ويژگي‌هاي شخصي يك تحليل‌گر سيستم خوب

الوعده وفا! سه‌شنبه‌ها در مورد مشاوره‌ي مديريت:

من در پروفايل گوگل‌ام، تخصص‌ام را تحليل‌گري سيستم نوشته‌ام. بد نيست که با هم ببينيم يک تحليل‌گر سيستم خوب بايد چه ويژگي‌هاي شخصي داشته باشد:

  1. مهارت‌هاي ارتباطي: مهارت‌هاي شفاهي، نوشتاري، حركات بدن (زبان بدن) و …؛
  2. توانايي درک سريع و هوشيارانه حقايق و كارهاي مختلف؛
  3. دورانديشي و داشتن چشم‌انداز براي مطالعه‌ي مسائل، پيشنهاد گزينه‌هاي پيش رو براي حل آن‌ها و پياده‌سازي راه‌حل‌ها؛
  4. سازگاري و انعطاف‌پذيري: توانايي ايجاد سازگاري بين جنبه‌هاي مختلف محيطي، واژگان تخصصي و فرهنگ كاري‌ (سازگاري ميان زبان كارفرما، زبان علمي و زبان دروني شركت مشاور)؛
  5. شکيبايي و درايت در شنيدن نظرات و رويارويي با شخصيت‌هاي مختلف؛
  6. خوانش شخصيت افراد (جهت تدوين طرح‌هايي براي بررسي سيستم‌ها و جمع‌آوري اطلاعات)؛
  7. مهارت‌هاي مديريت پروژه براي به اتمام رساندن كار در زمان و هزينه‌ و البته با کيفيت مورد انتظار؛
  8. مهارت‌هاي رهبري؛
  9. توانايي‌هاي ديپلماتيك: براي مذاكره و همكاري با سطوح مختلف سازماني كارفرما؛
  10. توانايي‌هاي آموزشي و مستندسازي: براي آموزش كاركنان كارفرما جهت به‌روزرساني سيستم.

منبع: اسلايدهاي آموزشي درس تحليل سيستمِ استاد بزرگ‌وار و نازنين‌ام دکتر محمد حسين فاضل زرندي

ايده‌هاي هفته (1)

الوعده وفا! اولين‌ پست ايده‌هاي هفته:

  • براي فهميدن يک مدل، بايد اول فرضيات مدل را بفهميد!
  • استثنا گذاشتن در اصول، قوانين، مقررات، استانداردها و … باعث ايجاد عادت‌هاي اشتباه مي‌شود.
  • يکي از مهم‌ترين فوايد استانداردسازي اين است که باعث تکرارپذير شدن کارها و خروجي‌ها مي‌شود.

پراکنده‌گويي است ديگر! اميدوارم در هفته‌هاي بعد شکل به‌تري بيابد.

6 روش براي پر کردن هر روز باک بنزين‌ بدن‌تان!

نويسنده: توني شوارتز/ مترجم: علي نعمتي شهاب

آيا ساعت‌هاي زيادي کار مي‌کنيد، در جلسات زيادي حاضر مي‌شويد، تعطيلات کوتاه‌تري داريد، اي‌ميل‌هاي بيش‌تري را پاسخ مي‌دهيد و ناهارتان را سر ميزتان صرف مي‌کنيد؟ (تازه اگر اصلا ناهاري در کار باشد!)

آيا تقاضاها از شما هر روز بيش‌تر مي‌شود و در نتيجه براي همراه ماندن با آن‌ها براي شما دچار مشکل شده‌ايد؟ آيا حال‌تان از شنيدن عبارت “کار بيش‌تر با ورودي کم‌تر” به هم مي‌خورد؟ آيا واژه‌ي “ناپايدار” براي‌تان آشنا به نظر مي‌رسد؟

انسان‌ها مثل رايانه‌ها نيستند: آن‌ها نمي‌توانند براي زمان زيادي به صورت مداوم و با سرعت بالا کار کنند. ما براي داشتن هارموني و نوسازي گاه به گاه طراحي شده‌ايم. در اين مقاله 6 استراتژي که براي ما مفيد بوده را به شما هم هديه مي‌کنيم:

يک: خواب کافي را بالاترين اولويت خود قرار دهيد

بسياري از ما اين افسانه را که يک ساعت خواب کم‌تر باعث افزايش بهره‌وري مي شود را باور کرده‌ايم. در حقيقت حتي مقدار کوچکي کم‌خوابي مي‌تواند به شکل قابل توجهي ظرفيت تمرکز، تفکر تحليلي و خلاقيت ما را تحت تأثير قرار دهد.

نتايج تحقيقات روشن‌اند: بيش از 95 درصد از ما نيازمند 7 تا 8 ساعت خواب شبانه هستيم تا به ميزان کافي استراحت کنيم و مغزمان هم بتواند به صورت بهينه آموخته‌هاي جديد ما را در خودش هضم کند. افراد داراي عملکرد عالي ـ از موسيقي‌دادن‌ها گرفته تا قهرمانان ورزشي ـ حتي بيش‌تر از 8 ساعت در شبانه‌روز مي‌خوابند!

دو استراتژي ساده‌اي که مي‌توانند کمک کنند اين‌ها هستند:

  1. يک زمان معين براي رفتن به رختخواب را مشخص کنيد و 30 تا 45 دقيقه زودتر کم‌کم براي خواب آماده شويد. به اين ترتيب مي‌توانيد از کارهاي تحريک‌کننده‌اي مثل پاسخ دادن به اي‌ميل‌ها رها شويد و در مقابل، به کارهاي آرامش‌بخشي مثل گرفتن يا حمام داغ يا مطالعه بپردازيد.
  2. زمان کوتاهي را به مرور آن‌چه پيش از خوابيدن در ذهن‌تان هست بگذرانيد و سپس هر چيزي را که نگران‌تان مي‌کند يادداشت کنيد. کاري که مي‌کنيد پارک کردن اثربخش اين دغدغه‌ها است تا بدين ترتيب ان‌ها شما را از خوابيدن باز ندارند يا در نيمه شب شما را از خواب نپرانند!

دو: هر 90 دقيقه به خودتان يک زنگ تفريح بدهيد

مقدار زماني که کار مي‌کنيد ارزش محصول‌ کارتان را مشخص نمي‌کند؛ بلکه انرژي که هر ساعت به کارتان وارد مي‌کنيد اين ارزش را تعيين مي‌کند. به همين شکل زماني که کار نمي‌کنيد اهميت ندارد؛بلکه اين‌که چقدر ماهرانه‌ تجديد انرژي مي‌کنيد مهم است.

کليد اول تسکين دادن متناوب بدن‌تان است. شما مي‌توانيد با تمرين کردن به شکل قابل توجهي ضربان قلب‌، فشار خون و تنش عضلات‌تان را بين 30 تا 60 ثانيه کاهش دهيد.

در حالي که چشمان‌تان بسته‌اند، با سه شماره يک نفس بسيار عميق با تمام ظرفيت‌ بيني‌تان بکشيد و با شش شماره نفس را از دهان‌تان بيرون بدهيد. بدين ترتيب عمليات بازيابي خود را تقويت مي‌کنيد.

وقتي بدن‌تان تسکين بيابد، مغز متفکرتان هم راحت‌تر مي‌شود و شما هم احساس به‌تري خواهيد داشت.

سه: يک فهرست پويا از همه چيز داشته باشيد

همه چيز يعني هر کاري مي‌خواهيد انجام دهيد. هر چقدر ذهن‌تان را به صورت کامل‌تر و در دوره‌هاي زماني کوتاه‌تري دانلود کنيد؛ انرژي کم‌تري را در فکر کردن بي‌ثمر در مورد کارهاي انجام شده تلف خواهيد کرد و انرژي بيش‌تري براي خرج کردن در کارهايي که انجام مي‌دهيد خواهيد داشت.

چهار: ضربان قلب‌تان را بالا ببريد يا بعد از ظهرها چرتي بزنيد

اگر داريد براي ورزش نکردن به صورت منظم از خودتان عذرخواهي مي‌کنيد که “ببخشيد، وقت ندارم!” با ورزش کردن در زمان ناهار خوردن چطوريد؟

براي پاک کردن ذهن‌، کاهش نگراني و به دست آوردن انرژي جديد هيچ راه به‌تري از بالا بردن هدف‌دار ضربان قلب‌تان تا نقطه‌هاي آئروبيک و آنائروبيک وجود ندارد.

اگر رفتن به يک سالن ورزش براي‌تان خيلي وقت‌کشي محسوب مي‌شود؛ درباره‌ي يک پياده‌روي با سرعت بيش‌تر از حد معمول در بيرون ساختمان چطوريد؟ اگر در دفترتان هستيد، چطور است بلند شويد و از پله‌ها پايين برويد؟

يک گزينه‌ي جايگزين، 20 تا 30 دقيقه خواب نيم‌روزي بين ساعت‌هاي 13 تا 16 است؛ وقتي اغلب ما موجي از خستگي را احساس مي‌کنيم. يافته‌هاي پژوهش‌گري به نام سارا مدنيک نشان مي‌دهد که يک چرت کوتاه هر چند نمي‌تواند کاملا قدرت‌بخش باشد؛ اما در مقايسه با افراد نخوابيده، به شکل قابل توجهي عملکرد را در فعاليت‌هاي فکري در ساعات بعد از آن افزايش مي‌دهد.

کارفرماهاي اندکي چرت زدن را ممنوع کرده‌اند؛ با اين حال حتي تکيه دادن به پشتي صندلي‌تان و بستن چشمان‌تان براي دقايقي هر چند اندک مي‌تواند باعث تجديد انرژي شود. اگر هم رئيس‌ هستيد؛ يک صندلي مخصوص خواب بگيريد ـ محبوب‌ترين اثاثيه‌ي اداري براي من ـ و خودتان به‌عنوان سرمشق ديگران به اين کار مبادرت ورزيد!

پنج: قدرداني کردن و لذت بردن را تمرين کنيد

يکي از کم‌ احتمال‌ترين راه‌هاي شناخته شده براي از دست دادن انرژي احساسات منفي است. ما در تذکر دادن آن‌چه اشتباه است نسبت به آن‌چه درست است، سرعت بيش‌تري داريم!

در زندگي‌‌تان به دنبال موقعيت‌هايي براي قدرداني از ديگري بگرديد و احساس‌تان را به صورت مستقيم يا در قالب يک نوشتار با او در ميان بگذاريد. به اين ترتيب شما به او جامي از انرژي مثبت را خواهيد بخشيد؛ اما به‌اشتراک گذاشتن انرژي مثبت به خودتان هم اين امکان را مي‌دهد که احساس به‌تري داشته باشيد.

به دنبال فرصت‌هايي براي قدرداني از خودتان باشيد. زماني را براي لذت بردن از پيروزي‌هاي کوچک صرف کنيد، به خودتان اعتباري را که لياقت‌اش را داريد، بدهيد و خودتان را براي زمان‌هايي که کم مي‌آوريد، ببخشيد.

شش: يک مراسم آييني را براي رفتن از محل کار به منزل و بالعکس طراحي کنيد

وقتي دفترمان را ترک مي‌کنيم، بسياري از ما کارمان را با خودمان حمل مي‌کنيم. در نتيجه حتي وقتي که در منزل هستيم، حضورِ غايبِ ميان جمع محسوب مي‌شويم! دنبال ايجاد روش خاصي بگرديد که خودتان را از کارتان رها سازيد تا بتوانيد در پشت صحنه به زندگي‌تان بپردازيد.

به‌ترين مراسم آييني که من در ميان مشتريان خودم ملاحظه کرده‌ام، توقف جايي نزديک منزل‌ ـ مثل يک پارک ـ و چند دقيقه صرف وقت براي تمام کردن روز و تمرکز بر آن‌چه در پيش رو قرار دارد، است. منزل را دوباره به جايي تبديل کنيد که شما را تازه مي‌سازد.

منبع

گزاره‌ها (41)

يک ره‌بر خوب آدم‌ها را براي اعتماد کردن به خودش جذب مي‌کند. اما يک ره‌بر بزرگ، آدم‌ها را تحريک مي‌کند تا به خودشان اعتماد داشته باشند …

يک ناشناس باهوش

مقاله‌ي هفته (1) ـ راز مديران اثربخش چيست؟

الوعده وفا! اولين مقاله‌‌ي هفته به احترام بنيان‌گذارعلم مديريت نوين و يکي از تأثيرگذارترين قهرمانان زندگي من زنده‌ياد پيتر دراکر بزرگ، به نوشته‌اي از اين مرد بزرگ اختصاص يافته است. حرف اصلي پيتر دراکر در اين مقاله اين است: مديران موفق و اثربخش، مدير به دنيا نمي‌آيند. آن‌ها هيچ ويژگي ذاتي خاصي ندارند. تنها فرق آن‌ها با ديگران رعايت 8 اصل اساسي در مديريت‌شان در قالب 3 گام کلان است:

1- کسب دانش مورد نياز:

  • با پرسيدن اين‌که چه چيزي واقعا بايد انجام شود؟
  • با پرسيدن اين‌که چه چيزي براي سازمان درست است؟

2- عملياتي کردن دانش:

  • تدوين برنامه‌هاي عملياتي
  • تعيين مسئول هر فعاليت
  • به‌عهده گرفتن مديريت ارتباطات
  • تمرکز بر موقعيت‌ها نه حل مسائل

3- اطمينان از پاسخ‌گويي در سراسر سازمان

  • برگزاري جلسات مفيد
  • فکر کردن به “ما” به جاي “من” و بر زبان جاري ساختن آن

اين مقاله ي بسيار خواندني را که در شماره‌ي ژوئن 2004 هاروارد بيزينس ريويو به چاپ رسيده است، مي‌توانيد از اين‌جا به صورت مستقيم دانلود کنيد.

لينک‌هاي هفته (20)

5 ماه تمام!!! باورم نمي‌شه!

پيش از شروع سه نکته:

  1. لينک‌هايي که به نظرم بايد حتما و تحت هر شرايطي خوانده بشوند را با رنگ قرمز از ساير لينک‌ها متمايز مي‌کنم.
  2. براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.
  3. اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين توضيحات لينکهاي هفته را مرور مي‌کنيم:

مديريت:

خدمات پس ار فروش مشاور خارجی (احسان اردستاني)

روی ابرها کار کنید! (درباره‌ي رايانش ابري و کاربردهاي‌اش)، ۴ دلیل به‌تعویق انداختن کارها (بسيار بسيار موافق‌ام!)، ۷ نکته برای استفاده بهینه از گودر (امير مهراني)

گواهی های بین المللی مدیریت پروژه (يعني مشمول ذمه‌ايد اگر اين پست آقاي نادر خرمي‌راد را نخونيد!!! اگر مي‌خواهيد PMP بگيريد يا هر مدرک ديگري، اول بايد اين پست را بخونيد.)

مهدي عرب عامري اين هفته دو تا پست بسيار خوب در مورد گزارش‌دهي و گزارش‌گيري در مديريت پروژه نوشت: گزارش خوبش، خوبه و کسب اطلاعات در ۱۵ دقیقه، در حالت ایستاده

نيام يراقي در دو پست پست اولي مهدي را تکميل کرد که پيشنهاد مي‌کنم حتما هر سه تا پست را در کنار هم بخونيد: مدیریت ارزش کسب شده و گزارش ریسک های پروژه

مديران مادرزاد (آيدين کسايي روي خوب نکته‌اي دست گذاشته: اين‌که چقدر ما تو ايران مديران بالفطره داريم!!!)

بررسی وضعیت بازار میوه ایران (صادرات – واردات) (از استاد پرويز درگي؛ نکته‌ي بسيار بسيار جالب اين نوشته براي من اين بود که: “امروزه علوم مورد نیاز برای اداره کسب‌وکارها به سه دسته اساسی تقسیم می‌شوند: 1- علوم فني خاص هر حوزه مثلا مهندسي. 2- علوم حوزه‌ي تحلیل محیط مثل اقتصاد و جامعه‌شناسی. 3- علوم حوزه رقابت مثل استراتژي و بازاريابي.”)

قانون، محدودیت نیست (نظرسنجی) (کنترل سطح دسترسي به اطلاعات که دارايي اصلي يک شرکت مشاوره يا نرم‌افزاري محسوب مي‌شوند چگونه بايد باشد؟) و کاری که زندگی است، کاری که باید برای زندگی باشد (از آقاي مجيد آواژ)

نمونه آرمانی (Ideal Type) چیست و چگونه ساخته می‌شود؟ (“چگونه نمونه‌ي آرماني بسازيم: تمايز، يکپارچه‌سازي، انتزاع و تعميم.”) و در آینده ظرف ۳۰ ثانیه هر کسی می‌تواند مشهور شود (از وبلاگ مدير رسانه؛ آقاي رضا قرباني)

اگر یک تیم خوب می خواهید به این پنج سئوال پاسخ بدهید (از آقاي محمد سالاري)

شستشوی سبز (Greenwash) (بحث جالبي است! از علي مرجائي)

یافتن و مراقبت از افراد نوآور

چهار خصوصیت اصلی گروه‌های موفق (1. داشتن هدف مشخص؛ 2. درگير بودن همه‌ي اعضا؛ 3. وفاداري به گروه؛ 4. سادگي قوانين حاکم بر گروه)

مهارت‌هاي مديريتي مدیریت بحران – چالشی برای رهبری (“زمانی که با بحران مواجه مي‌شوند رهبری بیشتر از آنکه چه کاری و چگونه انجام شود به معنای چگونه بودن است.” مقاله‌اي بسيار مختصر درباره‌ي مديريت ريسک.)

چگونه مي‌توان در کار از خانه موفق عمل کرد؟

سود و مسوولیت اجتماعی درشركت‌ها (راست‌اش من ادعاي اين مقاله را درک نکردم. مي‌گه اگر شرکت‌ها را مجبور کنيم که مسئوليت اجتماعي را دنبال کنند عملا به نتيجه‌اي نمي‌رسيم. ولي وقتي براي کسب سود تلاش مي‌کنند، مسئوليت اجتماعي هم در کنارش انجام مي‌شه.)

شبکه‌های اجتماعی چگونه کسب‌و‌کار را متحول کرده‌اند

فناوري اطلاعات:

ده پلاگین پرطرفدار وردپرس در سال ۲۰۱۰ و نت بوک یا تبلت ؟ کدام یک را بخرم (به درد ما دومين‌ندارها که وردپرس دات کام استفاده مي‌کنيم که نمي‌خوره!) (از مهرداد نايب)

«فايننشال تايمز» استيوجابز را انتخاب كرد: قهرمان تكنولوژي در نقش مرد سال (باراک اوباما استيو جابز را خلاصه‌‌ي رویای آمریکایی‌ها ناميده!!!)

۱۵ شرکتی که دنیای آی تی را متحول کردند … درست قبل از متلاشی شدنشان و مصاحبه با ویدا امانی ، مهندس ارشد کمپانی های Adobe و Apple و ۲۰ حقیقت جالب دربارۀ سه غول دنیای تکنولوژی (از وبلاگ ماني که اين هفته کشف‌اش کردم!)

پيش‌بيني آي‌بي‌ام از حوزه فناوري درسال2015

12 عادت بد در استفاده از فناوري

پربازدیدترین سایت‌ها در آخرین روزهای سال (پنجمي‌ ايران‌اش شاه‌کاره …)

برترین سیستمهای عامل و تلفنهای هوشمند 2010

۹۵ درصد از اشتراک‌های توییتر طی دو سال گذشته ایجاد شدند

۷۹ درصد کاربران برای کلمه‌ی عبور از اطلاعات شخصی استفاده می‌کنند

شکست‌‌ها و بدترین‌‌های تکنولوژی در سال 2010 بربادرفته‌ها

تلفنهای همراه هوشمند برای کاربران خود بیش از حد باهوشند! (“71 درصد از کاربران از تلفنهای همراه هوشمند خود تنها برای تماس گرفتن، ارسال “اس. ام. اس” و ورود به شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. به طوری که این کاربران تنها از 10 درصد از عملکردهای تلفنهای همراه هوشمند خود بهره می گیرند!!!”)

برترین ابزارهای فناورانه سال 2010/ بهترین موبایلها و لپ تاپهای2010

اقتصاد:

اين هفته بخش اقتصاد بسيار پر و پيمانه!

در سخنراني «گري‌ بكر» براي كنفرانس مديريت تهران ارائه شد: تحليل اقتصاددان برجسته آمريكايي از آينده اقتصاد ايران (گري بکر نوبليست اقتصاد. حتما بخوانيد.)

اقتصاد در زندگي واقعي (1): اقتصاد امروزي؛ روش‌ها و كاربردها و اقتصاد در زندگي واقعي در جست‌وجوي خوشبختي (هر دو مطلب بي‌نظير! استثنايي! به‌عنوان يک علاقه‌مند اقتصاد رفتاري و تئوري تصميم‌گيري، توصيه‌ي اکيد دارم که با وجود طولاني بودن، حتما بخوانيدشان!)

هدف‌مندسازي يارانه‌ها به موضوع اصلي بحث‌هاي اقتصادي اين روزهاي ايران تبديل شده. در اين زمينه حامد قدوسي عزيز سه پپست بسيار عالي داشت اين هفته:
در اين زمينه اين‌ مطالب را هم ببينيد:

یارانه ها و یارانه بنزین خودرو بیشتر از یارانه نقدی آدم! و یارانه و رسانه ها و انتظارات از اصلاح یارانه ها (پويان مشايخ)

اثر اصلاح قیمت‌ها بر تورم (محاسبه‌ي ميزان تغيير نرخ تورم بر اثر آزادسازي قيمت‌ها)

با واریز یارانه‌های نقدی، حجم نقدینگی از مرز ۳۰۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفت

اظهارنظر مدیران بانکی برای تدوین بسته سال آینده نرخ سود بانكي سال آينده افزایش یابد (پيشنهاد کرده‌اند نرخ بهره‌ي شناور بين 18 تا 20 درصد و رقابتي بين بانک‌ها!)

و ساير مطالب اقتصادي:

اقتصاد در يك درس مالیات، مانعي در برابر تولید

پرداخت هزینه پارک کردن بهتر است یا عدم‌پرداخت آن؟ (از محمد رضا فرهادي‌پور درباره‌ي هزينه‌هاي اقتصادي نظم شهري!)

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

ثروت، فقر، ترحم (برخلاف تصور موجود، آدم‌هاي فقير دست و دل‌بازتر ازپول‌داران هستند.)

میزان خستگی بر آهنگ و طنین صدای انسان تاثیرگذار است

زندگی اجتماعی به بزرگی فضای بادامه مغز بستگی دارد

كشف دروغ‌ياب ذهني در مغز انسان!

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

مثل شرلوک هلمز فکر کنيد!

قبلا اين‌جا به اين موضوع پرداخته‌ام که مهم‌ترين وظيفه‌ي يک مشاور حل مسئله است. شايد بشود يک گام هم پيش‌تر گذاشت و به قول پوپر گفت: “زندگي سراسر حل مسئله است!” خوب اين حل مسئله چطوري بايد انجام بشود؟ اين يکي از دل مشغولي‌هاي اساسي من هست که قبلا در مورد آن نوشته‌ام و در آينده هم حتما خواهم نوشت.  اين اواخر مطلب جالبي خواندم درباره‌ي اين‌که چطور به روش شرلوک هلمز مسئله را حل کنيم؟ قبل از من البته امير مهراني اين‌جا در اين مورد از زاويه‌ي ديد ديگري نوشته که پيشنهاد مي‌کنم حتما آن را هم بخوانيد.

خوب اين هم ويژگي‌هاي تفکر هلمزي:

  1. ذهن بازي داشته باشيد.
  2. از استدلال استقرايي استفاده کنيد.
  3. حواس‌تان باشد پيش‌فرض‌ها يا راه‌حل‌هاي ارايه شده توسط ديگران (از جمله مشتريان شما به‌عنوان يک مشاور) ممکن است درست نباشد و يا حتي بدتر، بي‌ربط باشد!
  4. همه‌ي احتمالات ممکن را بررسي کنيد، به‌ويژه آن‌هايي که ديگران جا انداخته‌اند!
  5. به دقت همه‌ي جزييات را بررسي کنيد و آن‌هايي را که ممکن است بعدا به دردتان بخورند را به خوبي ثبت کنيد.
  6. به دنبال ارتباطات، روابط، موارد سازگار يا ناسازگار بگرديد.
  7. تا مي‌توانيد سؤال بپرسيد!
  8. به شم و غريزه‌ي خود اعتماد داشته باشيد؛ ولي لطفا اين توانايي را هم داشته باشيد که آن را با شواهد و واقعيت‌ها پشتيباني کنيد.
  9. تغيير قيافه بدهيد (يا حتي ندهيد!)
  10. بي‌رحمانه براي پيدا کردن راه‌حل تلاش کنيد!

يک نکته‌‌ي ديگر: کارآگاهان خوب الگوهايي را هم براي آدم‌هايي که از راز مورد نظر کارآگاهان باخبرند و هم براي کارِ کارآگاهي خوب توسعه مي‌دهند. بنابراين سعي کنيد براي حل مسئله الگوهايي را طراحي و استفاده کنيد.

پست‌هاي ثابت هفتگي گزاره‌ها

هيچ کاري مثل تعهد ايجاد کردن، براي اين‌که آدم مجبور شود آن کاري را که بايد بکند انجام دهد، نتيجه‌بخش نيست. حقيقت اين است که تنبلي، دست‌اندازهاي زندگي و البته بي‌حوصلگي باعث شده بود که مدت‌ها مطالبي را که مي‌دانستم بايد بخوانم را نخوانم. هر چند شرايط زندگي‌ام اين روزها بدتر شده که به‌تر نشده‌؛ اما خوب حداقل فايده‌ي مجموعه پست‌هاي لينک‌هاي هفته براي من اين بوده که مجبورم کرده به صورت مستمردر طول هفته بخوانم و بخوانم و بخوانم. همين نتيجه‌ي نسبتا خوب، باعث شده تا مدتي در ذهنم به اين فکر کنم که چند تا کار ديگر هم بايد انجام بدهم که نمي‌دهم و شايد به‌وسيله‌ي اين‌جا بشود تعهد انجام آن‌ها را هم در خودم ايجاد کنم. بنابراين از هفته‌ي آينده، علاوه بر انتشار هفتگي پست لينک‌هاي هفته در پنج‌شنبه شب‌ها، سه پست ثابت هفتگي ديگر هم خواهيم داشت:

  1. شنبه شب‌ها ـ مقاله‌ي هفته: چه مشاور، چه دانشجوي مديريت، چه هر کار ديگري داشته باشيد، بايد هر هفته کتاب و مقاله به‌اندازه‌ي کافي بخوانيد. کتاب را که من نمي‌توانم يک هفته‌اي بخوانم‌ (!)، اما سعي مي‌کنم هر هفته يک مقاله يا پرزنتيشن خوب و عالي (طبيعتا به زبان انگليسي) را بگذارم. اين مقالات يا پرزنت‌ها مي‌توانند در مورد موضوعات پايه‌ي علم مديريت يا IT باشند و ممکن است مباحث جديدي را در اين حوزه مطرح کنند. هر چند تمرکز اصلي‌ام را روي مقالات کلاسيک و اساسي علم مديريت (به‌ويژه مقالات HBR) مي‌گذارم.
  2. دوشنبه‌ شب‌ها ـ ايده‌هاي هفته: خيلي وقت‌ها از اين طرف و آن طرف ايده‌هاي جالبي را يادداشت مي‌کنم که نمي‌شود در قالب يک پست کامل بنويسم‌شان؛ هر چند که وقتي دفترچه‌ي يادداشت‌ام را ورق مي‌زنم، هي به من چشمک مي‌زنند که: منو بنويس! 😉 براي حل اين مشکل، دوشنبه‌ شب‌ها، سه ايده‌ي جالب را اين‌جا يادداشت خواهم کرد.
  3. سه‌شنبه شب‌ها ـ پست مربوط به مشاوره‌ي مديريت و IT: واقعيت اين است که من به شدت به حوزه‌ي مشاوره علاقه‌مندم. نوشته‌هاي پراکنده‌ام تا به امروز اين را نشان داده؛ اما فکر مي‌کنم در اين فضاي بي‌در و پيکر مشاوره‌ي مديريت و IT در ايران لازم است که حتما به صورت هفتگي در اين مورد بنويسم. ادعايي ندارم که مشاور خيلي درست و حسابي هستم؛ اين کار را براي اين مي‌کنم که خودم را به خواندن در مورد مشاوره در طول هفته مجبور کنم!

طبيعي است که پست‌هاي ثابت شبانه‌ي (!) فوق باعث نمي‌شود که رويه‌ي قبلي گزاره‌ها تغيير کند. اين‌جا همان جاي قبلي است با اندکي افزودني‌هاي اميدوارم خوش‌مزه‌تر!

خروج از نسخه موبایل