مدل کسب و کار به‌عنوان یک استراتژی رقابتی

مدل کسب و کار یکی از مفاهیم پایه‌ای مطرح در کارآفرینی و راه‌اندازی کسب و کارهای جدید است (اگر نمی‌دانید مدل کسب و کار چیست، لطفا این نوشته را مطالعه کنید.) اما معمولا در مدیریت کسب و کارهای‌مان تنها یک بار و آن هم در زمان تهیه‌ی طرح کسب و کار (این‌جا را ببینید) و صرفا برای تکمیل طرح کسب و کارمان جهت ارائه‌ی آن به سرمایه‌گذاران احتمالی به آن توجه می‌کنیم. اما امروزه در دنیایی که از عصر رقابت به عصر فرارقابت پا گذاشته‌ایم، بنگاه‌های اقتصادی باید در تک‌تک اجزای سازنده‌ی کسب و کارشان، رقابت‌پذیر باشند.

بیایید کمی دقیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم: دنياي امروز، دنياي رقابت فشرده و پيچيده براي دستيابي به مشتريان بالقوه و فروش محصولات و خدمات به آن‌ها است. در دهه‌ي اخير به‌دليل افزايش شديد تأمين‌کنندگان محصولات و خدمات ـ به‌ويژه در صنايع داراي محصولات مصرفي ـ ابزارهاي رقابتي گذشته، تبديل به ابزارهايي ناکارآمد شده‌اند. بنابراين ديگر شرکت‌ها نمي‌توانند صرفا به مزيت‌هاي رقابتي چون تأکيد بر کيفيت يا استفاده روش‌هاي سنتي بازاريابي و فروش بسنده کنند. دنياي مدرن با ظهور ابزارها و مفاهيم متحول‌کننده‌اي هم‌چون اينترنت، نيازمند رويکردها و نگاه‌هاي جديدي براي رقابت است. يکي از اين ابزارهاي جديد، مدل کسب و کار است.

مدل کسب و کار روش انجام يک کسب و کار مشخص است؛ به‌شکلي که با در پيش گرفتن اين راه و روش، کسب و کار بتواند ضمن حداکثرسازي بهره‌وري تا حد ممکن و البته حفظ بقاي خود، سودآوري هم داشته باشد. مي‌توان گفت مدل کسب و کار، روشي است که به‌کمک آن، ضمن تعيين روش طراحي و توليد محصول يا خدمت کسب و کار، ساز و کار تبديل به آن خروجي‌هاي اقتصادي مانند ارزش افزوده‌ي يک کسب و کار و سود آن مشخص مي‌شود. به‌صورت سنتي مدل کسب و کار، تنها تشريح‌کننده‌ي روش کسب درآمد بنگاه در يک صنعت خاص بوده است. اما در دنياي امروز وقتي سخن از مدل کسب و کار به‌ميان مي‌آيد، توليد درآمد تنها يکي از اجزاي يک مدل کسب و کار است و در نتيجه براي طراحي يک مدل کسب و کار بايد به اجزاي ديگر آن ـ که مشخص‌کننده‌ي ساز و کار عملکرد يک کسب و کار در دنياي واقعي هستند ـ نيز توجه کافي شود. اين نگاه جامع‌نگرانه به مفهوم سنتي مدل کسب و کار، رويکرد جديدي به تعريف و طراحي کسب و کار است. بنابراين اگر چه مدل کسب و کار از ابتدايي‌ترين روزهاي پديد آمدن مبادله و تجارت همراه بشر بوده است، اما نگاه به آن به‌عنوان ابزاري استراتژيک براي رقابت ـ که تمامي ابعاد کسب و کار را در بر مي‌گيرد ـ نگاهي است جديد که در سال‌هاي اخير مور توجه کارآفرينان، مالکان کسب و کارها و متخصصان کسب و کار قرار گرفته است.

اهميت اين نگاه جديد به مدل کسب و کار تا آن‌جاست که در سال‌هاي اخير بسياري از کسب و کارها به‌دليل مدل کسب و کار خلاقانه و متمايزکننده‌شان به رشدي خارق‌العاده در مدت زماني کوتاه دست يافته‌اند. کسب و کارهايي مانند آمازون و گوگل، نمونه‌ي بارز کسب و کارهايي هستند که به‌دليل مدل نوآورانه‌ي کسب و کارشان به موفقيت‌هاي عظيم امروزي‌شان دست يافته‌اند.

نکته‌ی جالب ماجرا این‌جاست که “مدل کسب و کار” تا آخرین روز زندگی کسب و کار همراه آن است؛ اما می‌تواند تغییر داده شود و بازطراحی شود. شما می‌توانید با ایجاد یک تغییر کوچک در مدل کسب و کارتان، در مقایسه با رقبای‌تان برای خودتان یک مزیت رقابتی بیافرینید. مثلا یک شرکت پیمانکاری با تغییر نوع شیوه‌ی تعاملات مالی خود با کارفرماها (و البته ایجاد تغییرات لازم در قراردادهای مربوطه) توانست در یک بازار در حال رکود، ظرفیت‌های جدید انجام پروژه‌ برای خودش ایجاد کند.

آیا تا به حال به مدل کسب و کارتان به‌عنوان یک استراتژی رقابتی فکر کرده‌اید؟ از خودتان سه سؤال زیر را بپرسید:

1- مدل کسب و کار من واقعا چیست؟ کسب و کار من چطور کار می‌کند؟ من چطور پول در می‌آورم؟

2- مدل کسب و کار رقبای من یا مدل کسب و کار رایج در این صنعت چیست؟

3- من چه بخشی از مدل کسب و کارم را به چه شکل تغییر بدهم تا از دیگران متمایز باشم؟

حتی اگر پاسخ سؤال سوم را هم پیدا نکنید، پرسیدن این سؤالات باعث می‌شود تا درک به‌تری از کسب و کار خود و صنعت فعالیت خود داشته باشید و داشتن این درک باعث خواهد شد تا در بلندمدت، تصمیمات درست‌تری بگیرید که باعث موفقیت هر چه بیش‌تر کسب و کار شما خواهد شد.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱4): راسل، بارسا و برندسازی منفی!

خبر کوتاه بود و خوش‌حال‌کننده: ساندرو راسل بالاخره از بارسا رفت! وجه خوش‌حال‌کننده‌ی ماجرا کجا بود؟ این مطلب را بخوانید تا متوجه شوید آقای راسل در این چند سال چه بلاهایی بر سر بارسای بزرگ ما آورد! اما وقتی داشتم این یادداشت را مرور می‌کردم و از اشتباهات و تصمیمات فاجعه‌بار راسل حرص می‌خوردم (!)؛ متوجه نکته‌ی بسیار مهمی شدم و آن هم بلایی بود که راسل بر سر برند بارسای بزرگ آورد و با این رسوایی اخیر، بیش‌تر از هر زمان دیگری برند باشگاه ریشه‌دار اف‌.سی بارسلونا را تحت تأثیر منفی جاه‌طلبی‌های بی‌دلیل شخصی‌اش قرار داد.

سال گذشته در یادداشتی با عنوان تیکی‌تاکا در برزخ تفکر زمستانی به بخشی از تخریب‌های راسل و تبدیل کردن درخشان‌ترین تیم دو دهه‌ی اخیر فوتبال جهان (اگر نگوییم به‌ترین تیم تاریخ فوتبال!) به تیمی معمولی اشاره کردم. اما اتفاقات این حدودا یک سال اخیر مرا متوجه چند نکته‌ی دیگر هم در مورد بارسا و آقای راسل کرد.

واقعیت ماجرا این است که من دیگر این روزها مطمئنم راسل ـ برخلاف خوآن لاپورتا ـ به‌هیچ عنوان نه عشق فوتبال است و نه به ریشه‌های عمیق فرهنگی و سنتی تیم بارسلونا آشنا و معتقد. با فاجعه‌ای که راسل بر سر خرید نیمار به بار آورد و به قیمت رفتن خودش تمام شد، دیگر آشکار است که راسل، تاجری بود که کالای “شهرت شخصی” را به بهای برند بزرگ بارسلونا از دنیا طلب می‌کرد. فکر می‌کنم راسل قصد داشت تا از این طریق، بعدها وارد سیاست شود و برای خودش سری در میان سرها درآورد.

اما تصور می‌کنم چیزی که باعث سقوط آقای راسل شد همین هدف‌گذاری اشتباه‌ش بود که با تفکرات اشتباه‌ترش در مورد برندسازی شخصی به چنین نقطه‌ای منتهی شد. اما تفکرات اشتباه راسل چه بودند؟ از میان آن‌ها چهار مورد را برگزیده‌ام:

1- میان برند من و ماه گردون فرق چون است؟ هر کسب و کاری، برند خاص خودش را دارد و هر فردی، برند شخصی خاص خودش را. شما وقتی در جایگاه مدیریت یک کسب و کار قرار می‌گیرید ـ چه مالک و سهام‌دار باشید و چه نه ـ در هر حال بخشی از برند شما و کسب و کارتان با یکدیگر هم‌پوشانی پیدا می‌کند و این‌جاست که باید حواس‌تان باشد که ماجرای برندینگ، فقط جنبه‌های مثبت ماجرا نیست. در واقع ما “برندسازی منفی” هم داریم و آن هم زمانی است که با در پیش گرفتن استراتژی‌های برندینگ نادرست، برند خودمان و کسب و کارمان را تخریب می‌کنیم. آقای راسل، این نکته را هوش‌مندانه دریافته بود؛ اما با ضعف مدیریت‌ش، نه‌تنها برند خودش را ارتقا نداد که برند بارسا را هم تخریب کرد.

2- آیین آینه، خود را ندیدن است؟ اما یک نکته‌ی دیگر نباید فراموش شود: هر برندی ـ چه شخصی باشد و چه کسب و کاری ـ مبتنی بر گروهی از شایستگی‌های اساسی است. حالا این شایستگی می‌تواند برای مدیری مثل پرز (مدیر رئال مادرید)، پشتوانه‌ی اقتصادی‌اش باشد، برای برلوسکونی (مالک میلان) پشتوانه‌ی سیاسی‌اش باشد و برای امثال آبراموویچ (مالک چلسی)، پول بی‌حساب‌شان. مشکل آقای راسل این بود که هیچ شایستگی اساسی شخصی نداشت که با برند کسب و کاری که مدیر آن بود ـ بارسلونا ـ هم‌سویی داشته باشد (در مقابل، به‌یاد بیاورید سرمایه‌ی اجتماعی حیرت‌آور لاپورتا را در زمان مدیریت بارسا.) برای ساخت یک برند شخصی یا کسب و کاری موفق، باید این شایستگی‌های اساسی را کشف کنیم و این، با آینه بودن میسر نمی‌شود: باید در آینه نگریست!

3- شهرت برند یا برند شهرت؟  برندسازی به‌معنی مشهور شدن نیست! برندسازی یعنی کسانی که باید ما را بشناسند. این، دام بزرگی بود که راسل، هم با جاه‌طلبی‌های شخصی‌اش و هم با اشتباهات مدیریتی‌اش در آن گرفتار شد و تا روز آخر هم نتوانست بفهمد که اصل ماجرا چیست!

4- رفتن، رسیدن است! برندسازی باید در راستای گذشته باشد و نه نفی گذشته! وقتی گذشته‌ای درخشان دارید، لازم است به‌سراغ تقویت برند و درآمدزایی آن بروید؛ نه این‌که برای ثابت کردن این‌که “من آنم که زوبی‌زارتا بهتر است از پپ”، تمام دستاوردها و تاریخ پرافتخار گذشته (از جمله: کرویف بزرگ، نماد باشگاه بارسلونا) را کنار بگذارید و از اول با ایده‌های ضعیف و بی‌هویت خودتان تلاش کنید تا برند جدیدی را بنیان‌گذاری کنید. سازگاری رفتار و عملکرد در طول زمان، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندینگ است که البته متأسفانه معمولا به آن توجه کافی نمی‌شود (و حتی می‌توانم بگویم معمولا نادیده گرفته می‌شود.)

اما از سرنوشت آقای راسل چه درسی می‌توان گرفت؟ من فکر می‌کنم این ماجرا برای مدیران یک درس بسیار مهم را یادآوری می‌کند: هیچ‌وقت فراموش نکنید که برند شخصی شما (حتی شده در حد چند درصد ناقابل!) حتما با برند کسب و کاری که مدیریت آن (یا بخشی از آن) را برعهده دارید، گره خورده است و تقویت / تضعیف هر کدام، روی دیگری تأثیر مستقیمی می‌گذارد. بنابراین در تصمیمات شخصی و مدیریتی‌تان، حتما به تأثیرات متقابل برند شخصی و برند کسب و کاری‌تان فکر کنید!

می‌توانم بگویم ساندرو راسل نماد خوبی برای چیزی است که من “برندسازی منفی” می‌نامم‌ش: این‌که آگاهانه برای توسعه‌ی یک برند تلاش کنید؛ اما در عمل آن برند را تخریب کنید! راسل به ما نشان داد که چطور می‌توان موفق بود (با فتح 9 جام ظرف 4 سال مدیریت)؛ اما در حافظه‌ی تاریخ ماندگار نشد.

بدرود آقای راسل. در نیوکمپ، هیچ‌کس دلش برای شما تنگ نخواهد شد.

لینک‌های هفته (۱۷4)

این هفته دومین سال‌گرد درگذشت مدیر برجسته و دانشمند کشورمان زنده‌یاد دکتر وفا غفاریان بود. + روح بزرگ‌ش شاد و یادش گرامی … تغییراتی در جانمایی پست لینک‌های هفته داده‌ام و مطالب کسب و کاری یک جا و مطالب فناوری یک جا آمده‌اند تا ارتباط معنایی برقرار شود!‌ 🙂

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competetive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

شرکت ف دوست داشتنی – شيث (تجربیات کاری جالب شیث از کار کردن در یک شرکت بین‌المللی!)

سی ویژگی انسان عقلانی از نظر دکتر سریع‌القلم ـ تابناك (عااااالی!)

آرزوهای من (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

فایده خوب بودن (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

درباره بازخور: آیا هنر ایرانیان عیب‌جویی است؟! (منصور شیرزاد؛ سراپا گوش)

مدیریت و توسعه‌ی کسب و کار:

۲۰ چیز که یک کارآفرین را از پا می‌اندازد (رضا قربانی؛ مدیر رسانه) (عاااااااااالی! به‌ترین مطلب هفته.)

چرا ایرانی‌ها علاقه‌ای به خرید اینترنتی ندارند؟ – ایستنا

تاکید گارتنر بر ضرورت استفاده از شاخص‏‌های سنجش عملکرد در کسب و کارهای تجاری – ایستنا

چهار نکته برای رهبری موفق (محسن احمدی)

ماتریس قابلیت‌های مدیریت تجربه مشتریان (استاد پرویز درگی)

اقتصاد:

چه آینده‌ای در انتظار اقتصاد ایران است؟ | سایت طلا (خواندنی)

سناریوی جدید دستمزد 93 رونمایی شد/ جزئیات نشست ویژه مزدی کارگران و دولت

اقتصاد آنلاین – بازاریابی ویزا کارت‌ بانک‌های خارجی درایران

این کشور برای بیستمین بار، آزادترین اقتصاد جهان شناخته شد

اقتصاد آنلاین – 4 نوع وام چدید خرید مسکن 

آمار و اطلاعات مدیریت و کسب و کار:

اقتصاد آنلاین – یک ثانیه تبلیغ در تلویزیون چند؟

اقتصاد آنلاین – نقدینگی در آستانه 540 هزار میلیارد تومان

اقتصاد آنلاین – نیمی از مردان چندشغله‌اند

علم و فناوری:

مروری بر گرایش‌های تکنولوژیک سال ۲۰۱۴ – ایستنا

مرگ فیلم: پارامونت نخستین استودیوی بزرگ فیلمسازی است که فیلم‌هایش را کاملا به صورت دیجیتال توزیع خواهد کرد (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

آمازون در حال توسعه‌ی سیستمی است تا کالاهای درخواستی کاربران را قبل از انجام خرید ارسال کند – زومیت

فناوری همراه: 

مایکروسافت به سامسونگ و سونی هم رشوه می‌دهد! – ایستنا

اقتصاد آنلاین – 70 درصد مردم طرفدار خرید آنلاین موبایلی

رسانه‌های اجتماعی:

تا سال 2017، فیس‌بوک 80 درصد کاربران خود را از دست خواهد داد! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

5 قانون شبکه‌های اجتماعی که هر کارآفرینی باید بداند | رسانه‌های اجتماعی

۱۰ آمار رسانه‌های اجتماعی که نگاه شما را عوض می‌کند! | رسانه‌های اجتماعی

صنعت فاوا در ایران و جهان:

برآورد گارتنر از میزان آمادگی کسب و کار‌ها برای فرایند دیجیتالی شدن – ایستنا

قیمت اینترنت امسال تغییر می‌کند

“دات‌ آي‌ آر” برترين دامنه از نظر سازمان دامنه‌هاي اروپايي شد

آمار صنعت فاوا در ایران و جهان:

نیمی‌از آمریکایی‌ها کتاب چاپی را به الکترونیکی ترجیح می‌دهند

تولید اپلیکیشن در کشور رو به افزایش است – ایستنا

ارتباط مخابراتی با 233 مقصد بین‌المللی/ 12 کشور پرترافیک در تبادل ارتباطات تلفنی با ایران و  40 درصد ترافیک مکالمات بین‌الملل در اختیار اسکایپ/لرزه بر اندام مخابرات

ايتنا – افزایش کاربران تلفن هوشمند به یک میلیارد و 75 میلیون نفر

مدیرعامل مخابرات: بازار مالی مخابرات ۲۸ هزار میلیارد تومان خلأ دارد – ایستنا

تک‌واژه‌ی کلیدی کسب و کار شما

هفته‌ی پیش در اخبار داشتیم که گوگل یک شرکت سازنده‌ی ترموستات‌های هوشمند به نام “نست” را خرید. در پی این خبر تحلیل‌های متفاوتی در مورد رویکردهای آینده‌ی گوگل و علت ورود این شرکت به بازار جدیدی که ظاهرا به کسب و کار اصلی آن ربطی ندارد، ارائه شد. اما این تحلیل منتشر شده روی سایت اکونومیست، برای من بسیار جذاب و الهام‌بخش بود. این تحلیل یک نکته‌ی بسیار کلیدی دارد:

سال‌ها پیش شرکت جنرال الکتریک، واژه‌ی کلیدی به‌نام “الکتریسیته” را به‌عنوان واژه‌ی کلیدی کسب و کارش برگزید و با آن به هر حوزه‌ای که ربطی به الکتریسیته داشت وارد شد. جی‌ای هم‌چنان به موفقیتی کم‌نظیرش ادامه می‌دهد. گوگل هم همین کار را دارد با واژه‌ی کلیدی “داده” انجام می‌دهد! (ترموستات هوشمند، داده‌های زیادی از منزل شما جمع می‌کند و … بقیه‌اش را خودتان حدس بزنید!) می‌شود مثال‌هایی را هم به بحث نویسنده افزود: مثلا فیس‌بوک را با “ارتباط”، توییتر را با “لحظه”، لینکدین را با “حرفه”، استارباکس را با “کافه” و … توصیف کرد. ماجرا وقتی جالب‌تر می‌شود که به سراغ شرکت‌های مشکل‌دار دنیای امروز برویم: به‌نظرتان واژه‌ی کلیدی “یاهو” چیست؟ (این سؤال را به‌گمانم خانم مریسا میر هم نمی‌تواند پاسخ بدهد!)

ایده‌ی نویسنده‌ی این مقاله، ایده‌ی بسیار جالبی است و من را به یاد بحث “تخصص” انداخت. خیلی لازم نیست ماجرا پیچیده کنیم: شما چه کسب و کاری داشته باشید و چه بخواهید خودتان به‌عنوان یک فرد مستقل در دنیای کسب و کار موفق شوید، چاره‌ای ندارید جز این‌که روی یک حوزه‌ی مشخص “تمرکز” کنید. این نقطه‌ی تمرکز، همان “تخصص” شما است که چون یک نخ تسبیح، مهره‌های عمر و دانش و تجربه‌تان را به هم پیوند می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا در مسیر زندگی و چرخه‌ی عمر کسب و کار / مسیر شغلی‌تان به اهداف‌تان آن‌گونه که باید و دوست دارید دست پیدا کنید.

بحث “تخصص” بیش‌تر برای آدم‌ها مطرح می‌شود تا سازمان‌ها؛ اما فرقی ندارد: همان‌طور که قبلا گفتیم، شما همیشه باید برای موفقیت شایستگی‌های متمایزی داشته باشید. گفتیم که باید این شایستگی‌ها را کشف کرد و توسعه داد. این سؤال قطعا در ادامه‌ی این جمله پیش می‌آید که از کجا باید شروع کنیم؟ پاسخ، همین بحثی است که در این پست در مورد آن صحبت کردیم: شما باید شایستگی‌های‌ کسب و کار و خودتان را در حول و حوش “تخصص”تان کشف کنید! (به بحث کشف “تخصص” بعدها در گزاره‌ها مفصل خواهیم پرداخت.)

به‌نظرم چالشی بسیار جذاب است که خودمان را در دنیای بی‌رحم کسب و کار حرفه‌ای تنها با یک واژه‌ی کلیدی ـ که همان تخصص ماست ـ تعریف کنیم. واژه‌ی کلیدی من “مسئله” است (یعنی تخصص من حل مسئله است!). شما کسب و کارتان را در چه واژه‌ای خلاصه می‌کنید؟ 🙂

لینک‌های هفته (۱۷3)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. در صورت علاقه می‌توانید مجله‌ی فلیپ‌بوردی “طراحی و توسعه‌ی کسب و کار” و “متخصص حرفه‌ای” را نیز مشترک شوید و لینک‌های منتخب هفته‌ی من از اخبار و مقالات دنیای وب فارسی را در طول هفته و زودتر از جمعه، در فلیپ‌بوردتان مطالعه کنید! :)
  5. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  6. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

فرهنگ فراموش شد‌ه‌ی پیکان (امیر مهرانی؛ The Coach) (عاااااااااالی! به‌ترین مطلب هفته!)

کم اظهاری (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

گام‌هایی برای رسیدن به استقلال مالی، گام دوم ردیابی انرژی زندگی (محمدجواد محبی؛ یک ریال)

چگونه از کابوس کارهای نیمه‌تمام رها شویم؟

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

چگونه خوش‌بینی خود را افزایش دهیم؟

مدیریت کسب و کار:

ترویج خوش‌قولی در تلویزیون! (افشین دبیری؛ در نقد مدیریت منابع انسانی)

شباهت باغبانی با اداره یک کسب‌و کار (استاد پرویز درگی)

انتقادهای مشاور(مربی) را به گوش جان بشنویم (محمد سالاری)

سازمان فرعونی! (مسعود بینش؛ چیز دیگر)

عشق باعث می‌شود کارکنان عملکرد بهتری داشته باشند

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

آیا گوگل آینده خود را در گوگل پلاس می‌بیند؟ | یک پزشک (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

علم و فناوری:

اتفاق عجیبی که هنگام دعا خواندن در مغز انسانها می‌افتد

عمر طولانی می‌خواهید؟ مصرف انرژی خود را کاهش دهید

یاهو https را برای ایمیل فعال کرد

رسانه‌های اجتماعی:

استفاده از اپلیکیشن‌های پیام‌رسان و اجتماعی 203 درصد در سال 2013 رشد داشت | رسانه‌های اجتماعی

فاوای ایرانی:

اقتصاد آنلاین – ایرانی‌ها در گوگل چه جستجو کردند؟

مشاهده آمار تمام وب‌سایت تجاری ایران در سایت اینماد (وبنا)

تفاهمات جدید در کمیته فیل.تر.ینگ

پلیس فتا 80 درصد جرایم را کشف می‌کند و پلیس فتا وارد حریم خصوصی نمی‌شود

اقتصاد:

مسیر سخت تک‌نرخی شدن ارز | سایت طلا (به‌روایت دکتر نیلی)

اقتصاد آنلاین – پیشنهاد صالحی‌اصفهانی به دولت روحانی

اقتصاد آنلاین – نگاهی به مشاغل پردرآمد در ایران +جدول

حقوق تا ۱ میلیون تومان از مالیات معاف می‌شود

وضعیت نقدینگی موسسات اعتباری و نقش آنها در نقدینگی کل

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – باارزش‌ترین برندهای دنیا در سال 2013

رشد منفی ۱.۵ درصد اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۳

بانک جهانی پیش‌بینی نسبت به رشد اقتصادی جهان را افزایش داد | سایت طلا

70 درصد معاملات بورس آنلاین است

فاوا در ایران و جهان:

یک گزارش آماری از اپلیکیشن‌های موبایل در ایران (وبنا)

افت جهانی درآمد اپراتورها از خدمات ارزش افزوده

51 درصد ایمیل‌ها در دستگاه‌های موبایلی باز می‌شوند – ایستنا

خودتان استراتژیست باشید!

قبلا در مورد استراتژی زیاد نوشته‌ام. شما هم حتما این واژه را زیاد شنیده‌اید. استراتژی به ما کمک می‌کند تا بدانيم که هستيم، قرار است به‌کجا برسيم و چگونه به آن‌جا برسيم. استراتژي در عین حال ابزار “رقابت” است. در هر کسب و کاري هميشه رقباي بالفعل و بالقوه‌اي وجود دارند که کسب و کار ما را به‌شدت تهديد مي‌کنند. لازم است که از قبل طرح و نقشه‌ي مشخصي را براي رقابت با اين رقبا وجود داشته باشد. استراتژي همان طرح و نقشه‌‌ي رقابت است (این‌جا کامل‌تر توضیح داده‌ام.)

اما استراتژی مثل بسیاری دیگر از حوزه‌های مدیریت، جایی است که در آن حرف زیاد است و عمل اندک. اگر از هر کسی بخواهید می‌تواند ساعت‌ها در مورد استراتژی برای شما سخن بگوید؛ اما اگر از او بخواهید برای شرکت شما راه‌حل استراتژیکی ارائه کند، معمولا جز حرف‌های کلی و غیراجرایی چیزی نمی‌تواند به شما ارائه کند. در طول دوران کارم به‌عنوان یک مشاور طراحی و اجرای استراتژی، متوجه شده‌ام که بهترین روش برای تدوین استراتژی، کمک به مدیران کسب و کارها برای تدوین استراتژی توسط خودشان است. مدیران کسب و کارها، معمولا خودشان بهترین و عمیق‌ترین دیدگاه ممکن را به کسب و کار و صنعت حل فعالیت خودشان دارند. هر مدیری به‌ترین استراتژیست کسب و کار خودش است. اما معمولا مشکل مدیران این‌جاست که چگونه می‌توان این اطلاعات گسترده و عمیق را در کنار هم گذاشت و به استراتژی مناسبی برای شرکت مورد نظر رسید.

روشی که من در عمل به‌کار گرفتم پرسیدن تعدادی سؤال استراتژیک از مدیران کسب و کارها بود. من از مدیران می‌خواهم که به این سؤال‌ها عمیقا فکر کنند. در این پست از شما هم می‌خواهم زمان مناسبی را برای فکر کردن انتخاب کنید و به سؤالات زیر عمیقا بیاندیشید:

  1. شرکت شما چرا به این دنیا پا گذاشت؟ (یا به‌عبارت دیگر چرا تأسیس شد؟)
  2. شرکت شما چه ويژگي‌هايي دارد که آن را از شرکت‌هاي رقيب متمايز مي‌کند؟
  3. شرکت شما چه محصولات و خدماتي ارائه مي‌کند؟ چه محصولات و خدماتي مي‌توانند به‌عنوان مکمل خدمات کنوني يا حتي به‌عنوان خدمات مستقل و جديد به مشتريان ارائه شوند؟
  4. شرکت شما اکنون در چه حوزه‌هايي از بازار فعال است؟ (به‌عنوان مثال: جوانان یا ) فکر مي‌کنيد شرکت لازم است در چه حوزه‌هاي جديدي ورود پيدا کند؟ در چه حوزه‌هايي از بازار بايد حجم فعاليت‌ها کاهش يابند؟
  5. موقعيت ايده‌آل شرکت شما در 3 تا 5 سال آينده (مثلا در زمينه‌ي تعداد و حجم ريالي فروش یا درآمد پروژه‌ها، حوزه‌هاي کسب و کار و تعداد مشتريان و درآمد هر حوزه) با در نظر گرفتن شرايط موجود کجا است؟ اگر بخواهيم رؤيايي و بدون در نظر گرفتن شرايط موجود فکر کنيم پاسخ اين سؤال چه تغييري مي‌کند؟
  6. به‌عنوان مدير ارشد شرکت، چه نقاط مثبتي و مزيت‌هايي را در شرکت خود مشاهده مي‌کنيد؟ چه چيزهايي نبايد تغيير کنند؟ (به‌عنوان مثال حسن شهرت در ميان مشتريان در کميت و کيفيت محصولات و خدمات)
  7. به‌عنوان مدير ارشد شرکت، چه مشکلاتي را در اين شرکت مي‌بينيد؟ از چه چيزهايي ناراضي هستيد که بايد تغيير کنند؟ (به‌عنوان مثال ضعف مهارتي نيروي انساني)
  8. با توجه به تجارب و ديدگاه‌‌هاي کارشناسي‌تان چه فرصت‌ها و نقاط اميدوارکننده‌اي در بازارهای فعالیت‌تان وجود دارند که شرکت شما مي‌تواند از آن‌ها استفاده کند؟ (به‌عنوان مثال: فعالیت در یک شهرستان جدید یا ارائه‌ی خدمتی با قیمت پایین‌تر از رقبا.)
  9. از نظر شما عمده‌ترين مشکلات صنعت فعالیت‌تان و مشکلات اقتصاد کلان کشور که بر کسب و کار شرکت شما تأثير منفي جدي دارند يا ممکن است در آينده داشته باشند کدام‌اند؟ (به‌عنوان مثال نرخ تورم بالا یا تغییرات شدید نرخ ارز)

پاسخ این سؤالات را لازم نیست حتی به‌صورت مکتوب دربیاورید. اما دانستن پاسخ این سؤالات باعث می‌شود تا بتوانید در عمل، تصمیماتی درست‌تر، جامع‌نگر و با دید بلندمدت‌ بگیرید که موفقیت کسب و کار شما را تضمین خواهند کرد.

نباید فراموش کنید که شما به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای برای طراحی استراتژی فردی و شغلی‌تان هم می‌توانید از خودتان همین سؤالات را بپرسید. فقط کافی است به‌جای واژه‌ی “شرکت”، واژه‌ی “من” را در سؤالات 9 گانه‌ی بالا جایگزین کنید.

و نکته‌ی پایانی: هنر یک مشاور طراحی و توسعه‌ی کسب و کار، پرسیدن این سؤالات از شما و تسریع و تسهیل مسیر حرکت شما برای رسیدن به پاسخ آن‌ها است. مشاور کسب و کار به شما کمک می‌کند تا ابعاد مختلف هر سؤال را به‌تر درک کنید و البته بتوانید به‌جای اختراع دوباره‌ی چرخ، از تجربیات مثبت یا منفی دیگران و موفقیت‌ها و شکست‌های آن‌ها، الگو بگیرید تا بتوانید مسیر توسعه‌ی استراتژیک ویژه‌ و اختصاصی کسب و کارتان / حرفه‌تان را به‌درستی طراحی کنید. بنابراین مشاور کسب و کار، پزشک نیست که برای شما نسخه‌‌ی موفقیت بپیچد. مشاور کسب و کار حتی جادوگر شهر اوز هم نیست که برای هر مشکل شما یک راه‌حل جادویی داشته باشد. مشاور کسب و کار همانند یک دوست هم‌فکر است که با شما مسیر حرکت را آغاز می‌کند، با شما برای دیدن افق مطلوب و فردای دوست‌داشتنی تلاش می‌کند و بعد، دست در دست‌تان می‌گذارد و شما را تا رسیدن به مقصد همراهی می‌کند. بنابراین با کمک مشاور کسب و کار، شما خودتان مسیر موفقیت‌تان را انتخاب می‌کنید، برای رسیدن به اهداف‌تان توان‌مند می‌شوید و سرانجام با تکیه بر قدرتِ حسِ خوب‌تان، مسیری لذت‌بخش را تا رسیدن به موفقیت تجربه می‌کنید.

اگر نیاز به هم‌فکری استراتژیک در مورد کسب و کار / مسیر شغلی حرفه‌‌ای‌تان داشتید، می‌توانید با من تماس بگیرید.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱2): شایستگی‌های اصلي شما کدام‌اند؟

“در دنیای فوتبال کسی به تو چیزی نمی‌دهد، اگر بتوانی برتری جزئی و کوچکی هم داشته باشی، باید سعی کنی که به آن دست بیابی و از آن بهترین بهره را ببری.” (دن دیه‌گو مارادونا؛ این‌جا)

دن دیه‌گو ـ بزرگ‌ترین بازی‌کن تاریخ فوتبال از نظر من ـ در یک جمله، مهم‌ترین عامل موفقیت را در در دنیای کسب و کار و البته دنیای حرفه‌ای‌ها تعریف کرده است: “شایستگی!” (Competence) به شایستگی دو نوع نگاه می‌توان داشت: 

نگاه اول، نگاهی کلی است و در هر محیطی (رقابتی یا غیررقابتی) قابل تعریف است. از این زاویه‌ی دید، شایستگی یعنی هر چیزی که از یک  کسب و کار / من به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای انتظار می‌رود بتوانم انجام دهم. شایستگی در این نگاه، سطح استاندارد و حداقلی از عملکرد را در نظر می‌گیرد. معمولا در حوزه‌ی مدیریت منابع انسانی و برای تعریف شغل و ارزیابی عملکرد، شایستگی از این نظر تعریف می‌شود. در کسب و کار هم می‌توان آن را به‌همین شکل تعریف کرد: حداقلی از کارکردها / ویژگی‌هایی که از محصول / خدمت یک کسب و کار انتظار تحقق آن می‌رود.

نگاه دوم اما خاص محیط‌های رقایتی است. در این حالت، شایستگی یک قابلیت یا مهارت (عامل درونی) یا دارایی (عامل بیرونی) است که:

1- کاملا متعلق به خود ما باشد و بتوانیم در عمل از آن در میدان رقابت بهره ببریم؛

2- برای من نسبت به رقیب‌ام مزیت یا تمایز ایجاد کند (یعنی باعث می‌شود مشتری من را انتخاب کند نه رقیب‌م را!)

3- به‌راحتی / به‌سرعت قابل تقلید یا به‌دست آوردن نباشد (و در نتیجه بتوان در بلندمدت روی آن حساب کرد.)

نگاه دوم به شایستگی، نگاهی استراتژیک است. از این نگاه، شایستگی ـ یا به‌عبارت به‌تر شایستگی اصلی / هسته‌‌ای (Core Competency)، کلید اصلی موفقیت در رقابت محسوب می‌شود. من با کمک شایستگی‌های‌ام می‌توانم خودم را در دید مشتری متمایز کنم و او را وادار به انتخاب خودم کنم.

توجه کنید که مفاهیم استراتژیک را می‌توان در هر دو سطح فردی و سازمانی به‌کار گرفت. بنابراین شایستگی اصلی را می‌توان به دو شکل نگاه کرد:

ـ من به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای، چه مهارت‌هایی دارم که من را از دیگر متخصصان حرفه‌ای متمایز می‌کند؟ مثلا فرق من به‌عنوان یک تحلیل‌گر کسب و کار با سایر تحلیل‌گران کسب و کار در چیست؟ خودم فکر می‌کنم تنوع و عمق تجربیات‌م در تحلیل کسب و کارها و البته به‌روز بودن دانش تخصصی‌ام. توجه کنید که این زاویه‌ی دید هم به‌عنوان فریلنس و در رقابت با سایر فریلنسرها معنادار است و هم در سازمان و در مقایسه‌ی میان من و همکاران‌م (در دومی، مشتری مدیر من یا سازمان محل کار من است.)

ـ کسب و کار / محصول / خدمت من چه چیزهایی دارد که رقبا ندارند؟

اما هنوز یک چیز دیگر کم است: شایستگی وقتی مزیت محسوب می‌شود و وقتی واقعا “به‌درد می‌خورد” که به یک یا چند نیاز مشتری پیوند بخورد. بنابراین حتی اگر من منحصر به‌فردترین شایستگی تاریخ بشر را هم داشته باشم؛ اما این شایستگی خریداری نداشته باشد؛ عملا نمی‌توانم از این شایستگی استفاده کنم. بنابراین به‌صورت خلاصه باید بگوییم: یکی از کلیدهای اصلی موفقیت در دنیای کسب و کار / دنیای حرفه‌ای‌ها، کشف شایستگی‌های منحصر به‌فردی هستیم که به نیازهای مشتری، پاسخی متمایز بدهند. پاسخی که مشتری تمایل داشته باشد هزینه‌ی آن را بپردازد (هزینه هم که صرفا از جنس پول نیست؛ مثلا عشق مردم را به برند اپل ببينيد!)

اما برگردیم به جمله‌ی شگفت‌انگیز دن دیه‌گو؛ جادوی کلام استاد در این است که همان تعریف دو پاراگراف بالاتر من را با یک ایده‌ی بسیار ساده خلاصه کرده است: از شایستگی‌های برای برنده شدن استفاده کن!

مهارت اصلی مارادونا، دریبل زدن بود و نتیجه‌ی استفاده از آن، قهرمانی آرژانتین دوست‌داشتنی در جام جهانی 1986! باز هم می‌بینیم که عامل اصلی موفقیت، کشف و استفاده از مهم‌ترین شایستگی‌ها است.

حالا شما به این پرسش پاسخ بدهید که شایستگی‌های اصلی شما کدام‌اند؟ نگران هم نباشید؛ برای کشف شایستگی‌ها و تعريف درست آن‌ها به‌شكلي كه مشتري خريدارشان باشد، در هر دو حوزه‌ی فردی و کسب و کار مدل‌هایی وجود دارند که به‌تدریج آن‌ها را با هم مرور خواهیم کرد. 🙂

پ.ن. از این هفته، پست‌های فوتبالی گزاره‌ها را شنبه‌ها بخوانید.

لینک‌های هفته (۱۷2)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. در صورت علاقه می‌توانید مجله‌ی فلیپ‌بوردی “طراحی و توسعه‌ی کسب و کار” و “متخصص حرفه‌ای” را نیز مشترک شوید و لینک‌های منتخب هفته‌ی من از اخبار و مقالات دنیای وب فارسی را در طول هفته و زودتر از جمعه، در فلیپ‌بوردتان مطالعه کنید! 🙂
  5. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  6. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

 

پایان عصر استریوتایپ در ارتباطات انسانی | روزنوشت‌های محمدرضا شعبانعلی و استریوتایپ “ما ایرانی‌ها…” (امیر مهرانی؛ The Coach) (این دو نوشته را بخوانید حتما. به‌ترین مطالب هفته!)

گام‌هایی برای رسیدن به استقلال مالی، گام اول آشتی با گذشته (محمدجواد محبی؛ یک ریال)

چرا “پس‌انداز” نمی‌کنیم؟! | سایت طلا

بازی؛ نیاز چهار فصل زندگی (تأیید می‌شود!)

ویژگی‌های آدم‌هایی که بدبخت هستند!

مدیریت کسب و کار:

تشابه رابطه کاری و خانوادگی (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

درس‌های تجارت از خلافکاران (استاد پرویز درگی)

برگزاری آزمون PRINCE2 Foundation در ایران (به‌همت نادر خرمی راد عزیز)

از تنازع سازنده استقبال کنیم (محمد سالاری)

۱۰ تاکتیک غیرمعمول برای تقویت خدمات به مشتری – ایستنا

شركت‌هاي دانش‌بنيان از پرداخت ماليات معاف شدند

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

براساس نتایج نظرسنجی فارستر، مایکروسافت بهترین برند ارائه‌‌کننده‌ی محصولات و سرویس‌های عرصه‌ی فناوری در ایالات متحده است – زومیت

علم و فناوری:

شب‌هایی که دیگر هیچ وقت کاملا تاریک نیستند‌- یکی از خطرهای پنهان فناوری برای سلامتی ما (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

قاب دانش – وبلاگ رسمی Google به زبان فارسی

10 پیش‌بینی برای دنیای فناوری اطلاعات در سال 2014

همه تغییرات بدن هنگام کتاب خواندن

ایسنا – ورزشکاران از افراد کم‌تحرک خلاق‌ترند

فناوری همراه:

‫نسخه الکترونیک مجلات را در گردسوز بخوانید (عاااااااااااالی! یک آرزوی قدیمی من محقق شد!)

خداحافظی رسمی نوکیا با سیمبین

اینتل، اندروید و ویندوز را یکی می‌کند – ایستنا

طرح محرمانه مایکروسافت: خودتان اندروید یا ویندوز فون را برای نصب بر روی گوشی انتخاب کنید! (فارنت)

صنعت فاوا در ایران:

ارائه 39 فونت فارسی استانداردسازی شده توسط شورای عالی اطلاع‌رسانی (تمام فونت‌های معروف و پراستفاده هستند!)

بازنگری مجوزهای صادر شده در فضای مجازی/ در صدور مجوز برای اپراتورها ورود نمی‌کنیم

وزیر ارتباطات از واگذاری مجوز 3G در مرداد آینده به تمام اپراتورها و صدور پروانه 4G در نیمه دوم ۹۳ خبر داد

جهانگرد دبیر شورای عالی IT شد

اقتصاد:

توصیه های کاندیدای ایرانی نوبل برای اقتصاد ایران و پروفسور پسران:توقعات مردم با امکانات ایران همخوانی ندارد/ نرخ ارز به تعادل رسید/عقبگرد هدفمندی

تراکنش‌ الکترونیکی از توسعه زیرساخت‌ جلو زده است

سیف خبر داد:آغاز گشایش ارزی از ۲ هفته آینده/نقدینگی ۵۳۰ هزار میلیارد تومان شد

ابلاغ رسمی لغو پیمان‌سازی ارزی و معافیت مالیاتی صادرکنندگان

تسهیلات ساخت و خرید مسکن 35 میلیون تومان شد/۵۰ میلیون برای زوج‌هایی که از امروز ازدواج کنند و اقتصاد آنلاین – چشم‌انداز بازار مسکن در سال 93

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

رشد 5.5 درصدی تجارت خارجی ایران در سال 2014 | سایت طلا

اقتصاد آنلاین – تاز‌ه‌ترین متوسط درآمد و هزینه ایرانیان

فاوا در ایران و جهان:

در سال 2014 هزینه‌های فناوری در جهان به 2.22 تریلیون دلار می‌رسد و پیش‌‏بینی متفاوت گارتنر از بازار IT در سال ۲۰۱۴ – ایستنا

گزارش جامع بیزینس‌مانیتور از بازار تلفن همراه ایران: همراه اول 43.8 و ایرانسل 41.5 میلیون مشترک دارد

ایرانی‌ها پارسال 1/8 میلیارد دلار گوشی خریدند 

تلفن همراه منحصربفردترين سيستم در بانكداري الكترونيك

۷۰ درصد هک‌های سال گذشته، بانکی بود

در برنامه‌ریزی چه چیزهايی را باید پیش‌بینی کرد؟

برنامه، ابزاري است براي رسيدن به اهداف سازمان در آينده. با توجه به اين‌که برنامه به آينده مرتبط است و آينده امري است مجهول، بايد براي نوشتن برنامه، آينده را پيش‌بيني نمود. اما شما در جايگاه يك مدير براي برنامه‌ريزي كسب و كارتان، بايد به چه موضوعاتي توجه كنيد؟ به‌عبارت به‌تر، ابعاد پيش‌بيني آينده براي نوشتن يک برنامه‌ي جامع چه چيزهايي هستند؟ تجربه‌ي من از سال‌ها همكاري با مديران در سطوح مختلف سازماني و با سطوح تجربيات متفاوت نشان مي‌دهد كه معمولا مديران در برنامه‌ريزي تنها به يك يا دو عامل مهم توجه مي‌كنند. اين در حالي است كه در بسياري از مواقع، دليل شكست برنامه‌ها در اجرا، همين عدم توجه به ساير عوامل تأثيرگذار در تحقق يك برنامه است.

پيشنهاد من به شما اين است كه براي نوشتن يك برنامه‌ي مؤثر حتما به شش سؤال زير فكر كنيد:

  1. چه کاري قرار است انجام شود؟ فعاليت‌هاي لازم براي تحقق هدف کدام‌اند؟ چه فعاليت‌هايي براي اجراي هدف پيش‌بيني مي‌شوند؟
  2. هر يك از اين كارها به چه روشي بايد انجام شوند؟‌ روش انجام هر يک از اين فعاليت‌ها بايد چگونه باشد؟ (پيش‌بيني روش‌هاي انجام کار)
  3. هر كاري بايد در چه زماني انجام شود؟ هر يک از فعاليت‌ها چه زماني را به خود اختصاص مي‌دهند؟ (پيش‌بيني زماني برنامه)
  4. هر كار در چه جايي انجام شود؟ فعاليت‌هاي برنامه در چه محل و مکاني عملي مي‌شوند؟ (پيش‌بيني موقعيت مکاني برنامه)
  5. اين كارها با چه سازمان‌دهي اجرايي مي‌شوند؟‍ فعاليت‌هاي برنامه به کمک چه تشکيلاتي عملي خواهند بود؟ (پيش‌بيني سازمان و تشکيلات مورد نياز)
  6. هر كار نيازمند چه منابعي است؟ تحقق هدف، نيازمند چه منابعي اعم از انساني، مالي، ابزارو تجهيزات و … است؟ (پيش‌بيني منابع مورد نياز)

لازم نيست در برنامه‌تان حتما به‌شكل دقيق هر يك از موارد شش گانه‌ي فوق را پيش‌بيني كنيد. نكته‌ي مهم و كليدي اين است كه نبايد در برنامه‌ريزي از ساير ابعاد تأثيرگذار غافل شويد. از جمله اين‌كه در برنامه‌ريزي سالانه براي توسعه‌ي كسب و كارتان، بايد علاوه بر توجه به استراتژي‌ها و اقدامات لازم براي تحقق اين هدف، لازم است ميزان منابع مورد نياز و در دسترس بودن آن‌ها را نيز بررسي كنيد (مثلا آيا من با بودجه‌‌ي 5 ميليون توماني تبليغات براي يك سال، مي‌توانم در تلويزيون تبليغ كنم؟)

فكر كردن به اين سؤالات در زمان برنامه‌ريزي، مي‌تواند باعث شود تا برنامه‌ي شما واقعي‌تر تهيه شده و در نتيجه در عمل موفق‌تر باشد. 🙂

چرا مدل کسب و کارم را باید مستند کنم و چگونه؟

پيش از اين براي‌تان گفته‌ام كه “مدل کسب و کار” يك ابزار مناسب براي سازماني است كه مي‌خواهد به صورت مؤثر و هدفمند تغيير و رشد كند. مدل کسب و کار در عين حال يكي از ابزارهاي اصلي در طراحي و تحليل يک کسب و کار است؛ يعني مي‌تواند هم براي طراحي يک کسب و کار جديد و هم براي تحليل يک کسب و کار موجود به‌کار رود. مدل‌هاي كسب و كار معمولا ذهني هستند. يعني اگر از هر صاحب كسب و كاري بپرسيك، خيلي سريع و در چند جمله براي ما مدل كسب و كارشان را شرح مي‌دهند. اين، البته اصلا بد نيست و شايد براي بسياري از كسب و كارهاي موفق (مخصوصا كسب و كارهاي خرد) نيازي هم به داشتن يك مدل كسب و كار مفصل نباشد.

اما من مي‌خواهم به شما پيشنهاد كنم كه تلاش كنيد مدل كسب و كارتان را تا حد امكان مستند كنيد. داشتن یک مدل کسب و کار مستند می‌تواند به‌دلایل زیر برای کسب و کار شما مفید باشد:

  1. براي درک بهتر ساز و کارهاي کسب و کار موجود: مدل‌ها مي‌توانند با فراهم کردن يک تصور واضح از نقش‌ها و وظايف افراد در کل سازمان، براي آموزش آن‌ها به‌کار گرفته شوند. اين مدل‌ها ممکن است در سازمان‌هاس وظيفه‌گرا و هم در سازمان‌هاي فرايندگرا استفاده شوند.
  2. مدل‌ها مي‌توانند به‌عنوان پايه‌اي براي بهبود عمليات و ساختار کسب و کار جاري به‌کار گرفته شوند: مدل‌ها تغييرات لازم در کسب و کار جاري براي پياده‌سازي مدل کسب و کار اصلاح شده را شناسايي مي‌‌کنند.
  3. نمايش به‌تر نوآوري‌هاي كسب و كار: مدل‌ها مي‌توانند براي نشان دادن ساختار يک کسب و کار جديد و نوآورانه به‌کار روند.
  4. تجربه‌ي مفاهيم کسب و کار جديد و يا کپي يا مطالعه کردن مفاهيم به‌کار گرفته شده توسط شرکت‌هاي رقيب: براي مثال سنجش و اعمال نتايج مثبت مقايسه‌ها روي سطوح مدل‌سازي مي‌تواند با استفاده از مدل‌هاي کسب و کار صورت پذيرد. مدل ايجاد شده مي‌تواند به‌عنوان يک پيش‌نويس براي توسعه‌ي احتمالي کسب و کار در نظر گرفته شود. مدل ايجاد شده مکن است ايده‌ي جديدي باشد يا ممکن است مزاياي يک فناوري جديد مثل اينترنت را در بر داشته باشد.
  5. شناسايي فرصت‌هاي برون‌سپاري: عناصري از کسب و کار که جزيي از هسته‌ي کار شما به حساب نمي‌آيند و در اختيار تأمين‌کنندگان خارج از سيستم مي‌توانند قرار بگيرند، توسط مدل‌ها شناسايي مي‌شوند. مدل‌ها توسط تأمين‌کنندگان به‌عنوان مشخص‌هاي نيازها و خواسته‌ها تلقي مي‌شوند.

نوشتن و مستندسازي البته در حالت كلي هم دو فايده‌ي جدي دارند:

1- باعث مي‌شود تفكرات شما از ذهن‌تان بيرون بيايند و در نتيجه، بتوانيد به‌تر آن‌ها را تحليل كنيد و مهم‌تر اين‌كه فراموش‌شان نكنيد!

2- مبنايي براي گفتگو با ذي‌نفعان مختلف يك كسب و كار فراهم مي‌آورند.

اما شايد اين سؤال پيش بيايد كه من چگونه مي‌توانم مدل كسب و كار خودم را مستند كنم. براي اين كار روش‌هاي گوناگوني وجود دارد؛ اما به‌ترين روش در اين زمينه كمك گرفتن از ابزار “بوم مدل كسب و كار” كه برگرفته از كتاب عالي “خلق مدل كسب و كار” است. بوم مدل كسب و كار را در شكل زير مشاهده مي‌كنيد:

براساس چارچوب “بوم مدل كسب و كار” ـ كه اوستروالدر و پيگنيور در کتاب خلق مدل کسب و کار معرفي كرده‌اند ـ هر مدل کسب و کار کامل و عالي شامل 9 بخش زير است:

  1. ارزش‌هاي مشتري: محصول يا خدمت اين کسب و کار، قرار است به چه مشکل يا نيازي از مشتري پاسخ بدهد؟ مشتري چرا بايد اين محصول يا خدمت را بخرد؟
  2. تعيين بازار هدف: مشتريان اين کسب و کار دقيقا چه کساني هستند؟ براي اين‌که به اين سؤال جواب دقيقي داده شود، مي‌توان مشتريان را براساس سن، جنسيت، محل زندگي، نوع خريد (دائمي يا گذري)، ميزان درآمد و چيزهايي شبيه اين‌ها مشتريان طبقه‌بندي کرد.
  3. تدوين طرح بازاريابي و فروش: در اين‌جا بايد مشخص شود که از چه روش‌هاي بازاريابي و تبليغاتي استفاده مي‌کنيد و هم‌چنين چطور کالا يا خدمت‌ به‌دست مشتري مي‌رسد.
  4. تدوين طرح ارتباط با مشتري: چگونه ارتباطي که در بخش قبلي با مشتري ساخته شده است حفظ و تقويت مي‌شود و توسعه مي‌يابد؟ مثلا مي‌توان براي مشتريان‌ اصلي و کليدي تخفيف يا جوايزي در نظر گرفت و با برخورد خوب آن‌ها را به خريد مجدد وادار کرد.
  5. تدوين مدل کسب درآمد: در اين‌جا تمامي منابع درآمدي احتمالي کسب و کار فهرست مي‌شوند (فروش محصول اصلي، محصولات جانبي، خدمات پس از فروش، به‌روزرساني و ارتقاي محصول و …) و البته مشخص مي‌شود مشتريان چگونه براي محصول / خدمت اين کسب و کار، پول پرداخت خواهند کرد؟ (هر بار خريد، به‌صورت هفتگي يا ماهانه، اشتراک يا …)
  6. منابع کليدي: براي توليد و توزيع و فروش محصول به چه منابعي (اعم از: مالي، مواد اوليه، تجهيزات، ماشين‌آلات و …) نياز است؟
  7. فعاليت‌هاي کليدي: براي توليد و توزيع و فروش محصول دقيقا بايد چه کارهايي انجام شوند؟ (مثلا: طراحي محصول، بسته‌بندي و توزيع بين خرده‌فروش‌ها)
  8. شرکاي کليدي: براي کسب درآمد به‌کمک چه کساني نياز است؟ (مثلا: طراح محصول، بازارياب و ويزتور، فروشنده و …)
  9. ساختار هزينه‌‌ها: هر يک از بخش‌هاي توليد و توزيع و فروش محصول شامل چه هزينه‌هايي هستند؟

اين نگاه به كسب و كار، نگاهي جديد و جامع‌نگرانه است. به‌كمك اين مدل مي‌توانيم ابعاد مختلف كسب و كارمان و ارتباطات آن‌ها را با يكديگر كشف كنيم. به‌كمك اين مدل مي‌توانيم ريشه‌هاي اصلي مشكلات سازماني‌مان را تشخيص بدهيم. به‌كمك اين مدل مي‌توانيم كسب و كارمان و ارتباطات آن با دنياي واقعي را به‌تر تحليل كنيم. 

دوست داريد مدل كسب و كار خودتان را تهيه كنيد؟ همين حالا دست به كار شويد. تمپليت مدل كسب و كار را از اين‌جا دانلود كنيد و تلاش كنيد مدل كسب و كارتان را طراحي كنيد. اگر نيازي به‌كمك يا راه‌نمايي داشتيد هم با من تماس بگيريد. 🙂