بعضي وقتها ايدههاي بسيار جالبي ميبينم كه شايد كلا توضيحشان چند خط بيشتر نباشد؛ اما بسيار جالب توجهاند. ديميتري ايواننكو اينجا روي وبلاگهاي PMI به نكتهي جالبي اشاره ميكند: يكي از دلايلي كه ما دوست نداريم كاري را انجام بدهيم يا نميتوانيم آن كار را درست انجام بدهيم عنوان آن فعاليت / وظيفه / كار است. او ميگويد قدرت واژهها را دست كم نگيريد؛ در ذهن هر كس واژهها اهميت و وضوح متفاوتي دارند. بنابراين خيلي وقتها مشكل از بلد نبودن يا مهارت نداشتن در انجام كار نيست؛ مشكل درك نكردن واقعيت آن كار توسط ذهن است!
بنابراين ايواننكو پيشنهاد ميكند كه وقتي ميخواهيد كاري انجام دهيد ـ چه خودتان تصميم گرفته باشيد چه به شما ارجاع شده باشد ـ عنوان آن را طوري براي خودتان بيان كنيد و بنويسيد كه با واژههايي بيان شود كه براي شما ملموسترند. مثلا ايواننكو ميگويد من بلدم چطور جلسه را مديريت كنم؛ اما توان رساندن آدمها به يك نتيجهي مشترك را ندارم. بنابراين وظيفهي “جمع كردن اعضاي تيم براي رسيدن به توافق در مورد يك راهحل” را براي خودم “مديريت يك جلسهي مذاكره در مورد راهحل يك مسئله” مينامم!
جالب بود!

Words create Worlds
خوبه كه نمونهي واقعيش را هم ديديد 🙂
سلام.
من این مسءله را کاملا احساس کردم. چندی پیش کاری به من واگذار شد که اصلا از عنوانش خوشم نمی آمد، جوری که حتی رغبتی برای انجام آن در خودم حس نمی کردم. خیلی روی کار فکر کردم. دیدم باید عنوانش می شد مدیریت بحران. تا اسم جدید را روی کارم گذاشتم تازه سرشار از انرژی شدم.