‌ميل‌هاي زيادي دريافت مي‌كنم از جواناني كه به‌دنبال راه‌اندازي كسب و كاري براي خودشان هستند. اين آگهي به‌نوعي اين دوستان جوان من را هدف گرفته است. شايد فرصت خوبي باشد براي شروع يك كار جديد و جذاب:

گروه نرم‌افزاری پیوست به‌منظور تأمین رضایت خریداران و در راستای پوشش‌دهی خدمات نرم‌افزاری در سطح کشور اقدام به جلب همکاری شرکت‌ها و عاملین فعال در مراکز استان‌ها و شهرستان‌ها می نماید. ضوابط و الزامات سازمانی پیوست که در اولین آن رعایت حقوق خریدار قرار دارد، به‌عنوان منشور همکاری شرکت‌های نمایندگی با دفتر مرکزی پیوست است. پوشش‌دهی تمام عیار از خدمات استقرار سیستم‌ها توسط نمایندگی‌ها و پشتیبانی از عملکرد بی‌کم و کاست محصولات توسط سازمان مرکزی پیوست در قالب خدمات الکترونیک، تضمین‌کننده‌ي رضایت خریداران و مبنای درآمد پاک گروه پیوست است.
در صورت تمایل به همکاری با پیوست در قالب نمایندگی فروش و خدمات پس از فروش و یا عاملیت مجاز فروش، مقتضی است نسبت به تکمیل فرم مربوطه اقدام تا در اولین فرصت اقدامات لازم در مراحل بعدی انجام شود.

گروه نرم‌افزاری پیوست یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تولید کننده نرم افزارهای مالی، منابع انسانی و اتوماسیون اداری است که بیش از 30 محصول متفاوت در حوزه‌های مالی و اداری تولید کرده و در بیش از 2500 سازمان بزرگ و کوچک دولتی و خصوصی مورد استفاده قرار گرفته است. 

پ.ن. گزاره‌ها از انتشار آگهی‌های استخدامی تخصصی استقبال می‌کند. در صورت علاقه می‌توانید به آدرس Gozareha@gmail.com آگهی خود را ارسال کنید.

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (13): فرايندها يا روش‌هاي انجام كارها

فرض کنيد من کتاب الکترونيکي نوشته‌ام که مي‌خواهم کتابم را بفروشم. وقتي کتابم آماده شد، با اين سؤال مواجه مي‌شوم که چطور بايد کتابم را به‌فروش برسانم؟ فروش دو مرحله دارد: بازاريابي (که در واقع تبليغات فقط بخشي از آن است) و فروش. در بازاريابي من بايد ببينم کتابم به‌درد چه کساني مي‌خورد و بعد کتابم را به آن‌ها معرفي کنم و بگويم چرا به‌دردشان مي‌خورد. فروش هم که به‌معني رساندن کتابم به‌دست خريداران‌اش در قبال دريافت پول از آن‌هاست. سؤال اين است که چطور مي‌توانم اين کار را انجام بدهم؟ چند راه به ذهن من مي‌رسد: الف ـ مي‌توانم کتابم را از طريق سايت شخصي يا وبلاگم معرفي کنم و همان‌جا هم بفروشم. ب ـ مي‌توانم کتابم را در يک سايت واسط (مثلا يک سايت آمازون ايراني!) بفروشم. ج ـ شايد هم بشود با ايميل زدن، کتابم را به مخاطبان‌اش معرفي کنم و به‌فروش برسانم. و البته بديهي است که مي‌توانم ترکيبي از اين‌ها را هم امتحان کنم. درخواست‌هاي خريداران را هم مي‌توانم از همين روش‌ها دريافت کنم. در مرحله‌ي بعد پول از مشتري دريافت مي‌شود و او سپس مي‌تواند کتاب را از سايت دانلود کند يا آن را از طريق ايميل دريافت کند.

اگر دقت کنيد چيزي ميان همه‌ي مثال‌هاي فوق مشترک است: همه‌ي اين مثال‌ها در مورد روش انجام يک کار هستند. در واقع زندگي روزمره‌ي هر کسب و کاري ـ چه بزرگ باشد و چه کوچک ـ شامل مجموعه‌اي است از کارهاي لازم‌الاجرا و بديهي است که هر کاري را هم به روش‌هاي مختلفي مي‌توان انجام داد. بنابراين در مرحله‌ي طراحي و راه‌اندازي کسب و کار و سپس در زمان اداره‌ي کسب و کار، بايد همواره به دو سؤال کليدي پاسخ داد: 1- چه کارهايي بايد انجام شوند تا محصول و خدمت نهايي در اختيار مشتري قرار بگيرد؟ 2- هر يک از اين کارها بايد به چه شکلي انجام شوند؟

براي پاسخ دادن به سؤالات فوق مي‌توانيم دو مسير را به‌صورت جداگانه يا هم‌زمان طي کنيم: اول: با بررسي مدل و ماهيت کسب و کارمان. مثلا: در فروش اينترنتي، من لازم نيست فکري به حال فروش رو در رو به مشتري بکنم؛ چون ارتباطم با مشتري از نوع مجازي است. ولي بايد از روش‌هاي فروش قابل اجرا در دنياي مجازي مطلع باشم و روش‌هاي مناسبي را انتخاب کنم. در مقابل، وقتي يک مغازه‌ي کتاب‌فروشي دارم، بايد از تکنيک‌هاي فروش حضوري استفاده کنم. دوم: با بررسي روش‌هاي کاري ديگران. به‌احتمال زياد مي‌شود کسب و کاري مشابه با کسب و کار خودمان پيدا کرد و ديد که آن‌ها از چه روش‌هايي براي انجام کارها استفاده مي‌کنند. مثلا مي‌توانيم به‌عنوان مشتري به آن کسب و کار مراجعه کنيم و روش‌هاي کاري‌شان را به‌دقت زير نظر بگيريم يا از روش‌هاي کسب و کار يکي از دوستان‌مان الگوبرداري کنيم. دو نکته در اين‌جا مهم‌اند: الف ـ لازم نيست کسب و کار مورد نظر، دقيقا شبيه کسب و کار ما باشد، اما بايد از نظر منطق کسب و کار مشابهت داشته باشد. مثلا: من براي فروش اينترنتي کتابم، مي‌‌توانم از روش‌هاي کاري فروشگاه اينترنتي گل و گياه دوستم الگوبرداري کنم. ب ـ الگوبرداري به‌معناي کپي‌برداري نيست! منظورم از الگوبرداري، اين است که کليات کارها و روش‌هاي کاري چند کسب و کار مشابه را بررسي کنيم و آن‌هايي را که با ماهيت کسب و کار ما هم‌خواني بيش‌تري دارند را انتخاب و اجرا کنيم.

خروجي دو گام بالا، فهرستي از کارهاي لازم‌الاجرا و روش‌هاي کاري ما در کسب و کارمان است. مثلا براي کسب و کار ‌فروش اينترنتي کتاب من، اين فهرست به شکل زير است:

1- بازاريابي کتاب: من کتابم را در وبلاگ خودم معرفي مي‌کنم و به چند سايت پربيننده هم آگهي مي‌دهم.

2- فروش کتاب: من کتابم را در يک فروشگاه اينترنتي کتاب قرار مي‌دهم و از طريق درگاه اينترنتي آن‌ها، پول به حساب من واريز مي‌شود.

3- کاربر کتاب پس از پرداخت وجه، کتاب را مستقيم از سايت فروشگاه اينترنتي دانلود مي‌‌کند.

فراموش نکنيد که اين يک فهرست اوليه است. يعني در عمل من بايد کارهاي ديگري را هم انجام دهم. مثلا: تدوين ويرايش‌هاي بعدي کتابم يا نوشتن و ترجمه‌ي کتاب‌هاي جديد. نتيجه اين‌که اين فهرست اوليه را به‌صورت پويا بايد بازنگري و اصلاح شود. بنابراين هر از گاهي براساس آن‌چه در عمل داريد انجام مي‌دهيد و با مطالعه‌ي کارهاي ديگران اين فهرست را اصلاح کنيد و بهبود بدهيد.

بد نيست بدانيد مفهومي كه در اين درس در مورد آن صحبت كرديم در ادبيات علم مديريت با نام “فراينده كسب و كار” شناخته مي‌شود. فرايند را به‌‌صورت زير تعريف كرده‌اند:

“مجموعه‌اي از مراحل، فعاليت‌ها و وظايف هدفمند و به هم مرتبط که با استفاده از زيرساخت‌ها و روش‌هاي خاص و ضمن مصرف منابع تعريف شده يک يا چند ورودي را به يک چند خروجي هدفمند تبديل مي‌کند.”

فرايند مفهومي گسترده‌تر از گردش کاري دارد. در گردش کاري تنها انجام يک يا چند وظيفه از شرح وظايف واحد سازماني مورد نظر است و به توليد خروجي مشخص براي مشتري سازمان توجه نمي‌شود؛ در حالي که در فرايند هدف، توليد يک يا چند خروجي داراي ارزش براي مشتري (درون / برون سازماني) است. مي‌توان گفت که هر فرايند ممکن است از يک يا چند گردش کاري تشکيل شود (و اين در صورتي است که گردش کاري مورد نظر يک يا چند خروجي را براي مشتري سازمان توليد کند.) و همين‌جا يك نكته‌ي كليدي مشخص مي‌شود كه بايد به آن توجه كنيم: در شناسايي و طراحي فرايندهاي كسب و كار، تنها نبايد روي روش‌هاي كاري‌مان با مشتريان تمركز كنيم. بنابراين هر كاري كه بايد در كسب و كار ما انجام پذيرد ـ حتي اگر نتيجه‌اش مربوط به داخل سازمان باشد ـ را بايد در فهرست فرايندهاي‌مان در نظر بگيريم.

پايان درس سيزدهم. هفته‌ي آينده در مورد بحث مهمي در كسب و كارهاي اينترنتي صحبت مي‌كنيم: مديريت تكنولوژي.

لینک‌های هفته (۱۳6)

خب با چند ساعت تأخير لينك‌هاي هفته‌ي شماره‌ي 136 تقديم به دوستان عزيز. به‌عبارتي رسيديم به مرز حدود 34 ماه!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

یک زندگی امیدوار (شديدا توصيه مي‌كنم بخوانيد!)

برنده بازی می‌کنیم یا بازنده؟ (امير مهراني؛ The Coach)

پول بیشتر با خوشبختی بیشتر همراهی دارد، فرقی نمی‌کند کجا زندگی کنید! (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

مهارت‌های مدیریتی: مديريت مؤثر تعارض

برای مصاحبۀ استخدام‌تان خاطره آماده کنید (محمد سالاري)

6 ترفند برای دست‌یابی به شغل رویایی! – زومیت

آیا می‌دانید مغز انسان چه مقدار فضای ذخیره‌سازی دارد؟ (فارنت)

مدیریت، کارآفرینی و تحلیل کسب و کار: 

روزنامه دنیای اقتصاد – «مديريت و اقتصاد» در دانشگاه شريف، چرا؟ (به‌قلم دكتر مشايخي)

آموزش‌های بی‌حاصل (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عااااااااااالي!)

راهبرد جالب یک شرکت تولیدکننده بازی برای مبارزه با دانلود غیرقانونی محصولاتش: آینه چون نقش تو بنمود راست … (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

فروختنی نیست، حتی در ازای 100 میلیون دلار ! 4 رئیسی که در مقابل وسوسه فروختن شرکت نوپای خود مقاومت کردند (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

ويژگي یک طرح بازاریابی خوب در شرایط سخت اقتصادی

10 سؤال که باید قبل از مشخص کردن بازار هدف خود، بپرسید

کسی هست که بداند گوگل دقیقا چرا موتورولا را خرید؟ (نارنجي) و ناکامی گوگل در دریافت غرامت میلیاردی از مایکروسافت

برگزاری اولین جایزه مشاوره مدیریت ایران

رمز موفقیت: خلاقیت استیو جابز یا واقع‌بینی ووزنیاک

ریسک نیروی کار اضافی برای کسب وکارهای کوچک

7 قانون برای مدیریت افراد خلاق اما پردردسر

فرآيند استاندارد ثبت اختراع

اتاق بازرگانی ایران اعلام کرد: افزایش معافیت مالیاتی بنگاه‌های مناطق محروم

MediaNews.ir | تولید برنامه‌های تلویزیونی کسب و کار جدید شرکت آمازون

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

۱۰ فناوری تأثیرگذار سال ۲۰۱۳ (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

IBM کوچک‌ترین فیلم دنیا را ساخت، فیلمی که هنرپیشه‌هایش اتم‌ها هستند: فیلم «پسرک و اتمش» را حتما ببینید! (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

در پی جایگزینی برای GPS (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

کره‌شمالی دو میلیون کاربر 3G دارد!

مشخص شدن پروتکل نسل جدید اینترنت

خبرآنلاین – اگر “گوگل فایبر” جهانی شود دنیا چگونه خواهد شد؟

به بهانه 10 سالگی آی‌تونز؛ آمار و ارقامی از محبوب میلیارد دلاری!

مرورگر مایکروسافت در محیط‌های شغلی اول است

رشد قابل ملاحظه درخواست دولت‌های جهان برای حذف اطلاعات از روی گوگل

سیستم‌عامل اینترنتی مایکروسافت رکورد شکست

قابلیت‌های آفلاین گوگل درایو افزایش یافت

پنجاه و ششمین زن قدرتمند دنیا ۱۰۰ هزار تبلت هدیه می‌دهد

اقتصاد آنلاین – اپل از گوگل سبقت گرفت

فناوري همراه:

گوشی‌های هوشمند محبوب‌ترین دستگاه الکترونیکی جهان هستند – ایستنا

نگرانیهای امنیتی مانع رشد بانکداری با تلفن همراه است – ایستنا

خبرآنلاین – علاقه خاص کرزانیچ، مدیر جدید اینتل، به کسب و کار تراشه‌های موبایل

چک کردن و کارکردن با موبایل ویروسی است! – ایستنا

شیشه گوگل گلاس شکسته شد! (مصطفي لامعي؛ iCulb)

اطلاعات جدید از ایکس فون گوگل (نارنجي)

پیش‌بینی مدیرعامل بلک بری: مرگ تبلت ها تا ۵ سال آینده (نارنجي)

رسانه‌هاي اجتماعي:

سنجش شادمانی مردم دنیا با استفاده از توییتر (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

آغاز دوران فناوری‌های شخصی، واقعیت افزوده در قامت هشتمین رسانه جمعی تأثیرگذار (احمد شريف‌پور؛ يك پزشك)

#هشتگ در رسانه‌های اجتماعی؛ محتوا را جهانی کنید! (رسانه‌هاي اجتماعي)

مرده‌ها در شبکه فیس‌بوک زنده ‌می‌مانند

امسال بازار نرم‌افزارهای همراه به ۲۵ میلیارد دلار می‌رسد

هر لايك ۱۷۴ دلار ارزش دارد

صنعت فاوا در ايران:

روزنامه دنیای اقتصاد – امضاي دیجیتال (توکن) چيست؟ 

تغییر مداوم اولویت‌های توسعه آی تی در ایران: در مسیر، بدون هدف و پیش‌نویس جامع دولت الکترونیکی پایان تیر ماه آماده است و وزیر ارتباطات: ایران توانایی پیشرفت و درآمدزایی در زمینه ICT را دارد! – ایستنا و برنامه وزارت ارتباطات برای ایجاد پژوهشگاه‌های ICT (تيتر خبرها در كنار هم بدون شرح!)

طرح‌های پژوهشكده IT پژوهشگاه فضاي مجازي تدوين شد – ایستنا

وزیر ارتباطات: تعرفه تلفن همراه هیچگونه افزایش قیمتی نخواهد داشت/منتظریم شبکه ملی اطلاعات تکلمیل شود تا تعرفه های تلفن همراه یک سوم شود – ایستنا و رضوانی: اپراتورها باید تعرفه های جدید را از اول خرداد اعمال کنند – ایستنا (باز هم بدون شرح!)

ايتنا – اجرای طرح «هر خانوار ایرانی یک خط اینترنت پرسرعت» و اپراتورچهارم: مکلف به جذب 8 میلیون مشترک فیبر نوری در 8 سال هستیم – ایستنا و وزارت ارتباطات: ضریب نفوذ اینترنت از 20 درصد گذشت اما هدف ما رسیدن به ضریب نفوذ ۵۰درصدی است (و باز هم بدون شرح)

اتصال تمام دستگاه‌ها به شبکه ملی‌ تا پایان دولت! و دستورالعمل جدید اشتراک‌گذاری اطلاعات دردستگاه‌های دولتی

توليد 7800 محتواي الكترونيكي در شبكه ملي يادگيري

سهم بازار بازیهای رایانه ای داخلی تنها 10 درصد است – ایستنا

یک میلیون مدرک گمشده در صندوق‌های پست

 ترک‌سل شکایت‌خود از ایرانسل‌ را پس‌ می‌گیرد

کارمزد خدمات بانکداری الکترونیکی افزایش نمی‌یابد

اقتصاد:

آیا تورم باعث تروریسم می‌شود؟ (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار) 

فلسفه تأسیس نهادها (علي سرزعيم؛ دوستدار سقراط)

خبرآنلاین – بهمنی: تغییر نرخ سود بانکی در دستور کار است و سیاست‌های پولی و مالی کشور تغییر نمی‌کند و خبرآنلاین – بازگشت ارز مرجع

اقتصاد آنلاین – مسوول اجرای مصوبات شورای رقابت کیست؟

اقتصاد آنلاین – رتبه ۱۳ کسب‌وکار ایران درمیان ۱۵ کشور خاورمیانه

اقتصاد آنلاین – حداقل دستمزد؛ تنها یک سوم از مخارج خانوار

اقتصاد آنلاین – سود صنایع بورسی در مرز 340 هزار میلیارد ریال

اقتصاد آنلاین – پیش‌بینی اکونومیست از افزایش صادرات ایران و رشد 20 درصدی صادرات غیر نفتی در سال 91

اتصال 50 موسسه به سامانه اعتبارسنجی

سبقت دولت از شرکت‌های دولتی در بدهی به بانک‌ها

از ابتدای سال آینده اجرایی می‌شود: تغییر روش صدور دسته چک و سامانه نظارت الکترونیکی بانک‌ها در راه است/ تنظیم بازار سکه و طلا – ( Tala.ir ) سایت طلا

اقتصاد آنلاین – جزئیات اکتشافات طلایی گاز در قلب ایران

چگونه ذهن خود را برای متمركز بودن تربيت كنيم

نويسنده: ناديا گودمن / مترجم: علی نعمتی شهاب

به‌عنوان يک کارآفرين، غذاهاي زيادي براي ميل کردن در بشقاب روي ميزتان قرار دارند. متمرکز ماندن زير فشار دائمي درخواست‌هاي کارکنان و مشتريان، نامه‌هاي الکترونيک و تماس‌هاي تلفني که همه به‌دنبال پاسخي از جانب شما هستند، بسيار مشکل است. در ميان اين همه عوامل منحرف‌کننده‌ي حواس، درک محدوديت‌هاي ذهني‌‌تان و کار کردن روي آن‌ها مي‌توانيد تمرکز و بهره‌وري شما را افزايش دهد.

مغزهاي ما به‌خوبي براي حواس‌پرتي تنظيم شده‌اند. به‌همين دليل است که محيط ديجيتال امروزي باعث شده تا تمرکز بسيار سخت‌تر شود. ديويد راک بنيان‌گذار مشترک “مؤسسه‌ رهبري مبتني بر علم عصب‌شناسي” و نويسنده کتاب “مغز شما در کار” مي‌گويد: “حواس‌پرتي نشان‌دهنده‌ي اين است که چيزي تغيير کرده است. حواس‌پرتي يک اخطار است که مي‌گويد «توجه‌‌ات را همين الان جمع کن؛ اين مي‌تواند خطرناک باشد.»” اين واکنش مغز، خودکار و عملا غيرقابل توقف است.

در حالي که چند وظيفه‌اي بودن يک مهارت ضروري است؛ داراي يک جنبه‌ي منفي نيز است. راک مي‌گويد: “اين کار مي‌تواند هوشمندي ما را کاهش دهد و به‌زبان بهتر، IQ ما را کم کند. ما اشتباه مي‌کنيم، نشانه‌هاي ظريف را تشخيص نمي‌دهيم، زماني که نبايد، فرمان را رها مي‌کنيم يا حرف اشتباهي مي‌زنيم.”

شرايط وقتي بدتر مي‌شود که بدانيم حواس‌پرتي باعث ايجاد احساس خوبي هم در ما مي‌شود. راک مي‌گويد: “مغز شما در زمان چند وظيفه‌اي بودن، کليد پاداش‌دهي مغزتان را روشن مي‌کند” که بدين معناست: زماني که کارهاي زيادي را هم‌زمان انجام مي‌دهيد، احساس بسيار خوبي در مورد توانايي‌هاي خودتان داريد.

سرانجام اين‌که هدف اصلي، تمرکز مستمر نيست؛ بلکه دستيابي به يک زمان کوتاه بدون حواس‌پرتي در هر روز است. راک مي‌گويد: “بيست دقيقه تمرکز عميق در هر روز مي‌تواند تحول‌آفرين باشد.”

اين سه ترفند را براي متمرکز شدن و بهره‌وري بالاتر امتحان کنيد:

1. کارهاي خلاقانه را اول انجام دهيد: معمولا ما کارهاي بي‌نياز از تفکر را اول انجام مي‌دهيم و بعد به‌سراغ کارهاي سخت مي‌رويم. اين کار انرژي شما را تحليل مي‌برد و تمرکزتان را کاهش مي‌دهد. راک مي‌گويد: “يک ساعت بعد از آغاز کار، شما ظرفيت کم‌تري نسبت به زمان آغاز کارتان داريد. هر تصميمي که ما مي‌گيريم، ذهن‌مان را خسته‌تر مي‌کند.” براي اثربخشي در تمرکز، ترتيب کارها را برعکس کنيد: صبح‌ها پيش از هر چيز، کارهاي نيازمند خلاقيت يا توجه زياد را انجام دهيد و کارهاي آسان‌تر ـ مانند پاک کردن ايميل‌ها يا زمان‌بندي جلسات ـ را براي زمان ديگري در روز بگذاريد.

2- زمان‌تان را سنجيده تخصيص دهيد: با مطالعه‌ي هزاران فرد مختلف، راک متوجه شده که ما دقيقا تنها شش ساعت در يک هفته تمرکز کامل داريم. او مي‌گويد: “شما بايد در مورد کارهايي که در اين ساعات محدود انجام مي‌دهيد، بسيار سخت‌گير باشيد.”

اغلب افراد در ساعات ابتدايي صبح يا ساعات انتهايي شب بهتر تمرکز مي‌کنند و مطالعات راک نشان مي‌دهد که 90 درصد افراد خارج از محل کارشان بهتر فکر مي‌کنند. بنابراين دريابيد که کجا و چه زماني بهتر مي‌توانيد تمرکز کنيد و سپس سخت‌ترين وظايف‌تان را براي آن زمان‌ها نگاه داريد.

3- مغزتان را همانند عضلات‌تان پرورش دهيد: زماني که چندوظيفه‌اي بودن هنجار قابل قبولي است؛ مغز‌تان به‌سرعت خودش را با شرايط تطبيق مي‌دهد. شما با تبديل شدن حواس‌پرتي به يک عادت قابليت تمرکز را از دست مي‌دهيد. راک مي‌گويد: “ما مغزمان را براي تمرکز نداشتن تربيت مي‌کنيم.”

تمرکز را با حذف کليه عوامل منحرف‌کننده حواس‌ و توجه کامل به يک فعاليت مشخص تمرين کنيد. با زمان محدودي ـ مثلا 5 دقيقه در روز ـ شروع کنيد و تلاش کنيد اين زمان را به‌صورت مداوم افزايش دهيد. در زمان تمرين، اگر متوجه شديد تمرکز ذهني‌تان از بين رفته است، تنها به همان فعاليتي که داريد انجام مي‌دهيد بپردازيد. راک مي‌گويد: “اين کار مثل متناسب کردن اندام‌ها است. شما بايد روي عضله‌اي که مي‌خواهيد بسازيد، تمرکز کنيد.”

دعوت به همکاری مدیر و مهندس تولید

یک شرکت تولیدی با سابقه جهت تکمیل کادر خود در محل کارخانه (شهرک صنعتی شمس‌آباد) در نظر دارد در دو موقعیت کاری زیر و با شرایط ذکر شده به جذب نیرو اقدام نماید: 

1- رییس برنامه‌ریزی تولید:

  • لیسانس مهندسی صنایع (همه‌ی گرایش‌ها)
  • 3 سال سابقه کار و حداقل یک سال سابقه‌ی کار مرتبط
  • آشنا به مباحث برنامه‌ریزی تولید
  • آشنا با کنترل موجودی
  • آشنا به نحوه‌ی تعامل میان فرآیندها و واحدهای مختلف یک شرکت تولیدی مانند تأمین، بازرگانی و تولید
  • علاقمند به کار در محیط تولیدی رو به توسعه

2- مهندس تولید:

  • حداقل لیسانس پلیمر یا شیمی
  • حداقل یک سال سابقه‌ کار در حوزه‌های مشابه
  • آشنایی به صنعت تولید فوم و فرمولاسیون‌های مرتبط یک مزیت ویژه است
  • علاقمند به کار در محیط تولیدی رو به توسعه

لازم به ذکر است محل کار در شهرک صنعتی شمس‌آباد (نزدیک به فرودگاه امام) است و ترجیحاً دوستانی که در جنوب، جنوب شرقی و مرکز تهران ساکن هستند نسبت به ارسال رزومه اقدام فرمایند. ارسال رزومه به m.ali.entezari@gmail.com

5 گام تا مديريت نااطميناني‌هاي زندگي

همه‌ي ما لحظاتي را در زندگي تجربه كرده‌ايم كه در آن نامشخص نبودن آينده‌، آن‌چنان بر دوش‌مان سنگيني مي‌كند كه گويي زندگي متوقف مي‌شود. لحظاتي كه در آن، تمام وجودمان از ترس از آينده، يخ مي‌زند و درمانده‌ي “حكمت‌هاي فراوان زندگي” مي‌شويم:

1- اين روزهاي بد، تمامي ندارند؟ آيا آينده هم براي من، چيزي جز دريغ و درد و اشك و آه همراه ندارد؟

2- آيا آينده، آني مي‌شود كه من مي‌خواهم بشود؟ 

3- من اميدي واهي به روزهاي زيباي آينده دارم. مي‌دانم كه نمي‌شود! 

اين روزها زندگي فردي و اجتماعي اغلب ما در حلقه‌اي از مشكلات و ناكامي‌ها و غم‌ها و دردها گير افتاده است؛ حلقه‌اي كه به‌نظر بي‌پايان مي‌رسد. امروز، آينده از هميشه نامشخص‌تر و از آن بدتر، دردناك‌تر به‌نظر مي‌رسد. اميد، گم‌شده‌ي بزرگ اين روزگار است. اما از آن بدتر، داشتن اين احساس است كه آينده در دستان من نيست: دنيا با من سر سازگاري نداشته و ندارد و من، تسليمِ محضِ عواملي هستم كه روي آن‌ها كوچك‌ترين تأثيري ندارم! زندگي طرحي است تكراري از رخ‌دادهاي بيرون از اختيار من كه در آن، خوبي‌ها و زيبايي‌ها “اتفاق‌”اند” و بدي‌ها و زشتي‌ها “الگوهاي ثابت زندگي.”

شايد. در روزهاي بد زندگي، عميقا اين گزاره‌ها را تجربه‌ كرده‌ام. به‌عنوان فردي كه نااميدي را تا جايي نزديك به آخرش رفته است، از تجربيات خودم به‌ياد مي‌آوردم كه در آن روزها، نااطميناني از آينده‌‌اي خوش و زيبا، بيش‌تر از غم و درد ديروز و امروز آن روزها‌ی‌م آزارم مي‌داد. هر چند كه بالاخره راه فرار از اين چرخه‌ي ظاهرا بي‌پايان نااميدي را به‌سبك خودم پيدا كرد: كنترل كن نه فرار!

همين اواخر نوشته‌ي لورنا ناپ را در همين مورد خواندم. لورنا در نوشته‌اش به دوره‌اي از اتفاقات بد پياپي در زندگي‌اش اشاره مي‌كند. اتفاقاتي كه هر كدام‌شان براي به‌زانو درآوردن يك انسان معمولي كفايت مي‌كنند: شكست در عشق، بي‌كار شدن و از همه بدتر، مبتلا شدن پدرش به بيماري سرطان …

لورنا اما از راه‌هايي مي‌گويد كه براي فرار از حس‌هاي دردناك زندگي‌اش آموخته و خودش هم تأثير آن‌ها را عميقا تجربه كرده است. راه‌هايي ساده اما اثرگذار. به‌نظرم رسيد در اين جو نااميدي و نااطميناني كه اين روزها گريبان‌گير زندگي تك‌تك ماست، مرور اين تجربيات مي‌تواند راه‌گشا باشد. بنابراين خلاصه‌اي از 5 راه لورنا براي مديريت نااطميناني‌هاي آينده را با هم در ادامه‌ي پست مي‌خوانيم:

1- به‌ياد بياوريم آينده‌ي قابل پيش‌بيني كسل‌كننده است: همان‌طور كه از اتفاقات خوب ناگهاني سرشار از لذتي فراموش‌نشدني مي‌شويم، اتفاقات بد احتمالي هم بخشي از زندگي هستند. خيلي وقت‌ها آينده، نتيجه‌ي تصميمات امروز خود ماست. ما هم كه تلاش مي‌كنيم به‌ترين تصميم را براي آينده براساس اطلاعات امروز بگيريم. بسيار خوب پس چرا در امروز كه منتظر آينده‌ايم، در انتظار آن اتفاقات خوب نباشيم؟ غصه‌ي گذشته كم نيست كه خودمان را گرفتار دردِ غمِ آينده كنيم؟ هيجانِ رسيدنِ آينده، لذت بيش‌تري دارد!

2- بپذيريم كه اغلب اوقات،ترس‌هاي ما بي‌مورد هستند: مغزهاي ما براي تمركز بر جنبه‌ي منفي ماجرا سيم‌كشي شده‌اند. اما مشكل اين‌جا است كه وقتي اين‌گونه نگاه بكنيم، تنها براي رخ ندادن ترس‌هاي‌مان و اتفاقات بد احتمالي تلاش مي‌كنيم و نه براي اتفاقات خوبي كه وابسته به تلاش خود ما هستند! نگراني در مورد آينده، جلوي تلاش براي عمل‌كردهاي عالي را مي‌گيرد (به‌ترين مثال‌ش براي ما ايراني‌ها نگراني براي كنكور است! يادتان هست؟)

3- دامنه‌ي پذيرش ابهام‌مان را افزايش دهيم: تغيير، دردناك است. اما … روي ديگر تغيير، احتمالات مثبت ماجرا است. لورنا به زماني فكر مي‌كند كه گرفتار آينده‌ي مبهم و دردناك آينده بود. لورنا مي‌توانست اين‌گونه هم اوضاع را بررسي بكند: “اگر در عشق با اين آدم شكست بخورم، ممكن است خيلي زود با يك محبوب جديد و سازگارتر با خواسته‌هاي‌م روبرو شوم!” (که آن محبوب هم پیدا شد!) يا “اگر بي‌كار بشوم،  از دست شغلي پراسترس و تمام‌وقت‌م راحت مي‌شوم. شغلي دوست‌نداشتني كه تنها جنبه‌ي مثبت‌اش درآمدش است. بنابراين مي‌توانم مشغول به‌ كاري بشوم كه دوست‌اش دارم!” (که این هم اتفاق افتاد!) (تجربه‌ي خود منِ مترجم هم مي‌گويد كه خيلي وقت‌ها ريسك رها كردن گذشته و حال نامطلوب، در ذهن ماست. چون فكر مي‌كنيم آينده‌، همان گذشته است و حتا بدتر. من از رها كردن گذشته ضرري نكردم؛ شما هم امتحان‌ش كنيد!)

4- شكرگذاري را تمرين كنيم: هميشه در بدترين روزهاي زندگي هم مي‌توانيم چيزي پيدا كنيم كه از ديدن‌اش و تجربه كردن‌اش لذت ببريم: لورنا درخت كريسمسي را به‌ياد مي‌آورد كه با مادرش تزيين كرده بودند. او از طبيعت زيباي شهر محل زندگي‌اش لذت مي‌برد و چيزهايي شبيه اين‌ها. (براي خود مترجم هم گاهي اوقات گوش كردن يك موسيقي زيبا يا خوردن يك ليوان قهوه معجزه مي‌كند!) لورنا حتا مي‌گويد شكرگذار اين است كه خانواده‌اي دارد و دوستاني كه مي‌تواند دردهاي‌اش را با آن‌ها تقسيم كند …

5- بپذيريم كه واقعيت، همين امروز است. همين لحظه: لورنا به‌ياد مي‌آورد كه براي درمان پدرش هر كاري كه از دست‌ش برآمد انجام داد. اما … پدر لورنا در نهايت درگذشت (اين‌جاي متن اصلي اين‌قدر دردناك است كه گريه كردم! ـ مترجم) او مي‌گويد كه بزرگ‌ترين درس زندگي‌اش را همين‌جا گرفت: او با تمركز بر آينده‌ و اين‌كه براي درمان پدرش چه مي‌تواند بكند، لذتِ بودن در روزهاي آخر با پدرش را از دست داد. او با نگراني براي از دست دادن عشق‌ش، دست به كارهايي زد كه باعث شدند فرايند جدايي سريع‌تر جلو برود. او نمي‌خواست غرق شود؛ اما غافل از اين بود كه در مرداب تفكرات خودش گير كرده و با دست و پا زدن، هر لحظه بيش‌تر به فرو رفتنی بازگشت‌ناپذیر نزديك مي‌شود … شايد بد نباشد در چنين روزهايي به‌ياد بياوريم پدري را كه در روزهاي آخر زندگي‌اش كاشف شد

براي‌تان آينده‌اي زيبا و دوست‌داشتني همان‌طور كه امروز رؤياي‌ش را مي‌بينيد آرزو مي‌كنم. 🙂