مقاله‌ی هفته (۲3): استراتژي اين‌ها نيست!

در مقاله‌ي هفته‌ي شمار‌ه‌ي 22 (+) به مرور يك مقاله‌ي بسيار جذاب (+) در مورد برنامه‌ريزي استراتژيك پرداختيم. آن‌جا وعده دادم كه بخش ديگري از مقاله‌ي مورد بررسي، در پست جداگانه‌اي مرور مي‌شود. در اين پست به مرور بخش دوم اين مقاله مي‌پردازم.

بحث اين هفته‌ در مورد اين است كه “استراتژي، چه چيزي نيست!” معمولا هميشه وقتي قرار است مفهومي تعريف شود، از توصيف اين‌كه چه چيزي هست براي درك آن مفهوم استفاده مي‌كنيم. اما خيلي وقت‌ها درك اين‌كه آن مفهوم، معادل چه چيزهايي نيست مي‌تواند به يادگيري به‌تر و درك عميق‌تر كمك بسياري بكند. در مورد مفهوم “استراتژي” هم به‌دليل گستره‌ي وسيع كاربرد آن در زندگي روزمره و زندگي سازماني و با در نظر گرفتن تمامي تعاريفي كه در مورد استراتژي تا به امروز خوانده‌ايم، شايد بد نباشد از اين زاويه‌ي ديد به ماجرا نگاه كنيم. به‌ اين شكل احتمالا مي‌توانيم استراتژي‌هاي شخصي و سازماني‌مان را هم يك بار بازنگري بكنيم: آيا واقعا استراتژي تدوين كرده‌ايم!؟ نويسنده‌ي مقاله‌ي اين هفته (+) آقاي رابرت سيلورمن به اين سؤال پاسخ مي‌دهد:

1- استراتژي يك طرح عملياتي نيست: بنابراين استراتژي، برنامه‌اي متمركز روي يك دوره‌ي زماني كوتاه‌مدت (مثلا يك ساله) نيست و در آن از اعداد و ارقام دقيق مالي و غيرمالي خبري نيست.

2- استراتژي دقيقا همان طرح كسب و كار سازمان نيست: طرح كسب و كار، بيش‌تر روي بازار و محصول تمركز دارد و با يك استراتژي جامع‌نگر و يكپارچه‌ي كسب و كار متفاوت است.

3- استراتژي صرفا يك بيانيه‌ي چشم‌‌انداز يا بيانيه‌ي مأموريت نيست: بنابراين براي اجراي اين دو بيانيه‌ي بسيار مهم و ارزش‌مند هم بايد فكري انديشيد. استراتژي‌ها به‌دنبال همين هستند.

4- استراتژي يك مدل تحليلي، ابزار يا ماتريس معروف نيست: تعداد بي‌شماري از اين مدل‌ها و ابزارها را مي‌توان در ادبيات مديريت استراتژيك يافت؛ اما يادمان نرود اين‌ها ابزارند نه خود استراتژي!

5- استراتژي صرفا شامل حوزه‌ي فروش و بازاريابي سازمان نيست: تمركز صرف بر فروش و بازاريابي و ناديده گرفتن ساير حوزه‌ها ـ مانند: نظام‌هاي سازماني، منابع انساني، منابع مالي و … ـ باعث ايجاد يك ديدگاه غيرهم‌گرا و غيرجامع‌نگر نسبت به آينده‌ي سازمان و در نتيجه توسعه‌ي نامتوازن سازمان مي‌شود؛ چيزي كه خود يك مسئله‌ي استراتژيك براي سازمان‌ها محسوب مي‌شود!

6- استراتژي مجموعه‌اي از اقدامات اجرايي نيست: استراتژي راه رسيدن به اهداف استراتژيك را در يك سطح بالاتر از اقدامات اجرايي به ما نشان مي‌دهد. در واقع براي اجرايي كردن هر استراتژي، مجموعه‌اي از اقدامات اجرايي داراي زمان‌بندي و اهداف كمّي مشخصِ هم‌سو با آن استراتژي تعريف مي‌شود.

اين مقاله‌ي پربركت (+) بخش سومي هم دارد كه هفته‌ي آينده به آن مي‌پردازيم. 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *