احتمالا ديدهايد که وقتي قرار است يک فروشگاه جديد در جايي افتتاح شود يا مغازهاي تغيير کاربري بدهد، مدتي شيشههاي آن با روزنامه و کاغذ و … گرفته ميشود تا آن داخل، اتفاقاتي بيافتد. خيلي وقتها اين تغييرات صرفا شامل کمي رنگآميزي و تعميرات داخلي است؛ اما در مورد بعضي از کسب و کارها دامنهي تغييرات بسيار گستردهتر است و ممکن است چند ماهي طول بکشد. مثلا ممکن است يک تغيير دکوراسيون اساسي در داخل مغازه انجام شود يا ويترينهاي جديدي بسته به نوع فروشگاه در آنجا نصب شوند. خيلي وقتها ممکن است حتي در يک فروشگاه با کاربري ثابت هم بهدلايل مختلف ـ مثلا زيباتر شدن مغازه براي جذب مشتريان بيشتر ـ هم تغييراتي اتفاق بيافتد. هر کدام از اين حالتها که باشد، براي ايجاد اين تغييرات هم به فکر نياز داريم و هم به تجهيزات و ابزار.
کسب و کار کوچک ما لزوما که فروشگاه فيزيکي ندارد؛ اما هر کسب و کاري که داشته باشيم، لازم است گروهي از ابزارها و تجهيزات را براي کارمان تهيه کنيم و سپس آنها را جوري در کنار هم قرار دهيم که به بهترين شکل ممکن از آنها استفاده شود. توجه کنيد که در اينجا منظورم از ابزارها و تجهيزات لزوما سختافزاري نيست: در بعضي از کسب و کارها نرمافزارهاي مورد استفاده اهميتشان بسيار بيشتر از سختافزارها است.
بگذاريد از يک زاويهي ديد ديگر هم به ماجرا نگاه کنيم تا ملموستر شود: منظورم از ابزارها تجهيزات، هر چيزي است که براياش پول ميدهيم تا از آن در کسب و کارمان استفاده کنيم و ماندگار هم هست. يعني مثل مواد اوليه نيستند که با مصرف کردنشان در همان زمان از بين بروند و ميشود روي استفاده از آنها براي مدتها (و شايد سالها) حساب کرد. به بيان بهتر، ابزارها و تجهيزات همان “دارايي”هاي ما هستند که با “سرمايهگذاري” آنها را تهيه ميکنيم.
خوب از کجا بفهميم که به چه چيزهايي نياز داريم؟ اين سؤال يک جواب ميانبر دارد و يک جواب روشمند. اينجا هر دو را مرور ميکنيم:
الف ـ پاسخ ميانبر: از يک نگاه کلنگر، ابزارها و تجهيزات مورد نياز ما به سه دسته تقسيم ميشوند:
- تجهيزات و ابزارهايي که مستقيما در فرايند توليد محصول يا ارائهي خدمت ما استفاده ميشوند: مثلا در يک کافيشاپ، دستگاه قهوهساز جزو اين دسته است. در يک دفتر خدمات اينترنتي، رايانهها و تجهيزات شبکه از اين نوع هستند. در يک آموزشگاه آشپزي، اجاق گاز و فر و لوازم آشپزي از اين نوع هستند. در يک کسب و کار اينترنتي، وبسايت (بله! وبسايت!) شما اينگونه است.
- تجهيزات و ابزارهايي که در فرايند توليد محصول يا ارائهي خدمت کاربرد غيرمستقيم دارند: مثلا در همان کافيشاپ، ميز و صندلي و ليوان و بشقاب و قاشق و چنگال از اين دستهاند. در دفتر خدمات اينترنتي، هم بههمين شکل ميز و صندلي جزو واجبات ارائهي خدمت هستند. در آموزشگاه آشپزي هم احتمالا ميز چنين کارکردي دارد. البته فراموش نکنيد که پيشخوان و دخل هم از اين نوع هستند!
- تجهيزات و ابزارهايي که در خود فرايند فرايند توليد محصول يا ارائهي خدمت استفاده نميشوند؛ اما لازماند: اين يکي شايد خيلي ملموس نباشد؛ اما لازم است به آنها هم فکر کنيم. براي کسب و کارهاي رسميتر و اداريتر معمولا مبلمان اداري، لوازم پذيرايي و … از اين نوعاند. اما مثالهاي ديگري هم هست: مثلا اگر کسب و کار ما شرکتي است که در آن جلسات مختلفي برگزار ميشود؛ احتمالا ميز کنفرانس و ويدئو پروژکتور يا يک تلويزيون براي نمايش اسلايدها از اين نوعاند. يا در يک کسب و کار هنري از نوع سينمايي و تبليغاتي، آرشيو کتاب و مجله و فيلم از اين نوعاند تا بشود هر از گاهي با مرور آنها الهامات جديدي گرفت. و همينطور مثالهايي ديگر.
ب ـ پاسخ روشمند: در هر حال براي اينکه کشف کنيد به چه چيزهايي نياز داريم، لازم است کارهاي زير را انجام دهيم: روشهاي انجام کارها را در کسب و کارتان بررسي کنيد. ببينيد بهازاي هر فعاليت به چه ابزارها و تجهيزاتي نياز هست. همان سه نوع تجهيزاتي که در بالا گفتيم ميتواند در اين تحليل به شما کمک کند. حتما بعضي از ابزارها و تجهيزات در فعاليتهاي مختلفي کاربرد دارند و برخي ديگر خاص يک فعاليت هستند. براي کشف اين ابزارها و تجهيزات هم لازم نيست خودتان خيلي فکر کنيد: خيلي وقتها کافي است به کسب و کار مشابه يا رقيبتان سري بزنيد!
پایان درس چهاردهم. در درس بعدی در ادامهی این پست، در مورد روش تهیهی ابزارها و تجهیزات مورد نیاز صحبت خواهیم کرد.
