لینک‌های هفته (۱۶6)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

بیست نکته کلیدی برای یک مذاکره موفق – بخش اول (محسن احمدی)

 سلامت نیوز:چگونه شاد و پرانرژی شویم؟

سلامت نیوز: روش‌های رهایی از استرس‌های صبح

ایسنا – تماشای ورزش هم انسان را سالم‌تر می‌کند

ایسنا – شناسایی منطقه تصمیم‌گیری‌های مهم در مغز

مدیریت کسب و کار:

نقش عوامل (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عاااااااالی! بهترین مطلب هفته.)

استارت‌آپ ویکند تبریز: رفاقت، ایده، شادی (فرانک مجیدی) (عااااااااااااااالی!)

فروشندگان تازه‌کار بخوانند: چک لیست فروش  (استاد پرویز درگی)

سلامت نیوز: چگونه مغز قادر به تشخیص قیمت مناسب است؟

استارت آپ ویکند تبریز؛ کار تیمی و نتیجه‌ی شیرین – وبلاگ شخصی محسن حسینیان (روایت یکی از اعضای تیم برنده)

ایران‌تلنت: ایرانسل، مپنا، نستله، هواوی و سامسونگ پرطرفدارترین شرکت‌های ایران برای استخدام متخصصان هستند

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

هدف اینتل: تبدیل اندروید به ویندوزی دیگر!

مایکروسافت در آینده ۳ نوع ویندوز مختلف نخواهد داشت (نارنجی)

لزوم تفکر جدید شرکت‌های مخابراتی برای سرویس‌های اطلاعاتی – ایستنا

اخذ نماد اعتماد الکترونیکی برای فروشگاه‎های اینترنتی الزامی شد

علم و فناوری:

کتاب‌های کاغذی هنوز هم بادوام‌ترین وسیله ذخیره‌سازی اطلاعات هستند! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

«اوکی گوگل» به کامپيوترهای شخصی راه يافت!

در آینده دارو نخورید، فقط لذت ببرید

آبنبات دیجیتالی هم ساخته شد

فناوری همراه:

افزایش تمایل کاربران سازمانی به خرید گوشی‌های اندرویدی

کسب و کار‌ها راهبرد مشخصی در زمینه استفاده از ابزارهای همراه ندارند

رسانه‌های اجتماعی:

اینفوگرافی کارنامه #صدروز روحانی در توییتر | رسانه‌های اجتماعی 

شبکه‌های اجتماعی و کسب‌وکار اجتماعی و نظرسنجی مک‌کینزی: تحول‌آفرینی «تکنولوژی‌های اجتماعی» در کسب‌وکار

یک‌پنجم مردم جهان عضو شبکه‌های اجتماعی هستند

صنعت فاوا در ایران:

وزیر ارتباطات: با کمک بخش خصوصی سرعت اینترنت را دو برابر می کنیم

گزارش عملکرد 100 روزه وزارت ICT

۷ قطعی اینترنت که جریمه ندارد

مدیر عامل اپراتور چهارم: طرح تجاری شبکه فیبرنوری تا خانه، در فاز سوم

اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – سهام بخرید، اما آهسته و پیوسته

اقتصاد آنلاین – جذاب‌ ترین کشور جهان برای سرمایه‌ گذاری؟

اقتصاد آنلاین – رئیس شورای رقابت استعفا داد 

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

رشد منفی34 و 12درصدی بخش نفت و صنعت در سال پایانی دولت دهم (و کلی آمار مهم اقتصادی دیگر کشور!)

بدهی خارجی ایران اعلام شد

بازدهی بورس تهران به 116 درصد رسید

حجم تجارت خارجی ۸ ماهه ایران ۵۳ میلیارد دلار شد

رشد 698 درصدی چاپ اسکناس و ضرب سکه در دولت دهم

فناوری در ایران و جهان:

شاخص‌های ICT در برنامه پنجم توسعه

نتایج یک تحقیق درباره نقش تلفن‌های هوشمند در زندگی روزمره

امسال چقدر گوشی‌هوشمند فروخته می‌شود؟

لینک‌های هفته (۱۶5)

من آخر هفته‌ی پیش، سه روز عالی را با دوستان عزیزم در استارت‌آپ‌ویکند تبریز گذراندم. طبیعتا دسترسی کم‌تری به اینترنت داشتم و دیروز هم کلا به بازگشت گذشت! بنابراین با عرض پوزش بابت تأخیر، بریم سراغ کار خودمان. 🙂

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

همکاری‌های درون سازمانی ما!  (تجربه‌ی جالب شیث از همکاری در یک شرکت مهندسی آلمانی را از دست ندهید!)

تکنیک‌های اثربخش برای بدبختی (قسمت اول) (محمدرضا شعبانعلی) (عااااااااااالی!)

اقتصاد آنلاین – چند راه ساده برای پول در آوردن و سلامت نیوز: 5 راهکار ساده اما عالی برای پس‌انداز

ایسنا – بی‌حوصلگی در محل کار باعث تقویت خلاقیت می‌شود!

سلامت نیوز: مهارت تفکر انتقادی شما در چه سطحی است؟

مدیریت کسب و کار:

می‌خواهید در کسب و کار موفق باشید، آگاهانه خبر بخوانید (رضا قربانی؛ مدیر رسانه) (پست لینک‌های هفته برای همین است!)

پرندگان خشمگین و علم مدیریت (به همراه تیزر تبلیغاتی) (استاد پرویز درگی)

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

فهرست ۵ رهبر شاخص دنیای تکنولوژی در سال ۲۰۱۳ به انتخاب مجله فورچون | نارنجی

دادگاه گوگل و اتحادیه نویسندگان، قضاوت نهایی را به نفع غول موتورهای جستجو پایان داد – زومیت

بالمر دلیل اصلی ترک مایکروسافت را بیان کرد – زومیت

علم و فناوری:

کدام شرکت‌ها اطلاعات شما را بهتر رمزنگاری می‌کنند؟ (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

هشت دلیل اصلی که چرا باید ویندوز را قابل احترام دانست! (فارنت)

پخش‌کننده قدیمی و نوستالژیک Winamp بعد از 15 سال، کار خود را متوقف می‌کند (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

ببینید: تفاوت اشک شادی با اشک غم و اندوه در زیر میکروسکوپ! (فارنت)

انتظار درد وحشتناک‌تر از خود درد است

فناوری همراه:

5 افسانه در مورد اندروید که شاید شما هم آن‌ها را باور کرده‌اید! (فارنت)

صنعت فاوا در ایران:

گزارش جهانگیری از گفت‌وگوی فناورانه با وزیر ارتباطات

ابلاغ برنامه جامع ملی فناوری اطلاعات توسط رئیس جمهور

تصویب سیاست‌های کلان شبکه ملی اطلاعات در شورای فضای مجازی همگام با اجرا

برات قنبری از تهیه حساب‌های اقتصادی بخش ICT خبرداد

وزیر ارتباطات: از وضعیت پست اصلا راضی نیستم

اقتصاد:

مشخصات افراد در دهک‌های هزینه‌ای (3) (حسین عباسی؛ IRPD ONLINE)

اقتصاد آنلاین – رکورد 9 ساله بیکاری زنان شکسته شد

91 هزار میلیارد تومان درآمد غیرپولی ایرانیان

با راه اندازی طرح جامع مالیاتی دسترسی به پرونده‌ ها اینترنتی می‌شود

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

رئیس کل بانک مرکزی: نقدینگی کشور 500 هزار میلیارد تومان است – ( Tala.ir ) سایت طلا

اقتصاد آنلاین – سهم 3 درصدی وام بانکی در هزینه تولید

ایران سالانه 100 میلیارد دلار نفت‌ می‌سوزاند

160,000,000 تومان، هزینه تولید هر شغل در کشور

ارزش ذخایر معدنی ایران 770 میلیارد دلار است

اقتصاد آنلاین – درآمد ماهانه صندوق‌صدقات 15 میلیارد دلار است

ایرانیان 40 درصد درآمد نفت، گوشت می‌خورند

10 هزار میلیارد تومان در دست قرض‌الحسنه‌هاست

اقتصاد آنلاین – کار مفید در ادارات، تنها 30 دقیقه در روز!

100 هزار کارت هوشمند ملی واگذار شد

رتبه 79 ایران در جهان از لحاظ سرانه خودرو

فناوری در ایران و جهان:

شرکت‌هاي بزرگ IT در هر ثانيه چقدر درآمد دارند؟

چند خانواده ایرانی تلفن ثابت دارند؟

عقب‌ماندگی شدید توسعه پهنای باند کشور

1.3 میلیارد مشترک LTE تا 2018

9.3 ميليارد مشترک تلفن همراه در جهان تا سال 2019 ميلادي

پنج اشتباه کلیدی در مسیر موفقیت

در سلسله درس‌های موفقیت شخصی و شغلی گزاره‌ها تا این‌جا یاد گرفتیم که اولین راز موفقیت: آینده‌‌ی ساختنی! است و من، همان‌طور که خودم را می‌شناسم کیست. اما قبل از ادامه‌ی بحث‌مان می‌خواهم تلنگری به شما بزنم. چقدر در مورد نقش عادت‌های درست و نادرست در موفقیت‌تان فکر کرده‌اید؟ واقعیت ماجرا این است که ما معمولا چه یک جوان تازه‌کار باشیم و چه یک آدم بسیار باتجربه، وقتی به‌صورت نسبی از آن چیزی که موفقیت تعریف‌اش می‌کنیم (مثلا کشتن غول استخدام شدن) می‌گذریم فکر می‌کنیم همه چیز تمام شده و من چقدر عالی هستم که به این موفقیت رسیده‌ام؛ غافل از این‌که شاید این چالش بزرگی نبوده، شاید یک عامل خارجی باعث موفقیت من شده و شاید هم هدف من هدف کوچکی بوده است!

اما حالا که در حال فکر کردن به گذشته‌تان هستید، شاید بد نباشد با هم مهم‌ترین اشتباهاتی را که یک فرد ممکن است در مسیر رسیدن به موفقیت مرتکب شود، با هم مرور کنیم. ممکن است این اشتباهات را مرتکب شده باشید یا هم‌چنان در حال تکرارشان باشید و ممکن است هم اشتباهات دیگری مرتکب شده باشید (لطفا نگویید که اشتباهی نکرده‌اید!) در هر حال این‌ها شایع‌ترین خطاهای ما در مسیر موفقیت‌مان از روز اول تا روز آخر زندگی است. از شما می‌خواهم در نگاه‌تان به گذشته (اعم از گذشته‌ی زندگی شغلی و تحصیلی و شخصی‌) به این پنج اشتباه خوب فکر کنید. اگر آن‌ها را مرتکب شدید فکر کنید چرا و چقدر در آن‌ها نقش داشته‌اید و تحلیل‌های‌تان را یادداشت کنید که با آن‌ها کار خواهیم داشت!

حاضرید؟ این هم پنج اشتباه بزرگ ما در مسیر موفقیت:

یک: برای زندگی‌تان استراتژی نداشته باشید: امروز کجایید؟ چه مهارت‌هایی دارید؟ امروز چه مهارت‌هایی باید داشته باشید که ندارید؟ فردا باید کجا باشید؟ برای پوشش به نقاط ضعف‌تان و برای کسب مهارت‌های جدید باید چه کنید؟ (کلاس بروید / خودتان درس بخوانید / دانشگاه بروید و …) بعدا به این بحث بیش‌تر خواهیم پرداخت.

دو: خالی‌بندی کنید و همه‌چیزدان و متکبر باشید: از شعار “خالی می‌بندم تا وقتی مجبور شوم درست‌ش کنم” بپرهیزید. بالاخره که روزی دست‌تان رو خواهد شد! البته می‌دانید که؛ این فرق دارد با لذت بردن از مهارت‌ها و توانایی‌های خود!

سه: آموزش نبینید: یادتان باشد تنها اصل ثابت دنیای امروز “تغییر” است! هر چقدر هم دیروز عالی بوده‌اید و امروز خوب هستید، فردا روز دیگری است! بنابراین نباید بگذارید مهارت‌های‌تان قدیمی شود. آموزش باعث بهبود مهارت‌های شما می‌شود و به شما کمک می‌کند تا کارها را بهره‌ورتر انجام دهید و البته کم‌تر اشتباه کنید! ضمنا مدارک تخصصی یک ابزار خوب برای اثبات تخصص شما به سازمان محل کارتان و دیگر سازمان‌ها هستند. مثلا تفاوت دو نفر با یک تخصص مشابه که یکی دارای مدرک تخصصی مدیریت پروژه است با همکارش که این مدرک را ندارد در یک شرکت کاملا معتبر ایرانی، عددی نزدیک به یک میلیون تومان است!

چهار: اهمیتی برای دیگران نداشته باشید: اگر ارزش‌ خودتان و دانش و مهارت‌های‌تان را به آدم‌های مهم زندگی‌تان (از جمله: خانواده، دوستان، مدیران و همکاران‌تان) اثبات نکنید، نباید از حذف شدن یا بی‌تفاوت بودن حضور شما در زندگی آن‌ها (و در واقع همان اخراج شدن!) شاکی باشید. فراموش نکنید که این شما هستید که به دیگران (حتی عزیزترین‌ کسان‌تان) می‌آموزید چرا و چطور باید برای شما اهمیت قائل باشند. محبت و اهمیت دیگران، نتیجه‌ی رفتار خود شماست.

پنج: از جای‌تان تکان نخورید: امروز تقریبا همه از زندگی‌شان به‌علتی ناراضی‌اند. اما تا به‌حال فکر کرده‌اید چرا تغییری در این زندگی دوست‌نداشتنی رخ نمی‌دهد؟ من دو حالت به ذهنم می‌رسد: یا حرکتی نمی‌کنیم و یا در برابر رقبا کم می‌آوریم! برای حل معضل تنبلی راه‌حل‌هایی هست که بعدا به آن‌ها خواهم پرداخت. اما برای شکست در رقابت چطور؟ قدم اول در راه شکست دادن رقبا، کشف این است که برای پیروزی بر آن‌ها به چه چیزهایی نیاز دارید (بدیهی است که منظورم دانش و مهارت و هر چیزی است که اکتسابی باشد. مثلا من نمی‌توانم با یک قهرمان بسکتبال تیم ملی در پرش در جا و لمس یک نقطه رقابت کنم!)

واقعیت تلخ اما شیرین ماجرا این است که هیچ کس جز خود شما در قبال آن‌چه هستید و آن‌چه می‌توانید باشید، مسئولیتی ندارد. فکر و تلاش و تصمیم‌های شماست که زندگی‌تان را می‌سازد. زندگی در همین لحظه هم در جریان است و تمام نشده است. حاضرید؟ هم‌چنان خودتان را در مورد گذشته ببخشید تا با هم به‌سراغ ساختن فردا برویم.

با من در این درس‌ها همراه باشید. هنوز راهی طولانی را در پیش داریم!

مقاله‌ی هفته (۳5): چگونه در کشف فرصت‌ها بهتر عمل کنيم

نويسنده: هايدي گرانت هالوورسون / مترجم: علي نعمتي شهاب

براي تبديل شدن به يک کارآفرين موفق ـ يا موفقيت در هر کاري ـ لازم است بتوانيد فرصتي را که در برابرتان ظاهر مي‌شود، ببينيد. به‌ويژه بايد بتوانيد مسئله يا شکافي را تشخيص دهيد و براي آن راه‌حلي بيابيد (بديهي است که لازم است بتوانيد آن راه‌حل را هم اجرا کنيد؛ اما بدون کشف يک فرصت در گام اول، به‌هيچ جا نخواهيد رسيد.)

بنابراين سؤال اين است که چگونه يک فرد مي‌تواند در کشف فرصت‌ها عالي و دقيق عمل کند؟

ممکن است بگوييد: “اين يک ويژگي ذاتي است ـ شما يا در اين کار خوب هستيد يا نيستيد.”

ـ متأسفم. اشتباه کرديد. دوباره امتحان کنيد.

ـ “خوب بنابراين احتمالا بايد ماجرا ربطي به تمرين کردن يا شايد هم تجربه کردن داشته باشد.”

ـ احتمالا نه! (کمي صبر کنيد. براي‌تان توضيح مي‌دهم چرا.)

تعليقي که در اين روايت هست احتمالا دارد شما را مي‌کشد! بنابراين من بي‌مقدمه به‌سراغ پاسخ اين سؤال مي‌روم که راز تشخيص فرصت‌ها چيست: تمرکز عميق.

من به‌همراه توري هيگينز در کتاب‌ جديدمان با نام “تمرکز” نوشته‌ايم که زماني که شما سرمايه‌گذاري‌تان (يا مسير شغلي‌تان يا هر هدفي به‌صورت عام) را به‌عنوان چيزي که پتانسيل توسعه، نتيجه‌گيري و دستيابي به پاداش (مادي و معنوي / م.) دارد ببينيد، داراي تمرکز عميق هستيد. شما زماني تمرکزي عميق خواهيد داشت که در مورد آن‌چه ممکن است در صورت موفقيت “کسب کنيد” بيانديشيد: اين‌که چطور بهترين پايان را رقم بزنيد!

به‌همين شکل اگر سرمايه‌گذاري‌تان را روي از دست ندادن دست‌رنج‌تان يا اجتناب از خطر و کج‌دار و مريز پيش بردن کارها متمرکز سازيد، داراي تمرکز پيش‌گيرنده هستيد. تمرکز پيش‌گيرنده به‌ دلايل گوناگوني مفيد است؛ از جمله به‌دليل نگاهش به برنامه‌ريزي محافظه‌کارانه، دقت، قابليت اطمينان و کمال‌گرايي. اما اين نوع تمرکز، به‌اندازه‌ي تمرکز عميق به خلاقيت، ذهنيت باز و اعتماد به‌نفس کافي براي ربودن فرصت‌ها نمي‌انجامد. تحقيق جديدي که توسط آندرانيک توماسيان و راينر براون در مدرسه‌ي مديريت تام آلمان انجام شده است، نشان‌مان مي‌دهد که براي تبديل شدن به يک کاشف فرصت‌ها نيازمند چه معجوني هستيم.

توماسيان و براون از 254 کارآفرين بريتانيايي از صنايع مختلف خواسته‌اند تا نوع تمرکزشان را تعيين کنند و سپس مهارت‌هاي کشف فرصت‌شان را به‌نمايش بگذارند. براي اين منظور پس از انتخاب يکي از دو نوع تمرکز، نتايج واقعي گروه‌هاي متمرکزي که روي 5 نوع مسئله‌ي مربوط به کفش (شامل: دوام، راحتي، عملکرد، سبک و قيمت) کار کرده‌اند، در اختيار هر يک از اين کارآفرينان قرار گرفته است. پس از بررسي کامل اين نتايج، به کارآفرينان گفته شد که فهرستي از مسائل پنهاني را که توسط اظهارنظرهاي اعضاي گروه متمرکز بيان شده‌اند تهيه کنند و راه‌حل‌هايي را براي اين مسائل ارائه نمايند.

نتايج اين تحقيق جاي هريچ گونه ترديدي را باقي نمي‌گذارد: کارآفرينان داراي تمرکز عميق توانايي بيش‌تري در تشخيص فرصت‌ها دارند: آن‌ها راه‌حل‌هاي بيش‌تري را براي مسائل تعيين شده توليد کردند. به‌علاوه براساس قضاوت گروهي از داوران مستقل، اين راه‌حل‌ها خلاقانه‌تر از راه‌حل‌هاي افراد داراي تمرکز پيش‌گيرانه ارزيابي شدند.

اين تازه همه‌ي ماجرا نيست. کمبود خلاقيت و اعتماد به‌نفس کارآفرينانه ـ که معمولا به‌عنوان عناصر حياتي موفقيت ارزيابي مي‌شوند ـ ريشه در تمرکز پيش‌گيرانه دارند. کارآفريناني که داراي تمرکز صحيح بوده‌اند حتي با کمبود اعتماد به‌نفس هم به جمع افراد بسيار موفق پيوسته‌اند.

اگر در اين لحظه به‌ميزان کافي متمرکز نيستيد، محققان تکنيک‌هاي آزموده‌ شده‌ي گوناگوني را ارائه کرده‌اند که مي‌توانيد از آن‌ها براي تقويت تمرکز عميق خود استفاده کنيد. در اين‌جا به تعدادي از آن‌ها که بهتر کار کرده‌اند، اشاره مي‌شود:

  • تعدادي از اهداف‌تان براي سرمايه‌گذاري مورد نظر (يا کارراهه‌ي شغلي‌تان) را بنويسيد. براي هر هدف، فهرستي از راه‌هايي که در صورت موفقيت، از آن‌ها چيزي به‌دست مي‌آوريد، تهيه کنيد. هر روز يا قبل از انجام هر کار مهم، اين فهرست هدف‌ها و دستاوردها را مرور کنيد.
  • خودتان را در 5 يا 10 سال بعد در حالي تصور کنيد که مسير ايده‌آل‌تان را در زندگي پيموده‌ايد. براي اين منظور به اين بيانديشيد که شور و الهامات دروني‌تان کدام‌اند؟ رؤياهاي‌تان چطور؟ آرزو داريد چه کاري را انجام دهيد؟ فکر کردن درباره‌ي آينده‌ي ايده‌آل‌تان، شما را در تمرکز عميق فرو مي‌برد.
  • گذشته‌تان را مرور کنيد. درباره‌ي يک پيروزي يا دستاورد بزرگ اخيرتان فکر کنيد: زماني که واقعا احساس کرديد به هر چيزي که اراده کنيد دست خواهيد يافت. زماني که احساس کرديد در آسمان‌ها هستيد. فکر کردن درباره‌ي موفقيت‌ها و دستاوردهاي‌مان در گذشته، تمرکز عميق را در ما افزايش مي‌دهد.

هر چقدر بيش‌تر از اين تکنيک‌ها استفاده کنيد، به‌صورت ناخودآگاه هر لحظه بيش‌تر به‌سوي تمرکز عميق کشانده مي‌شويد.

منبع

لینک‌های هفته (۱۶4)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

ده روش ساده برای رسیدن به یک روز فوق‌العاده – بخش دوم (میلاد اسلامی‌زاده)

چگونه روز خوبی داشته باشیم؟ : پزشکان ایران

الگوریتم‌های تصمیم‌گیر مغز رمزگشایی شد

مدیریت و کسب و کار:

درس هایی آموزنده از استیو بالمر (نردبان)

آنچه باید از ست‌گودین بیاموزیم (استاد پرویز درگی)

بازاریابی اجتماعی؛ فصلی نوین درعلم بازاریابی (استاد پرویز درگی)

علم و فناوری:

تماشا کنید: رونمایی بیل گیتس از ویندوز در سی سال پیش! (فارنت)

پرسیدن عیب نیست، گوگل نکردن عیب است! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

20 واژه پراستفاده اینترنت در سال 2013

فناوری همراه:

5 دلیل برای پاسخ به اینکه چرا توسعه‌دهندگان سراغ اندروید می‌روند؟ (فارنت)

لیست تلفن‌های هوشمندی که به اندروید کیت‌کت بروز خواهند شد – زومیت

مایکروسافت در حال کار روی تلفن‌همراه با نشان تجاری خود است – زومیت و البته: درآمد مایکروسافت از آندرویید بیشتر از ویندوزفون است

تایزن، سیستم‌عاملی برای پشتیبانی از تلفن‌های ارزان قیمت – زومیت

نظر استیو جابز درباره اندی رابین، بنیانگذار اندروید: «یک متکبر بزرگ لعنتی»

رسانه‌های اجتماعی:

توییتر چند دلار از ارزشش را به شما مدیون است؟! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

جوانان به یوتیوب بیش از فیس‌بوک علاقه دارند

صنعت فاوا در ایران:

محتوای پربازدیدترین سایت‌ها در ایران

طرح ملی باند پهن کشور توسط رگولاتوری تدوین می‌شود – ایستنا

وزیر ارتباطات: با افزایش دوره انحصار رایتل مخالفیم

اقتصاد:

نرخ سود بانکی ثابت ماند – سایت خبری تحلیلی تابناك

اقتصاد آنلاین – پیش‌بینی صندوق‌ بین‌المللی پول از اقتصاد ایران

اقتصاد آنلاین – جوانانی که از بیکاری درس می‌خوانند!

نرخ اجاره پراید: روزی 55 هزار تومان!

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – گزارش۱۰شاخص کلان اقتصاد ایران

درآمد 22 هزار میلیارد تومانی مالیاتی در 7 ماه

کسری 358 میلیارد دلاری ترازتجاری با نفت پر شد

ثبت 86 هزار قرارداد فروش مسکن در تهران طی 8 ماهه سال 92

فاوا در ایران و جهان:

آی دی سی: سرمایه 2.04 تریلیون دلاری صنعت جهانی IT طی سال 2013

تعداد سیم‌کارت‌های فعال به 60 میلیون مشترک رسید

50درصد ترافیک اینترنتی در اختیار سایت‌های ویدیویی است

بهترين تجارب براي موفقيت کسب و کارهای کوچک

POSTER_20B

ايجاد کسب و کار کوچک‌مان يک شبه ممکن نيست. بايد خون دل خورد و دود چراغ و قدم به قدم پيش رفت تا به نتيجه‌ رسيد. براي اين منظور بياييد کسب و کار کوچک‌مان را همانند يک موجود زنده ببينيم؛ موجودي که روزي به‌دنيا مي‌آيد، رشد مي‌کند و توسعه مي‌يابد، چند سالي “عمر” مي‌کند و متأسفانه روزي ديگر اين دنياي فاني را ترک مي‌کند. تا اين‌جا بحث ما در مورد به‌دنيا آوردن اين کسب و کار و رشد دادن آن صحبت کرديم. گام‌هاي مختلفي که لازم است انجام بدهيم تا کسب و کارمان راه بيفتد را بررسي کرديم. حالا کسب و کارمان به موفقيت نسبي دست يافته و وقت آن رسيده که در مورد مديريت کسب و کار صحبت کنيم. سؤال اصلي اين است چه کنيم که کسب و کارمان موفق بماند؟

بسيار ديده شده که کارآفرينان، در شروع يک کسب و کار خوب شروع مي‌کنند و به موفقيت‌هاي بسياري هم دست مي‌يابند. اما در ادامه دچار مشکل مي‌شوند و شکست مي‌خورند. به‌عنوان مثال از بين 100 شرکت اول آمريکا در اوايل دهه‌ي 1990، اين روزها شايد حدود 20 شرکت هم‌چنان در فهرست شرکت اول باقي مانده‌اند. چرا اين اتفاق مي‌افتد؟

مهم‌ترين دليل اين مسئله اين است که اين افراد تنها به راه‌اندازي کسب و کارشان فکر کرده‌اند و نه به بعد از آن. تبديل شدن به يک کارآفرين موفق تنها شامل مرحله‌ي راه‌اندازي کسب و کار نيست. اگر چه يک شروع خوب مي‌تواند در موفقيت کسب و کار بسيار تأثيرگذار باشد، اما اصل کار بعد از ورود محصول يا خدمت به بازار آغاز مي‌شود: جايي که مشتري بايد متقاعد شود محصول يا خدمت اين کسب و کار جديد به نيازي از او پاسخ مي‌دهد، از محصولات و خدمات مشابه بهتر است و البته به قيمت‌ش مي‌ارزد. رقبا هم که بي‌کار ننشسته‌اند؛ هدف آن‌ها هم همين‌ است. از همه بدتر اين‌که زماني که ايده‌ي نويي به بازار عرضه مي‌شود، موج کپي‌برداري‌ها هم شروع مي‌شود و باعث مي‌شود کارآفريني که ايده‌ي اوليه متعلق به او بوده است تحت فشارهاي رقابتي بسيار وحشتناکي قرار بگيرد. موضوع ديگر کنترل هزينه‌ها از زمان‌ راه‌اندازي يک کسب و کار تا زمان رسيدن کسب و کار به نقطه‌ي سر به سر (که بين چند ماه تا چند سال طول مي‌کشد) است. همه‌ي اين مثال‌ها اهميت بسيار بالاي داشتن دانش و مهارت “مديريت” را براي کارآفرينان نشان مي‌دهند.

حالا فرض کنيم که اين مشکلات هم براي کسب و کار اين مشکلات هم پيش نيايد و کسب و کار موفق باشد. اين موفقيت نسبي، به‌تدريج باعث پيش آمدن آفت ديگري مي‌شود. در ادبيات علمي کارآفريني بحثي به‌نام تله‌ي بنيان‌گذار وجود دارد. ماجرا از اين قرار است که بعد از راه‌اندازي و موفقيت يک کسب و کار جديد، بنيان‌گذار به کسب و کار خود دل‌بستگي عاطفي پيدا مي‌کند. از طرف ديگر چون اقدامات قبلي او منجر به موفقيت کسب و کارش شده، تصور مي‌‌کند با ادامه‌ي همان کارهاي قبل مي‌تواند موفقيت را حفظ کند. به اين اضافه کنيد اين‌ را که اهميت “مديريت” کسب و کار بعد از راه‌اندازي دست کم گرفته مي‌شود. بنابراين پس از راه‌اندازي موفق کسب و کار، براي حفظ موفقيت و رشد و توسعه‌ي بيش‌تر کسب و کارمان، بايد به‌عنوان يک کارآفرين اصول مديريت را بياموزيم. براي موفقيت کسب و کارها نمي‌شود نسخه‌ي جامعي پيچيد. هر کسب و کار برحسب شرايط داخلي و محيط بيروني خودش بايد عوامل موفقيت خاص خودش را کشف کند. با اين حال مي‌توان گفت رعايت اصول زير در موفقيت يک کسب و کار کوچک تأثير اساسي دارند:

  • تلاش کنيد براي آينده حتما برنامه‌ريزي کنيد.
  • دقيقا براساس برنامه‌ها پيش برويد.
  • اجراي برنامه‌ها را کنترل کنيد. هر جا در اجرا از برنامه‌ها منحرف شديد سريعا دست به اقدامات اصلاحي بزنيد.
  • در انجام کارها سازماندهي و نظم داشته باشيد.
  • انعطاف‌پذير باشيد و با تغيير شرايط، برنامه‌ها و اقدامات اجرايي خودتان را هم اصلاح کنيد.
  • دائما دست به نوآوري بزنيد، محصولات و خدمات‌تان را بهبود ببخشيد يا محصولات خدمات جديدي را براساس نياز مشتريان به بازار عرضه کنيد.
  • هزينه‌هاي‌تان را کنترل کنيد و مواظب باشيد که هزينه‌هاي‌تان از درآمدهاي‌تان فراتر نرود.
  • نيروي انساني باکيفيت را مطابق با نيازهاي کسب و کارتان استخدام کنيد و حواس‌تان به انگيزش و آموزش متناسب آن‌ها باشد.

مهم‌ترين اصل: محصولات و خدمات خودتان را نسبت به موارد مشابه متمايز کنيد. براي غلبه بر رقباي‌تان بايد “مزيت رقابتي” داشته باشيد.

مقاله‌ی هفته (۳4): هفت عادت صاحبان برجسته‌ی کسب و کارهای کوچک

ترجمه: علي نعمتي شهاب

زماني که به‌ بازيگران فعال در هر صنعتي نگاه کنيم، عموما تعداد انگشت‌شماري از آن‌ها عملکردي فراتر از حد معمول ديگران دارند. دقيقا چه چيزي باعث مي‌شود آن‌ها از از ديگران موفق‌تر باشند؟ در اغلب موارد، آن چيزي که اين کسب و کارها را از ديگران متمايز مي‌کند، کارهايي است که مدير آن‌ها براي هدايت کسب و کارش انجام مي‌دهد. بديهي است که تبديل شدن به يک صاحب کسب و کار برجسته بسيار مشکل است؛ چون هيچ دستورالعمل مخفي براي آن وجود ندارد. اما اگر يک روش تضميني براي تبديل شدن به يک صاحب کسب و کار کوچک موفق وجود داشته باشد؛ بدون شک شامل 7 مورد زير خواهد بود:

1- آن‌ها مراقب خودشان هستند: صاحبان هوشمند کسب و کار، مي‌دانند که عقل سالم در بدن سالم است. بنابراين به خوردن غذاي سالم توجه زيادي دارند و زمان کافي را هم براي تحرک فيزيکي در نظر مي‌گيرند. آن‌‌چه توسط بازنده‌گان دنياي کسب‌وکار، زياده‌روي محسوب مي‌شود؛ براي مديران زيرک، ابزاري است براي نگهداري حياتي‌ترين ابزارشان: ذهن‌شان.

2-  آن‌ها خارج از کسب و کارشان هم زندگي دارند: صرف زمان بيش از حد براي تمرکز روي يکي از علاقه‌مندي‌ها اغلب به اصطکاک ميان ديوارهاي ذهن مي‌انجامد (و مي‌دانيد که اصطکاک چقدر دردناک است! م.) پيش بردن متوازن جريان زندگي ـ يعني کنار گذاشتن زماني براي پرداختن به علائق غيرکاري ـ به‌معناي قرار دادن خودتان در معرض انگيزش‌هاي متنوع ذهني است (که نمي‌دانيد کدام‌شان ممکن است يک ايده‌ي بزرگ را در ذهن شما جرقه بزند) و به ذهن کاري شما هم استراحتي که پيش از تمرکز دوباره به آن نيازمند است را مي‌دهد.

3- آن‌ها چشم به آينده دارند: مديران برتر کسب و کارهاي کوچک، رهبران بزرگي نيز هستند. يک رهبر بزرگ بودن، نيازمند داشتن تفکري به‌اندازه‌ي کافي ژرف‌انديش و رو به آينده است که بتواند خودش را به نقطه‌اي فراتر از دنباله‌روي از کسب و کارهاي اثبات شده و روندهاي بازار برساند. بهترين مديران کسب و کارهاي کوچک همواره ـ حتي در مسيرهاي کوتاه و گام‌هاي کوچک ـ افرادي پيش‌گام هستند و اغلب، در طول مسير کارشان چشمان‌شان را براي يافتن روش‌هاي جديدي براي دستيابي به نتايج باز نگاه مي‌دارند. منظور اين است: شانس‌ها را بقاپيد؛ اما حواس‌تان باشد که اگر تنها يک عامل براي اداره‌ي موفق يک کسب و کار کوچک وجود داشته باشد، همان اصل معروف “خواستن توانستن است” خواهد بود.

4- آن‌ها منظم هستند: بعضي وقت‌ها داشتن ذهني مملو از ايده‌هاي نوآورانه‌ي کسب و کار مي‌تواند به پريشاني ذهني بيانجامد. تفاوت ميان افراد باهوشي که در اداره‌ي اثربخش کسب و کار خودشان نيز درمي‌مانند با کساني که کنترل صنعت خودشان را به‌دست مي‌گيرند، در داشتن ايده‌هاي عالي نيست؛ بلکه در اين است که افراد دسته‌ي دوم به‌اندازه‌ي کافي منظم هستند تا دنبال اجراي اين ايده‌ها را بگيرند. تدوين و رعايت يک برنامه‌ي زمان‌بندي دقيق براي برگزاري جلسات، دستيابي به فرجه‌هاي زماني و اجراي طرح کسب و کار، همان چيزي است که شما را از ديگر صاحبان کسب و کارهاي کوچک متمايز مي‌کند؛ کساني که بي‌نظمي آن‌ها را کور کرده است.

5- آن‌ها روابط را رشد مي‌دهند: زماني که از بيرون به مديريت يک شرکت نگاه کنيم، متوجه مي‌شويم گير افتادن در کارهاي روزمره آن‌قدر آسان است که ممکن است حتي باعث شود سرتان را از روي ميزتان بلند نکنيد. اهميت اختصاص دادن زماني براي در ارتباط بودن با ديگران و داشتن تعاملات و بده‌بستان‌هاي حساب شده با مشتريان و اتحاديه‌هاي حرفه‌اي صنعت خودتان نمي‌تواند ارزش‌گذاري شود.

6- آن‌ها تصميم‌گيري مي‌کنند: مديران کسب و کارهاي کوچک بايد قاطع باشند. اين امر، انتخابي نيست. درگير هر کاري باشيد ـ از مديريت عمليات روزمره‌ي کسب و کار تا انتخاب اعضاي هيأت مديره ـ شغل شما به‌عنوان مدير کسب و کار، راهبري و هدايت شرکت‌تان است؛ چيزي که معناي‌اش اين است: ترديد در تصميم‌گيري کار نمي‌کند. توانايي تصميم‌گيري به صورت مستقيم با حس اعتماد به‌نفس شما در ارتباط است؛ بنابراين اگر درگير موقعيتي شديد که نمي‌توانيد تصميم بگيريد، ابتدا به خودتان يادآوري کنيد که شما در آن حوزه يک متخصص برجسته هستيد و بعد به شهود خودتان اعتماد کنيد. اگر تصميم خاص روي ميز شما به بخش‌هايي از کسب و کارتان مربوط است که تخصصي در آن‌ها نداريد، تصميمي که بايد بگيريد، انتخاب مشاوري است که از شما در آن زمينه آگاهي بيش‌تري دارد.

7- آن‌ها چربي‌هاي اضافي را مي‌سوزانند: مالکان فعال کسب و کارها کساني هستند که به‌صورت دائمي در حال ارزيابي بخش‌هاي مختلف کسب و کارشان هستند: کدام بخش مي‌تواند ساده‌تر و سرراست‌تر شود؛ از جمله اين‌که کدام تأمين‌کننده يا فروشنده‌ي مواد اوليه و تجهيزات را مي‌شود کنار گذاشت تا جا براي تأمين‌کنندگان بهتر باز شود يا کدام کارها را مي‌شود به کارهاي کوچک و ساده‌تري شکست. دانستن اين‌که چگونه زمان، نيروي انساني و منابع مالي شرکت‌تان در سازمان توزيع مي‌شود ـ و توجه دائمي به اثربخش نگاه داشتن اين توزيع منابع تا حد امکان ـ يکي از مهم‌ترين ابزارهاي مديران کسب و کارهاي کوچک براي برنده شدن در بازار رقابتي است.

منبع

اولین راز موفقیت: آینده‌‌ی ساختنی!

موفقیت. واژه‌ای بسیار جذاب که دست یافتن به آن سخت به‌‌نظر می‌رسد. همیشه در صحبت‌های‌ام با دیگران متوجه شده‌ام که نوع نگاه آدم‌ها به موفقیت (و به‌ویژه موفقیت شغلی)، به افراط و تفریط نزدیک‌تر است. بسیاری از ما گمان می‌بریم که موفقیت، کاری بسیار فوق‌العاده است که از ما برنمی‌آید و البته، بسیاری از ما هم فکر می‌کنیم برای موفق شدن به دنیا آمده‌ایم! نتیجه‌ی اولی می‌شود دست روی دست گذاشتن و کاری نکردن و نتیجه‌‌ی دومی هم باز هم همین است!

واقعیت ماجرا چیز دیگری است. نگاه‌های منفی و مثبت و بدبینانه و خوش‌بینانه‌ی ما فی‌نفسه دارای ارزش نیستند؛ بلکه تأثیری که آن‌ها روی عملکرد ما می‌گذارند باعث موفقیت یا شکست ما می‌شوند. هیچ کس با خوش‌بینی مطلق موفق نمی‌شود و البته این‌گونه هم نیست که با بدبینی مطلق هم نشود به موفقیت دست یافت. نکته‌ی اصلی ماجرا در کارهایی هستند که ما براساس نگاه‌مان به دنیا و زندگی پیش رو انجام می‌دهیم. خوش‌بین‌ها عموما کارهایی را انجام می‌دهند که برای موفقیت ضروری است و بدبین‌ها هم معمولا یا هیچ کاری نمی‌کنند و یا کارهایی انجام می‌دهند که در راه رسیدن به هدف‌های‌شان، مخرب‌اند.

همین الان که دارید نوشته‌ی من را می‌خوانید لحظه‌ای چشم‌های‌تان را ببندید و به این فکر کنید که آیا خود را فرد موفقی می‌دانید یا نه؟ لازم نیست به چرایی پاسخ مثبت یا منفی‌تان فکر کنید. قصد ما در این‌جا تنها کشف سریع تصویر ذهنی است که شما در مورد خودتان دارید: یک فرد موفق، شکست خورده یا معمولی. کدام یک هستید؟

من همیشه از دوستانم و افرادی که برای مشاوره به من مراجعه می‌کنند این سؤال را می‌پرسم. پاسخ‌شان را که می‌گیرم، از آن‌ها می‌خواهم تا به سه کلمه فکر کنند و احساس‌شان را در مورد آن به من بگویند: گذشته، حال و آینده. اما شاید برای‌تان جالب باشد که پاسخ‌های آدم‌ها ـ اعم از موفق و غیرموفق ـ در یک چیز مشترک است: این‌که امروز ادامه‌ی دیروز است و فردا ادامه‌ی دیروز! اما آیا این رابطه‌ی خطی ساده در معادله‌ی زندگی واقعا برقرار است؟

برای این‌که به این سؤال پاسخ بدهیم، شاید بد نباشد به زندگی بزرگ‌ترین و موفق‌ترین انسان‌های تاریخ نگاهی بیاندازیم. چند مثال را با هم مرور کنیم:

  • جی. کی. رولینگ نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های هری پاتر برای چاپ کتاب اول این مجموعه‌ی پرفروش، 12 بار با پاسخ منفی ناشرهایی مواجه شد که معتقد بودند کتاب او نمی‌فروشد!
  • والت دیزنی از سردبیری روزنامه‌ای که در آن شاغل بود اخراج شد؛ چون رئیس‌اش فکر می‌کرد او تخیل، خلاقیت و ایده‌های عالی ندارد!
  • ادیسون برای اختراع لامپ، بیش از 10 هزار بار شکست را تجربه کرد!
  • بازی بسیار محبوب پرندگان خشم‌گین پنجاه و دومین محصول شرکت روویو بود. آن‌ها بیش از هشت سال برای بقا تلاش‌ کردند و تقریبا نیمه ورشکسته شدند تا سرانجام محصول پیروز خودشان را عرضه کردند.

اگر بخواهیم این فهرست را ادامه بدهیم نیازمند انتشار کتابی قطور و چند جلدی خواهیم بود. می‌بینید که شکست، لزوما همیشگی نیست. موفقیت و کامیابی نیز همین‌گونه است. مثال‌های بسیاری را از تاریخ زندگی انسان‌ها می‌توان آورد که در پی موفقیت‌هایی بسیار بزرگ، شکست‌های بزرگ‌تر رقم خورده‌اند. البته که باید پذیرفت تعداد شکست‌های بعد از موفقیت‌، کم‌تر بوده‌اند؛‌ اما پیروزی‌های بعد از شکست، بسیار.

بسیار خوب. پس می‌شود بعد از شکست، موفق شد و برعکس. اما چرا عموما ما چنین باوری نداریم؟ بیاید برگردیم به همان سه گانه‌ی گذشته و حال و آینده. گذشته که تمام شده و فردا هم که نیامده است. من در حال تجربه کردن امروز هستم. آینده موضوعی مبهم هست و هیچ اطلاعی در موردش ندارم. بدیهی است که من برای تصمیم‌گیری در مورد آینده نیاز به اطلاعات دارم. این اطلاعات از حس خوب یا بد من در حال و گذشته‌ی من به‌دست می‌آیند. بنابراین اگر امروز روز خوبم باشد یا اگر دیروز در چنین موقعیتی موفق بوده‌ام، تصورم این است که فردا هم همین خواهد بود. در مورد شکست هم همین فرایند طی می‌شود.

دانستن یا ندانستن این واقعیت چه تأثیری در زندگی من دارد؟ برای‌تان می‌گویم. قبلا هم این‌جا نوشته‌ام: بزرگ‌ترین پندی که من در تمام زندگی‌ام دریافت کرده‌ام، سؤالی است که روزی یک انسان بزرگ از من پرسید: “چرا فکر می‌کنی آینده همان گذشته است؟” پاسخ دادن به این سؤال مرا به این باور رساند که این‌گونه نیست. آينده، تفاوت بزرگي با گذشته‌ دارد: امروزي كه مي‌توانم با آن فردا را بسازم.

آیا آماده‌ی ساختن فردای‌تان هستید؟ با گزاره‌ها همراه باشید تا مسیر رسیدن به آینده‌ی رؤیایی‌تان را نشان‌تان بدهم. 🙂

لینک‌های هفته (۱۶3)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

من می‌توانم؟ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) 

نقاط عطف (محسن صحراگرد؛ تجربه)

8 نکته برای به یادآوردن مطلبی که خوانده‌اید | یک پزشک

مولتی تسکینگ در انسان‌ها: زن‌ها بهترند یا مردان؟ | نارنجی

مدیریت و کسب و کار:

سه سئوال اصلی عرصه منابع‌انسانی (ایوب اسماعیلی؛ منابع انسانی) (عاااااااااااااااااالی!)

رقابت در دنیای دیجیتال: چهار درس از صنعت نرم‌افزار + اسلاید – ایستنا (عاااااااااااااااااااالی!)

مدل کسب و کار Freemium | یوایکس تارگت

اپل چگونه شما را وادار به خرید آیفون‌های جدید می‌کند؟ (فارنت)

سرمایه عاطفی در سازمان (استاد پرویز درگی)

10 برندی که بیشتر سبد خرید مردم جهان را در اختیار دارند

مدیریت فاوا:

شرکتی برای بردن: سامسونگ در دره سیلیکون به دنبال گنج‌های نرم افزاری | نارنجی و سامسونگ سرمایه گذاری در بخش نرم‌افزار را وسعت خواهد بخشید – زومیت

مایکروسافت گزینه‌های جانشینی استیو بالمر را از 40 به 5 نفر کاهش داد – زومیت

بلک بری قرارداد 4.7 میلیارد دلاری را لغو کرد و مدیرعامل شرکت را نیز جایگزین نمود 

علم و فناوری:

طرح شبکه‎ جهانی وب بدون سرور اجرایي مي شود

Helpouts سرویس راهنمایی و آموزش آنلاین ویدئویی گوگل راه‌اندازی شد (فارنت)

نکاتی جالب از زندگینامه غیر رسمی جانی آیو – نارنجی

مایکروسافت به سربازان آموزش رایگان و شغل می‌دهد

اعترافات کارمندان گوگل درباره بدترین ویژگی‌های محیط کار این شرکت – نارنجی

فناوری همراه:

اندروید 4.4، سلاح گوگل برای حذف نسخه‌های قدیمی از گردونه سیستم عامل‌ها – زومیت

ران تایم بعدی اندروید ART نام دارد، دو برابر سریع تر است و گوگل ۲ سال مشغول توسعه آن بوده (نارنجی)

نکسوس 5، اندروید خالص نیست، یک گوگلی تمام عیار است! – زومیت

آزاد شد: استفاده از گجت‌ها هنگام صعود و فرود هواپیماها در دو خط هوایی آمریکا (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

رسانه‌های اجتماعی:

تویتر ۳۱ میلیارد دلاری شد

فیس‌بوک بالاخره طراحی دکمه لایک خود را تغییر داد! (فارنت)

صنعت فاوا در ایران:

مجلس بازگشت تمام درآمدهای وزارت ارتباطات به وزارتخانه را خارج از نوبت بررسی خواهد کرد + متن لایحه – ایستنا

وزیر ارتباطات: برای تبدیل شدن به هاب منطقه به 14هزار میلیارد تومان بودجه نیاز داریم

 محمد حسن انتظاری دبیر شوراي عالي و رییس مرکز ملی فضای مجازی شد 

اقتصاد:

دهک‌های هزینه‌ای و مشخصات افراد در دهک‌های هزینه‌ای (حسین عباسی؛ IRPD ONLINE) (نکات جالبی داره این دو تا پست؛ بخونیدشون حتما.)

سیف:رشد اقتصادی به صفر نزدیک می شود/مردم باید بدانند منابع قرض الحسنه صرف چه کاری می شود

دولت یازدهم چگونه مردم را خانه‌دار می‌کند؟ 

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

خود را برای آینده مجهز کنیم؛ حقایقی درخصوص آینده‌ی کسب‌وکار (استاد پرویز درگی)

روزنامه‌ها چقدر از دولت پول می‌گیرند؟

اقتصاد آنلاین – رتبه 94 ایران در رده‌بندی‌ جهانی سرمایه‌ انسانی

 رتبه ۱۸ بیکاری جهان به ایران رسید

فاوا در ایران و جهان:

اقتصاد آنلاین – رتبه 16 IT ایران در بین 22 کشور منطقه

بازار جهانی نرم‏‌افزارهای کسب و کار در نیمه اول امسال به ۱۷۹ میلیارد دلار رسید

سه آزمون براي انتخاب يک ايده‌ي برتر کسب و کار

معمولا يکي از مشکلات مهمي که در زندگي کارآفرينانه‌مان با آن مواجه مي‌شويم اين است که يا اصلا ايده‌ي کسب و کاري نداريم يا آن‌قدر ايده داريم که نمي‌دانيم کدام را انتخاب کنيم! معمولا اگر حالت دوم رخ بدهد، سؤالات بسياري ذهن ما ما را مشغول مي‌کنند: کدام ايده بهتر است؟ من بهتر است روي کدام ايده وقتم را بگذارم؟ کدام ايده نتيجه‌بخش‌تر خواهد بود؟ و سؤالات ديگري شبيه اين‌‌ها. براي حل اين مشکل چه بايد بکنيم؟ اين بار قرار است با هم در مورد راه‌حل اين مشکل صحبت مي‌کنيم. در اين‌جا به شما سه آزمون ساده را معرفي مي‌کنم که به‌کمک آن‌ها مي‌توانيد براي انتخاب بين ايده‌هاي مختلف کسب و کار، آسان‌تر تصميم بگيريد:

1- آزمون اندازه‌: اولين و مهم‌ترين نكته در مقايسه‌ي ايده‌ها مقايسه‌ي اندازه‌ي ايده‌ها با هم هستند. اندازه را به‌ دو شکل مي‌شود معنا کرد. اول به‌ اندازه‌ي بازار ايده بپردازيم. به اين فكر كنيد كه كدام ايده به‌صورت مستقل يا در مجموع دو دنياي واقعي و مجازي (يعني اينترنت) بازار بالقوه‌ي بزرگ‌تري دارد؟ آيا بازار ديگر (يعني مثلا بازار مجازي براي بازار واقعي) بازار مكمل محسوب مي‌شود يا بازار مستقلي است با مشتريان متفاوت؟ کشف کنيد تعداد مشتريان کدام ايده بيش‌تر است. براي اين کار مي‌توانيد از تحقيقات بازار استفاده کنيد يا بازار يک محصول رقيب و يا حتي مشابه محصول خودتان را بررسي کنيد. چقدر توانسته‌اند در آخرين دوره‌ي زماني بفروشند؟ در طول زمان کسب و کار و فروش و تعداد مشتريان‌شان با چه روندي رشد داشته است؟ البته همه چيز هم عدد و رقم نيست. گاهي وقت‌ها شهود و شمّ اقتصادي، پاسخ بهتري مي‌دهد! اين‌جاست که شکل دوم بررسي اندازه‌ي ايده مهم مي‌شود. خيلي ساده و خلاصه از خودتان بپرسيد: کدام ايده، قابليت اين را دارد که در بلندمدت به کسب و کاري بزرگ‌ و يک برند دوست‌داشتني براي خودتان و ديگران تبديل شود؟

3- آزمون نسبت درآمد به هزينه: هدف اصلي از راه‌اندازي هر کسب و کاري، سودآوري است. سود خيلي ساده عبارت است از درآمد منهاي هزينه‌ها. حالا اگر نسبت درآمد به هزينه‌ها را در نظر بگيريم، معيار مناسبي براي مقايسه‌ي مطلوبيت مالي ايده‌هاي کسب و کار به‌دست مي‌آوريم: اين‌که به‌ازاي هر ريال سرمايه‌گذاري، چقدر سود به‌دست مي‌آوريم. طبيعتا اين نسبت براي هر ايده‌اي بهتر باشد آن ايده، مناسب‌تر است. دقت کنيد که لازم است درآمدها و هزينه‌ها را در طول زمان برآورد كنيد. يعني هم هزينه‌‌هاي طراحي و توليد محصول و راه‌اندازي اوليه (مثل خريد يا اجاره‌ي مکان فيزيکي يا طراحي و راه‌اندازي وب‌سايت فروشگاه اينترنتي، خريد ماشين‌آلات و تجهيزات و …) را در نظر بگيريد و هم درآمدها (ناشي از فروش محصولات و خدمات و درآمدهاي جانبي) و هزينه‌ها‌ي بلندمدت (مثل: تبليغات، هزينه‌ي نيروي انساني، هزينه‌ي مواد اوليه و …) را. توجه کنيد که ممكن است ايده‌اي نياز به هزينه‌ي اوليه‌ي بالا داشته باشد و در بلندمدت هزينه‌ي كم‌تري بخواهد و بالعكس. بنابراين براي مقايسه، لازم است براي هر ايده مجموع درآمدها را بر مجموع هزينه‌هاي کوتاه‌مدت و بلندمدت در يک بازه‌ي زماني يکسان تقسيم و نتيجه را با هم مقايسه کنيد.

3- آزمون ارزش: دنبال کردن هر ايده‌ي کسب و کاري، منافع مادي و غيرمادي و البته هزينه‌هاي خاص خودش را در پي خواهد داشت. سؤال اين است که ارزش نهايي واقعي (يعني منافع مادي منهاي هزينه‌ها) كدام يك از اين ايده‌ها بزرگ‌تر است؟ با سرمايه‌گذاري مالي مشابه يا سرمايه‌گذاري وقت و انرژي يکسان از کدام ايده مي‌شود پول بيش‌تري درآورد؟ آيا ارزش حاصل شده، مطابق انتظار شما هست؟ يک نکته‌ي بسيار مهم اين است که ملاک ارزش لزوما عدد ريالي سود حاصل از کسب و کارمان نيست. خيلي وقت‌ها ممکن است پول زيادي در نهايت براي‌مان نماند؛ اما احساس رضايت دروني که از طراحي و توليد يک محصول يا خدمت عالي به‌دست مي‌آوريم کافي باشد تا کل ماجرا براي‌مان بيارزد. بنابراين خيلي خلاصه بگويم احتمالا اين‌جا هم شهود پاسخ بهتري به ما مي‌دهد: فکر کنيد با دنبال کردن هر ايده، در آخر کار، چقدر احساس خوب خواهيد داشت!

ايده‌اي که از هر سه آزمون سربلند بيرون بيايد، طبيعتا ايده‌ي برتر خواهد بود. اما اگر بخواهيم اين سه آزمون را اولويت‌بندي بکنيم، به‌ترتيب نتايج آزمون ارزش، اندازه‌ي بازار و نسبت درآمد به هزينه را در نظر بگيريد. البته بايد بگويم در نهايت البته باز هم با تکيه بر احساس و شور دروني‌تان، مي‌توانيد درست‌ترين تصميم ممکن را بگيريد!