“حجازی را تا آنجا که میشناسم و از سایرین شنیدهام عاشق حرفهاش بود و زندگی وی در حرفهي او خلاصه میشد. بسیاری از افراد در حرفه و ورزش فوتبال حضور دارند اما در کنار آن به کارها و حرفههای دیگر فکر میکنند که حجازی اینچنین نبود. حجازی فوتبالیست آمد و فوتبالیست رفت و همین باعث شد تا شخصیت ممتاز گردد.” (اکبر زنجانپور در مورد ناصر حجازي؛ اينجا)
دسته: مديريت كسبوكار
دكتر وفا غفاريان درگذشت …
تازه از ناهار برگشته بودم كه ايميل احسان را ديدم با موضوع: دكتر وفا غفاريان. قبل از اينكه بازش كنم هر فكري را ميكردم جز اين خبر بسيار بد؛ هر چند مدتها بود كه آقاي غفاريان دچار بيماري سختي شده بودند.
احتمالا كمتر كسي از علاقهمندان مباحث مديريت استراتژيك در ايران هست كه نام دو كتاب معروف ايشان “استراتژي اثربخش” و “معاني نوظهور در مفهوم استراتژي” را نشنيده باشد. با بودن مديراني مثل آقاي غفاريان در ميان مديران دولتي ايران، كمي ميشد به آينده اميدوار بود. به قول شهرام، آقاي غفاريان يكي از الگوهاي مديريتي براي جوانان نسل ما و نسلهاي قبلي ما بودند. كساني كه به دانش تئوريك بسنده نكردند و وارد عرصهي عمل شدند و از آن طرف هم نيفتادند؛ يعني به كار اجرايي بدون دانش تئوريك نپرداختند. آقاي غفاريان از معدود مديران رده بالاي دولتي در اين چند سال اخير بودند كه در هر دو عرصهي علم و عمل، واقعا حرفي براي گفتن داشتند. كساني كه در بدترين حالت، مقابل بسياري از خرابيهاي ناشي از اهمال و ناداني ايستادند. هنوز كارهاي بسيار ديگري مانده بود كه ايشان ميتوانستند انجام بدهند و رفتنشان با اين سن كم، واقعا تأسفبار است.
بسيار متأسفم و درگذشت ايشان را به جامعهي مديريت ايران تسليت ميگويم. روحش شاد.
لینکهای هفته (۷3)
پیش از شروع:
- برای دیدن مطالبی که این پست برگزیدهی آنهاست، میتوانید فید لینکدونی گزارهها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
- لینکهای توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده میشوند.
- برای مرور سریعتر مطالب، لینکهایی را که از نظر من تنها خواندن عنوانشان کفایت میکند، با پسزمینهی زرد رنگ نمایش میدهم.
جامعهشناسی، روانشناسی و کار حرفهای:
کارهایی که به جای غر زدن میتوانیم انجام دهیم! (استثناييييي!)
تست خودشناسی فروید (جالبه!)
مديريت و كارآفريني:
انتخاب نوع رابطه در زمانبندی (اين نوشتهي نادر خرميراد خيلي خوب بود)
درسهایی که میشود از ورشکستگی “کداک” گرفت (مهران نصر؛ رسانههاي امروز)
لری پیج:گوگل باید مانند یک خانواده باشد (آيكلاب) (ويژگيهاي يك محيط كاري ايدهآل از زبان پيج. مديراي ايراني، واقعا همهشون هم راهكارهاي فوقالعاده و غيرقابل دسترسي نيستند!)
مصاحبه مطبوعاتی اینجانب درباره مرسدس بنز با مجله خلاقیت (استاد پرويز درگي)
حرف و عملتان یکی باشد (دستنوشتهاي يك مدير)
یادگیری در بازاریابی و فروش (احسان نصيري)
موازیکاری بهسبک ایرانی (سينا انصاري؛ دلتنگيهاي آخر هفته)
سه پنجم سایتهای تجاری در ایران شكست میخورند (آمارهاي خوبي داره داخلش)
The Value of a BA: Building the Bridge (اين هم يك توصيف خوب از ماهيت كار تحليلگران كسب و كار)
Interbrand – Best Global Brands 2011 – Top 100 brands (اين يكي هم ردهبندي باارزشترين برندهاي جهان توسط بلومبرگ)
فناوري اطلاعات و ارتباطات:
افزایش نقشآفرینی IT در سازمانها؛ نتایج نظرسنجی سالانه موسسه مکكينزی (يك گزارش بسيار بسيار خواندني و مهمترين لينك اين هفته از نظر من!)
جاکوبجكگلدمن، بنیانگذار زیراکس پارك درگذشت (خبر بسيار بسيار مهميه. اين آدم يكي از مهمترين و ناشناختهترين آدمهاي تأثيرگذار بر پيشرفت صنعت آيتي در دنيا است.)
پوشش همایش اپل با موضوع آموزش، در «یک پزشک» (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)
بسته شدن مگاآپلود و دستگیری صاحب عجیبش (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)
جری یانگ، موسس یاهو از این شرکت استعفا داد (وبلاگينا)
آمار و ارقامی از اینترنت در سال ۲۰۱۱ (وبلاگينا)
دبیان حالا اولین توزیع روی وبسرورهای جهان است (آزادراه)
وضعیت درآمد صنعت آیتی؛ افت بازار سختافزار، رشد درآمد شرکتهای نرمافزاری
متن کامل گزارش اینفورما در خصوص پیشبینی بازار تلفن همراه خاورمیانه و آفریقا تا سال ۲۰۱۵
رشد سریع سیستمهای رایانش ابری
آمار استفاده ایرانیها از بازیهای رایانهای/ مصرف روزانه 40 میلیون ساعت “گیم”
تلفنهاي هوشمند نسل چهارم ۵ درصد بازار را در دست دارند
مایکروسافت نگران از کاهش فروش ويندوز
صدور مجوز براي بيش از هزار نرمافزار در ايران در سال 90
معاون وزیر ارتباطات: دلیل محدویتهای ایجاد شده در اینترنت شناسایی دو ویروس جدید است (من يكي شخصا قانع شدم آقاي معاون!)
اقتصاد:
تبیینی از رکود حال حاضر اقتصاد آمریکا (كافهي اقتصاد) (عاااااااالي!)
نیروی کار دلسرد میشود (تحليل آمار بيكاري در ايران توسط علي دادپي در “اقتصاد، خرد، بازار و خانوار”)
درسهايي از فوتبال براي کسب و کار (52)
“من هرگز نگران داشتن یک تیم کوچک (از نظر تعداد بازیکن) نیستم. در واقع این میتواند برای ما بهتر باشد. من به بازیکنانم اطمینان کامل دارم و فلسفهي من این است که برای هر مشکلی یک راه حل وجود دارد.” (پپ گوآرديولا؛ اينجا)
با تبريك تولدش و با آرزوي يك برد استثنايي ديگر در الكلاسيكوي امشب. 🙂
12 تمرين براي خلاقتر کردن ذهن
حل مسئله هميشه از راههاي شناخته شده و معمولي قابل انجام نيست. خيلي وقتها مشاوران ناگزير از استفاده از روشهاي جديد و غيرسنتي براي حل مسائل سازماني هستند. استفاده از روشهاي جديد ميتواند دو وجه داشته باشد: يادگيري روشهاي جديدي که ديگران ابداع کردهاند و ابداع روشهاي جديد توسط خود فرد يا تيم. دومي نيازمند خلاق بودن است. خلاقيت اگر چه ميتواند يک ويژگي ذاتي آدمها باشد (بعضي آدم ها هميشه خلاقاند)؛ اما اينطور هم نيست که خلاقيت صرفا ذاتي باشد. بههمين دليل روشهاي زيادي براي خلاقتر شدن ارايه شده است. در عين حال تمريناتي هم براي افزايش توان خلاقيت ذهن وجود دارند که در اين پست 12 تمرين ساده در اين زمينه را مرور ميکنيم:
- روزي يک ساعت را بدون سخن گفتن در ميان جمع ـ بهاستثناي پاسخ دادن به پرسشهاي مستقيم ـ بگذرانيد. اين کار را البته بايد طوري انجام دهيد که ديگران نگران قهر کردن يا مريض شدن شما نشوند. هر چقدر که ميتوانيد معمولي باشيد. اما داوطلب صحبت کردن يا اطلاعرساني نشويد!
- روزي 30 دقيقه در مورد يک موضوع خاص فکر کنيد. با 5 دقيقه در روز شروع کنيد.
- يک نامه بنويسيد که در آن عبارات من و مال من و عبارتهاي مشابه وجود نداشته باشند.
- 15 دقيقه در روز صحبت کنيد بدون اينکه عبارات من و مال من و عبارتهاي مشابه در سخنانتان وجود داشته باشند.
- يک نامه با لحن موفقيتآميز يا آرام در مورد خودتان بنويسيد. از عبارتهاي نادقيق استفاده نکنيد و دروغ هم نگوييد. بهدنبال جنبهها يا کارهايي از خود بگرديد که ميتوانند با صداقت، راه طي شده توسط شما را بازتاب بدهند.
- پيش از ورود به يک اتاق شلوغ اوضاع را بسنجيد!
- با يک آدم جديد دوست شويد و بدون اينکه متوجه شود او را وادار کنيد تا در مورد خودش براي شما صحبت کند. سؤالاتتان را طوري مطرح کنيد که فرد احساس آزردگي نکند.
- براي همان آدم جديد بهصورت اختصاصي در مورد خودتان و علايقتان صحبت کنيد؛ بدون اينکه شکايت يا اغراق کنید يا مخاطبتان را خسته کنيد.
- “منظورم اين است که” يا “در واقع” و هر تکهکلام ديگري را از حرف زدنتان حذف کنيد.
- براي دو ساعت از روزتان برنامهريزي کنيد و اين برنامه را اجرا کنيد.
- براي خودتان 12 وظيفهي تصادفي تعيين کنيد. مثلا: با اتوبوس تا يک شهر نزديک برويد و برگرديد، 12 ساعت غذا نخوريد، در بدترين محل ممکن غذا بخوريد، تا صبح بيدار بمانيد و کار کنيد و …
- هر از چند گاهي يک روز کامل به همهي خواستههاي منطقي ديگران پاسخ مثبت بدهيد.
پ.ن. خداوکيلي خيلي تمرينهاي خلاقانهاي هستند! 🙂
چند خطاي تصميمگيري
در دنياي امروز اولين و مهمترين وظيفهي هر مدير تصميمگيري است. مدير مجبور است هر روز از ميان گزينههاي بسياري که با آنها روبرو است و با در نظر گرفتن محدوديتهاي پيش روي خود، تصميم بهينه را بگيرد. تصميمگيري يک انتخاب است و اين انتخاب معمولا بايد در زمان کوتاهي انجام شود. بنابراين تصميمگيري هميشه در معرض خطا قرار دارد. آشنايي با اشتباهات احتمالي که ميتواند در مسير تصميمگيري رخ بدهند؛ ميتوانند به مديران در تصميمگيري بهتر ياري برساند. تحقيقات تعدادي خطاي عمومي يا نقاط قابل توجه در فرايند تصميمگيري را روشن کردهاند؛ از جمله موارد زير:
- عجله کردن: با سرعت در تصميمگيري خود را گيج نکنيد. تصميمي که پيش از دسترسي به حقايق يا در نظر گرفتن آنها اتخاذ شود.
- ديدگاه تنگنظرانه: اغلب به توجه به بررسي يک مسئله اشتباهي منجر ميشود؛ زيرا مسئله اصلي مورد پيشقضاوت قرار گرفته يا توسط يک چارچوب تحليلي نامرتبط بررسي و توسط آن محدود شده است.
- اطمينان بيش از حد: به خود تصميم و يا عموميتر از آن در فهم به دست آمده مسئله و حقايق.
- قانون سرانگشتي: تکيه کردن بر چارچوبها يا ميانبرهاي نامناسب براي گرفتن تصميمات مهم به جاي انجام تحليلهاي کافي در مورد موضوع مورد نظر.
- فيلتر کردن: ناديده گرفتن يافتههاي ناخوشايند و يا يافتههايي که نظريههاي پذيرفته شده يا تصميمات گرفته شده توسط شما را پشتيباني نميکنند.
- کلک زدن: کمبود چارچوبهاي تحليلي و در نتيجه تلاش براي مديريت تعداد زيادي متغير يا اطلاعات در مغز خودتان!
باز هم در مورد تصميمگيري و خطاهاي آن خواهم نوشت.
لینکهای هفته (۷2)
شد يك سال و نيم!
پیش از شروع:
- برای دیدن مطالبی که این پست برگزیدهی آنهاست، میتوانید فید لینکدونی گزارهها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
- لینکهای توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده میشوند.
- برای مرور سریعتر مطالب، لینکهایی را که از نظر من تنها خواندن عنوانشان کفایت میکند، با پسزمینهی زرد رنگ نمایش میدهم.
جامعهشناسی، روانشناسی و کار حرفهای:
ده مهارت شغلی برای آینده (مهران نصر؛ رسانههاي امروز) (من چرا اين وبلاگ را مدتها از فيد اشتباهي دنبال ميكردم!؟)
قانون آرزوها (آواز سكوت)
بودن در مسیر درست (امير مهراني؛ The Coach)
پنج اشتباه رایج در ساخت پاورپوینت (مهران نصر؛ رسانههاي امروز)
آزمون دکتر فیل مکگرا (جالب است؛ امتحاناش كنيد!)
مديريت و كارآفريني:
ارزشهای اجتماعی – به بهانه یک کال فور پیپر (اين نوشتهي نويد غفارزادگان بهترين مطلب هفته براي من بود. اين سؤالي كه مطرح كرده، براي من هم يك سؤال جدي در اين روزها است …)
انتشار نسخه ۱/۱ کتاب ساختار شکست کار (نادر خرميراد)
بررسی عوامل عرضه و تقاضا در قیمتگذاری نرمافزار (مجيد آواژ؛ روزنوشتهاي بهساد)
قبل از تجدید سازماندهی، خوب فکر کنیم (محمد سالاري) (عاااالي!)
از آخر به اول (يادداشتهاي روزانهي يك مدير)
چه کسی گربه مرده را از وسط خیابان جمع میکند (مهدي عرب عامري؛ PMPlus.ir)
ارزش مشتری (احسان نصيري)
Management Training – Download free eBooks in PDF (ميتوانيد در اين سايت، كلي كتاب مديريتي عالي را مجاني دانلود كنيد!)
فناوري اطلاعات و ارتباطات:
پاتوق من، سایت شماست! (اين هم يك نوشتهي عالي از خانم پريا فرهادي در وبلاگ همينا)
یک پرسش و تردید قدیمی: کِی و چقدر باطری گوشیام را شارژ کنم؟! (دكتر عليرضا مجيدي؛ يك پزشك)
لایحه جنجالی SOPA و پیامدهای آن (دكتر عليرضا مجيدي؛ يك پزشك)
مدیرعامل کنونیکال: تبلت اوبونتو تا آخر امسال (آزادراه)
رشد كُند سرمایهگذاری جهانی در صنعت IT
درآمد 3.8 تریلیون دلاری برای صنعت آیتی در سال جديد
اوضاع مناسب مشاغل حوزه آی.تی در سال ۲۰۱۲
اینترنت پرسرعت در جهان ۶۰ درصد رشد میکند
موبايل به دستان دنيا به ۶ ميليارد رسيد
محدودیت اینترنت، سوای فیلترینگ و کاهش پهنای باند (مصاحبه با معاون شركت فناوري اطلاعات در مورد اينكه شبكهي ملي اطلاعات چيست؟)
گكفا به جاي تكفا ميآيد (اسمشو!)
خسروی: ثبتنام نخستین دوره جایزه ملی کیفیت ICT ایران آغاز شد (چه شود! تازه اون هم وقتي كه متولياش شركت زيرساخته نه حتا شركت فناوري اطلاعات!)
وزیر ارتباطات به مهر خبر داد: آخرین وضعیت اتصال فیبرنوری به منازل/ دسترسی به اینترنت 10 مگابیتی
اقتصاد:
دورههای کاربردی فوقلیسانس (چند پيشنهاد خواندني از علي سرزعيم!)
مقالاتی در اقتصاد فساد (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ)
دلار چند نرخی و نرخ بهره (علی دادپی؛ اقتصاد، خرد، بازار و خانوار)
بانک مرکزی در حال خلق بازار سیاه (حجت قندي؛ اقتصادانه)
افسانۀ ارزش پول ملی (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)
بازار ارز (یک) و بازار ارز (دو) و بازار ارز (سه) (پويان مشايخ؛ خاكريز اقتصاد)
درسهایی از فوتبال برای کسب و کار (51): پپ گوارديولا؛ هميشه راضي از خود ناراضي!
امشب یک مرد بزرگ باز هم با شایستگی هر چه تمامتر جایزهی بهترین مربی سال دنیا را جلوتر از بزرگمرد دیگری به نام سر الکس فرگوسن دریافت کرد. + مرد بزرگ قصهی ما سال 2008 که مربي بارسا شد، همه هر هفته منتظر اخراج شدن او بودند. بازي هفتهي اول را هم که در نيوکمپ به يک رقيب تازهوارد و ضعيف باخت، ديگر بهانهها جور شده بود. اما هفتهها گذشت و اخراج که نشد هيچ، کاري انجام داد که هيچ تيمي نتوانسته بود تا قبل از او آن را انجام بدهد: فتح سه گانهي لاليگا، جام حذفي اسپانيا و مهمتر از همه ليگ قهرمانان اروپا. داریم از پپ گوآردیولا صحبت میکنیم: بهترین مربی جهان!
در اين سه سال خيليها موفقيتهاي او را با بارسا به حساب نسل جادويي بازيکنان بارسا گذاشتهاند؛ اما اگر به فهرست بازيکنان تيمهايي مثل رئال و بايرن و ميلان و اينتر نگاه کنيد، ميبينيد که خيلي هم حق با اين گروه نيست. هيچ کس نميتواند نقش پپ را در پديد آمدن سبک بازي منحصر بهفرد بارسا انکار کند. اما عوامل موفقيت پپ چه بوده است؟ امشب زمان خوبی است تا بهمناسبت این موفقیت پپ، نگاهی بیاندازیم به اصولی که پپ عزیز را موفق کرده است:
وقتي هيچ کس جديتان نميگيرد، خودتان خودتان را جدي بگيريد! اگر پپ ميخواست به حرف منتقدان گوش کند، همان روزهاي اول حضورش در بارسا بايد اين تيم را ترک ميکرد.
و من اين همه نيستم! هيچ وقت بيخودي مغرور نباشيد. از خوبيهاي و تواناييهايتان لذت ببريد؛ اما لازم هم نيست بهترين بودنتان را به زبان بياوريد. خودتان بدانيد کافي است!
من ميتوانم تأثير بگذارم، پس هستم! گوارديولا هميشه با تأثيري که بر سبک بازي بارسا گذاشته شناخته ميشود. فوتبال تکضرب و حفظ توپ بينظير بارساي او حسرت تمام مربيان دنيا است.
هميشه هم هدفهاي کوتاهمدت داشته باشيد و هم هدفهاي بلند مدت. پپ هميشه پيروزي در هر بازي را هدف اصلي خود قرار ميدهد؛ اما هرگز از هدف اصلي و نهايياش ـ قهرماني ـ هم غافل نميشود.
براي موفقيت لازم نيست از روشهاي غيراخلاقي استفاده کنيد! پپ هميشه و تحت هر شرايطي به مربي و بازيکنان حريف و داوران احترام ميگذارد.
براي کارهايتان ايده داشته باشيد. حداقل خودتان بدانيد که قرار است در چه کاري موفق شويد و چطور ميخواهيد موفق شويد.
حواستان به ريسکهاي احتمالي باشد و برايشان برنامه داشته باشيد. گوارديولا حتي وقتي تيماش در بازي رفت مرحلهي حذفي مسابقات تيم حريف را با نتيجهاي عجيب در هم ميکوبد، باز هم براي بازي برگشت نگران پيروزي حريف است. بنابراين هيچ وقت حتي نامحتملترين خطرات ممکن براي مسيرتان به سوي تحقق اهدافتان را هم ناديده نگيريد.
و در نهايت اينکه انجام درست کارهاي بزرگ، استثنايي است نه شکست خوردن! هميشه ساختن و خوب بودن و خوب ماندن، از تخريب و شکست خوردن، سختتر است! بنابراين وقتي کاري را خوب انجام ميدهيد، از اينکه موفق شدهايد لذت ببريد. وقتي هم شکست خورديد، بدانيد که طبيعت زندگي بيشتر بودن شکستها نسبت به موفقيتهاست.
این بند آخر را در جملات پپ در هنگام دریافت جایزهاش میتوان بهخوبی دید: او جایزهاش را متعلق به تمام کسانی دانسته است که در طول بیش از صد سال حیات باشگاه بارسلونا برای تبدیل شدن این باشگاه به یکی از بهترین باشگاههای جهان تلاش کردهاند. “برای من مایهی مباهات و افتخار است که عضوی از این باشگاه بینظیر و جذاب بودهام.”+
پ.ن. اين مطلب چند هفته قبل در صفحات سبک زندگي شمارهي 340 هفتهنامهي همشهري جوان چاپ شده است.
10 کتاب کلاسيک رشتهي مديريت
دوستي از من خواستند تا چند کتاب کلاسيک در رشتهي مديريت را به ايشان معرفي کنم. بهتر از من ميدانيد که اين کار عملا غيرممکن است و هميشه نقش علاقه و سليقه غيرقابل انکار؛ با اين حال من سعي کردم چند کتاب مهم را که فکر ميکنم لازم است همه (اعم از دانشجو و مدير و کارشناس و مشاور در حوزهي مديريت) آنها را بخوانند، به ايشان معرفي کنم. بد نديدم فهرست اين کتابها را اينجا هم بگذارم تا شايد ساير دوستان هم از آنها استفاده کنند:
برنامهريزي: برنامهريزي تعاملي؛ راسل ايکاف
تصميمگيري: مديران و چالشهاي تصميمگيري؛ ماکس بيزرمن
استراتژي و ارزيابي عملکرد: سازمان استراتژي محور؛ رابرت کاپلان و ديويد نورتون
سازماندهي: سازماندهي: پنج الگوي کارساز؛ هنري مينتزبرگ
سازماندهي: بازآفريني سازمان؛ راسل ايکاف
تفکر سيستمي: پنجمين فرمان؛ پيتر سنگه
مهندسي مجدد: طرحريزي دوبارهي شرکت: منشور انقلاب سازماني؛ مايکل همر و جيمز شامپي
تاريخ علم مديريت در قرن بيستم: ماجراهاي يک مشاهدهگر؛ زندگينامهي خودنوشت پيتر دراکر بزرگ
مسائل کليدي مديريت: چالشهاي مديريت در سده 21؛ پيتر دراکر
تجربيات مديران: رقص فيلها: معجزهي تحول آيبيام؛ لوئيس گشنر
همين الان عنوان بعضي از اين کتابها که يادم آمد، کلي هيجانزده شدم از بس که عالياند! سعي ميکنم از اين به بعد معرفي کتاب را جديتر بگيرم.
کجا MBA بخوانم؟
اين روزها هر نشريهي تخصصي مديريت و حتا هر روزنامهاي را که باز ميکنم، حتما آگهي مربوط به برگزاري دورهي MBA توسط يک دانشگاه يا مؤسسهي جديد را ميبينم. ظاهرا برگزاري دورهي MBA به يکي از پرسودترين کسب و کارهاي مربوط به آموزش تبديل شده است. دورههايي که من ميبينم از دورههاي استاندارد و معتبري مثل دورهي سازمان مديريت صنعتي هستند تا دورههايي با عناوين بسيار عجيب و غريب (مثلا MBA حسابداري!؟) دورههاي دانشگاهي که از طريق کنکور دانشجو ميگيرند هم بهجاي خودشان. سؤال اصلي اين روزها اين است: از ميان اين همه دورهي MBA، بهترين دوره متناسب با نيازها و شرايط من کدام است؟
اين اواخر چند نفر از دوستان از من همين سؤال را پرسيدند. من هم سعي کردم چند معيار ساده را براي اين ارزيابي به اين دوستان معرفي کنم. بد نديدم معيارهاي انتخاب دورهي MBA را اينجا هم بنويسم تا شايد بهدرد کسان ديگري هم بخورد. من چهار معيار اساسي براي ارزيابي دورههاي MBA بهنظرم ميرسد:
2- اساتيد دورهها: قرار است شما از زبان اساتيد دورهها دروس دورهي MBA را ياد بگيريد. براي ارزيابي رزومهي اساتيد بهنظرم دو معيار کليدي وجود دارد: يکي اينکه اساتيد بايد حتما داراي سوابق مشاورهاي يا اجرايي در حوزهي مديريت باشند (استاد داراي بالاترين درجات علم دانشگاهي اما بدون تجربهي اجرايي، به هيچ درد يک MBA نميخورد.) دومين معيار هم داشتن سابقهي تدريس در دورهي MBA است (که اگر در دورههاي معتبر داخلي يا خارجي و مخصوصا دورههاي دانشگاهي MBA باشد هم چه بهتر.) مهم نيست که استاد دوره آدم معروفي هست يا نه. رزومهي او گوياي همه چيز است.
3- سيلابس دروس و زمان مورد نياز براي تدريس مطالب: سيلابس دروس نشاندهندهي مطالبي هستند که قرار است شما در اين دوره ياد بگيريد. براي ارزيابي سيلابس دروس، ميتوانيد سيلابس دروس دورهي دانشگاه صنعتي شريف را که من قبلا اينجا همراه با تعدادي مطلب مرتبط ديگر روي اينترنت گذاشتهام، ببينيد و از آن بهعنوان خطکش ارزيابيتان استفاده کنيد. فقط يک نکتهي کليدي در اينجا وجود دارد و آن هم زمانبندي دروس است. جديدا ـ بهويژه در دورههاي غيرآکادميک ـ برگزاري دورههاي مثلا فشرده مد شده که مدعي هستند ظرف مثلا بيست ساعت شما را استراتژيمن ميکنند. من از نزديک که اين دورهها را تجربه نکردهام؛ اما چيزي که از تحصيل در دورهي MBA به يادم مانده اين است که در يک دورهي استاندارد با 16 جلسهي سه ساعته هم هميشه مطالب اساسي بسياري ناگفته ميماندند. مخصوصا در درسهايي مثل استراتژي، بازاريابي يا مديريت منابع انساني، بهدليل تجربياتي که عموما دانشجويان از قبل داشتهاند سر کلاسها کلي بحث بهوجود ميآيد که اتفاقا اين گفتگوها هستند که باعث ميشوند آدم از درس نکات بسيار بيشتري را ياد بگيرد. در اين دورههاي فشرده با تعداد ساعات بسيار کم، عملا داشتن چنين تجربياتي سر کلاس غيرممکن است؛ تازه اگر از نظر تدريس مطالب استاد وقت کم نياورد!
4- هزينهي دورهها: يک نگاهي به جيبتان بياندازيد و يک نگاهي هم به آينده. اينکه گرفتن مدرک MBA قرار است چه عايدي براي شما داشته باشد. حتا اگر تحليل هزينه ـ فايدهي مالي هم برايتان مهم نيست؛ به اين توجه کنيد که MBA قرار است چه کمکي به شما بکند. اگر يک مدير اجرايي هستيد، آيا قرار است با MBA گرفتن مدير بهتري باشيد؟ آيا ميخواهيد يک مشاور مديريت شويد؟ آيا قصد داريد کسب و کار خودتان را راه بياندازيد؟ به اين سؤال فکر کنيد که آيا هزينهي يک دورهي MBA براي شما ارزش لازم را دارد؟ بهعنوان يک ملاک ارزيابي بد نيست بدانيد در حال حاضر هزينهي يک دورهي آکادميک دو ساله و نيمه در بهترين دانشگاههاي ايران (يعني شريف و تهران و اميرکبير) بين 15 تا 20 ميليون تومان است (زمان ما حدود 9 ميليون بود!) تازه اينها دورههايي هستند که مدرک معتبر دانشگاهي به شما ميدهند و از اساتيد به نام و بزرگ مديريت در ايران بهره ميبرند. خودتان مقايسه کنيد با اين همه مؤسسهي مدعي ديگر.
اگر در اين زمينه راهنمايي بيشتري خواستيد ميتوانيد از طريق صفحهي تماس با من، سؤالهايتان را مطرح کنيد. اما قبلش شايد بد نباشد روايت من از دورهي MBA خودم را بخوانيد.
پ.ن. براي من جالب است که در دنياي پيشرفته، مشاوره براي پذيرفته شدن در دورههاي MBA براي خودش بيزينس بسيار جذاب و پرسودي است (مثلا اين سايت را ببينيد) و برگزاري دورههاي MBA عموما در انحصار دانشگاهها و مؤسسات آموزشي معتبر است؛ اما اينجا خود دورهي MBA است که تبديل به بيزنس شده است و بعيد نيست تا چند وقت ديگر، حاجي درياني نزديک محل کار من هم به صرافت برگزاري دورهي MBA ويژهي سوپرمارکتها بيافتد! 🙂
