لينک‌هاي هفته (66)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید خوش‌مزه‌ی گزاره‌ها را دنبال کنید (اینم فیدش برای گودر)
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

چطور یک دیس برنج بخوریم؟ (اين به‌ترين مطلب هفته براي من بود! در مورد اين‌که چطور ياد بگيريم.) (امير مهراني؛ The Coach)

می‌خواهم مثل استیو جابز باشم، اما… ! (مايا در کسب و کار اينترنتي روي موضوع بسيار مهمي دست گذاشته! اين هم يکي از به‌ترين مطالب هفته بود.)

آدم صبح هستید یا عصر؟ (جالب!) (دکتر علي‌رضا مجيدي؛ يک پزشک)

ارسال ایمیل با چه هویتی!؟ (نکته‌اي که امير مهراني در The Coach در مورد اي‌ميل‌هاي دريافتي از سايت‌‌هاي شرکت‌ها نوشته کاملا درسته.)

مديريت:

نقد درد دارد (روشِ درستِ نقد کردن) (شهرام کريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

تصمیم‌گیری مدیران و روش های تصمیم‌گیری (معرفي مدل تصميم‌گيري وروم و يتون) (شهرام کريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

کارکنان اثربخش یا به‌دردبخور (اين پست بررسي پاسخ تحقيقات شرکت هي‌گروپ به اين سؤال است که آيا لازم است رضايت همه‌ي کارکنان سازمان تأمين شود؟) (شهرام کريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

 انواع قرارداد (معمولا تعاريفي که از انواع قراردادهاي پروژه‌ها در ادبيات موضوع وجود داره بسيار پيچيده و غيرقابل فهمه. نادر خرمي‌راد عزيز به زبان کاملا ساده اين موضوع را شکافته. لازمه اين نوشته را حتما بخوانيد.)

شخصیت‌های بی‌شخصیت (يادداشت خواندني مجيد آواژ عزيز در روزنوشت‌هاي بهساد در مورد برخي آدم‌ها که فراموش کرده‌اند ديگران هم انسان‌ هستند. اين، درد بزرگي است در سازمان‌ها که هميشه من را آزار داده …)

از مربی والیبال بیاموزیم (در توصيف بزرگي خوليو ولاسکو سرمربي تيم ملي واليبال به‌عنوان يک مدير بزرگ!) (افشين دبيري؛ مديريت منابع انساني)

کاتلر در ارمنستان چه گفت؟ (چقدر اين پيرمرد دوست‌داشتنيه!) (به روايت استاد پرويز درگي)

اظهارنظر پروفسور کاتلر در مورد ارتباط بازاریابی حسی و عصر سوم بازاریابی (تعريف ساده و استثنايي بازاريابي حسي توسط پروفسور کاتلر)
کلاس هوش مصنوعی استنفورد،کلاسی با ۳۵ هزار دانشجو (استنفورد کلاس کارآفريني آن‌لاين گذاشته! بريم!؟) (دکتر علي‌رضا مجيدي؛ يک پزشک)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

تایم‌لاین فیس‌بوک، آیینه‌ي تمام‌نمای دیروز و امروز شما (معرفي شکل جديد پروفايل در فيس‌بوک) (دکتر علي‌رضا مجيدي؛ يک پزشک)

تأیید اعتبار ۲ مرحله‌ای: با ۴۰ زبان، به راحتی در هرکجای دنیا ایمن بمانید (تأييديه‌ي دو مرحله‌اي گوگل در ايران هم فعال شد!)

عرضه نسخه تحت وب اولین نرم‌افزار خطایاب فارسي (نسخه‌ي لايو ويراستيار)

ویندوزفون بهترین سیستم‌عامل موبایل ۲۰۱۱ شد (استفان الاپ مديرعامل نوکيا هم شده شخصيت سال صنعت موبايل! کلا داورها فکر کنم خود بالمر و الاپ و بيل گيتس بودند!)

خرید موتور جستجوی ویدیویی از سوی مايکروسافت (اميدوارم اين بالمر چلمنگ دوباره يک فناوري عالي را نابود نکنه!)

افتتاح بزرگ‌ترین فروشگاه اپل در جهان در ۱۸ آذرماه (باورتون مي‌شه روزي يک ميليون مشتري مي‌تونند ازش خريد کنند!) (فارنت)

گوگل برای خرید موتورولا منتظر مجوز اتحادیه اروپاست

منتظر رونمایی جدیدترین محصول مایکروسافت باشید؛ آفیس 15 همزمان با ویندوز 8 (دنياي فناوري اطلاعات)

پردازش ابری سالانه 4.8 تریلیون گیگابایت بر حجم اطلاعات در سراسر جهان خواهد افزود

درآمد 12.7 میلیارد دلاری در انتظار بازار ابزارهاي هوشمندی تجاری در سال 2012

از آجر تا یک صفحه صاف: ۳۸ سال با تلفن همراه (اینفوگرافیک) (مجله‌ي اينترنتي گويا آي‌تي)

رشد ۶٫۷ میلیارد دلاری تجارت موبایل آمریکا در سال ۲۰۱۱ (دقت کنيد که منظورش خريد با موبايله!)

درآمد هفت میلیارد دلاری از خدمات بهداشتي موبایلی (دولت اوباما در اين زمينه سرمايه‌گذاري سنگيني کرده.)

جشنواره و نمايشگاه دستاوردهاي صنعت فناوري اطلاعات برگزار مي‌شود (ما نفهميديم بالاخره متولي صنعت فاوا در اين مملکت وزارت ICT يا وزارت صنعت، معدن و تجارت!)

اقتصاد:

دختری که آخرین زندانی سیاسی استالین بود (بسيار و بسيار و بسيار خواندني!) (علي دادپي؛ اقتصاد، خرد، بازار و خانوار)

تحلیل سخنرانی اخیر دکتر غنی نژاد (در مورد جنبش تسخير وال‌استريت) (علي سرزعيم؛ دوستدار سقراط)

رنانی: بیماری فساد اقتصادی به مرحله حاد خود رسیده است (گزارش سخنراني دکتر محسن رناني در مورد فساد در اقتصاد ايران)

ايران 155 ميليارد بشكه نفت قابل استحصال دارد (اين يعني تا حدود 180 سال ديگه نفت داريم!؟)

گزارش میزان فساد در کشورهای جهان

نرخ بی‌کاری در بین زنان فارغ التحصیل حداقل ۲ برابر مردان است (متأسفم …)

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴6)

“در مورد هر چیزی محدودیت‌هایی وجود دارد. هر بازیکن تنها دنیای محدود خود را می‌بیند و احساس می‌کند همه چیز باید همان‌طور که خودش می‌خواهد پیش برود.” (يورگن کلينزمن در جواب اتهام فيليپ لام به او در زمينه‌ي ضعف تاکتيکي؛ اين‌جا)

خطاب‌ام به مديران است: اين طبيعت کارشناسان زير دست شماست که دنيا را محدود ببينند. دو سؤال:

1- آيا خود شما به‌عنوان مدير همين اشکال را نداريد؟‍ آيا آن ديد جامع‌نگر سيستماتيکي را که لازمه‌ي کار يک مدير است، داريد؟

2- براي مديريت اين نوع نگاه کارشناسان‌تان چه برنامه‌اي داريد؟ حواس‌تان هست که بي‌توجهي به اين موضوع باعث مي‌شود تا در بلندمدت چه نارضايتي در ميان کارکنان‌تان ايجاد شود؟

نه به خشونت عليه زنان

نمي‌دانم چرا فکر مي‌کردم امروز است؛ اما جمعه بود! جمعه‌اي که گذشت، 25 نوامبر، روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان بود. از روزي که کمي بزرگ‌تر از قبل‌م شدم و چيزهايي در مورد مسائل زنان خواندم، متوجه شده‌ام که يکي از کليدي‌ترين مسائل در اين حوزه‌، خشونت عليه زنان است. اغلب ما خشونت را معادل خشونت فيزيکي مي‌گيريم؛ اما در واقع خشونت‌هاي کلامي (و اغلب جنصيتي) بسيار شايع‌تر و فراگيرتر و پنهان‌ترند. متأسفانه اغلب ما مردان، بدون اين‌که به اين نکته واقف باشيم خواسته يا ناخواسته وارد بازي خشونت مي‌شويم.

يادم هست روزي که براي اولين بار در مورد خشونت کلامي نسبت به زنان خواندم؛ چقدر شرم‌گين شدم از اين‌که قبل از آن ناخواسته و بدون اطلاع، چند بار مرتکب اين گناه نابخشودني نسبت به عزيزترين کسان زندگي‌م ـ مادرم و خواهرهاي عزيزم ـ شده‌ام … از آن زمان هميشه در مواجهه با چنين موقعيت‌هايي رنج کشيده‌‌ام و هر جا هم که توانسته‌ام و اميد تأثير بوده، سعي کرده‌ام اين نکته را به ديگران گوش‌زد کنم. تازه باز هم اين نگراني را دارم که نکند باز خودم …

اگر باور کنيم که زن و مرد در نظام هستي، دو آفريده‌ي کاملا برابرند و اگر حواس‌مان باشد که نبايد مسائل را تنها از دريچه‌ي نگاه تنگ‌نظرانه (اگر نگوييم کوته‌نظرانه!) جنصيت خودمان بنگريم، شايد بشود اميدوار بود به رسيدن روزي که حتا ديگر خشونت کلامي را هم عليه زنان و دختران در هيچ کجاي دنيا شاهد نباشيم.

مي‌خواهم به خودم و ديگر آقايان آزادانديشي که اين‌جا را مي‌خوانند اين را يادآوري کنم که هر جا فقط و فقط براساس “زن بودن” طرف مقابل‌مان در مورد او قضاوت بکنيم و با او سخن بگوييم، در واقع به‌نوعي در حال اعمال خشونت عليه آن خانم هستيم. فرقي هم نمي‌کند اين مثلا در قضاوت در مورد رانندگي خانم‌ها باشد (آن هم در حالي که قهرمان رالي ايران يک خانم است!) يا در محيط کار و در قضاوت در مورد کيفيت کار همکار زن‌مان و يا بدتر از آن قضاوت در مورد توانايي‌ها و مهارت‌هاي او و يا هر موقعيت ديگر زندگي.

من عميقا باور دارم دنيا با تلاش تک‌تک انسان‌ها براي خوب بودن و خطا نکردن در زندگي شخصي‌ و رفتارشان است که جاي قابل تحمل‌تري مي‌شود. بياييد هر کدام از ما در زندگي شخصي‌مان، عملا به خشونت عليه زنان يک نه قاطع بگوييم.

دغدغه‌هاي يک مدير جوان (1)

يک: چند ماهي است که بالاخره از حالت مدير خودم بودن درآمده‌ام و رسما مدير شده‌ام. در اين چند ماه با خيلي از مسائلي که قبلا در درس‌‌هاي دوره‌ي MBA درباره‌شان خوانده‌ بودم مستقيما روبرو شده‌ام و خوب در کنارش، خيلي از موقعيت‌هايي را که قبلا در گزاره‌ها براي‌شان نسخه پيچيدم درک کرده‌ام. اما در نهايت، اين روزها اضطراب‌ام بسيار بيش‌‌تر از قبل شده است!

دو: چند روز پيش همکار پروژه‌ام به من گفت که به‌ترين مديري بوده‌ام که تا حالا داشته. نمي‌دانم خوش‌حال باشم يا ناراحت. همکارم حرف‌ش را کاملا صادقانه گفت. آدم تازه‌کاري هم نيست و چند سالي سابقه‌ي کار دارد. از آن روز مدام با خودم درگيرم که آيا اين “به‌ترين بودن”، يعني من واقعا خوب بوده‌ام يا اين‌که به‌صورت نسبي در برابر مديرهاي قبلي (که ممکن است افتضاح بوده باشند)، به‌تر بوده‌ام؟ اگر اين دومي بوده باشد که خيلي هم مطلوب نيست!

سه: در گزاره‌ها در اين يک سال و اندي، مدام نوشته‌ام که اي مديران، اين کار را بکنيد و اين کار را نه. اين‌طوري به‌تر است و آن‌طوري بدتر. حالا خودم جزو همان مديران شده‌ام. آيا دارم به آن توصيه‌ها عمل مي‌کنم؟

چهار: من رسما درس مديريت خوانده‌ام. پس بايد با خيلي از مديران تجربي که در اين چند سال ديده‌ام، فرق داشته باشم. آيا واقعا دارم آموخته‌هاي‌ام را به‌کار مي‌گيرم؟

پنج: يک طرف ديگر رابطه‌ي من به‌عنوان مدير، شرکت‌ محل کارم است. آيا موفق بوده‌ام مدير خوبي براي شرکت‌مان باشم؟ آيا به شرکت ضرري نزده‌ام؟ آيا کارم را درست انجام داده‌ام؟

گيج اين سؤالات‌م اين روزها.

لینک‌های هفته (۶5)

اين هفته در مرور لينک‌هاي هفته يک خبر خوب ديدم و يک خبر بد: خبر خوب اين‌که با تلاش‌هاي استاد درگي و همکاران‌شان قرار است فيليپ کاتلر پير بزرگ دنياي بازاريابي خرداد سال 91 به ايران بيايد! (جزئيات‌ش را در لينک نوشته‌ي استاد درگي در همين پايين بخوانيد.) خبر بد هفته هم خبر فوت يکي از اساتيد خوب رشته‌ي مهندسي صنايع در کشور آقاي دکتر ميربهادر قلي آريانژاد استاد دانشگاه علم و صنعت ايران بود که دانش‌جويان دوره‌ي کارشناسي حتما کتاب‌هاي “تحقيق در عمليات” ايشان را ديده‌اند. روح‌شان شاد و يادشان گرامي.

یش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید خوش‌مزه‌ی گزاره‌ها را دنبال کنید (اینم فیدش برای گودر)
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

چرا باید آدم‌های بااستعداد سمج باشند؟! مورد عجیب ۱۱ نویسنده مشهور (عااالي!) (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

الویس در یک تکه چیپس، سامانه کارآمد تشخیص چهره مغز ما (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

مدرنيته ايراني در گفتگو با دكتر ناصر فكوهي (واژه به واژه خواندني. گفتگوي خبرگزاري کار ايران ـ ايلنا ـ با استاد)

ارتباط پلوور استیو جابز و عطر دوشس کمبریج (چرا دوست داريم خودمان را شبيه آدم‌هاي معروف کنيم؟ حتما بخوانيد. عااااالي!)

سه فاكتور مؤثر در رضايت از زندگي (نتايج تحقيقات دنيل کاهنمان معروف و بزرگ!)

مديريت:

قاعده‌های حسی در زندگی روزمره (خيلي عااالي! خوش‌حال‌م که نوشتن درباره‌ي تئوري تصميم رفتاري در وب فارسي دارد کم‌کم‌ جدي مي‌شود و چه کسي به‌تر از حامد قدوسي در يک ليوان چاي داغ! به‌ترين مطلب هفته براي من.)

کاتلر در ارمنستان و یادگیری از کاتلر (حتما اين نوشته‌ي استاد پرويز درگي را در مورد سخنراني کاتلر در ارمنستان بخوانيد! خبر جالب آمدن استاد به ايران در خرداد 91 هم در همين مطلب آمده.)

نشستن بر روی سطل آشغال (با مشتريان بي‌ادب و بي‌انضباط چه کنيم؟ اين نوشته‌ي آقاي آواژ را بخوانيد بعد هم در ادامه اين مطلب آقاي وفا علي‌کماليان: مشتريان بي‌نزاكت! و اين مطلب آقاي واحد را: هدف، برخورد را توجیه می‌کند؟)

نقص در شبکه‌ي منطقی فعالیت‌ها (من شخصا نوشته‌هاي نادر خرمي‌راد را در مورد مديريت پروژه مي‌خونم، علاقه‌م به اين مباحث چند برابر مي‌شه! عااالي!)

از خوب به عالی (بخش‌هايي از کتاب معروف جيم کالينز به‌روايت نويسنده‌ي وبلاگ يادداشت‌هاي روزانه‌ي يک مدير)

فرازهایی از کتاب زندگی نامه استیو جابز : ورود مارکولا (درس‌هاي بازاريابي که که مارکولا به جابز داد) (جادي ميرميراني؛ کي‌بورد آزاد)

بیا کردی برقصیم (نگاه جالبي داشته مهدي عرب عامري در PMPlus به مشابهت‌هاي رقص کردي و مديريت پروژه!)

سمینارهای دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف (نيام يراقي عزيز قرار است در روز 23 آذر ماه سمينار آنلايني در دانشکده‌ي مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف در مورد سيستم‌هاي اطلاعاتي پزشکي داشته باشد. جزئيات‌ش را در همين مطلب “يادداشت‌هاي مديريت ريسک” نيام بخوانيد!)

اتحادیه یا خاکریز؟ (يک نقد تخصصي در زمينه ي مديريت ورزشي در عرصه‌ي فوتبال را هم به قلم دوست خوب‌مان آقاي امير عليزاده بخوانيد!)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

چگونه وبلاگ بخوانیم (به‌ترين مطلب فناوري هفته از نظر من!) (کاغذ نت)

شبکه‌ي 3G در کشور ما بی‌معناست! (تحليل خواندني وب‌شهر)

بدترین رمزهای اینترنتی جهان را بشناسید/ راه‌های ساختن رمز عبور ایمن (مهم!)

کتاب‌ساز ویکی‌پدیا (وبلاگ خراب‌آباد)

در بنگلور هند: زندگی استيو جابز کتاب درسی دانشگاه می‌شود (بنگلور سيليکون ولي هند است!)

بیانیه‌ي هکر (جادي ميرميراني در نارنجي)

افت گوگل‌پلاس ادامه دارد (حقشه با اين بلايي که سر گودر عزيز ما آورد! :دي)

ثبت فناوری تشخیص سه بعدی چهره انسان توسط اپل

گنجاندن یک رایانه در حافظه‌ي فلش!!! (عجب ايده‌ي بکري!!!)

صرفه‌جویی 2.9 میلیارد دلاری شرکت‌ها از راه استفاده غیرقانونی نرم‌افزار (نتايج تحقيقي به سفارش مايکروسافت)

بیشترین و کمترین حقوق مدیران IT و بیشترین رشد حقوق مدیرعامل شرکت‌های فناوری (زوميت)

گوگل برخی خدمات نامحبوب‌اش را تعطیل کرد (چه مي‌کنه اين لري پيج!)

اقتصاد:

بهار فن‌سالاران در اروپا (خوب خوشبختانه حامد قدوسي در يک ليوان چاي داغ‌ش دوباره فعال شده :))

اقتصاد در یک درس (ترجمه‌ي بخشي از کتاب ويليام هازليت با همين عنوان در کافه‌ي اقتصاد)

آموزش عالی در امریکا، چین، و ایران. یک نکته. (همين يک نکته‌ش بسيار جالبه.) (حجت قندي؛ اقتصادانه)

مشکل صنعت هواپیمایی ایران (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

The British 1 Percent (گريگوري منکيو درباره‌ي يک درصد معروف در بريتانيا. جالبه که شيب منحني افزايش درآمد و افزايش ماليات دقيقا يکيه!)

نوشته‌های محمد جواد شکوری مقدم – ورود دیپلمه‌ها ممنوع! (نکته‌ي جالبي از ميزان حمايت دولت از کارآفريني!)

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴5)

“مذاکرات نقل و انتقال مانند قمار است. در حالت ایده‌آل، هیچ چیز نباید به رسانه‌ها درز پیدا کند؛ اما به‌نظر می‌رسد این مسئله غیرممکن است زیرا چند طرف در این مسئله دخیل‌اند. این حقیقت که ما در ابتدای تابستان اعلام کردیم تنها 45 میلیون یورو هزینه خواهیم کرد، به نفع ما تمام شد. باشگاه‌ها می‌دانستند که ما چه مبلغی برای هزینه کردن داریم.” (نايب رئيس بارسلونا در مورد نقل و انتقالات تابستان 2011؛ اين‌جا)

پيش از آغاز مذاکره، محدوديت‌ها و خط‌قرمزهاي‌تان را خيلي شفاف اعلام کنيد!

15 ترفند کليدي در حل مسئله

مهم‌ترين کار يک مشاور حل مسائل سازماني است که توسط کارفرما به او ارجاع مي‌شود. درباره‌ي فرايند حل مسئله بارها صحبت شده است. فرايند حل مسئله شامل فعاليت‌هايي چون: تعيين مسئله، شناخت مسئله، ريشه‌يابي مسئله، تدوين راه‌حل‌هاي احتمالي و ارزيابي و انتخاب راه‌حل برتر است. هر يک از اين فعاليت‌ها در جاي خود داراي نکات بسيار ريز و مهمي هستند. در همين راستا در اين‌ پست به چند ترفند کليدي در حل مسئله اشاره مي‌شود. اين ترفندها به‌نوعي جزئيات کليدي فرايند حل مسئله را تشريح مي‌کنند:

  1. پيش از هر کار، ابتدا مسئله را تعريف کنيد.
  2. فقط براي حل مسائلي زمان بگذاريد که واقعا اهميت دارند.
  3. هر فرضيه‌اي در مورد هر چيزي که داريد را آزمايش کنيد (حتي اگر بي‌ربط به نظر مي‌رسد.)
  4. معيارهاي ارزيابي تعيين کنيد (به‌ويژه براي پاسخ به اين سؤال: مسئله کي حل شده است؟)
  5. متغيرهاي درست را براي حل مسئله بسنجيد.
  6. از مهارت‌هاي مديريت پروژه‌ي خود استفاده کنيد (حل يک مسئله‌ي بزرگ، يک پروژه است.)
  7. به دنبال افراد داراي راه‌حل‌ باشيد نه افراد صاحب مسئله!
  8. به‌خوبي ارتباط برقرار کنيد.
  9. از درمان‌هاي مقطعي و کوتاه‌مدت بپرهيزيد؛ علل واقعي و اساسي را بيابيد و درمان کنيد.
  10. راه‌حل‌هاي اثربخش را انتخاب کنيد و راه‌حل منتخب را به‌صورت کامل اجرا کنيد.
  11. تعهدات‌تان را به‌صورت کامل اجرا کنيد.
  12. همه‌ي کارها ضروري‌اند؛ هيچ چيزي اضافي نيست.
  13. براي مقابله با اشتباهات برنامه داشته باشيد.
  14. معيار تکميل و استاندارد فعاليت‌هاي مربوط به فرايند حل مسئله را مشخص کنيد.
  15. از کساني که به شما در حل مسئله کمک مي‌کنند، تشکر کنيد.