روزهاي ابتدايي دهي دوم قرن 21 ميلادي را پشت سر ميگذاريم. دههاي که گذشت، دههي شگفتيها در صنعت آيتي بود؛ از حباب دات کامها تا استارت ـ آپهاي اينترنتي امروزين، از ياهو تا گوگل، از مايکروسافت تا اپل، از اورکات تا فيسبوک. دههاي که هر روز با شگفتي جديدي روبرو بوديم! دههاي که کاربردهاي سازماني آيتي را هم براي هميشه تغيير داد و به سازمانها نشان داد که يکي از راهکارهاي اصلي پيش رويشان براي افزايش کارايي و اثربخشي، تکيه بر فناوري اطلاعات است و استفاده از ابزارهاي جديدي است که آيتي براي ساده کردن و بهتر انجام دادن کارها در سازمانها عرضه کرده است: از ورد و اکسل قديمی مايکروسافت گرفته تا Google Docs مبتني بر فناوري ابر گوگل، از نرمافزارهاي سازماني عظيم ERP سپ و اوراکل گرفته تا سیستمهای هوشمند و داشبوردهاي مديريتي، از ديتابيسهاي سادهي اوليه تا انبارههاي دادهي امروزي و بسياري فناوريهاي جديد.
ورود آيتي به سازمانها موجب گسترده شدن بازار کار در اين حوزه هم شد. حالا ديگر متخصصان آيتي ديگر فقط در سازمانهاي فناوري محوري مثل آيبيام و مايکروسافت امکان کار نداشتند؛ بلکه در هر سازماني بدون توجه به اندازه و گستردگي فعاليتها و حتا ميزان سرمايهاش، به آنها نياز بود. همين گسترش بازار کار موجب پديد آمدن شغلهاي جديدي شدند که تا پيش از آن سابقه نداشتند و بر همين اساس، مهارتهاي جديدي هم در زمينهي تخصصهاي مرتبط با فناوري اطلاعات مطرح شدند. اما نياز بازار به همين مهارتهاي جديد هم با گذشت زمان و تغييرات در فناوريهاي در دسترس و ظهور پديدههايي مثل نيروي کار ارزان قيمت و متخصص فناوري در کشورهاي شرق ميانه و شرق دور (نظير هند)، تغيير کرد. باز مهارتهاي جديدي پديد آمدند و برخي از مهارتها نيز به دلايل مختلفي از جمله کاهش هزينهها برونسپاري شدند.
بهعنوان يک متخصص آيتي اگر بخواهيد اين روزها براي آيندهي خود برنامهريزي بکنيد چه ميکنيد؟ چه مهارتهايي اين روزها در بازار کار از اقبال بيشتري برخوردارند؟ چه مهارتهايي را بايد ياد بگيريد؟ کدام مهارتها ديگر به درد بازار کار صنعت آيتي نميخوردند؟ اين پرسشها باعث شدند تا مؤسسهي گارتنر و چند پژوهشگر مستقل دست به تحقيقاتي در اين زمينه بزنند و بر اساس نتايج اين تحقيقات، 10 مهارت زير براي بازار کار آيتي در دههي دوم قرن 21، جذاب شناخته شدهاند:
- معماري سازماني: با تمرکز بر يکپارچهسازي سيستمها؛ به دليل افزايش روزافزون ادغام شرکتها در يکديگر (M&A) و البته بهبود و مهندسي مجدد فرايندها (BPR).
- مهارتهاي مديريت پروژه: هر گونه تلاش براي نوسازي، يکپارچهسازي و گسترش قابليتهاي آيتي در سازمان بايد در قالب پروژه انجام شود. اما اين روزها صنايع درگير بحران مالي هستند (يعني محدوديت بودجه و لزوم کاهش هزينهها) و آيتي نيز براساس تحقيقات انجام شده، يکي از مهمترين ابزارهاي نجاتبخش سازمانها از رکود است (توليد ارزش افزوده با کيفيت در زماني محدود) بنابراين مديريت پروژه با آن سه حوزهي اصلي و معروف تمرکزش (هزينه، زمان و کيفيت) اين روزها اهميتي روزافزون يافته است.
- منبعيابي، مذاکره و عقد قرارداد: اين روزها برونسپاري (Outsourcing) خدمات آيتي سازمانها بسيار رايج شده است (حتا در ايران)؛ بنابراين مهارتهاي مربوط به آنها در سازمانهاي کارفرما اهميت ويژهاي يافته است.
- تحليل و طراحي سيستم: قبلتر در پستي با عنوان 6 شغل در حال ناپديد شدن! عنوان شد که شغل برنامهنويسي در آمريکاي شمالي در حال ناپديد شدن و برونسپاري به کشورهاي ديگر (بهويژه هند) است. اما جالب است که مهارتهاي تحليل و طراحي سيستم (يعني کار بنده!) هنوز براي بسياري از سازمانها حياتي محسوب ميشود! (البته به علتاش اشارهاي نشده؛ ولي حدس ميزنم که به اين دليل باشد که تحليل و طراحي نميتواند از کسب و کار سازمان جدا باشد؛ يعني فردي که اين کار را ميکند بايد بيزينس سازمان را دقيق بشناسد و بداند دارد براي چي، چه کار ميکند.)
- مميزي سيستمها: به دليل پديد آمدن استانداردهاي حاکميتي که بايد توسط سيستمهاي سازمانها پاس شوند (مثل استاندارد افتا در ايران) مهارت مميزي سيستمها هم بااهميت است.
- امنيت: مهمترين و باآيندهترين مهارت! در سراسر دنيا در سال 2010 بيش از دو ميليون متخصص امنيت مشغول به فعاليت بودهاند که نسبت به سال قبل 30 درصد رشد نشان ميدهد. بازار آموزش مهارتهاي امنيت هم بسيار داغ است و 16.4 درصد نسبت به سال قبلاش رشد داشته است.
- مديريت انبارههاي اطلاعاتي: حجم اطلاعات توليدي سازمانها و اهميت آنها امروز آنقدر بالاست که مديريت مخازن نگهداري آنها هم براي خودش مهارت مهمي محسوب شود!
- دادهکاوي و هوشمندي کسب و کار: اين حجم عظيم اطلاعات که در بالا اشاره شد بايد بالاخره به يک دردي بخورد ديگر! چه بسيار اطلاعات بهدرد بخوري مخصوصا در مورد تغييرات روندهاي عملکرد کسب و کار و علايق مشتريان در اين دادههاي عظيم نهفته است که کشف آنها نيازمند ابزارهاي نوين آماري و اطلاعاتي و هوشمند است.
- هوش مصنوعي: توضيح اين يکي يک مقدار فني ميشود. در سالهاي اخير همواره تمرکز صنعت آيتي بر خودکارسازي فعاليتهاي روتين که عموما نيازي به مغز ندارند (!) بوده است. اما خوب چه ميشد براي آزاد کردن مغز آدمها هم آيتي کاري ميکرد؟ براي همين منظور است که در سالهاي اخير توجه بسيار زيادي به عوامل هوشمند (Intelligent Agents)، سيستمهاي خبره (Intelligent Systems) و سيستمهاي پشتيبان تصميم (DSS) و نظاير آنها شده است. زيربناي اصلي اين سيستمها الگوريتمهاي هوش مصنوعي هستند.
- توسعهي اپليکيشنهاي تحت وب: توضيحي لازم دارد؟
اگر چه ممکن است امواج بعضي از روندهاي تشريح شده در اين پست در حال حاضر هنوز به ايران نرسيده باشد؛ اما به نظرم رفتن به اين سمت و سو براي ما هم در چند سال گذشته ناگزير است. ضمن اينکه اگر خداي نکرده قصد مهاجرت داشته باشيد، بايد به اين مهارتها توجه داشته باشيد!
اين پست ترجمهاي آزاد است از اين مقاله
