فرار از روزمرگی شغلی: از مگس‌پرانی تا شکار مگس

کار کردن یک اجبار است یا یک تفریح؟ این سؤالی است که شاید برای اغلب ما یک پاسخ مشخص داشته باشد: کار، کار است و با تفریح میانه‌ای ندارد! برای بسیاری از ما اصولا لذت بردن از شغل‌مان اتفاق غریبی است و دیدن آدم‌های شاد و راضی از شغل‌شان هم عجیب‌تر! شاید تقصیری هم نداشته باشیم: فشارها و استرس‌ها و شرایط بد کاری آن‌قدر زیادند که رمقی برای شاد ماندن و لذت بردن از کار برای انسان نمی‌ماند.

واقعیت زندگی شغلی به‌همان تلخی است که همه‌‌مان می‌دانیم: حجم کارمان وحشت‌ناک زیاد است، مجبوریم کاری را انجام دهیم که دوست‌ش نداریم، مجبوریم آدم‌هایی را تحمل کنیم که از آن‌ها خوش‌مان نمی‌آید، کارمان خشک و مکانیکی است و … و خوب مگر آدم چقدر ظرفیت تحمل دارد؟ بالاخره روزی می‌رسد که طاقت‌ش طاق می‌شود و تصمیم می‌گیرد همه چیز را ول کند و برود دنبال زندگی خودش! اما مشکل این‌جاست که ناگهان یاد این می‌افتد که به درآمد کارش نیاز دارد و این چرخه‌ی نامطلوب ادامه می‌یابد.

می‌شود به کار نگاهی فلسفی هم داشته باشیم. به‌نظر آلن دوباتن فيلسوف سوئيسي ما در زمانه‌ای بی‌مانند و عجیب نسبت به تمام تاریخ کار بشر به‌سر مي‌بريم: عصری که در آن تشويق مي‌شويم منتظر به‌دست آوردن شادي از طريق کارمان باشيم. دوباتن معتقد است اگر چه کار در همه جوامع موضوعي بسيار بااهميت است، اما در عين حال امروزه کار چنان با هويت ما رابطه نزديکي پيدا کرده که اولين سؤالي که از ديگران (مثلا دوستان و آشنايان) مي‌پرسيم اين است که “چه کار مي‌کني” نه اين‌که “از کجا مي‌‌آيي!”

دیدگاه‌های افراطی‌تری هم نسبت به ماهیت کار وجود دارد. به‌عنوان مثال استود ترکل که یک داستان‌نویس است کار را يک جور مردن تدريجي از شنبه تا پنجشنبه مي‌داند!

اما آیا داستان زندگی شغلی تا این حد کسالت‌آور و خالی از معنا است؟ نه. راه‌هایی هم برای فرار از روزمرگی وجود دارد که آن‌قدرها هم عجیب و غریب پیچیده نیستند. در واقع با انجام کارهای ساده‌ای می‌توانیم روزمرگی‌ها را کنار بزنیم تا چهره‌ی جدید و جذابی از شغل‌مان را ببینیم.

کار کار است اگر چه کار بود!

من موارد متعددي را در ميان دوستان و اطرافیان‌ام دیده‌ام که به‌دلیل انتظار بی‌حد از شغل‌شان، پس از مدتی دچار چنان نااميدي و افسردگی وحشتناکي شده‌اند که چاره را تنها در تغییر محل کار و حتي شغل‌شان دیده‌اند. البته زمان‌هايي وجود دارد که تنها انتخاب موجود “تغيير” است، اما واقعیت تلخ برای آن‌ها این بوده که حتی با ایجاد تغییر هم نتوانسته‌اند حال بهتری در کار کردن پیدا کنند. متأسفانه در اغلب موارد عادت‌ها و ديدگاه‌هاي آن‌ها نسبت به کار مشکل اصلی را ايجاد کرده بوده است. مشکل در نگاه ما به ماهیت کار است؛ نه خود کار!

متخصصین روان‌شناسي کار معتقدند از آن‌جايي که ما به‌صورت متوسط 25 درصد از زندگي‌مان را به کار کردن مي‌گذرانيم، پس بايد به بهترين شکل ممکن از آن استفاده کنيم. بنابراین همين نکته‌ی ساده که سعی کنید کارتان را با تمام سختی‌ها و ناملایمات‌اش بپذيريد و سعي کنيد از زمان کارتان به بهترين شکل ممکن بهره‌برداري کنيد، مهم‌ترين نکته در رهایی از روزمرگی شغلی است. قرار نیست در کار اتفاق عجیب و غریبی برای ما بیفتد یا از آن لذت عجیب و غریبی به‌دست بیاوریم: کار در هر حال کار است!

آن کار که در جستن آنی، آنی!

اما ماجرا همین‌قدر ساده و غم‌ناک به پایان نمی‌رسد. در واقع يكي از دلايل علاقه‌ی شخصی من به موضوع شکستن تار و پود قفس روزمرگی شغلی اين است كه بارها آن را تجربه کرده‌ام. آخرین و مهم‌ترین تجربه‌ی من همین سال پيش بود که ناراحتي جدی نسبت به كارم پیدا کردم. بعد از سال‌ها فعالیت به‌عنوان یک مشاور مدیریت و روزنامه‌نگار، ناگهان حس کردم به آخر خط رسيده‌ام. کارهای بسیار زیادی روی هم انباشته شده بود و بدقولی‌های‌ام روز به روز بیش‌تر می‌شد؛ اما هیچ کاری نمی‌کردم. از صبح تا شب می‌نشستم و خودم را سرگرم کارهای بیهوده‌ای می‌کردم که خودم هم می‌دانستم حتی گذاشتن نام روزمرگی بر آن‌ها، کلاه گذاشتن بر سر واژه‌ها است. من بايد چيزي را تغيير می‌دادم یا شاید هم چیزی خودش تغییر می‌کرد. اما چه چیزی؟

وقتي شروع به بررسي علت نارضايتي خودم از زندگی شغلی‌ام كردم، متوجه شدم كه در واقع تركيب چند عامل باعث ایجاد حس ناامیدی و نارضایتی من شده‌اند: من نمی‌دانستم در کجای مسیر شغلی‌ام قرار دارم، نمی‌فهمیدم چرا حجم کاری زیاد من به نتیجه‌ی مشخصی نمی‌انجامد، نقش سازماني‌ام را دوست نداشتم، می‌دیدم که فرصت و امکانی برای به‌روز کردن مهارت‌هاي‌ام ندارم و مهم‌تر از همه نياز به استراحت و برقراری ارتباط با ديگران داشتم. مشکل این‌جا بود که شغل‌ من هیچ تناسبی با این نیازها نداشت!

همان‌طور که گفتم ناراحتي من در كج‌خلقي‌ام با همكاران و بي‌انگيزگي در شغل‌ام نمود پيدا كرد. اما من قبل از انجام هر حركتي بر ادامه دادن به كارم سماجت ورزيدم. گوش دادن به نداي دروني‌ام كه به من مي‌گفت باید يك شغل بسيار موفق را ترك كنم، کار بسيار مشكلی بود. اما با تکرار شدن الگوهای منفی کاری و فرو رفتن هر چه بیش‌تر در گرداب روزمرگی، بالاخره تصمیم‌ گرفتم که ریسک ایجاد تغییر را بپذیرم. و کار را شروع کردم: من می‌دانستم که دیگر نمی‌خواهم کارمند باشم و برای کسی کار کنم. این روزها کسب و کار شخصی‌ام در حال رسیدن به نتیجه است.

با نگاه به گذشته، متوجه شده‌ام كه 3 توصيه‌ی زير من را در طي آن دوران سخت ياري دادند:

  • افراد پشتيبان خودتان را مشخص کنید (خانواده، دوستان، مربی یا …)؛
  • آمادگي دور ريختن دوست‌داشتني‌ترين عادت‌ها، نقشه‌ها و برنامه‌هاي‌ قبلی‌تان را داشته باشيد؛
  • حداقل دو سال به آن نقشه‌ها و برنامه‌ها بچسبيد!

بدیهی است که در طول مسیر سخت و طولانی مجبور بودم نقشه‌ام را اصلاح كنم و با تغييرات همراه شوم. اما مهم‌ترين چيز اين بود كه من حتي در سخت‌ترين لحظات (كه كم نبودند!) هم هدف‌ام را كنار نگذاشتم!

روزمرگی را مرور نکن؛ زندگی قشنگ‌تر است!

لئونارد شلزینگر که یک روانشناس کار است برای رهایی از روزمرگی کاری پیشنهادی ساده و عجیب دارد: همین امروز که از سر کارتان به منزل برگشتید، شروع کنید به انجام یک کار جدید. این کار جدید هر چیزی می‌تواند باشد: از راه‌انداختن کسب و کار خودتان گرفته تا نوشتن یک کتاب، تصنیف یک موسیقی یا انجام کاری برای به‌تر کردن جامعه‌ی محل زندگی‌تان (مثلا توسعه‌ی ایده‌ای برای آموزش به‌تر کودکان.)

لزومی ندارد این کار جدید برای شما منفعت مالی به‌همراه داشته باشد. شرط لازم و کافی برای انتخاب این کار “دوست‌ داشتن‌ و لذت بردن از آن” است. البته لازم نیست در زمان شروع کردن آن کار عاشق‌ش باشید؛ فقط دست به کاری بزنید که فکر می‌کنید آن را لازم دارید یا دوست‌ش خواهید داشت. عشق و علاقه خودش بعدا خدمت‌تان خواهند رسید!

اما وقتی شروع کردید یادتان باشد که گام به گام پیش بروید. این کار باعث می‌شود تا هزینه‌ی مالی و غیرمالی (مثلا زمانی) زیادی هم به خودتان تحمیل نکنید.

خوب حالا ربط این به رهایی از روزمرگی کاری چیست؟ خیلی ساده: شما بخشی از شور و اشتیاقی را که برای کار کردن لازم دارید از این کار جدید به‌دست می‌آورید. این شور و اشتیاق تنها به خود آن کار محدود نمی‌شود و به تمام جنبه‌های زندگی شما گسترش خواهد یافت. این شور و اشتیاق با پیش‌رفت کردن در آن کار جانبی بالاتر هم خواهد رفت. حالا صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوید انگیزه‌‌ای دارید که برای آن از تخت‌تان بیرون بیایید!

حس غریب واژه‌ها

یکی از دلایلی که ما دوست نداریم کاری را انجام بدهیم یا نمی‌توانیم آن کار را درست انجام بدهیم عنوان آن فعالیت / وظیفه / کار است. نباید قدرت واژه‌ها را دست کم بگیرید: در ذهن هر کس واژه‌ها اهمیت و وضوح متفاوتی دارند. بنابراین خیلی وقت‌ها مشکل از بلد نبودن یا مهارت نداشتن در انجام کار نیست؛ مشکل درک نکردن واقعیت آن کار توسط ذهن است!

بنابراین وقتی می‌خواهید کاری در محیط کارتان انجام دهید ـ چه خودتان تصمیم گرفته باشید چه به شما ارجاع شده باشد ـ عنوان آن را طوری برای خودتان بیان کنید و بنویسید که با واژه‌های ملموس برای شما نوشته شوند. مثلا: روزهایی که از بی‌کاری مجبورید مگس بپرانید، می‌توانم مگس پراندن را به بازی شکار مگس تغییر دهید و به این ترتیب کار جذابی را برای سرگرمی و شادی خود خلق کنید.

توضیح ـ این مطلب پیش از این در روزنامه‌ی همشهری دو منتشر شده است.

شناسایی مشتریان خدمات مشاوره (1)

صنعت مشاوره هم مثل ديگر حوزه‌هاي کسب و کار و به‌ويژه کسب و کارهاي خدماتي، بدون مشتري بي‌معنا است. در واقع فلسفه‌ي وجودي مشاوران مديريت ارائه‌ي خدمات تخصصي مديريتي به سازمان‌هايي با ابعاد مختلف و در رسته‌هاي فعاليت گوناگون و کمک به آن‌ها براي حل مسائل سازماني خود است.

اما رابطه‌ي مشاوران مديريت با مشتريان خود چگونه بايد برقرار شود؟ مشاوران مديريت نيز همانند تمامي کسب و کارهاي ديگر نياز به بازاريابي خدمات خود دارند. اولين قدم در فرايند بازاريابي پاسخ‌گويي به اين سؤال کليدي است که مشتري کيست و چه نيازها و خواسته‌‌هايي دارد؟ پاسخ اين سؤال اگر چه بديهي به‌نظر مي‌رسد؛ اما آن‌قدرها هم که تصور مي‌شود روشن نيست. در عمل به‌دليل گستردگي و تنوع مشتريان صنعت مشاوره نمي‌توان پاسخ کاملي به اين سؤال داد؛ چرا که تمامي سازمان‌ها و حتي کارآفرينان، به‌صورت بالقوه مشتري خدمات مشاوران مديريت محسوب مي‌شوند. با اين حال مانند تمامي کارهايي که مشاوران مديريت انجام مي‌دهند، مي‌توان براي شناخت مشتريان هم يک روش‌شناسي کلي ارائه کرد.

براي شروع بياييد سؤال “مشتري کيست” را به چند سؤال کوچک‌تر بشکنيم:

  • آيا مشتري همان کسي که است ابتدا با شما تماس مي‌گيرد؟
  • آيا مشتري، ذي‌نفع پروژه‌ي مشاوره است؟ (يعني به نتايج آن علاقه‌مند است؟)
  • آيا مشتري پشتيبان اجرايي يا مالي پروژه است؟
  • آيا مشتري مديريت ارشد، مياني يا رده‌ي پايين سازمان است؟

براي پاسخ‌گويي به اين سؤالات بايد کشف کنيم در سازمان مشتري چه کسي است که مي‌داند هدف از انجام پروژه‌ي مشاوره چيست، چه کسي به اين پروژه اهميت مي‌دهد و از همه مهم‌تر چه کسي مي‌تواند بر اين پروژه تأثير بگذارد. با کشف اين سه نقش است که مي‌توان مشتري واقعي پروژه را کشف کرد و فعاليت‌ها و نتايج و توصيه‌ها را بر اين اساس توسعه و به مشتري ارايه داد. البته اين نکته بدان معنا نيست که مشاور بايد تسليم خواسته‌ها و نيازهاي شخصي افراد در سازمان مشتري شود؛ بلکه بر اين مسئله تأکيد مي‌کند که “مديريت ذي‌نفعان” در پروژه‌هاي مشاوره‌ي مديريت امري ضروري و براي موفقيت پروژه کاملا حياتي است. بنابراين لازم است مشاور پيش از هر اقدامي براي خودش روشن کند که مشتري اين پروژه کيست. مشاور بايد با برگزاري جلسات آشنايي اوليه با سازمان مشتري و با در نظر داشتن مباني رفتارشناسي و شخصيت‌شناسي و البته با توجه به دانش تخصصي خود در مورد سازمان‌ها، تلاش کند تا به اين سؤال حياتي به‌صورت نسبي پاسخ کاملي بدهد.

برای فاجعه‌ی کوبانی: خبرترین خبر روزگار بی‌خبری است…*

این روزها و شب‌ها فکر کردن به تنهایی مردم “کوبانی” در مقاومت‌شان در برابر تروریست‌های داعش ـ : این بدترین مردم روی زمین “آن‌ها که روی زمین فساد می‌کنند و خون می‌ریزند”به‌تعبیر قرآن کریم ـ چیزی جز بغض به‌همراه ندارد. بغضی دردناک برای مردمی که گویی وجود خارجی ندارند؛ چون اربابان رسانه‌ها نمی‌خواهند که این مردم و مقاومت‌شان دیده شوند.

زنده‌یاد حسین منزوی چه خوب حال و هوای این روزهای فریادهای انسان‌ این روزگار را در یک تک‌بیت خلاصه کرده است: “زین بغض دردناک که راه سخن گرفت” …

***

“قیصر” زمانی در یکی از شعرهای کم‌تر دیده شده‌اش گفت:

“به‌امید پیروزی

نه در جنگ

که بر جنگ!”

***

“فسیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون …”

* عنوان پست، بیتی است از فاضل نظری.

مقاله‌ی هفته (۴5): آیا استراتژی مرده است؟

قبلا درباره‌ي مفهوم و كاربردهاي استراتژي در گزاره‌ها زياد نوشته‌ام. استراتژي، تفكر و راه و روش رسيدن به اهداف بلندمدت است. استراتژي به ما مي‌گويد كه در پايان مسير چه چيزي در انتظار ماست و اصلا مسيري كه بايد طي كنيم كدام است؟ استراتژي شبيه يك قطب‌نما است. شايد هم شبيه يك منشور باشد؛ منشوري كه نور نامشخص تابيده شده از دالان پيش روي زندگي و كسب‌وكار را به نورهاي مرئي مي‌شكند. به استراتژي البته همواره نقدهاي بسيار زيادي وارد شده است؛ اما اين نقدها بيش‌تر از زاويه‌ي ديد روش‌شناسي و ابزارها بوده‌اند تا ماهيت استراتژي.

اما دنياي امروز دوران در هم شكسته شدن هر روزه‌ي بنيان‌هاي فكري است و هيچ چيزي جز تغيير در آن ثابت نيست! طبيعي است كه در جهاني كه سرعت در همه‌ي ابعاد زندگي حرف اول را مي‌زند، استراتژي كه يكي از پيش‌فرض‌هاي اصلي آن، ثبات نسبي محيط كسب‌وكار و قابليت سازمان براي تأثيرگذاري روي آن است نيز دچار چالش‌هاي جدي شود. ريك اسميت ـ كه خود مشاور استراتژي است ـ در مقاله‌ي اين هفته چالش‌هاي استراتژي در جهان متغير و سريع امروز را به ما نشان مي‌دهد.

ريك در نوشته‌اش هفت دليل براي مرگ استراتژي در جهان امروز آورده است:

1- ديگر به‌بود مستمري در كار نيست؛ هر روز يك نوآوري تحول‌ساز جهان را تكان مي‌دهد! (آيا اوبر و واتز‌آپ برنامه‌ي استراتژيك داشتند؟ كدام برنامه‌ي استراتژيك وجود آن‌ها را پيش‌بيني مي‌كرد؟)

2- نوآوري در دنياي امروز بازارهاي جديد خلق مي‌كند و بازارهاي قديمي را در هم مي‌شكند. (وقتي فردا ديگر بازاري براي محصول ما وجود ندارد، تحليل بازار به چه كار مي‌آيد؟)

3- روندهاي گذشته به كار پيش‌بيني آينده نمي‌آيند. رفتار و نيازهاي مصرف‌كننده هر ثانيه در حال تحول است.

4- مرزهاي رقابت هيچ‌گونه شفافيتي ندارند. معلوم نيست شنبه كه هفته‌ي جديدمان را شروع مي كنيم، رقباي ما چه كساني هستند!

5- ديگر كم‌بود اطلاعات باعث ايجاد ريسك نمي‌شود؛ افزونگي اطلاعات تصميم‌گيري را دشوار مي‌كند!

6- عوامل تأثيرگذار روي ارزش افزوده‌ي كسب‌وكار و پروژه‌ها آن‌قدر متنوع و در حال تغيير هستند كه ارزيابي مطلوبيت و ارزش انتظاري آن‌ها براي تصميم‌گيري در زمينه‌ي سرمايه‌گذاري تقريبا غيرممكن شده است.

7- اجراي يك طرح و نقشه در بلندمدت جاي خودش را به حركت لاك‌پشتي و گام به‌گام داده است.

استدلال‌هاي ريك جذاب و درست‌اند. تجربه‌ي ما در زندگي شخصي ما هم نشان مي‌دهد كه در چنين دنياي عجيب و ترسناكي، زيستن هم كار سختي است؛ چه رسد به مديريت كسب‌وكار و ناز كشيدن از مشتري و مقابله با رقبا. 🙂

با اين حال تصور مي‌كنم تصويري كه ريك از دنياي امروز تصوير كرده تصويري اغراق‌آميز است و تا رسيدن به دنياي مورد نظر او، هنوز فاصله‌ي زيادي داريم. در دنياي امروز خطرهايي كه ريك به آن‌ها اشاره كرده بيش‌تر گريبان‌گير كسب‌وكارهاي غول‌آساي بين‌المللي و صنايع با فناوري بالا به‌ويژه صنعت فاوا و بيش‌تر براي ره‌بران بازار ـ چه ره‌بران فني و چه ره‌بران مالي و سهم بازاري ـ است. اما اين موضوع نبايد از ياد ما ببرد كه مدل‌هاي كسب‌وكار مبتني بر بستر فاوا ـ همان‌طور كه ريك نشان داده ـ در حال بازتعريف و ايجاد آشفتگي در بازارهاي در حال سكون ساير صنايع هستند. اوبر ـ اپليكيشني براي گرفتن تاكسي در محل ـ مثال جالبي است كه صنعت بسيار سنتي خدمات حمل‌ونقل شهري را زير و رو كرد.

اما حتي در چنان دنيايي، چاره‌ي كار كنار گذاشتن استراتژي نيست؛ چون در نهايت كسب‌وكارها را به روزمرگي مطلق مي‌كشاند. به‌نظرم راه‌كار ماجرا همان داستان تم اصلي كتاب بي‌نظير استراتژي اثربخش زنده‌ياد دكتر وفا غفاريان است: لازم است از نگاه سنتي به فرايند خلق استراتژي به‌عنوان فرمولي كه استراتژي را گام به‌گام توليد مي‌كند به‌سوي خلق استراتژي‌هاي نوآورانه و تحول‌ساز حركت كنيم. البته كمك گرفتن از روش‌هاي تفكر چابك هم مي‌تواند در ايجاد راه‌حلي كارآمد و اثربخش مفيد باشد. در نهايت شايد بد نباشد نگاهي هم به روش‌ها و تكنيك‌هاي راه‌اندازي و توسعه‌ي استارت‌آپ‌ها هم بياندازيم كه مي‌توانند باعث چابك‌سازي و ايجاد چرخش‌هاي به‌موقع و اثربخش براي كسب‌وكارهاي در حال كار و موفق امروزي نيز هم شوند.

در اين باب باز هم خواهم نوشت.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۴۵): مديريت در پنج كلمه!

“همه‌ي بازی‌ها برای این هستند که نشان دهند ما چقدر خوب هستیم. نظر من این است که انتقاداتی که از من می‌شود طبیعی است. می‌دانم از کجا آمده‌ام و این خانه را می‌شناسم. شما باید با انتقادها کنار بیایید. من کارها را به بهترین روشی که می‌دانم و همچنین روشی که به سود بازیکنان‌مان است انجام داده‌ام. دیگر بحث‌هایی که می‌شود بی‌اهمیت است. مهم‌ترین چیز برای من تابلوی نتیجه است.” (لوئيس انريكه؛ اين‌جا)

ديگر بايد كم‌كم لوئيس انريكه را جدي بگيريم. هفت بازي، شش برد و يك مساوي و بدون گل خورده در لاليگا. البته نتيجه‌ي بازي با پاريسن‌ژرمن را مي‌شود ناديده گرفت. شايد انريكه همان كسي باشد كه در اين چند سال بعد از پپ منتظرش بوديم!

لوئيس انريكه مارتينز در پنج كلمه خلاصه‌ي تمام آموخته‌هاي علم مديريت را خلاصه كرده است:

1- خودشناسي؛

2- محيط‌شناسي؛

3- روش‌مندي؛

4- انعطاف‌پذيري؛

5- نتيجه‌گرايي.

زيباتر از اين نمي‌شد كل اصول مديريت را به‌ اين سادگي خلاصه كرد! ناگفته پيدا است كه اين اصول براي موفقيت در هر كاري از جمله زندگي كاربردي و مهم هستند.

پ.ن. عيد سعيد و زيباي قربان مبارك!

لینک‌های هفته (۲۰7)

فعال شدن وبلاگ‌های اقتصادی نکته‌ی جالب و عجیب این هفته بود! با تشکر. 🙂

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

چه دلایلی باعث می‌شوند عادات‌مان را تغییر ندهیم؟ (فرانک مجیدی؛ یک پزشک)

۵ نکته‌ی ساده برای جلوگیری از اتلاف وقت و انجام کارهای بیشتر (دیجیاتو)

گزارش دیجیاتو از کنفرانس TEDx تهران (دیجیاتو)

آموزه‌های داستایفسکی (۱) (حسین سناپور)

چند ساعت در هفته باید کار کنید (زومیت)

مدیریت کسب‌وکار:

چرا نوکیا شکست خورد: مقاومت در برابر تغییر در دوره انقلاب تلفن‌های هوشمند! (زومیت)

۱۲ نکته مهمی که همه درباره پول باید بدانند (دیجیاتو)

داستان ارل گریوز: کارآفرین سیاه پوستی که سیاه بخت نشد (استاد پرویز درگی)

روحیه‌ی بازیکنان ذخیره (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی)

راز باارزش‌ترین برندها (استاد پرویز درگی)

تجاری‌سازی و استارت‌آپ‌ها:

هزینه های روانی کارآفرینی [بخش اول] و هزینه‌های روانی کارآفرینی [بخش دوم] (دیجیاتو) (عااااااااالی!)

ارتباط پایا و پویا با مشتریان (عطا خلیقی)

لزوم ایجاد شبکه‎ کارآفرینان ایران و غرب بدون دخالت دولت‎ها (مصاحبه با شهاب جوانمردی؛ مدیرعامل فناپ در مورد کنفرانس بریج 2014)

جزئیات حمایت مالی ستاد فناوری‌های نرم و هویت‌ساز از طرح‌های پژوهشی

ارائه 290 طرح به صندوق نوآوری و شکوفایی

اقتصاد:

ملاحظات نظری در مورد دست‌مزدهای بالای ستاره‌ها (حامد قدوسی؛ یک لیوان چای داغ)

دلارهای نفتی در دوره تورم رکودی (حامد قدوسی؛ یک لیوان چای داغ)

برنامه‌ی ششم و مسئلۀ ارزیابی برنامه (مجله‌ی اقتصادی)

نقد راهکار دولت برای طرح‌های نیمه‌تمام (کافه اقتصاد)

چرا مردم کاهش تورم را درک نمی‌کنند؟

آمار و اطلاعات کسب‌وکار و اقتصاد:

زیان سرمایه‌گذاری تابستانه در چهار بازار: دارندگان سهام بزرگ‌ترین زیان‌دیدگان بازارهای تابستانی

رشد اقتصادی کمتر از 4.6درصد می‌شود

جزئیات تجارت خارجی در نیمه اول امسال

رشد 47 درصدی مالیات‌ غیرمستقیم در سال 92

برگشت 23 هزار میلیارد تومان سند بانکی (آمار تبادلات بانکی مرداد ماه)

فاوا در جهان:

ویندوز بعدی مایکروسافت با نام Windows 10 در سال ۲۰۱۵ عرضه می‌شود (دیجیاتو) و با 10 قابلیت جدید ویندوز 10 مایکروسافت آشنا شوید! (فارنت)

تشخیص گفتار فارسی به سرویس‌های گوگل اضافه شد (دیجیاتو)

به حجم زتابایتی نزدیک می‌شویم؛ اما یک زتابایت چقدر است؟

حضور مجازی و سه‌بعدی مدیر افشاگر ویکی‌لیکس در کنفرانس آمریکا

مخترع وب: اینترنت نیازمند منشور کبیر است و دست دولت‌ها باید کوتاه شود

فاوا در ایران:

دنبال رگولاتوری جدید هستیم

جزئیات حمایت از محتواهای الکترونیکی با زبان فارسی: اپلیکیشن‌های موبایلی در اولویت

آزمایش سرویس‌های شبکه فیبر نوری منازل در نمایشگاه تله‌کام

رگولاتوری مجوز ارائه صدا و تصویر از طریق خطوط پرسرعت ثابت صادر می‌شود

تأمین اجتماعی سیم‌کارت‌ به‌زودی جای دفترچه‌ بیمه را می‌گیرد

فناوری همراه:

5 پیش‌بینی در باب نحوه‌ی تغییر اپلیکیشن‌ها در سال 2015 (زومیت) (عااالی)

با«ورک چت» هم‌زمان کار کنید و چت! حرفه‌ای‌ها در اداره بخوانند

سایانوژن پیشنهاد مالی گوگل را رد کرد تا اندروید همچنان آزاد بماند (زومیت)

چرا اپلیکیشن‌های اندرویدی تا این حد دسترسی گسترده‌ای به اطلاعات تلفن تقاضا می‌کنند؟ (زومیت)

ARM سیستم‌عامل مخصوص اینترنت اشیا را معرفی کرد (زومیت)

رسانه‌های اجتماعی:

تغییر در روابط میان فردی (تأثیرات رسانه‌های اجتماعی بر دنیای واقعی)

فیس‌بوک سیاست‌هایش را تغییر داد

رقیب جدید فیس‌بوک آمد (الو!)

اورکات برای همیشه تعطیل شد

آمار و اطلاعات فاوا:

رتبه ضعیف ایران در سرعت اینترنت و ظرفیت اینترنت کشور تا یک سال و نیم آینده ۱۰ برابر می‌شود

آخرین وضعیت شبکه ملی فیبر نوری: ایجاد 62 هزار کیلومتر فیبر نوری تا سال 94

مدیرعامل جیرینگ: 11 میلیون نفر از جیرینگ استفاده می‌کنند

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۴5): در ستایش “تمرکز”

“جونینیو که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ هم‌بازی بنزما در لیون بود، در گفت‌وگویی که با رادیو “مون‌کارلو” داشت، گفت: احساس می‌کنم فوتبال اولویت نخست زندگی بنزما نیست. او از نظر کیفی هیچ مشکلی ندارد و یک مهاجم کامل است؛ اما تمرکز لازم را در زمین ندارد. او باید برای درخشش در زمین تلاش بیشتری انجام دهد. برای عملکرد خوب تنها استعداد کافی نیست. یک بازیکن باید استعداد خود را پرورش دهد.” (این‌جا)

جونینیو که با ضربات آزاد خیره‌کننده‌اش قطعا از یاد فوتبال‌دوستان فراموش نمی‌شود، به نکته‌ی بسیار مهمی در مورد موفقیت در دنیای حرفه‌ای اشاره کرده است: تمرکز! بارها و بارها با افرادی مواجه شده‌ایم که از نظر استعداد و دانش هیچ مشکلی نداشته‌اند؛ اما در دنیای واقعی به‌هیچ چیز و هیچ کجا نرسیده‌اند یا این‌که با نقطه‌ی مطلوب فاصله‌ی بسیاری دارند.

تجربه‌ی شخصی من نشان از آن دارد که برای موفق شدن در هر کار و رشته‌ و حوزه‌ای استعداد و دانش حرف آخر را می‌زند. مهم‌ترین عامل “تمرکز” روی انجام یک کار مشخص از نقطه‌ی صفر تا قله‌ی نهایی آن است و گیر اصلی کار هم همین‌جا است. در دنیای امروز، تمرکز گوهر نابی است که به این راحتی‌ها به کسی ندهندش و نتیجه‌اش این است که معمولا نمی‌توانیم هیچ کاری را از آغاز تا انجام پیش ببریم. چند بار فرصت جذابی را در بخشی خالی از بازار دیده‌ایم که می‌توانست تبدیل به کسب‌وکاری بزرگ شود؛ اما حتی کار را آغاز نکرده‌ایم و دیگری با کیفیتی بسیار نازل‌تر از ایده‌ی ما همان کسب‌وکار را راه انداخته و موفق شده است؟ چند بار یاد گرفتن یک مهارت ضروری برای موفقیت در بازار کار یا زندگی را آغاز کرده‌ایم اما به پایان نرسانده‌ایم؟ چقدر تجربیات ناموفق در رسیدن و از آن بدتر راه افتادن برای رسیدن داشته‌ایم؟

شخصا از این تجربیات زیاد داشته‌ام. به حسرت‌های بزرگ زندگی‌ام که فکر می‌کنم، در اغلب اوقات می‌بینم مقصر اصلی خودم بودم که با تمرکز نکردن و تمرکز نداشتن، فرصت بزرگی را از دست داده‌ام و دردناک‌تر این‌جاست که این ماجرا، مدام تکرار می‌شود …

واقعیت دنیای حرفه‌ای‌ها این است که آدم‌های موفق با ناموفق‌ها معمولا جز شانس، وجه تمایز دیگری هم دارند که کنترل آن به‌تمامی در دستان خودشان است. این عامل همان “تمرکز” است که البته به این راحتی‌ها به‌دست نمی‌آید! جدا از این‌که عوامل ضدتمرکز لذت‌بخش ـ همانند: رسانه‌های اجتماعی، گوشی تلفن، بازی، عطش شدید به خبرخوانی، فیلم و سریال و … و به‌صورت کلی آوار حجم بالایی از اطلاعات ـ در دنیای امروز به‌اندازه‌ی کافی خودشان را به زندگی ما تحمیل کرده‌اند، نباید فراموش کنیم که اصولا تمرکز به‌معنی کار کردن است که خودش سخت‌ترین کار دنیا است! همین است که هر روز از “تمرکز” دورتر و دورتر می‌شویم و به‌همین ترتیب از حرکت در مسیر درست برای رسیدن به آرزوها و اهداف زندگی هم دورتر …

اما برای حل مشکل “نداشتن تمرکز” آیا راه‌حلی هم وجود دارد؟ من هیچ راه‌حلی جز تعهد به عوامل بیرونی را نمی‌شناسم. تجربه‌ی عمیقی که از ایجاد گزاره‌ها به‌عنوان یک تعهد بیرونی برای یاد گرفتن و یاد دادن داشته‌ام (این‌جا را بخوانید) به من نشان داده که ایجاد چنین تعهدی می‌تواند باعث شود که ما چه برای چشیدن لذت تحسین دیگران از انجام یک کار توسط ما و چه برای در امان ماندن از گزند حس بد ناشی از پی‌گیری آن کار توسط دیگران، محرک خوبی برای انجام کارها باشد.

برای تمرکز یک راه‌کار دیگر هم هست: عادت! عادت چیزی است که باعث می‌شود بدون هیچ محرک درونی و بیرونی، کاری را در زمان درست و با همان کیفتی که باید، به‌انجام برسانیم. به عادت‌های زندگی‌تان کمی فکر کنید! حال اگر بتوانیم عادت‌های درست کاری ـ مثل خوش‌قولی (رونوشت به خودم) ـ ایجاد کنیم، آن‌وقت “تمرکز” هم تا حدود زیادی به‌صورت خودجوش به‌ بخشی از زندگی ما تبدیل خواهد شد. اهمیت موضوع ایجاد عادت‌های درست تا آن‌جاست که سال 2012 کتابی به‌قلم چارلز داهیگ با عنوان “قدرت عادت” منتشر شد که تا مدت‌ها جزو فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز بود! (ترجمه‌ی بخش‌هایی از ابتدای کتاب را از این‌جا رایگان دریافت کنید.)

“تمرکز” اولین و آخرین عاملی است که برای موفقیت در هر کاری به آن نیاز دارید. شاید تنها عاملی که از فرمول موفقیت شما جا مانده، تمرکز و تداوم تا رسیدن باشد. 🙂

اگر تجربه‌ای از روش‌های ایجاد تمرکز دارید، خوش‌حال می‌شوم آن را با من و خوانندگان گزاره‌ها در پایین همین پست به‌اشتراک بگذارید.

لینک‌های هفته (۲۰6)

بالاخره موفق شدیم هاستینگ گزاره‌ها را جابه‌جا کنیم و علت تأخیر در انتشار پست لینک‌های هفته هم همین بود. حالا روی سرور پایدار جدید، دوباره مستمر در خدمت شما خواهم بود!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

10 مهارت ارتباطی که باید کسب کنیم یک پزشک (فرانک مجیدی؛ یک پزشک) (عاااالی! به‌ترین مطلب هفته)

گفتگو با شاهین طبری درباره برنامه خیریه-آموزشی آینده بهتر (امیر مهرانی؛ The Coach)

تکنیک‌هایی برای جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها (دیجیاتو)

بزرگ‌ترین اشتباهات در نوشتن رزومه از نگاه مدیر منابع انسانی گوگل! (فارنت)

چگونه شاد زندگی کنیم؟

مدیریت کسب‌وکار:

والیبال ایران و لهستان (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی)

گفتگو با بنیان‌گذار نظریه «تحلیل لایه‌یی» در آینده‌پژوهی (مقدمه‌ای خوب بر آینده‌پژوهی)

چگونه اعتماد افراد گروه‌مان را جلب و حفظ نمائیم (محمد سالاری)

رهبر رهبران (مسعود بینش؛ چیز دیگر) (معرفی زنده‌یاد وارن بنیس بزرگ)

چرا شرکت‌های بزرگی مانند اوراکل و چیپوتله دو مدیرعامل دارند؟ (دیجیاتو)

تجاری‌سازی:

ایسنا – افزایش بودجه تحقیق و پژوهش به حداقل چهار درصد تولید ناخالص داخلی تا پایان 1404 (ابلاغ سیاست‌های کلان کشور در حوزه‌ی علم و فناوری توسط مقام معظم رهبری)

ارزش کسب‌وکار خود را موثر به دست مشتری برسانید (عطا خلیقی)

آداب مذاکره با سرمایه‌گذار

۵ ایده‌ی احمقانه که به تجارت‌هایی میلیون دلاری تبدیل شدند (زومیت)

کتاب‌های تأثیرگذار روی موفق‌ترین کارآفرین‌ها (دیجیاتو)

اقتصاد:

فنلاند پس از نوکيا (نوکیا برای فنلاند نقش نفت برای ما را داشته ظاهرا)

رشد نقدینگی تا کجا ادامه پیدا می‌کند؟ بازارهای مالی ایران به سمت ثبات می رود

ایجاد کیف پول خرد الکترونیکی

چک برگشتی جزء 10 جرم اول کشور است

بانک‌ها بیش‌تر چطور وام داده‌اند؟ اجاره به شرط تملیک رکورد شکست

آمار و اطلاعات کسب‌وکار و اقتصاد:

رشد اقتصادی کشور در فصل اول سال ۹۳ به ۴.۶ درصد رسید و درآمد مالیاتی 28 هزار میلیارد تومان در 6 ماه

افزایش نرخ سرمایه‌گذاری در اقتصاد

بی‌کاری در ایران 6 میلیونی شد

عقب‌گرد ساختمان‌سازان: کاهش تولید و قیمت در بازار مسکن رخ داد

ایران تا 60 سال نفت و 2 قرن گاز دارد

فاوا در جهان:

آیا تکنولوژی‌های هوشمند نژاد انسان‌ها را کندذهن می‌کنند؟ (دیجیاتو)

مصاحبه خواندنی مدیرعامل آیکان

اریک اشمیت: رقابت میان اپل و گوگل هیچ‌گاه بی‌رحمانه‌تر از امروز، نبوده است (زومیت)

فاوا در ایران:

وزیر ارتباطات اعتقاد جدی به حذف محتوای مجرمانه داریم ولی مسدود کردن حرف دیگری است

باقری اصل: دولت الکترونیک دسترسی فراگیر مردم را به دولت تسهیل می‌کند

تولیدکنندگان محتوای الکترونیکی حمایت می‌شوند (توسط معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری)

تکلیف ترابردپذیری و تلویزیون اینترنتی روشن شد

سیاست‌های قیمت‌گذاری پهن‌باند بررسی شد: رونق کسب و کار در فضای مجازی

رسانه‌های اجتماعی:

شبکه‌های اجتماعی؛ عامل رونق تجارت الکترونیک

11 میلیون ایرانی عضو فیس‌بوک هستند

فناوری همراه:

کابل انتقال نیروی سامسونگ برای نیرو بخشیدن به سایر گجت‌ها با استفاده از گوشی یا تبلت گلکسی (فارنت)

آمار و اطلاعات فاوا:

سالانه 50 میلیون تن زباله الکترونیکی تولید می‌شود

Strategy Analytics نسل چهارم، درآمد خدمات موبایلی را در کوتاه مدت افزایش می‌دهد

بانک‌ها بودجه IT خود را افزایش می‌دهند

ایرانی‌ها بیشترین بازدیدکنندگان وایبر هستند!

دسترسی نیمی از مردم جهان به اینترنت تا سال 2017