چه يك فارغالتحصيل جوان دانشگاه باشيد و چه سالها تجربهي كاري داشته باشيد، احتمالا هميشه يك سؤال اساسي در ذهنتان چرخ ميخورد: “در زندگيام بايد چه كنم؟”
مؤسس لينكدين، ريد هافمن ميگويد كه پرسيدن اين جمله درست نيست. بهجاي آن، حرفهايها بايد از خودشان بپرسند: “من چطور ميتوانم كمك كنم؟” و همزمان براي درك نيازهاي ديگران تلاش كنند.
آقاي هافمن ميگويد: “اين پرسش نگاهتان را بر خودتان متمركز ميكند؛ در حالي كه مهمترين عامل “آن افراد ديگر” است. هافمن همين اواخر پاورپوينتي براي فارغالتحصيلان جوان تهيه كرده است: “بهترين مسير شغلي كه ارزش دنبال كردن دارد، استفاده از داشتههايتان همزمان با كشف واقعيتهاي بازار است.”
براي اين منظور، هافمن، افراد را تشويق ميكند تا مزيت رقابتي خودشان را بيابند؛ چيزي كه ميان كارهايي كه در آن عالياند و بازاري كه براي آن مهارتها حاضر به پرداخت پول است، ارتباط منطقي ايجاد ميكند: “به نيازها پاسخ دهيد. مسائل را حل كنيد. و بدين ترتيب خواهيد توانست دنيا را تغيير دهيد.”
خوب بهدلیل اهمیت بسیار حیاتی آمار و اطلاعات در حوزههای مختلف، از این هفته بخش جدیدی با عنوان آمار و اطلاعات به بخشهای پست لینکهای هفته افزوده میشود و کلیهی اخبار مربوط به آمار و اطلاعات در این بخش بهصورت متمرکز ارائه میشوند. لطفا این بخش را جدی بگیرید!
پیش از شروع:
برای دیدن مطالبی که این پست برگزیدهی آنهاست، میتوانید فید لینکدونی گزارهها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
لینک مطالبی که توصیه میکنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده میشوند.
برای مرور سریعتر مطالب، لینکهایی را که از نظر من تنها خواندن عنوانشان کفایت میکند، با پسزمینهی زرد رنگ نمایش میدهم.
گروه نرمافزاري پيوست يكي از شركتهاي معتبر و بزرگ نرمافزاري ايران است. اين آگهي را جدي بگيريد!
شرایط عمومی:
1- قبولی در آزمون شفاهی و کتبی اولیه.
2- حداقل سن 18 و حداکثر 35 سال.
3- داشتن سلامت و توانایی انجام کار.
4- دارا بودن شرایط لازم برای احراز شغل مورد نظر طبق مفاد دستورالعملهای شرکت.
5- نداشتن سابقه محکومیت جزایی مؤثر، عدم شهرت به فساد و اعتیاد به مواد دخانی و مخدر.
6- دارا بودن کارت پایان خدمت وظیفه یا معافیت قانونی در صورت مشمول بودن.
فهرست فرصتهاي شغلي:
1- کارشناس پشتیبانی (حوزه اتوماسیون اداری) با مشخصات زیر:
مسلط به مفاهیم شبکه
مسلط به مدیریت بانکهای اطلاعاتی Microsoft SQL Server 2005/2008
مسلط به مفاهیم، مدیریت و تنظیمات Microsoft IIS 6.0/7.0/7.5 در سیستم عاملهای Microsoft Windows Server 2003 و Microsoft Windows Server 2008 و Microsoft Windows Server 2008 R2
مسلط به Network Infrastructure Services مانند DHCP, DNS, Active Directory
آشنا با مفاهیم Microsoft .NET
آشنا با مفاهیم Network Security
2- كارشناس پشتیبانی (حوزه حسابداری) با مشخصات زیر:
مسلط به مفاهیم شبکه
مسلط به مدیریت بانکهای اطلاعاتی Microsoft SQL Server 2005/2008
آشنايي به مفاهیم حوزه مالی
آشنايي با حداقل یکی از نرم افزارهای کاربردی حسابداری
3- کارشناس پشتیبانی (حوزه منابع انسانی) با مشخصات زیر:
مسلط به مفاهیم شبکه
مسلط به مدیریت بانکهای اطلاعاتیMicrosoft SQL Server 2005/2008
مسلط به مفاهیم حوزه منابع انسانی (قوانین استخدامی و محاسبات حقوق)
آشنایی با حداقل یکی از نرمافزارهای کاربردی حوزه منابع انسانی
4- مدیر پروژه (راهاندازی نرمافزار) با مشخصات زیر:
مسلط به مفاهیم پایه سیستمهای کاربردی اداری، مالی
تجربه استقرار سیستمهای کاربردی اداری مالی در سازمانهای بزرگ
توانایی آنالیز فرایندهای کسب و کار و پیشنهاد راهکار مناسب جهت استقرار سیستمها
دارای توانمندی مستندسازی مرتبط با فرآیندهای مهندسی نرمافزار
روابط عمومی مناسب و قدرت پیگیری و رهگیری فروش
آشنا با مفاهیم و اطلاعات حوزه سیستمهای مالی و اداری
8- کارشناس ارشد فروش با مشخصات زیر:
حداقل سه سال سابقه کار حرفهای در فروش سیستمهای نرمافزاری
آشنا با مفاهیم تحقیقات بازار و مطالعات بازاریابی
ظاهر و برخورد مناسب و حرفهای
دارای توانمندی تحقیق و مستندسازی فعالیتهای مرتبط با فرآیندهای مهندسی نرمافزار
تجربه و توانایی برگزاری جلسات دمو سیستم های نرمافزاری
آشنا با مفاهیم و اطلاعات حوزه سیستمهای مالی و اداری
آشنا با مفاهیم و اطلاعات حوزه شبکه و ارتباطات بین سیستمها و سرورها
از واجدین شرایط دعوت میگردد تا پس از مطالعه کامل زمینهي کاری گروه نرم افزاری پیوست در آدرس www.payvast.com رزومه و مشخصات کامل خود را به آدرس jobs@payvast.com ارسال نمایند.
پ.ن. گزارهها از انتشار آگهیهای استخدامی تخصصی استقبال میکند. در صورت علاقه میتوانید به آدرس Gozareha@gmail.com آگهی خود را ارسال کنید.
ـ “زن عوض كردن! اين قراره چي رو عوض كنه؟ فكر ميكني چيزي رو حل ميكنه؛ چيزي رو عوض ميكنه؟”
ـ مرد ميگويد: “من نميدونم.”
(داستان كولينگا؛ نيمهي راه ـ مجموعه داستان خوبي خدا؛ نوشتهي سام شپارد و ترجمهي امير مهدي حقيقت)
*****
رؤياهاي بزرگ و دوري داشته باش … (شعار كارتون بالا)
*****
رؤياي شما چگونه است؟ آيا به اين فكر كردهايد خيلي وقتها بهعلت كوچك بودن و نزديك بودن رؤيايتان اتفاقات مثبتي كه دوستشان داريد برايتان نميافتد؟ اين، يكي از كشفهاي بزرگ زندگي من بوده كه رؤيا هر چه در ظاهر نشدنيتر و دورتر باشد، دست يافتن به آن شدنيتر و لذتبخش خواهد بود. رؤياي بزرگ مارتين لوتركينگ را در وبلاگ يك پزشك بخوانيد!
خلاصه كنم: لذت بردن از تلاش براي رسيدن به يك رؤياي بزرگ، انرژي بيپاياني به آدم ميدهد. امتحانش كنيد!
26 سال در اوج بدون رقيب. تبديل شدن به يك افسانه. تصوير ثابت ذهنهاي فوتبالي ما در تمامي اين سالها. با آن آدامس گوشهي دهان و دستهاي گره كرده و چشمهاي متفكرش. با آن خوشحاليهاي كودكانهاش بعد از هر گل. با آن غروري كه سزاوارش بود. با آن همه طعنههاي بهيادماندني و جنگهاي بيپاياناش با رقبا و رفقا. با توفانهاي گاه و بيگاهاش.
سر الكس فرگوسن را شايد تنها بشود با يك جمله تعريف كرد: “كسي كه خودش، تعريف موفقيت، در دنياي حرفهايها بود!”
*****
سال 1996. اولين تصاوير نقش بسته از فوتبال باشگاهي روز دنيا در ذهن من. تقابل يووهي استاد ليپي و منيو سر الكس فرگوسن در ليگ قهرمانان اروپا. برد منيو با وجود ضربهي آزاد بينظير زيدان. منچستر در بازي برگشت به يووه باخت. يووهاي كه همان سال تا پاي فينال رفت. اما تصوير آن بازي بينظير تيم قرمزپوش ميدان ـ براي مني كه از قضاي روزگار، هوادار آبيپوشان وطني بودم ـ فراموش نشد و بيش از همه نامي جذاب در ذهن من حك شد: الكس فرگوسن.
بعد از جام جهاني 98 ـ خاطرهانگيزترين و زيباترين جام جهاني عمر من ـ كه تلويزيون ايران پخش زندهي فوتبال را جدي گرفت و دسترسي ما هم بهواسطهي روزنامههاي ورزشي جذاب آن روزها ـ بهويژه ابرار ورزشي ـ به اخبار فوتبال دنيا آسانتر شد، من تازه فهميدم كه اين مونقرهاي دوستداشتني، بيش از 10 سال است كه كارگردانِ لشكرِ قرمزپوش و فوقالعاده موفق “تئاتر رؤياها” است.
اگر چه تصاوير محوي از بازيهاي درخشان اريك كانتونا در ذهنم بود و مثل خيليهاي ديگر از خداحافظي اريك كبير جا خوردم، اما بعدتر ـ و بهويژه بعد از فينال دراماتيك 99 مقابل بايرن ـ دريافتم كه منيو فرقي دارد با تمام تيمهاي ديگر ـ تفاوتي كه بعدها آن را فقط در بارساي پپ آن را ديدم: شور و اشتياقي كودكانه به لذت بردن از فوتبال.
براي فرگي، فوتبال خود زندگي بود: همين بود كه چند بار از خداحافظي گفت و دل ما لرزاند؛ اما خودش هم نتوانست طاقت دوري را بياورد و خداحافظي را فراموش كرد. تا امروز كه خبر خداحافظياش مانند آواري روي دل تمامي دوستدارانش خراب شد …
*****
اسطورهها يك ويژگي مشترك دارند: تا هستند جزءي عادي و تفكيكناپذير از زندگي روزمرهي ما هستند و وقتي ميروند، چشم ميدوزيم به جاي خالي پرنشدنيشان و حسرت گذر ايام را ميخوريم …
*****
سر الكس فرگوسن براي من بيش از هر چيز نماد يك رئيس حرفهاي تمامعيار است. كسي كه هويت مربيان فوتبال را از جايگاه سنتيشان بالاتر كشيد. كسي كه از رفتار و تصميماتاش در طول اين سالها، بهاندازهي چندين هزار صفحه كتاب مديريتي، درسآموزي كردهام. بياييد نگاه كنيم به برخي از درسهاي بزرگ فرگي:
اول ـ چشماندازتان را بزرگ و دستنيافتني تعريف كنيد و به آن معتقد بمانيد: بارها و بارها گفته بود كه هدفاش به زير كشيدن ليورپول از برج عاج پرافتخارترين تيم انگليسي است. 3-4 سال اول كه نتايج درخشاني نگرفت ـ و در همان سالها اين ليورپول بود كه با مربي ـ بازيكني بهنام كني دالگليش در فوتبال جزيره آقايي ميكرد ـ همه با تمسخر به حرفهاي فرگي مينگريستند. حالا امروز كه فرگي دارد از فوتبال ميرود، كمتر كسي ركوردهاي دستنيافتني ليورپول را به ياد ميآورد.
دوم ـ ثبات. ثبات. ثبات. در تمامي اين سالها، تنها چهرهي ثابت تيم، خودش بود. همهي آن ديگران ـ از مديران تيم تا مربيان و بازيكنان ـ نسل اندر نسل تغيير كردند. اما خود او، هماني بود كه هميشه بود؛ تنها با موهايي سپيدتر از گذشته.
سوم ـ ايدههاي ثابت، اجراي انعطافپذير: يادم هست يكي از چيزهايي كه من را عاشق منيو كرد، بازي هجومياش بود. تيمي خالي از ستارههاي آنچناني كه از چپ و راست به دروازهي تيمهاي بزرگ و كوچك حمله ميكرد. اما جالبتر اينجا بود كه ايدهي اصلي بازي هجومي منيو در طول اين سالها مدام تغيير ميكرد: زماني هجوم با سيستم سنتي انگليسي و تيكه بر سانترهاي بيمانند ديويد بكهام و قدرت سرزني مهاجمان تيم، سلاح اصلي اين تيم بود و زماني ديگر استفاده از گوشهاي كناري سريعي كه سرعت جابهجاييشان در كنارهها، حريف را اينقدر گيج ميكرد تا دقيقا از جايي كه خودش حتي حدس هم نميزد، ناكآوت شود!
چهارم ـ قله، پايان راه نيست: يك آدم چقدر بايد موفقيت بياورد تا از موفق شدن خسته شود؟ اما براي فرگوسن، بالاتر از همه قرار گرفتن، تنها شروع راهي بود براي رسيدن دوباره به همان قله و قلههايي بلندتر.
پنجم ـ شكست، تنها نقطهاي است براي شروع دوباره: تصوير مشتهاي گره كرده و عصبانيت سر الكس بعد از فينال سال 2009 ليگ قهرمانان اروپا مقابل بارسا را يادتان هست؟
اينها و دهها درس ريز و درشت ديگر نشان ميدهند كه چرا سالها بايد بگذرد تا معلوم شود چرا فرگوسن براي هميشه جاودانه شد. حرفهاي آخرش را هم بخوانيد!
*****
خودش جايي گفته بود: “فوتبال نبايد هرگز رمانتيسماش را از دست بدهد. هرگز.” و شايد بههمين دليل است كه تصويري هم كه از او در ذهن ما نقش بسته، تصوير يك انسان است. با تمام ضعفها و قوتهايش. و با عشقي بيمانند به معشوقي بزرگ: فوتبال. عاشقي كه رمانتيسم را در حد كمال، با زيباييهايي كه در اين سالها بر صحنهي “اولدترافورد” براي ما بهصحنه آورد، زنده نگه داشت.
ديويد بكهام بهنظرم زيباترين جملهي خداحافظي را خطاب به فراموشنشدنيترين رئيس تاريخ فوتبال گفته است: “من بهواقع به اینکه زیر نظر بهترین مربی تاریخ کار کردم، به خودم افتخار میکنم. مرسی رئیس و از بقیه اوقاتت لذت ببر …”
از تو ممنونيم براي خلق برخي از نابترين لحظات زندگي فوتباليمان. خداحافظ پيرمرد دوستداشتني. خداحافظ رئيس!
اين روزها ايميلهاي زيادي دريافت ميكنم از جواناني كه بهدنبال راهاندازي كسب و كاري براي خودشان هستند. اين آگهي بهنوعي اين دوستان جوان من را هدف گرفته است. شايد فرصت خوبي باشد براي شروع يك كار جديد و جذاب:
گروه نرمافزاری پیوست بهمنظور تأمین رضایت خریداران و در راستای پوششدهی خدمات نرمافزاری در سطح کشور اقدام به جلب همکاری شرکتها و عاملین فعال در مراکز استانها و شهرستانها می نماید. ضوابط و الزامات سازمانی پیوست که در اولین آن رعایت حقوق خریدار قرار دارد، بهعنوان منشور همکاری شرکتهای نمایندگی با دفتر مرکزی پیوست است. پوششدهی تمام عیار از خدمات استقرار سیستمها توسط نمایندگیها و پشتیبانی از عملکرد بیکم و کاست محصولات توسط سازمان مرکزی پیوست در قالب خدمات الکترونیک، تضمینکنندهي رضایت خریداران و مبنای درآمد پاک گروه پیوست است. در صورت تمایل به همکاری با پیوست در قالب نمایندگی فروش و خدمات پس از فروش و یا عاملیت مجاز فروش، مقتضی است نسبت به تکمیل فرم مربوطه اقدام تا در اولین فرصت اقدامات لازم در مراحل بعدی انجام شود.
گروه نرمافزاری پیوست یکی از بزرگترین شرکتهای تولید کننده نرم افزارهای مالی، منابع انسانی و اتوماسیون اداری است که بیش از 30 محصول متفاوت در حوزههای مالی و اداری تولید کرده و در بیش از 2500 سازمان بزرگ و کوچک دولتی و خصوصی مورد استفاده قرار گرفته است.
پ.ن. گزارهها از انتشار آگهیهای استخدامی تخصصی استقبال میکند. در صورت علاقه میتوانید به آدرس Gozareha@gmail.com آگهی خود را ارسال کنید.
فرض کنيد من کتاب الکترونيکي نوشتهام که ميخواهم کتابم را بفروشم. وقتي کتابم آماده شد، با اين سؤال مواجه ميشوم که چطور بايد کتابم را بهفروش برسانم؟ فروش دو مرحله دارد: بازاريابي (که در واقع تبليغات فقط بخشي از آن است) و فروش. در بازاريابي من بايد ببينم کتابم بهدرد چه کساني ميخورد و بعد کتابم را به آنها معرفي کنم و بگويم چرا بهدردشان ميخورد. فروش هم که بهمعني رساندن کتابم بهدست خريداراناش در قبال دريافت پول از آنهاست. سؤال اين است که چطور ميتوانم اين کار را انجام بدهم؟ چند راه به ذهن من ميرسد: الف ـ ميتوانم کتابم را از طريق سايت شخصي يا وبلاگم معرفي کنم و همانجا هم بفروشم. ب ـ ميتوانم کتابم را در يک سايت واسط (مثلا يک سايت آمازون ايراني!) بفروشم. ج ـ شايد هم بشود با ايميل زدن، کتابم را به مخاطباناش معرفي کنم و بهفروش برسانم. و البته بديهي است که ميتوانم ترکيبي از اينها را هم امتحان کنم. درخواستهاي خريداران را هم ميتوانم از همين روشها دريافت کنم. در مرحلهي بعد پول از مشتري دريافت ميشود و او سپس ميتواند کتاب را از سايت دانلود کند يا آن را از طريق ايميل دريافت کند.
اگر دقت کنيد چيزي ميان همهي مثالهاي فوق مشترک است: همهي اين مثالها در مورد روش انجام يک کار هستند. در واقع زندگي روزمرهي هر کسب و کاري ـ چه بزرگ باشد و چه کوچک ـ شامل مجموعهاي است از کارهاي لازمالاجرا و بديهي است که هر کاري را هم به روشهاي مختلفي ميتوان انجام داد. بنابراين در مرحلهي طراحي و راهاندازي کسب و کار و سپس در زمان ادارهي کسب و کار، بايد همواره به دو سؤال کليدي پاسخ داد: 1- چه کارهايي بايد انجام شوند تا محصول و خدمت نهايي در اختيار مشتري قرار بگيرد؟ 2- هر يک از اين کارها بايد به چه شکلي انجام شوند؟
براي پاسخ دادن به سؤالات فوق ميتوانيم دو مسير را بهصورت جداگانه يا همزمان طي کنيم: اول: با بررسي مدل و ماهيت کسب و کارمان. مثلا: در فروش اينترنتي، من لازم نيست فکري به حال فروش رو در رو به مشتري بکنم؛ چون ارتباطم با مشتري از نوع مجازي است. ولي بايد از روشهاي فروش قابل اجرا در دنياي مجازي مطلع باشم و روشهاي مناسبي را انتخاب کنم. در مقابل، وقتي يک مغازهي کتابفروشي دارم، بايد از تکنيکهاي فروش حضوري استفاده کنم. دوم: با بررسي روشهاي کاري ديگران. بهاحتمال زياد ميشود کسب و کاري مشابه با کسب و کار خودمان پيدا کرد و ديد که آنها از چه روشهايي براي انجام کارها استفاده ميکنند. مثلا ميتوانيم بهعنوان مشتري به آن کسب و کار مراجعه کنيم و روشهاي کاريشان را بهدقت زير نظر بگيريم يا از روشهاي کسب و کار يکي از دوستانمان الگوبرداري کنيم. دو نکته در اينجا مهماند: الف ـ لازم نيست کسب و کار مورد نظر، دقيقا شبيه کسب و کار ما باشد، اما بايد از نظر منطق کسب و کار مشابهت داشته باشد. مثلا: من براي فروش اينترنتي کتابم، ميتوانم از روشهاي کاري فروشگاه اينترنتي گل و گياه دوستم الگوبرداري کنم. ب ـ الگوبرداري بهمعناي کپيبرداري نيست! منظورم از الگوبرداري، اين است که کليات کارها و روشهاي کاري چند کسب و کار مشابه را بررسي کنيم و آنهايي را که با ماهيت کسب و کار ما همخواني بيشتري دارند را انتخاب و اجرا کنيم.
خروجي دو گام بالا، فهرستي از کارهاي لازمالاجرا و روشهاي کاري ما در کسب و کارمان است. مثلا براي کسب و کار فروش اينترنتي کتاب من، اين فهرست به شکل زير است:
1- بازاريابي کتاب: من کتابم را در وبلاگ خودم معرفي ميکنم و به چند سايت پربيننده هم آگهي ميدهم.
2- فروش کتاب: من کتابم را در يک فروشگاه اينترنتي کتاب قرار ميدهم و از طريق درگاه اينترنتي آنها، پول به حساب من واريز ميشود.
3- کاربر کتاب پس از پرداخت وجه، کتاب را مستقيم از سايت فروشگاه اينترنتي دانلود ميکند.
فراموش نکنيد که اين يک فهرست اوليه است. يعني در عمل من بايد کارهاي ديگري را هم انجام دهم. مثلا: تدوين ويرايشهاي بعدي کتابم يا نوشتن و ترجمهي کتابهاي جديد. نتيجه اينکه اين فهرست اوليه را بهصورت پويا بايد بازنگري و اصلاح شود. بنابراين هر از گاهي براساس آنچه در عمل داريد انجام ميدهيد و با مطالعهي کارهاي ديگران اين فهرست را اصلاح کنيد و بهبود بدهيد.
بد نيست بدانيد مفهومي كه در اين درس در مورد آن صحبت كرديم در ادبيات علم مديريت با نام “فراينده كسب و كار” شناخته ميشود. فرايند را بهصورت زير تعريف كردهاند:
“مجموعهاي از مراحل، فعاليتها و وظايف هدفمند و به هم مرتبط که با استفاده از زيرساختها و روشهاي خاص و ضمن مصرف منابع تعريف شده يک يا چند ورودي را به يک چند خروجي هدفمند تبديل ميکند.”
فرايند مفهومي گستردهتر از گردش کاري دارد. در گردش کاري تنها انجام يک يا چند وظيفه از شرح وظايف واحد سازماني مورد نظر است و به توليد خروجي مشخص براي مشتري سازمان توجه نميشود؛ در حالي که در فرايند هدف، توليد يک يا چند خروجي داراي ارزش براي مشتري (درون / برون سازماني) است. ميتوان گفت که هر فرايند ممکن است از يک يا چند گردش کاري تشکيل شود (و اين در صورتي است که گردش کاري مورد نظر يک يا چند خروجي را براي مشتري سازمان توليد کند.) و همينجا يك نكتهي كليدي مشخص ميشود كه بايد به آن توجه كنيم: در شناسايي و طراحي فرايندهاي كسب و كار، تنها نبايد روي روشهاي كاريمان با مشتريان تمركز كنيم. بنابراين هر كاري كه بايد در كسب و كار ما انجام پذيرد ـ حتي اگر نتيجهاش مربوط به داخل سازمان باشد ـ را بايد در فهرست فرايندهايمان در نظر بگيريم.
پايان درس سيزدهم. هفتهي آينده در مورد بحث مهمي در كسب و كارهاي اينترنتي صحبت ميكنيم: مديريت تكنولوژي.
آقای جعفری ما شما را بیشتر به عنوان یک بازیگر طنز میشناسیم. این بار شما بازیگر نقش پدر شهرزاد در «قاعده تصادف» بودید که خصوصیات آن را به شکل باورپذیری ایفا کردید. شما به ریسکش فکر نکردید؟
ـ این را باید بگویم که من در «نفوذی» هم این نقش را داشتم، اما در آن فیلم پدر ماجرا مظلوم واقع شده بود. اینجا ماجرا فرق میکرد و شاید دو نقش متفاوت باشد. اما بهطور کلی نه تنها بازیگری که زندگی هم سرشار از ریسک است. بازیگری که ریسک نکند چطور میتواند درست حرکت کند؟ من متوجه نمیشوم مثلا بازیگری میگوید من نقش قهرمان داشتهام همیشه و نمیخواهم ضد قهرمان بازی کنم تا مبادا محبوبیتم خدشهدار نشود. زندگی کلا ریسک است، نباید همه چیز یکنواخت شود. این لذتی ندارد و برایت عادی میشود. اتفاقا فیلمهایی مثل «قاعده تصادف» است که باعث میشود تو شبها بنشینی، تفکر کنی و تدبیر کنی که حالا چه کنم. من خودم به آقای بهزادی گفتم نقش را به من بده و کاری هم نداشته باش تا من درش بیاورم، خود آقای بهزادی کمی دو به شک بود، اما من چون کلا نقشهایی که فرد را به چالش میکشند را دوست دارم، ولی کمتر پیش میآید چون فیلمهای خوب کمتر ساخته میشود. اما این اتفاق در تئاتر بیشتر میافتد. من دنبال این هستم که آزار ببینم و از این آزار دیدن به این معنا که ذهنم مشغول شود لذت میبرم.