لینک‌های هفته (۸8)

شد 22 ماه! و چقدر هم پرلینک بود این هفته …

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها   را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

آدم بی‌پا و دیگران (به‌ترین مطلب هفته! روایت امید و ممکن کردن ناممکن‌ها …) (علی دادپی؛ اقتصاد، خرد، بازار و خانوار)

نه قانون موفقیت از نگاه دنیل آمن (این هم دومین مطلب عالی هفته!) (زینب جم؛ همینا)

کاری کنید دیگران دوست داشته باشند برای شما کاری کنند! (الهام اعتدالی؛ تجربه‌ها و ترجمه‌ها) (کشف این هفته!)

تعصب (وبلاگ تجربه؛ محسن صحراگرد)

بیماری عقیده‌پرستی (این سخنرانی عالی استاد مصطفی ملکیان عزیز را بخوانید و برای سلامتی‌شان دعا کنید …)

نکته 234: پنج وضعیت بدنی بی‌دردسر که موجب پرورش تفکر خلاق می‌شوند (جالب!) (سی‌صد و شصت نکته (کاربردی) در تفکر)

پنج روش کنترل ترس برای یک سخنرانی عمومی (مفید!) (مهران نصر؛ رسانه‌های امروز)

باز هم شوخی با مدل های یکپارچه! (این هم روایت خوش‌بختی در زندگی مشترک براساس مدل‌های منابع انسانی!) (افشین دبیری؛ مدیریت منابع انسانی)

نكاتی ساده برای داشتن محیط كاری مطلوب (مهم‌ترین مطلب هفته برای من! خواهش می‌کنم جدی بگیرید. من یک هفته است از شدت درد گردن و کتف از کار و زندگی افتادم …)

تنهايي مشكل كوچكي نيست اما راه‌حل دارد (واقعا!؟ :دی)

 مدیریت و کارآفرینی:

هزينه‌هاي استخدام و وجه دیگر هزینه‌های استخدام (آقای وفا کمالیان عزیز در وبلاگ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت مباحث مفیدی را در مورد استخدام شروع کرده‌اند و دارند به هر دو طرف استخدام‌کننده و استخدام‌شونده توجه می‌کنند. بسیار عالی!)

در جستجوی کار و نیروی کار (امیر مهرانی؛ The Coach) و هنجارهای کاری جامعه و دیگر مسائل (افشار محبی) و درس برای کار یا درس برای درس؟ (در ادامه‌ی مباحث مطرح شده در این پست من. آقای محبی زحمت کشیده‌اند و لینک‌های مطالبی که در این زمینه نوشته شده‌اند را هم جمع‌آوری کرده‌اند.)

مؤلفه‌های مدیریت پروژه (علی واحد؛ وبلاگ رادمان)

تغییر هنجارهای کاری جامعه – این‌بار اخلاق (این بحث جالب آقای آواژ عزیز را در روزنوشت‌های بهساد دنبال کنید حتمن!)

ایراد زیاد بودن شناوری چیه؟ (نادر خرمی‌راد)

معاشرت نمائید چون برادران و معامله کنید چون بیگانگان (علی رضا عباسی؛ مثل هیچ‌کس …)

هنر مشاوره گرفتن (محمد سالاری)

کلید موفقیت در بازاریابی: با مشتریان‌تان درددل کنید! (نویسنده‌ی مهمان وبلاگ یک پزشک)

Arianna Huffington On The Rise Of Empathy In America

رسانه‌های اجتماعی:

فراخوان ارسال مقاله به همایش روز رسانه های اجتماعی آغاز شد

توییتر و انقلاب مصر (نیام یراقی؛ یادداشت‌های مدیریت ریسک) (نتیجه‌ی این تحقیق، خیلی خیلی جالبه!)

میزان تأثیرگذاری تبلیغات در فیسبوک (نیام یراقی؛ یادداشت‌های مدیریت ریسک)

معروف‌ شدن در فيس‌بوك پولي شد

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

با نمودارهای دانش، جستجوی گوگل هوشمندتر می‌شود (دکتر علی رضا مجیدی؛ یک پزشک)

دشواری‌های توسعه اپلیکیشن برای اندروید – چندپارگی اندروید (دکتر علی رضا مجیدی؛ یک پزشک)

بینگ با جستجو بر اساس تجربیات شخصی و شبکه‌های اجتماعی از راه می‌رسد (وبلاگینا)

برنامه‌نویسان گوگل از چه سیستم‌عاملی بهره می‌برند؟ (مامبوجامبو)

گوگل سفر خیالی ارسال یک ایمیل را به تصویر کشید (وبلاگینا)

ویکیپدیا: اگر در سایت ما آگهی می‌بینید ، سیستم شما ویروسی است (سعید امیرلو؛ وب‌بلاگ فارسی)

واحد IT سازمان‌ها مدیر زن نمی‌خواهد

انتشار 6 ميليون ويروس در 3 ماه

اعتماد به فناوری‌ پردازش ابری در حال افزایش است

 صنعت فاوا در ایران:

آخرین وضعیت سند جامع فناوری اطلاعات کشور (خبرگزاری مهر)

گردش مالی حوزهICT دو برابر شد (بنا به ادعای آقای وزیر!)

برگزيدگان دومين جشنواره فاوا

نتایج ارزیابی اولین دوره جایزه ملی کیفیت ICT مشخص شد

بودجه توسعه خدمات الکترونیکی کشور 134 میلیارد ریال اعلام شد

اقتصاد:

سه تجربه ساده و یک سئوال (سؤال‌ جذاب نیام یراقی در یادداشت‌های مدیریت ریسک در مورد کوتاه‌مدت بودن ما ایرانیان …)

می‏سی‏سی‏پی (رابطه‌ی اقتصاد و فرهنگ و شاید هم برعکس‌ش در نمونه‌ی فقیرترین ایالت آمریکا) (وبلاگ خانه‌ی دوست کجاست)

چالش‌های جدید مدل اروپایی (علی دادپی)

عوام‌گرایی معمول چپ‌گراها (پویان مشایخ؛ خاکریز اقتصاد)

خودتان را برای مطالعات بومی توسعه آماده کنید (پیشنهاد حامد قدوسی در یک لیوان چای داغ به محققان جوان اقتصاد در ایران)

درباره افزایش نابرابری (قسمت آخر) (کافه‌ی اقتصاد)

سود و زیان یارانه هدفمند در گفتگوي روزنامه شرق با محسن رناني: قسمت اول و قسمت دوم

اگر فریدمن بود درباره بحران اروپا چه می گفت؟ (حجت قندی؛ اقتصادانه)

شاخص اقتصاد دانش و رتبه ایران (افشین دبیری؛ مدیریت منابع انسانی)

بودجه 566 هزار میلیارد تومانی روی میز دولت رفت

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (66)

«من حركت‌های زیادی در طول زندگی‌ام داشته‌ام و همه‌ي آن‌ها را به‌عنوان یك ماجرا و چالش دیده‌ام. هشت بار در باشگاه‌های مختلف و كشورهای متفاوت قهرمان هشت جام شده‌ام. فوتبال بازی كردن در شرایطی كه در طول زندگی‌تان یك‌جا مانده‌اید، آسان است. شما در خانه‌ي خود هستید و محیط راحتی دارید؛ ولی وقتی به پنج جای متفاوت نقل مكان می‌كنید با آزمونی واقعی روبرو می‌شوید. اگر موفق شدید، قهرمان واقعی خواهید بود و به‌همین خاطر هم به شما بیشتر احترام خواهند گذاشت.» (زلاتان ايبراهموويچ در مورد علت زياد عوض كردن باشگاه‌هاي‌ش؛ اين‌جا)

در تمامي سال‌هايي كه سابقه‌ي كار كردن دارم، در اغلب جاهايي كه مشغول كار بوده‌ام يا سازمان‌هايي كه با آن‌ها پروژه داشته‌ام، از كار من به‌صورت نسبي راضي بوده‌اند و اين را به من منتقل هم كرده‌اند. البته همه چيز نسبي است؛ اما وقتي اين تكرار مي‌شود نشانه‌ي يك اتفاق خوب است! اما به‌همين دليل من هميشه با اين سؤالات مواجه بوده‌ام: آيا من در كار كردن واقعا همان‌قدر كه ديگران مي‌گويند خوب و شايسته‌ام؟ شايد همين كار را درست بلدم؟ شايد هم براي كار كردن در اين محيط كاري خوب‌م؟

ابتداي امسال با وجود شرايط نسبتا مناسبي كه در محل كار قبلي‌ام داشتم تصميم گرفتم محل كارم را عوض كنم. من مي‌خواستم جواب سؤال‌هاي‌م را پيدا كنم. من مي‌خواستم خودم و توانايي‌هاي‌م را به‌چالش بكشم. هنوز براي قضاوت زود است؛ تا بعد ببينم چه مي‌شود …

زلاتان در حرف‌هاي‌ش به همان دغدغه‌ي من به‌خوبي اشاره كرده است: اگر بتوانيد يك كار را در محيط‌‌هاي مختلف خوب انجام دهيد و اگر بتوانيد در يك محيط جديد كار جديدي را در راستاي تخصص‌تان به‌خوبي انجام بدهيد، يعني واقعا آدم متخصصي هستيد!

چطور از ديگران بخواهيم تا كاري را انجام دهند!

مدتي پيش براي‌تان خلاصه‌اي از مصاحبه‌ي دانيل گيلبرت روان‌شناس شادي با سايت HBR را با عنوان طول و عرض شادي نوشتم. يك جاي مصاحبه، گيلبرت به نكته‌ي بسيار جالبي اشاره كرده بود كه به‌دليل اهميت‌ش به‌نظرم رسيد به‌تر است در يك پست جداگانه به آن بپردازم. در مباحث ره‌بري سازماني تئوري معروفي هست كه به نام داگلاس مك‌گريگور روان‌شناس معروف آمريكايي ثبت شده است. اين تئوري با عنوان “تئوري X و Y” مي‌گويد كه انسان‌ها در رابطه با كار، اصولا دو حالت دارند: تئوري X فرض‌ش بر اين است كه انسان‌ها ذاتا از كار بي‌زار هستند و تنبل. بنابراين بايد تا مي‌شود بهشان سخت گرفت تا درست كار كنند. تئوري Y برعكس است و معتقد است انسان‌ها در واقع به كار علاقه دارند؛ چون دوست دارند با چالش‌ها روبرو شوند و آن‌ها را حل كنند. بنابراين بايد كار چالش‌برانگيز باشد تا آن‌ها از كار كردن خسته نشوند.

آقاي گيلبرت به‌صورت غيرمستقيم جايي از مصاحبه‌اش به اين تئوري اشاره مي‌كند. او مي‌گويد كه ره‌بران دو شيوه براي تفويض كارها به همكاران‌شان دارند:

الف ـ “اگر اين كار را تا فردا عصر به من تحويل ندادي، خودت هم از پس‌فردا صبح ديگر نيا.” (تئوري X)

ب ـ “فكر نمي‌كنم آدم‌هاي زيادي باشند كه بتوانند اين كار را ظرف يك روز انجام بدهند. اما من به تو اطمينان و ايمان كامل دارم كه مي‌تواني اين كار را انجام بدهي. اين كار براي كل گروه ما هم مهم است.” (تئوري Y)

خب شما اگر زيردست باشيد كدام شيوه را مي‌پسنديد؟

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (4): نوآوري


نوآوري تفاوت يک رهبر با يک پيرو را بازتاب مي‌دهد.

استيو جابز

خوب طبيعتا اين پست بايد ديشب نوشته مي‌شد؛ اما دچار يك سري مشكلات جسمي عجيب و غريب شده‌ام كه نشستن و نوشتن را براي‌م سخت كرده … البته الان به‌ترم و اميدوارم به‌زودي سلامت كامل‌م را به‌دست بياورم.

برويم سراغ درس اين هفته: موضوع جذاب نوآوري كه همه بارها و بارها در موردش شنيده‌ايم و خوانده‌ايم و نتيجه‌ي “نوآوري‌” را در قالب محصولات شركت‌هايي مثل اپل و گوگل لمس كرده‌ايم. اما اين “نوآوري” اصلا يعني چه؟

واژه‌ي Innovation يا همان نوآوري خودمان، ريشه در كلمات لاتين in و novare دارد و معناي لغوي‌ش اين است: “ساختن چيزي جديد براي ايجاد تغيير.” اين كاري است كه همه از پس‌ش برمي‌آيند: هر كسي بالاخره رؤياها و خلاقيت‌هاي خاص خودش را دارد. و به‌همين دليل است كه از روز اولي كه بشر پا به كر‌ه‌ي خاكي گذاشت، نوآوري جزوي از زندگي روزمره محسوب شده است: اجداد غارنشين ما هم نوآوري‌هاي فراواني داشته‌اند! (كشف آتش، روش‌هاي شكار، ساخت ابزارهاي دستي، كشف روش‌هاي كشاورزي و … باز هم بگم!؟) حتا عده‌اي مي‌گويند كه علت بقاي انسان‌ها در طول تاريخ، نوآوري بوده است …

ولي نوآوري واقعا چيست؟ يك ايده‌ي جديد؟ يك محصول بسيار عالي مثل محصولات اپل؟ چيزي كه ما را از رقبا متمايز كند؟ چيزي كه حسابي پول‌ساز باشد؟ چيزي كه دنيا را زير و رو كند؟ نوآوري همه‌ي اين‌ها هست و هيچ كدام هم نيست. تعريف علمي نوآوري عبارت است از: “برداشت و درکي جديد از يک ايده، عمل يا يک شي توسط يک فرد يا گروه مشخص به‌دست آيد.” فقط توجه كنيد كه اين “تازگي” و به عبارت ديگر “نو بودن” الزاما به‌معني ايجاد دانش جديدي نيست؛ بلکه مي‌تواند ناشي از به‌کارگيري کاراتر و پيشرفته‌تر دانش موجود يا اصلاح و تعديل آن باشد. بنابراين نوآوري هميشه ساخت چيزهاي جديد نيست. نوآوري مي‌تواند به‌سادگي به‌تر كردن وضعيت موجود باشد.

نوآوري ايده‌پردازي صرف هم نيست. اين ايده تا به‌عمل درنيايد به هيچ دردي نمي‌خورد. ديديم كه نوآوري در لغت به‌معناي “ساختن” است. بنابراين بايد ببينيم كه نوآوري در عمل چطور اتفاق مي‌افتد. مثل بسياري از مفاهيم دنياي علم، نوآوري هم يك فرايند است. از جايي آغاز مي‌شود و با طي تعدادي گام پي در پي به‌ نقطه‌اي ختم مي‌شود. فرايند نوآوري را در شكل زير مي‌بينيد:

مي‌بينيد كه نوآوري در دو عنصر ايده و اجرا تشكيل شده است و بدون هيچ كدام از آن‌ها كامل نيست! بنابراين براي نوآوري لازم است هم يك ايده‌ي عالي داشته باشيد (دقت كنيد نگفتيم ايده‌ي جديد) و هم آن را عالي اجرا كنيد. براي همين است كه در داستان زندگي جابز مي‌بينيم كه خيلي وقت‌ها او ايده‌هاي عالي ديگران را مي‌ربود، آن‌ها را عالي پياده مي‌كرد و يك محصول استثنايي تحويل جامعه مي‌داد. خيلي از ايده‌هاي جابز جديد نبودند؛ اجراي عالي او بود كه باعث موفقيت‌ش مي‌شد.

اما اهداف نوآوري براي بنگاه كوچك ما چه چيزهايي هستند؟ چرا بايد نوآوري داشته باشيم؟ پاسخ اين سؤال‌ها را خودتان به‌تر از من مي‌دانيد: در هر بازاري كه بنگاه كوچك‌م را راه انداخته‌ام تعدادي رقيب دارم. براي رقابت با آن‌ها من بايد خودم را از آن‌ها متمايز كنم. دو راه پيش رو دارم: قيمت پايين‌تر يا محصول متفاوت. نوآوري مي‌شود ساختن همان محصول متفاوت!

نوآوري يك شكل مشخص ندارد و مي‌‌تواند انواع مختلفي داشته باشد. فهرستي از انواع نوآوري را با هم مرور كنيم:

1. نوآوري تدريجي در محصول (مدل‌هاي جديد گوشي‌هاي موبايل نوكيا) در برابر نوآوري راديكال در محصول (آي‌فون اپل!)

2. نوآوري تدريجي در مدل كسب و كار (انواع روش‌هاي تبليغاتي گوگل كه در نهايت به ادسنس تبديل شدند) در برابر نوآوري راديكال در مدل كسب و كار (آي‌تونز اپل كه مدل كسب درآمد صنعت موسيقي را تغيير داد!)

3. نوآوري تدريجي در بازار (كاهش تدريجي قيمت سيم‌كارت‌هاي همراه اول در سال‌هاي دورتر) در برابر نوآوري راديكال در بازار (سيم‌‌كارت‌هاي ايرانسل كه موبايل را براي همه قابل دسترسي كرد!)

4. نوآوري تدريجي در فرايند (تلفن‌بانك) در برابر نوآوري راديكال در فرايند (بانك‌داري آن‌لاين.)

و در پايان اين پست كمي هم درباره‌ي فرايند تجاري‌سازي نوآوري‌ها: هدف هر نوآوري عرضه‌ي محصولي به بازار (كه لزوما محصول جديد نيست) است كه مشتري داشته باشد (كه اين مشتري هم لزوما بابت نوآوري پول نمي‌دهد!) بنابراين در پي فرايند نوآوري كه به محصول ختم مي‌شود، بايد فرايند ديگري هم وجود داشته باشد كه محصول را در اختيار مشتري نهايي بگذارد. اين فرايند همان فرايند “بازاريابي” است. فعلا در همين حد حواس‌تان باشد كه بازاريابي معادل تبليغات يا فروش نيست و چيزي بسيار فراتر از آن است. بازاريابي كه از كشف نياز مشتري شروع مي‌شود با تصميمات استراتژيكي مثل: “زمان عرضه‌ي محصول به بازار” و “بازارها و گروه مشتريان هدف” ادامه مي‌يابد و در نهايت به تبليغات و فروش ختم مي‌شود. البته باز هم همه‌ي ماجرا اين نيست! در درس پانزدهم به‌شكل مفصل به موضوع بازاريابي و فروش خواهيم پرداخت.

پايان درس چهارم. هفته‌ي آينده به يكي از مهم‌ترين مباحث مطرح در توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك مي‌پردازيم: به چه اطلاعاتي نياز داريم!؟

عكس آقاي جابز از اين‌جا و ساير عكس‌ها از اين‌جا و اين‌جا

چرا رفتن به محل كار از رفتن به خانه طولاني‌تر به‌نظر مي‌رسد؟

معمولا همه‌ي ما اين تجربه را داريم كه سفر، موقع رفتن بيش‌تر از برگشتن طول مي‌كشد! فرقي هم نمي‌كند يك سفر روزمره براي رسيدن به محل كار باشد يا يك سفر واقعي. پيريا راجوبير و همكاران‌اش در تحقيق‌شان روي اين موضوع كار كرده‌اند. در اين تحقيق از 127 دانش‌جوي مقطع كارشناسي خواسته شده تا احساس‌شان را مورد زماني كه سفرشان از خانه تا كلاس درس و بالعكس طول مي‌كشد، گزارش كنند. نتيجه: آن‌ها احساس كرده‌اند برگشتن به خانه 5 دقيقه كم‌تر طول مي‌كشد! (22 دقيقه در برابر 17 دقيقه) علت چيست؟

محققان معتقدند علت‌اش اين است كه افراد به‌صورت ذهني مقصد “خانه” را در يك محدوده‌ي بزرگ‌تر جغرافيايي تعريف مي‌كنند؛ در حالي كه مقصدهاي ناآشنا يا نامحبوب (!) را در فضايي كوچك‌تر در نظر مي‌گيرند.

جالب بود!

حرفه‌ای‌ها (8)

ـ … اصولا اعتراف به اين‌که سر کار فيلم به آدم خوش مي‌گذرد، ممکن است در برخي اين تصور را ايجاد کند که ما وقت مي‌کشتيم و هر‌ه‌کره مي‌کرديم؛ چرا که تصور لذت بردن از نفس فيلم‌سازي براي خيلي‌ها غريبه است. اما من واقعا لذت بردم … کاردستي باحالي بود و خيلي کيف مي‌دهد که براي کاردستي درست کردن، لذت ببري و پول هم بگيري!

ـ به چه چيزي مي‌توان عميقا تکيه کرد؟ اين را بايد کشف کرد. هر بار که بخواهي فيلم بسازي بايد دوباره کشف کني. 

(از گفتگو با حميد نعمت‌الله؛ مجله‌ی فیلم؛ شماره‌ی 435؛ آذر ۱۳۹۰)

پ.ن. عکس آقاي نعمت‌الله از اين‌جا

لینک‌های هفته (۸7)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها  را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

اين هفته آقاي آواژ در پست: تغییر هنجارهای کاری جامعه در مورد تفاوت‌ ذهنيت‌ نسل خودشان با نسل ما نوشتند. بعد آقاي كماليان در ادامه‌ي آن پست این‌جا  فراخوانی دادند و از نیروهای جوانی که تازه قصد دارند وارد بازار کار شوند خواستند تا بگویند چه انتظاری از سازمانی که قرار است در آن کار کنند دارند. بحث جالبی پای اين دو مطلب شکل گرفته که توصیه می‌کنم حتمن آن‌ها را دنبال کنید. دوست داشتيد پست پاسخ به فراخوان “دعوت از نیروهای آماده به کار”: دو گانه‌ی “انتظار” و “توهم”! من و پست Code First: حقوق انسانی یک برنامه‌نویس شاهين كياست را هم ببينيد.

نکته 236: پل عشق، چگونگی ارتباط افکار و احساسات (سي‌صد و شصت نکته (کاربردی) در تفکر) (عاااااالي! به‌ترين مطلب هفته از نظر من!)

آدم خوب-آدم بد (علي سرزعيم؛ دوستدار سقراط) (حسابي ذهن‌م مشغول اين نوشته شده …)

شجاعت تغییر جهت (مهرداد جوان؛ علم آن‌لاين) (كشف اين هفته!)

اول شاخ غول را بشکنید! (شاهين شاكري؛ مديران ايران)

رازداری، کارهای روزمره را سخت‌تر می‌کند (راست مي‌گه!)

11 توصیه برای رضایت مندی از زندگی (عالي!)

یک ساعت دویدن در هفته شش سال عمر متوسط را افزایش می‌دهد (خبرگزاري مهر)

فکر کردن به مرگ کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد (خبر خوبيه پس براي ماها!)

مدیریت و کارآفرینی:

رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت – هزينه هاي ماندن يا رفتن؟ (اين نوشته‌ي آقاي وفا كماليان عزيز را هرگز نبايد از دست بديد!)

دوران تحصیل زمان خوبی برای کارآفرینی اینترنتی است؟ (سید رضا علوی؛ فارسی‌بیز)

طرز فکر شرکت‌های درحال تغییر در مورد بانوان و نتایج تحقیقات 4 ساله‌ي شرکت مکنزی در مورد نقش بانوان در مدارج بالای سازمان‌ها (محمد سالاري) (جالب!)

قانون برد – برد (وبلاگ تجربه؛ محسن صحراگرد)

قلب اسکرام (اسد صفري؛ دنياي چابك)

سرگذشت مشهورترین میلیاردرهای جهان ; استیو بالمر ; کارمند میلیاردر (دنياي فناوري اطلاعات) (من بيش‌تر از قبل مطمئن شدم اين بالمر خوش‌شانس‌ترين مدير دنياي فناوري است!)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

پنج اشتباه ناموجه در ارتباط با تکنولوژی (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

۱۰۰ شهری که بیشترین سرعت اینترنت را دارند (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

۹۹ درصد سود بازار تلفن همراه در جیب اپل و سامسونگ! (فارنت)

شکست تجاری اندروید برای گوگل در سال 2010 (زوميت) (در اين خبر اطلاعات جالبي در مورد دعواي حقوقي اوراكل با اپل وجود داره)

سرویس ترجمه گوگل، پرکارترین مترجم تاریخ!

فشار برای بررسی سوابق مدیرعامل ياهو (كردان ياهو :))

72 شبکه تجاری LTE تاکنون راه‌اندازی شده است

شبكه‌هاي اجتماعي:

فیس‌بوک اپ‌سنتر خود را معرفی کرد (زوميت)

صنعت فاوا در ایران:

آخرین آمار کاربران اینترنت در ایران/ دسترسی 334 دانشگاه به اینترنت

مدیرعامل خدمات انفورماتیک: ۶۰ درصد تراکنش‌های بانکی کشور الکترونیکی است!

 شبکه اختصاصی مخابراتی بانکی کشور تاسیس شد

شوراي رقابت توسعه اينترنت توسط مخابرات را محدود كرد

دولتي‌ها ملزم به استفاده از IR. شدند

ممنوعيت جديد در استفاده از ايميل‌ خارجي (به‌دستور وزير ICT، بانك‌ها و مخابرات حق ارسال اطلاعات شخصي بنده و شما را به جي‌ميل‌مان ندارند!)

اقتصاد:

معرفی و نقدی بر کتاب مایکل سندل: پول چه چیزهایی را نمی‌تواند بخرد؟ (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ)

ریسک بالا عامل تهدید کننده اقتصاد (پويان مشايخ؛ خاكريز اقتصاد)

اقتصاد درمان، رشته‌ای جذاب و رو به پیشرفت (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

نحوه ادامه فعاليت بانك تات (مملكته داريم!؟)

ایران، دارای بالاترین ریسک پو‌لشویی در جهان (خسته نباشيم!)

خروج 770 میلیارد دلار ارز از کشور طی 31 سال (!!!)

بانک ملی: برای پاک‌سازی اسکناس‌ها بیش از ۷۰۰ میلیون تومان هزینه کردیم

شهاب ره‌سپر …

بارش از غیر و خودی هر چه سبک‌تر، خوش‌تر
تا به ساحل برسد ره‌سپر دریایی

آفتابا! تو و آن کهنه درنگ‌ت در روز
من شهاب‌م، من و این شیوه‌ی شب‌پیمایی …

حسین منزوی

پ.ن. اين روزها غزل‌هاي حسين منزوي، بخشي از زندگي‌م هستند. ناب و زلال و دوست‌داشتني. همين هفته سال‌گرد پروازش بود. روح‌ بزرگ‌ش شاد.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (65): در ستایش ژاوی یا 5 قابلیت کلیدی برای موفقیت

اگر خواننده‌ی پست‌های فوتبالی گزاره‌ها بوده‌اید از میزان علاقه‌ی من به ژاوی هرناندز ـ هافبک میانی باشگاه بارسلونا و تیم ملی اسپانیا ـ باخبرید. ژاوی هنرمندی تکرارنشدنی است؛ ره‌بر ارکستر موزون و زیبای توتال فوتبال بارسا. بازی بارسا بدون ژاوی چیزی کم دارد؛ حتا اگر لیوی مسی نازنین 5 تا 5 تا گل بزند و اینیستا با دریبل‌های جادویی‌ش چشم‌های‌مان را بنوازد. به قول پپ: “ژاوي تاكتيك خالص است!”

اما این ژاوی دوست‌داشتنی چه دارد که او را از بقیه این‌قدر متمایز می‌کند؟ کارلو گارگانیزه نویسنده‌ی سایت گل اینترنشال این‌جا به 5 ویژگی کلیدی ژاوی اشاره کرده که به‌نظرم همه‌ی ما می‌توانیم آن‌ها را از ژاوی یاد بگیریم و برای موفقیت‌ حرفه‌ای‌مان به‌کار ببریم. این 5 ویژگی با تفسیر من (!) این‌ها هستند:

1- چشم‌انداز و آگاهی: ژاوی در هر لحظه برآورد دقیقی از محلی که هست دارد. هم‌واره می‌داند کجاست، کجا باید باشد و به‌کجا باید برسد. همیشه در همان‌جایی هست که باید. می‌داند باید از این‌ نقطه به کدام نقطه‌ی زمین برود. شما چطور؟ می‌دانید کجایید و قرار است به کجا بروید؟

2- تخصص: تخصص ژاوی پاس دادن است. این را همه می‌دانند و خودش به‌تر از همه. فرقی نمی‌کند: پاس بلند، متوسط و کوتاه. هر جور پاسی را که لازم باشد به‌ به‌ترین شکل ارسال می‌کند. تخصص شما چیست؟

3- درک درست از وضعیت دیگران: هیچ آدمی در یک تیم یا سازمان، تنها نیست. به‌همین دلیل ژاوی فقط حواس‌ش به خودش نیست. او حواس‌ش هست که دیگران الان کجا هستند. چند لحظه بعد هم که جای‌شان تغییر کرد، دقیقن می‌داند چه کسی کجاست! دقت کنید که با بازی شدیدا پویای بارسا که در آن هم‌واره بازی‌کنان در حال عوض کردن جای‌شان هستند، این کار ژاوی چقدر بی‌نظیر است. شما چطور؟ از همکاران‌تان باخبرید؟ می‌دانید چه کار می‌کنند؟ خبر دارید چه کیفیت و مهارت‌هایی دارند؟

4- مرد بازی‌های بزرگ: ژاوی همیشه وقتی چالش‌های بزرگ و سخت پیش می‌آیند، از راه می‌رسد و نتیجه را به‌کلی تغییر می‌دهد. خیلی وقت‌ها تفاوت بارسا با رقیبان‌ش نه داشتن لیو مسی، که داشتن ژاوی است. آیا واقعن در گروه یا سازمان‌تان تأثیرگذار هستید؟

5- بازی‌گر تیمی: ژاوی مهارت کار تیمی را هم بلد است. ژاوی همیشه جایی هست که بازی‌کن هم‌تیمی‌ش توپ را به او پاس بدهد. ژاوی در زمین درست در همان لحظه‌ای که باید و به‌همان کسی که باید پاس می‌دهد. این‌ پست قبلی‌م را بخوانید تا بفهمید بازی‌گر تیمی یعنی چه!

(عکس استاد از این‌جا)