مقاله‌ی هفته (۱5): به‌ترین مدل فروش روی اینترنت چیست؟

ماجرای تعقیب قضایی توافق اپل با 5 ناشر بزرگ آمریکایی برای افزایش قیمت کتاب‌های الکترونیک را حتمن شنیده‌اید. جان ژانگ استاد مدرسه‌ی مدیریت وارتون دانشگاه کلمبیا در این مقاله‌ی جذاب به بررسی این ماجرا پرداخته است. نکات اصلی این مقاله را با هم مرور می‌کنیم:

ـ تا پیش از ظهور پلت‌فرم آی‌تونز اپل، مدل فروش در تجارت الکترونیک مدل “عمد‌ه‌فروشی” بود. در این مدل بین تولیدکننده و خریدار، زنجیره‌ای از بنگاه‌های واسطه قرار می‌گیرد. آمازون دقیقن این نقش را بازی می‌کند: از ناشران به‌صورت عمده‌ می‌خرد و خرده‌فروشی می‌کند. نکته‌ی کلیدی ماجرا که باعث شد تا ناشران بزرگ علیه آمازون متحد شوند این بود که در این مدل هر دو طرف ناشر و واسطه می‌خواهند منافع خود را بیشینه کنند و این دو با هم در تناقض‌اند. استراتژی آمازون این است که با فروش همه‌ی کتاب‌های الکترونیک با قیمت 9.99 دلار، مردم را به خرید کیندل و در نتیجه فروش بیش‌تر کتاب الکترونیک و افزایش سود در بلندمدت ترغیب کند؛ اما این مدل دست ناشران را می‌بندد و منافع آن‌ها را کاهش می‌دهد.

ـ در مقابل مدل عمده‌فروشی، مدل دیگری با نام “مدل حق امتياز” (Agency Model) در دنیای امروز بر بستر اینترنت ایجاد شده است. در این مدل که نماد آن آی‌تونز است، تولیدکننده یا ناشر، محصول خود را مستقیمن به خریدار می‌فروشد: در این‌جا با پلت‌فرمی مواجهیم که به هر کس اجازه می‌دهد در برابر تنها 30 درصد از هر فروش، فروش‌گاه شخصی خودش را راه بیاندازد. بنابراین هر کس حق دارد هر چقدر که دوست دارد روی محصول‌ش قیمت بگذارد. به‌همین علت این ناشران بعد از توافق پنهانی با اپل، آمازون را به در پیش گرفتن این مدل فروش ترغیب کردند و در نتیجه آمازون تحت فشار ناشران بزرگ مجبور شد قیمت خرده‌فروشی‌ش را افزایش دهد.

ـ حالا سؤال این‌جاست که کدام مدل برای مصرف‌کنندگان مناسب‌تر است؟ آیا وزارت دادگستری در تعقیب قضایی اپل و شرکای ناشرش حق داشته است؟ ژانگ می‌گوید که براساس تحلیل‌های اقتصادی که انجام داده این مشخص شده که مدل عمده‌فروشی از نظر اقتصادی مدل بهینه‌ای نیست. مشکل همان ویژگی اصلی این مدل است: هر یک از حلقه‌های زنجیره قصد دارد حاشیه‌ی سودش را بیشینه کند و این باعث می‌شود که قیمت نهایی افزایش یابد. ژانگ این مشکل را “حاشیه‌‌ی سود مضاعف” می‌نامد.

ـ اما راه‌حل مشكل “حاشيه‌ي سود مضاعف” چیست؟ مشخص‌ترین راه‌حل استراتژی یکپارچه‌سازی افقی رو به جلو است: تأسیس فروش‌گاه‌هایی برای فروش محصولات به‌صورت مستقیم به مصرف‌کننده‌ی نهایی. همان کاری که اپل با فروشگاه‌های‌ش انجام داد. اما این کار برای همه مقدور نیست: هم منابع زیادی می‌طلبد و هم تنوع محصول فراوانی. این‌جاست که “مدل حق امتياز” وارد می‌شود و براساس آن پلت‌فرمی مانند آی‌تونز، این امکان را به همه می‌دهد تا فروش‌گاه خود را تأسیس کنند و با قیمت مورد نظر خودش محصول را بفروشند. نکته‌ی مهم ماجرا این‌جاست که در این‌جا هدف هر دو طرف ناشر و صاحب پلت‌فرم بزرگ‌تر کردن کیک است و نه افزایش سهم خودشان از کیک. بنابراین آن‌ها نمی‌توانند از یک قیمت بهينه‌ي مشخص بالاتر بفروشند؛ چون مشتری نمی‌خرد و در نتیجه همه ضرر می‌کنند.

ـ در دنیای اینترنت به‌دلیل ماهیت ذاتی این محیط، هر تولیدکننده‌ای که یک سطح حداقلی از تنوع در محصولات را داشته باشد می‌تواند فروشگاه خود را تأسیس کند و محصولات‌ش را با قیمت رقابتی به‌صورت مستقیم به مصرف‌کننده‌ی نهایی بفروشد. در این‌جا مشکلات دنیای واقعی وجود ندارد: نه به منابع بسیار زیادی نیاز است و نه به تنوع محصول بسیار زیاد. ژانگ می‌گوید در بلندمدت این مدل در برابر مدل عمده‌فروشی برنده خواهد بود و برای مصرف‌کننده هم بهینه این است که این اتفاق بیافتد.

ـ در مورد خاص ماجرای اپل و ناشران و آمازون باید به چند نکته توجه کرد:

1- در بلندمدت با گسترش كاربرد مدل حق امتياز و افزایش قیمت کتاب‌ها، تولیدکنندگان کتاب‌خوان‌ها مثل آمازون، مجبورند قیمت کتاب‌خوان‌ خود را کاهش دهند تا از صرفه به‌مقیاس مشتریان بیش‌تر برای خرید کتاب‌های الکترونیک استفاده کنند.

2- برعکس اتهام تلاش برای ایجاد انحصار به اپل و ناشران اگر مدل عمده‌فروشی آمازون برنده شود، آمازون در تحمیل قیمت خود به ناشران انحصار ایجاد می‌کند. در این حالت جدا از کاهش انگیزه‌ی ناشران، سرمایه‌‌ی در دسترس آن‌ها برای سرمایه‌گذاری روی فناوری‌های پیش‌رفته و ایجاد کتاب‌های الکترونیکی که با عکس، ویدئو و محتوای تعاملی روی شبکه‌ی اینترنت هم‌راه باشند، کاهش می‌یابد. ضمنا وزارت دادگستری توجه نکرده که آمازون هم دقیقن برای افزایش حداکثری سهم بازار خود و ایجاد انحصار در بلندمدت، قیمت کتاب‌ها را در یک رابطه‌ی باخت ـ باخت با ناشرین پایین نگه داشته است.

3- مدل حق امتياز باعث می‌شود تا ناشرین مجبور باشند کتاب‌ها را روی تمام پلت‌فرم‌های موجود عرضه کنند و در نتیجه انحصار روی عرضه‌ی کتاب‌خوان‌ها هم شکسته می‌شود.

4- جالب‌تر از همه: در مدل حق امتياز ناشرین مجبور به رقابت با هم در عناوین مشابه هستند! دیگر قیمت ثابت نیست و در نتیجه هر کس تمایل دارد کتاب خودش را با کم‌ترین قیمت به مصرف‌کننده بفروشد.

ـ چه عاملی باعث می‌شود که یک واسطه مدل نمایندگی را در برابر مدل عمده‌فروشی انتخاب کند؟ در تحقیق آقای ژانگ و همکاران‌شان این نتیجه به‌دست آمده: “اگر فروش الکترونیکی باعث کاهش فروش در حالت سنتی شود، واسطه‌ها مدل حق امتياز و ایجاد پلت‌فرم را انتخاب می‌کنند؛ اما اگر فروش الکترونیکی به افزایش فروش به‌شکل سنتی منجر شود، مدل عمده‌فروشی و قرارداد مستقیم با تولیدکننده را بر می‌گزینند. ضمنا افزایش رقابت بین واسطه‌ها باعث افزایش تمایل به ایجاد پلت‌فرم می‌شود.”

تحلیل بسیار جالبی بود!

پ.ن. براي Agency Model معادل به‌تري داريد؟

گراسيس اي مسيح فوتبال …

هر خوبي و زيبايي پايان دارد و فوتبال ـ اين شبيه‌ترين ورزش به زندگي واقعي ـ هم مستثنا از اين قاعده نيست. هنوز بعد از سه روز باور نكرده‌ام كه چهار سال باشكوه و رؤيايي به‌پايان رسيد …

***

“یک چیزی بود که او (پپ گواردیولا) را متفاوت می‌کرد: او با ایده‌ای کاملا شفاف روی کار آمد و مثل بقیه نبود که تازه شروع به جستجو کند. به گواردیولا گفتم که اگر می‌خواهد مثل مسیح باشد، باید در چه مسیری قراربگیرد: او با ایده‌ی شفافی آمد و با ایده‌ی شفافی هم رفت … ” +

مسيح فوتبال! تعبير استثنايي سزار لوئیس منوتی مربی تیم قهرمان جهان سال ۱۹۷۸ آرژانتین و مربی سابق بارسلونا از آن‌چه پپ واقعن بود و آن‌چه براي فوتبال دنيا كرد: روزهايي كه پپ در بارسا بر سر كار آمد روزهايي بود كه فوتبال چركين و نتيجه‌گرا ـ از جام جهاني مزخرف 2002 به اين سو و البته نقاط اوج‌ش پورتو و چلسي آقاي خاص و يونان 2004 رهاگل ـ در حال نابود كردن تمامي زيبايي فوتبال بود. ما مجبور بوديم جدال تيم‌هايي با نام‌هاي بزرگ را نگاه كنيم كه تنها كاري كه نمي‌كردند حمله كردن و گل زدن بود! بارساي رايكارد تنفسي بود براي علاقه‌مند فوتبال واقعي؛ فوتبالي كه نتيجه را پيامد طبيعي زيبا بازي كردن مي‌دانست. مدل فوتبال رايكارد در نهايت شكست خورد و رفت و جواهر بي‌بديل آن روزهاي بارسا ـ رونالدينيو ـ هم همراه او. روزي كه هواداران بارسا شنيدند كاپيتان سابق كاتالان‌ها از تيم بي بارسا مي‌آيد و ر‌ه‌بري تيم اول بارسا را برعهده مي‌گيرد، همه نگران به روزهاي پيش رو فكر مي‌كردند. روزهايي كه چندان روشن نمي‌رسيد. همه فكر مي‌كرديم كه بازي‌هاي درخشان بارساي رايكارد و موفقيت‌هاي او تكرار نمي‌شوند؛ اما پپ كاري كرد كه نه فقط رايكارد از ياد رفت كه حالا به‌نظر مي‌رسد “تكرار”، ديگر حتا با “معجزه” هم ممكن نيست.

حالا چهار سال گذشته و همه‌ي ما براي خداحافظي مرد جوان آن روزها ـ كه امروز بر چهره‌ي جذاب و كاريزماتيك‌ش گرد سپيد سختي‌هاي اين چهار سال نشسته ـ از ته دل اشك مي‌ريزيم …

***

كاپيتان بي‌نظير بارسا كارلس پويول براي خداحافظي پپ نوشته: “به خاطر همه چیر بسیار متشکریم پپ! تو راه را به ما نشان دادی …” آن‌ها كه گزاره‌ها و پست‌هاي فوتبالي‌ش را دنبال كرده‌اند حتمن يادشان هست چقدر در طول اين سال‌ها از بارساي پپ درس زندگي و درس ره‌بري گرفته‌ايم. بارساي پپ براي همه‌ي ما نه فقط معناي فوتبال كه معناي زندگي را عوض كرد. چه كسي به‌خوبي پپ مي‌توانست اين همه درس را به ما بياموزد؟ پپ واقعن اين همه راه را به ما نشان داد:

جادوی خلاقیت در انجام کارهای تکراری!

پپ گواردیولا؛ همیشه راضی از خود ناراضی!

پیروزی در ال‌کلاسیکو: جادوی نبوغ رها از بندهای تاکتیکی

راز موفقیت = ساده انجام دادن کارها! 

مثلث طلایی موفقیت بارسا

زندگی به سبک پپ

موفقیت و شكست هر دو حاصل تلاش همه‌ي اعضاي تيم است 

تعریف دقیق نقش ره‌بری سازمان به روایت پپ گواردیولا

انگیزه‌ی درونی بازیکنان بارسا؛ الگویی برای همه‌ی آدم‌ها

سبک ره‌بری در بارسلونا

 مهم‌ترين درس پپ كه براي هميشه در زندگي‌م آن را يكي از اصول اساسي زندگي قرار خواهم داد اين بود: پپ به ما آموخت كه به‌جاي رنج بردن از ضعف‌هاي‌مان ـ به‌ويژه در برابر ديگران ـ از توان‌مندي‌ها و خوب بودن‌مان لذت ببريم. راز پيش‌رفت در زندگي و تاب آوردن در برابر سختي‌هاي‌ش به‌سادگي همين است …

***

و حالا آخرين درس پپ به‌گمانم در اين كاريكاتور سايت گل دات كام (از اين‌جا) نشان داده شده است: اين‌كه طوري زندگي كني كه روز آخر با لبخندي مليح چراغ‌هاي تالار افتخارات جاودانگي‌ت را خاموش كني …

***

گراسيس مسيح فوتبال. ما از تو نه فقط براي لذت ناب فوتبال و نه فقط براي اشك‌ها و لبخندهاي اين سال‌ها كه براي آموختن زندگي ممنونيم. به‌اميد آن‌كه روزي در كنار تو و تمام ستاره‌هاي اين تيم فراموش‌نشدني، جشن زيباي فوتبال را بزرگ‌تر از هميشه برگزار كنيم.

يادداشت بسيار بسيار خواندني دوست عزيزم فرانك مجيدي را هم در اين زمينه در يك پزشك از دست ندهيد و مخصوصن كليپ آخرش را …

موفقيت چيست!؟

همه‌ي ما دوست داريم در زندگي‌مان “موفق” باشيم؛ اما كم‌تر پيش مي‌آيد كه فكر كنيم موفقيت يعني چه!؟ جفري جيمز اين‌جا تعريف جالبي از موفقيت ارائه كرده است:

ماتريس زير را در نظر بگيريد:

براي بيش‌تر مردم تعريف موفقيت به‌شكل زير است:

اما تعريف واقعي موفقيت اين‌طوري است:

بنابراين: “موفقيت در زندگي يعني هر چه بيش‌تر شاد بودن!”

لینک‌های هفته (۸5)

باز هم كمي تأخير … 🙂

یش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

مدیریت آشفتگی فکری (امير مهراني؛ The Coach) (عاااالي! يكي از به‌ترين مطالب هفته)

چگونه عادت های خوب را در خودمان نهادینه کنیم؟ (نارنجي) (عاااااالي!)

۱۰ راه برای افزایش تمرکز و کارایی محیط کار (نارنجي)

پنج نکتۀ زیرکانه برای ابراز مخالفت با رئیس (محمد سالاري)

شوخی با مدل‌های یکپارچه! (افشين دبيري؛ وبلاگ مديريت منابع انساني) 😀

 مديريت و كارآفريني:

بومی سازی: درست یا غلط؟ (بهاره حسيني) (سؤال خوبي است!)

تکنیک MECE (ابراهيم حيدري)

مدیریت پروژه چابک (علي واحد؛ وبلاگ رادمان)

چگونه یک مربی و مرشد خوب برای خودمان پیدا کنیم؟! (مصطفي مهدي‌زاده؛ نويسنده‌ي مهمان وبلاگ يك پزشك)

گرومینگ بک لاگ محصول (اسد صفري؛ دنياي چابك)

کارآفرینی نیازی به تجربه ندارد

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

راه‌های «عملی» برای تقویت وبلاگستان (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك) (خيلي حرف حساب!)

گوگل برای مالکیت فایل‌های کاربران تا کجا به پیش می‌رود؟! (آزادراه)

مایکروسافت، نام نسخه‌های مختلف ویندوز ۸ را اعلام کرد (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

چه بر سر اندروید می‌‌آید؟ (تحريريه‌ي آن‌لاين عصر ارتباط)

آزادراه تقدیم می‌کند: اوبونتو برای تازه‌واردها (آزادراه) (كتاب آموزشي اوبونتو)

چهار مطلب در راستاي معرفي گوگل‌درايو توسط گوگل در اين هفته: رونمایی رسمی گوگل از سرویس گوگل‌درایو (فارنت) و فضای جیمیل به ۱۰ گیگابایت افزایش یافت  و سرویس SkyDrive مایکروسافت با ۷ گیگابایت فضای رایگان (دو خبر دوم از وبلاگينا) و اینفوگرافی: مقایسه سه سرویس دراپ‌باکس، گوگل‌درایو و اسکای درایو (فارنت)

۱۰ امکان جالبی که جستجوگر گوگل دارد و کمتر از آن‌ها استفاده می‌شود

پیش‌بینی سهم ۶ میلیارد مشترکی بازار تلفن همراه دنیا تا پایان ۲۰۱۲

شبكه‌هاي اجتماعي:

فیس‌بوک بیش از ۹۰۰ میلیون کاربر فعال ماهانه دارد 

صنعت فاوا در ایران:

اساسنامه شرکت زیرساخت تأیید شد 

گواهی مدیریت امنیت اطلاعات خارجی منتفی شد (ISMS ايراني! چه شود …)

اختصاص بودجه 40 میلیارد تومانی به پژوهش‌های فناوری اطلاعات

الزامی شدن تأیید هویت در پرداخت‌های الکترونیکی

آغاز رده‌بندی ملی آثار نرم‌افزاری

اقتصاد:

اقتصاد آنلاین آمد (سايت خبري تحليلي اقتصاد ايران و جهان كه با همت گروهي از دوستان روزنامه‌نگار حرفه‌اي ما كه با جريان اصلي اقتصاد جهان همراه‌اند راه افتاده است. معرفي اين سايت توسط صادق الحسيني در كاتالاكسي)

سايت شخصي دكتر محمد طبيبيان عزيز هم اين هفته شروع به كار كرد!

اقتصاد ایران در گزارش صندوق بین المللی پول (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL) (بسیار خواندنی!)

گیک‌ها و اقتصاد تجربه‌محور (نارنجي)

بدهی خارجی ایران 6.3 میلیارد دلار کاهش یافت/ امارات بدهکارترین در خاورمیانه

نرخ بهره ی بانکی در آمریکا تا پایان سال 2014 ثابت ماند

در حال و هواي بيست و هشت سالگي …

فردا ششم ارديبهشت قدم به بيست و هشت سالگي مي‌گذارم. باز يك سال گذشت و دوباره رسيدم به نقطه‌ي آغاز. سالي كه سراسر رنج بود و و دل‌تنگي و زخم‌هاي‌ش فراموش‌نشدني …

***

پارسال اين موقع حتا فكرش نمي‌كردم كه يك سال بعد روزهاي زندگي‌م را با بغض و دل‌تنگي آقاجان بگذرانم (در تمامي اين شش ماه فقط و فقط يك بار به خواب ديدم‌ش و دل‌م لك زده براي يك لحظه صداي مهربان‌ش …)؛ چه برسد به رفتن عمو جان به فاصله‌ي كم‌تر از دو ماه و تازه شدن داغ ديگر عزيزانِ براي هميشه سفر كرده‌ …

***

تير ماه و پايان يك ماجراي شيرين را هيچ‌‌گاه فراموش نخواهم كرد. ماجرايي كه تلخي‌ پايان‌ش هنوز هم مرا آزار مي‌دهد. تازه آن موقع هنوز نمي‌دانستم كه چهار ماه جهنمي آخر سال پيش روي‌م است …

***

مشكلات كاري و استرس‌هاي كاري هم كه ديگر مرا از پاي درآوردند. در لحظه‌ لحظه‌ي چهار ماه آخر سال دوست داشتم مي‌توانستم همه چيز را رها كنم و خانه‌نشين بشوم؛ اما مسئوليت‌ بزرگي را قبول كرده بودم و نمي‌شد. من بايد براي مشكلاتي كه كم‌ترين تقصير را در آن‌ها داشتم، پاسخ‌گو مي‌بودم. تازه مي‌گذرم از حاشيه‌هاي تمام‌نشدني كه آن آخرين ذرات انرژي باقي‌مانده را هم از بين بردند …

***

در اين يك سال خيلي چيزها ياد گرفتم:

ـ ياد گرفتم كه احساس‌م را كنترل كنم و از آن فرار نكنم. ياد گرفتم كه شادي بزرگ و آن چيزي كه در زندگي به‌دنبال‌ش هستي، نادر است. به‌جاي آن بايد از تك‌تك شادي‌هاي كوچك زندگي لذت برد و دل‌خوش داشت به آن‌ها …

ـ ياد گرفتم رؤياهاي‌م را زندگي‌كنم.

ـ ياد گرفتم امید آخرین چیزی است که می‌میرد …

ـ راز موفقيت را از مثلث طلایی بارسا و معادله‌ي جيم وولفنزون و  شریل سندبرگ آموختم.

در كنارش هر روز دوستان عزيز و بزرگ‌وار بيش‌تري را پيدا كردم كه براي پيش رفتن و نماندن ياران هم‌مسير خوبي بودند و هستند.

***

امروز كه به گذرِ اين يك سال سخت نگاه مي‌كنم مي‌بينم با وجود تمامي آن لحظات بد و بدتر به موفقيتي دست يافته‌ام كه خودم باورش را نداشتم: من توانستم در برابر آن روي واقعي و بي‌رحم زندگي “تاب بياورم.” تازه توانستم با سرعت بيش‌تري از سال قبل‌تر هم پيش بروم! من امروز ديگر آن آدم سال گذشته نيستم. خيلي بزرگ‌تر شده‌ام و خيلي آبديده‌تر. تحمل مصيبت بيش از آن‌چه كه فكرش را بكنيد، آدم را صبور مي‌كند …

بله. آن روزهاي سخت ديگر تمام شده‌اند. اين روزها آرامش دوباره به زندگي من برگشته است. شادم و سرحال. هر هفته و هر روز با آدم‌هايي جديد و دوست‌داشتني آشنا مي‌شوم. از ديدن ميزان اعتماد ديگران به خودم ذوق‌زده مي‌شوم. و البته ناگفته هم نماند كه از تعريف كردن‌شان از خودم هم شاد مي‌شوم! (مخصوصن تعريف‌هاي مربوط به نويسنده‌ي گزاره‌ها بودن!) حالا دوباره مثل همان روزهاي اول كاري، ذوق و حوصله و انگيزه و انرژي كافي براي تلاش بيش‌تر و سخت كار كردن دارم. هر روز جاي جديدي براي تأثيرگذاري و كمك به ديگران براي خوب بودن و به‌تر شدن و پيش رفتن كشف مي‌كنم. هر روز مي‌بينم كه چقدر كار براي انجام دادن هست و نگران مي‌شوم كه نكند فرصت كافي به من داده نشود!

با اين همه خيلي دل‌تنگم اين روزها. دل‌تنگ آن‌هايي كه رفتند و مرا جاي گذاشتند. دل‌تنگ عزيزاني كه دور از من‌اند و من دور از آن‌ها. دل‌تنگ لحظات خوبي كه ديگر تكرار نمي‌شوند …

در آستانه‌ي پا گذاشتن به بيست و هشتمين بهاري زندگي‌م، با تمام وجود ممنون‌م از اعضاي عزيزتر از جانِ خانواده‌ام. و از دوستان خوبم كه كنارم بودند و هستند. ممنون‌م براي خوبي‌تان و براي بودن‌تان. من براي شما و در كنار شما زنده‌ام.

***

بزرگ‌ترين درس اين يك سال بسيار بسيار سخت براي من كشف رازي بود كه عمران صلاحي سال‌ها پيش آن را سروده است:

از مقصدمان سؤال كردم گفتي

مقصد، خود راه مي‌تواند باشد

مقصد و رسيدني در كار نيست. تنها بايد براي نماندن تصميم گرفت و بدون لحظه‌اي توقف همراه با مسير زندگي پيش رفت. مقصد همين جاست و همين لحظه. جاي ديگري دنبال‌ش نمي‌گردم.

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (1)

از امشب رسما وارد متن درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک مي‌شويم و هر هفته به يكي از موضوعات مطرح در توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك مي‌پردازيم.  لازم است همين ابتدا به يك نكته‌ي مهم اشاره كنم: هدف اصلي از طرح اين سلسله مطالب در اين‌جا اين است كه علاقه‌مندان راه‌ا‌ندازي كسب و كارهاي كوچك بدانند بايد به چه موضوعاتي فكر كنند و چه كارهايي انجام دهند. در واقع هدف، طرح چارچوبي براي راه‌اندازي يك كسب و كار كوچك است. بنابراين لطفن فراموش نكنيد كه هر كدام از درس‌هاي ارائه شده داراي جزئيات بسياري است كه آشنايي با آن‌ها نيازمند مطالعه و مطالعه و مطالعه است. من سعي مي‌كنم بسته به موضوع برخي منابع خوب براي مطالعه را هم خدمت دوستان عزيز معرفي كنم.

اما اولين درس. همه‌ي ما هدف‌مان راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار كوچك است؛ اما آيا مي‌دانيم كه اصلن به چه كسب و كارهايي كوچك مي‌گويند؟ اين هفته مي‌خواهيم به اين سؤال جواب بدهيم.

شايد در نگاه اول كسب و كار كوچك، بنگاهي به‌نظر برسد كه داراي درآمد به‌نسبت محدود و اندازه‌ي كوچكي است. اين ديدگاه تقريبا درست است؛ اما دقيق نيست. مثلا از اين ديدگاه احتمالن شركتي مثل اينستاگرام يك ميليارد دلاري كسب و كار كوچك به‌نظر نمي‌آيد! بنابراين اين سؤال پيش مي‌آيد كه يك كسب و كار كوچك واقعن چه نوع كسب و كاري است؟

با بررسي تعاريف رسمي كسب و كار كوچك در كشورهاي مختلف مي‌بينيم كه تعريف بنگاه‌هاي کوچک و متوسط در کشورهاي مختلف جهان بيش‌تر بر تعداد کارکنان مبتني است؛ هر چند ميزان دارايي (ژاپن)، ميزان سرمايه‌ (كره‌ي جنوبي) و ميزان فروش (مالزي) نيز جزو معيارهاي اصلي تعريف يک بنگاه به‌عنوان بنگاه کوچک و متوسط محسوب مي‌شوند.

در ايران تعاريف مختلفي براي كسب و كارهاي كوچك ارائه شده؛ اما نكته‌ي مهم اين‌جاست كه وجه مشترك تمامي اين تعاريف تكيه بر “تعداد كاركنان” به‌عنوان معيار اصلي تعريف كسب و كارهاي كوچك است. مهم‌ترين تعريف قابل استناد در اين زمينه ـ كه مخصوصا براي استفاده از تسهيلات و حمايت‌هاي دولتي لازم است به آن توجه شود ـ تعريف سازمان صنايع كوچك و شهرك‌هاي صنعتي ايران است كه متولي اصلي حمايت از SMEها در ايران محسوب مي‌شود. اين سازمان كسب و كارهاي كوچك را “كسب و كارهاي داراي 1 تا 9 نفر پرسنل” مي‌داند. اما اين تعريف رسمي را مي‌توان كامل‌تر هم كرد تا به‌تر درك كنيم كه يك بنگاه كوچك يعني چه. گفته شده بنگاه کوچک، بنگاهي است که سه ويژگي زير را داشته باشد:

  • مديريت بنگاه مورد نظر مستقل و و غالبا به‌صورت مدير ـ مالک باشد.
  • سرمايه و مالکيت در اختيار يک فرد يا يک گروه کوچک (معمولا خانواده) است.
  • از ساير بنگاه‌ها مستقل باشد.

بنابراين از همين‌جا با هم اين قرار را با هم بگذاريم كه  كسب و كار كوچك تعريف‌ش چيست.

بعد از تعريف بنگاه‌هاي كوچك در ايران، لازم است كمي به‌ هم به نقش اين بنگاه‌ها در اقتصاد بپردازيم. در نقاط مختلف جهان،بنگاه‌هاي کوچک و متوسط (SME) از نظر تعداد بنگاه‌ها، بخش اعظمي از بنگاه‌هاي اقتصادي کشورها را تشکيل مي‌دهند. در واقع اين روزها SMEها موتور محرك رشد و توسعه‌ي اقتصادي محسوب مي‌شوند. SMEها باعث تقويت روحيه‌ي رقابت و کارآفريني در اقتصاد، افزايش بهره‌وري و ايجاد اشتغال مي‌شوند و از اين جهت هر روز بر اهميت آن‌ها افزوده مي‌شود.

از نظر نقش بنگاه‌هاي كوچك در اقتصاد كشورها نيز برخي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي مهم SMEها عبارتند از:

ـ  فراهم‌آوردن بستر راه‌اندازي کسب و کار شخصي خود براي افراد بامهارت و کارآفرين به‌دليل نياز به سرمايه‌هاي کوچک؛

ـ  منبع اصلي شناسايي و ظهور و آموزش و تجربه‌اندوزي استعدادهاي کارآفرينان و افراد خلاق جامعه؛

ـ  منبع مهم نوآوري در محصولات، خدمات، فرايندها و تجربيات کاري جديد؛

ـ  فعاليت در نقاط جغرافيايي مشخص و بازارهايي که بنگاه‌هاي بزرگ امکان يا تمايل ورود به آن‌ها را ندارند؛

ـ  تکميل‌کننده‌ي زنجيره‌ي تأمين آن‌ها و زنجيره‌ي ارزش صنعت محل فعاليت خود؛

ـ  انعطاف‌پذير در مقابل تغييرات بازار و محيط کسب و کار؛

ـ  مزيت رقابتي در صرفه‌جويي در مقياس توليد در برخي حوزه‌ها نسبت به صنايع بزرگ؛

ـ  تعداد مشاغل ايجاد شده‌ي بيش‌تر در مقايسه با بنگاه‌هاي بزرگ؛

ـ شکستن انحصار بنگاه‌هاي بزرگ.

مي‌بينيد؟ اين‌ها همه دارند به ما نشان مي‌دهند كه:

1- يك كسب و كار كوچك چقدر نقش بزرگي در رشد و توسعه‌ي جامعه دارد. جدا از اين‌كه اين بيزينس كوچولو براي ما چه اثراتي خواهد داشت؛ انگيزه‌ي تأثيرات اقتصادي و اجتماعي‌ آن در جاي خودش بسيار جذابيت كار را بالا مي‌برد.

2- يك كسب و كار كوچك عموما نقش مكمل صنايع بزرگ يا پيش‌گامي شدن در عرضه‌ي فناوري‌هاي جديد را ايفا مي‌كنند. بنابراين براي پيدا كردن ايده‌هاي كسب و كاري‌مان به‌تر است اين دو فضا را بگرديم.

پايان درس اول. در اين درس ياد گرفتيم كه يك بنگاه كوچك چيست. اين بنگاه بايد توسط يك نفر ـ يعني شما به‌عنوان كارآفرين ـ راه‌اندازي شود. هفته‌ي آينده به اين مي‌پردازيم كه كارآفرين چه كسي است و چه ويژگي‌هايي دارد.

لینک‌های هفته (۸4)

خوب اين آخر هفته سر من وحشت‌ناك شلوغ شد. موعد تحويل چند تا پروژه كه قرار بود با هم نباشد، روي هم افتاد و نتيجه‌ش هم اين‌كه پست “لينك‌هاي هفته” افتاد به‌امروز. بعد از پست جمعه شب، قصد داشتم هر وقت شد مطالب نخوانده را بخوانم و پست لينك‌هاي هفته را بنويسم كه واقعن فرصت نشد. از لطف دوستاني كه نگران غيبت من شده بودند، متشكرم. 😀 اين هم از مزاياي زيادي فعال بودن است ديگر …

از اين هفته لينك‌هاي مربوط به صنعت فاوا در ايران را جدا مي‌كنم و تعداد لينك‌هاي كلي بخش فاوا را هم به ده لينك كاهش مي‌دهم. البته طبيعتا اگر لينك‌هاي صنعت فاوا در ايران زياد نباشد، آن‌وقت فضا براي ساير لينك‌هاي فاوا باز مي‌شود.

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها  را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

برداشت از خود (بايد يك مطلب به‌زودي در باب “توهم در مورد خود” بنويسم! علي‌الحساب اين نوشته‌ي كوتاه شهرام خان كريمي را در يادداشت‌هاي صنايعي ببينيد.)

استراتژی لبخند (علي م.) (بسيار دوست‌ش داشتم.)

Live at Your Own Speed (بهاره حسيني؛ The Notes) (عاااالي! روش‌هايي براي يافتن آرامش در زندگي. البته عنوان‌ش را نگاه نكنيد؛ مطلب فارسي است. يكي از به‌ترين نوشته‌هاي اين هفته براي من.)

چالش‌های فراروی تغییر موفق (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

تغيير و مشكلات آن (وفا كماليان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

تغيير و مقاومت (وبلاگ تجربه؛ محسن صحراگرد)

آرتیست فراموش شده (امير مهراني؛ The Coach)

آنچه برای برقراری ارتباط مؤثر نیاز داریم (نیاز مبرم مدیران) (محمد سالاري)

۴ روش برای بهبود کارایی مغز (نارنجي)

بهترین شغل جهان در سال ۲۰۱۲: مهندس نرم‌‌افزار (نارنجي) (بقيه را هم بد نيست ببينيد.)

مدیریت و کارآفرینی:

مدیر پروژه خوب (خلاصه‌ي يك كتاب عالي مديريت پروژه به‌روايت علي واحد در وبلاگ رادمان؛بسيار مهم و خواندني!)

گفت‌و‌گوبا مدیرعامل شرکت پوینده دهکده جهانی : منابع انسانی؛ اصلی‌ترین منبع تحقق برنامه‌های راهبردی (اين هم يك گفتگوي جالب با وفا كماليان عزيز كه مال قديم‌ترهاست اما من اين هفته‌ تازه ديدم‌ش!)

زندگی مشترک مسالمت‌آمیز با یک کارآفرین (امير مهراني؛ The Coach)

براي پول درآوردن وبلاگ نزنيد! (وبلاگ خواندني آقاي سيد رضا علوي با عنوان “كارآفريني اينترنتي و كسب و كار اينترنتي به زبان فارسي” كه كشف اين هفته بود!)

تخفیف یا تخریب؟! (پريا فرهادي؛ وبلاگ همينا)

سادگی، نهایت پیچیدگی است (اين هم معرفي طراح اصلي اپل توسط جواد افتاده در “رسانه‌هاي اجتماعي”)

 پرداخت های متغیر (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي) (نوشته‌ي شهرام در مورد سبك‌هاي پرداخت ثابت و متغير در طول چرخه‌ي عمر سازمان)

همکاری و نه دلالی (شايان شليله)

چگونه با تازه‌واردها رفتار کنیم؟ (مهدي عرب عامري؛ PMPlus)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

آموزش وب‌مسترها ; راه‌هایی ساده برای ایجاد محتوایی قوی (دنياي فناوري اطلاعات) (بسيار خواندني!)

ارتباط کامپیوترهای آلوده با اينترنت قطع می‌شود (حتمن اين مطلب را در مورد يك ويروس بسيار خطرناك بخونيد و رايانه‌تان را هم چك كنيد.)

دانلود همه‌ی اطلاعات ویکیپدیا و استفاده از دانشنامه‌ی ویکیپدیا به صورت آفلاین (شاهوار) (به‌به!)

راه‌حل کاربردی ادوبی برای جایگزینی امضای دستی با امضای الکترونیکی اسناد (زوميت)

گوگل می‌گوید در ساخت اندروید از حمایت کامل Sun برخوردار بوده است (اين هم بخشي از ماجراي شكايت اوراكل از گوگل) (زوميت)

Gmail خود را آنالیز کنید (عصر ارتباط)

نگرانی مخترع اینترنت از خطرات گوگل و فیسبوک

آیا شرکت‌های Apple و Valve در تلاش برای ساخت کنسول بازی جدیدی هستند؟ 

شبكه‌هاي اجتماعي:

عصر محتوای کوانتم (رسانه‌هاي امروز؛ مهران نصر) (عااالي!)

چرا فیس‌بوک برای گوگل خطرناک است؟ (زوميت)

صنعت فاوا در ايران:

گفت وگو با حمید شهریاری عضو شورای عالی مجازی (يك گفتگوي بسيار مهم در مورد مشكلات سياست‌گذاري فاوا در كشور كه منجر به تأسيس شوراي عالي مجازي شد. آقاي شهرياري را اول بار در هم‌انديشي راهبردهاي جامعه‌ي اطلاعاتي ايران از نزديك ديدم. بسيار انسان روشن‌ و در حوزه‌ي فاوا بادانشي است و به‌دليل جامعه‌ي روحانيت‌ش احتمالن يكي از تأثيرگذارترين آدم‌ها صنعت فاوا در سطح نظام حاكميتي كشور.)

اساسنامه شركت IT تصويب شد 

شبکه ملی اطلاعات هزار میلیارد تومان خرج برمی‌دارد (بررسي بودجه‌ي فاوا در سال 1390)

سایت‌های وزارت نفت همچنان قطع است

حجم تجارت الكترونیكی كشور به 67 میلیارد تومان رسید 

اقتصاد:

10 چیز که در مورد افشای اطلاعات کارت‌های بانکی مردم نمی‌دانید (دوستان ما در راه‌پرداخت نكات بسيار مهمي را در فضاي غبارآلود و غيركارشناسي كه پس از اين اتفاق به‌وجود آمد، نوشته‌اند.)

فقرا در جست‌و‌جوی گذشته، ثروتمندان به دنبال آینده (در جستجو در گوگل!)

مذاکره بهمنی با رئیس صندوق بین‌المللی پول برسر تحریم 

در جلسه‌ی سه روزه‌ی صندوق بین‌المللی پول چه گذشت؟

حرفه‌ای‌ها (7)

شما عمري را پاي ترجمه يكي از پشتوانه‌هاي اصلي ادبيات كلاسيك گذاشتيد، غير از آن هم حتي وقتي سراغ نويسنده‌هاي متاخرتر مي‌رويد باز هم آن‌هايي هستند كه به نوعي در كلاسيك‌هاي امروزي جاي مي‌گيرند، چقدر شوق خواندن اين‌گونه ادبي را ميان مخاطبان كتاب در ايران مي‌بينيد؟

من ناشر نيستم و به بازارش كاري ندارم، مساله اينجاست كه من عاشق آن سرچشمه هستم، يعني ادبيات ناب. من با پروست زندگي كردم، گاهي براي ترجمه يك پاراگراف يك ماه وقت گذاشتم. پروست براي من 11 سال طول كشيد. آن وسط كارهاي ديگري هم كردم، اما مي‌خواستم يك كاري بزرگ‌تر از همه آنچه تا آن روز كار كرده بودم را شروع كنم و بالاخره حاصل‌ش را با رضايت ديدم.

(عكس و متن از از گفتگوي منتشر نشده‌اي با زنده‌ياد مهدي سحابي؛ چاپ شده در روزنامه‌ي اعتماد؛ شماره‌ي 2316؛ شنبه 8 بهمن 1390؛ اين‌جا)

پ.ن. به‌دليل اين‌كه متأسفانه نرسيدم لينك‌هاي هفته را كامل مطالعه كنم؛ پست‌ لينك‌هاي هفته فردا شب منتشر خواهد شد.