نگاهی به مدل‌های کسب و کار تولید محتوا در فضای حرفه‌ای ـ تخصصی (4): کپی‌رایتینگ

هفته‌ی پیش در مورد اولین و مشهورترین مدل کسب و کار تولید محتوا یعنی تبلیغات با هم صحبت کردیم. گفتیم که اگر صرفا با هدف کسب درآمد از تبلیغات وارد بازار تولید محتوا می‌شوید، هدف‌گذاری‌تان چندان واقع‌بینانه نیست و به‌تر است به فکر راه‌کارهای دیگری باشید. امشب می‌خواهیم در مورد راه‌کاری صحبت کنیم که می‌تواند گونه‌ای از تبلیغات محسوب شود؛ اما مفهوم آن هنوز خیلی در بازار تولید محتوای ایران (به‌ویژه در فضای آن‌لاین) جا نیفتاده است. از کپی‌رایتینگ صحبت می‌کنم.

کپی‌رایتینگ چیست؟ تعریف ویکی‌پدیا را با هم مرور کنیم: کپی‌رایتینگ عبارت است از نوشتن یک متن (Copy = متن مکتوب قابل انتشار در مدیوم‌های مختلف از جمله کتاب، مجله، وب و …) به‌منظور استفاده از آن برای اهداف تبلیغاتی و بازاریابی. متن (Copy) در این‌جا لزوما باید بتواند فردی را برای خرید  محصولی قانع کند یا روی باورهای وی تأثیرگذار باشد.” (ترجمه با کمی ویرایش) بنابراین می‌توان گفت کپی‌رایتینگ هنر نوشتن تأثیرگذار بر مخاطب است.

مدل کسب و کار تبلیغات، معمولا به‌دنبال کسب درآمد از نمایش آگهی در کنار محتوا است (حتما بنرهای تبلیغاتی بالا و پایین و سمت راست و چپ سایت‌های پربیننده‌ی ایرانی را دیده‌اید.) افراد حرفه‌ای‌تر از تبلیغات در فید وب‌سایت و خبرنامه‌های الکترونیکی‌شان استفاده می‌کنند. اما در نهایت تبلیغات، تبلیغات است: رساندن مستقیم این پیام به مخاطب که محصول / خدمت ما برای نیاز شما به‌ترین انتخاب است! (چه واقعا نیازی دارید و چه نه!) یکی از نقاط ضعف تبلیغات همین پیام‌رسانی مستقیم است و همین مسئله، از جایی به‌بعد زمانی که شما به تعداد مخاطب قابل قبولی رسیده‌اید و وقت درآمدزایی‌تان است، باعث نارضایتی شدید مخاطبان‌تان می‌شود (یادآوری مجدد: وب‌سایت‌های عمومی و پربیننده را فراموش کنید؛ درباره‌ی وب‌سایت‌های نیمه‌تخصصی تا تخصصی صحبت می‌کنیم.)

کپی‌رایتینگ اما به‌دنبال تأثیرگذاری مستقیم روی مخاطب نیست. کپی‌رایتینگ هنر چیدن کلمات در کنار هم برای رساندن مخاطب به نتیجه‌ای است که کپی‌رایتر / نویسنده در ذهن دارد. به‌عبارت دیگر، کپی‌رایتر مخاطب متن را به‌گونه‌ای پیش می‌برد که خود او بدون هیچ اجبار بیرونی به این نتیجه برسد که محصول / خدمت مورد نظر را لازم دارد، به‌ترین است و باید آن را بخرد / باورهای نادرستی دارد و باید این باورها را تغییر دهد! این هنر، البته هنر کمی نیست و نیازمند تسلط بسیار زیاد بر نوشتن، واژه‌ها، زبان و ادبیات، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی، هنر و مبانی کسب و کار است. کپی‌رایتر باید بتواند بسته به موقعیت و نیاز، از انواع استدلال‌ها و شرح و بیان‌ها برای قانع کردن مخاطب‌ش بهره بگیرد. کپی‌رایتر در عین حال باید داستان‌گوی خوبی باشد. تفکر خلاق و سیستمی (و البته مفهوم جذاب این روزها یعنی تفکر دیزاین / طراحی) یکی از شایستگی‌های اصلی است که هر کپی‌رایتری باید داشته باشد.

اما در عمل در بازار تولید محتوای ایران کپی‌رایتینگ تنها به رپورتاژ آگهی‌هایی که متن آن هم توسط خود فرد صاحب آگهی نوشته می‌شود، تقلیل یافته است. شاید به‌ترین نمونه‌های کپی‌رایتینگ، معرفی گجت‌های جدید در سایت‌های فناوری است که البته قضاوت در مورد کیفیت و تأثیرگذاری آن‌ها بحث دیگری است (علی‌الحساب به‌نظر می‌رسد بسیاری‌ از این مطالب یا ترجمه‌ی مستقیم محتوای انگلیسی هستند یا با گرته‌برداری از ساختار محتوای سایت‌های فناوری خارجی نوشته می‌شوند و اصلا مطابق سلایق مخاطبین داخلی سفارشی نمی‌شوند.) این البته تنها بخشی از مشکلات فضای کپی‌رایتینگ در ایران از سوی تولیدکنندگان است. به‌ویژگی‌هایی یک کپی‌رایتر در بند قبل کمی دقت کنید و در ذهن‌تان متن‌های تبلیغاتی را که احتمالا به‌صورت روزمره می‌بینید و می‌خوانید مرور کنید تا دریابید مشکلات ما تا چه اندازه جدی است.

یکی از مشکلات دیگری که همیشه مرا رنج داده و می‌دهد، ضعف شدید ادبیات فارسی است. استفاده از انواع و اقسام واژه‌های انگلیسی (که بسیاری از آن‌ها معادل‌های جاافتاده‌ی زیبایی در زبان فارسی دارند)، ضعف شدید در دستور فارسی و بدتر از آن داشتن اغلاط املایی بسیار، دایره‌ی محدود واژگان، استفاده‌ی ضعیف از علائم سجاوندی و … همگی از عواملی هستند که متن‌های کپی‌رایتینگ ما را غیرپاکیزه و سخت‌خوان می‌کنند.

نکته‌ی مهم ماجرا این‌جاست که وفور آگهی‌های رپورتاژی (در قالب همین رپورتاژهای مطبوعاتی و آن‌لاین) حکایت از آن دارد که کپی‌رایتینگ از بازار نسبتا مناسبی (به‌صورت حداقلی) برخوردار است و احتمالا مشکل این‌جاست که مفهوم کپی‌رایتینگ هنوز به‌معنای واقعی آن (بیش‌تر از سوی تولیدکنندگان محتوا) شکل نگرفته است. البته تجربیات موفقی در زمینه‌ی کپی‌رایتینگ در داخل کشور داشته‌ایم و کپی‌رایترهای بسیار توان‌مندی را نیز داریم؛ اما مثل بسیاری از حوزه‌های تخصصی دیگر، مشکل ورود افراد غیرمتخصص در زمینه‌ی تولید محتوا (که حتی توانایی درست‌نویسی فارسی را هم ندارند؛ چه برسد به تولید محتوای تأثیرگذار!) ممکن است روی شکل‌گیری این مفهوم تأثیر منفی بگذارد.

نکته‌ی دیگری که باید به آن بپردازیم این است که برای کپی رایتر بودن شما لزومی ندارد حتما یک وب‌سایت پربیننده داشته باشید؛ بلکه با داشتن “هنر نوشتن تأثیرگذار” و البته داشتن مهارت “شبکه‌سازی حرفه‌ای” می‌توانید از این مدل کسب و کار کسب درآمد کنید. کپی‌رایتینگ صرفا در محیط وب هم معنادار نیست و شما می‌توانید به‌صورت بالقوه در زمینه‌های زیر از کپی‌رایتینگ درآمد به‌دست آورید:

  • متن خبرنامه‌های ایمیلی کسب و کارها؛
  • متن وب‌سایت‌ها / محتوای وب‌لاگ‌های سازمانی کسب و کارها / سازمان‌ها / مؤسسات (نظرتان در مورد همکاری با یک طراح وب‌سایت حرفه‌ای چیست؟)
  • خبرنویسی و تولید محتوای روابط‌عمومی کسب و کارها؛
  • متن رپورتاژ آگهی‌های آن‌لاین و‌ آف‌‌لاین؛
  • متن و سناریوی آگهی‌های چندرسانه‌ای آن‌لاین / آف‌لاین، پادکست، تبلیغات تلویزیونی، رادیویی و …؛
  • محتوای پست‌های رسانه‌های اجتماعی کسب و کارها؛
  • متن اقلام تبلیغاتی مکتوب کسب و کارها / سازمان‌ها / مؤسسات (اعم از بروشور، کاتالوگ، بیل‌بورد و …)؛
  • و هر جای دیگری که به متن تأثیرگذار بر مخاطب نیاز باشد و بابت آن به شما پول بدهند!

بازار کپی‌رایتینگ در ایران هنوز بازار بکری است. اگر توانایی تولید محتوای تأثیرگذار دارید، توصیه‌ می‌کنم به این مدل کسب و کار (چه در قالب فردی و در چه قالب کسب و کاری) فکر کنید. اما لطفا قبل از ورود به این حوزه‌ی کاری از داشتن حداقل شایستگی‌های لازم برای “کپی‌رایتر” شدن، اطمینان حاصل کنید!

لینک‌های هفته (۱۸8)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

بی‌کاران کجائید؟ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

گروه مجلات همشهری – جذابیت پنهان زندگی

ایسنا – امروز و فردا کردن در کارها ژنتیکی است؟!

ایسنا – هیچ چیز جای نوشتن را در یادگیری نمی‌گیرد

ایسنا – استرس، خیلی مسری است!

مدیریت کسب و کار:

جفری جانسون (روایت جالب شیث از تجربه‌ی کار در یک شرکت اروپایی)

تله‌های استراتژی (ابراهیم حیدری؛ در مسیر افق)

وبلاگ بهروز صمدی – کوک بودن با همکاران

مزیت‌های پیشگام نبودن در بازار

وای فای رایگان از کیفیت قهوه مهم‌تر است

اقتصاد:

مارکس تازه ای ظهور کرده است؟

اقتصاد آنلاین – چالش‌های مجوز کسب‌و‌کار در ایران

اقتصاد آنلاین – وداع با «نوبلیست ضد تحریم» (مرگ گری بکر …)

اقتصاد آنلاین – اقتصاددان کاشف راز بحران‌های مالی؟

کارت «سهمیا» جایگزین یارانه نقدی می‌شود | سایت طلا

آمار کسب و کار و اقتصاد:

هزینه زندگی 33 هزار نفر صرف واردات یک ماشین لوکس می‌شود (آمارهایی جذاب از وضعیت توزیع ثروت در ایران)

83 درصد مردم ایران کارشان را دوست ندارند و  ۴۰ درصد جویندگان شغل ترجیح می‌دهند با پارتی‌بازی کار پیدا کنند/ گروه‌هایی که ۲ سال در جستجوی کارند

اقتصاد آنلاین – سپرده‌های بانکی مردم ایران چقدر است؟+جدول

اقتصاد آنلاین – 40 میلیون نفر در ایران کار نمی‌کنند!+جدول

نظافت‌چی و لیسانس رشته بازرگانی حقوق یکسان می‌گیرند/ نجارها بیشتر درآمد دارند یا حقوقدان‌ها؟

فاوا در جهان:

ايتنا – بالاترین دستمزدها برای مهارت‌های مختلف حوزه فناوری

Google Now به صورت هوشمند جیب‌هایتان را خالی می‌کند! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

سیمانتک معتقد است که دوران آنتی ویروس‌ها بخاطر ناکارآمدی به سر رسیده است – زومیت

رقابت بر سر تحویل سریع‌تر/ گوگل و آمازون کالاهای خرید آنلاین را همان روز به دست مشتریان می‌رسانند

سیاست جدید اوراکل: معاوضه نرم‏‌افزار با خدمات پردازش ابری – ایستنا

فاوا در ایران:

طرح شناسایی مشاغل حوزه ICT کلید خورد/ شناسایی 100 عنوان شغل

ايتنا – ادعای مرکز رسانه‌های دیجیتال وزارت ارشاد: کیبرد، کیس، اسکنر، و پرینتر کالاهای فرهنگی است!

رسانه‌های اجتماعی:

آمازون روی توییتر هم کالا می‌فروشد (ایده‌اش عااالیه!)

امکان حذف مزاحمان در توییتر

فوراسکوئر متحول می‌شود – ایستنا

فناوری همراه:

با افزونه «گوگل پلی به کافه بازار»، راحت‌تر برنامه‌های اندرویدی را دانلود کنید! » کاوشگر (رضا معلمی)

با استفاده از نرم‌افزار Andy، اندروید را بر روی کامپیوتر شخصی‌تان تجربه کنید – زومیت

آمار فاوا:

بازار راهکارهای مدیریت ارتباط با مشتری از ۲۰ میلیارد دلار گذشت – ایستنا

ايتنا – 7 میلیارد مشترک موبایلی تا پایان سال ۲۰۱۴

ايتنا – استفاده کارکنان شرکت‏‌ها از نرم‌افزارهای آفیس کاهش یافته است

نگاهی به مدل‌های کسب و کار تولید محتوا در فضای حرفه‌ای ـ تخصصی (3): تبلیغات آخرین گزینه است

از امشب وارد فضای بررسی مدل‌های کسب و کار تولید محتوا می‌شویم.پیشنهاد می‌کنم اگر بخش‌های اول و دوم این سلسله یادداشت‌ها را مطالعه نکرده‌اید ابتدا آن‌ها را بخوانید.

اولین مدلی که بررسی می‌کنیم “تبلیغات” است. تقریبا اولین گزینه‌ای که در فضای تولید محتوا و به‌ویژه کسب و کارهای اینترنتی مطرح می‌شود. مدل کسب و کاری که بسیار آسان به‌نظر می‌رسد: ما محتوا تولید می‌کنیم => کاربر جذب می‌کنیم => بازدیدکننده‌های‌مان بالا می‌روند => می‌توانیم از تبلیغات استفاده کنیم و درآمد کسب کنیم.

این معادله بسیار ساده به‌نظر می‌رسد؛ اما تجربه نشان می‌دهد که ماجرا به‌همین آسانی‌ها هم نیست. در واقع به‌نظر می‌رسد هنوز این گزینه آن‌قدرها هم درآمدزا نیست. شاید به‌ترین نمود این مسئله نارضایتی صاحبان برخی از پربازدیدترین وب‌سایت‌های ایرانی از میزان درآمدزایی سایت‌شان با مدل کسب و کار تبلیغات باشد (البته حساب سایت‌های بسیار پربازدید رتبه‌بندی الکسا جدا است. در این‌جا در مورد سایت‌های عمومی حرف نمی‌زنیم؛ تمرکزمان روی سایت‌های دارای محتوای تخصصی است.)

اما چرا مدل تبلیغات که در نظر اول بسیار ساده به‌نظر می‌رسد در عمل چندان کار نمی‌کند؟ اصل ماجرا این‌ است که تبلیغات یکی از ابزارهای ارتقا / ترفیع (Promotion) کسب و کارها است. هر کسب و کاری برای فروش باید خودش را به مشتریان‌ش نشان بدهد یا به‌عبارت دیگر، مشتریان‌ش باید بدانند که این کسب و کار با این محصولات و خدمات در این دنیای فانی حضور دارد و ابزار این کار ارتقا است که تبلیغات تنها یکی از زیرمجموعه‌های آن محسوب می‌شود. ارتقا، فروش مستقیم نیست و زمینه‌ساز آن است. بنابراین باید رابطه‌ی معقولی میان میزان هزینه‌های ارتقا با میزان فروش ایجاد شده توسط آن وجود داشته باشد. یعنی چند نفر از طریق روش‌های ارتقا با کسب و کار من آشنا می‌شوند و چند درصد از آن‌ها مشتری کسب و کار من می‌شوند (این نسبت شاید در عمل عددی بین صفر تا ده یا بیست درصد باشد.) بودجه‌ی ارتقا (که باز هم تأکید می‌کنم تنها یکی از مکانیسم‌های اجرایی آن تبلیغات است) در این روزهای رکود بسیار محدودتر از قبل شده و کسب و کارها چاره‌ای ندارند که در مصرف آن بسیار دقت کنند.

اما یک سؤال کلیدی‌تر دیگر هم در این‌جا وجود دارد که معمولا نادیده گرفته می‌شود: چه نوع کسب و کارهایی به تبلیغات نیاز دارند؟ شاید پاسخ اولیه‌‌ی همه‌ی ما این باشد که تمامی کسب و کارها! اما دنیای واقعی این‌گونه نیست. کسب و کارهای بسیاری هستند که بودجه‌ی تبلیغاتی آن‌ها صفر ریال است؛ اما جزو پردرآمدترین کسب و کارهای کشور محسوب می‌شوند. گفتیم که هدف تبلیغات، کشف کسب و کار ما توسط مشتری است. بنابراین وقتی مشتری کسب و کار را بشناسد یا زمانی که دامنه‌ی مشتریان کسب و کار تا آن اندازه محدود است که مشتریان بالاخره مجبورند خودشان آن را پیدا کنند، نیازی به تبلیغات نیست! (مدل اقیانوس آبی را که یادتان هست!) بنابراین، تبلیغات، معمولا خاص کسب و کارهایی است که با مشتری انبوه در فضای رقابتی سر و کار دارند (البته سایر کسب و کارها هم به آن نیاز دارند؛ اما لزوما نه برای جذب مشتری!)

اما وقتی من در یک فضای تخصصی مطلب تولید می‌کنم، طبیعتا تعداد مخاطبین محدودتری دارم. البته این مخاطبان می‌توانند افرادی متخصص باشند. اما در چه حالتی برای یک کسب و کار می‌صرفد روی وب‌سایت من یا در قالب محتوای تولیدی من، کالا یا محصول خود را تبلیغ کند؟ دلیل کار نکردن تبلیغات در وب‌سایت‌های غیرعمومی و تخصصی / نیمه‌تخصصی ایرانی دقیقن این‌جاست. تبلیغات توسط من چه ارزش افزوده‌ای برای کسب و کار / فرد مشتری من تولید می‌کند؟ به‌نظرم این سؤال می‌تواند ما را یک قدم به حل مشکل نزدیک‌تر بکند.

در نگاه اول، تنها پیشنهاد ارزش مدل کسب و کار “تبلیغات”، دیده شدن پیشنهاد ارزش دیگران است! “مشتری جان شما تبلیغات‌ات را به من می‌دهی و بعد هزاران مشتری بالقوه این تبلیغات را می‌بینند!” اما ماجرا به‌همین سادگی نیست. یک بار و دو بار و ده بار که مشتری به شما تبلیغات داد و اثربخشی ندید، دیگر به‌سراغ شما نمی‌آید و دیگران را هم از این کار منع می‌کند (باز هم دارم تأکید می‌کنم وب‌سایت‌های عمومی که در آن‌ها تبلیغات ثابت می‌بینید را فراموش کنید!) چاره‌ی این مشکل هم البته بسیار ساده است: هر روز یک تبلیغ جدید. تبلیغات کوتاه‌مدت! با قیمت‌های نجومی. اما بالاخره یک جایی این راه هم از کار می‌افتد! و باز روز از نو.

اما مشکل مدل کسب و کار تبلیغات تنها در فروختن “تبلیغات” به کسب و کارها نیست. مشتری اصلی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌ها و خلاصه هر پلت‌فرم تولید و عرضه‌ی محتوا، خوانندگان و مصرف‌کنندگان آن هستند. تبلیغات حتی در ذهن وفادارترین مخاطبان شما هم ارزش “برند” شما را پایین‌تر می‌آورد (انتظار می‌رود یک متخصص حرفه‌ای از تولید محتوا برای به‌اشتراک‌گذاری دانش و تجربیات و برندسازی شخصی استفاده کند! درستی یا غلطی این انتظار بحث دیگری است.) بنابراین همیشه یک نقطه‌ی بهینه در جذب تبلیغات وجود دارد که کشف آن هم نیازمند تحقیق و تحلیل و تجربه است.

این همه حرف زدیم و آخر متوجه نشدیم که پس باید چه کنیم؟ خیلی ساده: اگر به‌امید درآمدزایی (و حتی پول‌دار شدن!) از طریق تبلیغات وارد فضای تولید محتوای تخصصی شده‌اید، به‌تر است حداقل در کوتاه‌مدت این گزینه را فراموش کنید. راه‌های به‌تری برای کسب درآمد وجود دارد که در قسمت‌های بعدی به آن می‌پردازیم.

اما اگر اصرار دارید که از تبلیغات درآمدزایی خوبی داشته باشید، پیشنهادم این است که روی پیشنهاد ارزش تبلیغی که ارائه می‌دهید، تمرکز کنید. تحلیل‌ش کنید، توسعه‌اش دهید، آزمون‌ش کنید و به‌بودش دهید تا به پیشنهادی ارزشی برسید که برای شما اقیانوس آبی را ایجاد کند که گزینه‌ی اول کسب و کارها برای ارتقای کسب و کار خود از طریق محتوای تولیدی خود و جامعه‌ی مخاطبان‌تان باشید!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۲6): از ستاره بودن تا ستاره ماندن!

 

“این سومین سالی است که ما در کورس رقابت هستیم. ما همیشه صحبت‌هایی را راجع به داوران می‌شنویم. انگار همیشه همه منتظر کوچک‌ترین فرصتی هستند که بگویند کار یوونتوس تمام شده یا این تیم به‌اندازه‌ی قبل خوب نیست و چنین حرف‌هایی. ولی ما هنوز هم مثل قبل هستیم. اصلا آسان نیست که در نزدیکی صدر جدول باشی. یک سرمربی باید یک روانشناس خوب باشد و مثل بازیکنان‌ش فکر کند. من گفته بودم که امسال کار سختی داریم. چون تیم‌های دیگر جام‌های زیادی برای فتح کردن دارند و ما جام های زیادی برای از دست دادن. به‌همین خاطر هم گفته بودم که کسی که به پیروزی نرسد، ناکام مانده است.” (آنتونیو کونته ـ سرمربی یوونتوس؛ این‌جا)

برنده شدن و ستاره شدن، سخت‌ترین کار دنیا است. خیلی از ما در همین مسیر از راه باز می‌مانیم. خیلی از ما تمام همت و آرزوی‌مان را رسیدن به آن قله‌ی دوردست گذاشته‌ایم. اما چیزی که در این میان فراموش می‌شود این است که خیلی وقت‌ها موفق شدن، در رقابت است که معنادار است و بردن یکی، به‌معنای باخت آن دیگری است. اما ما عادت داریم باخت را در زمان باختن ببینیم نه در زمان رقابت! حرف‌های جالب کونته روی همین نکته دست گذاشته است: این‌که همان‌قدر که تو می‌توانی ببری، دیگران هم می‌توانند ببازند و همان‌قدر که دیگران می‌توانند ببرند، تو هم می‌توانی ببازی!

اما کونته نکته‌ی مهم دیگری را هم گفته است که به جنبه‌ای معمولا نادیده انگاشته‌ شده‌ی “برندینگ” در ارتباط است: حفظ “برند” از ساختن آن سخت‌تر و مهم‌تر است. برندها با دو عنصر بسیار مهم گره خورده‌اند: انتظار و احساس. هر دو عنصر در فوتبال به‌خوبی نمایان هستند.

  • عنصر انتظار با پیشنهاد ارزش یک برند در ارتباط است: این‌که این برند چه منفعتی را برای مشتری می‌آفریند. بیایید به فوتبال نگاه کنیم. اغلب “برند”های بزرگ فوتبال دارای سبکی خاص هستند که با آن شناخته می‌شوند و به همین دلیل مورد علاقه‌ی هواداران‌شان هستند: توتال فوتبال بارسا، بازی فیزیکی تیم‌های ایتالیایی، بازی فانتزی تیم ملی برزیل و سبک بازی شناور فوتبال هلندی را به‌یاد بیاورید. کونته به‌همین موضوع اشاره می‌کند. یک نکته‌ی مهم در این میان این است که پیشنهاد ارزش باید حداقلی از ویژگی‌ها / انتظارات را محقق کند تا هم‌چنان مورد رضایت هواداران / مشتریان باشد. این یعنی ثبات رفتار و عملکرد که سخت‌ترین کار دنیا است!
  • تجربه‌ی احساسی برند اما وجه دیگری از ماجرا را نمایان می‌کند. وجهی که در دنیای فوتبال به‌شدت معنادار است. اگر فوتبالی باشید، حتمن می‌داند از چه سخن می‌گویم: غرور و شادی پیروزی‌ها و اشک و درد ناشی از شکست‌ها. ما تیم‌های مورد علاقه‌مان را با تجربه‌ی احساسی که با آن‌ها داشته‌ایم به‌یاد می‌سپاریم. خاطره عنصری از ذهن ما انسان‌ها است که با احساس پیوندی ویژه دارد و به‌همین جزوی مهم از مسیر زندگی ما است. ما عاشق تیم‌مان می‌شویم چون احساس خوبی در ما می‌آفریند، به ما غرور و هویت می‌دهد و در ما شادی و شور و هیجان می‌آفریند. و باز همین‌جا است که یک برند لازم است به ساختن و ثبات این تجربه‌ی احساسی فکر کند!

به‌گمانم یکی از بزرگ‌ترین عوامل شکست بزرگ‌ترین برندهای دنیا، نداشتن ثبات در ارزش و احساس است. فراموش‌شان نکنیم!

لینک‌های هفته (۱۸7)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

شما چه جور آدمی هستید؟ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

چرا ما انسان های مدنی نیستیم؟ | محمدحسین میرمجیدی

چطوری خطاهای کارمون رو به حداقل برسونیم؟ (نادر خرمی راد)

بهترین زمان و شرایط برای موفقیت (احسان طریقت؛ یک رهجو)

هفت عادتِ مشترکِ تمامِ آدم‌های جالب – شبگار

مدیریت کسب و کار و سرمایه‌گذاری:

تقیه سازمانی(شهرام کریمی عزیز که این هفته بعد از مدت‌ها در یادداشت‌های صنایعی نوشت!)

ظهور تحلیل‌گران کسب‌وکار در حوزه IT | شرکت نرم‌افزاری همکاران سیستم(ترجمه‌ی خوبی ندارد؛ اما خواندنی)

رقابتی‌ترین کشورهای دنیا در زمینه استعداد

ایده‌ های خوبی ندارید؟ با کسی کار کنید که دارد! – بیزینس ترند

اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – رؤیای 1.5 میلیون تومانی مرد کارگر(بخونید!)

اقتصاد آنلاین – نرخ جدید سود سپرده‌های بانکی +جدول

اقتصاد آنلاین – 7 دلیل ریزش بنگاه‌های کوچک

اقتصاد آنلاین – رئیس بانک مرکزی: هرگز ارز به بازار تزریق نمی‌کنیم 

اقتصاد آنلاین – تورم تک‌رقمی تا پایان سال 95 (مصاحبه‌ی دکتر نیلی)

آمار کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – پنج کشور عمده مقصد صادرات ایران؟

اقتصاد آنلاین – جمعیت ایران 77.4 میلیون نفر شد

ایران رکورددار ثبت شرکت در آسیا است

اقتصاد آنلاین – 5میلیون نفر دوشغل دارند؛ 2.5میلیون بیکار

اقتصاد آنلاین – 22 درصدجمعیت ایران بیمه نیستند

فاوا در جهان:

استیو جابز تأثیرگذارترین شخص 25 سال اخیر به انتخاب شبکه CNBC – زومیت

چگونه می‌توان یک دکمه‌ به گوشی اندروید اضافه کرد؟ (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

صفحه کلیدهای آینده به بازار می‌آیند/ در هوا تایپ کنید! 

با دوستان مجازی دست دهید/ ساخت دست مصنوعی با گرمای واقعی  

اسکایپ سرویس چت ویدیویی گروهی را برای برخی پلتفرم‌ها رایگان کرد و بقیه نیز در آینده‌ی نزدیک رایگان می‌شوند – زومیت

فاوا در ایران:

پیام دبیر کل ITU به مناسبت روز جهانی مخابرات – ایستنا

وعده‌ها و افت جایگاه جهانی ایران در حوزه ICT

گفت‌وگو با مدیران اپراتور دوم تلفن ثابت «مگ‌تل»: تعریف تلفن را تغییر می‌دهیم – ایستنا

اقتصاد آنلاین – کاغذ از سیستم مالی دولت حذف شد +سند

رسانه‌های اجتماعی:

ما و شبکه‌های اجتماعی (تحلیلی خواندنی)

آیا می‌دانید شما برای فیس‌بوک چند دلار می‌ارزید؟! (فارنت)

احتمال تعطیلی گوگل پلاس قوت گرفت (واقعا؟)

آمار فاوا:

ارزش بازار جهانی IT در سال 2014 به 3.8 تریلیون دلار می‌رسد – ایستنا

آیا می‌توانید حدس بزنید پرفروش‌ترین گوشی جهان تاکنون چه گوشی بوده است؟ 

ايتنا – خدمات آی تی در میان کسب و کارهای تجاری همچنان پرتقاضا است

معاون وزیر ارتباطات از درآمد 140هزار میلیارد ریالی اپراتورهای همراه در سال 92 خبر داد – ایستنا

دردسر یک تغییر نام؛ هزینه 3.6 میلیون دلاری ژیائومی برای خرید دامنه اینترنتی دو حرفی!

نگاهی به مدل‌های کسب و کار تولید محتوا در فضای حرفه‌ای ـ تخصصی (2)

هفته‌ی قبل بحثی را آغاز کردم درباره‌ی مدل‌های کسب و کار تولید محتوا در دنیای متخصصان حرفه‌ای (این‌جا.) قرار شد که این بحث‌ را دوشنبه‌ها دنبال کنیم. امشب می‌خواهم کمی به مقدمات بحث اصلی بپردازم. این‌که با چه روشی می‌توانیم مدل‌های کسب و کار تولید محتوا را کشف کنیم.

بیایید کمی به این اصطلاح “مدل کسب و کار” دقیق‌تر نگاه کنیم. پیش از این درباره‌ی این‌که مدل کسب و کار چیست و به چه دردی می‌خورد، توضیحات مفصلی در گزاره‌ها نوشته‌ام (این‌جا را ببینید.) آن چیزی که در این‌جا به بحث ما مربوط است پاسخ به دو سؤال اصلی است:

اول ـ مدل کسب و کار چیست؟ مدل کسب و کار به‌زبان خودمانی روش پول درآوردن ما از کاری است که داریم انجام می‌دهیم. البته منظورم نفس پول گرفتن نیست (کسب و کار به این سادگی‌ها هم نیست!)؛ بلکه روشی است که به‌کمک آن چیزی را در اختیار مشتری قرار می‌دهیم که حاضر باشد بابت آن پول پرداخت کند. اگر بخواهیم کمی جدی‌تر و علمی به ماجرا نگاه کنیم، باید بگوییم که: “مدل کسب و کار عبارت است از روشی که با آن ورودی‌های کسب و کار (مواد اولیه، دانش فنی و اطلاعات، ماشین‌آلات و تجهیزات و …) به خروجی‌‌های قابل فروش به مشتری (یعنی محصولات و خدمات) تبدیل می‌شوند و سپس برای فروش به مشتری ارائه می‌شوند.” این تعریف شاید ساده به‌نظر برسد اما چند سؤال کلیدی در دل آن وجود دارد که خلاصه‌ی هر کسب و کاری است:

1- مشتری کیست، چه نیازی دارد و بابت چه چیزی پول می‌دهد؟

2- مشتری چطور ما را پیدا می‌کند (یا برعکس ما چگونه مشتری را پیدا می‌کنیم؟)

3- ما چه “چیز”ی داریم که به مشتری عرضه کنیم و از او پول دریافت کنیم؟

4- چطور آن “چیز” را طراحی، تولید و عرضه می‌کنیم؟

5- چرا مشتری باید از ما بخرد و نه کسب و کار رقیب‌مان؟

اما از آن‌جایی که این سؤالات در حالت عادی بیش‌تر مفهوم‌ساز هستند تا اجرایی، برای تحلیل مدل کسب و کار باید از ابزار چارچوب بوم مدل کسب و کار استفاده کرد. بوم مدل کسب و کار ابزاری فوق‌العاده برای تحلیل سؤالات فوق و پاسخ‌گویی درست به آن‌ها است که پیش از این آن را در این‌جا معرفی کرده‌ام. شکل بوم کسب و کار را در شکل زیر می‌بینید:

همین‌جا یک تمرین خوب برای شما مطرح می‌کنم: رد 5 سؤال بالا را در بوم مدل کسب و کار پیدا کنید!‌ 🙂 حالا با کمک این ابزار می‌توانیم مدل‌های کسب و کار تولید محتوا را به‌تر تحلیل کنیم.

دوم ـ مدل کسب و کار تولید محتوا چه ویژگی‌های خاصی دارد؟ بدیهی است که تولید محتوا هم مثل سایر حوزه‌های کسب و کار در چارچوب بوم مدل کسب و کار قابل تحلیل است و از قوانین آن پیروی می‌کند. اما در هر حال هر حوزه‌ی کسب و کاری دارای ویژگی‌های خاص خودش است. بیایید در قالب همان 5 سؤال چند سطر بالاتر، به این حوزه که موضوع بحث ما است نگاهی بیاندازیم:

1- مشتریان تولید محتوا دو دسته‌اند: معمولا یک دسته به‌درستی تشخیص داده می‌شوند: خوانندگان که محتوا را مصرف می‌کنند تا چیزی یاد بگیرند یا از آن لذت ببرند (مثل شما خواننده‌ی عزیز این پست من.) اما مشتری دومی هم وجود دارد که عموما نادیده گرفته می‌شود؛ اما اصل درآمد تولیدکنندگان محتوای حرفه‌ای از آن‌هاست: هر فرد / سازمان / کسب و کاری که برای رسیدن به هدف‌های خود (از جمله: برندسازی، تبلیغات، تأثیرگذاری و جهت‌دهی به مخاطب و …) نیازمند محتوا (تخصصی / عمومی) باشد.

2- تولید محتوا یک کسب و کار ذاتا مبتنی بر کانال‌های ارتباطی است. برخلاف تقریبا تمامی کسب و کارها، در تولید محتوا خود محصول از کانال و رسانه‌ی توزیع آن جدا نیست. یعنی محتوا به‌محض قرار گرفتن در کانال قابل مصرف کردن است. بنابراین برای تحلیل این‌که مشتری چطور ما را پیدا کند / ما مشتری را پیدا کنیم، باید به تحلیل کانال‌های توزیع محتوا پرداخت.

3- مشخصا ما محتوا داریم. محتوا شامل هر چیزی است که پیامی را منتقل کند، با یکی از حواس پنج‌گانه در ارتباط باشد و ایده‌ای را در ذهن ما بنشاند یا احساسی را در درون ما تحریک کند (این تعریف اصلا علمی نیست و تعریفی شهودی است.) پس هم شعر و مینیمال و طنز محتوا محسوب می‌شود و هم مقالات علمی در تحلیل فیزیک کوآنتوم یا اصول موضوعه‌ی علم ریاضی! اما یک نکته نباید فراموش شود. ما معادله‌ای در این‌جا داریم: محتوا = چیزی که مشتری بابت آن پول بدهد! توجه کنید که به کیفیت محتوا کاری نداریم (به آمار پرفروش‌ترین کتاب‌های کشور توجه کنید!) البته ناامید نشوید! فروش محتوای باکیفیت البته خودش مدل کسب و کاری خاصی زیرمجموعه‌ی مدل‌های مورد نظر ما است.

4- چطور محتوا تولید می‌کنیم؟ با تحقیق و پژوهش و طراحی و نگارش و چیزهای دیگری شبیه این‌ها. فکر می‌کنم نیازی به توضیح بیش‌تر نیست!

5- تحلیل این‌که چرا مشتری باید از من بخرد نه رقیب‌م در حالت کلی کار سختی است؛ اما در هر حال با نگاهی به سؤال یک می‌توان گفت که دو عامل کلیدی “کیفیت محتوا” و “میزان تأثیرگذاری آن مطابق با نیازهای مشتری” دو مزیت رقابتی کلیدی محسوب می‌شوند.

حالا اگر بخواهیم به زبان بوم مدل کسب و کار به مدل کسب و کار تولید محتوا نگاه کنیم، با کمی دقت متوجه می‌شویم سه بخش از بوم مدل کسب و کار در این حوزه‌ اهمیتی بسیار کلیدی دارند:

همان‌طور که می‌بینید در مدل تولید محتوا سه عامل بسیار کلیدی‌اند:

1- چه محتوایی؟ (پیشنهاد ارزش)

2- برای چه کسی؟ (بخش‌بندی مشتریان)

3- از طریق چه کانالی توزیع / ارائه / منتشر می‌شود؟ (کانال‌ها)

البته در حالت کلی برای تحلیل یک نوع خاص از کسب و کار و نوآوری در آن باید تمامی بخش‌های 9 گانه‌ی بوم مدل کسب و کار را تحلیل کرد؛ اما در کسب و کار تولید محتوا سه عامل کلیدی بالا نقش اساسی را بازی می‌کنند. بنابراین تمرکز اصلی تحلیل‌های ارائه شده در بخش‌های بعدی این سلسله یادداشت‌ها روی این سه بخش از بوم مدل کسب و کار است (هر چند در یادداشت‌های بعدی خیلی به بوم مدل کسب و کار نمی‌پردازم تا تمرینی باشد برای شما که خودتان براساس نکات مطرح شده در مورد هر نوع مدل خاص کسب و کار تولید محتوا، بوم آن را رسم کنید!)

هفته‌ی آینده با هم به بررسی اولین مدل کسب و کاری تولید محتوا خواهیم پرداخت. 🙂

نگاهی به مدل‌های کسب و کار تولید محتوا در فضای حرفه‌ای ـ تخصصی (1)

مدت‌ها است که از افت کیفیت و کمیت وبلاگ‌ستان فارسی سخن گفته می‌شود. این‌که تا چند سال پیش در ایران چه تعداد وبلاگ و وبلاگ‌نویس وجود داشت و امروز دیگر وجود ندارد. این‌که دیگر آدم‌ها مینیمال‌نویس و مینیمال‌خوان شده‌اند و دیگر حوصله‌ای برای وبلاگ وجود ندارد. این‌که رسانه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها را نابود کرده‌اند و از آن‌جایی که مخاطبان وبلاگ‌نویس‌ها ـ و خود وبلاگ‌نویس‌ها ـ در رسانه‌های اجتماعی حضور دارند؛ دیگر همه ترجیح‌شان نوشتن در همان‌جایی است که همه دور هم هستند! (این واقعیت هم وجود دارد که در چند سال اخیر یکی از دلایل اصلی رشد و زنده ماندن وبلاگ‌ستان فارسی، زنده‌یاد گودر بود که با مرگ‌ش بسیاری از وبلاگ‌نویسان هم به‌دلیل از بین رفتن کلیدی‌ترین کانال ارتباطی و توزیعی خود، کرکره را پایین کشیدند!)

در مقابل، هروز شاهد ایجاد وب‌سایت‌های جدیدی هستیم که به‌نوعی هدف‌شان “تولید و عرضه‌ی محتوا” به مخاطبان است و موضوعات تحت پوشش آن‌ها از اخبار شروع می‌شود و تا مطالب بسیار تخصصی ادامه می‌یابد. این فضای نوین ـ برخلاف دوران وبلاگ‌نویسی ـ آدم‌ها مجبورند برای بقا هدف‌گذاری کنند و به‌دنبال جذب مخاطب باشند؛ و الا زحمات‌شان بی‌نتیجه رها می‌شود. همین است که انوع و اقسام روش‌های جذب مخاطب ـ از زردنویسی و دروغ‌نویسی گرفته تا تیترهای جنجالی و عکس‌های آن‌چنانی، لینک‌دزدی، کپی و پیست محتوا و … و البته در آخرین روش، حضور در شبکه‌های اجتماعی ـ همه روش‌هایی برای جذب مخاطبین میلیونی فضای وب فارسی شده‌اند. اما در این میان هم‌چنان مشکلی که باعث خاموشی بسیاری از وبلاگ‌های ایرانی شد، در میان این وب‌سایت‌ها هم دیده می‌شود.

از همان دوران گودر ـ که شاید ملاک قضاوت به‌تری در مورد رفتار وبلاگ‌نویسان ایرانی باشد ـ انگیزه‌ی اغلب وبلاگ‌نویسان میزان “لایک‌” و “هم‌خوان‌” شدن پست‌های‌شان در گودر بود. در واقع افراد هدف‌شان از نوشتن، خوانده شدن بود و لاغیر! (سایت معروف لایک‌خور یادتان هست؟) اگر اهل نوشتن باشید، می‌دانید که خوانده شدن تا چه حد حس خوبی دارد و چقدر به آدم انگیزه‌ی ادامه دادن می‌دهد. اما با بسته شدن گودر و پراکنده شدن اهل و خانواده‌ی آن در میان سایر رسانه‌های اجتماعی (و حتی ترک فضای وب توسط بسیاری از آن‌ها)، دیگر انگیزه‌ای برای نوشتن باقی نماند و نتیجه‌ی آن، کناره‌گیری بسیاری از آدم‌ها از نوشتن بود.

این مسئله در مورد وبلاگ‌های تخصصی بسیار حادتر بود. اغلب دوستان خوب من از خوانده نشدن گلایه داشتند و به این‌که مطالب تخصصصی و حرفه‌ای مخاطبی ندارند (این مسئله و گلایه‌های‌اش را امروز در رسانه‌های اجتماعی هم می‌توان دید.) ناراحت‌کننده است که بگویم به‌عنوان فردی که نزدیک به سه سال است در حد توان خودم وبلاگ‌های تخصصی در حوزه‌ی کسب و کار و فاوا را مرور می‌کنم و پست لینک‌های برتر هفته‌ را منتشر می‌کنم، در طول این سه سال شاهد ورود افراد بسیاری به فضای تخصصی نوشتن در این دو حوزه بوده‌ام که پس از مدتی به دلایل مختلف ـ که مهم‌ترین آن بی‌انگیزگی بوده است ـ دیگر خبری از آن‌ها و وبلاگ‌شان نبوده است. “نداشتن تداوم” به‌دلیل “کمبود انگیزه” که آن هم خودش ناشی از “نداشتن هدف صحیح” است، از نظر من مهم‌ترین مشکل وبلاگ‌نویسی تخصصی در ایران است.جالب است بدانید در طول این چند سال تنها وبلاگ‌هایی باقی‌مانده‌اند که از نوشتن‌شان هدفی داشته‌اند.

دقیقا همین معضل را در بسیاری از وب‌سایت‌های تولیدکننده‌ی محتوای امروزی ـ که جای‌گزین وبلاگ‌های تخصصی دوران قدیم شده‌اند ـ می‌توان مشاهده کرد. فرد یا افرادی به هر دلیلی کارشان را با قدرت آغاز می‌کنند؛ اما خیلی زود به‌دلیل عدم جذب مخاطبان کافی، عطای کار تولید محتوا را به‌ لقای‌اش می‌بخشند.

شخصا فکر می‌کنم وبلاگ‌هایی که باقی ماندند، حتی اگر شده به‌صورت ناخودآگاه برای کارشان هدف و مدل کسب و کاری داشتند. روی ناآگاهانه‌اش تأکید دارم؛ چرا که در همان روزها هم شاید هیچ‌کدام از ما به پول درآوردن از وبلاگ‌نویسی فکر نمی‌کردیم. اما در بلندمدت وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های ما اغلب به‌صورت غیرمستقیم ـ و  حتی به‌صورت مستقیم ـ زمینه‌ساز کسب درآمد شدند و همین، باعث تداوم و انگیزه‌ی بیش‌تر ما برای ادامه دادن شد. و دقیقا همین، عاملی است که باید مورد توجه تمامی تولیدکنندگان محتوای تخصصی در وب فارسی قرار بگیرد.

اما این‌جا باز هم مشکل دیگری رخ می‌نمایاند: این‌که متأسفانه اغلب افراد، تنها روش درآمدزایی که از “تولید محتوا” در قالب وب‌سایت یا وبلاگ می‌شناسند، گرفتن تبلیغات و پست‌های رپورتاژ است. این در حالی است که روش‌های متنوع دیگری هم برای کسب درآمد از تولید محتوا وجود دارد که بسیار درآمدزاتر از مدل کسب و کار مبتنی بر تبلیغات هستند. و به‌همین دلیل است که افرادی را می‌شناسم که درآمدشان از تولید محتوا بسیار بیش‌تر از پربینند‌ه‌ترین وب‌سایت‌های تخصصی ایرانی است.

در طول چند هفته‌ی آینده دوشنبه‌ها در گزاره‌ها در مورد این مدل‌های کسب درآمد از تولید محتوای تخصصی خواهم نوشت. لطفا با این سلسله نوشته‌ها همراه باشید. 🙂

لینک‌های هفته (۱۸5)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

رشد یا کمال؟ (ابراهیم حیدری؛ در مسیر افق) (عاااااااااااالی! شاید بتوانم بگویم مدت‌ها بود چنین مطلب فوق‌العاده‌ای نخوانده بودم. به‌ترین مطلب چند ماه اخیر!)

مراقب آرزوهای‌تان باشید

اقتصاد آنلاین – علت رواج دروغگویی در ایران

مدیریت کسب و کار:

زنگ خطر براي اصول كلاسيك بازاريابي (عاااااااااااااااااالی!)

گواهی جدید PMI در تحلیل کسب و کار (نادر خرمی‌راد) (جاالب!)

سندروم کار به جای خواب (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

تفاوت plan و schedule (نادر خرمی‌راد)

۸ کار که به بازاریابی شما صدمه می زند – بیزینس ترند

اقتصاد:

مهم‌ترین نتایج تئوریک علم اقتصاد در صدسال اخیر – مورد ۱ (لذت یادگیری اقتصاد)

رشد اقتصادی ۱.۵ و تورم ۱۵ تا ۲۰ درصدی در انتظار اقتصاد ایران طی سال ۹۳ (گزارش بانک جهانی)

ايجاد تورم تازه در اقتصاد يعني اعلام جنگ (سخنرانی خواندنی دکتر محسن رنانی)

اقتصاد آنلاین – یادداشت دکتر مسعود نیلی: نکاتی پیرامون تحولات بازار انرژی (این مقاله چند نکته‌ی جالب در مورد برنامه‌ریزی دارد که در کسب و کار هم کاربرد دارند!)

اقتصاد آنلاین – چه خطراتی متوجه اقتصاد جهان است؟

آمار کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – وام بانکی درایران ارزان‌تر از 123 کشور جهان

اقتصاد آنلاین – کاهش مصرف مواد غذایی خانوارها

مرکز آمار ایران اعلام کرد: افزایش ۱۹ درصدی قیمت فروش و ۱۸.۳ درصدی اجاره مسکن

آخرین آمار بیکاری اعلام شد: میانگین میزان بیکاری در زنان 41 درصد

اقتصاد آنلاین – تبلیغ درصداوسیما 180درصد گران‌تر ازیورونیوز!

علم و فناوری:

با همکاری چشم و مغز؛ زمان حال کش می‌آید! (عجیب و جالب …)

ضربه روحی هم ارثی است!

نوزادان زیر یک سال هیچ چیزی را فراموش نمی‎کنند

فاوا در جهان:

ادوارد اسنودن با استفاده از چه سیستم عاملی از دست سازمان ملی امنیت آمریکا در امان مانده است؟ Tails یک سیستم عامل ایمن در جیب شما! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

مریسا‌مِیِر درصدد تبدیل یاهو به موتور جستجوی پیش‌فرض ابزار‌های اپلی است – زومیت

فاوا در ایران:

مصوبات حوزه فضای مجازی بازنگری می‌شود/ تعیین تکلیف مجوزهای ترکیبی دستگاه‌های اجرایی

فهرست طرح‌های اولویت‌دار فاوا اعلام شد

واعظی: با فیلتر شبکه‌های اجتماعی به‌دلیل مسائل اقتصادی مخالفیم/ برای سرعت اینترنت ۱.۵ سال صبر کنید

فناوری همراه:

علی‌رغم فاصله‌ی 45 درصدی دانلود از گوگل‌پلی‌استور نسبت به اَپ‌استور، درآمد حاصل از اَپ‌استور 85 درصد بیشتر است – زومیت

مایکروسافت اپلیکیشن‌های آفیس آنلاین را برای استفاده در کروم منتشر کرد – زومیت

رسانه‌های اجتماعی:

واشینگتن‌پست: کوچ بلاگرهای ایرانی به شبکه‌های اجتماعی | رسانه‌های اجتماعی (جالب و تأمل‌برانگیز)

ايتنا – هر کاربر روزی ۱۴ بار سراغ توئیتر می‌رود (درباره‌ی استراتژی‌های موفقیت در رسانه‌های اجتماعی. این مطلب را حتما بخونید!)

اقتصاد رسانه‌های اجتماعی؛ ناهار، مجانی نیست! | رسانه‌های اجتماعی

خبرخوانی روی فیس‏بوک و توییتر | رسانه‌های اجتماعی

پنج شبکه‌اجتماعی نوظهور که روابط عمومی‌ها باید درباره آنها بدانند – ایستنا

4 استراتژي اثبات شده براي پيشي گرفتن کسب و کار کوچک شما در رقابت

به اين تجربه‌ي دردناک فکر کنيد: يک روز صبح که از خواب بيدار مي‌شويد ايده‌ي کسب و کارتان که شب‌هاي زيادي بيدار مانده‌ايد و به آن فکر کرده‌ايد و براي تحقق آن زحمات زيادي کشيده‌ايد، توسط فرد ديگري کپي‌برداري شده است. رقباي شما نه‌تنها ايده‌ي شما را کپي‌سازي کرده‌اند؛ بلکه آن را صيقل داده و جذاب‌تر ساخته‌اند. و بدين ترتيب شما در حال از دست دادن مشتريان خود هستيد.

اين بدترين اتفاقي است که مي‌تواند براي يک کسب و کار بيافتد. اما اين همه‌ي ماجرا نيست: در دنياي واقعي هم کسب و کاري که رقيب نداشته باشد، معمولا کم‌ياب است. هر کسب و کاري در دنياي واقعي با رقابت مواجه است و در نتيجه براي از دست ندادن سهم بازار و مشتريان‌اش بايد اقداماتي را انجام دهد. و حتي اگر در چنين شرايطي قرار نداريد، خطر رقبا را نبايد دست کم بگيريد: دير يا زود آن‌ها به‌سراغ شما هم خواهند آمد.

براي مقابله با تهديدهاي ناشي از رقابت، در اين مقاله 4 استراتژي قدرتمند را معرفي مي‌کنيم که به شما براي پيروزي در رقابت کمک خواهند کرد:

1- مفاهيم جديدي را به کسب و کارتان بيافزاييد که تقليد از آن‌ها دشوار باشد:

به صندلي‌تان تکيه دهيد و در مورد مفاهيم جديدي بيانديشيد که مي‌توانيد به کسب و کارتان اضافه کنيد. در مورد تنوع‌بخشي به کسب و کارتان و عرضه‌ي محصولات يا خدمات جديد براساس آن‌چه در آن قدرتمند هستيد، فکر کنيد. شما بايد به رقباي‌تان با ايده‌هاي جديد و شگفت‌آوري که کپي‌برداري از آن‌ها بسيار مشکل است، حمله کنيد.

مي‌توانيد از همکاران، مشتريان، دوستان و نزديکان‌تان براي يافتن ايده‌هاي جديد کمک بخواهيد. محصولات و خدمات رقبا را مطالعه کنيد تا ببينيد ايده‌هاي آن‌ها را بهتر کرد يا اين‌که چگونه مي‌توان با ترکيب آن‌ها با ايده‌هاي خودتان، به ايده يا مفهوم جديدي برسيد که هيچ‌کس قبلا به آن فکر نکرده است.

محصول يا خدمت‌ خودتان را هم از ابعاد مختلف بررسي کنيد تا ببينيد چطور مي‌توان کارکردهاي مختلف آن را بهتر کرد. يا اين‌که چطور مي‌شود استفاده از محصول را راحت‌تر ساخت. حتي مي‌توانيد با بررسي محصولات يا خدماتي که به‌ظاهر ربطي به کسب و کار شما ندارند هم ايده‌هاي جديدي را کشف کنيد (مثلا الگوبرداري از روش‌هاي فروش يک محصول.)

در دنياي واقعي کاربرد محصولات، صرفا به همان کاربرد معمول محدود نمي‌شود و بايد با خلاقيت، ايده‌پردازي و مشاهده و البته داشتن تجربيات نامتعارف، کاربردهاي محصول (و در نتيجه بازار فروش آن) را تا حد امکان گسترش داد.

بياييد دو مثال را با هم بررسي کنيم:

اول ـ يک خانم کارآفرين يک بخش معمولا پنهان يک فروشگاه لوازم دست دوم را کشف کرد: او متوجه شد مالکين، بخش مربوط به لباس‌هاي بچه‌ها و اسباب‌بازي‌ها فروشگاه را يک کسب و کار از دست رفته و مرده مي‌دانند. او بخش مربوط به لباس‌ها و اسباب‌بازي‌هاي دست دوم را از مالکين فروشگاه اجاره کرد و تمام عمليات آن را بر محصولات مربوط به کودکان متمرکز ساخت. کار او باعث شد تا يک “کسب و کار مرده” 1200 متر مربعي به يک استارت‌آپ 800 متر مربعي تبديل شود که در 6 ماه به سودآوري رسيد و توانست شعبه دومي را هم در يک نقطه پايين شهري ديگر احداث کند.

دوم ـ يک مکانيک خودرو فرايند طولاني و واقعا گران دريافت گواهي‌نامه‌ خريد و فروش خودرو را طي کرد تا بدين ترتيب بتواند با رفتن به بازار محلي خودرو، “بي‌ام‌و”هاي قديمي را خريداري کند. او نمي‌خواست خودِ اين خودروها را بفروشد. به‌جاي آن، او خودروها را اوراق کرد و يک فروشگاه قطعات يدکي را براي مالکان و مکانيک‌هاي بي‌ام‌و به‌راه انداخت.

اين دو مثال نشان مي‌دهند که پيدا کردن ايده‌هاي جديد براي کسب و کارتان آن‌قدرها هم کار سختي نيست. تنها کافي است دست به جستجو در زندگي روزمره خودتان و حوزه‌ي کسب و کاري که در آن فعاليت مي‌کنيد، بزنيد. خيلي زود به ايده‌هاي کسب و کاري بسياري برخورد خواهيد کرد که کسي تا به‌امروز به آن‌ها توجه نکرده است؛ چرا که مشتريان آن‌ها را از کسب و کارها نخواسته‌اند يا کسب و کارها نتوانسته‌اند آن ايده‌ها را به مشتريان بفروشند. در واقع مانند مالکين آن فروشگاه در حال مرگ لوازم دست دوم، بسياري از صاحبان کسب و کار ممکن است حتي ندانند پرفروش‌ترين و سودآورترين محصولات‌شان کدام است يا اين‌‌که آن محصولات واقعا خاص در يک بخش فراموش‌شده فروشگاه يا دفترشان قرار دارند. شما مي‌توانيد ايده‌ها و ياد خود اين محصولات و خدمات ناديده گرفته شده و فراموش شده را از

يک نکته‌ي مهم ديگر را هم از ياد نبريد: اگر هنوز در معرض رقابت شديد نيستيد، هر فرصتي را براي جمع‌آوري و بررسي ايده‌هاي جديد از هر منبعي که مي‌توانيد، غنيمت شمريد. در مورد چگونه بهتر کردن و به‌کمال رساندن آن ايده‌ها فکر کنيد. آن‌ها را جايي مطمئن نگاه داريد تا زماني که رقبا به‌سراغ شما آمدند، آن‌ها و مشتريان‌تان را غافل‌گير کنيد.

نمي‌توانيد تصور کنيد چه ايده‌هاي بي‌نظيري مي‌تواند از همين راه به‌ظاهر ساده به‌دست بيايند!

2- بازاريابي‌تان را در هر دو “جهان” تشديد کنيد:

زماني که رقابت، سخت مي‌شود، يکي از راه‌هاي بديهي پيش روي شما افزايش هزينه‌هاي تبليغاتي‌تان است. اما آيا روش‌هاي تبليغاتي به راه‌هايي که شما مي‌شناسيد محدود مي‌شوند؟ رقباي شما از چه روش‌هايي استفاده مي‌کنند؟ شما هم از آن‌ها در اين زمينه تقليد کنيد!

روش‌هاي بازاريابي آن‌لاين و از طريق اينترنت، با سرعت کم اما قابل قبولي در حال گسترش در کشور هستند. امروز بنابر آمارهاي رسمي، بيش از 60 درصد مردم ايران به اينترنت دسترسي دارند. از اين ميان، بيش از 50 درصد کاربران از طريق استفاده از اينترنت روي گوشي‌هاي تلفن همراه خود به اينترنت دسترسي پيدا مي‌کنند. شما چه فکري براي استفاده از اين کانال ارتباطي عظيم کرده‌ايد؟ آيا از روش‌هاي تبليغات اينترنتي مثل ارسال ايميل، آگهي دادن در سايت‌هاي مرتبط با کسب و کارتان يا سايت‌هاي پربازديد، راه‌اندازي سايت اختصاصي براي کسب و کارتان و … باخبريد؟ بد نيست آن‌ها را هم امتحان کنيد.

البته فراموش نکنيد که بازار دنياي واقعي را به اميد بازاريابي در دنياي مجازي فراموش نکنيد! مشتريان شما هنوز آدم‌هاي واقعي هستند؛ نه موجودات مجازي. بنابراين در هر دو دنياي واقعي و مجازي، حضوري قدرتمند براي شناساندن خود و محصولات‌تان داشته باشيد.

3- متفاوت باشيد

شما بايد دلايل منطقي و قانع‌کننده‌اي به مشتريان ارائه کنيد که چرا بايد در مقايسه با رقباي‌تان شما را انتخاب کنند. به اين فکر کنيد که چه چيزي کسب و کار و هم‌چنين محصول و خدمت شما را از ديگران متفاوت مي‌کند؟

آيا اين دلايل براي متقاعد کردن مشتريان شما براي ترجيح دادن شما به ديگر رقبا کافي‌اند؟ اگر اين‌طور نيست، زمان آن رسيده که دست به‌کار شويد و کاري متفاوت بکنيد.

4- تصويرتان را بهتر کنيد:

تصوير شما در ذهن مشتريان، رقبا و ديگران مي‌تواند يک عامل بزرگ براي موفقيت کسب و کارتان باشد. در دنياي کسب و کار، پذيرفته شدن همه چيز يا هيچ چيز است. هنرمند کسي است که خود را به ديگران مي‌قبولاند: کسي که تصويري از کسب و کار خود را در ذهن ديگران مي‌سازد که آ‌ن‌ها کسب و کار او را براساس شايستگي‌هايي که دارد ببينيد و نه آن‌چه ندارد. اين بخشي از فرايند بازاريابي استراتژيک است؛ فرايندي که در آن يک هويت غيرقابل فراموش شدن براي کسب و کار خود مي‌سازيد: هويتي که شما را از رقباي‌تان متمايز مي‌کند و بر توان‌مندي‌هاي يگانه و ويژه محصولات و خدمات شما ـ که ديگران از آن بي‌بهره‌اند ـ تأکيد مي‌کند.

اما براي اين منظور بايد چه کار کنيد؟ وب‌سايت جذاب و حرفه‌اي براي خودتان طراحي کنيد. محتوا و اطلاعات ارزشمندي را در سايت‌تان به مخاطب‌تان ارائه کنيد. در فروشگاه‌‌تان به مشتري تا مي‌توانيد اطلاعات بدهيد. هر چقدر مشتري زمان بيش‌تري را با شما و در وب‌سايت‌تان بگذراند، احتمال بيش‌تري دارد که به خريد از شما مجاب شود.

ديوارهاي دفترتان را به‌رنگي خاص دربياوريد که در ذهن مشتري باقي بماند. تبليغات‌تان را از نظر رنگ‌بندي و شيوه‌ي طراحي گرافيکي در تمامي رسانه‌هاي تبليغاتي‌تان يکسان کنيد (مثلا تبليغات چاپي شما با کارت ويزيت شما و با وب‌سايت شما بايد تصوير يکساني را در ذهن مشتري ايجاد کنند.)

لینک‌های هفته (184)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

چرا باید به مشاغل دیگر هم گوش چشمی داشته باشید (حتی اگر عاشق شغل کنونی خود هستید) – بیزینس ترند (عاااااااااااالی!)

اقتصاد آنلاین – 30 ویژگی یک شهروند متمدن؟ (به‌روایت دکتر سریع‌القلم!)

احساسات و تجربه‌های متناقض توسعه‌دهنده‌های موفق گیم‌ها: گناه، سرخوشی، سردرگمی برای خرج کردن عایدی، افسردگی و آشفتگی! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

سه سئوالی که هنگام کار با رئیس جدید باید بپرسیم (محمد سالاری)

7 کلید طلایی پولدار شدن | سایت طلا

مدیریت کسب و کار:

مدل مدیریت یک پروژه‌ی چند ده بیلیون دلاری (لذت آموزش اقتصاد) (عاااالی!)

یک مشاور ـ چگونه کنترل پروژه‌ها را از دست ندهید (حسن احمدی؛ یک مشاور)

خلبان یا پیاده‌نظام (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

20 روش کاربردی برای تامین سرمایه لازم جهت آغاز و گسترش کسب و کار شخصی

چرا تماشاگران دیگر به استادیوم نمی‌روند؟ (تحلیل خواندنی امیر علی‌زاده عزیز)

اقتصاد:

هشدارهای فیس‌بوکی محسن رنانی به دولت در مورد یارانه‌ها: اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها خطربزرگ دولت است

تلخي تسليم هواپيمايي و شيريني توسعه ايرانگردي (علی دادپی؛ سر خیابان فرصت)

اقتصاد آنلاین – اولویت‌بندی 10گانه کالاها برداشته شد (خبر مهم!)

آمار و اطلاعات مدیریت کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – جایگاه ایران در شاخص‌های کسب‌وکار

کارگران امریکایی چند برابر کاربران ایرانی حقوق می‌گیرند؟

اقتصاد آنلاین – تصویر آماری از روند رشد اقتصادی

اقتصاد آنلاین – اقتصاد ایران زیر ذره‌بین صندوق‌ بین‌المللی‌ پول

اقتصاد آنلاین – گردش مالی نوروز 93 ؛ 100 میلیارد تومان

علم و فناوری:

ایسنا – «بوی موفقیت» زنان و مردان شناسایی شد

پاکسازي مغز با خواب!

هورمون عشق، آدم را دروغگو می‌کند؟

صنعت فاوا در ایران و جهان:

کودک 5 ساله‌ای که یک مشکل امنیتی اساسی را در ایکس‌باکس وان پیدا کرده، پاداش بزرگی دریافت می‌کند! – زومیت

بالاخره تعرفه کيلويي تجهيزات شبکه حذف شد

روند نزولی فروش رایانه‌های شخصی با انقضای ویندوز XP

گزارش مرکز پژوهش‌ها از گرانفروشی اینترنت و  ایران کندترین سرعت اینترنت را دارد

مدیریت و کسب و کار فاوا:

چرا توسعه‌دهنده‌ها، بیشتر روی اپلیکیشن‌های iOS کار می‌کنند تا اپلیکیشن‌های اندروید؟ (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

نحوه‎ی حمایت مالی از پروژه‌های اشتغال‌آفرین در بخش ICT تعیین شد (خبر مهم!)

اپل دهمین برند بر‌تر جهان شد، مایکروسافت یازدهم، گوگل بیست و ششم – ایستنا

اسناد فاش شده در دادگاه اخیر نشان می‌دهد که چرا اپل می‌خواهد تلفن‌هایی با ابعاد بزرگ‌تر تولید کند – زومیت

رسانه‌های اجتماعی:

چرا هیچکس به قدرت فیس‌بوک در آینده اعتمادی ندارد؟ | رسانه‌های اجتماعی

فیس‌بوک کاربرانی که التماس لایک و به‌اشتراک‌گذاری مطالب را دارند تنبیه می‌کند!

فناوری همراه:

گوگل نتوانست کلمه “Glass” را به نام خود ثبت کند!

نسخه مخصوص آی‌پد آفیس مایکروسافت 12 میلیون بار دانلود شد!

آمار و اطلاعات فاوا در ایران و جهان:

ايتنا – یک‌پنجم صنعت نرم‌افزار جهان در دست زنان

تاکید ۷۱ درصد سازمان‌ها بر افزایش استفاده از ابزارهای موبایلی – ایستنا

ايتنا – ارزش ۳.۸ تریلیون دلاری بازار جهانی IT در سال ۲۰۱۴

بازار محصولات نرم‏‌افزاری از ۴۰۷ میلیارد دلار گذشت – ایستنا 

۵۰۰ میلیارد دلار پرداخت موبایلی در سال 2014 – ایستنا