توصیه‌هایی برای موفقیت مشاوران مستقل (بخش اول)

بدون استثنا مشتريان از مشاوران انتظار دارند “حرفه‌اي” باشند و اين البته چندان هم غيرمنطقي نيست؛ اگر چه به‌‌ندرت اين مسئله را درک مي‌کنند که مشاوره ذاتا حرفه‌اي است بدون قانون‌مندي که هيچ مانعي براي ورود به آن وجود ندارد و هر کس مي‌تواند خود را يک مشاوره‌ي مديريت باتجربه جا بزند. در واقع در حوزه‌ي مشاوره براي کسب درآمد نيازي به داشتن شايستگي‌هايي مثل شناخت نسبي از کسب و کار، دانش و مهارت‌هاي لازم در زمينه‌ي کسب و کار و مديريت نيست؛ چرا که يکي از رويکردهاي معمول مشاوران براي تضمين کار خود وابسته ساختن آن به شايستگي‌هاي فني و دانش‌شان در مورد آن صنعت است. بنگاه‌هاي مشاوره‌ي بزرگ متدولوژي‌هاي خاص خود را دارند. آن‌ها این متدولوژی‌ها را به‌عنوان آيين مذهبي خود براي تضمين دستيابي به سطح مشخصي از کيفيت، براي سازگار کردن رويکردها، برنامه‌ها و دستاوردهاي مشاوران خود و به‌عنوان روشي براي تسهيل حاکميت سازماني (که چارچوب آن در پروژه‌های قبلی به آزمون گذاشته شده) در وجود مشاوران خود نهادينه مي‌کنند. اين‌گونه آموزش‌ها که معمولا در قالب کارآموزي‌ در پروژه‌هاي “درجه‌ي يک” و بزرگ به مشاوران ارائه مي‌شود، به‌خوبي در چارچوب توسعه‌ي فردي مشاوران حرفه‌اي جاي مي‌گيرد و بخشي از فرايند گسترده‌تر مديريت شايستگي‌هاي سازماني است؛ فرايندي که عناصر آن عبارتند از:

  • شايستگي‌ها: مشاوران چگونه کارشان را انجام مي‌دهند؛
  • عادت‌ها: مشاوران چگونه براي کار کردن آماده مي‌شوند؛
  • مهارت‌ها: چه کارهايي را مي‌توانند انجام دهند؛
  • دانش: چه چيزهايي را مي‌دانند؛
  • نقاط تمايز: چه مزيت‌هايي يکتايي براي سازمان به‌ارمغان مي‌آورند.

از نگاهی کلان‌نگر به نيازمندي‌هاي حرفه‌اي‌گري در صنعت مشاوره‌، گفته شده که 8 ويژگي زير براي دستیابی به اهداف توسعه‌ی حرفه‌ای مشاوران ضروري هستند:

  • شايستگي، عادت، مهارت و دانش (چنان‌‌که در بالا اشاره شد)؛
  • متعهد بودن به آگاهي از آخرين روندهاي پيش‌رفت‌ در اين حرفه و حوزه‌هاي دانشي مرتبط با آن‌ها براي به‌روز بودن و دستيابي به بهترين تجارب موجود؛
  • آشنايي با خدمات و ترجيحات مورد انتظار جامعه‌ی هدف؛
  • داشتن رويکرد حرفه‌اي همراه با رعايت اصول اخلاقي و استانداردهاي حرفه‌اي؛
  • داشتن نظم شخصي و خويشتنداري؛
  • قابل اعتماد و رازدار بودن؛
  • بي‌طرفي و واقع‌بيني؛
  • انعطاف‌پذيري، کيفيت و “به قيمت ارزيدن”.

اما توسعه‌ی فردی مشاوران مدیریت در عمل چطور باید اتفاق بیفتد؟ با بخش‌ بعدي اين مقاله همراه باشيد!

مقاله‌ی هفته (۵3): مدیریت یا ره‌بری؛ بالاخره کدام‌ یک؟

تفاوت مدیریت و ره‌بری و این‌که کدام مهم‌تر است، در طول سالیان طولانی که از ورود این دو واژه و مفهوم مهم به ادبیات سازمانی می‌گذرد، همواره جزو چالش‌های مهم پیش روی نظریه‌پردازان و مدیران / ره‌بران سازمانی بوده است. تعاریف مختلفی از هر یک از این دو مفهوم ارائه شده و مدافعان هر کدام از آن‌ها نیز همواره دلایل مختلفی را برای اثبات نظر خود ارائه داده‌اند.

اریک مک‌نولتی در مقاله‌ی این هفته به همین موضوع پرداخته است. اریک مقاله‌اش را با مثال جالبی شروع می‌کند: این‌که قهرمانان ره‌بری معتقدند مدیریت نهایتا چیزی به‌سادگی حذف تأخیرات و حرکت به‌موقع قطارها است. در مقابل، طرف‌داران مدیریت معتقدند ره‌بری در نهایت چیزی از جنس احساس است.

اما در عمل چه تفاوتی میان این دو وجود دارد؟ کدام یک مهم‌تر است؟ واقعیت این است که هر کدام از این دو مفهوم در جای خودشان کاربردی‌اند: «به‌ترین مدیران به‌نوعی ره‌بران خوبی هم هستند و ره‌بران بزرگ نیز چیزهایی در مورد مدیریت می‌دانند.» با این حال هنوز هم تفاوت میان این دو مفهوم معلوم نیست. «من فکر می‌کنم تفاوت میان مدیریت و ره‌بری شبیه تفاوت میان “چه” و “چرا” است.» ما برای انگیزه یافتن برای انجام کارها نیازمند انگیزه و احساس هستیم و برای دست‌یابی به این دو نیازمند داشتن دلیلی جذاب. کار ره‌بری کشف و ارائه‌ی همین دلیل برای برانگیختن دل‌ها و ذهن‌ها است. اما در عین حال تنها آرزو و خواست قلبی کفایت نمی‌کند؛ در نهایت چیزی که می‌ماند “دستاوردها” و “نتایج” است. این‌جا است که مدیریت وارد داستان می‌شود: ذهن‌های‌ آماده و قلب‌های مشتاق، باید بدانند که لازم است چه چیزی در عمل انجام شود تا به چه چیزی دست یافته شود. کار مدیریت همین است!

مقاله با شرح مفصل مثالی جالب ادامه می‌یابد: داستان نمایش‌نامه‌ی هنری پنجم شکسپیر که توصیف نبرد تاریخی آگین‌کورت میان انگلستان و فرانسه است. فرانسویان از نظر تعداد پنج برابر انگلیسی‌ها هستند و از نظر تدارکات جنگی و آذوقه هم وضعیت بسیار مناسبی دارند. اما در نهایت، پیروزی از آن لشکر انگلستان و هنری پنجم است. چطور؟ هنری ابتدا با سخنرانی تاریخی، نیروهای خود را به‌سوی پیروزی تهییج می‌کند؛ اما اندیشیدن تاکتیک‌های لازم را برای موفقیت در میدان جنگ فراموش نمی‌کند. البته معلوم نیست این هنری واقعی است یا مخلوق ذهن شکسپیر؛ اما واقعیت تاریخی پیروزی به‌یادماندنی است که در تاریخ ثبت شد تا نقش حیاتی و توأمان ره‌بری و مدیریت در دست‌یابی به نتایج بزرگ به‌اثبات برسد.

پ.ن. شكل اين مطلب مربوط به مقاله‌ي اصلي نيست؛ اما به‌زيبايي هر چه تمام‌تر تفاوت ميان دو مفهوم بنيادين ادبيات سازماني را تشريح مي‌كند.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱60): تغییر به‌سبک ره‌بران بزرگ

“بازی من زیر نظر گواردیولا تهاجمی‌تر نشده است؛ چون من فصل گذشته بیش‌تر گلزنی می‌کردم ولی امسال بازی من تغییر کرده و متفاوت شده. راستش را بخواهید پست بازی من آنقدرها هم تغییر نکرده. پپ گواردیولا از کیفیت فوتبالی من آگاه است و می‌داند که من در جناح راست بازی می‌کنم. شاید بازی ما کمی متفاوت بود؛ ولی فکر می‌کنم در مجموع بخش عمده‌ای از بازی و نقش من مثل قبل است.” (فیلیپ لام؛ این‌جا)

پپ فصل گذشته پست فیلیپ لام را تغییر داد و او را از دفاع راست به خط هافبک آورد. به‌گواه نظر کارشناسان، لام در این پست جدید توان‌مندی‌های جدیدی را از خودش به‌نمایش گذاشت و حتی به باور بسیاری، دلیل بازی‌های درخشان لام در جام جهانی همین تغییر پست او بود. اما خود لام حرف جالبی زده است. او می‌گوید حس من این است که بازی‌ام متفاوت شده‌؛ اما من در شیوه‌ی فوتبال بازی کردن‌م تغییر خاصی حس نمی‌کنم!

کار ره‌بران بزرگ در ایجاد تغییرات ماندگار در درون انسان‌ها همین است. آن‌ها عمل‌کرد و نتایج آدم‌ها را تغییر می‌دهند، بدون این‌که خود آن‌ها تغییر محسوسی را در شیوه‌ی کار کردن خود حس کنند. بزرگ‌ترین مانع در پذیرش تغییر توسط آدم‌ها همین است: این‌که می‌خواهیم آدم‌ها را تغییر بدهیم نه عمل‌کرد و رفتارشان را. وقتی به ایجاد تغییر از این زاویه نگاه کنیم به نقش مهم “تمرین” پی می‌بریم: تمرین روش‌های درست به‌تدریج ـ به‌شكل آگاهانه و يا حتي ناآگاهانه ـ باعث شکستن عادت‌ها و ذهنیت‌های نادرست و از آن‌جا تغییر عمل‌کردها و رفتارها می‌شود.

لینک‌های هفته (222)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

۶ تله ذهنی که زندگی‌تان را نابود می‌کند (عاااااااااالي!)

آداب پوشش در محل‌کار؛ سرکار چه‌ بپوشیم؟

در باب شنیدن (امير مهراني؛ The Coach) (عااالي!)

یک قدم اضافه برای پیشرفت (نادر خرمي راد)

آستانه‌ي ابهام (وفا كماليان؛ رفتار سازماني)

مديريت كسب‌وكار:

چگونگي انتخاب درست يك استراتژي رشد (عالي!)

مطالعه موردی‌ بررسی فرایند بهینه‌سازی بازاریابی در آکواریوم جورجیا (مصطفي لامعي)

دوسوتوانی سازمانی چیست؟

۱۰ درس بزرگ بیزینسی از سال ۲۰۱۴ (بيزينس ترندز)

5 اکتشاف برتر عصب شناسی در سال 2014 (استاد پرويز درگي)

تجاري‌سازي و استارت‌آپ:

مدل تجاری انسان با انسان یا H2H (وفا كماليان؛ رفتار سازماني)

وان‌پلاس چگونه با هزینه ۳۰۰ دلاری تبلیغات موفق به فروش یک میلیون تلفن هوشمند شد؟ (ديجياتو)

سیلیکون ولی چگونه نام‌گذاری شد؟

معاون علمی و فن‌آوری رییس‌جمهور: تجاری‌سازی تکنولوژی با رانت و بودجه دولتی اتفاق نمی‌افتد

پیش‌بینی ایجاد 20 هزار شرکت دانش‌بنیان تا پایان برنامه پنجم در کشور

اقتصاد، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی:

آینده ما (يادداشت خواندني دكتر محمود سريع‌القلم)

اقتصاد ایران گرفتار روزمرگی (سخنراني جذاب دكتر محسن رناني)

اسلایدهای تامین سرمایه در گردش (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ)

جهش قیمت مسکن در سال 1395

پاورپوینت‌های همایش اقتصاد ایران

آمار و اطلاعات كسب‌وكار و اقتصاد:

اقتصاد ایران درگزارش‌ تئوریسین بانک‌مرکزی

رئیس مرکز آمار هنوز در نقطه بحران بیکاری هستیم نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۰ سال ۲۱ درصد است

پول‌دار‌ها چند برابر فقرا هزینه می‌کنند؟

پیش‌بینی‌ بانک‌ جهانی‌ از اقتصاد 2015 ایران

دارایی‌های خارجی بانک‌ مرکزی چقدر است؟

فاوا در جهان:

CES 2015 بزرگ‌ترین نمایشگاه تاریخ لقب گرفت

پیش‌بینی‌هایی برای صنعت بازی‌های ویدیویی در سال ۲۰۱۵ (زومجي)

حمله‌های سایبری به کامپیوترها به بیشترین سطح در طول تاریخ دیجیتال رسیده است (ديجياتو)

شرکت اینتوئیت راهکار حسابداری ویژه‌ای برای فعالیت‌های خوداشتغالی عرضه کرد

گوگل مپ دقتش را مدیون چیست؟ (ديجياتو)

فاوا در ايران:

رئیس پلیس فتای تهران: وقوع جرم اینترنتی تصاعدی است – ایستنا

پیشنهادی در خصوص فراخوان حمایت از طرح‌های فناورانه

اصول حاكم بر صدور پروانه ارتباطات ثابت تصويب شد

پیاده‌سازی پایلوت شبکه ملی اطلاعات در قم

مقررات نام‌های دامنه‌ تدوین می‌شود

فناوري همراه:

این جدید‌ترین نمونه مفهومی گوشی ماژولار پروژه آرا گوگل است (فارنت)

دوره‌ی آزمون و خطای عینک گوگل به پایان رسید (زوميت)

در‌های اپلیکیشنِ کلاس درس گوگل به روی اندروید و iOS باز شد (زوميت)

سونی بخش موبایلش را به فروش می‌گذارد

تعداد اپلیکیشن های موجود در گوگل پلی از اپ استور پیشی گرفت (ديجياتو)

رسانه‌هاي اجتماعي:

آیا محدودسازی شبکه‌های مجازی، منجر به ارتقای سطح کاربری اینترنت خواهد شد؟ (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

سال 2015؛ سال یادگیری رفتار هوشمندانه درشبکه‌های اجتماعی (شبنم كهن‌چي)

محققان موفق شدند براساس لایک‌‌های کاربر، شخصیت وی را حدس بزنند – زومیت

12 پیش‌بینی از شبکه‌های اجتماعی در سال 2015

آمار و اطلاعات فاوا:

کسب و کارها امسال ۶۲۰ میلیارد دلار در بازار نرم‌افزارهای کسب و کار هزینه می‌کنند

ارزش بازار جهانی IT امسال به 3.8 تریلیون دلار می‌رسد

روند افزایش درآمد اینترنت موبایلی نسبت به پیامک در اپراتورهای جهان

ارزش تراکنش‌های بین بانکی شتاب به بیش از هزار میلیارد تومان رسید

سهم معاملات‌آنلاین بورس 69 درصد شد

گم‌گشته‌ی دیار محبت …

دنيا هواي سردي است بي‌مهرباني تو
طرفي نبستم از عقل، در دار فاني تو

 گفتم چراغ عقلي روشن كنم به نقلي
تا رو به راه كردم، گم شد نشاني تو …

تا آمدي سراغم، خاموش شد چراغم
گفتند تازه رفته است از دار فاني تو …

عبدالجبار کاکایی

سفری به درون داستان ایده تا کسب‌وکار (4): ابهامِ توانستن!

و داستان به این‌جا رسید که قرار شد رؤیاهای‌م را زندگی کنم. 🙂 این اولین باری نبود که چنین تصمیمی می‌گرفتم. پیش از این تصمیم هم چند باری تصمیمی گرفته بودم که ایده‌های‌م را در عمل اجرا کنم؛ اما تقریبا جز گزاره‌ها هیچ کدام به نتیجه‌ی خاصی نرسیده بودند. بارها فکر کردم چرا؟ من متوجه شدم که دو مشکل اصلی‌ دارم:

1- تمام نکردن کارهایی که شروع می‌کنم.

2- شروع نکردن کارهایی که باید آغازشان کرد.

اما چرا؟ دلایل مختلفی برای این موضوع وجود داشته که موضوع یادداشت این هفته مهم‌‌ترینِ آن‌ها است و هفته‌های بعد به دیگر دلایل مهمی می‌رسیم که من کشف‌شان کرده‌ام.

دست کم از سال 90 برای اجرای برخی ایده‌های‌ام در فضای مجازی در قالب کسب‌وکار شروع به تلاش کرده‌ام. اما یک نکته همیشه در کارهایی که شروع کردم برای‌م جزو اصول بدیهی محسوب می‌شد: من ایده‌پرداز خوبی هستم؛ اما مجری خوبی نیستم. به‌جای آن، برند شخصی و شبکه‌ی ارتباطی خوبی از افراد متخصص ـ به‌ویژه در حوزه‌ی فنی ـ دارم که می‌توانم از این روابط برای اجرای ایده‌های‌م و راه‌ انداختن کسب‌وکارم استفاده کنم. چشم‌انداز مسیر همیشه بسیار مثبت به‌نظر می‌رسید؛ اما حالا بعد از مدت‌ها تلاش به‌صراحت اعتراف می‌کنم هیچ یک از چیزهایی که من فکر می‌کردم، در عمل کار نکردند. اما از آن مهم‌تر نکته‌ی دیگری بود که بعدها متوجه شده بودم تا این‌که …

روزی خدمت دوست بزرگوارم آقای مدیرعامل بودم و با هیجان بسیار برای ایشان تعریف کردم که: “یک ایده‌ی بسیار جذاب دارم. یک روش نوآورانه‌ی آموزشی که می‌ترکاند!” بعد برای آقای مدیرعامل توضیح دادم که این ایده دقیقا چیست و چرا و چطور کار می‌کند. آقای مدیرعامل از من پرسید: “عالیه؛ خوب چطوری می‌خواهی اجرای‌ش کنی؟” گفتم: “قرار شده با تیم فنی شرکت یکی از دوستان‌م این کار را انجام بدیم. خیلی خوبه این روش، چون هزینه‌ای برای من نداره عملا و من روی ایده‌پردازی‌م متمرکز می‌شم.” آقای مدیرعامل گفت: “من تجربه‌‌ام نشون می‌ده که باید خودت بری وسط گود برای اجرا کردن‌ش. اگر این ایده خیلی خوبه و به اون اعتقاد داری، چرا نمی‌خواهی روی این ایده سرمایه‌گذاری کنی؟ فکر می‌کنی اون شرکت با این توضیحاتی که برای من دادی این پروژه را در اولویت کارهای خودش قرار می‌ده؟” هاج و واج آقای مدیرعامل را نگاه کردم. ضربه‌ی شدیدی به “چینی نازک” باورهای من درباره‌ی چگونگی راه انداختن کسب‌وکار مبتنی بر یک ایده‌‌ی نوآورانه وارد شده بود. اما آقای مدیرعامل جمله‌ی کوبنده‌ی دیگری را هم آماده کرده بود: “ایده‌ات را اول به خودت بفروش و حاضر باش روی اون وقت و سرمایه صرف کنی، بعد به‌سراغ دیگران برو!”

چند روزی تمام‌ وقت‌م را به حرف‌های آقای مدیرعامل فکر می‌کردم، به‌ویژه جمله‌ی آخر که دوباره من را متوجه یک پیش‌فرض اشتباه در تفکرم کرده بود: “برج عاج‌نشین بودن.” من برای اجرای کوچک‌ترین ایده‌ام همیشه دنبال دیگری بودم که آن را اجرا کند و از آن‌جایی که خیلی وقت‌ها فرد به اهمیت و ماهیت ایده آگاهی چندانی نداشت، عملا هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. اما آخر چرا؟

تا اواخر سال 1390 که در محل کار اول‌م کار می‌کردم، خودم را یک مشاور متعهد تمام‌وقت به آن شرکت می‌دانستم. تمام ایده‌های‌م را در سبد شرکت محل کارم می‌چیدم و هیچ کدام‌شان هم به‌دلایل مختلف به نتیجه نمی‌رسید! سال 1391 را که در محل کار جدیدم شروع کردم، کم‌کم فرصت کار کردن به‌صورت مستقل و خارج از کار شرکتی هم برای من فراهم شد. در فاصله‌‌ی بهار 1391 تا زمستان 1392 بیش از ده پروژه‌ی مستقل مشاوره را به‌سرانجام رساندم که اگر چه اغلب آن‌ها بسیار کوچک بودند و درآمد چندان بالایی هم برای من نداشتند؛ اما تجاربی بسیار گران‌بها برای من به‌همراه داشتند. مهم‌ترین تجربه هم به‌سادگی این بود که: “می‌شود و می‌توانم برای دیگران هم کار نکنم!” تجربه‌ی مذاکره برای گرفتن پروژه‌های مشاوره‌ی مختلف، تجربه‌ی مدیریت پروژه و تعامل با مشتری به من نشان داد که خودم هم می‌توانم یک کار را از ابتدا شروع کنم و به‌پایان برسانم (در محل کار قبلی من همیشه یک کارشناس عالی بودم نه یک مدیر خوب!)

اما هنوز یک جای کار می‌لنگید. من به ایده‌ام اعتقاد داشتم و توان اجرای آن (جز در مورد مسائل فنی مثل طراحی وب و اپلیکیشن) را در خود می‌دیدم؛ اما هم‌چنان حاضر نبودم روی ایده‌ام وقت و سرمایه‌ام را بگذارم. هنوز به قول آقای مدیرعامل نتوانسته‌ بودم ایده‌ام را به خودم بفروشم. چرا؟ هفته‌ی بعد برای‌تان خواهم نوشت.

پ.ن. برای مطالعه‌ی تمامی قسمت‌های این مجموعه یادداشت‌ها به این‌جا مراجعه کنید.

دعوت به همکاری برنامه‌نویس در شرکت وندا

این آگهی مربوط به شرکتی است که چند نفر از دوستان خوب من آن را اداره می‌کنند:

شرکت وندا به عنوان یک شرکت با همکاران پویا و پرانرژی در تولید نرم‌افزارهای سفارش مشتری از حضور افراد علاقمند، فعال و با انگیزه پیشرفت در تیم‌های کاری خود استقبال می‌کند.

اگر برای هر یک از فرصت‌های همکاری در این آگهی خود را آماده و حرفه‌ای می‌دانید از شما می‌خواهیم تا خلاصه‌ای از سوابق شغلی و تجربیات کاری خود را برای ما (به نشانی CV@Vanda.So) ارسال کنید تا پس از بررسی‌های اولیه با شما تماس گرفته شود.

۱. برنامه‌نویس و توسعه دهنده وب

مسلط به C#, ASP.NET MVC

مسلط به مفاهیم شی‌گرایی

مسلط به HTML, JavaScript, CSS

۲. برنامه‌نویس موبایل (Android یا iOS)

شرکت وندا بر آن است تا ضمن رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای در تولید نرم‌افزارهای مورد درخواست مشتریان به ارتقا دانش اعضای تیم‌های کاری خود اقدام کرده و رشد خود را هم‌زمان با رشد دانشی و مهارتی اعضای تیم‌های کاری خود بپیماید.

پ.ن. اگر با دیدن این آگهی برای وندا رزومه ارسال کردید لطفا در متن ایمیل‌تان به “گزاره‌ها” اشاره‌ای بکنید که بدانیم این آگهی اثربخش بوده. موفق باشید!

روش‌هاي محاسبه‌ي قيمت پروژه‌های مشاوره‌ی مدیریت

يکي از مشکلات اساسي در پروژه‌هاي مشاوره به‌دليل ماهيت نسبتا غيرملموس آن‌ها، روش محاسبه‌ي هزينه‌ي اين پروژه‌ها است. دستاورد پروژه‌هاي مشاوره‌ي مديريت، عموما از نوع نرم‌افزاري و فکرافزاري است و در نتيجه، نمي‌توان از روش‌هاي معمول محاسبه‌ي قيمت تمام شده براي برآورد هزينه‌ي آن‌ها استفاده کرد. هم‌چنين لازم است ارزش بالاي دانش تخصصي که مشاور در طول دوره‌ي فعاليت خود به‌دست آورده و آن را در قالب فعاليت‌هاي پروژه به کارفرما منتقل مي‌کند نيز بايد به‌نوعي در محاسبه‌ي هزينه‌ي پروژه در نظر گرفته شود. در اين بخش به‌صورت مختصر به روش‌هاي محاسبه‌ي قيمت پروژه‌هاي مشاوره اشاره مي‌شود. گفتني است که برخي از اين روش‌ها در حال حاضر در ايران معمول‌اند و برخي از آن‌ها نيز نسبتا جديدند و استفاده از ‌آن‌ها به مشاورين و کارفرمايان پيشنهاد مي‌شود.

به‌صورت کلي ساختار هزينه‌اي خدمات مشاور در حالت کلي مي‌تواند به يکي از اشکال زير باشد:

  • دريافت هزينه براساس کارکرد ساعتي يا مبتني بر زمان: اين روش پرکاربردترين شکل محاسبه‌ي هزينه‌هاي مشاوره است. در اين حالت هزينه‌ي کلي خدمات عبارت است از حاصل‌ضرب دستمزد ساعتي / زماني (مثلا روزانه يا ماهانه‌ي) نيروي انساني درگير در پروژه در تعداد ساعات / ميزان زمان برآورد شده براي انجام پروژه. به‌علاوه‌ي هزينه‌هاي سربار مشاور (مثل هزينه‌ها‌ي بيمه و ماليات، رفت و آمد و …)؛
  • دريافت هزينه‌ي ثابت: در اين روش يک مبلغ کلي براي ارايه‌ي خدمات مشاوره و فارغ از ميزان ساعات صرف شده براي انجام پروژه در نظر گرفته مي‌شود.
  • دريافت سرجمع هزينه‌ها: اين روش ترکيب دو روش هزينه براساس زمان و هزينه‌ي ثابت است. در اين حالت مشتري براساس کارکرد زماني هزينه‌ها را پرداخت مي‌کند؛ اما کل هزينه‌ها نمي‌تواند از يک مبلغ کلي بالاتر رود. اين روش براي اعتمادسازي نزد مشتريان و هم‌چنين صرفه‌جويي در هزينه‌هاي مشتري به‌کار مي‌رود.
  • دريافت هزينه‌ها به‌صورت مشروط: در اين روش مشاور هزينه‌ي خدمات مشاوره را در صورت موفق بودن پروژه يا ارايه‌ي نتايج مورد انتظار از مشتري دريافت مي‌کند. اين روش در مشاوره‌ي تأمين سرمايه‌ به‌کار مي‌رود.
  • هزينه‌ي نگهداشت مشاور: در اين روش مشتري يک هزينه‌ي کلي را براي آماده نگه‌ داشتن مشاور براي ارايه‌ي خدمات پرداخت مي‌کند. اين هزينه بدون توجه به استفاده‌ يا عدم استفاده‌ي مشتري از خدمات پرداخت مي‌شود. اين روش زماني به‌کار مي‌رود که مشاور بخواهد گروهي از خدمات را براساس هزينه‌ي ثابت در يک دوره‌ي زماني مشخص به مشتري ارايه کند.
  • دريافت سهام: در اين روش مشاور در ازاي ارايه‌ي خدمات مشاور در کسب و کار مشتري شريک مي‌شود. اين روش عموما در ارايه‌ي مشاوره به بنگاه‌هاي تازه تأسيس يا در حال سقوط به‌کار مي‌رود و باعث ايجاد روابط درازمدت ميان دو بنگاه مي‌شود.
  • پرداخت با تأخير: وقتي مشتري نقدينگي لازم را براي پرداخت هزينه‌هاي پروژه نداشته باشد از اين روش استفاده مي‌شود. در اين روش پس از يک دوره‌ي زماني مشخص مشتري بايد هزينه‌ها را به‌علاوه‌ي سود آن‌ها (براساس نرخ بهره‌ي بازار در زمان مذاکره يا نرخ بهره‌ي روز بانکي) پرداخت نمايد.
  • هزينه‌ي وفاداري: اين روش وقتي استفاده مي‌شود که مشاور گروهي از خدمات مشخص‌نشده از قبل را در طي يک دوره‌ي زماني به مشتري ارايه مي‌کند. در اين روش به‌عنوان مثال يک تا سه درصد از فروش خالص در يک بازه‌ي زماني سه تا پنج ساله بنگاه مشتري به مشاور پرداخت مي‌شود.

در هر حال نقش تجربه و بهینه‌کاوی و مهم‌تر از آن استراتژی مشاور برای همکاری با کارفرما را نباید هرگز فراموش کرد. قیمت انجام پروژه خروجی نظر کارشناسی مشاور است و نه لزوما نتیجه‌ی فرمول‌های محاسباتی. در مورد استراتژی‌های قیمت‌دهی مشاوران مدیریت در آینده‌ی نزدیک خواهم نوشت.

پ.ن. اگر کمی دقت کنید می‌بینید که عموم مشاوران و آزادکاران (فریلنسرها) هم می‌توانند از این روش‌ها برای محاسبه‌ی قیمت پروژه‌های خود استفاده کنند.